سایر منابع:
سایر خبرها
زنم پس از ازدواج مهریه اش را اجرا گذاشت و با مرد غریبه ارتباط گرفت/پس از قتل همسرم خودکشی کردم اما زنده ...
به گزارش ندای گیلان ،مرد 60 ساله اعتراف کرد همسر دوم خود را با چاقو به قتل رسانده و قصد خودکشی داشته، اما قبل از مرگ اورژانس را خبر کرده است. این متهم که اکنون در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران است، در اظهارات خود گفت: همسر اولم را سال 91 بعد از 30 سال زندگی مشترک به خاطر اختلافاتی که داشتیم طلاق دادم. دو سال قبل هم بازنشسته شدم. یک پسر و سه دختر دارم. دوتا از دخترانم
میترا استاد 3 بار خودکشی کرده بود؟ / او اسلحه را پیدا کرد ! + آخرین دفاعیات نجفی
به گزارش رکنا، محمد علی نجفی امروز صبح (یکشنبه 14 اردیبهشت) در شعبه 10 دادگاه کیفری حاضر شد و آخرین دفاعیات خود را به سمع و نظر قاضی متین راسخ، قاضی و رئیس دادگاه رساند. وی در آخرین دفاعیات خود گفت: – بعد از صحبت با وکیلم و کارشناسان اسلحه متوجه شدم که گلوله کمانه کرده است. قبل از آن نمی دانستم کدام گلوله به کجا اصابت کرده است. – با علم و آگاهی به اداره آگاهی رفتم و اسلحه را
ماجرای قتل مرد کلاه گیسی!
از سوی سرهنگ محسن باقی زاده حکاک (رئیس کلانتری) عازم محل شدند اما مرد 40 ساله زخمی جان خود را بر اثر اصابت ضربات چاقو به ناحیه گردن از دست داده بود. در پی گزارش سحرگاهی این ماجرا به قاضی ویژه قتل عمد، بی درنگ قاضی کاظم میرزایی با حضور در محل وقوع جنایت تحقیقات میدانی خود را در حالی آغاز کرد که کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی و عوامل بررسی صحنه جرم نیز مقام قضایی را همراهی می کردند
ماجرای قتل مرد کلاه گیسی
حدود ساعت 3 بامداد روز گذشته، اهالی انتهای خیابان وحید 23 مشهد با مشاهده پیکر خون آلود مرد کلاه گیسی، بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفتند. دقایقی بعد نیرو های کلانتری میرزا کوچک خان مشهد با صدور دستوری از سوی سرهنگ محسن باقی زاده حکاک (رئیس کلانتری) عازم محل شدند، اما مرد 40 ساله زخمی جان خود را بر اثر اصابت ضربات چاقو به ناحیه گردن از دست داده بود. در پی گزارش سحرگاهی این ماجرا به قاضی ویژه
اتفاق عجیب بعد از 18 سال در پرونده قتل خانوادگی + عکس
پای میز محاکمه ایستاد. وی گفت: آن زمان 28 سال داشتم که از محل کار به خانه آمدم و متوجه شدم برادر بزرگترم با عمویم درگیر شده و او را به شدت کتک زده است. حال عمویم بد بود و برادرم دنده های او را شکسته بود. من که عصبانی شده بودم چاقو کشیدم و با چند ضربه برادرم را کشتم. اما واقعاً قصد قتل او را نداشتم. وی ادامه داد: من 18 سال است که در زندان مانده ام و حالا 46 ساله هستم .من توان
خلوت کثیف شوهرم را با دوست صمیمی ام در قرار عاشقانه دیدم / مریم طلاق خواست
