سایر منابع:
سایر خبرها
نگرشی اجمالی به زندگی امام سجاد (علیه الاسلام)
، نمی تواند اینگونه اثری را خلق نماید . گر بوَد در ماتمی صد نوحه گر آه صاحب درد را باشد اثر سخن ترجمان دل است، در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل کسی که عاشقی نداند توان سرودن غزل ندارد و آن که گلستان و باغ را مشاهده نکرده است، نمی تواند از طراوات گل سخن آغاز نماید . من به سر چشمه خورشید نه خود بردم راه ذره ای بودم و عشق تو مرا بالا برد علامه طباطبایی
تولید هم د ر کنار مصرف از گرانی هاو نبود حمایت می نالد شیر تو شیر گلایه ها/گنج های برباد رفته ملت ایران
و بابک جان نشانی از آن نمی دهد. این ها فقط گوشه ای از گنج های بر باد رفته یک ملت برای ماندن در قدرت و یا کسب مجدد آن است. به راستی اگر اضافه کنیم حیف و میل وام های چند هزار ملیاردی برخی را که تاکنون پس نداده اند و یا کسب ملیارد ها تومان پول ناشی از تغییر نرخ ارز رسمی و فروش آن در بازار مکاره جمشید بسم ا... ها و کذا و کذا... نفستان از این همه گنج به یغما رفته در سینه حبس نمی شود؟! حال
انتشار مجموعه شعر "زیبایی ات غمگینم می کند"
به گزارش هنرنیوز؛بهزاد عبدی متولد 65 است و پیش از این مجموعه شعر "باد به دنبال خودش می گردد" را توسط نشر مروارید منتشر کرده بود. وی شاعر، نویسنده و منتقدی است که علاوه بر این دو مجموعه شعر، مجموعه داستانی با عنوان "درخت شلوار" را در دست چاپ دارد. عبدی هم چنین در سال های اخیر با روزنامه ها و مجلات گوناگونی هم کاری داشته است. بر اساس گزارش عصر ایران مجموعه شعر "زیبایی ات غمگینم می کند
شانه های بی جناح و سنگینی سه تابوت
حشمت اله آزادبخت / سیمره: انگار می دانست شهر برای ویرانی آغوش باز کرده و دست تدبیری به مهارش بیرون نرفته است. می آمد و می خروشید می خراشید. با دهان گِل آلودش فریاد مرگ و ویرانی سرمی داد. عربده می کشید و سربر دیوارهای شهر می کوبید و می گذشت بی [...] حشمت اله آزادبخت / سیمره: انگار می دانست شهر برای ویرانی آغوش باز کرده و دست تدبیری به مهارش بیرون نرفته است. می آمد و می خروشید می خراشید. با دهان گِل آلودش فریاد مرگ و ویرانی سرمی داد. عربده می کشید و سربر دیوارهای شهر می کوبید و می گذشت بی آن که حریفی مقابلش قد علم کند. رودخانه ی قدیمی شهر چنان رگی کهنه و تنگ، گنجایش آن را نداشت تا پیرهن دراز و گشاد آرامش باشد برتنش و با همان تکان اول از هم درید. سیل را می گویم که یکباره چون لشکری سیاه از کوه پایین آمد و به شهر بی دفاع کوهدشت حمله برد تا در نبردی نابرابر، شمشیر تیز ویرانی از راه خود بگذراند وپس از قتل عامی آسان خود را آرام و بی دغدغه به پشت سدهای سیرخوزستان برساند. اما سال ها چشم التماس مردم این شهربه دست مچاله ی آسمان بود تا بارانیِ سیاه بر تن ابرها بپوشد و دشت دهان بازکرده ی سوخته ی کوفته ی کوهدشت را هدیه ی خیسی عطاکند. دشتی که همه ی دلخوشی اش را به آمدن مسافر معشوره ای خلاصه کرده تا سوغات آبادانی باخود بیاورد. سوغاتی که نشانش را سال هاست تنها بر بنرها و پلاکاردهای میدان های تبلیغاتی شهر دیده ایم و همچنان می چرخد این میدان....