سایر منابع:
سایر خبرها
صفت برجسته امام حسین(ع) در قرآن
او و امام حسن(ع) انجام شد، قرار بر این شد که حداقل معاویه پس از خود کار را به شورای مسلمین بدهد و اجازه انتخاب جانشین ندارد؛ نقض این مساله همه چیز را به هم ریخت؛ نکته بسیار مهم در خصوص امامت این دو امام آن است که حسنین(ع) هر دو به یک میزان قیام وقعود داشتند با این تفاوت که امام حسن(ع) نزدیک به 6 ماه قیام کردند و ده سال پس از آن قرارداد صلح قعود داشتند و امام حسین نیز به حرمت آن قرارداد 10 سال
آقای کاظمینی! واقعیت ها را نباید نادیده گرفت
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بعد از انتشار سرمقاله های شماره 297 و 424 و 426 آیینه یزد تحت عناوین آیا با وضعیت موجود احداث مصلی یک ضرورت است و بار دیگر طرح احداث مصلی و نیازهای ضرورتی تر و ساخت مصلای یزد و درخواستی منطقی آقای میرزامحمد کاظمینی مطالبی در توجیه ساخت مصلی و پردیس فرهنگی در مرکز استان تنظیم نموده و روز 19/7/94 با تیتر ساخت مصلی ضرورتی برای یزد در سایت یزد فردا منتشر شده است. مدیر مسئول آیینه یزد در نظر دارد ضمن درج فرازهایی از مقاله آقای کاظمینی در این شماره با ارائه شرح و توضیح مختصری دقت و توجه خوانندگان را به نکاتی پیر امون آن جلب نماید. آنچه ادلّة جناب سلطانزاده برای نساختن مصلّی می باشد، نوع برداشت ایشان از هدف مصلّی است. شاید اینگونه در ذهن ایشان نقش بسته که قصد آن است که یک مسجد بزرگ چند هکتاری ساخته شده که صدها هزار نفر در آن جای گیرند که مقالات فوق را توجیه می کند و نباید دست رد به آن زد و باید یادداشت های ایشان را در شرایط فعلی پذیرفت. تعبیر دوم آن است که متأسفانه مقامات مسئول به تشریح اهداف و تشکیلات جامع مصلّی و پردیس فرهنگی یزد نپرداخته اند و الّا یادداشت های ایشان به سمت ضرورت ساخت مصلّی می رفت. حقیر معتقد هستم تعبیر دوم دربارة نوشته های آقای سلطانزاده تعمیم پیدا می کند و خوب است به روند تاریخی برخی مخالفت ها اشاره و به اهداف بلند بانی مصلای یزد بپردازم. 1 یادآوری این نکته ضروری است که در هیچ یک از سرمقاله های آیینه یزد با ساختن مسجد مخالفتی نشده است بلکه بنا به دلایلی اعلام گردیده که در موقعیت و شرایط کنونی نیازی به ساخت مصلی در یزد نمی باشد از جمله در مقالات آیینه مواردی درج گردیده که به اهم آنها به شرح زیر برای تاکید اشاره می شود. ... در طرح جامع و تفصیلی شهر یزد که هزینه های زیادی بر دوش شهروندان گذاشته شده احداث مصلی دیده نشده است و تغییرات لازم به هر طریق که صورت گرفته باشد یا بعدا به دنبال تهیه طرح و نقشه باشند مستلزم صرف مبالغ زیادی از محل بیت المال است و بار اصلی آن را مردم باید عهده دار شوند... مکانی که برای ساخت مصلی در نظر گرفته شده است آن طور که بعضی از مطلعین می گویند، تملک بخشی از زمین منطقه ترمینال با اکراه انجام گرفته و یقیناً زمین مورد بحث به منظور دیگری غیر از مسجد واگذار شده یا قسمتی از آن مصادره ای است و مالک بخشی از آن نیز هموطنان غیرمسلمان بوده اند... شهرداری حق واگذاری چند هکتار زمین مرغوب را که دهها میلیارد تومان ارزش دارد به فرد، موسسه و شرکتی ولو در زمینه فرهنگی و مذهبی بخواهد فعالیت کند ندارد مگر این که از وزارت راه و شهرسازی زمین معوض بگیرد آن هم یا دقیقاً باید برابر با ضوابط روشن و مشخص با کار کارشناسی تصمیم گیری نمایند... در سال جاری در استان یزد نزدیک به دو هزار و نهصد کلاس باید مقاوم سازی شود که بعضی از آنها احتمال ریزش سقف و دیوار دارد. تقریبا هفتصد کلاس جدید نیز باید احداث گردد. بسیاری از آموزشگاهها نمازخانه ندارند... حدود یکصد هزار دانش آموز در ناحیه یک و دو آموزش و پرورش یزد مشغول به تحصیل هستند با کمال تاسف بیش از ده درصد آنها یتیم و یا فرزند طلاق یا پدر و مادر هر دو معتاد و یا بد سرپرست و عده ای هم فرزند پدر و یا مادری هستند که به بیماری های سخت و صعب العلاج گرفتار و مبتلا شده اند. آیا کمک و مساعدت به این دانش آموزان باعث شادی و شعف آنها نخواهد شد؟.. . چه بسیار از مجموعه های مسکونی و پروژه هایی که در توسعه نامتوازن شهری یزد بدون برنامه ریزی ساخته شده است فاقد مسجد و نمازخانه می باشد... متاسفانه در استان یزد بیش از یکصد و پنجاه برابر سال 1358 و در حال حاضر حدود 3300 نفر زندانی داریم. در بعضی از خانواده ها پدر و مادر هر دو زندانی هستند، عده ای از آنها فرزندانی دارند که در جامعه رها شده اند رسیدگی به این خانواده ها و حل مشکلات زندانی ها باید در اولویت