شد. اما با دیدن بهرام کمی عصبانی تر شد. پاسخ تلخی به سلام شوهرش داد. مرد وکیل میان آن دو ایستاده بود. رشته کلام را به دست گرفت و گفت: می خواهم فرصت دوباره ای به موکلم بدهید. می دانم او اشتباه کرده و پشیمان است. فرصتی برای جبران اشتباه به او بدهید. زن با شنیدن این حرف های وکیل کمی به او و به شوهرش نگاه کرد. بهرام آرام کناری ایستاده و سرش را به سنگفرش خیابان دوخته بود. سکوت کرده بود تا شاید این سکوت
ناگفته های نجفی در سومین محاکمه: نگران آبرویم بودم
؟ نجفی جواب داد: جای اسلحه را با هماهنگی میترا به مهیار نگفته بودیم چون او نوجوان بود و ممکن بود که اگر از جای اسلحه خبر داشت برایش خطرساز باشد اما اسلحه همیشه خانه بود. در مورد شلیک هم می گویم که گلوله کمانه کرده و من در روزهای اول کاملاً گیج بودم و قدرت آنالیز اتفاق های روزهای قبل را نداشتم اما کارشناسان هم به اتفاق اعلام کردند که شلیک گلوله به صورت مستقیم نبوده و من در بی تعادلی دستم روی
قتل خواهر به خاطر پدر و مادر
من هم که از مجادله های آن ها خسته شده بودم تصمیم گرفتم با کشتن رعنا قضیه دعوا و مجادله پدر و مادرم را برای همیشه تمام کنم تا آن ها دیگر دغدغه ای نداشته باشند. برادری که در جریان اختلافات خانوادگی خواهرش را به قتل رسانده بود، توسط پلیس آگاهی البرز دستگیر شد. ساعت 15 روز ششم اردیبهشت به دنبال تماس تلفنی با مرکز فوریت های 110 خبر مرگ مشکوک دختر جوانی به نام رعنا 29 ساله در خانه اش واقع در
قتل دوست صمیمی برای یک گوشی
در تحقیقات انجام شده این مرد به واردکردن ضربه چوب به سر دوستش اعتراف کرد، اما گفت: این کار را کرد تا از خودش دفاع کند و اگر این اتفاق نمی افتاد، خودش کشته می شد. درگیری دو دوست به خاطر گوشی همراه منجر به قتل یکی از آن ها و کشیده شدن پای دیگری به دادگاه شد. این درگیری دو سال قبل در پارکی در جنوب شرق تهران اتفاق افتاد و شهروندان به پلیس گزارش دادند دو مرد با هم درگیر و هر دو مجروح شده
پرونده برادرکشی که 18 سال از آن می گذرد / اعترافات هولناک مرد تهرانی
تحقیقات اولیه متوجه شدند که قاتل برادر بزرگ تر مقتول است و به دستور مقام قضایی برادر مقتول بازداشت شد.متهم به قتل پس از دستگیری مدعی شد: آن روز برای انجام کاری از خانه خارج شده بودم و وقتی برگشتم دیدم برادرم بشدت عمویم را کتک زده است. به طوری که دنده های او شکسته و توان راه رفتن نداشت. عمویم از درد به خودش می پیچید و ناله می کرد و همین مسأله باعث شد بشدت عصبانی شوم و با چاقو به سمت برادرم حمله کنم و چند
مرگ مشکوک در اتاق شماره 5
دستور تحقیقات در رابطه با مرگ مرد 37 ساله را صادر کرد. با حضور مأموران در اتاق شماره 5 پانسیون که در طبقه دوم ساختمان قرار داشت با جسد مردی روی تختخوابش مواجه شدند. هم اتاقی مرد جوان به پلیس گفت: سیاوش از یک ماه قبل به اینجا آمده بود. متأهل بود و خانه و زندگی داشت اما می گفت به خاطر اختلاف با همسرش خانه را ترک کرده و به اینجا آمده است. او ادامه داد: شب قبل سیاوش با همسرش صحبت کرد و بعد
چند معمای جالب و سرگرم کننده که ذهن تان را به چالش می کشند
