سایر منابع:
سایر خبرها
زورگیری 4 دوست از زنان و مردان بازنشسته/ یکی از اعضای باند فرزند جیب بر معروف پایتخت بود+ تصاویر
اقدام به فرار با پای پیاده می نماینداما سرانجام ، طی چند مرحله تعقیب و گریز و شلیک تیر هوایی توسط کارآگاهان ، هر چهار سرنشین خودرو پراید مشکی دستگیر و در بازرسی از آنها تعدادی چاقو و همچنین افشانه ی مورد استفاده در زورگیری از آنها کشف شد . ادامه دهنده راه پدر : با دستگیری هر چهار عضو گروه بنام های علی محمد (18 ساله) ، سیروس (42 ساله) ، علیرضا (19 ساله) و اکبر (24 ساله) ، یکی از
جسد همسرم را به جنگلهای شمال بردم چون عاشقش بود
شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران روبه روی 5 قاضی جنایی ایستاد. وی در توضیح شب جنایت گفت: آن شب مانند همیشه معصومه را بستم و در حالی که از او فیلمبرداری می کردم خواستم تا به خیانت اعتراف کند، چند سیلی به او زدم و او را به حال خود رها کردم و به حمام رفتم، وقتی بازگشتم دیدم معصومه حرکت نمی کند فکر کردم مظلوم نمایی می کند اما معصومه نفس نمی کشید. باید از دست جنازه رها می شدم به همین دلیل
ناگفته های پرویز پرستویی از بلال و باقالی فروختنش!
من به وجود می آوردند و همه اینها توامان در ما شکل گرفت و بعدها شکل جدیدتری به خودش گرفت. اجازه دهید از قبل تر شروع کنیم. شما در کبودر آهنگ همدان به دنیا آمدید ولی بعید می دانم آنجا را به خاطر داشته باشید. اتفاقاً خیلی از آنجا خاطره دارم و همچنان در حال تردد به آنجا هستم. ولی فکر کنم در دوران کودکی، یعنی همان سه تا چهارسالگی به تهران مهاجرت کردید. بله! در سه سالگی
نابودی فرهنگ ایران با شام و شراب و غیبت و کینه/40 میلیون دلار برای بفرمایید شام !
اینکه محمد صالح علا گفت و گویی با هفته نامه سروش کرده و در بخشی از این مصاحبه درباره این برنامه گفته است: شنیده ام که در تلویزیون فارسی زبان یک برنامه پخش می کنند که چهار نفر دور هم جمع می شوند و قورمه سبزی درست می کنند و به هم رای می دهند یعنی ما ایرانی ها این قدر غیرخلاق و دور از ایده های نو هستیم؟ من بسیار درباره تمدن قورمه سبزی و امپراطوری آش رشته صحبت کرده ام. کتاب آشپزی مستطاب نجف دریا بندری
شانه بر موی سپید به بهانه بررسی کارنامه فردی شخصیت ها، کارنامه فکری کشور را بررسی کرده است
یک صفحه از تاریخ معاصر را ورق زده اند و در خلال بحث هایشان تقریباً چندین دهه از تاریخ کشور را در حوزه متبوعشان بازبینی کرده اند؛ مثلاً وقتی با یک نقاش صحبت می کردیم، از نقاشی قهوه خانه ای و مینیاتوری کمال الملکی تا نقاشی پست مدرن امروز سخن گفته است پس به این شکل تاریخ نقاشی ورق می خورد. همین طور درباره تاریخ نویسندگی ،رمان و داستان کوتاه و امثالهم که هرکدام در حوزه خود تاریخ را ورق زده اند
معلولانی که با تئاتر، حرکت و کلام می آموزند
به گزارش خبرگزاری فارس از بابل، محمد درزیکاسمانی کارگردان تئاتر معلولان در شهرستان بابل است که در کنار دو نویسنده به نام خانم ها عبدی و پاشایی، شیوه ای از تئاتر را با هدف درمان معلولان به کار گرفته اند و نتیجه موفقیت های خود را به بزرگ مرد تاریخ مرحوم نوشیروانی و تمام معلولانی تقدیم کرده اند که معلولیت شان، زنجیرهای محرومیت را از هم گسسته است. ابتدا پای گفت وگوی خبرنگار خبرگزاری فارس
نوجوانی که نحوه شهادتش انقلاب را جلو برد
راهنمایی چند دقیقه ای صحبت کرد و بعد از آن بچه ها مداحی کردند و سرود خواندند. محمدرضا مزینی از بستگان شهید هم خاطرات آن روز را به خاطر دارد: هنوز عکس آن روز را داریم. طالب قبل از انقلاب و در یک مجلس عروسی قرآن بزرگی که دو برابر خودش بود را بغل گرفته و در عروسی قرآن می خواند. اگر الان در مجلسی صدای قرآن بلند شود همه می گویند چه کسی مرده است. ولی او در مجلس عروسی خواهرش قبل از انقلاب تلاوت
تا 6 سال آینده تراکم را در تهران فروخته اند!
