سایر منابع:
سایر خبرها
روایت جالب احمدرضا مداح عکاس ایثارگر از خط مقدم مبارزه با کرونا
بر صورت نزده بودند اجازه نداشتم از آنان عکس بگیرم. بعد از غسل اموات کرونایی، چند روز بعدش به آرامستان بهشت احمدی شیراز که در بیرون از شهر واقع شده رفتم و باز تعدادی از افرادی بودند که داوطلبانه آنجا حضور داشتند و مشغول نماز و دفن و تلقین بودند. نکته قابل توجه اینکه خانواده های اموات اجازه حضور برای دفن نداشتند؛ بجز تعداد انگشت شماری که آن هم با فاصله ی سه الی چهار متری؛ که در
دفن متوفی در آرامستان شهرکرد با انجام الزامات بهداشتی انجام می شود
مناسب برای رعایت پروتکل های بهداشتی است. فتاحی اضافه کرد: دفن متوفی در این آرامستان با همراهی محدود انجام و تمامی الزامات بهداشتی، انجام می شود. او ادامه داد: برای حفظ سلامت شهروندان، از حضور افراد در آرامستان ها برای زیارت اهل قبور، ممانعت می شود و حداکثر حضور افراد برای تشییع و خاکسپاری فرد فوت شده کمتر از 20 نفر است. فتاحی با اشاره به رعایت بهداشت پرسنل و کارگران
خاطرات دارآباد تا دارقوزآباد
داد دم خروجی غسالخانه، در که باز شد صدای شیون زن و مرد پیچید توی غسالخانه. از دستکش تندی سریدم روی کفن. سرباز دم در داد زد: صاحب مرده کجاس؟ زن سفیدرویی با لباس مشکی و ماسک و دستکش به همراه چند مرد جوان و میانسال شیون کنان آمدند سراغ جنازه، بدجوری به زن خیره شدم، غبغبش از فرط چاقی تکان می خورد، ترمه نو را باز کرد و انداخت روی کفن، مترصد فرصتی بودم بهش نزدیک شوم. دست برد روی جنازه و جیغی کشید. ماسک
این افراد مواظب فشار قبر باشند!
آثار وحشتناک آن [همان فشار قبر را می گویم]مربوط به همه ی بداخلاق ها می شود، حتی خانم ها! چون از مرتب کردن قبر فارغ شد و خاک به روی آن ریختند. مادر سعد گفت: "بهشت بر تو گوارا باد. " حضرت رسول -صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: "ای مادر سعد! بر اینکه گفتی مطمئن نباش". رسول خدا بعد از دفن سعد مراجعت کرد و مردم نیز برگشتند و عرض کردند: یا رسول الله! ما امروز کارهایی را
قصه های قرآنی (3)؛ پرسش ها و پاسخ های خواندنی از داستان حضرت آدم (ع)
بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فی الأرض لمسرفون؛ و داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به حق و درستی بر آنان بخوان آنگاه که آن دو، کار تقرب آوری انجام دادند (هابیل شتر نحر کرد و قابیل اندکی گندم پیش آورد) پس از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. (قابیل) گفت : حتما تو را خواهم کشت. (هابیل) گفت : جز این نیست که خدا از پرهیزکاران می پذیرد. البته اگر تو دستت را به سوی من دراز کنی که مرا بکشی من هرگز
پای صحبت های طلاب فعال در غسالخانه/ گفتند برای بیمارستان داوطلب هست، شما برای غسل اموات کرونایی می روید؟ ...