پنهان کرده و با خود به سونا برده بود. آلت قتل تا پیش از رسیدن پلیس ذوب شده بود. جواب معمای شماره 4 پیت باید ساعت 8 شب خانه می بود، اما ساعت 8:05 صبح روز بعد آمده بود. جواب معمای شماره 5 برندون قبل از اینکه متوجه مگس شود در قهوه ی اولش شکر ریخته بود. بار دوم وقتی قهوه را برایش آوردند، از شیرینی مزه ی آن فهمیده بود همان قهوه ی قبلی است. جواب معمای
ناگفته های نجفی از دلایل قتل میترا استاد
است، بلافاصله بازپرس به محل رفت و با توجه به نامه برجای مانده، ظن به نجفی بیشتر شد و از آنجایی که با توجه به سابقه خودکشی او احتمال خودکشی داده می شد، تلاش شد او قبل از خودکشی بازداشت شود. همچنین مدارک دیگری از سوی بازپرس به دست آمد و فیلم دوربین های مدار بسته نشان می داد نجفی ساعاتی بعد از قتل، آپارتمان را ترک کرده است. او دو کیف نیز در دست داشت. همچنین زهرا نجفی، دختر محمد علی نجفی که جسد را کشف
دربارۀ جنجالی که محمود کریمی با قمار فردی مست با امام شیعیان آفرید
نامش "خسرو خان" بوده، شب اول محرم با "نوچه هایش" در نزدیکی تکیه محل بوده و قبل از شروع مراسم تکیه به خانه اش می رود و می گوید:"می روم خانه و مست می شوم به حال خودم می رسم." در این قصه خسرو خان در خانه مشروب می نوشد و مست می شود و تخته نرد هم می گذارد و (نعوذبالله) از امام حسین(ع) می خواهد که با او تخته بازی کند. قمار آنها سر دو گونی برنج بوده و خسرو خان مدام می بازد. وقتی
ماجرای خودروخوابی یک مرد!
شدم. وقتی به 22 سالگی رسیدم در یکی از سازمان های دولتی استخدام و به دلیل شرایط شغلی ام مجبور به مهاجرت و سکونت در شهر مشهد شدم. در این شهر کسی را نداشتم و تنها امیدم همجواری با حرم مطهر امام رضا (ع) بود. سه سال بعد و در حالی که 25 ساله بودم تصمیم گرفتم ازدواج کنم و به زندگی ام سر و سامان دهم. تصور می کردم با تشکیل خانواده می توانم تنهایی هایم را پر کنم. یکی از همکارانم مهتاب را به من معرفی کرد
وجه المصالحه گزاف در ازای آزادی آقای شهردار
دانست و پرده از پرداخت وجه المصالحه کلان به خانواده مقتول برداشت. سوم خرداد سال 98 بود که خبر رسید محمدعلی نجفی، شهردار پیشین پایتخت همسرش را در حمام خانه با شلیک گلوله به قتل رسانده است. حالا چند روز مانده تا این پرونده یک ساله شود. نجفی صبح دیروز این بار در شعبه دیگری از دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. پیش از این قاضی کشکولی رئیس شعبه نهم دادگاه به پرونده اش رسیدگی کرد و برای
سرنوشت مبهم دختر 15ساله
نبود او شدیم به موبایلش زنگ زدیم اما پاسخ نداد. تا اینکه چند ساعت بعد خودش زنگ زد و گفت حالش خوب است. گفت نگرانش نباشیم حوالی میدان آرژانتین است. او آخرین بار همین ها را گفت و بعد تلفنش خاموش شد. مادرش به خانه دوستان و فامیل زنگ زد اما هیچ کس از دخترم خبری نداشت. احتمال دادیم که شاید تصادف کرده است و من به تمام بیمارستانها و درمانگاه های اطراف خانه مان و حوالی آرژانتین سر زدم اما ردی از دخترم به دست
ناگفته های نجفی از قتل میترا استاد
