سایر منابع:
سایر خبرها
21 مهر روز عاشورای تاریخی/ از 5 صبح تا 7 غروب بر امام حسین(ع) چه گذشت؟
به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در گاهشماری ایرانی واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی 21 مهر سال 59 هجری شمسی می شود. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرفهای مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند. در این تحقیق علمی، اوقات
شهادت 51 یار در تیرباران صبح/ تنها زن شهید در کربلا/ دستور شمر برای محاصره یاران
وضعیت عمومی روز عاشورا زمان: 61/1/10 هجری قمری، معادل 59/7/21 شمسی (برخی 59/7/20) و دهم اکتبر سال 680 میلادی. وضعیت هوا: صاف و آفتابی اذان صبح به وقت محلی کربلا: ساعت 4:41 بامداد اذان ظهر: ساعت 11:47 اذان مغرب: ساعت 17:50 طلوع آفتاب: 6:03 (و بر اساس محاسبه ی دیگر 6:7 بامداد) غروب آفتاب: ساعت 17:31 طول روز (طلوع تا غروب): 11:28 تعداد یاران امام
عاشورا مظلومیتی مضاعف
طبقات محروم را به حق خود می رساند. 2- انسان های محروم، در طیف های مختلف جامعه ایران، از شهری و روستایی، با کار و بیکار، جوان و پیر، مریض و سالم، مرد و زن و.... و اما مظلومیت مضاعف که آن را به عنوان نام برای مقاله برگزیده ام، به معنای این است، که در عاشورا دو ظلم واقع شده است: یکی بر حضرت امام حسین علیه السلام و خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و دیگری بر خود عاشورا
لحظه به لحظه تا عصر عاشورا در کربلا
اهمیت عاشورا نه در ظاهر سخت افزارانه که در بعد نرم افزاری آن یعنی حرکت در راه احقاق حق و اصلاح جامعه و مبارزه با کج روی ها و انحراف در دین است. عاشورا نشان داد که امامت و ولایت اولیای الهی تا چه اندازه برای حرکت مستمر در صراط مستقیم ضرورت دارد و آن جا که زاویه انحراف امت به مرحله ای خطرناک برسد، امام(ع) یعنی برترین انسان نیز باید، در راه نجات انسانیت و اعتلای توحید جان خود را فدا کند و جلوی انحراف و سقوط امت را بگیرد.
رژیم غذایی سالم به سبک ترلان پروانه و مادرش
را برای فعالیت جوانان تامین کرد. در این گفت وگو میزبان ترلان پروانه و مادرش شدیم و با آنها در مورد اهمیت تغذیه یک نوجوان فعال و پشت کنکوری گپ زدیم. تغذیه به سبک ترلان پروانه کلم بروکلی مناسب برای دختران جوان پریسا فروغی: تا چند سال پیش کلم بروکلی به جز مغازه هایی بسیار خاص در بازار ایران نبود و مردم از جمله خودم با این کلم آشنایی نداشتیم ولی در حال حاضراین کلم در
جوانان نخبه فرهنگی باید جهان اندیش باشند/ باور کنیم که ما باید جهان را اداره کنیم
به گزارش مشرق، دومین مجلسِ یازدهمین دوره سوگوارۀ هنر و حماسه با سخنرانی حجت الإسلام پناهیان و شعرخوانی امید مهدی نژاد، شب گذشته در پریس ولیعصرِ دانشگاه هنر برگزار شد. خلاصه ای از سخنرانی شب اول این مراسم را نظر می گذرانید: حماسه، آمیزه ای است از صلابت و شجاعت و بسیاری دیگر از زیبایی هایی که در زندگی انسان یافت می شود. معمولاً ظرف حماسه ظرفیت پذیرش خیلی از زیبایی ها را دارد. کاش فرصت می
رپرتاژ آگهی نشریه تاجگردون برای محمد بهرامی/ انتقاد از جریان اصلاح طلب
تائید صلاحیت شدم. از آن موقع هم مشغول ادامه تحصیل و کارهای پژوهشی و علمی بوده و سمت و مسئولیتی هم نداشته ام. مانع و مشکلی برای تأیید صلاحیت بنده وجود ندارد. البته باز هم نظر نهایی با شورای نگهبان است، ضمن آنکه سابقه ی تأیید صلاحیت در دور گذشته را نیز دارم. به نظر شما تعامل مجمع نمایندگان در این دور چگونه بوده است؟ به نظر تعامل خوبی داشته اند. یکی از عواملی که در شرایط فعلی
آتیلا پسیانی از تلویزیون پول در می آورد و در تئاتر خرج می کند!