کاری متصدیان نهادهای فرهنگی و دینی باشد... استان یزد سال ها است با مشکلات خشکسالی روبرو است صدها روستای یزد آب ندارد، بسیاری از دهات و روستاها آب خوردنشان با تانکر تامین می گردد... محل شهادت سومین شهیدمحراب و قبل از آن مکان های درگیری نیروهای هوادار حکومت پهلوی با انقلابیون در حوالی میدان امیرچقماق، شهیدبهشتی، بعثت، خیابان قیام و امام و گوشه و کنار بازار و نزدیک همین مسجد و ارتباط و نزدیکی با پایگاه اصلی انقلاب یعنی مسجد روضه محمدیه(حظیره) و آن همه رخدادها و حوادث و جریانات که خود یادآور رخدادهای گوناگون تاریخ انقلاب در دارالعباده است آیا این مجموعه یک میراث گرانسنگ فرهنگی- تاریخی نیست که باید پیوسته زنده بماند؟ 2 آقای کاظمینی می نویسد: بدون وابستگی به هیچ نهاد و فردی و فقط آگاه به طرح جامع مصلی و پردیس فرهنگی یزد، یادداشت زیر را برای ثبت، نوشته است... 3 سوابق نشان می دهد در تاریخ 5 تیرماه و 26 آبان ماه 1391 آقای کاظمینی با انتشار مقالاتی با شدت و تندی از غفلت آقای فلاح زاده استاندار و آقای میروکیلی شهردار وقت یزد شکوه و گلایه نموده و می نویسد: چرا برای ساخت مصلای حوزه جامع علمیه و احداث دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه و ساخت مصلای یزد که آن را ضرورتی به حقانیت اسلام دانسته !! اقدامی نشده است؟! 4 آیت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی)، به مرحوم حاج حسین برخوردار و مرحوم رسولیان پیشنهاد می دهند در دو نقطة مهم شهر در آن مقطع زمانی، مسجد بنا کنند که دوست جناب سلطانزاده (مهندس مهدی بازرگان)، مهندس ساختمان مسجد برخوردار بوده و این دو مسجد در آن مقطع زمانی در انتهای کوچة حنا و اول کوچة برخوردار چه معنایی می توانسته داشته باشد و الآن از مساجد پر رونق مردمی می باشد. بنابر این مخالفت با بناهای مذهبی با هر توجیهی ریشة تاریخی دارد... 5 اولاً ساخت مصلی ارتباطی به حقانیت اسلام ندارد و مسجد ریگ و مسجد برخوردار و مسجد رسولیان که درود و رحمت های بیکران الهی بر بانیان و سازندگان آنها باد از پول افراد خیر و تاجران مسلمان و خوشنام یزدی احداث شده است و نقل این گونه موارد صرف نظر از میزان صحت بعضی از استناد های آقای کاظمینی به عنوان شاهد و مثال و مقایسه آن با زمان حاضر بویژه اگر در این دوره و زمان استفاده از بیت المال و امکانات اداری و دولتی برای ساخت مصلی و یا پردیس فرهنگی در نظر باشد اصولی و منطقی نمی باشد. ضمناً مشخص نیست چرا آقای کاظمینی از شادروان مهندس مهدی بازرگان در نوشته خویش به عنوان دوست سلطان زاده نام برده است. گرچه باید به اطلاع ایشان برسانم بدون شک نگارنده این سطور همانند صدها هزار نفر دیگر با مطالعه کتاب های مجاهد و مبارزی نظیر آیت ا... طالقانی، شادروان مهندس مهدی بازرگان و زنده یاد دکتر علی شریعتی با رژیم ستمشاهی از سال های قبل از انقلاب و در دهه چهل مخالفت نموده و از طرفداران سرسخت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شده اند بنابراین افتخار می کنم که از آن موقع به بعد دوست مرحوم مهندس مهدی بازرگان بوده ام. در سال های اخیر، 2 پروژه با مخالفت جدّی عده ای و کشاندن مباحث متعدّد در روزنامه ها و رسانه ها بود: یکی ساخت پارک کوهستان و دیگری ساخت پاساژ ستاره یزد که حقیر خود شاهد بحث های تندی در این باب از سوی موافقان و مخالفان بودم، امّا هر دو پروژه به اتمام رسیده و منشأ رفاه و خیر مردم است... 6 آقای کاظمینی حقایق و واقعیت ها را نادیده گرفته و آن چنان سطح موضوع و بحث را پایین اورده که عملکرد عده ای از مالکان و افرادی را که در ساخت و ساز پاساژ ستاره یزد آن هم به دلیل منافع اقتصادی یا مشکلات اداری با شهرداری که احیاناً با یکدیگر اختلاف مالی داشته اند یا نظرات موافقان و مخالفان احداث پارک کوهستان را با اظهار نظر و انتقاد سازنده و دلسوزانه کسانی یکسان دانسته که نه تنها مخالفتی با ساخت مسجد ندارند بلکه می گویند احداث مصلی که اکنون تبدیل به ساخت پردیس فرهنگی شده چه از محل بیت المال یا با پول مردم به ویژه اگر خدای ناکرده بخواهند از زراندوزان و سوءاستفاده کنندگان اقتصادی هم کمک بگیرند در حال حاضر به مصلحت شهر و دیار و حکومت نیست با عنایت به اینکه دهها طرح عمرانی نیمه تمام نیز بر روی زمین مانده است؟ آقای کاظمینی عالماً، عامداً یا سهواً نکته دیگری را تحریف نموده و نوشته است: نویسنده مقالات آیینه یزد، اشاره ای به جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه کرده اند که با دوچرخه و موتور به مسجد می روند که در سال های اخیر همة حوزه های شهری، بخصوص حوزة شهر یزد، نمازجمعه با شکوه و استقبال زیاد مردم برگزار و اگر روز جمعه از مسیر خیابان امام و قیام و بلوار امامزاده جعفر (ع) عبور نمایند، ازدحام وسایل نقلیه را مشاهده که گواه علاقه مردم به نماز جمعه می باشد و بیشتر از دوچرخه و موتور، ماشین هم می باشد!!... 7 بررسی آمار شرکت کنندگان در نماز جمعه یزد نشانگر این است که حدود 90 درصد هفته های سال، جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه حدود 12 تا پنجاه درصد گنجایش مسجد ملااسماعیل می باشد و در بعضی از مساجد خیابان قیام و اطراف بازار یزد با آن همه رفت و آمد و پر جمعیت بودن خیابان و بازار و کوچه های اطراف، ظهرها یا درب مسجد بسته یا تعداد کمی نمازگزار شرکت می نمایند ضمناً در این بخش از نوشته خویش بگونه ای مرقوم داشته که مدیرمسئول آیینه یزد با خیابان قیام و اطراف مسجدملا اسماعیل و محل برگزاری نماز جمعه و یا نماز جماعت آشنایی ندارد و یا کسانی را که با اتومبیل به نماز جمعه می روند نادیده گرفته است!!. درود و الطاف پروردگار رحمان بر حجه الاسلام والمسلین حاج شیخ عبدالحسین عرب و عجم، آن روحانی ساده زیست و مورد اعتماد مردم یزد که از کلاس پنجم، ششم دبستان، حقیر را با کتاب صرف میر و مسجد و نماز جماعت آشنا نمود بویژه روال کار آن بزرگوار این بود که در روزهای جمعه چند نفر از شاگردانش از جمله این جانب را به مسجد جامع کبیر یزد می برد تا بعضی از نمازگزارانی که به مسجد می آمدند با تمایل خودشان حمد و سوره نزد دانش آموزانش بخوانند و در نهایت مرحوم عجمین بر آن صحه بگذارد. آقای کاظمینی در فراز دیگری از مقاله می نویسد: در مقالات مذکور اشاره ای به مالکیت محل در نظر گرفته شده برای مصلّی شده که باید گفت: بر اساس قانون مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و احکام حکام شرع، زمین اراضی مورد نظر مصلّی هم باید خریداری شود یا معوّض داده شود، لذا مسلّماً عالم و مجتهد اوّل شهر بیشتر واقف به مکان نمازگزار می باشد که البته تذکر صاحب مقالات مذکور به جا می باشد، امّا مسلّماً قرار نیست مصلّی و پردیس فرهنگی شهر روی زمین غصبی بنا گردد... .8 اگر احداث مصلی بر روی زمینی که اشکال شرعی و قانونی داشته باشد نمایندگان محترم ولی فقیه و امام جمعه مناطق در هر یک از شهرها و مراکز استان ها نمی توانند بر خلاف قانونی که در نظام جمهوری اسلامی ایران به تصویب مراجع ذی صلاح رسیده نظریه دیگری ابزار نمایند. چه بسیار پسندیده و شایسته می باشد دستیاران و مشاوران نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد زمینه هایی فراهم نمایند تا از ساختمان های زیبا و وسیع و دارای امکانات لازم که در محلات گوناگون یزد به عنوان مسجد، حسینیه، بیت الحسین(ع)، بیت العباس(ع) ساخته شده و هر سال تنها چند روز یا چند هفته از آنها بهره برداری می شود با برنامه ریزی صحیح و با حضور وعاظ و گویندگان مطلع و آگاه به مسائل اجتماعی و فرهنگی و تربیتی اسلامی استفاده شود تا مقابله ای برای تهاجمات فرهنگی و جنگ نرم نیز باشد. حسن ختام مقاله به درج بخشی از تفسیر قرآن کریم ذیل آیه شریفه 18 سوره مبارکه توبه که درباره عمران و اهمیت بنای مساجد می باشد اختصاص می یابد. تدرباره اهمیت بنای مسجد احادیث فراوانی از طرق اهل بیت (ع) و اهل سنت رسیده است که اهمیت فوق العاده این کار را نشان می دهد... از پیامبر(ص) نقل شده که آن حضرت فرمود: کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی مادام که نور آن چراغ در مسجد می تابد برای او استغفار می کنند. ولی امروز آنچه بیشتر اهمیت دارد، عمران و آبادی معنوی مساجد است و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن اهمیت می دهیم باید به ساختن افرادی که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. مسجد باید کانونی باشد برای هر گونه حرکت جنبش و سازنده اسلامی در زمینه آگاهی و بیداری مردم و پاکسازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای دفاع از میراث های اسلام. مخصوصا باید توجه داشت مسجد مرکزی برای جوانان با ایمان گردد... 9 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- یزد فردا 19/7/94 2- آیینه یزد شماره 404 3- یزد فردا 19/7/94 4-یزد فردا مورخ 5/4/91 و 26/8/91 5- یزد فردا مقاله آقای میرزا محمد کاظمینی، 19/7/94 6- همان 7- همان 8- همان 9-تفسیر نمونه، جلد هفتم، از انتشارات دارالکتب الاسلامیه، صفحه 318 و 319 ...
