سایر خبرها
فلسفه و آثار عزاداری برای سیدالشهدا (علیه السلام)
لِظُلْمِنا تَسْبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ وَ کِتْمانُ سِرّنا جِهادٌ فی سَبیلِ اللّهِ. ثَمَّ قالَ اَبُو عَبدِاللّهِ علیه السّلام : یَجِبُ اَنْ یُکْتَبَ هذا الْحَدیثُ بِالذَّهَبِ ؛ نَفَس کسی که بخاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست. سپس امام صادق علیه السّلام افزودند: این حدیث را باید با طلا نوشت.(امالی شیخ مفید، ص 338- بحار الانوار
مردم حاضر در واقعه عاشورا چکیده مثلث ترس، طمع و جهل بودند
مجبور بود که بایستد، بجنگد، وگرنه مگر جز خدا کسی مالک هر نفس دیگری است که امام حسین(ع) در جبری محتوم، اهل بیت را با خود همراه کند و به چنین جنگی ببرد. این هم ناشی از همان عدم همراهی است. مردم در واقعه عاشورا چکیده مثلث ترس، طمع و جهل هستند انیشتین تعبیر زیبایی دارد. او سه واژه ترس، طمع و جهل را سه قدرت حاکم بر جهان می داند. این موضوع در واقعه عاشورا به خوبی مشاهده می شود؛ همان
میان عرب ها و حاکمان آنها کسانی را دیدیم که از آمریکایی ها آمریکایی تر شدند
سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی شب عاشورا در ضاحیه لبنان، از همه کسانی که طی روزها و شبهای محرم در تامین امنیت مجالس عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام در لبنان مشارکت داشته اند قدردانی کرد و در این قدردانی از نیروهای ارتش و دستگاههای امنیتی لبنان نام برد. دبیرکل حزب الله گفت: امام حسین علیه السلام فرمودند آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل تبری جسته نمی شود
منظور از سلام در زیارت عاشورا چیست
کننده از خداوند درخواست خیر و رحمت می کنند. از این رو اگر در زیارت عاشورا می گوییم: السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک، علیک منّی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی الیل و النهار...... با این اعتقاد است که حضرت سیدالشهدا و یاران با وفایش در حیات برزخی زنده اند و صدای سلام کننده را می شنوند، بنابراین اصل سلام دادن به مردگان، عملی مشروع و خداپسندانه است؛ این امر دلیل این است که
آشنایی با واقعه عاشورا و اعمال این روز
بِمُصابِنا بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ جَعَلَنا وَ إِیاکُمْ مِنَ الطّالِبِینَ بِثارِهِ، مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّد عَلَیهِمُ السَّلامُ. بزرگ گرداند خدا پاداش ما را در سوگواریمان بر حسین(ع) و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدی از خاندان محمّد(علیهم السلام). 3 مرحوم ابن قولویه (رحمه الله) مطابق روایتی می گوید: کسی که در
حدیثی مهم درباره گریه بر امام حسین(ع)
به گزارش شهدای ایران ،هر که در نزد او از حسین علیه السلام یادی شود و از چشمان او به مقدار پر مگسی اشک بیرون آید، پاداش نیکی با خدا باشد و خدا برای او، به کمتر از بهشت راضی نباشد. از ابوهارون مکفوف نقل است که؛امام جعفر صادق علیه السلام به من گفت: برای من شعری درباره حسین علیه السلام بخوان. من شعری برایش خواندم و او به من گفت: آن چنان که برای خود می خوانید برایم بخوان، منظورش، با رقت و
شهادت 51 یار در تیرباران صبح/ تنها زن شهید در کربلا/ دستور شمر برای محاصره یاران
ام در پیشگاه الهی توبه کنم و در پیش روی تا آخرین نفس بجنگم. آیا خداوند توبه ام را می پذیرد؟ امام مهربانانه او را پذیرفت و فرمود: آری خدا توبه ات را می پذیرد و آمرزش خویش را بهره ات می سازد. تو در دنیا و آخرت حرّ و آزاده ای. نیز نوشته اند: وقتی امام حسین (ع) مقابل سپاه دشمن ایستاد و بانگ برآورد: اَما مِن مَغیثٍ یُغیثُنا لوجه الله ؟ اَما مِن ذابٍ یَذُبَّ عن حرم رسول الله. آیا فریادرسی
حفظ نظام نه از اوجب واجبات بلکه اوجب واجبات است، یعنی کاری نکنیم مردم از اسلام و نظام جمهوری اسلامی زده ...
