سایر خبرها
فقر را تحمل کردم اما زیر بار فیلم فارسی نرفتم/ مکبر آیت الله دستغیب بودم/ رئیسعلی دلواری کمک کرد وارد ...
نداشت. برای همین بود که والدین، به شدت مخالف بودند که بچه ها به سینما بروند. البته من آنقدر عاشق سینما بودم که هرطور بود، روزهای جمعه سینما می رفتم و فیلم می دیدم. بعد که آمدم دانشگاه و در رشته تئاتر، کارگردانی و بازیگری،دانشکده هنرهای دراماتیک قبول شدم. وقتی وارد دانشگاه شدم و در این زمینه، شعور و اندیشه بیشتری پیدا کردم،متوجه شدم چقدر ظلم می شد به ما واقعا! *قهرمان در خور و اندازه همان
استراتژی داعش در مورد زنان
خود دستور داد تا فتوایی صادر کنند که به موجب آن زنان متاهل داعش بدون اجازه و رضایت همسر نیز می توانند دست به عملیات انتحاری بزنند اما موضوع استفاده از مجاهدان نکاح برای عملیات های انتحاری اعتراض این زنان و فرار آنها از موصل را بدنبال داشت. بسیاری از این زنان وقتی متوجه شدند که قرار است از آنها به عنوان انتحاری در عملیات های داعش استفاده شود از مناطق تحت اشغال داعش فرار کردند. چرا که آنها
تکلیف جراح متهم به فرزندکشی روشن شد
داد به همین دلیل سعی کردم دلیل تغییر رفتارش را بیابم. در حالی که سعی می کردم به خاطر آینده پارسا زندگی ام را از نابودی نجات دهم به رد پای زنی رسیدم که همسرم به وی وعده ازدواج داده بود. مشکلات و اختلافات ما به حدی بالا بود که ناصر مرا از خانه بیرون انداخت. حدود 12 روز بود که در خانه پدرم بودم تا اینکه خبر مرگ پسرم را شنیدم. ناصر با قتل پارسا می خواست مرا طلاق دهد و به راحتی با زن دیگری زندگی کند
برگزاری دهمین شب شعر ترانگیزان/ جان قلم به لب رسید
ایرانیان در سخنانی گفت: ترانگیزان دهم در کنار جلسات شعر خوانی که در سال های قبل از طرف بنیاد برگزار می شده این بار به موضوع شعر عاشورایی پرداخته است و با توجه به فراخوانی که در خصوص حادثه دردناک منا منتشر شد در جلسات بعدی با محوریت این موضوع در خدمت دوستان خواهیم بود. وی افزود: عاشورا غنیمتی است که در اختیار نسل امروز و نسل های آینده قرار گرفته که بر تاریخ، فرهنگ، ادبیات و هنر ایران و
روایت سه گانه از زنان خیابانی در تهران
. پرتم کرد بیرون چون مادرش بهم تهمت زده بود که با مردها ارتباط دارم. اصلاً اینجور نبود. دوست های عوضی اش همه نظرناپاک بودن اما من... چشم های نازی یک باره حالت غمگینی به خود می گیرد. تا آن وقت تلاش می کرد خودش را به اصطلاح شاد و شنگول نشان دهد. یک باره اما پرت می شود به گذشته: بعد از طلاق دو بار صیغه شدم. جفتشان زن و بچه داشتند. خانه پدرم نانخور اضافی نمی خواستند. گفتند یا برگرد خانه شوهر
مرور خاطرات 35 ساله دروازه بان سرخابی ها
فرشاد پیوس برای تیم ما گل زد که در پایان بازی یک – یک شد. در این بازی ها خاطره جالبی هم داشته اید؟ چند روز قبل از بازی پرسپولیس و استقلال جشن عروسی من برگزار شد و همه فکر کردند دیگر بازی نمی کنم. همان شب عروسی علی پروین به من گفت که در ترکیب ثابت تیم به میدان می روم اما این موضوع را هیچ کس نباید بداند. در طول هفته هم در تمرین ها بازیکنان فکر می کردند وحید قلیچ گلر تیم است و حتی
حوادث استان فارس؛ از اعدام شیطان صفتی که به زنی شوهر دار تجاوز کرد تا قتل معشوقه و همسر و متلاشی شدن ...
خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده است، در انتظار برگزاری جلسه محاکمه به سر می برد. کارآگاهان جنایی استان فارس چندی قبل از کشف جسد دختری جوان در منطقه ای خلوت مطلع شدند و وقتی به آنجا رفتند، مشاهده کردند این دختر با شلیک گلوله از پا درآمده است. در ابتدا سرنخی درباره انگیزه جنایت وجود نداشت و فقط هویت مقتول به نام نرگس فاش شد. مأموران بعد از انتقال جسد قربانی به پزشکی قانونی به تحقیقات خود
(تصاویر) پناهندگی به مک دونالد!
فرادید | اوایل ماه جاری، یک زن سالخورده و بی خانمان در یک شعبۀ شلوغ مک دونالد در هنگ کنگ از دنیا رفت. تا هفت ساعت کسی متوجه او نشد. جولیانا لیو، خبرنگار بی بی سی، شبی را در شعبۀ شبانه روزی مک دونالد گذارند تا افرادی را که به "پناهجویان مک دونالد" معروفند را از نزدیک ببیند. به گزارش فرادید به نقل از بی بی سی انگلیسی، در یک جاده اصلی در منطقه کارگرنشین شام شویی پو، دو طاق زردرنگ براق
آیت الله خزعلی یک ریال هم از امام (ره) نگرفتند
عالم برزخ چشمشان باز می شود... *پدرم پیش از رحلت خواب حضرت امیر (ع) را دید که به ایشان تفقد کردند چون قبل از آن بحث ما این بود که آیت الله سیستانی گفته بودند اگر پیکر حاج آقا را به نجف بیاورید از تشییع و تدفین تا مراسم ختم را انجام می دهیم چرا که ایشان دوست نزدیک پدر و در یک حجره بودند. وقتی به نجف رفته بودیم حاج آقا می خواستند دست آیت الله سیستانی را ببوسند و ایشان همین طور
دکوراسیون خانه دلباز تازه عروس و داماد خوش ذوق!
می بیند روز شده است. تا در را باز می کنی، حجم نوری که از سمت چپ خانه وارد چشم هایت می شود، آنقدر عجیب، زیاد و خوشایند است که ناخودآگاه، مثل یک نخ نامرئی دور پاهایت حلقه می شود و تو را به سمت خودش می کشاند. با چیدانه همراه باشید تا با دکوراسیون داخلی منزل و سلیقه این زوج جوان خوش ذوق آشنا شوید. ادامه مطلب را در چیدانه بخوانید ... چگونه با آباژورها دکوراسیون اتاق خواب خود را
اولین زن شهیده کربلا که بود؟
لباسی خاک آلود دید، حضرت به او فرمود: از کربلا و از دفن شهدا می آیم، ناگهان ام سلمه از خواب بیدار شد و با صدای گریه و شیون او همسایگان آمدند و ماجرا را باز گفت. وی از همان روز برای سید الشهداء علیه السلام عزا گرفت. ام سلمه آن روز را به خاطر سپرد. روز دهم محرم و بعد هم که جریان دقیق واقعه را از اهل بیت علیهم السلام که حاضر در کربلا بودند پرسید آن روز را با واقعه شهادت امام حسین علیه السلام مطابق
کلاهبرداری به بهانه اشتغال
مثبت دادند. در ساعت 12 برای رفتن به محضرخانه و بستن قرارداد کاری از منزل خارج شدیم که در بین راه، آن مرد مرا مقابل یک مغازه عکاسی از موتور پیاده کرد تا من عکس بیندازم؛ سپس خودش به منزلم مراجعه کرد و از همسرم طلاهایش را به بهانه ضمانت شغلی گرفت و فرار کرد . مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید این خبر اعلام کرد: در ادامه رسیدگی به این پرونده، با توجه به شناسایی تصویر متهم از
پس از شهادتش طلای ازدواجش را به جبهه دادیم
