سایر منابع:
سایر خبرها
مردی که تا روز آخر عمر برای مداحان غصه خورد + تصاویر
سوگواری و سینه زنی این دسته عزاداری کودکان را برنمی تابیدند و آنان را متفرق می کردند. آن ها نیز در حال فرار، شعار سر می دادند: در کربلا غوغا شده آژان پیره پیدا شده! 7 سال از عمر علی گذشته بود که حاج قربانعلی او را برای تحصیل در مدرسه ای ثبت نام کرد. مهر سال 1314 او یک دانش آموز کلاس اولی بود که در نمازهای جماعت به مدیر متدین مدرسه اش اقتدا می کرد. آن سال، زمانی بود که
تجربه اقامت در هتلی که تماما از یخ ساخته شده + تصاویر
نروژ و گشتن در سطح شهر، دیگر تحمل اقامت بیش از آن را نداشتم! دوستانم فکر می کنند این اتفاق از نظر من بسیار عجیب و در عین حال زیبا است. من در کل دل چندان خوشی از زمستان ندارم و گاهی پیش می آید که چندین روز متوالی در خانه بمانم و وقتی دمای هوا به بیشتر از 20 درجه سانتی گراد رسید، از خانه بیرون می آیم. اما به نظر من اقامت در هتل برفی نسخه ایده آل شده ای از فصل زمستان است: همه چیز نوین و بی
حاشیه های حضور رهبری در منزل شهید همدانی+تصاویر
باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچه ها عملیات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت؛ [بعد از آن] تصور نمیشد که این در [شهادت]مفتوح بماند برای بندگان... اما عده ای از بندگان خالص خدا در این مدت به شهادت رسیدند؛ واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیاد... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند... ان شاء الله همه کسانی که آرزوی این وضعیت را
نسل چهارمی ها چگونه عزاداری می کنند؟
درباره خودش و انگیزه اش از راه اندازی ایستگاه می گوید. او در 20 سالی که از عمرش گذشته یک بار هم به هیات عزاداری نرفته و حتی کاری برای محرم انجام نداده اما امسال و این بار پای رفاقت که به میان آمده دوستانش را تنها نگذاشته است: تا حالا به هیات عزاداری نرفتم اما ماه محرم رو دوست دارم و برام جالبه. وقتی از حنیف علت نرفتنش به هیات را می پرسم دلیل خاصی برایش پیدا نمی کند: خیلی از مکان های عمومی و شلوغ
صابر ابر، روز به روز محبوب تر می شود (1)
بخواهم در مورد چه می کنیم و چه می شود و اینها حرف بزنم، برایم جذاب نبوده است. از آنجا که خیلی روی این قضیه وسواس داشته ام شاید این جور تداعی شده که سخت گیرم. خاطره بدی از گفت و گوهای گذشته داری؟ چند باری که مصاحبه کره ام، در مقابل توقع و انرژی و وقتی که برایش صرف کرده ام، اتفاق خوبی نیفتاده است؛ با توجه به این که همیشه خواسته ام که مصاحبه را قبل از انتشار بخوانم و تنظیم و ویرایش
برانکو: روی حرف همسرم حرف نمی زنم!
؟ - ایران طی این سال ها به معنای واقعی برای من تبدیل به کشور دومم شده است. هر جا که می روم از مردم عشق می گیرم. تا به حال به کمتر کشوری سفر کردم که مردم تا این حد نسبت به هم عشق و علاقه داشته باشند. به هر حال کشور ایران و کرواسی اشتراکات فرهنگی زیادی هم با هم دارند و همین اشتراکات هست که باعث می شود در ایران احساس دلتنگی نکنم. با این همه علاقه به ایران چرا هنوز به زبان فارسی
برادرم عطش شهادت داشت
خانواده آنها احترام بگذاریم. همیشه شنیده ایم که از دامن زن مرد به معراج می رود. بی شک یکی از رموز چنین تربیتی را باید در رفتار مادرتان جستجو کنیم. از مادر شهید برایمان بگویید. مادرم 2 سال پیش به رحمت خدا رفت و ما را در غم بی مادری گذاشت. مادری که در حیا، صبوری و متانت سرآمد زنان روستایمان بود و همیشه احترام خانواده های شهدا را داشت و در حسرت آنها بود و می گفت خوشا به حال شهدا و خانواده های
برگی از تاریخ
پدر بزرگوارشان سیدالشهداء علیه السلام بودند. در محرم سال 61 در جریان شهادت امام حسین در کربلا حضور داشت و بعد از آن همراه اسیران به کوفه و شام، سرپرست و تکیه گاه ایشان بود. پس از بازگشت از شام در مدینه اقامت گزید تا آنکه در سال 94 یا 95 هجری به شهادت رسید. خلفای معاصر حضرت 1 یزید بن معاویه (61-64 ق) 2 عبدالله بن زبیر (61-73 ق) 3 معاویة بن یزید