آیت الله امجد با انتقاد از اینکه جامعه امروز ما بیشتر به ظواهر دین توجه می کند و از باطن آن غافل شده است، تاکید کرد: باید به دنبال محتوا برویم. به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، آیت الله محمود امجد در مرا سم ظهر تاسوعا پیام امام حسین (ع) و همه انبیاء الهی را سوره والعصر دانست و اظهار کرد: اگر گناه کنیم محبت اهل بیت (علیهم السلام) از دل ما می رود و آدم ضد اسلام و ضد دین
در نگاه مردم با انصاف، پارساترین انسان زمان خویش بود
سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه شمه ای از زندگینامه امام حسین علیه السلام وعلل رویارویی این امام همام را با دستگاه خلافت به قلم حجت الاسلام والمسلمین جواد محدّثی تقدیم مخاطبان می کند. پیشوای سوم شیعیان حسین بن علی علیه السلام، سالار شهیدان، دومین فرزند علی بن ابی طالب علیه السلام بود که در روز سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه چشم به جهان گشود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، نام این
رمز و راز مصیبت کربلا
که در دل پیدا می شود این به امر الله است که إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَن یَقولَ لَه کن فَیَکون ؛ امام با این امر تکوینی خدا در دلها اثر می گذارد. ادامه دارد..... پی نوشت: 1. دهر/9 2. اقبال الاعمال، ج1 صفحه 467 3. کافی ، ج1 صفحه 199: : هل یعرفون قدر الامامة و محلّها فی الامة ... إِنَّ الْإِمَامَةَ أَجَلّ قَدْراً وَ أَعْظَم شَأْناً وَ أَعْلَی مَکَاناً وَ
حبیب بن مظاهر ، شهیدی که دوبار جان خود را فدای امام حسین (ع) کرد + زندگینامه
کسانی است که به فیض دیدار پنج امام معصوم، نائل آمده است. چهره اش زیبا و جمال معنوی او به حد کمال رسیده بود. (2) به طوری که در عبادت، شجاعت، علم، زهد و در دفاع از حریم ولایت زبانزد دیگران شده بود. حبیب بن مظاهر مورد علاقه پیامبر اسلام(ص) نقل شده که: پیغمبر خاتم (ص) روزی با جماعتی از اصحابش، از جایی عبور می کردند; ناگهان دیدند چند نفر از بچه ها، با یکدیگر بازی می کنند. پیامبر اکرم
عاشورا مظلومیتی مضاعف
همین پیامبر صلی الله علیه وآله – هم داشته باشند. زهی بی شرمی روزگار و انسان روزگار! باری، قرآن که روز وفات پیامبر صلی الله علیه وآله، با حذف امام علی بن ابی طالب علیه السلام کنار گذاشته شد، و عمل به قسط قرآن که نسخ گردید، دوباره در روز عاشورا زنده گشت و به میدان آمد. قرآن کریم، شعار انبیای الهی را دو چیز دانسته است: 1- أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ؛ (3) خداوند را عبادت
تلمیحات قرآنی و تاریخی در قصیده ای بلند
این تفاوت که اگر یعقوب برای شایعه دروغ قتل یکی از فرزندانش چنان اندوهگین بود که چشمان خود را از دست داد با آنکه می دانست که او را نکشته اند پس شاعر برای قطعه قطعه شدن جمعی از فرزندان رشید رسول خدا(صلی الله علیه و اله) که در کربلا به خاک و خون غلتیدند چه باید بکند؟ شاید شاعر در بیان این اندوه به روایتی نظر داشته که در آن آمده است: امام زین العابدین(علیه السلام) پس از واقعه کربلا تا هنگام
باید هرروز از عاشورا درس آموزی کنیم/ امام کیست؟
روست که در روایت های شیعه دربارۀ زیارت ایشان آمده است: السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله یعنی بین امام حسین و حضرت آدم پیوند برقرار می کند السلام علیک یا وارث نوح نبی الله، السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله، السلام علیک یا وارث موسی کلیم الله، السلام علیک یا وارث عیسی روح الله، السلام علیک یا وارث محمد حبیب الله و به همین ترتیب به ایشان سلام می دهیم. این احادیث بر ارتباط میان جنبش
پیامک های تاسوعا و عاشورای حسینی
/> عباس لوای هفت افراشته است وین راز به خون خویش بنگاشته است او پرچم انقلاب عاشورا را با دست بریده اش بپا داشته است تاسوعای حسینی، روز پای مردی و وفاداری پیروان امام حسین علیه السلام بر تمامی عاشقان تسلیت باد. آموخته ایم از تو وفاداری را خون تو نوشت معنی یاری را ای کاش که آب کربلا می آموخت آن روز زچشمت آبرو داری را ... امام صادق علیه
عاشورا آینه تلاش حقمداران
/> بررسی تمامی ابعاد این خطابه آتشین از حوصله این نوشتار خارج است ولی دو محور را که بیشتر مورد تأکید امام علیه السلام است گزینش کرده و بر آن پای می فشاریم. 1- نقش علماء و دانشمندان دینی در جامعه 2- اهمیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر جایگاه دانشمندان دینی در آغاز با استناد به آیاتی از قرآن، سرنوشت دانشمندان سوء بنی اسرائیل را در اندیشه مخاطبان خویش زنده
مکن ای صبح طلوع...