سال54 و بعد ازدواج با نوه حضرت امام (خواهر من خانم حاج احمد آقاست) وارد کارهای سیاسی شدم اما پس از مدتی اقداماتمان لو رفت و قراردادمان را به تعویق انداختند و بالاخره یکی از دوستان اعلام کرد که به زودی سراغ همه ما از جمله شما هم می آیند. آن روزها من و همسرم هنوز عقدکرده بودیم و چون منتظر این موضوع بودم مدارکم را از قبل ترجمه کرده بودم و قبل اینکه ساواک به سراغم بیاید، با خانمم از ایران رفتیم. در
ناکامی زندانبان؛ سرگذشت و سرنوشت زندانیان سیاسی رژیم پهلوی
ظهر چهارشنبه بیست و سوم ِ ماه پایانی فصل زمستان 1391 خورشیدی هنگامی که به باغ موزه ی قصر(زندان قصر در رژیم های گذشته) رسیدم از درد ِ درون، مثل مار ِ سرکوفته به پیچ و تاب افتادم و مانند گیج شده های در مینی بوس های بدبوی مسافرتی، عُق زدم. آن روز سرد اسفند ماه، درخشش آفتاب و تری ِ هوا، کم بود. زمستان دودآلود شهر تهران، پرتو آفتاب و اکسیژن هوا را باقی نگذاشته بود. در محوطه، تک و توکی بوته
آتش سوزی کتابخانه اسکندریه ، افسانه یا واقعیت؟
، 1935 م. 12. حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام (چهارجلدی)، چاپ هفتم: بیروت، دارالاندلس، 1964 م. 13. دانش پژوه، منوچهر، کتاب شویی در تمدن اسلامی ، مجموعه مقالات کنگره بین المللی کتاب و کتابخانه، چاپ اول: مشهد، آستان قدس رضوی، 1379. 14. دنت دانیال، مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام، ترجمه محمد علی موحد، چاپ سوم: تهران، خوارزمی، 1358. 15. زرین کوب
در مورد پرخوری عصبی چه میدانیم؟
که دوست تان ممکن است نشانه های پرخوری عصبی را داشته باشد، در مورد نگرانی هایتان با او صادقانه صحبت کنید. شما نمی توانید کسی را مجبور به شروع درمان کنید، اما می توانید با حمایت خود او را تشویق نمایید. همچنین می توانید با پیدا کردن یک روانپزشک مجرب و تعیین یک وقت ملاقات با وی، به دوست تان کمک کنید. از آنجایی که اکثر افراد مبتلا به بولیمیا دارای وزن نرمال یا حتی کمی اضافه وزن می باشند
جانبازی که زنده می ماند تا بخش پیوند کبد تبریز را راه اندازی کند
دیگر عملیاتی آغاز کرده و کرنت کرمانشاه را گرفته اند و به طرف خود کرمانشاه در حال پیشروی هستند. این منافقین اعلام کرده بودند: فردا نماز ظهر را در تهران خواهیم خواند! دشمن کوردل در توهم چنین معادلاتی بود که هواپیماهای ارتش همیشه پیروز جمهوری اسلامی ایران شبانه برای رقم زدن عملیات جاودانه مرصاد آماده شدند و با بمباران جاده شهر خودی، مکانیزه تمام عیار دشمن را که از کرنت هم عبور کرده بودند
صلوات، مفاهیم و آثار آن در دنیا و آخرت
، مرتضی محسنی کبیر ص 123 ز این رو، از فقهای اهل سنت شافعی، آن را در تشهد دوم واجب می داند و از احمدبن حنبل و جمعی دیگر از فقها بر وجوب آن عقیده دارند؛ اگر چه مالک و ابوحنیفه و عده ای نیز آن را مستحب می دانند. منبع : منهج الصادقین، همان، ص 357 عده ای از مفسران بر اساس برخی روایات معنا و حقیقت صلوات را با پیمان روز الست (الست بربکم، قالوا بلی...) و عالم ذر مرتبط
اولیای دم، زن همسرکش را بخشیدند