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
ماجرای خط و نشان سید ابراهیم برای شهید گمنام
موضوعی حرف می زند، گفت: تنها چیزی که می گویم این آیه بل احیا عند ربهم یرزقون است. این ها زنده هستند و روزی معنوی می گیرند. ما با خانواده شهدای زیادی ارتباط داریم. من به آن ها می گویم که این ها واقعا زنده هستند. وقتی دعا می کردم که مصطفی به مرگ طبیعی نمیرد به همین دلیل بود چرا که اگر او با مرگ طبیعی می مرد، با نبود او در کنار من، من هم می مردم. خاطرم هست که وقتی او به من گفت که اسلام نیاز به
دستورسئوال برانگیزوزیرکشور/ اهانتهای دنباله دار زنجیره ای ها به نیروهای ارزشی
به ایراد سخن می پردازند. این خبر سبب می شود تا جمعی از مردم مومن و خداجوی شهرستان قرچک به برخی از مسئولان شهرستان مراجعه کرده و خواستار عدم حضور محکومان فتنه در این شهرستان می شوند که بعد از کم توجهی مسئولان تعدادی از جوانان متدین شهرستان قرچک همزمان با سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) به طور خودجوش و در قالب دسته عزاداری با عنوان امام حسن(ع) پرچم دار مبارزه با فتنه از مسجد جامع قرچک به
اسلام آمریکایی چگونه قیچی می کند؟
منزوی کرد، کشورهای اروپایی قطبی شده و دستخوش بی عدالتی را از خیزش توده ها علیه لیبرالیسم- ولو موقتا- نجات داد و موضع جریان های به اصطلاح میانه رو و سازش طلب در کشورهای اسلامی را تقویت کرد. تعامل و همکاری و تفاهم به جای تقابل و تخاصم و تضاد، منطق انسان هایی است که به دیگران احترام می گذارند. اما منطق استکبار و تغلب و تسلط غیر از این است. فقط امام خمینی(ره) نبود که از منطق گرگ و میشی مستکبران
روزنامه های شنبه
افتخارآمیز عطای پهلوان به روایت شاهدی صادق را منتشر کرد. سید حسن خمینی هشدار امام(ره) را تبیین کرد: متحجران زمانه؛ تیتر یک شرق تهران- ایرنا- روزنامه شرق در شماره شنبه سی ام آبان در تشریح تیتر یک به نقل از سید حسن خمینی نوشت: متحجر کسی است که درک درستی از شرایط امروز جامعه ندارد و احکام قدیم را بدون توجه به شرایط می خواهد به زمان حال منتقل کند. اینجاست که ما بعضا با کسانی مواجه می
غم از دست دادن حاج حسن دانش سخت و دردناک بود
حجه الاسلام والمسلمین محمد رضا حشمتی در مراسم چهلم مرحوم حاج حسن دانش نابغه قرآنی یزد،اظهارداشت:بعنوان نماینده دولت، این ضایعه دردناک را به محضر نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد،موسسات قرآنی وتمام مردم دارالعباده یزد تسلیت عرض می نمایم. وی بااشاره به اینکه امثالی همچون مرحوم دانش،چراغهای روشن و هدایت جامعه بودند،افزود: نخبگان قرآنی،چراغهای هدایت جامعه هستند که مسیر جامعه اسلامی را روشن نگه
دلایل پیوند عاشورا و انتظار
عاشورا و انتظار ، در تطوّر حیات مکتب شیعه، دو نقطه عطف، محسوب می شوند و با همین دو مفهوم، بسیاری از مبانی، اصول و عقاید مذهب تشیع، مورد مطالعه قرارگرفته و از سایر فرقه ها و نحله های اسلامی، باز شناخته می شود. البته ما معتقدیم که اساس و مبنای تشیع، به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گذاشته شده است و شخصیت هایی مانند حضرت علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسن (علیه السلام) برای نشو و نشر آن زحمات فراوانی کشیده و مرارت های بسیاری را تحمل کرده اند؛ اما حادثه عاشورا به عنوان انقلابی شناخته می شود که موجب شد بسیاری از زوایای تاریک و پنهان عملکرد خاندان اموی آشکار شود و اسلام حقیقی و نیز حقانیت ائمه (علیهم السلام)، عیان گردد. پس از واقعه کربلا و امامت ائمه بعدی (علیهم السلام)، جریان غیبت آخرین امام شیعیان، برجسته ترین موضوعی است که جزء اعتقادات اصلی پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، به شمار می آید. این اعتقاد برخواسته از این اصل است که خداوند هیچ گاه، زمین را بدون حجت نمی گذارد. بر این اساس و با غایب شدن ظاهری حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نظرها، مفهوم انتظار متولد، و مسئله انتظار ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، جزء مبانی فکری و عقیدتی واقع شد. بر اساس این مفهوم، اگر چه حجت خدا، در پسِ پرده غیبت به سر می برد، اما به صورت محسوس و غیر محسوس، جهانیان و خاصه، شیعیان را همواره از عنایات و توجهات خود، بهره مند می کند و لحظه ای از راهنمایی و ارشاد آنان، باز نمی ایستد. به دنبال پذیرش مسئله غیبت، این اعتقاد نیز تثبیت شد که با فراهم شدن شرایط ظهور، آن حضرت به اذن خداوند ظهور خواهد کرد و بساط ظلم و بیداد را برخواهد چید و جامعه را به سوی کمال و سعادت، هدایت خواهد کرد. هرچند که از عاشورا، به عنوان یک واقعه و حادثه یاد می شود و از انتظار، به عنوان یک اعتقاد؛ ولی بررسی و شناخت شخصیت های خالق این دو مفهوم و اهداف و برنامه های ایشان، این فرضیه را به دست می دهد که میان این دو عنصر اصلی اعتقادات شیعی، اتحاد و هم پوشانیِ کامل برقرار است. اما این ارتباط، چیست و چگونه این دو مفهوم، در یک قالب جای می گیرند و نهایتاً به هم می پیوندند؟ این، سوالی است که پاسخ به آن، هدف این نوشتار است. تحلیلی بر مفاهیم پیوند: در لغت به معنی خویشاوندی و نزدیکی نَسَبی و هم چنین به عمل فروبردن شاخه درختی به درخت دیگر گفته می شود.68 گاهی، پیوند و رابطه ای که میان دو چیز و یا دو کس برقرار می شود، آن دو را تا سر حدّ اتحاد پیش می برد؛ به گونه ای که میان آنان، هیچ فاصله و مرزی باقی نمی ماند. مراد از پیوند در عبارت پیوند عاشورا و انتظار ، به نوعی با هردوی این معانی سازگار است. عاشورا: در زبان عربی، به معنی دهمین روز ماه است. عاشورا از جمله روزهایی است که نزد مسلمانان و یهودیان، اهمیت داشته و دارد. به اعتقاد یهودیان، عاشورا یا کیپور ، روزی است که خداوند در آن، فرعونیان را در رودخانه نیل غرق کرد و حضرت موسی (علیه السلام) و بنی اسرائیل را از دست ایشان نجات داد؛ از این رو، روز دهم ماه تشرین را -که عید کیپور نامیده می شود- روزه می گیرند و آن را کفاره گوساله پرستی ِ بنی اسرائیل، می دانند. البته بسیاری از مورخان عرب، معتقدند که عاشورای مورد نظر یهودیان، با عاشورا ی مسلمانان، از لحاظ زمانی تفاوت دارد. به اعتقاد آنان، عاشورای یهود (کیپور)، روز دهم ماه تشرین (اولین ماه عبری) است. اما در نزد مسلمانان، این روز اعتبار دیگری دارد. بسیاری از اهل سنت، این روز را روزی مبارک و خجسته می دانند و بر این باورند که در این روز، خداوند، آدم و حوا را آفریده است؛ لذا روزه گرفتنِ در این روز را مستحب می دانند. ولی در نظر شیعیان، این روز، به جهت کشته شدن امام حسین (علیه السلام) در آن، شوم است؛ لذا این روز را روز حزن و اندوه قرار می دهند و در مساجد، برای امام حسین (علیه السلام)، نوحه سرایی و مرثیه خوانی می کنند.69 انتظار: در لغت، به معنی چشم به راه داشتن 70، و در اصطلاح چشم انتظاری برای فرا رسیدن ظهور موعود آخرالزمان است. هرچند که اعتقاد به مهدویت ، در بسیاری از ادیان و مذاهب وجود دارد، اما انتظار ، در فرهنگ شیعه، هویت یافته است. به اعتقاد مکتب شیعه، دوازدهمین وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، در پس پرده غیبت است و در زمانی که فقط خدا می داند، ظهور خواهد کرد؛ لذا اعمال و مناسکی را جهت تعجیل در فرج آن حضرت، انجام می دهند. عاشورا و انتظار به مثابه دو فرهنگ روشن است که منظور از عاشورا، صرف واقعه ای که در آن، امام حسین (علیه السلام) و یارانش به شهادت رسیدند نیست. چه آن که، اگر با این رویکرد، سالگرد عاشورا را گرامی بداریم، آن را به سطح یک سنت، تنزل داده ایم. بنابراین عاشورا را باید به چشم حادثه ای نگریست که رفته رفته به شکل فرهنگی پایدار در آمده و بر باورهای اعتقادی، استوار گشته است؛ لذا می توان ادعا کرد که حادثه عاشورا، از سطح فرهنگ نیز گذشته و به مثابه یک مکتب درآمده است. در این فرهنگ و مکتب، مفاهیمی همانند عزت، ایثار، شجاعت، ایمان، عمل به تکلیف و... به برکت حماسه امام حسین (علیه السلام) و اصحابش، بسیار جلوه نمایی می کند. انتظار نیز به باور ما، بر مدار معنای لغوی و حتی بر محور اعتقاد تعبدی به ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نمی گردد. انتظار در فرهنگ شیعی، مفهومی با تشعشعات همه جانبه است. در این باور، انتظار، صرفاً اعتقاد به ظهور منجی نیست؛ بلکه اعتقاد ی عملی و همراه با مسئولیت می باشد و مهمترین مسئولیت نیز، فراهم نمودن زمینه های ظهور و دعا برای فرج حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. به این ترتیب، اعتقاد به ظهور، همراه با عمل به تکالیف، رنگ و بوی عبادی پیدا می کند؛ همان گونه که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده اند: اِنتظارُ الفَرج عِباده 71٫ پس انتظار نیز همانند عاشورا، تبدیل به فرهنگ شده است؛ فرهنگی که در رأس آن، اعتقاد