اما گویا سکوت ده ساله ی آسمان چیزی جز کشیدن نقشه ی ویرانی برای ما نبود. ده سال چشم دعا به آسمانمان بود تا نَمی لب دلخوشی مان را بخیساند اما حالا خبر باریدنش چیزی جز دلهره برای دست های خالی بی دفاع ما به همراه ندارد. چند روز پیش از هجوم این سیل ویرانگر، رسانه های مختلف خبرش را اعلام کرده بودند اما مسئولان نه تنها راه آمدنش را به بررسی بیرون نرفتند که آن ها هم از پشت صندلی های بی خیالی منتظر آمدنش شدند. اما به هر حال نباید این موضوع را نادیده گرفت که این مسئولان بودند که بعد از تاراج بزرگ سیل و کشته شدن سه نفر از همشهریانم تازه متوجه شدند وجود تپه های نخاله در ابتدای شهر باعث انحراف سیل به خانه های مردم شده است و باید این کشف را تقدیر گفت و تازه متوجه شدند که می شود لودرهای چندهزار تنی را به زحمت انداخت تا ورودی سد را لایروبی کنند. سدی که باید دست کم یک کیلومتر دیگر ادامه یابد تا بیرون از شهر و دور از خانه های مردم، با دهان گشادِ خود سیل ویرانگر را قورت دهد. به راستی اگر وجود تپه های بلند نخاله ها دلیل انحراف سیل کشنده به خانه هاست؛ پس چرا چشم مسئولیتی این همه سال به چشم غره ی وظیفه ای و اعمال آسان قانونی مانع ریختنشان نشده است؟ و اگر لایروبی ورودی سد می توانست طغیان سیل سرکش را مهار کند چرا چند روز پیش از آمدنش یعنی چند روز آماده باش، چنگال سنگین لودرها در زمین تدبیر فرو نرفت تا چنین سر به ویرانی این همه زیرزمین نگذارد؟ و اگر سیلی در کار نبود آیا ریختن نخاله ها همچنان ادامه داشت؟؟؟ در کجای دنیا کنار سدهای ساحلی مجوز ساخت زیرزمین های مسکونی صادر می شود؟ زیرزمین هایی که سیل های کوچک احتمالی را آغوش های تنگ مرگ می شوند و در واقع قبرهای آماده ی ساکنان خود هستند. همچنان که در جریان سیل اخیر کوهدشت، خانواده ای سه نفری در زیرمین عمیق اجاره ای در آغوش بی پناه هم به خواب مرگ فرو رفتند و دست جیغ های کودکانه ی دختر هفت ساله اشان نتوانست سینه ی دیو سیل را پس بزند اما همان جیغ های مظلومانه، بی تدبیری مسئولان امر سالیان این شهر را چنان فریاد زد که هنوز دور سر زمین می چرخد. اگرخانه های ساحلی کوهدشت را با نگاهی قدم بزنید متوجه زیرزمین هایی می شوید که از سوی شهرداران پیشین به راحتی مجوز ساخت گرفته اند. پروانه هایی که به خط فارسی روان نوشته شده و به امضای رئیس های کاردان عزیز رسیده اند تا امروز مجوز قتل آن خانواده و آواره شدن خانواده های بسیاری باشند. آقایان عزیز شورا و مسئولان غیور شهر، این است محصول انتصاب های به جا و شایسته ی جناحی که امروز نا بجا و ناشایست شهری را به ویرانی کشید. وقتی معلم های عزیز رسالت گچ و تخته را رها کرده و بر صندلی های زودگذر شهرداری دلخوش می کردند... اما آقایان عزیز، کاش بودید و می دید که مردم چگونه با دست های خالی و تنها به زور سطل های پلاستیکی سعی در بیرون راندن یک دریا از یک زیرزمین را داشتند اما زور دست های خالی از سماجت سیل کمتر بود. و کاش می دید که مردم بی آن که از جناح سیاسی هم سوال کنند شانه های امداد را به هم سپرده بودند و برای جان همشهری های خود تلاش می کردند. شانه های بی جناحی که حالا از زیرزمین های اجاره ای گریخته اند و خانه به دوش کوچه های دردند و وام هیچ وزیری بر زخم های نداری شان مرهم نمی شود. حالا که سیلی سیل، گوش آرامش کوهدشت را تا چند زمستان دیگر سرخ کرده و سه تابوت اندوه بر شانه هایش سنگینی می کند باید دست به کار شد. باید مسئولان تنِ زحمت به نشست های تخصصی و کارشانانه ی تدبیر سپرده وآفات احتمالی پیش رو را چاره ای بیندیشند؛ اگر امکان دارد. درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
موسیقی و پیوند آن با جامعه و طبیعت