60 سلاح داشتم؛ تا 15 سال قبل نیز تمرین می کردم. من دوره نظامی را در لبنان زیر نظر شهید چمران که هم رزم هم بودیم، گذراندم و کار با سلاح را به خوبی بلد بودم. سلاح ابتدا منزل همسر اولم بود. بعد از اینکه به طور کامل به خانه همسر دومم نقل مکان کردم، آن را در چمدان لباس هایم به خانه همسرم دومم آوردم. مسلح بودن آن را نمی دانستم و اصلا نمی دانم چه زمانی مسلح شد. کار تمدید مجوز آن و تنظیم را هم محافظان من
ادبیاتی که عبوس نیست
مرد صدساله... را از سال ها قبل نگه داشته بودم. بنابراین نوشتن به روان درمانی تان تبدیل شده است؟ به نوعی، هرچه بیشتر نگران همه چیز می شدم آلن کارلسون (شخصیت اصلی مرد صدساله...) بی خیال تر می شد. دوست نداشتم شبیه او باشم، چون او ابلهی سیاسی است، با این حال، از گذشته تا امروز، روی شانه هایم نشسته و هروقت نگران می شوم به من می گوید: آروم باش. او روان درمانگر من است. شخصیت
تشکر از برخورد با مدّاح خودسر
این مسأله، داستان زیر که ابن خلدون در تاریخ خود در بیان علت سقوط حکومت اموی ذکر کرده، جالب توجه است: یکی از پادشاهان نُوبه (سودان امروزی و حبشه آن زمان) راز سقوط حکومت اموی را در ملاقات با پسر آخرین خلیفه اموی بیان می کند. مروان بن محمد گوید: در زمان سفّاح (اولین خلیفه عباسی) به نوبه فرار کردم. روزی پادشاه آنجا به ملاقاتم آمد. در حالی که من بر فرشی قیمتی نشسته بودم، او بر زمین نشست! متعجبانه پرسدم
معلمان در برابر شغل خود مسئولند
طبق معمول چیزی جز تکرار اخبار کهنه در سخنانش نبود. سپس آقای سلیمانی مسئول سپاه چند دقیقه ای صحبت نمود و بعد نماز را اقامه کردیم. قبل از ناهار برادرم به سالن آمد که حضورش موجب خوشوقتی شد. زمان عزیمت فرا رسید. جز با دوستانی چون محمود و عباس با دیگران آشنایی نداشتم. حقیقتا قلم از نوشتن احساسات و عواطف مادری که فرزندش را برای فرستادن به قتلگاه بدرقه می کند و با اشک چشم آب بدرقه پشت سرش میریزد
دیالوگی از فیلم مرد سوم، ساخته کارول رید
رانندگی مشکوک می شود. سرایدار خانه لایم به مارتینز می گوید، او بلافاصله پس از تصادف در گذشت و بر خلاف گزارش دوستان لایم، سه نفر و نه دو نفر جنازه او را با خود بردند. سرایدار کمی بعد از دادن این اطلاعات به قتل می رسد... هری و هالی دو دوست قدیمی در وین همدیگر را روی چرخ و فلک بلند شهر- که نشان ایده آل های بزرگ هر یک دارد- ملاقات می کنند. هالی (جوزف کاتن) حالا نویسنده شده و ایده آل هایشان در
کتاب اشتباه در ستاره های بخت ما- بخت پریشان – نوشته جان گرین
مایکل گرین، متولد 1977، یکی از نویسندگان موفق نسل حاضر امریکاست. این نویسنده با استعداد و هوشمند توانست با نخستین اثرش با نام در جست و جوی آلاسکا، که از همان ابتدا در صدر پرفروش ترین های نیویورک تایمز و آمازون قرار گرفته بود، جایزه بهترین داستان رده سنی نوجوانان را در سال 2006 به خود اختصاص دهد. اثر دیگرش با نام شهرهای کاغذی در سال 2008 نیز با استقبال شایانی روبه رو شد. کتابی که
منیعی : شرافت فوتبالی خود را با دنیا عوض نکردم