نماز امیر المؤمنین علیه السّلام که فضیلت بسیار دارد،و فرموده:پس از نماز،بسیار ذکر خدا کند،و صلوات بسیار بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرستد،و هرچه می تواند بر دشمنان ایشان لعن کند.و در فضیلت احیا این شب روایت کرده:مانند آن است که عبادت کرده باشد به عبادت جمیع فرشتگان،و عبادت در آن،برابر هفتاد سال عبادت است،و اگر کسی را توفیق دست دهد،در چنین شبی در کربلا باشد،و امام حسین علیه السّلام را زیارت
ثواب عزاداری و گریه بر مصائب امام حسین(ع)
) امام صادق علیه السّلام فرمود: نفس کشیدن با غم و اندوه برای مظلومیت ما خاندان، تسبیح گفتن برای خدا، و غمگین بودن برای ما عبادت، و پنهان داشتن اسرار ما جهاد در راه خدا است، سپس فرمود: واجب است که این حدیث را با طلا بنویسند.(مجالس مفید و امالی شیخ طوسی) ابن خارجه می گوید: ما نزد امام جعفر صادق علیه السّلام بودیم و نامی از امام حسین علیه السّلام برده شد، امام صادق گریان شد و ما هم گریستیم
شهادت مظلومانه امام حسین(ع) و یاران وفادارش تسلیت باد
این امور و نهی کردن از آنها و زمام امور مسلمانان را به دست گرفتن، تا به احکام قرآن و سنت رسول الله عمل شود) نکته مهم خطبه فوق این مطلب است که حضرت علاوه بر نهی نمودن و بر حذر داشتن مردم از سکوت در برابر ظلم و ستم (که محور اصلی خطبه است) برای چندمین بار در سخنان خود به فساد و تباهی حکومت بنی امیه و حق امام (ع) بر حاکمیت و ولایت مسلمین تاکید دارد و در حقیقت سه دلیل مهم از مجموع دلایل قیام عاشورا در
فلسفۀعزاداری امام حسین ازمنظرآیت الله مکارم
عقیق : در آستانه فرارسیدن ایام سوگواری و عزاداری حضرت اباعدالله الحسین(علیه السلام)، لزوم واکاوی چیستی فلسفۀ برپایی مراسم عزا در مصائب حضرت سید الشهدا(علیه السلام) بیش از پیش احساس می گردد، از این رو در این نگاشته مهمترین مولّفه های کلیدی در این مسأله با بهره گیری از اندیشه های ارزشمند حضرت آیت الله مکارم شیرازی به مخاطبان ارائه می گردد. تأکید روایات در برپایی مجلس عزاداری امام حسین
چرا روز تاسوعا به حضرت عباس(ع)تعلق دارد؟
عباس یاد می کنند. در این روز بیشتر ازحضرت تجلیل می شود تا شخصیت ایشان بهتر مورد توجه قرار گیرد، البته این احترام به نقش عباس(ع) در کربلا و مقام حضرت برمی گردد. حضرت عباس علیه السلام در حادثه کربلا، سِمت پرچمداری سپاه حسین (ع ) و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را بر عهده داشت و در رکاب برادر، غیر از تهیه آب، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین(ع) نیر برعهده او بود
مقام معظم رهبری عمق خصومت و دشمنی آمریکا را به رییس جمهور گوشزد کردند/ نگاه به رهبری به عنوان سنگ اندازی ...
