سایر منابع:
سایر خبرها
روایت 3 دانش آموز معتاد از علت اعتیادشان
این حرف های یکی از دانش آموزانی بود که معتاد شده است و دیگر ابایی از گفتن آن ندارد. گزارشگر روزنامه خراسان گزارشی را تهیه کرده از دانش آموزانی که گرفتار اعتیاد شده اند که اگر چاره اندیشی برای آنها نشود شاید دیگر دانش آموزان در این حریق بسوزند. تنها شاخه درخت خانواده بودم در سفید مدرسه همزمان بازنگ تعطیلی باز شد ، منتظرم تا سوژه یا سوژه ها ی مورد نظر مهمان چشمانم شوند .از شما چه پنهان با کمک برخی از دانش آموزان از قبل شناخت اندکی از سوژه ها دارم. میلاد اولین دانش آموزی بود که قیافه اش بازگوی حکایتی تلخ داشت .پس از مع ...
اسدالله یکتا: مانده ام با دریافتی 120 هزارتومانی از ارشاد چه کار کنم؟/دلشوره داریم که یارانه می دهند یا ...
ندهید. من هم گفتم از خدا می خواهم که دستفروشی نکنم اما چگونه زندگی ام را بگذرانم؟ خرج زن و بچه هایم را از کجا بیاورم؟! آنها هم گفتند یک کاری می کنیم. الان چهار سال است که قرار شده یک کاری بکنند. سیگار فروشی حداقل این حسن را داشت که آب باریکه ای در زندگی ام بود که به خاطر شرایط جسمی آن کار را دیگر نمی توانم انجام دهم. البته ارشاد ماهی 120 هزار تومان به حساب من پول می ریزد! (باخنده)مانده ام با این همه
نظارت استصوابی در طول دوره نمایندگی نیز معتبر است
همواره شائبه حزبی بودن این افراد مطرح می شود. اما به این نکته هم باید توجه کنیم که وزن و اعتبار ادعایی که علیه شورای نگهبان میشود چه میزان است. در مسئله سال 88 ادعا این بود که مثلاً چون 2 نفر از اعضای شورای نگهبان از دولت وقت حمایت کرده اند، پس تقلب شده است. آخر این دو مسئله چه ربطی به هم دارد؟ خب من خودم چندبار گفتم که آن فرد اشتباه کرده که از فردی حمایت علنی کرده است، ولی آیا این به معنی تقلب
دوازدهمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان نفتی/قاضی صلواتی در واکنش به ادعاهای زنجانی: آیا تو عقل کلی و ...
/> قاضی مجدداً پرسید از منابع بانک ملت بوده است؟ که بابک زنجانی پاسخ داد: حتماً معامله ای وجود داشته که آنها پول را به من داده اند، ولی می دانم که پول خودم بوده، آن زمین را به مبلغ 280 میلیارد تومان خریداری کردم. وی ادامه داد: من آن زمین را با شرایطی خریدم و چک هایی را برای خریدش دادم؛ زیرا آنها گفتند که ما زمین را اگر نقد بفروشیم مشکل پیدا می کنیم و من سه چک به آنها دادم که هر سه چک را در
برانکو : من دو بازیکن در رئال مادرید دارم
حادثه بد در بازی رخ نداد و بعد از بازی هم دیدید که همه بازیکنان همدیگر را به آغوش کشیدند و این معنای واقعی ورزش است. * تیم مورد علاقه من بارسلونا است اما این بار می خواهم از رئال مادرید طرفداری کنم چون دو بازیکن خود من در رئال مادرید بازی می کنند که من خودم آنها را تمرین دادم و رابطه بسیار خوبی با آنها دارم و برایشان آرزوی موفقیت می کنم. این فرمول خیلی ساده ای است! * من پیشگوی
به جای قصه های مادربزرگ خودمان قصه های مادر بزرگ مارکز را نوشتیم
دانشگاهی آن ایالت بودند و هر شب میهمان یکی از دوستان می شدم و در این نشست و برخاست ها هر کدام از دوستان یک جمله درخشانی در مورد سیستم آموزشی کشور می گفتند و دلیل عدم پیشرفت کشور را ذکر می کردند و آرام آرام نشت نشا به ذهن من آمد و همه ی آنچه که در این کتاب گفته شده حرف های شخص من نبوده است. امیرخانی با بیان اینکه نفحات نفت نیز به عبارتی سرنوشت مشابهی داشته است یادآور شد: برخی مباحث را از افرادی
از ارزیابی تحرکات انتخاباتی اصولگرایان تا شوخی با سن آیت الله جنتی !