چندتایی اش را دیده ام. ما چیزی به عنوان نمایش بدون متن نداریم. می توانیم بگوییم متن هایی نوشته می شوند که آگاهانه از قصه گویی دوری می کنند. یعنی همان تلاشی که در سینمای غیرمتعارف می شود، برای بریدن بندناف سینما از ادبیات. ذات تئاتر دوری از قصه پردازی است. پیش از من و ما، کسانی مثل آربی اوانسیان، تلاش هایی کرده اند که تئاتر را به ذات خودش برگردانند. ما هم داریم همان
100 توصیه مهم رهبری به هیات های عزادارای
رسالت و از جمله ی وابستگان آنها و معروفین به ولایت آنها بودن، دشوار است. (5 /10 /1370) امید و نشاط آفرین بودن: امروز احتیاج داریم که نسل موجود ما، نسل جوان ما، با امید، با نشاط، با خوشبینی به آینده، با ایمان به خدا، با پیوستگی قلبی به اهل بیت بار بیاید. ( 3 /3 /1390) تشویق جوانان به تلاش: ما امروز به جوانی احتیاج داریم که بداند سرنوشت خود او و سرنوشت جامعه ی او و سرنوشت
ساخت مصلای یزد و درخواستی به جا
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد سرمقاله شماره های 297 و 424 آیینه یزد با عنوان آیا با وضعیت موجود، احداث مصلی یک ضرورت است و بار دیگر احداث مصلی و نیازهای ضروری تر مبنی بر اینکه در حال حاضر و موقعیت کنونی نیازی به ساخت و احداث مصلی در یزد نیست مطالبی به اطلاع خوانندگان آیینه رسید. در روزهای اخیر عده ا ی از روحانیون، مهندسان شهرسازی و متخصص در امور ثبتی و ساختمان سازی، فعالان سیاسی، فرهنگیان و برگزارکنندگان مراسم مذهبی حضوری و یا تلفنی نه تنها مراتب تشکر خود را اظهار نموده و نویسنده را مورد لطف قرار داده اند بلکه همگامی و همراهی فکری و نظری خویش را به ویژه در ارتباط با موارد دهگانه مندرج در شماره 424 در این زمینه اعلام نمودند. علاوه بر نشر و چاپ هفته نامه، آن مقاله طبق معمول عیناً در چندین سایت منتشر شد و یکی از کاربران که خط و سلیقه سیاسی وی با نویسنده متفاوت می باشد به شرح زیر اظهار نظر نموده است: با سلام جدای از اینکه بنده با آقای سلطان زاده زاویه فکری داریم، اما به نظر می رسد این مطلبشان درباره مخالفت با طرح احداث مصلای یزد بجاست چرا که ظرفیت بالای مسجد ملااسماعیل را کمتر شهرهایی از آن برخوردارند و رها شدن آن در آینده اسراف و بلکه تبذیر و ناسپاسی است و اگر محل ترمینال سابق به مجموعه فرهنگی تفریحی و فضای سبز تبدیل شود مناسبتر است و با نگاهی به اتراق بسیاری از مردم که شب ها در میدان امام حسین (ع) انجام می دهند داشته باشیم این ضرورت بیشتر احساس می شود و این مجموعه می تواند جایگزین چنین شب نشینی های خانوادگی باشد که رفت و آمد به چنین میدانی بسیار خطرناک هم می باشد. متأسفانه بعضی از کارشناسان متناسب با نظر بعضی از مسئولین که از پختگی کافی برخوردار نیستند، طرح هایی را ارائه می دهند که جامع الاطراف نیست. 1 یکی از کارشناسان مسلمان و متعهدی که بیش از 30 سال در اداره ثبت اسناد انجام وظیفه نموده و با وضعیت اکثر زمین های یزد آشناست اظهار می داشت: فردی را می شناسم که مسائل مربوط به زمین ترمینال را