به گزارش مشهدپیام به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله علم الهدی، آیت الله سید احمد علم الهدی ظهر امروز در نماز جمعه این هفته اول آبان ماه مشهد مقدس که ظهر تاسوعای حسینی در حرم امام رضا (علیه السلام) برگزار شد، به بیان خصوصیت های شخصیت حضرت ابالفضل (علیه السلام) از زبان امام صادق (علیه السلام) پرداخت و گفت: قال الصادق (علیه السلام) : کانَ عَمُّنا عَبّاس نافِذَ البَصیرَه سَلبَ الإیمان جاهَدَ
اشعث نمونۀ یک آدم بیماردل بود که میل به دشمن داشت
ما اینها را نابود بکنیم.[تکبیر حضار] ما داریم از این -مسائل- صحبت می کنیم که به مسئلۀ دشمن عمیق نگاه کنید. اصلاً دشمن شناسی آثار تربیتی دارد. در روایتی می فرماید: این کمک و این نصرت از خدا برای مومن کافی است که مومن ببیند دشمن او به معاصی عمل می کند (امام صادق(ع): کَفَی الْمُؤْمِنَ مِنَ اللَّهِ نُصْرَةً أَنْ یَرَی عَدُوَّهُ یَعْمَلُ بِمَعَاصِی اللَّهِ؛ صفات الشیعه/37) دشمن شناسی می تواند
حجت الاسلام حائری زاده: بعضی ها اهل عبادت هستند ولی عبد نیستند
/> شیطان عابد بود ولی عبد خدا نبود. بعضی ها هم اهل عبادت هستند ولی عبد نیستند. مقام عبودیت مقام بسیار بالایی است. عنوان بصری در 94 سال خدمت امام صادق علیه السلام می آید و می گوید من 94سال است که راه را گم کرده ام، تازه بیدار شدم. به امام عرض می کند: "ما حقیقة العبودیة؟" حضرت چند نکته فرمود. یکی این است: حقیقت بندگی این است که آنچه در تعلقات تو است را از خودت ندانی و تدبیری را برای خودت
زمان ظهور،لعن نسبت به غاصبین بیشترمیشود
همه چیز مِن ناحیة الله تبارک و تعالی، تحت سیطره امام است. لذا این حجج الهی، از روز نخست، از ناحیه خداوند تبارک و تعالی، حجّت، قرار گرفتند، تا انسان بداند، بدون حجّت و امام، به هیچ عنوان، از اعمالش برای او، نه ظاهری میماند و نه باطنی. در آن روایت شریفه، ذیل آیه 33 سوره اعراف، امام هفتم(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: جمیع آنچه خدا در قرآن حرام کرده، ظاهر است و باطن آن، امام
چهل حدیث زیارت امام حسین علیه السلام در کربلا
اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَکُونَ فِی جِوَارِ نَبِیِّهِ وَ جِوَارِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ فَلَا یَدَعْ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ ع امام صادق علیه السلام فرمودند:هر که می خواهد در جوار پیامبرش(صلی الله علیه وآله) و جوار امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه (علیهاالسلام) باشد، زیارت امام حسین علیه السلام را رها نکند. ( وسائل الشیعه/ج14/ص425) 5-زیارتی بهتر از حج عَنِ
یاران امام حسین(ع) الگوی عملی در مسیر امام یاوری
و دین، لقلقه زبان آن هاست(11) در هنگامه ظهور، نیز کسانی که به ظاهر، منتظر امام بوده اند، از ایشان جدا می شوند. چنان چه امام صادق(ع) در این باره می فرمایند: إذا خَرَجَ القائم خَرَجَ مِن هذا الأمر من کان یری من أهله...؛ هنگامی که قائم قیام کند، کسانی که به نظر می رسید از یاران او باشند، از امر (ولایت ) بیرون می روند... .(12) ج)عبادت و راز و نیاز با پروردگار از مخنف
100 توصیه مهم رهبری به هیات های عزادارای
، شکرگزاری کنیم و این عواطف را تحریک کنیم، راهش آن است؛ نه، اشتباه است. ( 11 /2 /1392) اختلاف افکنی یا تحریک عصبیتهای اختلاف افکن، مصلحت نیست؛ نه امروز مصلحت است، نه زمان امام صادق (علیه السّلام) مصلحت بود؛ آنها هم جلویش را گرفتند. بعضی از افراد سطحی نگر به این مسئله توجه ندارند.( 11 /2 /1392) ضرورت خودسازی مداحان توجه به اخلاق: عزیزان من! مردم از صدای شما خوششان می
مکاتبه افشاگرانه و کوبنده امام حسین علیه السلام با معاویه