متوجه این ماجرا شد به پدرم اعتراض کرد که او تنها فرزند پسرمان است و چرا رضایت نامه را امضا کردی. پدرم در جوابش گفت: او راهش را انتخاب کرده بود و نمی توانستم او را از خواسته اش منصرف کنم. اهواز- پایگاه شهید مدنی عیسی در 15 سالگی عازم جبهه شد. برای نگران نشدن مادرم به او می گفت من پشت به جبهه فعالیت می کنم و به خط مقدم نمی روم ولی هر بار که به مرخصی می آمد یا مجروح بود و یا برای
سونامی ازدواج در سنین بالا
بعد از فوت همسرشان دوباره ازدواج می کنند. محمد 56 ساله حدود پنج سال قبل همسرش را از دست داده و یک سال بعد از فوت همسرش دوباره ازدواج کرده است. او به آرمان می گوید: وقتی همسرم فوت کرد دخترهایم ازدواج کرده بودند و پسرم هم نامزد داشت و بعد از مدتی که او هم ازدواج کرد من در خانه تنها شدم. دخترها مجبور بودند برای انجام دادن کارهای خانه هر روز مسافت زیادی را بیایند و همیشه هم نگران بودند و برای همین
با مرخصی از آمریکا آمدم، و دیگر برنگشتم
پول نداشتم! پزشکی خرج داشت که امکان تهیه اش نبود. پس از اراک به تهران آمدم و دیدم در بین همه رشته هایی که غیر از پزشکی در اختیار من است و می توانم انتخابشان کنم، به رشته زبان شناسی و زبان بیشتر علاقه مند هستم. در دانش سرای عالی تهران قبول شده بودم و در این صورت دبیر می شدم. البته این را هم بگویم که پدرم دلش می خواست من طلبگی را دنبال کنم. اول هم رفتم مکتب خانه، ولی ادامه ندادم. ایشان هم گفت حالا که
دزد مادربزرگ ها دستگیر شد
به گزارش خط نیوز به نقل از تسنیم، روز چهاردهم خرداد ماه خانمی با مراجعه به کلانتری 108 نواب به مأموران اعلام داشت که سرنشین یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ، به بهانه خرید طلا برای همسرش اقدام به گرفتن انگشتر طلا از وی و کلاهبرداری از او کرده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع کلاهبرداری و به دستور دادیار شعبه دوم دادسرای ناحیه 34 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه هشتم پلیس
فینالیست استند آپ کمدی:خدا بغلم کرده
مادربزرگم می آمد که مرا ببخشند. بهتر است از اینجا شروع کنم، مهرماه که مدرسه ها شروع شد، نهم آبان مادرم فوت کرد، آن هم در سن 37 سالگی. در عرض 5 روز؛ پنجشنبه در بیمارستان بستری شد و دوشنبه فوت کرد. وقتی مادرم مرا باردار بود، پدرم فوت کرده بود. به همین خاطر برای زندگی به خانه مادربزرگم رفتم، 14 سالم بود. تمام داشته ام مادرم بود که آن هم فوت کرد. در آن دوران در شوک بدی به سر می بردم. اصلا
گفت وگو بادختر آیت الله خاتمی درسالگرد درگذشتش
آب بودند که سرفه می کنند. به ایشان طشت می دهند و درون آن در اثر سرفه به خون آغشته می شود. آقا سؤال کرده بودند که خون بود؟ پاسخ داده بودند که بله و همان لحظه دست آقا بی حس روی تخت می افتد و علی آقا متوجه می شوند که ایشان به رحمت خدا رفته اند. آخرین روزهای حضورشان در یزد چگونه گذشت؟ آقای محمدرضا تابش نقل می کنند قبل از اینکه آقا به تهران منتقل شوند، همه را در دفتر خود جمع و نصایح اخلاقی
اشرار دست به سلاح بردند شلیک کردیم