برای ساخت مصلی دنبال می کرد، دوستانه به او گفتم: فلانی! به صلاح و مصلحت فرد متدینی همانند شما نیست که این موضوع را پیگیری کنید چون بخشی از زمین مورد بحث به منظور دیگری واگذار گردیده و نمی تواند محل عبادت و مسجد مسلمانان باشد!! در این شماره درج ترجمه بعضی از آیات قرآن مجید و نقل احادیثی از معصومان بزرگوار- که درود خدا بر همه آنها باد،- تنها به منظور تذکر و یادآوری محترمانه و مودبانه به مشاوران و اطرافیان نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد و استمداد از ایشان جهت صدور دستور برای بررسی سه مقاله آیینه یزد در این زمینه می باشد. نگارنده با توجه به تحقیقاتی که به عمل آورده و از بسیاری افراد نظرخواهی نموده مناسب می داند که مساله را در حد گفتن و نوشتن و به سمع و نظر مردم و مقامات اداری و روحانی رساندن و در تاریخ جراید استان و کشور ثبت و ضبط کردن و درخواست ارسال جوابیه نمودن پی گیری نماید. خداوند بزرگ در آیه شریفه 86 سوره نساء می فرماید: و هنگامی که کسی به شما تحیت گوید پاسخ آن را به گونه ای بهتر بدهید یا (لااقل) به همان گونه پاسخ گوئید، خداوند حساب همه چیز را دارد. عده ا ی از مفسرین ذیل این آیه آورده اند: آیه شریفه یک حکم کلی درباره پاسخ گویی به هر نوع اظهار محبتی اعم از لفظی و عملی می باشد و نیز در احادیث وارد شده سواره بر پیاده و آنها که مرکب گران قیمت تری دارند به کسانی که مرکب ارزان تر دارند سلام کنند و گویا این دستور یک نوع مبارزه با تکبر ناشی از ثروت و موقعیت های خاص مادی است و این درست نقطه مقابل چیزی است که امروز دیده می شود که تحیت و سلام را وظیفه افراد پائین تر می دانند و شکلی از استعمار و استعباد و بت پرستی به آن می دهند و لذا در حالات پیامبر گرامی اسلام(ص) می خوانیم که آن حضرت به همه حتی به کودکان سلام می کردند البته این سخن منافات با دستوری که در بعضی از روایات وارد شده که افراد کوچکتر از نظر سن بر بزرگترها سلام کنند ندارد، زیرا این یک نوع ادب و تواضع انسانی است و ارتباطی با مسئله اختلاف طبقاتی و تفاوت در ثروت و موقعیت های مادی ندارد 2 جواب دادن به نامه نیز همانند جواب سلام واجب می باشد و از قول حضرت امام صادق(ع) نقل شده است که آن جناب فرمودند: جواب دادن به نامه واجب است مانند جواب سلام و آنکه به سلام آغاز کند به خدا و رسولش نزدیکتر است. 3 راقم این سطور بنا ندارد زمامداری و دوران حکومت رسول گرامی اسلام(ص) و حضرت علی بن ابیطالب(ع) را با دیگر حکومت ها مقایسه نماید اما عملکرد و دستورات آنها باید سرمشق و الگوی رفتار دولتمردان و مسئولان باشد چون در مورد رسیدگی به زندگی نیازمندان نیز سفارش اکید شده است. در تاریخ اسلام می خوانیم که امیرالمومنین علی(ع) هم همچون حضرت پیغمبر(ص) ساده می زیستند و خفیف الموونه بودند. در حدیثی که اهل تسنن هم نقل کرده اند آمده است که عمربن الخطاب در شرائط خاصی وارد اتاق پیغمبر اکرم(ص) شد آنگاه که حضرت از قصه زن هایشان اعراض کردند و آنها را مخیر کردند بین طلاق و صبر کردن به زندگی ساده. عده ای از زن ها گفتند ما خیلی وضعمان، وضع ساده ایست از این غنائمی که به دست می آید به ما بدهید. حضرت فرمودند صبر کنید و بسازید و اگر نمی خواهید من حاضرم شما را طلاق بدهم و یک چیزهایی هم به شما بدهم همه گفتند نه، ما به زندگی ساده می سازیم... 