مجموعه اشعار ویژه شب شهادت امام سجاد (ع)
/> ابکی ابکی لحسین بن علی العطشان شهرۀ شهر شده گریه دشمن شکنم کاش در لحظه دفن پدرم می مردم آن که بوسید چو عمه رگ حلقوم، منم شیرم از حیلۀ روباه ندارم باکی من که دل گرم به خون خواهی ابن الحسنم قبلهٔ گریه کنان همه عالم هستم آخرین غصه جان سوز محرم هستم رمقی نیست در این پای پر از آبله ام بی قیام است چو
روایت یک روز زندگیِ دختری که قربانی اسید پاشی شد
رعنا می افتد، می زند زیر گریه، انگار خاطره سمیه برایش زنده شده باشد، مرا در آغوش می گیرد و می گوید: دیدی سمیه ام رفت. ، بعد سریع با گوشه تا خورده روسری اش، اشک هایش را پاک می کند تا مبادا رعنا دوباره یاد آن شب لعنتی بیفتد. آن شب لعنتی 4 سال پیش، درست در جایی روبه روی همین خانه، در یک فاصله دو متری، در اتاقی با دیوارهای کاهگلی نم خورده، جایی که ندیده، بوی اسید غلیان کرده، از پشت نخل های خمیده می زند
10 شیوه کلاه برداری اینترنتی که هنوز قربانی می گیرد
راه و روش همه فریب نامه ها هم تقریبا یکسان است؛ معمولا پای یک پیشنهاد وسوسه انگیز در میان است. حالا یا پول، یا راهی ارزان برای درمان طاسی سر، حتی داروی سرطان و ... در ادامه به معرفی 10 تا از شایع ترین فریب نامه ها می پردازیم که هنوز که هنوز است، در اینترنت قربانی می گیرند. نامه ای از نیجریه من آقای پل آگابی، وکیل شخصی آقای هارولد کوپر هستم. ایشان قبلا در شرکت اکسون اویل نیجریه کار می کرد. چندی پیش موکل من به همراه همسر و فرزندش
بازیگر زن: آرزوی کربلا داشتم نه هالیوود
هشدارنیوز -این بخشی از صحبت های سلیمه رنگزن بازیگر جنوبی سینما یا همان خاله سلیمه است، بازیگری که سال ها پیش روز عاشورا در فیلم عصر روز دهم به کارگردانی مجتبی راعی بازی کرد و جزو معدود بازیگرانی است که در روزی مانند عاشورا و در جایی مانند بین الحرمین تجربه کار داشته است. ایسنا همزمان با ماه محرم از این بازیگر زن خواست تا از حال و هوای این تجربه در روز عاشورا بگوید. این
امام سجاد(ع)؛ بزرگ پیام دار قیام سرخ کربلا
دست داده و زنان داغدیده و دختران یتیم از یک طرف و قهقهه های مردم بی خبر از همه جا و سخنان شماتت آمیز آنها، نمکی بود بر زخم اسرای کربلا! در این جا بود که دختر امیرالمؤمنین، ام کلثوم، با مشاهده این وضعیت به آنها چنین نفرین کرد: اباد الله کثرتکم، و سلط علیکم من لا یرحمکم;خداوند جمعتان را پراکنده و نابود سازد و کسانی را که به شما رحم نمی کنند بر شما مسلط گرداند. سخنان اسوه زهد و تقوا در
نقش امام سجاد در زنده نگهداشتن قیام عاشورا
بزرگ مبلغ قیام عاشورا، حضرت امام سجاد علیه السلام با سخنرانی و خطبه های آتشین خود توانست نهضت حق طلبانه سالار شهیدان را از هجوم تحریف نجات بخشد. اینک بعد از گذشت پانزده قرن همچنان این قیام، پرشکوه و جاودانه است. حضرت علی بن الحسین، امام سجاد (ع) در 5 شعبان یا 15 جمادی الاولی سال 38 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود و در دوازدهم یا هجدهم و بنا بر مشهور در 25 محرم سال 95 ه. ق در حدود
رازها و دردهای کودکانه
مادرش یک اسم در شناسنامه دارد. می گوید اسم مادرم لیلاست. نمی دانم چه شکلی هست. البته فرقی هم ندارد که خوشگل باشد یا نه ولی حتما همه مامان ها خوشگلند. خیلی دوست دارم که ببینمش. سپیده به وقت خندیدن دندان هایش پیدا می شود. 2تا دندان جلویش افتاده و چهره اش به وقت خندیدن حسابی بامزه می شود. او کلاس اول است و تازه خواندن و نوشتن را یاد گرفته. کم حرف است و در پاسخ به هر پرسشی فقط می خندد و گاهی دستش را روی
علی زند وکیلی، پسر خوبِ موسیقی سنتی
فراموش کرد که وقتی شما در مسیر درست و سالمی حرکت می کنید ناخودآگاه جریان های فکری به سراغ شما می آیند و آثارتان مورد توجه و حمایت قرار می گیرند. یک لحظه وقتم را تلف نکردم من از دوران کودکی ام همیشه بزرگ فکر می کردم و دوست داشتم از لحظات زندگی ام به بهترین شکل استفاده کنم. شاید به همین خاطر بود که وقتی تصمیم گرفتم برای ادامه مسیر حرفه ای موسیقی، از شیراز به تهران سفر کنم، بیش