و هنرمندی که زیباترو دلپذیرتر بیان کند موفق تر و آثار و نامش ماندگارتر است . شعرها و آثار هنری را کاغذ گرانبها و برگ زرین حفظ و ماندگار نمی کند . روح ، جان و ذهن مردم است که آن ها را به خلوت وجود خود راه می دهد ، بر لوح روح خود حک می کند و ماندگار می سازد و از نسلی به نسل دیگر می سپارد و از گزند روزگار مصون می دارد . “یار یار” را هم کسی بر کاغذ گرانبها و زرین و حتی کاغذ پاره ای ننوشت . “یار یار” از دل برخاست بر دل نشست و سینه به سینه گشت و از گزند روزگار مصون ماند تا این مردم از خستگی راه و روزگار با خواندن “یار یار” دمی بیاسایند . جهانگیر ایزدپناه ...
بیماری اوتیسم چیست؟ علائم بیماری اوتیسم در بزرگسالان و بیماری اوتیسم در کودکان
. متوسط قد و وزنش نیز در سطوح بالای نمودار رشد قرار می گرفت. در گردن گرفتن و چهاردست و پا راه رفتن هم تاخیری نداشت. همیشه از گوشه چشم نگاه می کرد، پزشک متخصص به دلیل آنکه در پروتکل های معاینه شان، خبری از آثار و مشخصات اوتیسم نبود، پس از معاینه گفت هیچ مشکلی وجود ندارد. الهه تا دو سالگی حتی صداسازی و آوا هم داشت. از یک سالگی به کسی محل نمی گذاشت، صدایش می کردیم، بر نمی گشت. به کرات گریه می
امام حسین(ع) در پیشگاه تاریخ + فایل صوتی
که انسان دست از جان بشوید و (این گونه به میدان) بیاید. البته سن عابس را ما نمی دانیم که چه قدر بوده است، ولی جوانانی بودند که در بحبوحه جوانی، در راه حسین از جوانی خویش گذشتند. مسلما عقلی که از این دنیا، فقط آخور و علف می فھمد، نخواھد فھمید که مسأله چیست. ای عابس، با چه اشخاصی صحبت می کنی؟ چرا جواب دادی؟ خدا رحمتت کند. مگر طرف مقابل تو که این سخن را بیان کرد، انسان بود که گفت: اجننت
گذری بر زندگی با برکت امام سجاد علیه السلام
سوم، که ادعا شده مادر امام سجاد(ع)است، عنوان کنند. استاد شهیدی در اثر پیشگفته، بخش عمده نقلهایی را که در این باره وجود داشته، آورده و مورد نقادی قرار داده است. اضافه بر آن، اخبار محدودی نیز که حاکی از ام ولد بودن مادر حضرت سجاد(ع)است، در دست است. علی رغم همه اختلافاتی که در این نقلها وجود داشته و یا ناسازگاری برخی از آنها با اخبار فتوحات و غیره، این امر مسلم است که اصل خبر، شهرت بسزایی
خطر پول خارجی برای بازار مسکن
اما با وضعیت خاص اقتصاد کلان و شرایط ویژه بازار ملک در ایران، سه دست انداز و دو شانه خاکی در این مسیر وجود دارد که اگر کنترل نشود، می تواند مقصد سرمایه ها را به جاده خاکی منحرف کند. وزارت راه وشهرسازی دست کم 120 پروژه در حوزه های مختلف راهسازی، حمل ونقل، فرودگاهی، بندری و همچنین ساخت وسازهای مسکونی، غیرمسکونی و شهرک سازی برای مشارکت سرمایه گذاران خارجی با هدف جذب منابع مالی جدید برای اجرای طرح
رشته های ورزشی که حتی اسمشان را هم نشنیدید
...؛ هم تشکیلات زیادی برای بازی نمی خواهد، هم در استان هایی مثل مرکزی و اصفهان کلی ورزشکار پای کار پیدا کرده است. حالا که این همه ورزش جذاب با اسم های تازه و عجیب و غریب وارد ایران شده، هم بی انصافی نسبت به این ورزش هاست و هم بدسلیقگی اگر هنوز هم خیلی ها به جای رفتن سراغ این رشته ها، از صبح تا شب سرشان را توی گوشی کنند و کلش اف کلنز و کندی کرش بازی کنند. حتی اگر حالش را هم ندارید، یادتان باشد چند سال بعد که سنتان کمی بالا رفت و آمادگی روزهای جوانی برایتان حسرت شد، قطعا ناراحت روزهای از دست رفته خواهید بود. ...