4 عده ای که نظریه مدیر مسئول آیینه یزد را قبول دارند، می گویند زمینی که می خواهند در آن مصلی احداث نمایند باید از جهت شرعی و قانونی موضوع به طور کامل مورد بررسی و مداقه قرار بگیرد و علاوه بر آن معتقدند در حال حاضر تامین خوراک و مسکن، جهیزیه برای دخترانی که به علت مشکلات مالی نمی توانند ازدواج کنند، حمایت و پشتیبانی از فرزندان بدسرپرست یا بی سرپرست، رسیدگی به زندگی خانواده های زندانیان، احداث و مقاوم سازی هزاران کلاس مورد نیاز در استان، مساعدت برای درمان بیماران، سر و سامان دادن به زندگی زنان بدسرپرست، کمک به دانش آموزان مستمند و یتیم، احداث نمازخانه برای مدارس و ساخت مسجد برای دهها مجتمع مسکونی که فاقد نمازخانه می باشد، حمایت از خانواده های مستضعف و از کارافتاده و معتاد و تامین رفاه نسبی شهروندانی که با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می کنند و نظایر آن نسبت به ساخت مسجد و مصلی در یزد اولویت دارد و از همه مهمتر آمار نمازگزاران در چندین سال اخیر نمایانگر این است که تا سال های آینده مردم در روزهای جمعه و اعیاد مذهبی با مشکلی از نظر مکان تجمع روبرو نیستند و با رفت و آمد هفتگی در خیابان های اطراف مسجد ملااسماعیل خاطرات دوران نهضت و انقلاب اسلامی در یزد نیز زنده خواهد ماند. به ویژه که تعداد زیادی از نمازگزاران می توانند پیاده یا با دوچرخه و موتور برای شرکت در نماز جماعت در مسجد حاضر شوند. در تعلیمات دینی آمده است که در حرکت های انسان سازانه بیشترین توجه خویش را به نسل جوان معطوف دارید چه اینکه جوانان قابل ساخته شدن هستند و قلب آنان حساس و پذیرنده است و از چیزهای دیگر خالی است و شما می توانید بذر حقایق و تعالیم والا را در آن بیفشانید و بیشترین کار را درباره جوانان انجام دهید. و این هدف جز با تصحیح شکل زندگی و سالم سازی روابط اقتصادی، هرگز امکان پذیر نیست و تا به این مساله اصلی (که از اهداف عمده و اساسی پیامبران(ص) است و ما مدعی هستیم که جامعه و نظام ما جامعه و نظام انبیایی و دینی است) توجهی درخور نشود و به سطح عمل در نیاید سخنرانی ها، خطبه ها، سمینارها و وعظ ها و فلسفه ها درس های اخلاق و... هیچکدام کارساز نیست بلکه می توان گفت اتلاف وقت است و مایه از دست دادن فرصت و تضعیف توانائی های دین و گذاشتن مسائل غیراصلی در جای مسائل اصلی. از حضرت علی(ع) روایت شده است که فرمود: همه کسانی که در شهر کوفه زندگی می کنند زندگیشان به خوبی تامین است پایین ترین افراد نان گندم می خورند، خانه دارند و از بهترین آب آشامیدنی استفاده می کنند. ملاحظه کنید، پیشوای بزرگ موحدان و دنیا فراموشان تاریخ چگونه با واقعیات زندگی مردم واقع گرایانه برخورد می کند و هنگامی که می خواهد از موفقیت حکومت دینی خویش سخن بگوید به هیچ امری دیگر توجه نمی کند مگر تامین زندگی مادی مردم و رفاه نسبی همه افراد و خانوارها. 