سایر منابع:
سایر خبرها
گفت وگو با یک تک تیرانداز زن ایرانی + عکس
پرونده ام به آن دو جوان سپرده شد. آن زمان حدوداً 13 ساله بودم. آنها مرا به اتاق شکنجه بردند و گفتند هرچه ما فریاد زدیم تو هم ناله و فریاد کن! بعد با اشاره به من فهماندند ما به خانه شما می آییم و به تو خواهیم گفت که چه کنی وقتی آمدند، گفتند تنها راه حل خلاصی شما این است که به ایران بروی تا بتوانی فعالیتت را ادامه دهی! اینها می خواهند تو را تبعید کنند. ایرانی ها امام خمینی(س) را دوست دارند. بعد
نقش دختر حاج رضوان و برادرانش در حفاظت از پدر در مقابل دوربین ها
پدرش همه را یکجا سرکشید. خیلی هم تند. البته من این فنجان را برای خودم درست کرده بودم! قبلش از او پرسیدم نسکافه می خواهی؟ که گفت نه. شنبه شب بود، نهم فوریه 2008 یعنی دو روز پیش از شهادتش. پدر سه شنبه شهید شد. سکوتی می کند و ادامه می دهد: درست مثل برادرم جهاد. او را هم برای آخرین بار روز پنجشنبه دیدم و یکشنبه شهید شد. با اشتیاق، ادامه ماجرای آخرین دیدار با پدرش را از سر می گیرد: آمد به خانه ی من
زندانی ای که از وکلا کلاهبرداری می کرد
روزنامه ایران نوشت: زندانی بند جنایتکاران، سناریوی دزدی های اینترنتی از وکلای سرشناس استان های مختلف سراسر کشور را هدایت می کرد. به گزارش ایسنا، در ادامه این گزارش می خوانید: بر اساس بررسی های پلیس فتای ( امنیت فضای تبادل اطلاعات) مازندران نام بیش از 200 وکیل شناخته شده در لیست این کلاهبردار حرفه ای و اعضای باندش قرار داشت. عملیات کارآگاهان پلیس فتای مازندران برای ردیابی و بازداشت
اصرار بر بی گناهی در جنایت زمین والیبال
. رامین به قتل رسید و پلیس پس از 26 روز علی دراز را دستگیر کرد و تحت بازجویی قرار داد. علی که در زمان فرار در خانه یکی از بستگانش پنهان شده بود در تجسس ها قتل را به گردن گرفت. در ابتدای جلسه محاکمه این قاتل وقتی خانواده رامین خواستار قصاص وی شدند، علی دراز پشت تریبون ایستاد و گفت: من قاتل نیستم و آن روز پس از درگیری لفظی من و رامین او برایم چاقو کشید دوستانش هم با دیدن این
اینجا چرخ صادرات به دست مجرمان دیروز می چرخد
فراموش نشود و خداوند را ناظر بر رفتار و کردارش می داند با افتخار می گوید کارآفرین برگزیده امروز همان پسرک روزنامه فروش و واکسی دیروز است. وی مفتخر است کارخانه های عظیمی را به بار نشانده که شرط استخدام در آنها، سوء پیشینه است. زنان و مردانی چرخ این کارخانه ها را می گردانند که جرمی در کارنامه زندگی آنها ثبت شده اما حالا مدیران و متخصصان این جامعه را تشکیل داده و به شایستگی نشان داده اند کافی است همت به
بازار نشر از نظر ویترین کتاب در مضیقه است/ خاطرات قدیانی از فروش کتاب های جلد سفید تا انتشار کتاب های ...