مروان بن حکم که در مدینه عامل و فرماندار معاویه بود، برای معاویه نوشت: عمرو بن عثمان می گوید: رجال عراق و بزرگان حجاز نزد حسین ابن علی رفت و آمد می کنند و از قیام حسین نمی توان در امان بود. من در این باره تحقیق کرده ام و این طور فهمیده ام که حسین فعلا در صدد مقام خلافت نیست ولی از اینکه مبادا بعدا فکر خلافت به سرش بزند مطمئن نیستم. اکنون تو نظر خود را برای من بنویس، و السّلام. معاویه در جوابش نوشت: نامه تو رسید و از مندرجاتش که در باره حسین بود اطلاع حاصل شد. مبادا درباره هیچ موضوعی متعرض حسین شوی. مادامی که حسین کاری با تو نداشته باشد تو نیز او را به حال خود بگذار. زیرا ما تا هنگامی که حسین به بیعت ما وفا کند(صلح امام حسن علیه السلام) و با پادشاهی ما مخالفت نکند، متعرض وی نخواهیم شد. مادامی که حسین مزاحم تو نشود تو خویش را از او پنهان بدار، و السّلام. *** سپس معاویه نامه ای برای امام حسین علیه السّلام نوشت که مضمون آن این بود: اموری در مورد تو به من رسیده است، اگر سخنانی که درباره تو گفته شده حقیقت داشته باشد، گمان می کنم به صلاح تو باشد که از آن کارها خود داری کنی. اگر این سخنانی که در مورد تو به گوش من رسیده باطل باشد که حتما هم باطل است، زیرا تو از این گونه سخنان برکناری، نفس خود را موعظه کن! متوجه خود باش! به عهد و پیمان خود وفا کن! زیرا اگر تو منکر من شوی من نیز منکر تو خواهم شد. اگر تو نسبت به من مکر و حیله کنی من هم در مورد تو این کار را خواهم کرد. بترس از اینکه ما بین این امت اختلاف ایجاد کنی و ایشان را به دست خود دچار فتنه و آشوب نمایی. تو که از بی وفایی این مردم خبر داری و آنان را امتحان کرده ای، پس مراقب خود و دین خود و امت محمّد باش! مبادا افراد سفیه و نادان تو را آلت دست قرار دهند. *** هنگامی که این نامه معاویه به امام حسین علیه السّلام رسید، در جوابش نوشت: نامه تو به من رسید، نوشته بودی: اخباری از من به تو رسیده که از آن ها بیزاری و من به نظر تو به غیر آن امور سزاوارم. کارهای نیک را نمی توان جز با راهنمایی و توفیق خدا انجام داد. اما اینکه نوشته بودی اخباری از من به تو رسیده است. این گونه سخنان را افراد سخن چین و متملق و فتنه انگیز برای تو گفته اند، زیرا من تصمیم به جنگ و مخالفت با تو ندارم. ولی به خدا قسم در عین حال من از اینکه با تو مبارزه نکنم می ترسم و گمان نمی کنم که خدا راضی باشد، من از جنگیدن با تو دست بردارم و عذر مرا در مورد ترک مبارزه با تو و این گروه ملحد که حزبی ستمکار و دوستان شیاطین هستند، بپذیرد. آیا تو همان معاویه ای نیستی که حجر ابن عدی را به همراه آن افرادی که اهل نماز و عبادت بوده و با ظلم و بدعت مخالف بودند و در راه خدا از هیچ گونه ملامتی باک نداشتند، شهید کردی؟ تو آنان را با ظلم و دشمنی در حالی کشتی که پیمان های محکمی با ایشان بسته بودی و امان های کامل به آنان داده بودی که ایشان را به خاطر حوادث قبلی که بین تو و آنان رخ داده بود و بغض و کینه ای که از ایشان در دل داشتی، مؤاخذه نکنی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که عمرو بن حمق را شهید کردی؟ در حالی که وی از اصحاب پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله به شمار می رفت و رنگش از کثرت عبادت زرد شده بود؟ تو این جنایت را وقتی انجام دادی که به وی امان داده بودی، تو عهد و پیمان و اطمینانی از طرف خدا به او داده بودی که اگر آن ها را به یک پرنده می دادی از سر کوه به نزد تو فرود می آمد. سپس او را با نامردی شهید نمودی و جرات پیدا کردی و با عهد و پیمان خدای تعالی مخالفت کرده و آن تعهد را ناچیز شمرده و نادیده گرفتی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که زنازاده ای چون زیاد را بر عراق و بصره مسلط کردی تا دست و پاهای مردم را قطع نماید، چشم های آنان را از کاسه درآورد، ایشان را بر فراز شاخه های درخت خرما به دار بزند. گویا، تو از این امت نیستی و آنان هم از تو نیستند. آیا تو همان معاویه ای نیستی که یار قبیله حضرمی ها بودی و زیاد بن سمیه برای تو نوشت: قبیله حضرمی ها متدین به دین حضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام هستند و تو در جوابش نوشتی: هر کس را که به دین علی است به قتل برسان. زیاد به دستور تو آنان را شهید و مثله نمود، و حال آنکه به خدا قسم، دین علی همان دینی است که تو و پدرت به واسطه شمشیر آن مسلمان شدید. به واسطه دین علی است که تو در مقام خلافت آن جلوس کرده ای. اگر دین علی نبود، شرافت و شخصیت تو و پدرت همان مسافرت زمستانی و تابستانی بود که از مکه به شام می کردید و بدین وسیله خویش را از گرسنگی و بی نوایی نجات می دادید. اما اینکه نوشته بودی: من به خودم و دین حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و امت آن بزرگوار نظری کنم و از تفرقه این امت و اینکه به وسیله من دچار فتنه گردند بپرهیزم، من برای این امت فتنه ای بزرگ تر از این نمی بینم که تو خلیفه آنان باشی. من نظری را برای خودم و دینم و امت حضرت محمّد بهتر از این نمی بینم که با تو بجنگم؛ اگر من با تو جهاد کنم، قربهً الی اللّه تعالی جهاد می کنم و اگر جهاد با تو را ترک کنم، باید برای این گناه از پروردگارم طلب مغفرت کرده و از او بخواهم که مرا هدایت کند. اما اینکه نوشته بودی: اگر من منکر تو گردم تو نیز منکر من خواهی شد، تو هر مکر و حیله ای که به نظرت می رسد درباره من به کار ببر. من امیدوارم که مکر و حیله تو به من ضرری نخواهد رسانید. و ضرر آن برای تو از همه بیشتر خواهد بود، زیرا تو بر اسب جهالت خویش سوار و بر شکستن عهد و پیمان خویشتن حریص شده ای! به جان خودم قسم که تو به هیچ شرطی وفا و عمل ننموده ای! زیرا عهد و پیمان خود را شکستی و آن افرادی را که با آنان صلح نمودی بعد از آن همه قسم هایی که خوردی و تعهدهایی که کردی و اطمینان هایی که دادی شهید نمودی! تو آنان را بدون اینکه با کسی بجنگند شهید کردی، تو ایشان را بدین علت کشتی که فضایل و مناقب ما را نقل می کردند و حق ما را بزرگ می داشتند. ای معاویه! مواظب باش که از تو قصاص خواهد شد و یقین داشته باش که حساب تو را خواهند رسید. بدان! خدای تعالی نامه اعمالی ترتیب داده که هیچ گناه کبیره و صغیره ای نیست مگر اینکه آن را به حساب خواهد آورد. خدا این جنایات تو را فراموش نخواهد کرد. جنایاتی که به مردم ظنین می شوی، به دوستان خدا تهمت می زنی و آنان را می کشی، دوستان خدا را از خانه هاشان به دیار غربت تبعید می کنی، مردم را مجبور می کنی با پسرت که کودکی است نورس و شراب خوار و سگ باز بیعت کنند، من تو را این گونه می بینم که خود را دچار زیان خواهی کرد، و دین خود را از دست خواهی داد، با رعیت خویش حقه بازی خواهی نمود، در امانت خود خیانت خواهی کرد، گوش به سخن شخص سفیه و نادان می دهی و افراد پرهیزکار را به خاطر این گونه تبهکاران دچار ترس می کنی، و السّلام. *** هنگامی که معاویه نامه امام حسین علیه السّلام را خواند گفت: حقیقتاً که در سینه حسین بغض و کینه ای است که من آن را نمی شناسم! یزید به معاویه گفت: جوابی برای حسین بنویس که خود را کوچک ببیند و در این نامه حسین را از کارهای بدی که پدرش انجام داد آگاه کن. در همین موقع بود که عبد اللّه ابن عمرو بن عاص وارد شد. معاویه به او گفت: نامه ای را که حسین نوشته دیدی؟ گفت: مگر چه نوشته؟ وقتی معاویه آن نامه را برایش خواند، عبد اللّه به معاویه گفت: چه مانعی دارد تو جوابی برای حسین بنویسی که باعث شود به چشم حقارت به خود بنگرد؟ عبد اللّه این سخن را برای خوش آمد معاویه گفت. یزید به معاویه گفت: اکنون نظر من چطور است؟ معاویه خندید و به عبد اللّه گفت: یزید هم همین عقیده تو را دارد. عبد اللّه گفت: عقیده یزید صحیح است. معاویه گفت: نظر هر دوی شما خطا است. به نظر شما اگر من بخواهم عیوب علی را بگویم، مثلا چه می توانم بگویم؟ شخصی مثل من نباید عیبی را بگوید که در وجود کسی نباشد، یا اینکه نداند چه عیبی در وجود او است. اگر من عیب شخصی را بگویم که مردم آن را نمی دانند، باکی برای صاحب آن نخواهد بود و مردم به آن عیب اهمیتی نمی دهند، بلکه آن را تکذیب می کنند. من چگونه عیب حسین را بگویم، در صورتی که به خدا قسم عیبی در وجود او نیست. نظر من این بود که نامه ای به حسین بنویسم و او را تهدید کنم. سپس نظر خود را عوض کرده و تصمیم گرفتم که با وی لجاجت نکنم. (منبع: بحار الانوار ج 44 ص 212 به نقل از رجال کشّی) ...
آیا امام حسین(ع) حج خود را ناتمام گذاشت
روز هشتم ذی الحجه معروف است به یوم الترویه . یکی از سؤالاتی که درباره حضرت سیدالشهداء(ع) در دهه اول ذی الحجه مطرح می شود این است که چرا امام حسین علیه السلام حج خود را در روز ترویه ناتمام گذاشت و مکه را ترک کرد. مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی به این شبهه پاسخ گفته است که در ادامه می خوانید: قبل از آن که به تحلیل تاریخی این پرسش بپردازیم، باید این نکته را متذکر شویم که از دیدگاه فقهی، این سخن مشهور که امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشت، سخن نادرستی است؛ زیرا امام در روز هشتم ذی حجه یوم الترویه از مکه خارج شد (1).در حالی که اعمال حجّ که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می شود از شب نهم ذی حجه آغاز می شود. بنابراین، امام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نیمه تمام گذارد. بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مکه، عمره مفرده انجام داد و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکه و احتمالاً در فاصله های مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معنای ورود در اعمال حج نمی شود. در برخی از روایات تنها از انجام عمره مفرده از سوی حضرت سیدالشهدا(ع) سخن به میان آمده است.(2) گرچه معروف و مشهور است و در برخی کتاب ها مانند الارشاد شیخ مفید آمده که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرد و طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد چون نمی توانست حج خود را تکمیل کند. (3) ولی به نظر بعید می آید که آن حضرت به احرام حج محرم شده باشد چون کسی که می خواهد اعمال حج را انجام دهد علی القاعده روز هشتم یا روز نهم ذی الحجه محرم می شود و جهتی برای محرم شدن زودتر از موعد مقرر نیست. برای تایید این مطلب روایاتی در کافی نقل شده که به برخی از آنها اشاره می کنیم: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِی أَشْهُرِ الْحَجِّ مُعْتَمِراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَی بِلَادِهِ قَالَ لَا بَأْسَ وَ إِنْ حَجَّ فِی عَامِهِ ذَلِکَ وَ أَفْرَدَ الْحَجَّ فَلَیْسَ عَلَیْهِ دَمٌ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع خَرَجَ قَبْلَ التَّرْوِیَهِ بِیَوْمٍ إِلَی الْعِرَاقِ وَ قَدْ کَانَ دَخَلَ مُعْتَمِراً .(4) از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: امام حسین(ع) قبل از روز هشتم ذی الحجه از مکه خارج شد در حالی که قبلا در ماه حج با احرام عمره، به قصد انجام عمره وارد مکه شده بود و عمره انجام داده بود. از این روایت بر نمی آید که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرده باشد. در روایت دیگر امام صادق(ع) فرمود: قَدِ اعْتَمَرَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع فِی ذِی الْحِجَّهِ ثُمَّ رَاحَ یَوْمَ التَّرْوِیَهِ إِلَی الْعِرَاقِ وَ النَّاسُ یَرُوحُونَ إِلَی مِنًی وَ لَا بَأْسَ بِالْعُمْرَهِ فِی ذِی الْحِجَّهِ لِمَنْ لَا یُرِیدُ الْحَجَّ .