سایر خبرها
امام جمعه دزفول: راه شهدای مدافع حرم دفاع از ارزش ها در جبهه مقاومت است
به منش و روش شهدا یک ضرورت مهم فردی و اجتماعی است و همه ما نسبت به این رویکرد احساس تکلیف و وظیفه داریم. وی افزود: راه شهدا مدافعان حرم ولایت پذیری مطلق و دفاع از ارزش های معنوی و جبهه های مقاومت در عرصه های داخلی و بین المللی است. امام جمعه دزفول عنوان کرد: شهید هیودی هوشیاری و روحیه انقلابی مردم ولایت مدار دزفول را علی رغم گذشت زمان طولانی از دوران دفاع مقدس، این بار در عرصه
ارادت تام به ولایت
قرار داده است. احتجاج(طبرسی) ج1 ، ص99 امام صادق علیه السلام : ثَلاثَةُ اَشْیاءَ یَحْتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَیْها: اَلاَمْنُ و َالْعَدْلُ و َالْخِصْبُ ؛ سه چیز است که همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیّت، عدالت و آسایش. تحف العقول ص 320 بسیج در کلام امام راحل من مجدداً به همه ملت بزرگوار ایران و مسؤولان عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگ ترین ساده
ماجرای ارادت شهید آنیلی به شهید باکری
می پذیرند زیرا شیعه الماس است در سایر ادیان مشابه وجود دارد مثلا در اهل سنت بین خلفای اول و دوم نزدیکی و مشابهت وجود دارد. ولی امام علی، امام علی است و هیچ مشابهی در تاریخ بشریت ندارد، در تشیع هر امامی تک است. شیعه مانند دنیایی است که جداگانه و زنده در این دنیا وجود دارد اذان شیعه تک است نمازش تک است و مهمتر از اهمه اهل بیت و رهبران اصیل دارد امام علی اگر از همه مشخصه های بارزی که دارد بگذریم همین
مخالفت دشمنان با اصل ولایت فقیه به خاطر جایگاه قدرتمند آن است
به گزارش ایرنا، حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن اختری شامگاه شنبه در ششمین یادواره یادمان ولایت در شهرستان جیرفت افزود: ولایت یکی از اصول اساسی اسلام است که نه فقط در اعتقاد شیعه، بلکه اهل سنت و مذاهب اسلامی، ولایت را از مسائل اساسی اسلام می دانند. وی با بیان اینکه جوانان باید رهبر خود را بهتر بشناسند و قدردان رهبری باشند؛ ادامه داد: شیطان ها وسوسه، دشمنان توطئه و خناسان تشویش ایجاد می کنند
اسلام آمریکایی چگونه قیچی می کند؟
نوشت: اوباما از دو طرف اسرائیلی و فلسطینی صحبت کرد اما به زعم او، فقط اسرائیل است که رنج می برد! چه غمناک! نه اشغالی وجود دارد و نه شهرک سازی و نه کشته شدن کودکان فلسطینی! او با تزویر سخن گفت. فلسطینی ها باید مثل بچه آدم با اسرائیلی ها بنشینند و تمرین کنند. گوسفند عاقل باید با گرگ عاقل بنشیند و برای ناهار تصمیم بگیرند. بیگانه ها نیز نباید دخالت کنند. به راستی که سخنان اوباما تهوع آور بود.... سیا
این گلفروشی بدون فروشنده اداره می شود
پایگاه خبری تحلیلی تازه (tazehnews.com) : از ضلع شرقی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که وارد حرم می شوی چشمت به کتابفروشی می افتد که در سمت چپ قرار دارد. کمی آن طرف تابلوی گلفروشی گل نرگس را می بینی. تا اینجا همه چیز عادی است. اما وقتی وارد گلفروشی می شوی و نگاهی به اطراف می اندازی موضوع برایت جالب می شود. گوشه ای از این فروشگاه برگه ای نصب شده که روی آن نوشته شده است: زائر گرامی در صورت نبود
نسخه اولیای الهی برای استعاذه/ ماجرای عبرت گرفتن یک عالم از کارتون پینوکیو
جزء خاندان رسول الله(ص)، امّا کاری می کند که با حضورش، باعث شادی قلب امیرالمؤمنین(ع) می شود. *چگونه سبب فرح قلبی امام زمان(عج) شویم؟ عزیز دلم! اگر ما هم تبعیّت کنیم، یک روزی می شود که امام زمان(عج) از دیدن ما خوشحال شود و فرح قلبی پیدا کند. مثل شیخنا الاعظم، حضرت مفید عزیز که حضرت به او می فرمایند: وقتی تو درس می دادی، شنیدن صدای درس تو، قلب من حجّت خدا را آرام می
روایتی از حال و هوای رزمندگان مدافع حرم در "این روزها"
تهاجم فرهنگ را گرفت. الحمدالله روحیه انقلابی در مردم ما وجود دارد من در مدتی که در بیمارستان تهران بستری بودم جوانان زیادی که مطلع شده بودند به عیادت ما آمدند و با اشتیاق و احترام با ما برخورد می کردند که اینها نشان از حفظ ارزشها در جامعه ما است که البته باید با برنامه ریزی وحضور درصحنه و آمادگی این روحیه را تقویت کنیم. *یالثارات الحسین(ع)
راه های رهایی از رنجش ها
: مقابله به مثل کردن، بپردازید. نگوئید زمان هایی که من حامی تو بودم را فراموش کرده ایی. در عوض از آنچه کوله من "شالوده ی حقیقت" می نامد پیروی کنید و مسٔولیت کارهای خود را بپذیرید. در صورت لزوم به ایمیل متوسل شوید. اگر امکان ارتباط مستقیم با آن شخص برایتان مهیا نیست، ارتباط اینترنتی خود را حفظ کنید. برقراری ارتباط حتی ارتباطی به باریکی یک نخ(در قالب اس ا اس یا ایمیل)در صورت تمایل، احتمال
رونمایی از کتاب راست قامتان جاوید در اهواز
، اصفهان و اهواز با تشکیل کمیته هایی طی چند سال زحمات زیادی کشیده شد .در ادامه این مراسم سید علی موسوی امام جماعت مسجد ایزدخواستیهای اهواز طی سخنانی به جایگاه و مقام و منزلت شهدا پرداخت وگفت شهدا مایه عزت و افتخار ما هستند و در آیات و احادیث بخداوند متعال بسیار به درجات عالی شهدا را یاد آور شده است . در ادامه این مراسم مدیر مسئول نشریه آستانه پارس نیز طی سخنانی به چگونگی جمع آوری مطالب در اهواز
آیه 116 هود در تحقیقات عاشورا مغفول مانده است
