سایر خبرها
سینما24 نگاهی 360درجه ای به سینما (15 دی)
برسانیم. وی با بیان اینکه شاید مطالبه برای احقاق حق خانواده های عزیز از دست داده و کمک به سروسامانی آنها مرهمی برای دردهای یکساله ی آنها باشد ادامه داد:بعد از حادثه و در مراسم های مختلف تشییع ، تدفین و ختم همراهی و همدردی ها با ما در هفته اول بسیار خوب بود و دوستان و مسئولان زیادی حضور داشتند. اما نکته ای که بعد از آن وجود داشت این بود که کم لطفی به خانواده های حادثه دیدگان پررنگ بود.
کسانی که وحدت را برهم می زنند نمی فهمند
این ها را عاشق خدا کرده بود؟ وی با اشاره به آیات سوره تین افزود: خداوند در این آیات خیلی قشنگ با من و شما درد دل می کند، می گوید من شما را در بهترین شکل خلق کردم، وقتی شما را انسان خلق کردم، به خودم بارک الله گفتم، حتی می خواستم شما را خلیفه کنم ولی ملائکه اعتراض کردند، اما من گفتم من یک چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. خداوند می گوید من شما را والا خلق کردم، بعد از آن شما را آوردم در
هنرپیشه ای که عاشق دیزی و فلافل است
کاراته کار کردم. آن زمان همه عاشق بروسلی بودند. قبل از انقلاب که فیلم هایش در سینماها اکران می شد همه درگیر او بودند. جوان درباره بازی در کنار خسرو شکیبایی گفت: بین همسران و خانه سبز ، من نوعی دیگر را بازی کردم. ایفای نقش در خانه سبز فوق العاده باعث افتخار من است و از تک تک آدم های آن کار چیز یاد گرفتم. همه چیز لذت بخش بود. به نظرم دیگر هیچکس شبیه خسرو نیست. البته هیچکس شبیه هیچکس نیست
آزاده نامداری: خدا را شکر که چادری ام
بگیرم. اصلا اینطور نیست، تو جای خودت را داری. یک جایی قبلا این را گفته ام بیش از 20 شبکه تلویزیونی داریم. اصلا فکر کنید یکی از اهداف تلویزیون از ایجاد این همه شبکه چیست؟ برای اینکه نوعی تنوع فکری را به جامعه ما بیاورد. این همه شبکه تلویزیونی و انواع مجری ها را داریم، مرد و زن و هر شکلی که شما دلتان بخواهد، در چارچوب شرع و عرف. خب به من نگاه نکن! بزن شبکه 5 را نگاه کن. تو اصرار داری مرا
زندگی خصوصی رامبد جوان در بعضی ها / با شنیدن خبر مرگ شکیبایی ترکیدم + تصاویر
هم نریز، خسرو تمام کرد. گفتم یعنی چه؟ بعد تلویزیون را روشن کردم و وقتی دیدم خبر فوت شکیبایی زیرنویس می شود، انگار تازه این اتفاق باورم شد و ترکیدم. من دو بار در زندگی ام اینطور زندگی کردم. هق هقی می کردم، از آن گریه هایی که رویش کنترل نداری و نفست بند می آید. وی در پاسخ به اینکه دفعه دیگری که اینطور گریه کرده، چه زمانی بوده، با کمی مکث گفت: یک موجودی را از دست دادم، البته انسان نبود
زندگی خصوصی رامبد جوان در بعضیا / با شنیدن خبر مرگ شکیبایی ترکیدم
اما به هم نریز، خسرو تمام کرد. گفتم یعنی چه؟ بعد تلویزیون را روشن کردم و وقتی دیدم خبر فوت شکیبایی زیرنویس می شود، انگار تازه این اتفاق باورم شد و ترکیدم. من دو بار در زندگی ام اینطور زندگی کردم. هق هقی می کردم، از آن گریه هایی که رویش کنترل نداری و نفست بند می آید. وی در پاسخ به اینکه دفعه دیگری که اینطور گریه کرده، چه زمانی بوده، با کمی مکث گفت: یک موجودی را از دست دادم، البته انسان