سبزوار از قتل مرد 60 ساله ای در یکی از دامداری های اطراف سبزوار باخبر شدند. وقتی مأموران به محل حادثه رسیدند، دریافتند مقتول با شلیک گلوله ای به قتل رسیده است. پسر مقتول در تحقیقات اعلام کرد، پدرش را شاهین با اسلحه به قتل رسانده است. او گفت پدرم از مدت ها قبل با شاهین اختلاف داشته و شاهین چندین بار او را تهدید به قتل کرده است تا اینکه امروز شاهین به اینجا آمد و با پدرم درگیر شد و با شلیک گلوله به قتل
کلاهبرداری به بهانه اشتغال
متواری شد . همسر شاکی نیز ضمن تأیید اظهارات شوهرش به کارآگاهان گفت: ساعت 12:30 روز حادثه همسرم همراه فردی حدودا 45ساله وارد خانه شد. آن شخص گفت: برای همسرتان شغلی پیدا کرده ام. آیا شما موافق هستید که شوهرتان سر کار برود که من پاسخ مثبت دادم. سپس هر دو نفر از منزل خارج شدند تا اینکه بعد از گذشت نیم ساعت، این شخص مجددا این بار به تنهایی به در خانه ما مراجعه و با نشان دادن دو کاغذ امضاشده
آمادگی برای روانه شدن به پیشگاه خداوند سعادت است+فایل صوتی
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، متن زیر سخنرانی علامه محمدتقی جعفری با موضوع ابهام زدایی های عاشورا است که در شب نهم محرم سال 1374 ایراد شده است: دریافت یکی از مطالب بسیار قابل توجه و قابل دقت، آن جمله ای است که فرزند عزیز حسین(علیه السلام) به امام حسین(علیه السلام) عرض کرد. موقعی که مسیر نینوا را در پیش گرفته بودند، حضرت سیدالشھداء در پشت اسب خود، به خواب سبکی
اعتراف مرد شیشه ای به قتل خواهر
اعتراف پسر شیشه ای، مشخص شد او خواهرش را با 20 ضربه چاقو به قتل رسانده است. روز گذشته با انتقال متهم 26 ساله به دادسرای امور جنایی، تحقیقات از او آغاز شد. مرتضی با قبول اتهام قتل خواهر 28 ساله اش گفت: از هفت سال قبل به ماده مخدر شیشه اعتیاد پیدا کردم. چند ماه قبل با اجبار خانواده به کمپ ترک اعتیادی در چیتگر رفتم؛ اما از آنجا خسته شده و فرار کردم. بعد از فرار به خانه آمدم و سه گرم شیشه مصرف
دیدار یک مادر و دختر پس از 24 سال/عکس
بود، گفت: سرنوشت نوزادی که رها کردی به سرگذشت من و همسرم گره خورد. من در بخش خدماتی بیمارستان کار می کردم و آن روز همه بیمارستان صحبت از نوزاد دختری می کردند که خانواده اش او را در بیمارستان گذاشته و رفته بودند. همان روز زن و مردی پیدا شدند تا این نوزاد را به فرزندی بپذیرند و یکی از پرستاران او را به آغوشم داد تا به اتاق رئیس بیمارستان ببرم تا تحویل خانواده جدیدش بدهند. اما این زن و مرد به دلیل
دختر گمشده پس از 24 سال به آغوش مادرش برگشت
نمی شدم. کم کم نگاه های سنگین فامیل را حس می کردم. آن شب وقتی به خانه رفتم موضوع سرپرستی نیلوفر را با همسرم مطرح کردم. همسرم قبول کرد اما چون می دانست خانواده هایمان مخالفت می کنند نگرانی اش را مطرح کرد. چون می دانستم همسرم با اصل قضیه مشکلی ندارد سرپرستی نوزاد دختر را برعهده گرفتم و آن را به خانه آوردم. بعد هم بدون اطلاع به کسی به بهانه اعزام به ماموریت، خانه ام را به کرج منتقل کردم و
یک گفت وگوی کمتر دیده شده از مردی که دنیا را بهت زده کرد