5 کارمندان و مدیران ذیربط در ادارات مختلف و نهادها و سازمان هایی که به نحوی با این قضیه و غیر آن درگیر خواهند بود به خوبی می دانند هر فرد، مسئول کارهای خود می باشد و به اصطلاح با یک چشم بر هم زدن دوران مدیریت ها تمام می شود و در نهایت پاسخگویی برای کسانی که اصول را رعایت ننموده اند باقی خواهد ماند. گاهی نیازی به لباس مبدل و گشت و گذار و درد دل مردم شنیدن و با آنها سخن گفتن هم نیست عموم شهروندان به راحتی خبرها را به اطلاع یکدیگر می رسانند. عملکرد مدیران یزدی و غیریزدی از گروه های مختلف از سی ، چهل سال پیش تاکنون در دارالعباده نقل محافل و مجالس و ورد زبان هاست آنها که روش خدا پسندانه ای در پیش گرفته بودند توانستند نام نیکی از خود به یادگار بگذارند و افرادی که خدای ناکرده برابر با ضابطه گام بر نداشته اند عملکرد و خاطراتشان در چشم و دل شهروندان باقی است. از پروردگار یکتا درخواست می نمائیم همه را موفق بدارد تا مطابق با شرع و قانون اقدام نمائیم. به امید آن روز مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- سایت یزد فردا ، 9/6/1394، اظهار نظر آقای علی اصغر باقری 2- تفسیر نمونه ، جلد 4، صفحه 46، چاپ 1355، دارالکتب الاسلامیه 3- اصول کافی ، جلد 4، صفحه 503 4- سیره نبوی ، استاد شهید آیت ا... مرتضی مطهری، صفحه 57 5- الحیاه ، علامه محمدرضا حکیمی، جلد سوم، صفحه 58 و 59 ...
آرشیوخبر:مازراتی جایزه هوادار فوتبالی در ایران/حضور فرانسویان در حمل و نقل ایران
هوایی مهرآباد و تسهیل ترافیک هوایی آن داشته و می تواند مشابه این توافقات را برای طراحی، توسعه و مدرن سازی فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد نیز داشته باشد. مدیر شرکت دولتی حمل و نقل ریلی آرول نیز در این نشست گفت: این شرکت طراح ایستگاه قطار بین شهری قم – مشهد – تهران بوده و قرار است در پروژه مدرن سازی این خطوط مشارکت داشته باشد. استفان سجر افزود: این شرکت علاقه مند است در زمینه برنامه ریزی
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
بحران سوریه محور مذاکرات/کینه شخصی عامل تیرگی روابط ایران وکانادا
دیپلماسی ایران است در این دیدار رئیس شورای روابط بین الملل روسیه با اشاره به موضوع هسته ای به لاریجانی گفت: در ابتدا خواستم پیروزی شما را در مذاکرات هسته ای تبریک بگویم و این یک پیروزی برای دیپلماسی ایران است. وی گفت: من اعتقاد دارم این موضوع صرفا پیروزی ایران نیست، بلکه این به عنوان سابقه ای است برای حل سایر مسائل جهانی و منطقه ای که چنین رویکرد چند جانبه ای می تواند مواضع
مجید انصاری:دولت تاوان بستن معبرهای فساد را می دهد/نباید در مجالس سیدالشهدا(ع) اغراق گویی شود
