میگذره و روز تولدم میشه یک سال از عمرم کمتر میشه یا یک سال بهش اضافه تر ... ولی چیزی که مهم تره داشتن شماهاس که خداوند رو بسیار به خاطرش شاکر هستم, شماهایی که مثل خانواده بودین همیشه در کنارم و داشتن پدر و مادر عزیزم که خیلی چیزها بهم یاد دادند و با دعاهاشون پشتیبان من بودند... ممنون از تک تک شماها که طعم زندگی رو واسم شیرین تر کردین و خیلی جاها پشتم بودین درست مثل یک خانواده ای که انگاری
شعار سال: هدا عربشاهی نویسنده رمان های آن روز خواهد آمد و زمان منفی فعالیت خود را از سال 77 در ادبیات ایران آغاز کرده است. او همچنین ترجمه آثار ایتالیایی چون بئاتریچه ها ، دونمایشنامه کمدی و مریخی ها خود ما هستیم را در کارنامه خود دارد. در تازه ترین تجربه اش رمان شهریور داغ به بررسی زنان نسل های مختلف یک خانواده و روابط آن ها می پردازد. داستانی که در خلال جنگ های ایران به واکاوی پیچیدگی های ذهنی
کلاس هام بسته اینترنتی تهیه کردم بعد زنگ زدن و گفتن که فعال سازی اینترنت روی خط شما امکان پذیر نیست گفتم مبلغ چی می شه گفتن بین 3 تا 7 روز مرجوع می شه الان حدود 40 روزه که پول را ندادن و دوتا شماره دادن برای پیگیری که من بعد از 40 روز حدودا امروز موفق شدم وصل بشم بهش بعد از کلی بررسی و فلان میگه آقا الان پول نداریم پولتون رو بدیم بزارید پول اومد حساب
است که در فضای مجازی برای زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا مجاهدت می کند و پست های شهدایی اش مخاطبان خودش را دارد. گفت و گوی ما را با مریم فراغی مادر شهید عیسی کره ای پیش رو دارید. عیسی فرزند چندم خانواده بود، انتخاب این نام برایش علت خاصی داشت؟ من متولد 1322 و اهل آبادان هستم و سه فرزند داشتم. دو دختر و تنها پسرم عیسی که در کربلای 4 به شهادت رسید. همسرم لکوموتیوران بود و در راه