تهران به دلیل نداشتن مدارک مدرسه، مجددا کلاس اول دبستان را خواندم. ادامه مدرسه را از سال چهارم در مدرسه ساسان گذراندم. سال پنجم دبستان برای اولین بار دو معلم که یکی ریاضی و دیگری بقیه دروس را درس می داد وظیفه آموزش به ما را عهده دار بودند. یک روز در نبود معلم ریاضی، ناظم مدرسه پیشنهاد داد من درس بدهم زیرا در درس ریاضی قوی بودم و من هم بعد از آن این کار را انجام می دادم. من در دوران مدرسه پیک دانش
آخرین مصاحبه با قاتل میدان کاج پیش از اعدام
یعقوبعلی جعفری که آبان امسال در حوالی میدان کاج سعادت آباد فردی را در مقابل چشم مردم با ضربات متعدد چاقو به طرز فجیعی به قتل رسانده بود ساعاتی قبل از اعدام با واحد مرکزی خبر مصاحبه کرد. به گزارش واحد مرکزی خبر، قاتل میدان کاج خود را اینگونه معرفی می کند: یعقوبعلی جعفری با اسم مستعار مهدی، 31 ساله متولد تفرش، تحصیلات سیکل، از شش هفت سال گذشته تا کنون بنگاه مسکن داشتم. یعقوب
قتل فجیع مادر به دست فرزندش
عملیاتی غافلگیرانه دستگیر و برای انجام بازجویی ها به پلیس آگاهی منتقل شد. به گفته سرهنگ خیرخواه در حالی که متهم بیش از شش ماه هرگونه دست داشتن در قتل مادر خود را انکار می کرد سرانجام در مقابل آثار به جا مانده در صحنه جرم و کشف آلت قتاله که اثر انگشت او روی آن دیده می شد، لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت خود برداشت. متهم در شرح حادثه به کارآگاهان گفت: بعد از فوت پدرم، خانه و چندین باب
مرگ معمایی نوجوان بی خانمان در باشگاه
پرفراز و نشیبی داشت، چندبار به خاطر آوارگی بازداشت شد. وقتی آخرین بار آزاد شد وی را در قهوه خانه ای که قبلاً در آن کار می کرد دیدم که پس از آن شب دیگر اثری از عرفان نبود، همه جا را دنبال او گشتم چون بیشتر غذا و لباسش را من تهیه می کردم برای اینکه گرسنه نماند خیلی نگران بودم تا اینکه پس از دو روز از گمشدن عرفان وقتی از جلوی باشگاه انور عبور کردم متوجه شدم پلیس و آمبولانس اورژانس جلوی در اصلی باشگاه
به بهانه ماساژ می خواست به من تعرض کند، او را کشتم
جایگاه قرار گرفت. او اتهام را قبول کرد و گفت: تصمیم گرفته ام دروغ نگویم و هرچند زندانیان به من گفتند باید قتل را انکار کنی اما این کار را نمی کنم. او یک بار دیگر آنچه را در دادسرا گفته بود تکرار کرد و گفت: محمود من را فریب داد. او جلو در به من گفت خانه ای که وارد آن می شویم مجردی است همان موقع خیلی ترسیدم اما چون وعده کار داده بود قبول کردم همراهش بروم. بعد از قتل هم برای اینکه بتوانم فرار کنم ماشین
نکاتی اخلاقی از زندگی شیخ عباس قمی
منازل الاخره را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصی بود به نام عبدالرزاق مسأله گو که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم می گفت. مرحوم پدرم کربلائی محمد رضا از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدی که هر روز در مجلس او حاضر می شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، کتاب منازل الاخرٍه مرا می گشود و از آن برای شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن می خواند.