در دانشگاه علوم سیاسی درس می داد و اختلاف نظرهای بسیاری با خانواده مادرم داشت. پدربزرگم آرتور شیبل دل خوشی از پدرم نداشت و همین موضوع سبب شد تا پدربزرگم جوآن را وادار به دوری از پدر کند. این طور شد که آنها دچار بحران شدند و به دلیل مشغله کاری سرپرستی مرا به خانواده دیگری دادند. به این ترتیب من با نام خانوادگی جابز یک خانواده برای خودم پیدا کردم. در این مدت آیا سراغی از پدر و مادر واقعی
کلاهبردار 390000 یورویی به اتفاق خاواده اش غیب شد
است تبرئه شد و دادیار دستور داد مرد شیاد تحت تعقیب قرار گیرد. فرار خانوادگی پسر جوان در این مرحله به دادیار صفریان گفت: پس از اینکه محسن گوشی تلفن همراه خود را خاموش کرد به در خانه شان مراجعه کردیم و در کمال ناباوری متوجه شدیم همه اعضای خانواده اش متواری شده اند و ما به هیچ کسی دسترسی نداریم و با یک اعتماد بی خود بخش اعظم دارایی های خودمان را به باد دادیم. بنا بر این گزارش دادیار صفریان پرونده را برای بررسی بیشتر و دستگیری کلاهبردار فراری به دادگاه ارجاع داد. ایران ...
آبروی شیخ را مومنان برد ند
که به من اعتماد کامل د اشت با تعجب گفت خیلی خوب فراد ا می خوانیم . این ماجرا بین متد ینین پیچید . من و د وستانم برای رضای خد ا، همه را از وضو ند اشتن شیخ هاد ی آگاه کرد یم و مرد م کم کم از د ور شیخ متفرّق شد ند تا جایی که بعد از چند روز خانواد ه او هم فهمید ند . زن شیخ قهر کرد و به خانه پد رش رفت، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی، پد ر را ترک کرد ند . د یگر همه جا صحبت از مشکوک بود ن
اسیدپاش: خواستم زیبایی زنم از بین برود!
رسید. آنها بلافاصله برای بررسی موضوع راهی محل حادثه شدند و تجسس های خود را در این باره آغاز کردند. با حضور ماموران در محل، آنها با صورت سوخته زنی روبه رو شدند که از سوی شوهرش مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود. این زن که اهل افغانستان بود، برای مداوا به بیمارستان منتقل شد. همچنن شوهر وی نیز که پس از این حادثه از خانه شان فرار کرده بود، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. شنبه شب گذشته زمانی که برای
زنی که هپروت را به 4 فرزندش ترجیح داد
برای رفع مشکلتان قدمی بر نداشته است؟ همه خود را کنار کشیده اند. انگار نه انگار مقصر هستند؛ پدرم مرا به خانه شوهر فرستاد تا جلوی چشم او و زن بابایم نباشم، ولی نمی داند که چه بدبختی برایم درست کرده است! چگونه دستگیر شدی؟ به خانه یکی از مواد فروشان رفته بودم.می خواستم برای شوهرم شیشه بخرم، در راه خانه، مأموران به من شک کردند اگر برای مصرف شوهرم نبود، نمی رفتم؛ چون
دوست دارم زندگی ام امضای خودش را داشته باشد
علا هم در بازیگر بازی می کردند. من و رضا عطاران نقش زن و مرد کلاهبرداری را داشتیم که کلاس بازیگری زده ایم! از آن سریال من در ذهن آقای عطاران مانده بودم و برای نقش ژینوس سریال خانه به دوش به من زنگ زدند. انتخاب بازیگرهای آقای عطاران بسیار بامزه است. آدم هایی را انتخاب می کنند که به درستی انگ کاراکتر و نقش هستند. در سریال بیست و شش قسمتی، من ده روز پراکنده کار کردم. قرار بود که ژینوس خانه به دوش دختر