آشنایی با تیپ های مختلف شخصیتی
استرس استفاده کنید . سعی کنید نیازهای عزیزانتان را پیش بینی کنید. از دیگران سوال کنید که برایشان چه می توانید انجام بدهید. وقتی به خانه بر می گردید نیازتان به کنترل دیگران را کنار در بگذارید و وارد منزل شوید. انتقاد را به حساب اینکه دیگران می خواهند شما را کنترل کنند نگذارید. اگر کسی شما را به مبارزه می طلبد ، قبل از اینکه واکنشی نشان دهید ببنید منظوری دارد. متوجه تاثیر خود روی دیگران باشید. بیش
چند متر مکعب عشق با چاشنی خشونت
برترین ها - ایمان عبدلی: عشق تو به من،عشقی مجازی است وفاداری تو به من ،وفایی مجازی است تنها مرگ مجازی من حقیقی است، مانند تنفس غاده السمان روایت یک عشق با لهجه ی افغانی در بستری خشن وتراژیک که البته به خوبی پرداخت شده و واقعی از آب درآمده است،جمشید محمودی(کارگردان) و نوید محمودی(تهبه کننده) دو برادر مهاجر افغان که از خردسالی در ایران زندگی میکنند با
10 + 2 فیلم جشنواره ی فجر را بشناسیم
بوبانی، نیکی نصیریان و یاسمین پازوکی درباره فربد و آوا است که در شب مرگ هنرمند مورد علاقه شان به طور اتفاقی در شهر کتاب با هم آشنا می شوند و این آشنایی ما را به گذشته ای می برد که حال و آینده این دو شخصیت را تحت تاثیر خود قرار می دهد. خداحافظی طولانی به کارگردانی فرزاد موتمن با بازی سعید آقاخانی ، ساره بیات ، میترا حجار و نادر فلاح درباره شخصی به نام یحیی است که از اتهام یک قتل جنجالی تبرئه
اتهام تجاوز در پرونده 2 عضو باند کینگ
نوجوان در جایگاه قرار گرفت او که از سه پسر جوان به اتهام تجاوز به فرزندش شکایت کرده بود، گفت: شوهرم یک سال پیش فوت شد. چون کار می کنم خیلی نمی توانستم کنار بچه ام باشم و معمولا او را به مادربزرگش می سپردم تا اینکه روز حادثه دوستش با من تماس گرفت و گفت چندپسر او را به زور سوار موتور کردند و بردند من هم پلیس را خبر کردم و مدتی طول کشید تا متهمان بازداشت شوند. من از دومتجاوز شکایت دارم. از نفر سوم
من نگران مصطفی بودم او نگران حضرت زینب(س)/ عطر مصطفی هنوز در خانه مان پیچیده است
که در افغانستان در هنگامه نبرد با طالبان، ماشینی که مصطفی در آن بود به روی یک مین می رود و همین انفجار باعث قطع شدن قسمتی از دست مصطفی می شود اما با همه این اوضاع و احوال، بعدها نیز حتی ذره ای از علاقه اش به جهاد در راه خدا و اهل بیت(ع) کم نشد. عاشق جهاد در راه خدا بود و خودش بارها می گفت که من برای جهاد ساخته شده ام. بعد از این که به ایران بازگشت، در کنار خودم مشغول رانندگی با ماشین های
چطور خانواده همسرم را هضم کنم؟
این جمع محسوب می شوم یا اینکه دوست ندارم شوهرم بیش از اندازه با مادرشوهرم گرم بگیرید. بنابراین وقتی به خانه بر می گردیم، تازه آغاز یک دعوای حسابی بین زن و شوهر است؛ این که تو اصلا مرا تحویل نمی گیری، نمی بینی مرا و فقط به فکر شادی خودت و خانواده ات هستی. اما اگر نوعروسان بپذیرند همانطور که ما دوست داریم با خانواده خود راحت باشیم و بگو بخند کنیم، همسرمان هم چنین تمایلی دارد در آن صورت بسیاری از آن