کند. پوریا پدر بچه های من بود نمی خواستم اذیتش کنم همه تلاشم را کردم تا او درمان شود. تصمیم گرفتم پیش روانپزشک ببرمش. چندبار هم در مرکز ترک اعتیاد بستری اش کردم اما هیچ کمکی را قبول نکرد. داروهایش را نمی خورد، باز کتک کاری هایش را شروع کرده بود. واقعا خسته و کلافه بودم. متهم درباره روز حادثه گفت: صبح بیدار شدم و دیدم پوریا وسایلش را جمع کرده و ساکش را بسته است. پرسیدم کجا می روی، بدون
مروی بر آشوب اسرائیلی 25 بهمن 1389
بهمن هیات، پس از بررسی همه جانبه به این نتیجه رسید که ضد انقلاب برای رسیدن به اهداف خود، از شیوه های ذیل استفاده کرده است: 1- انفجار خط لوله گاز قم 3 روز قل از غائله به منظور قطع گاز تهران و ایجاد نارضایتی مردمی (که با درایت و تلاش مسئولین ذیربط موضوع مرتفع گردید) 2- استفاده از شیوه های جنگ روانی 3- انتخاب معابر شلوغ تهران برای تجمع اراذل و عناصر گروهکی
می خواستند 10 میلیون یورو بگیرند و یک ماهواره دانشجویی غیرقابل پرتاب بسازند
به گزارش خبرنگار احزاب و تشکل های باشگاه خبرنگاران ، رضا روستا آزاد رئیس سابق دانشگاه شریف و محمد سلیمانی نماینده مردم تهران مهمان روز پنجم دانشجویان در اردوی تشکیلاتی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در مشهد بودند. روستا آزاد و محمد سلیمانی با حضور در میان دانشجویان در خصوص علم و فناوری صحبت کرده و به پاسخ پرسش های دانشجویان پرداختند. رضا روستا آزاد در ابتدای اظهارت خود با
از ستیز با فتنه تا نبرد با داعش
این بار صحبت از شیر سامراست؛ شهید مهدی نوروزی مردی که مخالفین و معاندین نظام در بحبوحه فتنه 88 با انتشار تصاویر شهید، او را به دروغ یکی از اعضای حزب الله لبنان و برادر شهید منیف اشمر معرفی می کردند. در حالی که مهدی نوروزی متولد 15 خرداد 1361 مصادف با قیام خونین در کرمانشاه بود. شهیدی که پدر یک نوزاد 9 ماهه به نام محمد هادی است و به رسم ولایتمداری اش عمری در همه حوادثی که نظام اسلامی را تهدید می
ستاره ای که خانه اش تلویزیون ندارد
پرسیدید چون من برای ایفای همه نقش هایم زحمت کشیدم و با بی میلی سراغ آنها نرفتم؛ از نقش پدرسالار گرفته تا شعبون بی مخ و... اگر ممکن است کمی درباره بیماری تان که در این سال ها شما را گرفتار کرده است، صحبت کنیم. - حدود 3 سال پیش مردادماه بود که یک شب از خواب بیدار شدم و حال خوبی نداشتم. احساس کردم سرم گیج می رود. می خواستم از تختم پایین بیایم که یک مرتبه از روی تخت افتادم و پایم از چند
از سورپرایزی مهران مدیری تا سلفی عطاران
کنم و این را از پای شکسته و آمدنم روی سن با این وضع می توانید متوجه شوید. به دلیل همین هیجان های باران کوثری، مهران مدیری از حاضران درخواست کرد چند لحظه ای سکوت کنند تا او آرامشش را بازیابد. باران کوثری از پدر و مادرش تشکر کرد و گفت: به دلیل صبرتان در دو سال تلخ خانه نشینی که من را و همه بهانه گیری هایم را تحمل کردید و نگذاشتید احساس تنهایی کنم، متشکرم. صحبت های
گفتگویی خواندنی با یک ایرانی / زندانی آزاد شده از گوانتانامو
