به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت ،یکی از طنزهای به شدت تلخ این روزگار آن است که تصویر یک زن ولگردی به نام مریم رجوی ، سرکرده ی یکی از دوزخی ترین فرقه های تروریستی در تاریخ بشریت (با رکورد کشتن دست کم 17،000 هموطن)، به مدد حمایت های مزدوران سیاسی اجاره ای چون جان بولتون و رودیجولیانی (که در چند سال اخیر، هزاران دلار بابت حضور و سخنرانی در شوی سالیانه منافقین در پاریس از این سازمان دریافت کرده اند
می رسد که این فصل مشترک استبداد ایرانی است. حال ابهام اصلی در این نقطه است که اگر استبداد اینچنین توانایی تبیین پدیده های مختلف اجتماعی را دارد، خودِ استبداد به مثابۀ یک هستیِ نظری چگونه تبدیل به مسأله شده است. دانش تاریخیِ موجود را اگر به مثابۀ یک گفتمان در نظر گیریم، به نظر می رسد استبداد دالی مرکزی برای این گفتمان است و معروف ترین متون در زمینۀ مطالعات تاریخی در ایران، استبداد را به عنوان یک
نام مردوخ به بهانه آن تهمت های ناروایی را به ساحت تشیع ابراز دارد. این مسأله باعث شد که آیت الله یزدی تهمت های او را در کتابی با عنوان پاسخ تهمت های مردوخ پاسخ دهد که هر دو کتاب گمشده شما و پاسخ به تهمت های مردوخ مورد عنایت زعیم عالیقدر شیعه، حضرت امام خمینی(ره) قرار گرفت. آیت الله یزدی در طول دوران مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، حتی در زمان تبعید، دست از نگاشتن در جهت تبیین معارف اسلامی
نام مردوخ به بهانه آن تهمت های ناروایی را به ساحت تشیع ابراز دارد. این مسأله باعث شد که آیت الله یزدی تهمت های او را در کتابی با عنوان پاسخ تهمت های مردوخ پاسخ دهد که هر دو کتاب گمشده شما و پاسخ به تهمت های مردوخ مورد عنایت زعیم عالیقدر شیعه، حضرت امام خمینی(ره) قرار گرفت. آیت الله یزدی در طول دوران مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، حتی در زمان تبعید، دست از نگاشتن در جهت تبیین معارف اسلامی
جامعه شناسی شناخت است.جامعه شناسی دکتر آشتیانی ترجمه ی آلمانی جامعه شناسی معرفت نیست. آنچه که تحت عنوان جامعه شناسی معرفت معرفی می شود و خود مرحوم هم می گفتند جامعه شناسی شناخت است و جامعه شناسی cognition که مسائل آن بیشتر نزدیک به روانشناسی است نه جامعه شناسی Sociology. همه جامعه شناسی معرفت، جامعه شناسی شناخت نیست و جامعه شناسی معرفت فرا تر از آن است و جامعه شناسی شناخت بخشی