به غیبت و ظهور دوازدهمین ولیّ خداوند، قرار دارد. شخصیتهای اصلی فرهنگ عاشورا و انتظار چنان چه گذشت، عاشورا و انتظار از حد یک واقعه و عقیده عبور کرده و تبدیل به دو فرهنگ قوی و بالنده شده اند که امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان قهرمانان و شخصیت های اصلی، در رأس آن ها قرار دارند. در واقعه کربلا، امام حسین (علیه السلام) مرکزیت جریان را بر عهده داشت. ایشان در تمام طول جریان کربلا- یعنی از زمانی که کاروان حسینی (علیه السلام)، به واسطه اجبار یزید بر اخذ بیعت، تصمیم به خروج از مدینه گرفت و در مسیر پر حادثه کربلا واقع شد، تا زمانی که حماسه خونین عاشورا به وقوع پیوست- محوریت اصلی را به دوش می کشید و تصمیمات به اراده ایشان، اتخاذ می شد. هر چند که در قیام عاشورا، خاندان آن حضرت، به ویژه حضرت زینب علیها السلام و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) نیز هنرنمایی کرده اند، اما جملگی آنان، تحت پرچمی گرد آمده بودند که امام حسین (علیه السلام) به اهتزاز درآورده بود. اما در فرهنگ انتظار، قهرمان و شخصیت اصلی، حضرت حجت بن الحسن (علیهما السلام) است. در این فرهنگ، همان گونه که امام حسین (علیه السلام)، در جایگاه امامت، حماسه عاشورا را خلق کرد، حضرت حجت (علیه السلام) نیز از همان جایگاه، فرهنگ و عقیده انتظار را آفرید. پنهان شدن آن حضرت از نظرها، باعث شد که پیوسته شعله شور و اشتیاق به ظهور و دیدار آن حضرت، در قلوب منتظران و پیروان، زبانه کشد. در فرهنگ انتظار، همه عناصر، پیرامون شخصیت آن حضرت قرار می گیرد. سخن گفتن از تاریخ و فلسفه غیبت، دوران غیبت، مدت غیبت، ارتباط با نائبان خاص، شرایط و زمان ظهور، وظایف منتظران و هر موضوعی که در فرهنگ انتظار مطرح می شود، به صورت مستقیم به شخصیت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرتبط است. بدین ترتیب، هنگامی که از پیوند عاشورا و انتظار سخن می گوییم، به نوعی از پیوند امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخن گفته ایم؛ چه آن که، عاشورا و انتظار با نام این دو شخصیت الهی، قابلیت طرح و معنا پیدا می کند و اگر برای یک لحظه نام امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از مفهوم عاشورا و انتظار جدا کنیم، برای این دو مفهوم، ماهیتی جز معنای لغوی، باقی نخواهد ماند. . منبع: تبیان مهدویت ...
ضرورت و اهمیت عزاداری برای امام حسین(ع)
حضرت که اگر کسی ببیند که حاکم جائری در بین مردم حکومت می کند، ظلم دارد به مردم می کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند. هر قدر که می تواند با چند نفر، با چندین نفر که در مقابل آن لشگر هیچ نبود. لکن تکلیف بود آن جا که باید قیام بکند و خونش را بدهد تا این که این امت را اصلاح کند، تا این که این عَلم یزید را بخواباند و همین طور هم کرد و تمام شد... همه چیزهای خودش را داد برای اسلام. مگر ما، خون ما
یادی از آیت الله سیدحسن شجاعی کیاسری
پیش گفته را در جامعه تامین نماید حکومتی است بیمار و غیر منطبق با حاکمیت اسلام که باید جامعه بیدار و هوشمند به اصلاح آن قیام نماید و او را به سامان بیاورد که این نظارت از سوی مردم و علما و در راس قدرت مقام رهبری بر حکومت ضروری است. 7. در سیاست خارجی استقلال کشور از سلطه بیگانگان بر اساس روابط متقابل انسان دوستانه و حسن معاشرت با همه ملت ها و دولت ها سرلوحه کار حکومت است بجز کشورهای نژاد
اسلام رحمانی زاویه اساسی با اسلام ناب و اصیل دارد
غلط اخوان المسلمین مصر و پیدایش النصره و داعش و این جریان های منحرف فاسد شد، سید حسن نصرالله به عنوان برجسته ترین و محبوب ترین چهره ظلم ستیز در جهان عرب و اسلام شناخته شده بود. وقتی آن حرکت های به اصطلاح اسلام گرایانه با القائات و توطئه های آمریکا در جهت منافع آمریکا مصادره شد، همان ها به دشمنی با حزب الله برخاستند و در صدد ضربه زدن به حزب الله و محو آن برآمدند. حالا ایشان از یک طرف آن چهره با
تبیین وجود نطق و تکلم در تمام موجودات
وجه سوم، زبان حال هیچ گونه حجیتی ندارد (طباطبائی، 1417ق، ج 20، ص 342و343). علّامه طباطبائی همچنین در تفسیر این آیه، می فرماید: زمین به اعمالی که بنی آدم انجام داده اند، شهادت می دهد؛ همان گونه که اعضای بدن خود انسان ها نویسندگان اعمالش، یعنی ملائکه رقیب و عتید و نیز شاهدان اعمال، که از جنس بشر و یا غیربشرند، همه بر اعمال بنی آدم شهادت می دهند و در جمله بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَی لَهَا حرف