را به عنوان یک حادثه تاریخی در گذسته یا حادثه ای صرفا سیاسی، نظامی یا اجتماعی مورد توجه قرار دهیم، زیرا دانشگاه کربلا همه ابعاد وجودی انسان را هدف قرار داده است. وی با بیان اینکه مقابله حسین(ع) و یزید هر روز در هر عرصه زندگی شخصی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی در جریان است، گفت: دانشگاه محرم و عزاداری باید فارغ التحصیلانی از جنس اردوگاه حسین(ع) داشته باشد و اینکه عزاداران ایشان لباس عزا به
چهره های این هفته؛ از علی دایی تا گلشیفته فراهانی
طلبکاری را چگونه در وجود خودت جمع کرده ای؟ آیا می شود با اتکا به گذشته ی درخشان هر چه که دل خواست بر زبان بیاوری؟ هر چه که باشد شما هم بخشی از این سیستم هستی و در شکل گیری اش نقش داشته ای، چطور می شود تا اوضاع نامراد است از فساد و دست های پشت پرده می گویی و هر آن که به جایگاه می رسید همه چی مرتب می شود به ناگهان، آقای دایی شما که اسطوره ای و موفق و انشا الله که چشم حسودانتان کور باشد، همان طور که در
انصاری:دولت تاوان بستن معابر فساد رامی دهد/ زمان پرکردن جیب شخصی نیست
؟ امیرالمومنین(ع) می گویند اگر برادر تو عذرخواهی کرد و حقی را از شما ضایع کرد عذر او را بپذیر و حتی اگر عذری نیاور خودت عذری بتراش و اگر کسی عذر او را نپذیرد خداوند او را نخواهد بخشید و رنگ بهشت را نخواهد دید؛ جامعه علوی باید عذر پذیر باشد و جامعه حسینی نباید محل کینه و نفرت باشد؛ فردی می گوید من فلان مطلب را نوشته ام یا در فلان جا نبوده یا فلان مطلب را ننوشته ام، فلان جوان می گوید فلان کار را نکرده ام
بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما یعنی چه؟
امام حسین(ع) و یاران ایشان که ملاقات خداوند و عروج به سعادت ابدی است، باعث حزن و اندوه ماست یا عامل شادی ما می باشد؟ از دیدگاه عقلی، عروج به سعادت ابدی برای آن حضرات و لقاء حق تعالی که منتهای مسئلت آنان بوده، موجب شادی و سرور عقل است و لیکن از حیث عواطف و احساسات بشری، موجب حزن و گریه و عزاست و توجّه به هر دو جهتِ عقل و عاطفه، برای همگان به خصوص نسل جوان، ضروری است؛ زیرا در پرتو همین
شعری که امام حسین(ع) در روز تاسوعا زمزمه می کرد
خواری پایان نمی دهی – کارها همگی، تنها به دست خدا است. هر زنده ای، چون من، به سوی مرگ می رود. امام حسین(ع) سپس به یارانش گفت: برخیزید و از این آب (آبی که در آن شب، برخی از یاران به فرماندهی علی اکبر از فرات آورده بودند) بخورید تا آخرین توشه و بهره شما از این جهان باشد و وضو سازید و غسل کنید و لباس هایتان را بشویید که کفن های شما خواهد بود. وقایع پیش از عاشورا برگرفته از مقتل لهوف :
چشمی: به خاطر استقلال به پیشنهاد آلمانی ها نه گفتم
خبرورزشی آمد و از استقلال و رفتن به المپیک ریو حرف زد. روزبه چشمی چگونه به موقعیت امروزی رسید، فوتبالش را از کجا شروع کرد؟ من از پیکان استارت زدم، تیم زیر 13 ساله های پیکان، مربی ام آقای ا...کرم بود، سه سال در جمع خودروسازان تهرانی حضور داشتم، با این تیم قهرمان نوجوانان تهران شدم، بعد به پرسپولیس رفتم، کورش برمک هدایت این تیم را بر عهده داشت، در جوانان پرسپولیس زیر نظر عبدا... نژاد
اول فدایی از بهترین نسل ابراهیم خلیل!