. در بیمارستان که بودیم بعد از چند روز دوباره جلسه گذاشتند و گفتند این کار سخت هم روی غلتک افتاد و عده ای بعد از شما داوطلب کمک و خدمات رسانی در بیمارستان ها شده اند، اما یک جا هست که کسی میلی به خدمت در آنجا را ندارد. به غسالخانه می روید؟ حدس مان درست بود. انجام این واجب کفایی داوطلبی نداشت. کار در بیمارستان را تحویل دادیم و دسته جمعی راهی غسالخانه شدیم. در پیگیری های اولیه متوجه شده
گفتند برای بیمارستان داوطلب هست، شما برای غسل اموات کرونایی می روید؟ + تصاویر
بودیم بعد از چند روز دوباره جلسه گذاشتند و گفتند این کار سخت هم روی غلتک افتاد و عده ای بعد از شما داوطلب کمک و خدمات رسانی در بیمارستان ها شده اند، اما یک جا هست که کسی میلی به خدمت در آنجا را ندارد. به غسالخانه می روید؟ حدس مان درست بود. انجام این واجب کفایی داوطلبی نداشت. کار در بیمارستان را تحویل دادیم و دسته جمعی راهی غسالخانه شدیم. در پیگیری های اولیه متوجه شده اند که اموات را غسل نمی
روایت هایی از بازماندگان درگذشتگان ناشی از کرونا
جسد وایتکس ریختن و بعد آهک و خاک ریختن روی جنازه . پریا ساکن تهران وقایع روز خاکسپاری خواهرش در تاریخ 12 فروردین و در بهشت زهرا را اینگونه شرح می دهد: برای مراسم تدفین 7 نفر رفتیم؛ من، برادرم، پسرش، برادرزاده ها و یک خواهر زاده. جنازه رو برای غسل دادن بردن غسال خونه و خیلی طول کشید تا بیارن. جنازه رو تو یه پلاستیک خیلی ضخیم پیچیده بودن و احتمالا توی جسد رو هم آهک زده بودن. من و برادرم
هفت مرد جهادگر از یک خانه / سلبریتی اینستا ی جهادی ها + تصاویر
که آبگیری شود من هم حاضر بودم تا کارها روی اصول انجام شود و بعد از اینکه شیفت کاریم در آتش نشانی تمام می شد به کمک بچه های جهادی می رفتم تا معابر بیشتری را ضدعفونی کنیم. تا اینکه به تعداد بیمارهای شهرمان روزبه روز اضافه شد و اولین فوتی های کرونا در بیمارستان ها جمع شدند. باید گروهی می آمدند و آن ها را به غسال خانه و محل دفن انتقال می دادند. من هم داوطلب شدم. روزهای اول هم رانندگی می کردم و هم
حضرت خدیجه اولین بانوی مومنه و نمونه اسلام
ان شاء الله همه ما شیعیان درس انفاق در راه خدا را از خدیجه علی ها السلام بیاموزیم که تمام ثروت خویش را برای رضای خدا در راه گسترش اسلام صرف کرد. محمد ابراهیمی پور اذعان داشت: سرانجام حضرت خدیجه سلام الله علی ها در سن 65 سالگی درماه رمضان سال دهم بعثت دعوت حق را لبیک گفت. خوشا به حال این بانو که پیامبر اسلام، ایشان را غسل و کفن و دفن کردند. با ارتحال حضرت خدیجه علی ها السلام غم واندوه
آی وبا کجایی تا جانت بگیرم؟
تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه در کتاب خاطراتش نوشته است: امام جمعه شهر، شوهر خواهرم بود که بر اثر ابتلا به بیماری وبا از دنیا رفت و مرگ او وحشت زیادی به جان مردم انداخت. مردم به هم می گفتند امام جمعه با مرض وبا فوت کرده است. هر چند یکی از صد نفر، این حرف را قبول و باور نمی کردند. هیچ کس از این مرض در امان نبود تا اینکه در تابستان روزانه بیش از هشتاد تا صد نفر تلف می شدند. با وجود همه این مصائب به کلی قدغن کرده بودند در اطراف صاحبقرانیه صحبتی از این بیماری بشود تا ترس و دلهره
برابری زن و مرد در مسائل اقتصادی
کنی، نوشته دعای ساعت اول روز، اول آفتاب، دعای ساعت دوم، دعای ساعت سوم، دعای ساعت چهارم، یک جوانی که این را می خواند می گوید: یعنی چه؟ من از صبح تا شب بنشینم دعا بخوانم؟ آمریکا دنیا را گرفت و پیشرفت علمی چه کرده، فضا را تسخیر کردند. ما هی بنشینیم دعا بخوانیم؟ نمی داند چه کند. اینکه می گوید: دعای ساعت اول، من این را یکوقت دیگر گفتم. می گوید: برای ساعت ده هم دعا داریم. مثل اینکه می گوییم: تهران، مشهد