مجری هایی که کیش و مات شدند
روزنامه هفت صبح: اتفاق اخیر برنامه شب آفتابی و واکنش مجری آن به اعتراض مجید انصاری درخصوص حذف نام شجریان، بهانه ای شد تا درباره واکنش مجریان به اتفاقات غیرمنتظره ای که روی آنتن زنده رخ داده! اتفاقات غیرمنتظره در برنامه های زنده تلویزیونی اتفاق عجیبی نیست. هرلحظه ممکن است میهمان برنامه، حرفی بزند که به صلاح برنامه یا کل مجموعه صدا و سیما نباشد. درست مثل اتفاقی که هفته گذشته در برنامه شب
اعتراض رسایی به نحوه برخورد با پرونده احمدی نژاد
بر اساس اعلام مقامات قضایی، کیفر خواست این آقازاده 125 صفحه است.سخنگوی دستگاه قضایی اعلام کرده که این فرد متهم و مجرم است و اتهام و جرم وی از نظر بازپرس محرز و قرار مجرمیت برای او صادر شده ولی الان حدود 436 روز است که با ادعای نقصان پرونده، موضوع راکد گذاشته شده. متهم و مجرمی در این سطح فقط با وثیقه 10 میلیاردی آزاد است و با تدبیر برخی از کارگزارن و دوستان دولت یازدهم، امید این فرد برای چنگ
راز قتل 2 زن کاشانی بر ملا شد
بعد از رساندن فرزندش به دبستان برای پاک کردن سبزی به خانه خواهرش می رود. مأموران بعد از به دست آوردن این اطلاعات، تحقیقات خود را روی خانه خواهر شخص گمشده متمرکز کردند.تااینکه موفق به کشف لنگه کفش وی در این خانه شدند. وی افزود: با کشف این سرنخ، پلیس شوهر خواهر وی را به عنوان مظنون مورد بازجویی قرار داد. متهم در بازجویی ها با اعتراف به قتل خواهر زنش گفت: بعد از اینکه مقتول را به خانه ام بردم، او را
قتل پدر به روش فیلمهای جنایی
بود، در اعترافات خود گفت: مدتی قبل پدرم مرا در یک مرکز روانپزشکی بستری کرد، به همین خاطر هم کینه عمیقی از او به دل گرفتم و درصدد انتقام برآمدم. چند روز پس از آن که از مرکز درمانی مرخص شدم، نقشه قتل پدرم را کشیدم. ظهر روز حادثه کسی در منزل ما حضور نداشت و پدرم بیرون از منزل بود. من به دنبال پدرم رفتم و به او گفتم یکی از اقوام از شهرستان به منزل آمده است و با این ترفند او را به سوی منزل
خبرنگار آمریکایی: رخداد چپل هیل بسیار دردناک است/ نامه مقام معظم رهبری به جوانان غرب؛ بسیار هوشمندانه است
، خبرنگار برجسته آمریکایی، فعال آمریکایی ضد صهیونیسم، اندیشمند آمریکایی بدین شرح است: من بسیار هیجان زده هستم که این شانس را پیدا کردم که از ایران دیدن کنم و با جوانانی آشنا بشوم که برای دفاع از وطنشان چگونه جان خود را فدا کردند. 15 سال پیش من ویراستار یک روزنامه کوچک محلی در ایالت کالیفرنیا بودم که اخبار پیرامون مدارس، شورای شهر و غیره را پوشش می داد. برای من مثل بقیه
نو عروس جوان، خواستگار سابقش را کشت !
بودم ، به حوالی شهریار برده و پس از ریختن بنزین به آتش کشیدم . با توجه به اعترافات صریح متهمان ، کارآگاهان با مراجعه به محل سوزانده شدن جسد در جاده شهریار جاده احمدآباد مستوفی محل تخلیه نخاله های ساختمانی ،موفق به کشف بقایای به جای مانده از جسد شدند . سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده - معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ - با اعلام این خبر گفت : با توجه به اعترافات صریح هر دو متهم به ارتکاب جنایت و همچنین کشف بقایای به جای مانده از جسد مقتول ، قرار بازداشت موقت برای هر دو متهم پرونده صادر و متهمان جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته اند . ...
جیب بری؛ شغل پدری!