حرف را نگفتم. اما در مجموع، جدا شدن دو سه نفر را نمی توان به عنوان انشعاب در نظر گرفت. این ها اگرچه جدا شدند اما خودشان نه به مجموعه دیگری پیوستند و نه مجموعه تازه ای راه انداختند. برخی دلیل جدایی آقای ناطق نوری از جامعه روحانیت را ناشی از دلگیری ایشان از عدم حمایت جامعه روحانیت از او در مقابل اتهاماتی می دانند که از سوی احمدی نژاد در مناظره اش مطرح شد. چرا در آن مقطع جامعه روحانیت
شعری که سفر آقا را طولانی تر کرد
برنامه که من رو از دیدن آقا محروم کرده، خدا زجرش بده. توی همان حال، همه می زنند زیر خنده، حتی رهبر. رهبر علت را می پرسد. گفتم برای این که حق من این نبود. من با این وضع نمی تونم بیام دیدار آقا. 1ساله حتی آقا رو تو تلویزیون هم ندیدم. و می گوید که مریض شده و همسایه ها دنبال ماجرا بوده اند که رهبر بیاید خانه شان. رهبر می گوید نامه را دیده که شعری داشته. بعد می گوید: این رو به شما
شهاب حسینی از سینمای ایران شاکی است
سینماست. اما در ازای اینها چی به دست آوردم؟ من اگر بعد از ظهر سگی ، پدرخوانده و راه کارلیتو را در کارنامه ام داشتم به خانواده ام می گفتم: ببینید، من عمرم را گذاشته ام برای این فیلم ها که برای تاریخ بشر مانده اند. سه هزار سال دیگر هم پدرخوانده می ماند و مردم آن را می بینند . ولی من درباره کدام کارم می توانم این حرف را بزنم؟ آقای حسینی، شما ناامیدید وگرنه می دانید باید زمان بگذرد تا یک اثر
مشروح دوازدهمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده بابک زنجانی
قیمت ملک را بالا می برید؟ قیمت اولیه 240 میلیارد بوده است/ملک را چگونه خریدید؟/بابک زنجانی:گفتم فقط نقد می خرم اما انها گفتند نه باید شرایطی بخری/سه چک 77 میلیارد و 500 میلیونی دادم/قاضی صلواتی:بانک الف چک سوم شما را به علت پاس نشدن به اجرا گذاشته است. 9:45 _قاضی صلواتی:منابع دو چک اولی که پاس کردی از کجا تامین شده بود؟ از پول نفت نبود؟ اقای زنجانی این پول ها از محل فروش وون های
مشروح جلسه دادگاه دوازدهم"زنجانی"
اول پرداخت کردم/قاضی صلواتی:45 میلیارد تومان، این 45 میلیارد تومان از کجا تامین شده است؟ از منابع بانک ملت بوده؟/بابک زنجانی: ملک ایران زمین را 225 میلیارد خریدم/قاضی صلواتی:پس چرا قیمت ملک را بالا می برید؟ قیمت اولیه 240 میلیارد بوده است/ملک را چگونه خریدید؟/بابک زنجانی:گفتم فقط نقد می خرم اما انها گفتند نه باید شرایطی بخری/سه چک 77 میلیارد و 500 میلیونی دادم/قاضی صلواتی:بانک الف چک سوم شما را به
مردی که از چنگال منافقین فرار کرد
باخته اند! از طرفی آن 2 خانم مسئول ترک زبان همه حرف هایشان را به هم می گفتند و من کاملاً فهمیدم که یک جای کارشان ایراد پیدا کرده است. یکی از آنها از من سؤال کرد به نظرت چه تعداد نیروی جلوی ما هستند؟ گفتم نمی دانم! اما من سرباز دفتر فرماندهی بودم که به عنوان آبدارچی خدمت می کردم از مسئول خودم که با فرماندهان دیگر صحبت می کرد شنیدم که قرار است امروز لشگر 27 حضرت رسول، لشگر 25 کربلا، لشگر
از تاثیرگذاری منابر شیخ انصاریان بر مسیحیان تا ساخت مدرسه برای ایتام