پدرم نیروی دریایی بعث عراق را نابود کرد/ ماجرای گرفتاری من و خواب فرمانده کل ارتش
بستری کنیم و برای فراهم کردن پول به هر دری زدیم اما کاری از پیش نبردیم و پول عمل فراهم نشد. یک روز شوهرم گفت: بهتر است نزد فرمانده پایگاه بروم شاید فرجی شود. روز سه شنبه بود صبح اول وقت به دفتر شهید یاسینی رفت و یک ساعت بعد خوشحال و شادمان بازگشت . به او گفتم : مثل اینکه با دست پر برگشته ای ؟! در این حال شوهرش دنباله حرف را گرفت و ادامه داد : آره وقتی که وارد دفتر تیمسار شدم
تئاتر 24 ؛ نگاهی 360 درجه ای به تئاتر (14 دی)
ولی عملی نمی شود، یادآور شد: ما خانه داریم ولی خانواده نداریم. سال ها است که این خانواده معنایش را از دست داده است. وقتی در کانون نمایشنامه نویسان گفتم که به اعضا زنگ بزنیم و حالشان را بپرسیم، رییس کانون به من گفت مگر ما دکتریم. ما باید به هم زنگ بزنیم وجلسات مداومی برگزار کنیم. مریم معترف: شوخی با اسطوره ها فاصله مردم امروز با شاهنامه را کم می کند کارگردان نمایش کمدی رزم و
مَرد خدا بود و بس
بعد از آن و پیش از انقلاب و پس از آن طرف مشورت قرار گیرند و ایشان نظرات خویش را صادقانه و با صراحت به مرحوم امام (ره) منتقل می نمودند. حضور معظم له در کنار مرحوم آیت ... العظمی گلپایگانی (ره) و انجام مأموریت های سخت و تبادل افکار و همسویی و همفکری با ایشان در جهت مسائل مملکتی و حوزوی و امور دیگر که از ذکر آنها گذر می کنیم، او را چهره ای مبارز و مجاهد در مقابل ظلم و جور دستگاه پهلوی نشان
سرریز خودروها از خیابان به کوچه پس کوچه ها
ترافیک، گره هزار تو در شهر همدان است که نه طرح های مقطعی مانند یکطرفه کردن خیابان ها توانست آن را حل کند نه ساخت چند پارکنینگ مانند پارکینگ طبقاتی سینا! هرچند از دیدگاه کارشناسان ساخت پارکینگ در سطح شهر می تواند در کاهش بار ترافیکی تأثیرگذار باشد اما با توجه به بافت شهر می توان تدبیری اندیشید که از فضای موجود در ساختمان های اداری در برخی از ساعت روز مانند بعد از ظهرها استفاده شود و یا
غلامرضا ازهاری و غلامعلی اویسی از ایران گریختند
عمل سودی به دست نیاورد، پس از پنج روز به گونه ای وحشیانه سیدمصطفی را از خانه مسکونی دستگیر و در 14 دی ماه به ترکیه تبعید کرد. سفر مخفیانه ژنرال "هایزر" مستشار عالی رتبه نظامی آمریکا به تهران (1357 ش) ژنرال رابرت هایزر، معاون وقت فرمانده نیروی هوایی آمریکا در اروپا بود و برای مأموریتی ویژه به تهران آمد تا دولت آمریکا را در تصمیم گیری های بعدی و اطلاع از اوضاع ایران در زمان
چرا بنیانگذاران رژیم اسرائیل به فکر حمایت از "فلسطین" افتادند؟
استشهادی داشتند اما این حصارها مورد مخالفت جامعه بین المللی قرار گرفت زیرا عملاً کنترل همه چیز را در این نواحی به دست اسرائیل می داد. این بدان معنا بود که اسرائیل اگر چه از این مراکز عقب نشینی کرده است اما آنها در قابل اردوگاه های آپارتایدی درآورده و تحت کنترل دارد. دادگاه بین المللی لاهه از همین رو حکم به مخالفت حصارکشی با قوانین بین المللی داد. اما اسرائیل به هیچ کدام از این تلاش ها وقعی ننهاد
امام خمینی(ره): امضای آشیخ یحیی معادل دو امضاست/ امام برای دیدن شیخ الاشراق سوار ژیان شد