سرازیر شد و گریست. و دست ها را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود : خدایا گواه این مردم باش، جوانی برابر آنها رفت که شبیه ترین مردم است به پیغمبر تو، در خلقت و اخلاق و گفتار، ما هر وقت مشتاق دیدار پیغمبرت می شدیم به روی او نگاهمی کردیم. و زمانی که در روز عاشورا، حضرت علی اکبر بر اثر شدت زخمها بر زمین افتاد، امام حسین (ع) خود را به فرزند خود رساند و سر او را به دامن گرفت و بر بالین او بلند گریست
به میدان رفتن حضرت علی اکبر(ع)(مقتل)
خاندان پیغمبر افتاد.همه از جا حرکت کردند.نوشته اند: فجعل یودع بعضهم بعضا شروع کردند با یکدیگر وداع کردن و خدا حافظی کردن،دست به گردن یکدیگر انداختن،صورت یکدیگر را بوسیدن. از جوانان اهل بیت پیغمبر اول کسی که موفق شد از ابا عبد الله کسب اجازه کند، فرزند جوان و رشیدش علی اکبر بود که خود ابا عبد الله در باره اش شهادت داده است که از نظر اندام و شمایل،اخلاق،منطق و سخن گفتن،شبیه ترین فرد به
آقایان حسینیان! اینجا جمهوری اسلامی است
دسته روحانیونی است که در جمهوری اسلامی مسئولیت داشته، قاضی بوده و آدم حکومت به شمار می آید؛ حکومتی که امامش حضرت روح الله بوده و حالا با خون جوان های همین مرز و بوم به درختی تنومند و قابل افتخار بدل گشته است. همه اینها را نوشتم تا بگویم جناب روح الله حسینیان را چگونه باید دید و چرا باید به حرف ایشان توجه کرد و به آن واکنش نشان داد. وقتی یک روحانی باشی که جماعتی از تو پیروی کنند، وقتی یک
فرهنگ در رسانه
تعزیه نیست. هنوز هم باید خودمان به سازمان ها و نهادها رو بیندازیم که می خواهیم تعزیه اجرا کنیم و بپرسیم آیا حمایت می کنند که پاسخ منفی است؛ چون همه می گویند پول و بودجه نداریم که هزینه و دستمزد عوامل تعزیه را پرداخت کنیم. این در حالی است که آدمی مثل من 55 سال وقت خودم را صرف تعزیه کرده ام و در بدون هیچ حمایتی سخت است بتوانم پاسخگوی نیاز مادی تعزیه خوانانم باشم. آنها هم هر یک حداقل 30 یا 40 سال در
مسئولان می گویند جوان وقتت را در اردوی جهادی تلف نکن / در اردوهای جهادی سن و سال مطرح نیست
اردوهای جهادی بروند، ادامه داد: مسئولان به ما می گویند اینقدر حرص و جوش نخورید مردم روستا 50 سال است با همین وضعیت زندگی کرده اند و عادت دارند، شما جوان هستید و تب و تاب دارید و به زودی از این تب و تاب و شور خواهید افتاد. مسئولان می گویند جوان وقتت را در اردوی جهادی تلف نکن وی با اشاره به بیانات رهبری که به مسئولان تأکید دارند اینقدر به جوانان نگویید وقت تلف نکنند، اظهار کرد
قبض آب وزیر نیرو چقدر افزایش یافت؟/ انتخابات به سبک عربستان سعودی!/ 50 ضربه شلاق برای هافبک پرسپولیس/ ...