بعد هم با همان ها می رفتم جیب بری. البته اول من راننده بودم، بعد که کار را یاد گرفتم جیب بری کردم. این مربوط به سابقه قبلی ام است. چطور شد، فهمیدی که پدرت جیب بری می کند؟ از بچگی می دانستم پدرم خلاف می کند. او همیشه زندان بود. الان هم زندان است. 40سال حبس دارد. سه، چهارسال پیش بود که فهمیدم جیب بر است. چقدر سابقه داری؟ با این دفعه می شود سه فقره. یعنی قبل از این دو بار
قتل در اعتراض به دستشویی کردن
: چرا بعد از حادثه فرار کردی؟ متهم جواب داد من خیلی وقت ها در خانه دختر خاله ام زندگی می کردم. نزد شوهرش کار می کردم و بیشتر شب ها را هم در خانه آنها می ماندم. از کودکی با هم بزرگ شده بودیم و مشکلی در این باره نداشتیم. بعد از حادثه هم به خانه دخترخاله ام رفتم و تا قبل از بازداشتم آنجا بودم. قاضی گفت: در همه مراحل اقرار کرده ای که وقتی مقتول به رفتارم اعتراض کرد چاقو کشید. من هم چاقویش را
قتل هولناک خواهر بعد از ازدواج اجباری
روزنامه شرق: مردی که متهم است خواهرش را به قتل رسانده، در جلسه دادگاه ادعا کرد مسایل اخلاقی، سبب شد دست به این جنایت بزند. تحقیقات پیرامون این پرونده از سال گذشته و زمانی آغاز شد که کارآگاهان جنایی استان فارس مطلع شدند جنازه زنی جوان در منطقه ای خلوت در خارج از شهر پیدا شده است. آنها بعد از حضور در محل حادثه مشاهده کردند فرد یا افرادی سر این زن را بریده اند. آثار موجود همچنین نشان داد
10 سال گذشت/ با پیرهن سیاه، در محرم، در مسجد ارک
آمد، خیلی با عجله آماده رفتن به مسجد شد. در اتاقم بی حال افتاده بودم که با صدای پدرم به خود آمدم. با زحمت خودم را به لب پله ها رساندم، قبل از آنکه حرفی بزنم مادرم گفت محمد خوش احوال نیست و خوب نیست با شما با موتور به مسجد بیاید. اما پدرم اصرار داشت که آن شب را حتما با هم برویم. بیا خودت را روی موتور پشت من قایم کن که بدتر نشی. گفتم: اجازه بدین من خودم دیرتر بیایم. احوالم خوش نیست. با خنده گفت: حالا
واقعه تکان دهنده تبعید دانشجوی دکتری جامعه شناسی به کمپ ترک اعتیاد
/> مرد جوان که دانشجوی دکتری جامعه شناسی است در گفت و گویی با شهروند پرده از ماجرای گروگان گرفته شدنش برداشت. خاطره تلخی که هنوز نتوانسته است فراموش کند. ماجرا چه زمانی برای شما رخ داد؟ 9 تیرماه سال گذشته بود که مرا گروگان گرفتند. از نحوه گروگانگیری برایمان بگویید؟ در خانه بودم که 4 مرد سیاهپوش و قوی هیکل به درخانه مان آمدند و بعد از این که خود را پلیس معرفی کردند
جانباز افغانستانی مدافع حرم: من یک مهاجر، فرزند یک مهاجر، تبرک شدم و برگشتم
در این خانه بیاورید. اگر به حفظ حرمت ایشان اعتقاد دارید نباید که فقط برای آن ها گریه کنید. الآن فضا، فضای مقاومت است باید رفت وسط میدان و دفاع کرد. 10 روز طبقه بالا زندگی کردم. ته دلم ناراحت بودم اما به آن ها گفتم از شما جدا هستم. دیگر نگویید من روح الله دارم و شیعه ام. با این مدلی که نمی خواهید به میدان برویم دیگر در ماه محرم برای شهادت امام حسین(علیه السلام) عزاداری نکنید. بعد از 10 روز راضی
نگاهی به شرایط زندگی کارتن خواب های پایتخت
کردن محرومند و هیچ کس حتی برای کارگری آنان را نمی پذیرد . آیین مهرورزی و طلوع بی نشان ها نزدیک به یک سال قبل، در جریان تهیه یک گزارش، با موسسه طلوع بی نشان ها آشنا شده بودم؛ موسسه نیکوکاری که 9 سال است در زمینه معضلات اجتماعی مربوط به معتادان کارتن خواب، فعالیت می کند. سارا چرتابیان مدیر اجرایی این موسسه به من گفته بود هر سه شنبه شب، بعد از برگزاری آیین مهرورزی
راز کشته شدن مربی ورزشی
تحقیقات کارآگاهان ویژه جنایی اداره آگاهی کرج و بازپرس جنایی، عامل جنایت در حضور تیم تحقیق، صحنه جنایت را بازسازی کرد. از سوی دیگر با شکایت پدر و مادر مقتول، مراد - عامل جنایت - به اتهام قتل عمد و همسرش لیلا به اتهام رابطه نامشروع با قرار بازداشت موقت روانه زندان شده و پرونده جنایت با صدور کیفرخواست روی میز قضات شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، در حالی که پزشکی قانونی سلامت روحی، روانی مرد جنایتکار را تأیید کرده قاضی هدایت رنجبر - رئیس دادگاه - دستور تعیین وقت محاکمه با حضور 4 قاضی مستشار و شاهدان حادثه را صادر کرده است. ...