جلسات، روزی گفت که می خواهم مسلمان شوم. مسائل را برایش گفتم و در جلسه ای از شب های ماه مبارک رمضان به طور رسمی به دین اسلام تشرف پیدا کرد. وی در آن جلسه، چند دقیقه ای هم برای مردم صحبت کرد. همچنین در ایامی که ظهرهای ماه مبارک رمضان در مسجد امیر سخنرانی می کردم، خانمی مسیحی هم چند بار همراه یکی از دوستانش پای منبر آمده و به اسلام گرایش پیدا کرده بود. روزی پیشم آمد و گفت که به خاطر مطالب مستدلی
نقش غیرت بر بلندی های غرب
داشت آمد بالای سرم. پشت هم می گفت امانتی را که در دستت بود بده! پرسیدم کدام امانت؟ گفت: همان امانتی که دست شماست. می دانستم از چه حرف می زند. گفتم امانت مال خودم است. از او اصرار بود و از من انکار! تا اینکه گفتم اصلاً مال خودتان! بردارید و بروید!... در همان عملیات، تیر مستقیم دشمن به سر اصغر اصابت می کند و مجروح می شود. برادر آزاد، یکی از همرزمانش، او را می آورد اسلام آباد و همان جا تحت عمل
دوازدهمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان نفتی/قاضی صلواتی در واکنش به ادعاهای زنجانی: آیا تو عقل کلی و ...
/> قاضی مجدداً پرسید از منابع بانک ملت بوده است؟ که بابک زنجانی پاسخ داد: حتماً معامله ای وجود داشته که آنها پول را به من داده اند، ولی می دانم که پول خودم بوده، آن زمین را به مبلغ 280 میلیارد تومان خریداری کردم. وی ادامه داد: من آن زمین را با شرایطی خریدم و چک هایی را برای خریدش دادم؛ زیرا آنها گفتند که ما زمین را اگر نقد بفروشیم مشکل پیدا می کنیم و من سه چک به آنها دادم که هر سه چک را در
نماینده ورامین:محافظ موسوی لاری گاز اشک آور زد/عمامه اش را هم خودش برداشت
حرف را زده. من گفتم که اولا اعتراض مردمی به حضور فتنه گران بود. نه اعتراض به مراسم و نشست و اجتماع. من این را در سخنرانی ام به شکل صریح و روشن گفتم که با هر گونه برگزاری همایش، نشست و گردهمایی قانونی موافقیم و حق همه جریانات و گروه های سیاسی می دانیم که با مجوز قانونی اجتماع داشته باشند. آنچه مورد اعتراض ما است حضور فتنه گران، محکومان فتنه و بازداشت شدگان آن است. اگر شما بعدا از قول من بزنید که
برانکو: بارسایی هستم اما می خواهم فردا رئال مادرید برنده شود
این دو بازی با هم چیست؟ ما راجع به علایق صحبت می کنیم. حرف من درباره عشق ورزی به باشگاه ها است. هم پرسپولیس و هوادارانش و هم استقلال و هوادارانش می دانند که دربی مهم ترین بازی لیگ است. همانطور در اسپانیا و همیشه در بازی های این دو تیم استادیوم پر از تماشاگر می شود. درست مثل ورزشگاه سانتیاگو برنابئوی مادرید یا نیوکمپ بارسلونا. وقتی در ایران قرار است دربی تهران برگزار شود فشار زیادی برای
کی روش گفت دیگر نمی تواند در ایران ادامه دهد
داده است یا خیر؟ گفت: او می تواند مصاحبه کند اما فقط در حوزه کاری اش. او خودش هم قبول دارد که مصاحبه ها و بیانیه هایی که داده بود مشکل ساز شده بودند. من همین طور که به دبیرکل فدراسیون اخطار دادم با کی روش نیز صحبت کردم. هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد. او گفت: به هر حال حرف های کی روش شروطی است که او برای ادامه کارش دارد. او می گوید برای آنکه در ایران موفق باشد باید این شرایط فراهم شود
پیروزی انسان از کدام نقطه شروع می شود؟+فایل صوتی
او در قیافه این مرد(حسین) چنان عظمتی دیده است که بعد نتوانسته این را هضم کند که من چرا با این مرد نرفتم؟ ای خاک بر سر مال و منال دنیا! که این مرد آمد و از من کمک خواست. این حرف، حرف تمام پاکان اولاد آدم است. وقتی شما آهی از اعماق دل می کشید که: ای حسین، کاش ما هم با شما بودیم، این حال دلالت می کند بر این که ارواح آدمیان در عالی ترین اوج، تسلیم روح آن مرد هستند. او روح ها را مالک است. اگر دیگران