ها هم به او خیلی عزت و احترام می گذاشتند. وی ادامه داد: آقای حسنی بعد از بازنشستگی بنگاهی تاسیس کرد که بیشترین مشتری آن از طلبه ها بودند. روزی که بنده آن جا حضور داشتم و آقایان مشغول صحبت بودند، من متوجه شدم که سخن از آقایی به نام آشیخ یحیی انصاری است. آقای حسنی به دیگری گفت: بله ایشان (آقای انصاری) واقعا سلمان زمان هستند، این تعبیر برای من خیلی جالب بود و هوش و حواس من را به خودش جلب
مرد طمعکار قصاص می شود
خریده بودم داخل حیاط گذاشتم و شوهرم را صدا کردم تا برای بردن آنها به من کمک کند اما جوابم را نداد. احتمال دادم که خوابیده باشد. وقتی داخل پذیرایی شدم، متوجه به هم ریختگی خانه شدم. بعد هم جسد شوهرم را دیدم که گوشه اتاق افتاده بود. بنابراین با پلیس تماس گرفتم. او گفت: شوهرم در کار ساخت و ساز بود و احتمال می دهم که در نبود من سارقان به خانه دستبرد زده و با دیدن شوهرم او را به قتل رسانده اند.
نجات نوجوان متهم به قتل با نظریه پزشکی قانونی
ضارب را می شناسند، او نوجوانی به نام مرتضی است که با اکبر درگیر شده و سپس وقتی او داشته از محل دور می شده با پرتاب آجری به سمتش او را به قتل رسانده است. وقتی مرتضی بازداشت شد، ماجرای قتل را برای ماموران تعریف کرد. او گفت: مدتی بود اکبر مزاحم خواهرم می شد البته نگار در این باره به من چیزی نگفته بود اما از مزاحمت های تلفنی که در خانه داشتیم متوجه می شدم ماجرا چیست تا اینکه یک روز اکبر با
کدام فیلم ها، بازار بخش رقابتی فجر را گرم می کنند
، یاسمین پازوکی و با حضور نسیم ادبی، رابعه مدنی، مریم بوبانی و با معرفی مرتضی اسماعیل کاشی و بازیگر خردسال نیکی نصیریان / برخورد اتفاقی یک زن و مرد در شب مرگ یک موزیسین معروف، روی گذشته و آینده هردوی آنها تاثیر می گذارد. اعترافات ذهن خطرناک من : هومن سیدی /سیامک صفری، نگار جواهریان، عباس غزالی، امیر جعفری، رویا نونهالی، میترا حجار و چکامه چمن ماه / داستان فیلم در 24 ساعت می گذرد و ماجرای مردی
نگاه فیلمساز ما از دهه 60 به سمت جشنواره های خارجی چرخید/ سخت ترین انتخاب ساخت فیلم اول است/نسل جوان ...
دوستان هم بودند. در مراسم اهدای جوایز همراه با مترجمی روی سن رفتم. سوالی کردند که واقعا ایران همینه؟ گفتم؛ بله همینه. گفتند، رابطه زن و مرد واقعا به همین صورته؟ یکی دیگه از سوال کنندگان گفت؛ آخه هر چی ما فیلم از ایران دیدیم جور دیگری بوده. من به مترجم گفتم صحبتهای مرا کامل ترجمه کن؛ در هر کشوری یک قشری هستند که در نقطه ای از آن کشور زندگی می کنند، به عنوان مثال ما در کشورمان کولی داریم، حتی در امریکا
از آغاز هفته وحدت تا روز جهاد کشاورزی
. از این رو حاج سید مصطفی خمینی را پس از 57 روز حبس، در هشتم دی ماه 1343 از حبس، آزاد کردند و از او خواستند که بدون سروصدا به قم برگردد. اما ورود ایشان به قم، مورد استقبال پرشور مردم قرار گرفته و ملت انقلابی، ایشان را تا خانه همراهی کردند. ولی چون رژیم از این عمل سودی به دست نیاورد، پس از پنج روز به گونه ای وحشیانه سیدمصطفی را از خانه مسکونی دستگیر و در 14 دی ماه به ترکیه تبعید کرد.