جسد زن صیغه ایی بر ترک موتورسیکلت!
. بنابراین گزارش، پس از دستگیری متهم به قتل اعضای خانواده دیگری نیز به کلانتری آبکوه مراجعه کردند در این هنگام زن جوانی به ماموران گفت: می ترسم متهم خواهرم را کشته باشد اما متهم گفت: نه! خواهر شما در جاده قدیم قوچان و منزل فلانی است و بدین ترتیب اعضای این خانواده با خیال راحت به منزل بازگشتند اما این موضوع که آیا متهم زن دیگری هم اختیار کرده بود یا نه! ماجرایی است که تحت بررسی قرار دارد. شایان ذکر است: قاضی صفائیان پس از شنیدن اعترافات متهم، دستور قرار بازداشت موقت وی را صادر کرد و بدین ترتیب تلاش ماموران کلانتری آبکوه برای کشف زوایای پنهان این پرونده جنایی آغاز شد. ...
مغنیه: هرگز از مرگ نهراسیده ام/ برای فلسطین به فتح پیوستم
اش که تنها 2 اتاق داشت، مخفی کرد. صبح روز بعد زن لباس همسر کارگر خود را به او پوشاند و از همسرش خواست که برای خروج از منطقه و رساندن او به منطقه ای امن با او همراهی کند. بعد از 15 سال از آن حادثه، مغنیه به همراه فردی دیگر که این داستان را نقل می کرد برای جست وجوی آن منزل به خیابان مذکور رفت تا آنجا را پیدا کرد. همان زن در را باز کرد و مغنیه خود را معرفی کرد و گفت که می خواهد به علت
خودکشی مرد جوان پس از قتل همسرش
آثار 10 ضربه شیء نوک تیز نیز بر سر و بدنش نمایان بود. بستگان مقتول که با شنیدن این خبر به محل حادثه آمده بودند همسر 30 ساله زن جوان را به عنوان متهم به قتل معرفی کردند که در همین حال مرد مذکور با شنیدن این جملات به طبقه سوم مجتمع آپارتمانی فرار کرد و از پنجره بالکن خود را روی خودروی پلیس انداخت. ماموران انتظامی بلافاصله او را به بیمارستان طالقانی رساندند، اما او به دلیل
قتل برای حمایت از برادر
جوان یک روز بعد به علت شدت جراحات وارده روی تخت بیمارستان جان باخت و پرونده این نزاع عنوان جنایی گرفت و سپس کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی تهران موظف شدند عامل این قتل را بازداشت و به دادسرا معرفی کنند. آنها تعدادی از دوستان قاتل و مقتول را که در صحنه درگیری حضور داشتند، دستگیر کردند و تحت بازجویی قرار دادند.کارآگاهان در شرایطی که تحقیق از افراد شرکت کننده در نزاع قاتل بودن محمدعلی را
هرگز سمت خلاف نمی روم
، درخواست خود را برای محاکمه مقتول به لحاظ جنبه عمومی جرم مطرح کرد. سپس علی که اکنون 21ساله است در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من ساکن کرج هستم و درگیری هم در کرج اتفاق افتاد. شب قبل از حادثه به جشن عروسی رفته بودم. در آنجا با دوستانم محمد و هاشم و چند نفر دیگر مشروب خوردیم. هاشم در حین مستی با سر ضربه ای به صورتم زد و بعد هم فرار کرد. خیلی از این کارش ناراحت شده بودم و نمی دانستم