گفته بود می روم سیستان ولی از سوریه تماس گرفت
بعضی از دوستانش به منزل ما می آمدند او را به اسم طاها می شناختند. در هیأت چنان گریه می کرد که من خجالت می کشیدم و می گفتم حجت این کارها چیست که می کنی؟ می گفت این حرف ها یعنی چه من این کارها را به خاطر امام حسین (ع) می کنم. امسال که نبود، نصف بچه ها به هیأت نمی آمدند. وقتی رفتم به آنها گفتم چرا هیأت نمی آیید، گفتند وقتی حجت نیست صفایی ندارد و من گفتم شما به خاطر امام حسین (ع) می
ماجرای خط و نشان سید ابراهیم برای شهید گمنام
کردم که آن وقتی که باید در مدرسه بگذارم را باید برای فاطمه بگذارم. او در پاسخ به این که آیا شده بود که به او بگویید به سوریه نرو، گفت: گاهی اوقات به او این حرف را می زدم اما گفتن من از ته دل نبود. مثلا به او می گفتم که بیشتر در کنار ما بمان چرا که می دانستم که او آدمی نیست که اصلا نرود. وقتی خودم را جای او می گذاشتم که اکنون چه صحنه هایی را در آن جا دیده است و در آن جا به او نیاز دارند، با
علی رهبری: پیشنهادم به شهرداری سیاسی نبود
ایران آمدم، یک برنامه شش ماهه را برای ارکستر انجام دادم که خوشبختانه همه نیز استقبال کردند. ما در این فضا با شرایط و امکاناتی که داشتیم تقریبا نصف قدرت یک ارکستر را پیش بردیم. ما به امید اینکه می خواهیم مهر امسال تا مهر سال بعد کارهای بزرگ تری را انجام دهیم به این فضای شش ماه که به آن اشاره کردم به چشم یک برنامه آزمایشی نگاه کردیم تا از مهر با یک برنامه درست و حسابی و قرارداد مشخص با
چه کسانی دارای زیان بارترین اعمال هستند؟
]، همین است - حضرت فرمودند: گفتی: دیگر سؤال ندارم، پس برای چه ایستادی؟ گفت: آقا! همه سؤال ها بهانه بود که پیش شما باشم، من شما را خیلی دوست دارم. حضرت فرمودند: اگر مرا دوست داری، همین مطالبی را که گفتم، گوش کن. گفت: چشم آقا. بعد او چه کسی از کار درآمد؟ میثم تمّار! یک جوانی که به خاطر اساس حبّش، آن قدر پیشرفت کرد که جزء صحابه امیرالمؤمنین(ع) شد! میثم، مدینه ای ندیده، پیغمبری ندیده، امّا کسی
این طردشدن و مرادنبودن
ندارم مثل برخی از حرف استادان که می گویند، تو باید بروی خودت را پیدا بکنی و در شیوه خودت کار بکنی، دنبال این ماجرا باشم چون خیلی قائل به این جنگ نیستم که خودم را در یک قالب نگه دارم و همه من را با همان بشناسند. دوست دارم پیش بینی ناپذیر باشم حداقل برای خودم چون مجبورم حالا به عنوان آرتیست یا هرچه، اول به آن اشتیاق یا شهود و کشف و استنتاج فکر کنم. در غیر این صورت، دوست دارم کار دیگری بکنم چنانچه پیش
جزییات جدید از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
/> تختی را همه جوان ها می شناختند. *شما چه جور می شناختید؟ قضیه زلزله بویین زهرا که پیش آمده بود، یادم است که من در قزوین بودم، منزل دخترخاله ام که زلزله آمده بود. صحبت های تختی یک ماه بعد در خاندان مطرح می شود. اینکه یک قهرمان خوشنامی است. دراین حد می دانستم. خواهر من شهلا خواستگار زیاد داشت؛ اما ازدواج نمی کرد و می خواست درسش را بخواند. یک روزی عروسی دخترمحمودی(رییس شرکت راه آهن
استیماچ: شاید خودم هم بازی کنم!