حسن و امام حسین(علیهم السلام) هر کدام 6 ماه قیام کردند و 10 سال قعود داشتند؛ به همین خاطر نباید امام حسن (ع) را محافظه کار و امام حسین(ع) را از ایشان در این امر بالاتر دانست زیرا هر دو امام یک زمان تاریخی را به صلح گذراندند و یک زمان نیز قیام کردند ولی نسبت به این دو قیام و صلح متناسب با روزگار و شرح وقایع تغییر کرد. وی گفت: امام حسین(ع) به احترام قرارداد آتش بسی که بین معاویه و امام حسن(ع
بنیاد در آینه مطبوعات
وبسیجیان لشکر مردم پایه 5نصروسپاه سبزوار و قشرهای مختلف مردم درمصلای شهر روداب برگزار شد. معاون فرهنگی نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این مراسم گفت: به شهید "دامرودی" و همه شهدای مدافع حرم باید تبریک گفت. حجت الاسلام حاج "قاسم سوری" افزود:مقصد داعش سوریه و عراق نیست بلکه هدف اصلی آن ها ایران است. اما جوانان غیور ایرانی هیچ وقت اجازه تصرف به آن ها نمی دهند. خراسان شنبه 30/8
عزاداری نشاط معنوی می آورد/ شادی هالیوودی نخ نما شده است/ دلیل برپایی جشن طلاق
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس ، در سال های اخیر موضوع سنجش شادی و هیجانات مثبت مردم کشورهای مختلف از سوی مؤسسات نظرسنجی نظیر گالوپ صورت می گیرد و نتایج آن سؤالاتی را به ذهن متبادر می کند. به عنوان نمونه، در سال 2013 ایران دومین کشور غمگین جهان معرفی می شود! مجله فوربس نیز در همان سال ایران را در رتبه یازدهم غمگین ها قرار می دهد. گزارش های مذکور، واکنش های مختلفی را در
رئیس هیات امنای یادمان ولایت: دنیا عظمت رهبری را یاد می کند
مستقیم اسلام، عالم به دین و سیاست هدایت فرمود. حسینی گفت: امام راحل در جایی دیگر می فرمایند شما در بین دوستان متعهد به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که همچون خورشید روشنی می دهید. وی بیان کرد: علامه حسن زاده آملی می فرمایند گوشتان به دهان رهبر باشد که گوش ایشان به دهان امام زمان (عج) است. رئیس هیات امنای موسسه فرهنگی هنری یادمان ولایت با اشاره به دیدارهای رهبر معظم
پای منبر ولی / ویژگی های مبارزه امام حسن(ع) در بیان رهبر انقلاب
بزنیم که چرا صلح کرد و چه موجباتی داشت، امام حسن اگر صلح نمی کرد یقینا اسلام ضربه می دید؛ برای خاطر این که آن چهره افشا نشده بود، مردم هنوز حقایق را نمی دانستند، آنقدر نمی دانستند که هزاران نفر یا صدها هزار نفر از سربازان امام حسن حاضر شدند با آن طرفی که با امیرالمؤمنین جنگیده بود دیگر نجنگند. تبلیغات و پول و کارهای گوناگون سیاسی آنچنان جو بدی به وجود آورده بود که امام حسن اگر آن روز خود را و جان
دولت تا کی می خواهد حل مشکلات را به برجام گره بزند؟
آسیب ها را دارند و همه مشکلات وجود دارد، دولت ها وقتی سر کار می آیند زمان معرفی کابینه برنامه 4 ساله ارائه می دهند تا عملکرد بهتری هم داشته باشد. این پیشنهاد داده شده اما ممکن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد؛ اما برنامه های ارائه شده 5 ساله است. در حال حاضر در دوره های اول ریاست حمهوری، بخشی از کارها با انداختن مسئولیت آن به گذشته و برخی کارها به بهانه نمی گذارند، و بخشی از کارها هم به بهانه
اصلاح طلبان و عزت الله یوسفیان ملا
و عملکرد عزت اله یوسفیان در مجلس هفتم مخصوصاً در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و حمایت رسمی او از آیت اله اکبر هاشمی رفسنجانی باعث شد، حامیان اصلاح طلب او را در درستی مسیری که انتخاب کرده بودند، مطمئن کرد. مناظره معروف او با حجت الاسلام جمشیدی نماینده مردم بهشهر و مدافع محمود احمدی نژاد در شبکه استانی مازندران و مصاحبه هایش در نقد رئیس دولت نهم در انتخاب کابینه او را یک تکنوکرات میانه رو به
سوگواره مرثیه آفتاب؛ پرده ای از فرهنگ ناب عاشورا/ وقتی قالب هنر مظروف شعور حسینی می شود
، بعضی از دختر بچه ها را که خاله قزی می خواند انتخاب کرد و روی سن آورد و با چند سؤال ظریف، مفاهیم دوستی و دشمنی را برایشان روشن کرد و بالاخره یا حسین گویان برنامه پایان یافت. بدترین قرائت از مبلغان دینی حجت الاسلام حسن تذکر، فعال عرصه کودک در گفت وگو با ایکنا از دغدغه های فرهنگی خود برای تربیت نسل نو، گفت: اگر در سیره رسول الله(ص) و اهل بیت طاهرین(ع) با دقت نظر کنیم، مصادیق
همدلی و هم زبانی در کلام امام علی(ع)
نکوهش این فرهنگ ناپسند جاهلی ایراد کردند. از آنجا که در اواخر خطبه سخن از جنگ های امام با ناکثین و قاسطین و مارقین به میان آمده، علی(ع) در بخشی از این خطبه در تحلیل علل پیروزی و شکست ملت ها بر همدلی و وحدت تاکید کرده و می فرمایند: از کیفرهایی که بر اثر کردار بد و کارهای ناپسند بر امّت های پیشین فرود آمد درس گیرید و خود را حفظ کنید و حالات گذشتگان را در خوبی ها و سختی ها به یاد آورید و
صفت برجسته امام حسین(ع) در قرآن
به گزارش بی باک، حجت الاسلام والمسلمین معادی خواه در نشست علمی موسسه فهیم با عنوان چالش های بازخوانی حماسه عاشورا گفت: یکی از مهمترین چالش هایی که در امر پژوهش واقعه عاشورا وجود دارد، نوع تنظیم، توسط کسانی است که در این حادثه متضرر می شدند. وی افزود: به همین خاطر است که تعارضات بسیاری در برخی روایات پیش از حادثه عاشورا وجود دارد که با عقل، تاریخ و زمان سنجی تاریخی همخوانی ندارد.