مرده ای که دوستش می داشتیم
شخصی که خواستار دفنش در دامنه یک تپه شده (البته به شرطی که قوانین زیست محیطی و کشوری به او اجازه چنین کاری را بدهند)، نشان دهنده جهان بینی متوفی است. در این میان کسانی هم هستند که چندین برابر قیمت یک قبر ساده پول خرج می کنند تا متوفی شان در بخش خاصی از گورستان که بهتر به نظر می آید، دفن شود. گرچه این ماجرا بیشتر دلالت بر اهمیت پول در کسب موقعیت های مختلف می کند اما بیانگر نگاه بازماندگانی نیز هست
نگاهی کوتاه به دفتر برگزیده اشعار محمد شکری (آرش کرمانشاهی)/ ح- مولایی فر
دانم . باغ هزار گل، ص 367 و سال ها بعد به این باور می رسد که با دم گرم هنر، تن فانی را رویین تن کند: دم گرم هنر، رویین تنم کرد مرید ما و خصم من، منم کرد هنر در عرصه گاه روزگاران به جان ناکسان، آتش زنم کرد خانه ی برفی باور ص 272 و اما نظر صائب استاد عاطفی درباره ی محمد شکری : دوست دیرین، ادیب فاضل، شاعر نواندیش
پرونده شماره 22 ؛ بزرگداشت فریدون مشیری
را فشار داد. هنگامی که از پیچ پله ها بالا رفتیم، صدایی مرا به درون خانه دعوت کرد که انگار سال های سال بود که در گوشم پیچیده بود؛ در آستانه خانه انسانی را دیدم که گویی عمری بود او را می شناختم. حدود دو ساعتی که با فریدون مشیری بودیم، مثل برق و باد گذشت، من از چگونگی آشنایی با شعرهای او و از سال هایی که او را برای عاشقانه گفتن هایش و از سرایش شعر کوچه به بهانه اجتماعی و انقلابی نبودنشان به باد
حدیث عشق در جهاد سازندگی در کشور
. شهید حسین سخایی را بی قرارترین انسانی یافتم که برای ایثار و فداکاری و تقدیم جان شیرین خود در راه خدا و برای امام خمینی ره دست از پا نمی شناخت. واقعا دنیا برای او یک قفس تنگ بود و در مرزبندی بین خط امام و سایر خطوط فکری و سیاسی حساسیت فوق العاده ای داشت تا این که به مرادش یعنی شهادت رسید. شهید مصطفی ذوالمجدین یکی از بی ادعاترین و در عین حال وفادارترین اعضای جهاد به جبهه های
زمان در گستره سرمدی بی معنا و بی مفهوم خواهد بود
و به آن شاخ و برگ داده اند سیاه چاله از بین رفتنی نخواهد بود. این دست از خانمها و آقایان فیزیکدان پس از اینکه آن همه فرمول و معادله برای اثبات وجود سیاه چاله آفریدند در کسری از ثانیه برای مخلوق خود حکم مرگ را صادر می کنند و به آسانی می گویند سیاه چاله دارای عمری است و پس از اینکه عمرش به پایان رسید بخار می شود و محو می گردد؛ به همین آسانی. من روند تولد و تکوین و تبدیل و پیری یک ستاره را
نامه اعتراضی روزنامه وطن امروز به رئیس جمهور؛ چنان دستمان را بسته اند که حتی برای تیتر زدن درباره حکام ...
