/> استاد معین تمام وقتش را صرف کارهای علمی می کرد، اما اینطور که فرزند ارشدش می گوید به طور معجزه آسایی هم موفق می شد به قدر کافی برای فرزندانش وقت بگذارد. مهدخت معین در این باره می گوید: به خاطر دارم که برای برادران و خواهرم که همه از من کوچک تر بودند، بعد از ظهرها قبل از استراحت بسیار کوتاه، چند دقیقه ای قصه می گفتند؛ آن هم قصه هایی که فی البداهه از ذهنشان تراوش می کرد. سر بزنگاه داستان را نگه
. همچنین ما در کشور و وطن زندگی می کنیم و بالاخره ما در جهان زندگی می کنیم. ما در ورای وطن هم زندگی می کنیم و رو به سوی وطن دیگری داریم و وطن فعلی عاریه ای محسوب می شود. آن وطن به تعبیر شیخ بهایی چنین است: این وطن مصر و عراق و شام نیست/ این وطن جایی ست کو را نام نیست. مراحل و موقف های شش گانه ای که برای اندیشه و زبان طرح شد(خانه، محله، شهر، وطن، جهان، ورای وطن) مثل حلقه هایی هستند که به
شف میکرب به خاطر بشر خطور نمی کند، و میکرسکوپ وجود نداشته، با دیده الهی و وحی ربوبی، خبر از ضررهای حاصله از موی پشت لب می دهد . البته ریش این طور نیست، و فواید هم دارد. در فصل بیست و پنجم که در باره ریش است، به جریده العدل که در اسلامبول نشر می شود، و همین طور، المقتطف که در مصر انتشار می یابد، و این مطالب را از جراید اروپا نقل می کنند، ارجاع می دهد. به علاوه به مطالب سید هبة الدین شهرستانی هم
: دیسیپل (شاگرد)، پل بورژه، پاورقی های مجله هفتگی نوبهار، 1301 چاپ دیوان محمد باقر خسروی، تهران، 1303 احوال و آثار ابن یمین، تهران، 1304 سلامان و ابسال جامی، تهران، 1306 نصایح فردوسی، تهران، 1306 اندرزنامه اسدی طوسی، تهران، 1306 مقدمه ای بر دوبیتی های باباطاهر عریان، تهران، 1306 قانون اخلاق، تهران، 1307
: شرح و تأویل داستانهای رمزی سهروردی ، تهران، نشر سخن، 1390، بخش دوم. همو، رمز و داستانهای رمزی در ادب فارسی: تحلیلی از داستان های عرفانی- فلسفی ابن سینا و سهروردی ، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1396، چاپ نهم، فصول 15 و 16.