(5) امام حسین(ع) در ماه ذی الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترویه (هشتم) به سوی عراق حرکت کرد و کسی که نمی خواهد حج انجام دهد می تواند عمره انجام دهد. بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مکه، عمره مفرده انجام داده و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکه و احتمالاً در فاصله های مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معنای ورود در اعمال حج نیست و شاید وقتی که خبر دار شد که نیروهای مخفی یزید قصد ترور آن حضرت را در حرم دارند، تصمیم گرفت به سوی عراق حرکت کند آن زمان امام حسین(ع) برای انجام یک عمره دیگر محرم شد و آن را تکمیل کرد و از احرام خارج شد و در روز ترویه یعنی هشتم ذی الحجه به سوی عراق از مکه خارج شد. از نقطه نظر تاریخی بالأخره این پرسش باقی است که با وجود آن که یکی از علل انتخاب مکه، داشتن فرصت مناسب برای تبلیغ دیدگاه خود بود؛ چرا در این شرایط زمانی ویژه که اوج حضور حاجیان از سرتاسر نقاط مختلف در مکه، عرفات و منا است و بهترین فرصت تبلیغی برای آن حضرت فراهم آمده است ناگهان مکه را ترک کرد؟ به طور خلاصه می توانیم علل این تصمیم ناگهانی را چنین ذکر کنیم: 1- احتمال خطر جانی از برخی عبارات امام حسین(ع) که در مقابل دیدگاه شخصیت های مختلفی که با بیرون رفتن آن حضرت از مکه و حرکت به سوی کوفه مخالف بودند، ابراز شده چنین بر می آید که امام علیه السلام ماندن بیشتر در مکه را مساوی با بروز خطر جانی برای خود می دانست؛ چنانکه در جواب ابن عباس می فرماید: کشته شدن در مکانی دیگر برای من دوست داشتنی تر از کشته شدن در مکه است (6) نیز به عبداللَّه بن زبیر فرمود: به خداوند سوگند! اگر یک وجب خارج از مکه کشته شوم، برای من دوست داشتنی تر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکه کشته شوم. به خداوند سوگند! اگر من به لانه ای از لانه جانوران پناه برم، مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آن چه را از من می خواهند، به دست آورند (7) نیز به برادرش محمد حنفیه، به صراحت از قصد ترور یزید در محدوده حرم امن الهی نسبت به جان خود سخن به میان آورد .(8) بالاخره در بعضی از متون به صراحت سخن از این مطلب به میان آمده که یزید، عده ای را همراه با سلاح های فراوان برای ترور امام حسین(ع) در مکه فرستاده بود. (9) 2- شکسته نشدن حرمت حَرَم در ادامه برخی از عبارات پیش گفته، تذکّر این نکته از سوی حضرت سیدالشهدا(ع) وجود داشت که نمی خواهد حرمت حرم امن الهی، با ریخته شدن خون او در آن شکسته شود؛ گرچه در این میان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنایتکاران اموی باشد. آن حضرت این مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبیر و به گونه تعریض آمیز نسبت به او که بعدها در مکه موضع گرفته و لشکریان یزید حرمت حرم را خواهند شکست به صراحت بیان می دارد. ایشان در جواب ابن زبیر می فرماید:. پدرم (علی علیه السلام) برای من نقل کرد که در مکه قوچی است که به وسیله آن حرمت شهر شکسته می شود و من دوست ندارم که مصداق آن قوچ باشم .(10) پی نوشت ها: 1٫ واقعه الطف، ص147 2 . وسائل الشیعه، ج 1، ص 246، کتاب حج، باب 7، ابواب العمره ج 2 و 3٫ 3 – شیخ مفید، الارشاد ج 2 ص 68 . 4و5- الکافی ج: 4 ص :536 6٫ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج 8، ص 159٫ 7٫واقعه الطف، ص 152٫ 8٫سید بن طاووس، لهوف، ص 82٫٫ 9٫همان،ص82٫ 10 . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 546٫ ...