نظر از سایر شکایت های وزارت ارشاد، روزنامه وطن امروز فقط 2 بار در رابطه با سران آل سعود روانه محکمه شد! آن هم به خاطر تیترهایی که هم مابه ازا در واقعیت داشت، هم ناظر بر حقیقت بود و هر چند که آحاد ملت، از همان اول، حق را به ما داد و از شاهکار وزارت فخیمه ارشاد، انگشت حیرت به دندان گزید، لیکن اندکی بعد فجایع رخ داده در کشور یمن و سرزمین منا باعث شد افکار عمومی به شکل مضاعفی جانب وطن امروز را بگیرد
زیاد عبادت کردن به نماز و روزه بسیار نیست، بلکه به تفکر است
قصد شنیدن کند، گوشهایش کار شنوایی را انجام می دهد و چون قلب، قصد بوییدن کند، آدمی با بینی می بوید و آن بوی خوش را به قلب می رساند و چون آهنگ سخن گفتن کند، با زبان به تکلّم می پردازد و چون آهنگ راه رفتن کند، پاهای او به حرکت در می آیند و چون به شهوت گراید، عورت، او را به کار آید. پس تمام اینها از سوی قلب تحریک می شوند و به همین گونه [که اعضای بدن در همه کارها از قلب پیروی می کنند] شایسته است که
صفحه اول روزنامه های شنبه 16 آبان 94 + فال روزانه + فال حافظ
: بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد***که تاب من به جهان طره فلانی داد دلم خزانه اسرار بود و دست قضا***درش ببست و کلیدش به دلستانی داد تعبیر: مقدمات رسیدن به مرادت مهیا شده. دست قضا همه چیز را روبراه کرده و درهای بسته به رویت باز می شوندو دوباره جوان می شوی و شادابی خود را به دست می آوری. فقط مواظب حریفان خود باش که اینبار هم سرمایه ی تو را از بین نبرند. اسرارت را هم
باز با عقل
حاضرانی غایب، ناظرانی کور و شنوندگانی کر و گویندگانی لال مشاهده می کنم! دولت ضلالت بر محور خود به پا شده و شاخه هایش همه جا پراکنده است، شما را با کیل خود وزن می کند و با همه دست خود، بر سرتان می کوبد، پرچمدار این حکومت از دین خارج است و بر سکوی گمراهی ایستاده، آن زمان از شما جز به مانند باقی مانده تهِ دیگ، یا به مثل خرده دانه ای که در ته بقچه مانده چیزی باقی نماند. دولت ضلالت شما را مانند به هم
حوادث کوهنوردی و بیماری های ارتفاع
نگهداری کند. مساعدیان افزود: ریزش بهمن و سقوط برف نیز می تواند جان کوهنوردان را به خطر بیاندازد. *بیماری های ارتفاع در کوهنوردی مساعدیان تأکید کرد: بیمار های کوهستان مواردی است که می تواند برای کوهنورد در ارتفاع بالا رخ دهد، این اتفاق می تواند از بیماری حاد کوهستان آغاز و به ادمهای مغزی و ریوی ختم شود. علائم بیماری های کوهستان سردرد، بی اشتهایی، بی خوابی، عدم
روشهای مقابله با سرمازدگی باغات
شوند. پروتئین ها نه فقط اثر سوئی روی نباتات ندارد بلکه دارای اثرات تقویت کننده مختصر نیز می باشد 10. حفاظت به وسیله ی پاشیدن مواد مؤثر بر فیزیولوژی گیاه : اگر گیاهی در حال استراحت یا خواب باشد، مقاومت بیشتری نسبت به سرما دارد. تجربه نشان داده که برخی از درختان جنگلی در زمستان درجه حرارت تا 50 درجه زیر صفر را بدون صدمات یخ زدگی تحمل نموده اند. همین درخت در تابستان موقعیکه اعمال حیاتی آن