عشق عفیف، بستر پدیداری هنر اصیل
تکنولوژی است که می تواند بر روی پرده سینما جان بگیرد. در واقع، این هنر با همه تشابهاتی که به هنرهای پیش از خود مانند نقاشی یا تئاتر از دیدگاه صورتگری یا روایتگری دارد، تکنولوژیک بودنش، فصل ممیزش است. در ایران، از همان سال های نخستین انقلاب اسلامی، نسبت دین و سینما، همواره کانون تأمل و گاه نزاع فلاسفه، اندیشمندان ارتباطی و سینماگران مسلمان بوده است. در باب نسبت میان دین و رسانه به طور عام (و به
از شکل گیری بسیج تا رهبر بسیجی
به گزارش خبرنگار اخبار داخلی دفاع پرس، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکست رژیم ستمشاهی، امام خمینی (ره) نیاز به نیرویی خود جوش و مردمی را که از دل توده مردم برخاسته باشد تا به مبارزه همه جانبه علیه آمریکای جهانخوار که هر روز برای گسترش تجاوزات خودش، چنگ و دندان به کشورهای دنیا نشان می داد را ضروری دید لذا برای رویارویی با همه ابرقدرتهای تجاوزگر فرمان تشکیل بسیج عمومی را داد. هدف از
بررسی دلایل افزایش طلاق در دهه هفتادی ها/ دخترها برای فرار از خانواده ازدواج می کنند و طلاق می گیرند
همین هم دلخوش است؛ مساله دیگر این است که خانواده ها دیگر کمتر به این که مردم چه می گویند کمتر اهمیت می دهند، و می گویند بچه ام را فدا کنم به خاطر حرف مردم، یعنی همان تغییر ارزش ها وجود دارد. من حرف خانم دکتر احمدنیا را تایید می کنم که پدر و مادر ها الان اصلا بلد نیستند چطور با بچه های خود ارتباط برقرار کنند؛ و بچه انتظاراتی دارد که والدین نمی توانند جواب بدهند و بین آن ها فاصله ایجاد می
نظر رهبر انقلاب در مورد فروش برندهای امریکایی/ سایه داعش بر سر تمرینات استقلال/ وام تقلبی با اسم رمز ...
رفسنجامی، سید حسن خمینی و ناطق نوری در سال های اخیر تاکید کرد: کاملا واضح و روشن است که این اقدامات کار چه گروه هایی است و می دانیم چرا چنین کارهایی را سازماندهی می کنند و چنین هیجانی را در جامعه ایجاد می کنند. با فتنه گر؛ چه رئیس جمهور و چه وزیر برخورد می کنیم نماینده مردم ورامین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه موضوعات مطرح شده درباره حمله به موسوی لاری و انداختن عمامه وی کذب
شیخ محمود نظری:برخی مردم را نامحرم می دانند
تهدید بخواهیم اسلام را معرفی کنیم. اسلام و قرآن تهدید ندارند و اگر هم در جایی مسائل تهدیدی بیان شده برای تذکر و تنبیه است. نظری با اشاره به اینکه عبادت امر شخصی انسان است، ادامه داد: مسلم است کسی که عبادت کرد بهشت از آن اوست. وی با بیان اینکه باید از این مردم ممنون باشیم چرا که سلطنت را بدرقه کرده و مراجع و علما را به عرصه خدمت آوردند، خاطرنشان کرد: تکیه کلام امام راحل این بود
ماجرای خوانده شدن نماز جمعه در روز چهارشنبه چه بود؟
نوشته بود: محمد النبی اخی و صنوی و حمزه سیدالشهداء عمی (محمد پیغمبر خدا برادر و پدر زن من است و حمزه ی سیدالشهدا عموی من می باشد...) معاویه دستور داد آن نامه را پنهان کرده و از بین ببرند که مردم شام نخوانند تا مبادا به سوی علی (ع) متمایل شوند... [7]. باری امام حسن (ع) با چنین دشمنی رو به رو شده بود... با کسی که به وسیله ی تبلیغات و مبالغ گزافی
نظر رهبر انقلاب در مورد فروش برندهای امریکایی/ سایه داعش بر سر تمرینات استقلال/ وام تقلبی با اسم رمز ...
به بر هم خوردن سخنرانی های دکتر لاریجانی، آیت الله هاشمی رفسنجامی، سید حسن خمینی و ناطق نوری در سال های اخیر تاکید کرد: کاملا واضح و روشن است که این اقدامات کار چه گروه هایی است و می دانیم چرا چنین کارهایی را سازماندهی می کنند و چنین هیجانی را در جامعه ایجاد می کنند. با فتنه گر؛ چه رئیس جمهور و چه وزیر برخورد می کنیم نماینده مردم ورامین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه
پناهیان: عقل می گوید شرکت در اربعین واجب است
برقراری صلح در عالم، برای تبلیغ اسلام ناب و برای مقابله با ستمی که در منطقه برای تخریب اسلام انجام می دهند، وظیفه داریم در این راهپیمایی اربعین شرکت کنیم. ما برای قدرت دادن به اسلام، وظیفه داریم در این راهپیمایی شرکت کنیم؛ اینها وظایف عقلانی ماست. آیا مگر در رسالۀ عملیه نوشته که تظاهرات 22 بهمن واجب است؟! ننوشته اند، اما علماء و مردم احساس وظیفه می کنند و در این راهپیمایی شرکت می کنند.