انتظار مردم از نماینده مجلس رعایت ادب و نزاکت است
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بهرام بیرانوند نماینده بروجرد درخواست تذکر داشت، چون تذکرش مربوط به دستور کار نبود، تریبونش روشن نشد. او اما عصبانی تر از آن بود که تا زمان فرا رسیدن تذکرات شفاهی تحمل کند؛ سر و صدایی راه انداخت و تعابیر دور از نزاکت و اخلاق علیه محمدجواد ظریف به کار برد و گفت: ظریف غلط اضافی کرده که با اوباما دست داده. همهمه ای در مجلس به پا خواست به همراه دو دو و چهار چهار گفتن ها در موافقت و مخالفت. همراهان سیاسی او در مجلس از این بیان توهین آمیز حمایت و بسیاری دیگر اظهار مخالفت کردند. در نهایت تریبونش روشن شد تا تذکرش را بدهد. او با انتقاد از ظریف بابت دست دادن با رئیس جمهوری امریکا گفت: دقیقاً زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفته یا مفقود شده اند، ظریف وزیر امور خارجه به صورت تصادفی خود را به اوباما رسانده است. ملت رشید ایران سال هاست که تاوان رفتار استکباری شیطان بزرگ را می دهد و هنوز بسیاری از شهیدان ما به خانه بازنگشته اند. امریکا قصد ریشه کنی ملت ایران را دارد. در میانه تذکرش البته ابوترابی فرد که در غیاب لاریجانی ریاست جلسه را برعهده داشت، ناراحت شد و تریبونش را قطع کرد و از همکاران خود در هیأت رئیسه خواست دستور بعدی را اعلام کنند. اما گویی در بین برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس هم تمایل برای ادامه نطق این عضو پایداری زیاد بود. آنها تعلل کردند و سپس دوباره تریبون باز شد که بیرانوند از غیرت ظریف انتقاد کرد و گفت: وزیر امور خارجه با چه اجازه ای این کار را کرده است. اگر ظریف اندازه جوجه خروس غیرت می داشت، این کار را نمی کرد. گرچه ابوترابی فرد نائب رییس مجلس که در آن روز ریاست جلسه را به عهده داشت پاسخی قابل تأمل به این تذکر خارج از عرف داد و گفت: باید در سخن گفتن در مورد وزیر خارجه به عنوان یک مقام مسئول، ادبیات رعایت شود، احساس غیرت دینی و دفاع از انقلاب و رهبری و خون شهدا در افرادی مانند آقای ظریف از بنده کمتر نیست، حال ممکن است براساس تصمیمی اقدامی کرده باشند که این اقدام شان مورد نقد بنده، شما و بسیاری از دوستان باشد، اما بنا نیست که یک انسان و افرادی که در تاریخ زندگی شان در خدمت انقلاب، امام و رهبری بوده اند، ما آنها را با ادبیاتی که شایسته نیست، نقد کنیم. 1 در اصول 67 و 76 و 84 قانون جمهوری اسلامی آمده است مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید و در ابتدای ورود به مجلس سوگند یاد می کند در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت کند. بدون شک یکی از مصادیق تقوی برای نمایندگان مجلس این است که هنگام تذکر و نطق پیش از دستور و یا ارائه پیشنهاد و نظر و روبرو شدن با مردم و شرکت در مجامع و مراسم نه تنها به رییس جمهور و وزرا و دیگر دولتمردان بلکه به افراد عادی و معمولی اهانت نکنند بلکه هنگام سخن گفتن قول سدید را فراموش ننمایند و بر اعصاب خود مسلط باشند و با آرامش و متانت حرف بزنند چون مردم دنیا بعد از هر جمله و عبارتی که به کار می برند اظهارنظر و تجزیه و تحلیل می کنند علاوه بر آن شرعاً و قانوناً باید پاسخگوی سخنان خود باشند. حجت الاسلام محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه خواستار ورود دادستان به ماجرای توهین به محمدجواد ظریف در جلسه علنی مجلس شد و گفت: دادستان کل کشور باید این اقدام را به طور جدی پیگیری و به آن ورود پیدا کند. با توجه به اعتمادی که مقام معظم رهبری به تیم مذاکره کننده دارد، این قبیل رفتارها تشویش اذهان عمومی است و باید قوه قضائیه وارد عمل شود و با آن برخورد کند. وی افزود: از زمانی که دکتر روحانی در آن انتخابات تاریخ ساز به پیروزی رسیدند، بعضی از افراطیون که در آن انتخابات از جانب مردم ناکام شدند اقدام به سلسله حرکت هایی می کنند که صرفا به جهت زیر سوال بردن عملکرد مطلوب دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده بالاخص آقای ظریف بوده و متأسفانه چیز جدیدی نیست. غرویان ادامه داد: اگر دست دادن آقای ظریف و اوباما بدون برنامه ریزی باشد، برخورد آقای ظریف کاملاً منطبق بر فقه اسلامی است چرا که رعایت ادب، از بدیهیات دین است. 2 اگر این گونه سخن گفتن را دلیل سرخوردگی عده ای از اقلیت مخالف بدانیم، یا بگوییم می خواهند با این ادبیات موهن و سخیف عقده گشایی کنند در صورتی که هر دانش آموز دبستانی آن را دور از نزاکت و اخلاق اسلامی می داند، یا به خیال خود بخواهند رقیب را از میدان بدر کنند، به عنوان نمونه روزی جلسه سخنرانی یادگار امام، ریاست مجلس، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و عده ای از فعالان سیاسی، استادان دانشگاه و مقامات روحانی را به هم می زنند یا به اتومبیل آنها حمله می کنند یا با کمال تاسف آنان را مورد دشنام و ضرب و شتم قرار می دهند و یا به عنوان خائن خطاب می کنند یا به خانواده بعضی از فقها و مراجع و پیشقراولان انقلاب و مبارزان سیاسی اهانت می کنند حتی از تریبون های رسمی با عباراتی زشت آنها را مورد عتاب قرار می دهند باید بدانند اکثریت مردم جامعه و شهروندان جواب همه این بد اخلاقی های سیاسی را در اسفندماه 94 به پای صندوق های رای خواهند داد آن گونه که در خرداد 92 حضورشان حماسه سیاسی آفرید. بزرگان دین آداب سخن گفتن را به ما آموخته اند و نه تنها اهانت کردن به برادر مومن بلکه توهین به دیگران را نهی نموده اند. حضرت امام علی(ع) در جنگ صفین شنیدند که یارانشان شامیان را دشنام می دهند فرمودند: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را تعریف، و حالات آنان را بازگو می کردید به سخن راست نزدیک تر، و عذر پذیرتر بود، خوب بود بجای دشنام آنان می گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده به حق باز گردند. 3 روزی حضرت امیرمومنان(ع) بر منبر بود مردی آمد و سئوال کرد، حضرت علی(ع) بالبداهه جواب دادند، یکی از خوارج از بین مردم فریاد زد: خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است دیگران خواستند متعرضش شوند اما حضرت علی(ع) فرمود: رهایش کنید او به من تنها فحش داد. 4 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) به نمایندگان مجلس توصیه می فرمایند در نطق های پیش از دستور در ادای کلمات دقت نمایند تا به مسلمانی بلکه به انسانی توهین نشود. اعضای مجلس محترم شورای اسلامی بحمداللّه تعالی در دوره دوم نیز اشخاص محترمی هستند که با تعهد و جدیت خود می توانند خط مشی دولت را هر چه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده ای از آقایان، که شک در خدمتگزاری شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاری های بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارند که در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرت های بزرگ و کوچک و کارشکنی های مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته های مختلف است، نمی توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقه شخصی اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایی ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفی گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیون ها بویژه کمیسیون های مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد. و چون مسئله اسلام و حکومت الهی در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللی وارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند؛ و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجز است. حضرات وکلای محترم که بحمداللّه به جمهوری اسلامی تعهد دارند، در نطق های قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت ادای آن باشند، که خدای نخواسته به مسلمانی بلکه انسانی توهین نشود و شخصیتی ساقط نگردد و کسی مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خدای نخواسته انتقامجویی لازم است و مفید و موجب رشد و تعالی است. 5 نکته قابل تذکر اینکه در مجلس شورا توسط یکی از نمایندگان به بالاترین مقام دیپلماسی کشور، وزیر امور خارجه اهانت و در تاریخ مملکت ثبت و ضبط گردیده و برای همیشه باقی خواهد ماند عموم مردم اذعان دارند جملات و عبارات زشت و ناپسندی که از تریبون و بلندگوی مجلس در آن روز پخش و به سراسر جهان مخابره گردید دور از عرف و اخلاق اسلامی بوده که توهین کننده به هر دلیل مرتکب این امر شده و مناسب است از آن مکان و بر روی همان صندلی و با استفاده از بلندگوی مجلس به اشتباه خویش اقرار و از وزیر امور خارجه عذرخواهی کند که این روش به صلاح و صواب نزدیک تر است و نگرانی مردم دلاور و شهید پرور خطه لرستان و عموم شهروندان بروجردی کاهش می یابد بویژه سرزمینی که مهد پرورش مراجع بزرگ جهان تشیع و فقها و علمای اندیشمند، استادان معروف و مشهور دانشگاه های بزرگ کشور، محققان توانا و شاعران زبردست و ایثارگران و آزادگان می باشد. مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 9/7/94 2- روزنامه آرمان، 11/7/94 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، خطبه 206، صفحه 305 4- جاذبه و دافعه علی(ع) ، شهید مطهری، صفحه 144 5- صحیفه امام خمینی(ره) ، جلد 19، صفحه 153 ...