داستان 9 ماه حسرت برای ثبت نام درهنرستان
، به غیر یکی از ما که پدر ثروتمندی داشت که می توانست حمایتش کند، باقی ما باید به فکر تأمین هزینه ادامه تحصیل و سفر می بودیم. من از دوران دبیرستان به پیشنهاد استاد قهاری به جای اینکه در آموزشگاه و کلاس های کنکور درس بدهم به کارگاه او رفتم ضمن اینکه دستیار او شدم ضمن کار از او تکنیک های مجسمه سازی و ریخته گری سنتی را یاد گرفتم و چون هنوز خود او در حال یادگیری و تجربه در ریخته گری سنتی بود به کمک هم
امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت
زمینه ساز انقلاب فرهنگی امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام گشت. از این رو برخی از نویسندگان، آن حضرت را باعث الاسلام من جدید نامیدند.[5] از مدینه تا کربلا با پدر در طول مسیر مکه تا نینوا، امام سجاد علیه السلام همراه کاروان امام حسین علیه السلام بوده است. که پس از گذشتن از یکی از منازل بین راه حضرت در حالی که بر پشت اسب خود در حال حرکت بودند چند لحظه به خواب رفتند بعد که
دوازدهم محرم/امام سجاد(ع)؛ تنها سفیر بازمانده کربلا
38 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود و در دوازدهم یا هجدهم و بنا بر مشهور در 25 محرم سال 95 ه. ق در حدود 56 سالگی مسموم شده و به شهادت رسید. آن حضرت در واقعه کربلا 23 سال داشت، مرقد شریفش در مدینه در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع) است. دوران امامت ایشان که 35 سال بود، مصادف با دشوار ترین دوران ظلم و خفقان امویان (از یزید تا ولید بن عبدالملک) گذشت. برخی از مورخان
بازیگران سینما و محرم
، اصلا تک تک این روزها و ایام خاطره اند، سینه زنی ها، دسته ها ، هیئت ها و ... . وی افزود: البته در این روزها همه چیز از نگاه و محیط اطرافمان گرفته تا نوع عزاداری ها فرق کرده است و تکنولوژی هم یکی از این عوامل است که باعث تغییر در حس و حال موجود شده است. بازیگر فیلم تنگنا اظهار داشت: برای ایام محرم هم کارهای فاخر و هم آثار معمولی وجود دارند. وقتی برای اثری زحمت کشیده و فکر شده باشد همچنان از آن یاد می شود. گزارش از فاطمه شهدوست
رضا مخفیانه در آموزش های نظامی شرکت کرد تا به جبهه برود
بدون اطلاع خانواده از همین پایگاه (چمران منطقه 19) اعزام شد. 32 سال است که ایام محرم در این پایگاه حضور دارم. مریم محمدی حیدریان مادر شهید "رضا جوادی" هم با اشاره به تولد فرزندش گفت: 47 سال پیش و در روز ولادت امام رضا (ع) به دنیا آمد. اسمش را به یمن مولود این روز رضا گذاشتیم که الحق عاشق ضامن آهو بود. یک ساله بود که بیماری سختی گرفت. پدر خدابیامرزم برای سلامتی او گوسفندی نذر کرد. رضا
قدم خیر در دختر شینا با جنگ می جنگد
/> *یکی از وجوه محتوایی این اثر، بازگو شدن سبک زندگی در دهه های 50 و 60 در میان خانواده های ایرانی ست. خانواده هایی که با صبر و ایثار سال های طلایی را در پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن دفاع مقدس رقم زدند. به نظر شما چه تفاوتی بین سبک زندگی زمان جنگ و حال حاضر وجود دارد؟ در زمان انقلاب و جنگ ایثار و گذشتی بین مردم وجود داشت که نمود آن مشخص بود. مهربانی، ساده زیستی و تفاهم بین مردم
عکسی از مجری زن صدا و سیما در کربلا
او در کنار انتشار این عکس خاطره سفر خود به کربلا را نیز بازگو کرد و از دورانی نوشت که دولت عراق در دهه اول محرم آغاز سال نو قمری را جشن می گرفت. لواسانی در این باره نوشت : توی این عکس ها، من یازده ساله هستم. اولین باری که کربلا رفتم و البته بهترین و دلچسب ترین باری که کربلا رفتم. همین ایام بود، دقیقاً دهه ی اول محرم. یادمه که شب اول محرم، کاظمین بودیم.همه جا جشنِ سال نوی قمری بود.و چه تلخ. خدا رو
بازیگر نقش حرمله در مختارنامه: مادرم مخالف بازی در این نقش بود!