ترس از جان، مانع زیارت سیدالشهدا(ع) نمی شود/ اشک بر امام حسین(ع) بشارت بهشت است
خاطر عظمتش باید پنج تن آل عبا در کربلا حضور پیدا می کردند، اما همه رفته بودند فقط امام حسین (ع) بود، به جای آن چهار تنی که رفتند نایب گذاشتند در کربلا، نایب امیرمؤمنان(ع) اباالفضل علمدار(ع)، نایب فاطمه زهرا(س) زینب کبری(س)، نایب امام حسن(ع) قاسم ابن الحسن و نایب رسول ا... (ص) در کربلا علی اکبر بوده است. بنابراین، زیارت امام حسین(ع)زیارت جمیع معصومین(ع) شمرده شده و از همین جهت هم برکات بسیاری را نصیب
زیارت اربعین نمادی از قدرت اجتماعی شیعه است/ اربعین امروز کارکرد کاروان اسرای سال 60 را دارد
پرداخت. در این بین امام حسین(ع) برای حفظ دین و مسیر حق در مقابل باطل ایستادند. یزید به گمان باطل خود با به شهادت رساندن سیدالشهدا(ع) و به اسارت کشیدن خاندان مطهرش به طور کامل بر اهل بیت(ع) غلبه پیدا کرده است. ولی شهادت حسین بن علی(ع) در کربلا و در ادامه کاروان اسرا چنان شور و هیجانی در امت اسلام به راه انداخت که سبب شد یزید دو سال بیشتر پس از حادثه عاشورا زنده نماند؛ در حالی که یزید حادثه عاشورا
دلایل عقب نشینی امت از حمایت امام حسین
ها سبب در افتادن انسان به ورطه شوم بی تفاوتی می شود. مردم زمان امام حسین(ع) چنان در زندگی روزمره خود غرق شده بودند که اهداف والای دین و ارزش های متعالی مکتب و رسالتی را که در قبال دین خدا داشتند، از یاد برده بودند. دشمنان نیز از همین غفلت سوء استفاده کرده، بر آنان غلبه پیدا کردند و با به کار گرفتن نیروی مردم در زدودن حق و مقابله با امام معصوم به میدان آمدند، امام نیز پیوسته می کوشید تا پرده های
نگاهی به ابعاد و پیامدهای جنگ 8 روزه غزه
نوشت: این کشور به همه اهداف نظامی خود در عملیات در غزه دست یافت و اکنون حماس را مسئول حفظ آتش بس می داند. - مارک رگو سخنگوی رژیم صهیونسیتی گفت: اگر نتیجه این جنگ آرامش پایدار باشد و مردم جنوب اسرائیل بتوانند زندگی معمول خود را پی بگیرند ارزش آن را داشته است. از سوی دیگر حسام ذملات از مقامات فتح به بی بی سی گفت، حملات اخیر در نوار غزه توانایی محمود عباس رییس تشکیلات فلسطینی
تاکید امام بر مبارزه با متحجران مغفول مانده است
بیان موضع کرده اند اما این روال به طور معمول دوره های گذشته در مورد مجلس خبرگان کمی آرام تر است. در این میان برخی از اقشار و طیف های جامعه میل و اشتیاق هایی نیز برای حضور افراد نزدیک به تفکر خویش در این مجالس اثرگذار دارند. جدای از فرآیند تایید صلاحیت ها، نفس حضور و نامزدی افراد در این دو انتخابات نیر مهم است، از این رو تاکنون برخی تشکل ها و شخصیت ها اقدام به دعوت از بزرگان و چهره های سیاسی- دینی
چه کسانی دارای زیان بارترین اعمال هستند؟
بیان کنم که وقت تمام است. امّا خلّص آن، این است که این، دسیسه خود یهود است و خودشان این طور می خواهند، فریب نخوریم. لذا شما در آینده خواهید دید که به واسطه گرایش به اسلام ناب، به مساجد و ... در سرتاسر اروپا، حمله می کنند تا مردم را از اسلام، بدبین نمایند. امام راحل فرموده بودند: این طور که پیش می رود، ده الی بیست سال آینده، فرانسه، کشور مسلمانان می شود و اکثر جمعیّت آن به اسلام، ایمان می
فرهنگ در رسانه
تو را می کشیم، به خاک و خون می کشیم. و کمی پایین تر می نویسد: که در همان شب دستگیری پای پله هواپیما آیت الله خمینی در گوش رئیس پلیس فرمانده عملیات گفته: از قول من به رئیست بگو روزی او را با گونی از مملکت بیرون می کنم و این تنها روایتی نبود که مردم برای کسی ساخته بودند که در همان روزها تصویرش را در ماه نشاندند. بهنود بی شرمانه استقامت و شجاعت بی نظیر امام(ره) در عدم ترس از
آیا تقریب میان مذاهب اسلامی ممکن است؟
تقریب مذاهب اسلامی هستیم. اقداماتی که توسط حکام صورت گرفته و اقداماتی که توسط علمای اسلامی به انجام رسیده است. البته در برهه هایی هم شاهد تشریک مساعی در این مهم هستیم. ارزیابی جنابعالی در این باب چگونه است؟ این هم مانند همه اصلاحاتی است که در دنیای اسلام صورت می گیرد. گاهی حکومت ها دنبال آن هستند و گاهی مردم. فرقش این است که وقتی حکومت وارد میدان می شود عنصر قدرت را هم وارد می کند و سعی می کند