مکاتبه افشاگرانه و کوبنده امام حسین علیه السلام با معاویه
مروان بن حکم که در مدینه عامل و فرماندار معاویه بود، برای معاویه نوشت: عمرو بن عثمان می گوید: رجال عراق و بزرگان حجاز نزد حسین ابن علی رفت و آمد می کنند و از قیام حسین نمی توان در امان بود. من در این باره تحقیق کرده ام و این طور فهمیده ام که حسین فعلا در صدد مقام خلافت نیست ولی از اینکه مبادا بعدا فکر خلافت به سرش بزند مطمئن نیستم. اکنون تو نظر خود را برای من بنویس، و السّلام. معاویه در جوابش نوشت: نامه تو رسید و از مندرجاتش که در باره حسین بود اطلاع حاصل شد. مبادا درباره هیچ موضوعی متعرض حسین شوی. مادامی که حسین کاری با تو نداشته باشد تو نیز او را به حال خود بگذار. زیرا ما تا هنگامی که حسین به بیعت ما وفا کند(صلح امام حسن علیه السلام) و با پادشاهی ما مخالفت نکند، متعرض وی نخواهیم شد. مادامی که حسین مزاحم تو نشود تو خویش را از او پنهان بدار، و السّلام. *** سپس معاویه نامه ای برای امام حسین علیه السّلام نوشت که مضمون آن این بود: اموری در مورد تو به من رسیده است، اگر سخنانی که درباره تو گفته شده حقیقت داشته باشد، گمان می کنم به صلاح تو باشد که از آن کارها خود داری کنی. اگر این سخنانی که در مورد تو به گوش من رسیده باطل باشد که حتما هم باطل است، زیرا تو از این گونه سخنان برکناری، نفس خود را موعظه کن! متوجه خود باش! به عهد و پیمان خود وفا کن! زیرا اگر تو منکر من شوی من نیز منکر تو خواهم شد. اگر تو نسبت به من مکر و حیله کنی من هم در مورد تو این کار را خواهم کرد. بترس از اینکه ما بین این امت اختلاف ایجاد کنی و ایشان را به دست خود دچار فتنه و آشوب نمایی. تو که از بی وفایی این مردم خبر داری و آنان را امتحان کرده ای، پس مراقب خود و دین خود و امت محمّد باش! مبادا افراد سفیه و نادان تو را آلت دست قرار دهند. *** هنگامی که این نامه معاویه به امام حسین علیه السّلام رسید، در جوابش نوشت: نامه تو به من رسید، نوشته بودی: اخباری از من به تو رسیده که از آن ها بیزاری و من به نظر تو به غیر آن امور سزاوارم. کارهای نیک را نمی توان جز با راهنمایی و توفیق خدا انجام داد. اما اینکه نوشته بودی اخباری از من به تو رسیده است. این گونه سخنان را افراد سخن چین و متملق و فتنه انگیز برای تو گفته اند، زیرا من تصمیم به جنگ و مخالفت با تو ندارم. ولی به خدا قسم در عین حال من از اینکه با تو مبارزه نکنم می ترسم و گمان نمی کنم که خدا راضی باشد، من از جنگیدن با تو دست بردارم و عذر مرا در مورد ترک مبارزه با تو و این گروه ملحد که حزبی ستمکار و دوستان شیاطین هستند، بپذیرد. آیا تو همان معاویه ای نیستی که حجر ابن عدی را به همراه آن افرادی که اهل نماز و عبادت بوده و با ظلم و بدعت مخالف بودند و در راه خدا از هیچ گونه ملامتی باک نداشتند، شهید کردی؟ تو آنان را با ظلم و دشمنی در حالی کشتی که پیمان های محکمی با ایشان بسته بودی و امان های کامل به آنان داده بودی که ایشان را به خاطر حوادث قبلی که بین تو و آنان رخ داده بود و بغض و کینه ای که از ایشان در دل داشتی، مؤاخذه نکنی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که عمرو بن حمق را شهید کردی؟ در حالی که وی از اصحاب پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله به شمار می رفت و رنگش از کثرت عبادت زرد شده بود؟ تو این جنایت را وقتی انجام دادی که به وی امان داده بودی، تو عهد و پیمان و اطمینانی از طرف خدا به او داده بودی که اگر آن ها را به یک پرنده می دادی از سر کوه به نزد تو فرود می آمد. سپس او را با نامردی شهید نمودی و جرات پیدا کردی و با عهد و پیمان خدای تعالی مخالفت کرده و آن تعهد را ناچیز شمرده و نادیده گرفتی. آیا تو همان معاویه ای نیستی که زنازاده ای چون زیاد را بر عراق و بصره مسلط کردی تا دست و پاهای مردم را قطع نماید، چشم های آنان را از کاسه درآورد، ایشان را بر فراز شاخه های درخت خرما به دار بزند. گویا، تو از این امت نیستی و آنان هم از تو نیستند. آیا تو همان معاویه ای نیستی که یار قبیله حضرمی ها بودی و زیاد بن سمیه برای تو نوشت: قبیله حضرمی ها متدین به دین حضرت علی بن ابی طالب علیه السّلام هستند و تو در جوابش نوشتی: هر کس را که به دین علی است به قتل برسان. زیاد به دستور تو آنان را شهید و مثله نمود، و حال آنکه به خدا قسم، دین علی همان دینی است که تو و پدرت به واسطه شمشیر آن مسلمان شدید. به واسطه دین علی است که تو در مقام خلافت آن جلوس کرده ای. اگر دین علی نبود، شرافت و شخصیت تو و پدرت همان مسافرت زمستانی و تابستانی بود که از مکه به شام می کردید و بدین وسیله خویش را از گرسنگی و بی نوایی نجات می دادید. اما اینکه نوشته بودی: من به خودم و دین حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و امت آن بزرگوار نظری کنم و از تفرقه این امت و اینکه به وسیله من دچار فتنه گردند بپرهیزم، من برای این امت فتنه ای بزرگ تر از این نمی بینم که تو خلیفه آنان باشی. من نظری را برای خودم و دینم و امت حضرت محمّد بهتر از این نمی بینم که با تو بجنگم؛ اگر من با تو جهاد کنم، قربهً الی اللّه تعالی جهاد می کنم و اگر جهاد با تو را ترک کنم، باید برای این گناه از پروردگارم طلب مغفرت کرده و از او بخواهم که مرا هدایت کند. اما اینکه نوشته بودی: اگر من منکر تو گردم تو نیز منکر من خواهی شد، تو هر مکر و حیله ای که به نظرت می رسد درباره من به کار ببر. من امیدوارم که مکر و حیله تو به من ضرری نخواهد رسانید. و ضرر آن برای تو از همه بیشتر خواهد بود، زیرا تو بر اسب جهالت خویش سوار و بر شکستن عهد و پیمان خویشتن حریص شده ای! به جان خودم قسم که تو به هیچ شرطی وفا و عمل ننموده ای! زیرا عهد و پیمان خود را شکستی و آن افرادی را که با آنان صلح نمودی بعد از آن همه قسم هایی که خوردی و تعهدهایی که کردی و اطمینان هایی که دادی شهید نمودی! تو آنان را بدون اینکه با کسی بجنگند شهید کردی، تو ایشان را بدین علت کشتی که فضایل و مناقب ما را نقل می کردند و حق ما را بزرگ می داشتند. ای معاویه! مواظب باش که از تو قصاص خواهد شد و یقین داشته باش که حساب تو را خواهند رسید. بدان! خدای تعالی نامه اعمالی ترتیب داده که هیچ گناه کبیره و صغیره