تیم های جوانان و امیدهای استقلال را داشتم اما حضور ناصر حجازی بر روی نیمکت آبی نقش پررنگ تری در این اتفاق داشت. قبل از این که استقلالی شوی در راه رفتن به هیات فوتبال تهران بودی تا با پرسپولیس قرارداد امضا کنی، چه اتفاقی افتاد که می خواستی قرمز پوش شوی؟ با نماینده باشگاه پرسپولیس در هیات فوتبال قرار داشتم، ناصرخان حجازی تماس گرفت من به پرسپولیسی ها گفتم تا خانه بروم بعد می
پیرمرد همسایه قربانی شلیک های بی هدف
جنایت فرار کرده است. با توجه به شناسایی متهم و خانواده اش سرانجام چند روز بعد پسرجوان و همدستش دستگیر شدند و چون پدر متهم نیز در مخفی کردن وی نقش داشت دستور بازداشت او نیز صادر شد.وقتی متهم تحت بازجویی قرار گرفت ضمن اعتراف به قتل گفت: من قصد کشتن مرد همسایه را نداشتم روز حادثه مقدار زیادی مشروب خورده بودم و حالت عادی نداشتم. بعد از اعتراف متهم به قتل و صدور کیفرخواست علیه او، پدر و
ترس شوهر از مرگ راز جنایتی را فاش کرد
بهبودی را صادر کرد. بدین ترتیب روز پنجشنبه مرد میانسال پس از ترخیص از بیمارستان به دادسرا منتقل شد و در تحقیقات به قتل همسرش به خاطر اختلافات خانوادگی اعتراف کرد. گفت و گو با متهم چرا همسرت را به قتل رساندی؟ از دست او خسته شده بودم. منیژه همسر دومم بود اما همیشه سر ناسازگاری داشت. همسر اولت چه شد؟ او را طلاق دادم با هم سازش نداشتیم، در سال 91 بعد
وحشت از مرگ بعد ازقتل زن دوم
مأموران منتظر ماندند که عامل جنایت از بیمارستان مرخص شود و مرد 60 ساله پس از بهبودی به قتل همسرش اقرار کرد. او گفت که سال هاست با همسرش دچار اختلاف شده تا اینکه روز حادثه در درگیری با چاقو به او ضرباتی زده است. متهم پس از اقرار به جنایت با قرار قانونی در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. سوء ظن مرد همسرکش بازنشسته یکی از اداره های دولتی است. او سال91 از همسر
فروش دوربین عکاسی خاص سارقان سریالی را لو داد
به گزارش رکنا ، اواخر اسفند سال گذشته زن جوانی با پلیس تماس گرفت و خبر از سرقت لوازم داخل خودرواش داد. او گفت: وقتی از میهمانی شبانه خانه دوستم بیرون آمدم تا سوار خودروام شوم و به خانه بروم ناگهان با درهای باز خودروی 206 و سرقت لوازم داخلی آن رو به رو شدم. دوربین عکاسی و تعدادی لباس خارجی در صندوق عقب خودروام گذاشته بودم. سارقان ضبط و باند خودرو را هم سرقت کرده بودند. دوربین های
10 خرید آنلاین که به دریافت کالا های غیر منتظره ختم شد!+ تصاویر
/> انگیزه مشکوک در رگبار بستن مرد همسایه قتل مرد روستایی برای سرقت اموال مادری پس از نجات کودکان از رودخانه غرق شد سرگذشت زنی که قاتل شد! منبع: سیارک انتهای پیام/
بهترین فیلم های هیچکاک، استاد راز و رمزهای تعلیق در سینما + عکس (قسمت اول)
دارد. زن صدای جر و بحث پسر با مادرش را گاهی می شنود. زن جوان به قتل می رسد و خواهرش به جست وجوی او به متل می آید. روانی به عنوان یکی از بهترین و کامل ترین فیلم های هیچکاک این روز ها شناخته می شود. فیلم در رویکردش نسبت به خشونت گام تازه ای در سینما برداشت. این فیلم حالا چنان در فرهنگ عامه جا افتاده که ممکن است فراموش کنیم پنجاه و چند سال پیش تا چه حد فیلم رادیکال و تند و پیشرویی محسوب می شد