ولی به هیئت دعوت می شوم/ ما باید واقعه کربلا را به دنیا نشان دهیم سین: از حال و هوای ایام محرم دوران کودکی برایمان بگویید؟ جیم: نوجوانی و جوانی من در هیئت گذشته است در خانه های نیروی هوایی بودیم که یک زمین والیبال داشتیم و به همکاری دوستانم قبل از محرم آن را آماده می کردیم و در حال حاضر به یک هیئت بزرگ تبدیل شده است بهترین و زیباترین خاطرات را از آن دوران دارم. سین
جنتی به هیچ وجه شایستگی وزارت ارشاد را ندارد
چیزی که ساخته به واقعیتی که اتفاق افتاده خیلی نزدیک است. در جایی خواندم که گفته بودید فکر می کردم کار طالبان است و بعد فهمیدم کار پاکستان است. حالا می بینیم انگلیس هم نقش دارد. این نکته به این موضوع برمی گردد که انگلیس در همه چیز نقش دارد، یا واقعاً دلیل و مدرکی برای این امر وجود دارد؟ این یک سوءتفاهم بود. در صحبت هایی که کردم، آخرش گفتم کار انگلیسی ها است. به شوخی مثل دایی
حاشیه های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی
؟ احساسی که من آن روز داشتم دقیقاً همین احساس بود که یک جاده ی وسیعی بود، یک درِ بزرگی به روی همه باز بود که افراد با میل خود می رفتند و از این در وارد می شدند؛ این در بسته شد؛ بقیه ماندند پشت این در... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد... البته خیلی طول نکشید چون عراق مجدداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا به تدریج
فرهنگ در رسانه
، مسجد بهار که هیات بزرگی داشت به آنجا می رفتیم. آن زمان همه یکجا متمرکز می شدند و این شلوغی خیلی تاثیرگذار بود اگر یک دسته زنجیرزنی می خواست از کوچه عبور کند یک ساعت طول می کشید و این صحنه آدم را به وجد می آورد، من هم مثل همه ایرانی ها خاطره های خوبی از محرم دارم. در حال حاضر چطور؟ هیات خاصی می روید؟ هیات خاصی که نمی روم دوستان محبت دارند و هر سال به دعوت آنها به هیات می روم
احمد توکلی: اگر می توانستم جریان جدیدی به راه می انداختم
این وضعیت را قبول ندارند. ایشان گفت کدام وزرا قبول ندارند؟ من اسم نیاوردم اما منظورم آقای لاریجانی بود که آن زمان وزیر ارشاد بود. البته وزرای دیگری هم بودند و یکی از آنها آقای لاریجانی بود. گفت نه، من این را قبول ندارم. بعد شروع کرد به گفتن اینکه تولید شمش آلومینیوم و موارد دیگر که در حال احداث و راه اندازی هستند چه اثراتی خواهند داشت. گفتم آقای هاشمی مردم نان شب را با شمش آلومینیوم نمی خورند. مردم
ناگفته های بازیگر نقش سقای کربلا
تلاش و مطالعه و حس و حال برای ایفای آن نقش، این اتفاق افتاد؟ شما اگر برای یک وعده در ماه محرم غذای نذری درست کنید، مسلماً اتفاقات غیراختیاری برای شما می افتد. کار برای امام حسین (ع) این گونه است و برای همین شوق دارد چون اتفاقات غیرمنتظره در آن می افتد. من یک استاد دارم که راهنما و مشاور من بود و پس از توقیف رستاخیز به من گفت اگر غیر از این اتفاق می افتاد، باید به صحت کارت شک می کردی. این
محمد فیلی، شمر مختارنامه: برای بازی نقش شمر، در خانه تحریم شدم
اعتقاد را تزریق نکرده است و مثل خون در وجود همه ایرانی ها درجریان است. خاطره از محرم برایمان بگویید؟ دوران کودکی دسته های فراوان عزاداری حرکت می کردند و من با دیدن این دسته ها علاقه زیادی داشتم در دهه اول محرم به همراه پدرم در مراسم شرکت می کردم، پشت پیراهن عزاداران پاره بود منم اومدم پیراهن خودم را قیچی کردم دیدم روی کلیه ام را پاره کردم مادرم گفت چرا اینطوری کردی گفتم به خاطر