ای نیست مگر اینکه آن را به حساب خواهد آورد. خدا این جنایات تو را فراموش نخواهد کرد. جنایاتی که به مردم ظنین می شوی، به دوستان خدا تهمت می زنی و آنان را می کشی، دوستان خدا را از خانه هاشان به دیار غربت تبعید می کنی، مردم را مجبور می کنی با پسرت که کودکی است نورس و شراب خوار و سگ باز بیعت کنند، من تو را این گونه می بینم که خود را دچار زیان خواهی کرد، و دین خود را از دست خواهی داد، با رعیت خویش حقه بازی خواهی نمود، در امانت خود خیانت خواهی کرد، گوش به سخن شخص سفیه و نادان می دهی و افراد پرهیزکار را به خاطر این گونه تبهکاران دچار ترس می کنی، و السّلام. *** هنگامی که معاویه نامه امام حسین علیه السّلام را خواند گفت: حقیقتاً که در سینه حسین بغض و کینه ای است که من آن را نمی شناسم! یزید به معاویه گفت: جوابی برای حسین بنویس که خود را کوچک ببیند و در این نامه حسین را از کارهای بدی که پدرش انجام داد آگاه کن. در همین موقع بود که عبد اللّه ابن عمرو بن عاص وارد شد. معاویه به او گفت: نامه ای را که حسین نوشته دیدی؟ گفت: مگر چه نوشته؟ وقتی معاویه آن نامه را برایش خواند، عبد اللّه به معاویه گفت: چه مانعی دارد تو جوابی برای حسین بنویسی که باعث شود به چشم حقارت به خود بنگرد؟ عبد اللّه این سخن را برای خوش آمد معاویه گفت. یزید به معاویه گفت: اکنون نظر من چطور است؟ معاویه خندید و به عبد اللّه گفت: یزید هم همین عقیده تو را دارد. عبد اللّه گفت: عقیده یزید صحیح است. معاویه گفت: نظر هر دوی شما خطا است. به نظر شما اگر من بخواهم عیوب علی را بگویم، مثلا چه می توانم بگویم؟ شخصی مثل من نباید عیبی را بگوید که در وجود کسی نباشد، یا اینکه نداند چه عیبی در وجود او است. اگر من عیب شخصی را بگویم که مردم آن را نمی دانند، باکی برای صاحب آن نخواهد بود و مردم به آن عیب اهمیتی نمی دهند، بلکه آن را تکذیب می کنند. من چگونه عیب حسین را بگویم، در صورتی که به خدا قسم عیبی در وجود او نیست. نظر من این بود که نامه ای به حسین بنویسم و او را تهدید کنم. سپس نظر خود را عوض کرده و تصمیم گرفتم که با وی لجاجت نکنم. (منبع: بحار الانوار ج 44 ص 212 به نقل از رجال کشّی) ...
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
لطفاً به هیأت های عزاداری خیانت نکنید
عنصر محبت یک اصل اساسی و عمیق در جریان تشیع است. عنصری که بسیار در ترویج و تحکیم این مکتب اثرگذار بوده است. بدیهی است که این نوع عاطفه متکی به منطق و حقیقت است و نه عاطفه پوچ، سطحی و زودگذر. در مورد میزان اهمیت و توجه به این عنصر اشاره پیامبر به پاداش اش در برابر رسالت بسیار می تواند اهمیت این ماجرا را نشان می دهد.(1) با توجه به این امر بدیهی است که برگزاری جلسات هیئت ها، مدح و مرثیه برای اهل بیت یکی از نمونه های ابراز این نوع از محبت است. در مقابل این جریان، خدشه دار کردن این محبت به هر شکل و به هر صورتی، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت(ع) است. توجه اهل بیت به محبت و کسانی که مدح اهل بیت را می گفته اند دلیلی بر تائید این ذوات مقدس در مورد محبت و نقش آن بوده است. در دوران ائمه اطهار(ع) شاگردان آگاه و فقهای بزرگی در خدمت امام صادق(ع)، امام باقر(ع) و ائمه دیگر شرف حضور داشتند و معارف، احکام، شرایع، اخلاقیات را نقل می کردند؛ اما در کنار همه این ها، وقتی انسان با دقت به تاریخ می نگرد، در می یابد که امثال زراره و محمدبن مسلم و بزرگانی از این قبیل در دستگاه ائمه(ع) حضور دارند؛ اما امام رضا(ع) دعبل را می نوازد، امام صادق(ع) سید حمیری را مورد توجه و محبت قرار می دهد. ایام محرم و آسیب جدی برگزاری مراسم عزاداری در ایام شهادت اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از نمونه های نشان دادن عشق و عاطفه به ایشان است. در ایام محرم یکی از زمان هایی است که برگزاری مراسم ها حال و هوای دیگری می گیرد. بدیهی است که شور و شدت هیجان موجود در فضای جامعه عده ای را برای جذب بیشتر مخاطب تحریک کند. نگاه به سبک عزاداری های مردم در هر دوره ای یکی از اصول مهم است. متأسفانه استفاده از ابزار عزاداری برای تخریب وجهه شیعیان یکی از موارد دم دست و نفوذپذیر است. هرسال با شروع ایام عزاداری حضرت امام حسین(ع)، بازار برگزاری مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) نظم و انسجام خاصی پیدا می کند. حال و هوایی که فضاسازی های شهری اعم از سیاه پوش شدن کوچه و خیابان ها پیدا می کنند این حال و هوا را تقویت و غنی تر هم می کند. در این ایام برگزاری جلسات عزاداری همراه با سخنرانی و مداحی ازجمله برنامه های غیرقابل حذف از این مجموعه برنامه هاست که روایت مصائب، مشکلات و روایت ماجرای شهادت حضرت اباعبدالله(ع) ویارانش قسمت اصلی ماجرا محسوب می شود. دراین بین بعضی اوقات مشاهده می شود که سخنران یا مداح مجلس اقدام به خواندن روایت ها و نقل قول های نامعتبر و حتی غیر مستند کنند. در طول تاریخ و درگذر زمان، آسیب ها، تحریف ها و آفت هایی متوجه این فرهنگ بوده است که آن را از طراوت و تازگی و پاسخ گویی کامل و مداوم به نیازهای زمان بازداشته است. این مسئله ناشی از عوامل مختلفی بوده است که مهم ترین آن فلسفه بافی های انحرافی نسبت به قیام عاشورا بوده است. شهید مطهری یکی از کسانی بوده که در برابر این تحریف ها به خصوص در مورد شهادت حضرت اباعبدالله(ع) نوشته ها و سخنرانی های روشنگرانه ای دارند و ایشان به طور صریح در برابر این نوع از انحراف ها موضع می گرفت. حتی برخی از کتاب ها را مقدمه ساز انحراف و کج روی معرفی می کرده است. استاد در مورد تحریف لفظی عاشورا، نمونه های زیادی ارائه داده اند، برای مثال در کتاب حماسه حسینی می نویسند: در همین تهران در منزل یکی از علمای بزرگ چیزی را درباره حادثه کربلا شنیدم که در عمرم نشنیده بودم. روضه خوان گفت: بعدازاین که حضرت لیلا رفت داخل خیمه و موهایش را پریشان کرد، نذر کرد که اگر خدا؛ علی اکبر را سالم به او برگرداند... از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد! [روضه خوان] این را گفت و زد زیر آواز: (نذر علی لئن عادوا و ان رجعوا لازرعن طریق الطفت ریحانا) گشتم دیدم این طفتی که در این شعر آمده، کربلا نیست، بلکه این