خراسان: همه چیز از پایان یک مراسم استقبال از حاجی آغاز شد... وقتی وارد خانه شدند، چون نماینده قانونی مردم افغانستان بودم، از آنها حکم ورود به منزل خواستم. وقتی مترجم این جمله را برای آنها ترجمه کرد، فرمانده آنها خندید و گفت: ... . گفتند نام شما دیگر سید محمد علی شاه نیست، بلکه 695 است. چند چیز را هم باید مراعات کنید که روی دیوار نوشته بودند که... . فقط یکی از شکنجه های شان این بود که پانزده روز
از بازگشت احمدی نژاد به خبرها و جلسات پشت پرده نگرانهای هسته ای تا سوء استفاده داعش از اخبار آخرالزمان و ...
و نوشت: این جوان که مجله داعشی دابق به وی لقب مرتد داده و عکس فرضی نیز از وی چاپ کرده است، گفت: همسایه یهودی ام که روزی افسر امنیتی بود نزد من آمد و از من خواست با اطلاعات اسرائیل همکاری کنم. من به او گفتم درباره این موضوع فکر می کنم. پس از آن نزد پدر و برادرم رفتم و نظر آنها را در این زمینه جویا شدم. هر دوی آنها مرا تشویق به این کار کردند و گفتند این شغل بسیار خوبی است. به من گفتند در
فوتبالیست های که پیک یا راننده آژانس می شوند
برای یک سری از استعدادهای گمنام فوتبال پایتخت آن هم از نوع بی بضاعت و کم درآمد. 13سالم بود که در خدمت آقایان محمد اللهیاری و تعادل خواه فوتبالم را شروع کردم، مربیانی که خیلی به پیشرفت فوتبال من کمک کردند. در کدام رده بازی می کردی؟ دسته یک باشگاه های تهران بودیم. بازی ها در 4 گروه 7تیمی برگزار می شد که یادم هست در 4 بازی اول 5 گل زدم و دعوت شدم دعوت اردوی تیم ملی زیر 13 سال
ایران از لنز چشم آبی ها!
روزنامه نگارند یا هیچ شغلی ندارند و بیکار آمده اند ایران را ببینند. حتما در نوشته های همه شان شگفتی را خواهیددید. همه شان سورپرایز می شوند از آنچه در تهران، شیراز و اصفهان و تبریز می بینند. این شفگت زدگی شان کمک می کند نوشته هایشان جذاب تر شود. آنها بیشتر از سایت های گردشگری و بناهای تاریخی، خورد و خوراک روزانه مردم، تکیه کلام ها و تعارف ها، طرز منحصر به فرد رانندگی کردن و... تعجب می کنند
حتی سیداحمدآقا هم روی امام(ره) تاثیر نداشت/ امام ریشه جمهوریت را از اسلام گرفت
بود که همه عوامل در مقابل آن قرار داشت یعنی هرچه مانع و مشکل تصور کنید در برابر حرکت امام وجود داشت و در جهت اثباتی تقریبا هیچ چیز نبود اما بالاترین شور، عشق و امید در ما بود. *قبل اینکه خودمان را بشناسیم امام را شناختیم یعنی وقتی امام کارهای خود را در قم و با شاگردان شان شروع کردند، من دانش آموز بودم و سال 42 اولین سالی بود که وارد حوزه شده بودم. چون پدر من از شاگردان امام
ماجرای یک بخشش، در میان برندگان اسکار عکاسی
مادران شهید و مفقودالاثر در این دوره از جایزه جهانی عکس خبری شایسته تقدیر شناخته شد. او که روز پنجشنبه برای برگزاری نمایشگاهی در میانمار در مالزی بود، خبر برگزیده شدنش را آنجا شنیده بود. بهبودی درباره این پروژه به شرق گفت: چندسال پیش برای یک کلاس در ورلدپرس فوتو انتخاب شدم و برای پروژه نهایی تصمیم گرفتم که درباره مادران شهید کار کنم. زمانی که این موضوع را انتخاب کردم فکر نمی کردم با استقبال روبه
زن جوان 2 مرد را به قتل رساند!