او در زمانی که بازیکنان نفت سانتر می کردند چقدر موفق بود. وی درباره دیدار تیمش مقابل ذوب آهن در جام حذفی هم افزود: در این بازی ما عبدالله کرمی را به دلیل محرومیت در اختیار نداریم فقط هادی عقیلی را در اختیار داریم و شاید خودم هم مجبور شوم به زمین رفته و در خط دفاع بازی کنم! از طرف دیگر علی احمدی هم در حال افزایش تمریناتش است تا بتواند به مرز آمادگی برسد و او و سپاهان به زمان نیاز دارد
نقره داغ شدن جوانان کرمانشاهی با کسب مدال نقره بیکاری
رسول مرادی: دوستی دارم به اسم عبدالله جوان شایسته و توانمندی است حدود ده سالی است که مدرک کارشناسی خودش را گرفته و سنش از سی و پنج بالا زده ، روزگار موهایش را هم جو و گندمی کرده به اصطلاح ، دیروز که دیدمش به او گفتم چرا ازدواج نمیکنی ؟ فکر نمی کنی دیر شده؟ گفت فکر که نه یقین دارم که دیر شده ، اما دست به دلم نگذار خودت خوب دلیلش را میدانی. سالهاست با بیکاری دست و پنجه نرم میکنم به هر دری زدم اما
رقابت 2 شیطان برای سلطه بر ایران(پاورقی)
دیگر چیزی نگفت. حرف های کهنه دوباره زنده شده بود، اگر علیرضا روی حرفش می ماند و پدر ساکت می ماند، دنیا هم جلودارش نبود. دو روز تمام مادر نه با پدر حرف زد و نه نزدیک علیرضا رفت. پدر سکوت کرده اما معلوم بود که به سختی خوابش می برد، انگار در همه این سال ها حتی دعواها هم ریشه های زندگی اش شده بود. بعد مادر شروع به التماس کرداما هرچه بیشتر التماس می کرد، علیرضا هم جری تر می شد.
آتش منقل و سیخ کباب نشانه قدرت و ثلابت یک زن قهرمان گلستانی ! + تصاویر
/> متن این گفتگو بدین شرح است: خانم مالتی نگاه های مردم نسبت به کار شما چگونه هست؟ خصوصا نگاه زنان روستا: همیشه نگاه ها از یک جا شروع می شود. حرف های در گوشی و اظهارنظرهای آدم های مخالف وجود دارد. فکر کنم در شهرستان کردکوی هیچ زنی شغلی مثل من ندارد و برای زنان روستا جای تعجب هست. روزهای اول هیچ کس باورش نشد که من آمده ام و قرار است کبابی را اداره کنم. همه فکر می کردند
کی روش نمی تواند با شرایط فعلی کار کند/ او 5 سال است استعفا داده!
شروطی دارد و می گوید اگر می خواهم موفق باشم، باید شرایط مربیگری در ایران برایش فراهم باشد. ایشان شرایط همکاری در 5 سال گذشته را دشوار عنوان کرد و گفت حاضر نیست دیگر با این شرایط به کارش ادامه دهد. بنده هم به ایشان گفتم یک شبه نمی توانیم همه شرایط را تغییر دهیم و حمایت ها باید انجام شود. محمد مایلی کهن اعلام کرده است که چه جایی بهتر از ایران برای کی روش وجود دارد. رئیس فدراسیون فوتبال در