طفت, سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است. این داستان را خود این شخص جعل کرده است. بدیهی است که این نمونه ها آسیب پذیر مجالس اهل بیت را بالاتر می برند. اما می شود که بخشی از این آسیب ها را توسط مداحان از بین برد. معلمی مداحان مداحان اهل بیت دارای جایگاه ویژه ای هستند. در این زمینه حضرت آیت الله خامنه ای، می فرمایند: با این چشم به حرفه مداحی نگاه کنید. وقتی آنجا می ایستید برای خواندن، احساس کنید که به عنوان یک مبلّغ دین، به عنوان یک پیام آور حقائق دینی، در اثرگذارترین شکل، آنجا ایستاده اید. اگر این احساس وجود داشت، آن وقت انتخاب شعر محدودیت پیدا می کند، کیفیت ادا محدودیت پیدا می کند، انسان هایی که می خواهند این مسئولیت را انجام دهند، محدودیت پیدا می کنند؛ چاره ای هم نیست. این کار را خود شما باید انجام دهید؛ کار خود مداح است. امروز اگر چنانچه بپرسند: آقا حرفه مداحی به چی احتیاج دارد؟ یکی می خواهد مداح شود، از امروز شروع کند، چه چیزی نیاز دارد؟ دو یا سه چیز را می شمارید؛ می گویید باید صدایش خوب باشد، حافظه خوبی داشته باشد، بتواند شعر یاد بگیرد؛ البته روح هم داشته باشد. انسانی با داشتن حافظه خوب و صدای خوش، می تواند مداح شود، به نظر ما این کافی نیست. شما به مداح به چشم یک معلم نگاه کنید که می خواهد چیزی را به مستمع خود تعلیم بدهد. همه شماها این صلاحیت رادارید. هیچ کس را از این دایره نباید بیرون کرد. هر که شوق این کار را دارد، بسم الله، خیلی خوب است؛ اما صلاحیتش را در خودش به وجود بیاورد. شعری که می خوانید، شعر معرفت و آموزنده باشد. فرض بفرمایید فاطمۀ زهرا(س) را که می خواهید معرفی کنید، آن چنان معرفی کنید که یک انسان مسلمان، یک زن مسلمان، یک جوان مسلمان از آن زندگی درس بگیرد؛ در دل خود نسبت به آن مجسمه قداست ، طهارت ،حکمت، معنویت و جهاد، احساس خشوع، خضوع و وابستگی کند. این، طبیعت انسان است. ما انسان ها تابع و متمایل به کمالیم. اگر بتوانیم کمال را در خودمان ایجاد کنیم، می کنیم؛ اگرنه، آن کسی که صاحب کمال است، به طور طبیعی انسان به او گرایش دارد. این کمال را در فاطمۀ زهرا(س)، در امیرالمؤمنین(ع)، در ائمه ی اطهار(ع) برای شنونده تشریح کنیم و شنونده ما در قالب شعر، در قالب کلام موزون، و به خصوص در قالب صدای خوش و آهنگ درست و خوب، این معرفت را مثل آب زلالی که می نوشد، بنوشد و به همه اجزای بدن او برسد. این کار از خیلی گویندگان، هنرمندان و معلمان برنمی آید اما از شما برمی آید، اگر این کار را انجام دهید . داشتن الگو – بایدها و نبایدها یکی از شرایط مرثیه خوانی پایندی به اصل واقعه است و برای گریاندن مستمعین نباید از هر سخن بی اساسی استفاده کرد. بلکه سوزندان قلب محبان اهل بیت(ع) به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه توسط مداحان باید تأمین شود. باید گفت اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک آلود که اشک را به چشم می رساند و چشم را اشک بار می کند به معارف زلال است؛ البته با هنرنمائی. در همین زمینه رهبر انقلاب نقل می کنند: ما در مشهد یک منبریِ معروفی داشتیم، خدا او را رحمت کند، مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهار گریه می کردند؛ درحالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجر نمی آورم. واقعاً هم نمی آورد؛ بنده ده ها منبر از او دیده بودم. حادثه را آن چنان هنرمندانه تصویر می کرد که مجلس را منقلب می ساخت؛ بدون اینکه بگوید کشتند ، بدون اینکه بگوید تیر زدند ، بدون اینکه بگوید شمشیر چنین زدند یا خنجر چنین زدند ؛ این ها را نمی گفت. می توان با شیوه های هنرمندانه، روضه خوانی خوب کرد و گریاند. البته این را هم به شما عرض کنم؛ اینکه آقایان مداح ها، و سابق ها روضه خوان ها که ما حالا کمتر توفیق پیدا می کنیم ببینیم، اما در مواردی از افاضات مداح ها مستفیض می شویم، اصرار می کنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی می خواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه صدا، صدای این جمعیت نیست ؛ یا وقتی مردم می خواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه صلوات، صلوات این جمعیت نیست . شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دل های مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است. جلوگیری از تفرقه یکی از موارد دیگری که به نظر می رسد مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت علیهم السلام می توانند آن را کنترل کند و به نوعی آن را مدیریت کنند مسئله تفرقه و از بین بردن فتنه است. مداحان می توانند از گسترش و ایجاد فضاهای عوامانه ای در برخی محافل مذهبی جلوگیری کنند. فضایی که موجب بدبینی و تفرقه افکنی میان شیعیان و اهل سنت می شود. تفرقه ای که زمینه ساز سوءاستفاده وهابیت و صهیونیسم می شود. یکی از آسیب های جدی در روابط شیعه و سنی که استعمار و استکبار از آن سود می برد، تحریک علما و عوام اهل سنت به وسیله برخی سخنان مجالس و اقدامات نسنجیده و غیر مرتبط با سیره اهل بیت(ع) توسط برخی افراد نادان است که علیرغم نهی و هشدار علما و بزرگان به مسیر نادرست خود ادامه می دهند. اهانت های علنی و زشت و تأسف بار به برخی صحابه و خلفا و لعن برخی همسران پیامبر نه تنها با سیره ائمه هدی و علمای بزرگ تناسبی ندارد، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده وهابیت و تندروهای القاعده برای آتش افروزی و خشونت فراهم می سازد. اگرچه بانیان جدید جریانات برائتی که با پرچم تبری به میدان آمده اند، دارای ارتباطات واضح و عمیق با قدرت های استعماری به ویژه استعمار هستند، اما متأسفانه به علت عدم آگاهی برخی جوانان و مداحان، آن ها عملاً در میدان دشمن بازی کرده و هیزم آتش جنگ مذهبی را فراهم می آورند که فاتح نهایی آن اسراییل در منطقه است. بسیاری از گروهک های تندروی تکفیری که هم اکنون در عراق و سوریه و پاکستان و افغانستان مشغول فعالیت هستند، به منظور یارگیری و تحریک احساسات مردم، از نوارها، فیلم ها و سخنان مطرح شده در این مجالس استفاده می کنند و جواز قتل شیعیان را صادر می کنند. ................................ (1) قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی (سوره شوری-23) ...