شهر آشنا شدم و ارتباطمان شکل گرفت. پس از چند هفته او مرا با 2 همکار سابق خود که صاحبان یک کارگاه در یکی از شهرستان های استان تهران بودند آشنا کرد و ارتباط پنهانی ام با این 2 مرد آغاز شد.متهم پرونده در ادامه اظهاراتش گفت: یک هفته قبل مهدی متوجه شد همکاران سابقش ماجرای ارتباط پنهانی مان را به گوش خانواده اش رسانده و باعث ناراحتی آنها شده اند.به همین خاطر مهدی، از من خواست به او کمک کنم تا از آن 2
رزیتا غفاری از نقش های اول و فرعی می گوید
من تلاش کردم این نقش را بنا به پیشنهاد کارگردان دو پهلو بازی کنم تا برای بینندگان همراه با تعلیق باشد. در این سریال لباس های خاصی هم می پوشید. از طراحی لباس ها راضی هستید؟ بله، در این سریال بر خلاف دیگر سریال های تاریخی از اغراق در طراحی لباس و گریم به دور هستیم. من برخی مواقع از طراحی لباس هایم چه در کارهای تاریخی و چه روز راضی نیستم و به نظرم در بیشتر مواقع در طراحی لباس
قتل هولناک دوست به خاطر توهم مزاحمت
خود در دوربین های مداربسته روبه رو شد، به جرم خودش اقرار کرد.او گفت: من نگهبان یک کارگاه هستم. از مدتی قبل ایرج را می شناختم و چند بار ضایعات فلزی کارگاه را به او فروخته بودم. چند بار او را در نزدیکی کارگاه مان دیدم و فکر کردم که می خواهد برای همسرم مزاحمت ایجاد کند، به خاطر همین تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. روز حادثه وقتی برای خرید ضایعات به کارگاه آمد، کسی آنجا نبود و کارگاه را تعطیل کرده
پسرم را کشتم چون شبیه مادرش بود!+عکس
. هیچکس نمی دانست، غروب چهارشنبه هفدهم دی ماه این پدر چگونه فرزند بی گناهش را در فضای سبز حاشیه اتوبان تندگویان نزدیک به پل صنیع خانی کشت و سپس سوار بر موتور سیکلت به خانه بازگشت و به همه گفت: "نوید" توسط افراد ناشناسی ربوده شده است. جسد بی جان و غرق در خون "نوید" حدودا ساعت 20 همان شب توسط عوامل پلیس راهور پیدا شد، ماموران که از دیدن این جنایت شوکه شده بودند سریعا به همکاران خود در دایره
بخشش زن همسرکش
بچه های من بود نمی خواستم اذیتش کنم همه تلاشم را کردم تا او درمان شود. تصمیم گرفتم پیش روانپزشک ببرمش. چندبار هم در مرکز ترک اعتیاد بستری اش کردم اما هیچ کمکی را قبول نکرد. داروهایش را نمی خورد، باز کتک کاری هایش را شروع کرده بود. واقعا خسته و کلافه بودم. متهم درباره روز حادثه گفت: صبح بیدار شدم و دیدم پوریا وسایلش را جمع کرده و ساکش را بسته است. پرسیدم کجا می روی، بدون هیچ دلیلی فحش