وقتی هالیوود پوست سر مخاطب خود را کَنْد + فیلم و تصاویر
نمی شد در بازی های المپیک جمع بزرگی از ما را قتل عام کنند. ماه قبل از اکتبر 1973، تحرک ارتش های عرب را دیدیم. با این حال، به اتفاق به این نتیجه رسیدیم که آن ها تهدیدی برای ما نیستند. جالب این جاست که یک ماه بعد، اعراب نزدیک بود همه ما را در دریا بیندازند. همین شد که تصمیم گرفتیم "تغییری" صورت دهیم. به این تغییر، "مرد دهم" گفتیم. یعنی حتی اگر 9 نفر از ما روی موضوعی به یک نتیجه واحد برسند، وظیفه نفر
10 درصد تخفیف پاییزه در فروشگاه اینترنتی شهرکتاب
، ثالث مرشد و مارگریتا، میخائیل بولگاکف، عباس میلانی، فرهنگ نشرنو من او را دوست داشتم، آنا گاوالدا، الهام دارچینیان، قطره ناتور دشت، سلینجر، محمد نجفی، نیلا وقتی نیچه گریست، اروین یالوم، سپیده حبیب، قطره داستان ایران اتفاق، گلی ترقی، نیلوفر تو در قاهره خواهی مرد، حمیدرضا صدر، زاوش ته خیار (سی داستان)، هوشنگ مرادی
داستان فیلم های سینمایی سال
اند و به بندر انزلی می روند تا شخصی را ملاقات کنند غافل از اینکه سفرشان پرخطر است. خداحافظی طولانی کارگردان: فرزاد موتمن بازیگران: سعید آقا خانی، ساره بیات و میترا حجار خلاصه داستان: مردی از اتهام یک قتل جنجالی تبرئه شده، ولی جامعه و اطرافیانش هنوز به عنوان مجرم نگاهش می کنند. مرد که درگیر یک رابطه عاطفی است، برای تداوم عشق و زندگی باید بر این بحران غلبه کند.
ترانه مکرم، ترانه سرای ترانه های محبوب مان
شدم که شنونده ها تا چه حد آنها را دوست دارند برای من هم عزیزتر شدند؛ مثل ساعت 9 که سیروان خسروی آن را اجرا کرد یا با تو ستاره می شوم که محمد اصفهانی آن را خواند یا خدا را چه دیدی که رضا صادقی آن را اجرا کرد. ترانه ای بوده که بعد از خوانده شدن توسط کسی دیگر آن را دوست نداشته باشی؟ وقتی کار دلی پیش نرود و خواننده بدون در نظر گرفتن احساسات ترانه سرا آن را اجرا کند، قطعا نظرم عوض
آشنایی با 24 فیلم سودای سیمرغ فجر(+عکس)
رمضان زاده نوشته شده است، درباره یک عکاس جنگ است که اولین نفری است که بعد از بمباران شیمیایی حلبچه به این منطقه وارد می شود و از آن عکاسی می کند. این عکاس طی این سفر با زنی آشنا می شود و ماجراهای عاشقانه ای میان آن ها اتفاق می افتد. شهرام شاه حسینی هم امسال خانه دختر که نوشته ای از پرویز شهبازی است را در فجر سی و سوم به مخاطبان نشان می دهد. خانه دختر پس از آقای هفت زنگ ، زن ها
آرزویی که برآورده نشد / روایت مرتضی ممیز از طراحی پوستر فیلم های کیمیایی، بیضایی و هریتاش
چرا شما این قدر به ما فشار می آورید. گفتم چرا. گفت بنده هم اگر وقت داشتم می توانستم اتودهای خیلی خوب برای شما بیاورم. من چهار جا باید کار کنم بعد هم آخر شب باید بروم خانه و یادم باشد فردا که می روم سر کلاس باید یک اتود هم بکنم. با آن خستگی بیشتر از این نمی توانم کار کنم. این تصور بسیار وحشتناکی است که ما ایرانی ها داریم که خیال می کنیم باید فارغ البال باشیم تا بتوانیم یک کاری بکنیم. اصلا!ً زندگی