آزموده را، آزمودن خطاست
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد هر ایرانی با شرایطی که در قانون مشخص شده می تواند در تمام انتخابات به عنوان انتخاب کننده یا انتخاب شونده شرکت کند مردم هم آزادانه پس از طی مراحل می توانند به کاندیداهای مورد نظر خود رای بدهند. معمولا در هر دوره ای افرادی از گروه ها و احزاب و انجمن ها نام عده ای از فعالان سیاسی را مطرح و یا ضمن سفر به شهرها و استان ها آنها را به شرکت در انتخابات تشویق می نمایند که در این زمینه فعالانه حضور داشته باشند در این شماره بر اساس ضرب المثل معروف آزموده را آزمودن پیشمانی آرد و آن طور که گفته اند: تباهی روزگار خود فزایم چو چیز آزموده آزمایم روان را رنج بیهوده نمایی که چندین آزموده آزمایی 1 نویسنده این سطور در نظر دارد با دهها شاهد و دلیل که در 9 سال اخیر بخش هایی از آن را در ستون انعکاس آیینه درج نموده، با عنایت به نزدیک شدن ایام انتخابات مجدداً بدان اشاره کند و آرزو نماید برای سومین بار خط و شیوه محمود احمدی نژاد و همفکرانش بر این سرزمین حکمرانی نکند و مردم را دیگر بار دچار بلیه دوران حکومت نهم و دهم ننماید. آیت ا... عبدا... جوادی آملی، با اشاره به موضوع اختلاس ها در کشور گفت: مشکلاتی به مملکت ما ضربه وارد کرده که نخست اختلاس است و دیگری سوء مدیریت که اینها کمر نظام را شکسته اند. ایشان در دیدار شهردار و رئیس شورای اسلامی شهر قم اظهار کرد: بیت المال حسابش در قیامت معلوم است اما در این دنیا بنا به فرموده حضرت علی(ع) بیت المال یک مرتع سرسبز است که اگر در جایی غیر از خودش و خدمت به مردم مصرف شود بیماری و با می شود که آبروریز خواهد بود و همه از آن مطلع خواهند شد. مسئولان باید در مصرف بیت المال دقت کنند و همین دادگاه اختلاس نفتی بیماریی شده است که آبروی نظام را خدشه دار کرده و اگر به این جمله گهربار حضرت علی(ع) گوش داده بودیم امروز آبروی ما در دنیا حفظ می شد و من از خداوند می خواهم که به ما آبرو عطا کند. آیت ا... جوادی آملی ادامه داد: ما در این کشور همه چیز داریم و خداوند نعمت خودش را برای ما قرار داده و این در حالی است که یک صدم جمعیت دنیا را داریم، 10 درصد از منابع دنیا در کشور ما قرار دارد ولی متأسفانه این اختلاس ها ضربه زیادی را به مردم و کشور وارد کرده است. 2 سیاستمداری که سال ها در سمت های اداری و در رده های مختلف از قبیل شهرداری، استانداری، ریاست جمهوری فعالیت و مسئولیت داشته آیا نمی داند در یکی دو هفته آخر دوران مدیریتش نباید مجوز دانشگاه به نام خود و یاران نزدیکش صادر کند و یا از بیت المال وجه به حساب شخصی واریز ننماید تا در مظان اتهام قرار نگیرد. اگر سازمان ها و نهادهای نظارتی به هر دلیل با دولتی که خود را پاکترین دولت تاریخ و یا حکومت عدالت گستر می دانست در آن 8 سال مماشات نموده اند وقت آن است که بر اساس مدارک موجود به وظایف شرعی و قانونی عمل نمایند. گرچه شواهد امر حکایت از آن دارد که پرونده متخلفان و مفسدان اقتصادی، زمین و کوه و دریا و جنگل و گردنه خواران و غیره در حال رسیدگی است و باعث امیدواری مردم خواهد بود. دبیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی اما از یک تخلف دیگر دولت سابق هم توضیحات بیشتری می دهد و می گوید: دانشگاه جامع ایرانیان یک دانشگاه غیر انتفاعی و خصوصی است که در دو هفته پایانی کار دولت قبل تاسیس شد و در صدور مجوز آن و تخصیص اعتبار از محل بودجه نهاد ریاست جمهوری، سوء جریان به وقوع پیوسته است. شاهد این مدعا روند زمانی شتاب زده تاسیس و شکل گیری این دانشگاه و تخصیص غیرقانونی اعتبار به عنوان سرمایه تاسیس از محل منابع نهاد ریاست جمهوری در دو هفته پایانی کار دولت است. مصوبه ای در دولت به منظور جواز کمک نهاد ریاست جمهوری به برخی اشخاص حقیقی و حقوقی تحت عنوان فعالیت های فرهنگی و اجتماعی صادر می شود بدون آنکه در جلسه، ذکر نامی از دانشگاه جامع ایرانیان باشد. در حال حاضر پرونده این مصوبه که مبنای قانونی این اقدامات قرار گرفته است، در مرجع قضایی در حال رسیدگی است. در نهایت مورخ 12/5/1392 و در آخرین روز کاری دولت قبل با امضای آقای ح. ب مبلغ 16 میلیارد تومان به حساب شخصی مشترک رییس جمهور وقت با وی، واریز می شود. البته با اشکال دیوان محاسبات کشور و پیگیری دولت یازدهم این وجوه مجددا به حساب نهاد ریاست جمهوری بازگردانده شد. در تاریخ 5/6/1392 حسابرس کل هیات حسابرسی دیوان محاسبات کشور این امر را خلاف قانون ابلاغ کرده و بر بازگشت آن تاکید می کند و روز بعد از آن با اعلام دادسرای دیوان محاسبات کشور، حساب شخصی رییس جمهور سابق و آقای ح. ب مسدود می شود و با پیگیری های مکرر معاون کل محترم نهاد ریاست جمهوری در تاریخ 11/7/1392 این وجه به حساب نهاد باز می گردد. وی افزود: پرونده قضایی رسیدگی به دانشگاه ایرانیان مفتوح است، ضرورت دارد مرجع قضایی بررسی کند که چگونه طی کمتر از دو هفته پایانی کار دولت مجوز این دانشگاه صادر و شروع به کار می کند، بدون اینکه به ثبت رسمی برسد و از محل بودجه دولت به بهانه کمک به آن به حساب شخصی این افراد کارسازی شود. انتظارمان از دستگاه قضایی این است که این پرونده را با سرعت بیشتری رسیدگی کند. امیدواریم مسوولانی که در این رابطه نقش داشتند پاسخگوی عملکردشان باشند. 3 نه تنها اصلاح طلبان بلکه عده ای از اصول گرایان هم آرزو می کنند عموم مردم اجازه ندهند تفکر احمدی نژاد ی ها بار دیگر بر این سرزمین حاکم شود حجت الاسلام و المسلمین محسن غرویان در فاصله شش ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری به بررسی فضای انتخاباتی حاکم بر جریان های سیاسی و افراد موثر در این دو انتخابات می پردازد و می گوید: دعا می کنم تفکر احمد ی نژاد دیگر هیچ گاه به ملت ایران تحمیل نشود. مدتی است که زمزمه هایی از فعالیت های انتخاباتی محمود احمدی نژاد و اطرافیانش شنیده می شود. از جلسات دفتر ولنجک رییس جمهور پیشین گرفته تا همایش های گاه و بیگاهی که احمدی نژادی ها برگزار می کنند و بازار سفرهای استانی هم داغ است. این فعالیت ها، شایعات زمینه چینی برای حضور مجدد احمدی نژاد در قدرت را قوت می بخشد. غرویان در این زمینه می گوید: من که شخصا دعا می کنم که هیچ وقت افکار و مشی آقای احمدی نژاد بار دیگر بر ملت ایران تحمیل نشود و این از دعاهای بنده است که این مصیبت ها بار