مختل شود. یعنی 50 درصد ترافیک آن محدود و غیر قابل استفاده شود. اشتباه دولت سابق در مواجهه با تهدیدها پیروز مجتهدزاده با انتقاد از مماشات در قبال برخی تهدیدهای دیپلماسی ایران، به شرکت متکی وزیر خارجه دولت احمدی نژاد در اجلاس فروردین 1387 اتحادیه عرب در دمشق اشاره کرد و به خبرآنلاین گفت: می گویم در آن گذشته ها، تاکنون این اشتباهات شده و اسرائیل بهره اش را برده است. الان دیگر این
ویژگی جوان عاشورایی و نقش جوانان درواقعه عاشورا
: شنیدم ابو عبد الله صادق از مؤمن طاق می پرسید: رفتی بصره؟ گفت: آری. پرسید: اقبال مردم نسبت به فرهنگ اهل بیت(ع) چگونه است؟ گفت: کم، در عین حال اشتیاق دارند. ابو عبد الله گفت: به سراغ جوان ها بروید، جوان ها در کار خیر پیشقدم و پیشگام اند. علیکم بالاحداث یعنی در واقع حضرت به جناب ابوجعفر راهکار ارائه دادند. فرمودند: خوب حالا که شما می گویید وضع مناسب نیست و مردم چندان با معارف اهلبیت آشنا
تشکیلات خودگردان بزرگ ترین مخالف انتفاضه سوم/حمایت آمریکا از جنایات رژیم صهیونیستی
می کنم جناب آقای قدومی از اینکه وقت مصاحبه را در اختیار ما قرار دادید به عنوان سؤال اول، توضیحی کلی از جایگاه فعلی فلسطین در منطقه و جهان بفرمایید . مسئله فلسطین از اموری است که هیچ اختلافی بر سر آن بین عرب و غیرعرب وجود ندارد. همه حتی غیرمسلمین هم متفق القولند که حق ملت فلسطین تضییع شده و این مسئله که رژیم صهیونیستی، غاصب و اشغالگر این منطقه است حتی در محاکم بین المللی نیز ثبت و تأیید
شهدا هزینه هایی برای ظهور امام زمان هستند
نارحت شده و به برادرم می گویند: “چرا مرا بیدار نکردی ؟ ما در همه حال باید خدمتگذار خانواده شهدا باشیم.” فرزند شهید همدانی در خصوص اهمیت این شهید بزرگوار به استفاده از نیروی جوان تاکید کرد: ایشان به استفاده از نیروهای جوان بسیار خوش بین بودند و همیشه می گفتند: “اگر حادثه ای پیش بیاد این جوانان از جوانان نسل گذشته چیزی کم ندارند و بهتر از آنها خواند درخشید. وی یاد آور شد: ایشان به جذب
رئیس جمهور در ورزشگاه شهید متقی ساری: دولت تا پایان هفته بسته جدید تحرک اقتصادی را ارائه می دهد
آستانه ماهی قرار داریم که انقلاب ما بر اساس آن است و می تواند بزرگترین فرهنگ حامی انقلاب و ملت باشد. رئیس دولت با بیان اینکه در عرصه جدیدی قدم گذاشته ایم و توانستیم از حقوق ملت ایران با زبان منطق و دیپلماسی در برابر قدرت های جهان دفاع کنیم، تصریح کرد: این ملت بزرگ ما توانست با قدرت های جهان، سازمان ملل و شورای امنیت به این توافق تاریخی دست یابد. روحانی با بیان اینکه افتخار است که
روحانی در دفاع از وزیران پیشنهادی: نظر مجلس هرچه باشد به آن احترام می کنیم
/> وی در معرفی آخرین وزیر کابینه یازدهم خاطر نشان کرد: آقای سلطانی فر به عنوان وزیر پیشنهادی ورزش و امور جوانان معرفی شده است؛ او سابقه طولانی در مسئولیت های مختلف دارد و در استانداری ها رئیس شورای ورزشی، مدتی را جانشین و معاون مسئول ورزش کشور و ... بوده است. او امروز فردی شایسته است که می تواند مدیریت ورزش کشور را برعهده بگیرد. وزارت ورزش از لحاظ غرور ملی، دیپلماسی ورزشی، ورزش همگانی و ... برای