دیگر در کشور ایران و ملت ایران توسط آن افکار و مشی ایشان حاکم نشود. البته حدس می زنم اکثریت ملت به خصوص فرهیختگان و آن ها که دانش بالاتری دارند متوجه شدند که واقعا چه مصیبت هایی بر ملت ما در این هشت سال وارد شد. وی می افزاید: توده مردم هم آگاه تر و متوجه تر شده اند. نخبگان باید تلاش کنند که توده مردم را آگاه تر کنند تا بار دیگر به آن طرز فکر رای داده نشود ولی در عالم سیاست هر اتفاقی ممکن است بیفتد. تلاش دولت سابق هم این است که باز قدرت را در دست بگیرد ولی ما امیدواریم و دعا هم می کنیم که چنین اتفاقی نیفتد و مردم را هم آگاه می کنیم که به چنین نمایندگانی با آن طرز تفکر و افراط گری ها و تندروی ها رای ندهند. در دو سال پایانی دولت احمدی نژاد برخی از اصولگرایان او را به خاطر خانه نشینی 11 روزه و ارتباط با اسفندیار رحیم مشایی از جریان اصولگرایی خارج دانستند و حتی پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش از او برائت جستند. هر چند او هیچ گاه خود را وام دار گروه خاصی ندانست و حتی زنده شدن جریان اصولگرایی را از دم مسیحایی خود در انتخابات 84 می دانست... آقای احمدی نژاد هم به اعتبار این که دم از امام زمان(عج) و مدیریت امام زمانی می زند در دایره اصولگرایی گنجانده شده است. او خاطر نشان می کند: من خودم در یک سخنرانی 22 بهمن از احمدی نژاد شنیدم که در آخرش گفت که از نیروی انتظامی، استاندار و... تشکر می کنم، از امام زمان هم تشکر می کنم! انگار که امام زمان هم یکی مثل بقیه مسئولین است! طوری حرف زد که من تعجب کردم و انگار ارتباط مستقیم با امام زمان (عج) دارد. این کارها برای عوام فریبی بود و بعضی ها این ها را شاخصه اصولگرایی می دانستند. 4 خبرها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد قرار است به وقتش پاسخ لازم را بدهد مردم مومن و صبور و انقلابی ایران می دانند او سال ها ادعا می کرد اسامی مفسدان اقتصادی را در جیب و کیف خود دارد گر چه هیچگاه نام آنها اعلام نگردید اما با کمال تاسف و تاثر باید گفت تنها یکی از کسانی که توانسته است با امکاناتی که در دولت احمدی نژاد برایش فراهم گردیده به آلاف و الوف دست یابد بابک زنجانی است که درباره ثروت کلان و نجومی وی می گویند: چنانچه ثروت دوباره مردم ایران از جیب های بابک زنجانی به بیت المال برگردد، می توان، هزاران کیلومتر مسیر آسفالتی برای تردد ایرانیان به سایر شهر های ایران ایجاد کرد، بیش از 100 بیمارستان تخصصی سرطان در سراسر کشور تاسیس کرد، ده ها هواپیما و کشتی برای بازرگانان و تاجران تهیه کرد، هزاران کیلومتر خط لوله آب رسانی کشاورزی و آشامیدنی به روستاها کشید، می توان هزاران مدرسه در سراسر کشور ساخت و بیش از 10 استان را به طور کامل آباد کرد و با تاسیس صد ها کارخانه تولیدی و شرکت های فرآورده های نفتی میلیون ها جوان متمدن، باهوش و تلاشمند را مشغول به کار و از کاهش بی رویه طلاق در کشور جلوگیری کرد. صد ها مرکز ترک اعتیاد، نگهداری از کودکان بدسرپرست و کودکان معلول راه اندازی کرد تا دیگر خانواده ای نگران مشکلات فرزند مریضش نباشد، و هزاران مورد دیگر می شود انجام داد به شرط آنکه پول های ملت عزیزمان از جیب های متهم بزرگ نفتی دوباره به بیت المال برگردد. 5 صد البته مردم، از درک و بینش سیاسی کارآمد و توانمندی برخور دارند و نیازی به هدایت جریانات سیاسی ندارند و مسایل و حوادث کشور را بخوبی تحلیل می کنند در گزینش و انتخاب خود بهترین ها را انتخاب خواهند کرد و از طرفی عهد و پیمانی با کسی ندارند و عقد اخوتی با کسی نبسته اند هرگاه تشخیص دهند که فرد اصلح کیست او را بر می گزینند و برای این تشخیص بهترین معیار عملکرد گذشته افراد است. بنابراین شایسته است که همه ما به خواست و اراده مردم تمکین کنیم و در برابر انتخابشان سر تسلیم فرود آوریم. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- امثال و حکم علامه علی اکبر دهخدا، جلد اول، صفحه 31 و 32، انتشارات امیرکبیر 2- خبرگزاری ایرنا، 19/7/94 3- روزنامه اعتماد، مورخ 19/7/94 4- خبرگزاری ایسنا، مورخ 15/6/94 5- روزنامه آرمان، مورخ 18/7/ ...
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
طلبه ای که با وام 30 میلیونی کارآفرین شد
تجربه کردم، اما اداره محل کارم برای من مثل یک زندان بود، لحظه شماری می کردم تا پایم به استخر ماهی باز شود. مردم وقتی می بینند که من شخصا وارد استخر می شوم و فضولات ماهی ها را پاک می کنم یا خودم شخصا ماهی ها را در بازار می فروشم تعجب می کنند. آن ها عادت ندارند یک نفر با لباس روحانی را در کار تولیدی ببینند. با این وجود استقبال می کنند و با خیال راحت ماهی می خرند و مطمئن هستند که من ماهی
مسابقه فوتبال ال کلاسیکو و یک نکته تبلیغاتی جالب
به یک صنعت شده است. گردش مالی سالانه ناشی از صنعت فوتبال از گردش مالی بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا هم بیشتر و بالاتر است. وقتی که امارات و قطر یک چنین سرمایه گذاری در این صنعت می نمایند، طبیعی است که چیزی نمی گذرد و سری میان سرها در می اورند و به نان و نوای خوبی در این صنعت می رسند که همه و همه به نفع مردم کشورشان تمام می شود و بدین جهت در رتبه بندی های مختلفی که توسط موسسات بین المللی
مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه سقز: شهدا، راهنمایان حاضر هستند
کردن مردم از آن، مخدوش و خشن جلوه دهد. او با تشریح توطئه های حوزه جنگ نرم دشمن عنوان کرد: بصیرت افزایی مردم توسط سازمان و نهاد بسیج باید همواره در دستور کار باشد. حجت الاسلام رستمی در ادامه با تبریک سی و ششمین سالگرد تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام خمینی (ره) اظهار کرد: بسیج ارائه دهنده سبک زندگی اسلامی است و این را با اجرای برنامه های فرهنگی نظیر نشست های بصیرتی و یادواره های
هیچ گاه آدم سیاسی نبوده ام
نصیریان) است و بهبودی شخصیت منفی است. آدمی که می خواهد منافع را با او به صورت مساوی تقسیم کند و اختلافشان بابت همین موضوع است و چند باری هم دوطرف قصد جان یکدیگر را می کنند. به هر حال بهبودی می خواهد قدرت اصلی را در دستش بگیرد و نفوذش را در ادارات دولتی گسترش بدهد. او اهل رانت خواری و هر نوع کار خلاف دیگری هم هست و دوست دارد همه از او اطاعات کنند. از همکاری با حسن فتحی هم بسیار خشنودم و از جهاتی من را