سایر منابع:
سایر خبرها
تعجب عراقی ها از رشادت های "رزمندگان ایرانی"
به او معترض شدم و با تندی با او صحبت کردم. اما او با همان آرامش و مهربانی اش به من گفت که مسجد بوده و چند روزی است که به عنوان مؤذن انتخاب شده است. نماز مغرب و عشاء را به مسجد رفتم و بعد از تحقیق متوجه شدم که علی را به خاطر علاقه و صوت زیبایش به عنوان مؤذن مسجد انتخاب کرده اند. از همان کودکی نوع رفتار و کردارش چون انسان های بزرگ بود. من خیلی به او علاقه داشتم. هر چه توان داشتم جمع کرده
چه کسی پای زنجانی را به نفت باز کرد؟
کرد و گفت: بحثی که آنجا مطرح شد ارتباطی به موضوع صندوق بازنشستگی نداشت و قبلا نیز چند بار از بازپرس خواسته ام مرا با آقای الف.و.د یا آقای س.ج روبرو کند. متهم ردیف دوم پرونده نفتی تاکید کرد: ورود آقای زنجانی به مجموعه نفت از طریق نیکو بوده است. قاضی صلواتی خطاب به م.ش گفت: ورود زنجانی به نفت از طریق شما صورت گرفته است. متهم در پاسخ گفت: این نظر شماست؛ زیرا اگر به
پای حج و زیارت هم به پرونده زنجانی باز شد/ اشک متهم ردیف سوم در آمد
براینکه من عامدانه علیه نظام اقدام کرده ام. من چهار سال فرمانده گردان های عملیاتی در جبهه ها بوده ام. وی ادامه داد: بارها مجروح شدم، جانباز هستم و همسرم خواهر شهید است و دخترم را حضرت آقا به طور خصوصی عقد کرده اند. متهم در این لحظه شروع به گریه کرد و قاضی او را دعوت به آرامش کرد و خواست ادامه دفاعیات خود را ارائه دهد. فلاح با گریه افزود: همه اعضای خانواده من بیشتر مقلد مقام
الهام چرخنده: هرگز پایم را در هیچ دیسکویی نگذاشتم!!
حضرت زهرا شدم در محیط های فرهنگی دانشگاه، حلقه صالحین و خیلی محیط های فرهنگی حضور پیدا کردم و مسائل مختلفی به وجود آمد که به دلیل اینکه تیم فیلم برداری خودم همراهم بود این رفتار ها در قبال من هیچ وقت انعکاس نداشت، در این ویدیو هم همان طور که مشخص است ابتدا و انتهای این فیلم کاملا بریده شده و با هدف مشخص در اختیار مردم قرار گرفته است که در آن یک اقایی گفتن شما آنجلینا جولی ایرانی که من پاسخ دادم اون
همین مردم عادی را می خواهم
پلیس 110 را به خاطر این قطعی که او را مقصر می دانست، به میان کشانده. با وجود این چندان ناراحت نبود، می گوید: اینها همه نشانه است، نشانه اینکه من هم مانند این خانه که همسن و سال هستیم دیگر عمری را سپری کرده ام. من هم مانند خانه ام که هر روز تعمیرات تازه ای طلب می کند به مرگ نزدیک تر شده ام. صحبت از چیستا یثربی است؛روانشناس نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتری که تا به امروز نزدیک به 90 عنوان کتاب از او
نصیریان: راز بازیگری صداقت با مردم است
پیش نیامده در طول سال های فعالیت هنری تان، راش های خود را حین فیلمبرداری ببینید، می گوید: نه، ابدا. هیچ وقت من نرفتم راش ببینم، برای این که یک جور وسواس بیخود دارم دیگر. به نظرم نقشی که بازی می کنم باید در مواجهه من با خود و با حس خودم به وجود بیاید و صیقل بخورد و شکل بگیرد، نه با دیدن و اصلاح کردن آن در راش یا جلوی آینه و توسط عوامل خارجی. البته این سوای آن چیزهای مهم و اولیه همچون فیلمنامه
کیکاووسی که مصطفی شد
مختلف منتشر کنید؟ بعد از اسارت خیلی دلم می خواست خاطرات خود را بنویسم اما به دلیل مشغولیت های متعدد هیچ گاه این فرصت به دست نیامد، به ویژه وقتی به عنوان معلم سر کلاس حاضر می شدم چهره دانش آموزان ناخودآگاه مرا به گذشته می کشاند و به یاد دانش آموزان و هم سن و سالان خود می افتادم که با چه عشق و علاقه ای به جبهه می رفتند. دلم می خواست این چهره های مصمم را به تصویر بکشم و خصوصیات روحی و جسمی آن ها را
اشعار ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)
/> بیش از هزارسال، شب و روز و ماه و سال دارد به این دعا همه شب شیعه زمزمه با تیغ مهدی اش دل ما را صفا بده بر سینه شکسته زهرا شفا بده *** اسلام، سرشکسته اعدا نمی شود مهر علی برون ز دل ما نمی شود درمان زخم سینه مجروح اهل بیت جز با ظهور مهدی زهرا نمی شود میثم هماره باشدش این ذکر بر زبان عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مهریک مادر شهید برای دو شهید مدافع حرم/نامه رهبر انقلاب به جوانان غربی بازگو کننده چهره رئوف اسلام بود
به عنوان یک مدافع حرم، از اسلام و حرم بی بی عالم یعنی حضرت زینب(س) مراقبت کند تا دست نا اهلان روزگار به این مکان مقدس نرسد. حاج رمضانعلی ادامه می دهد: من همیشه به شهادت او ایمان داشتم چون خودش هم قبل از رفتنش در بهشت زهرا(س) گفته بود که شهید می شود و همیشه آماده شنیدن این خبر بودم. او قرار بود که سیزدهمین روز محرم سال 92 به خانه بیاید اما دقیقا یک روز مانده به حرکتش به تهران، بر اثر
نماینده آستانه تنها در حوزه پزشکی خود سابقه مدیریت داشت/ به هیچ وجه کاندیدای جبهه پایداری نیستم/با خصوصی ...
و مسئولان اداری می خواهیم بیاییم آنجا و مردم می توانند بیایند و مشکلاتشان را اعلام نمایند. سه روز بعد از این که من فرماندار شدم برف آمد، من اعلام کردم که هیچ کدام از مسئولان خانه نرود و آماده باش دادم، صبح زود که اولین نشانه های برف نشست هرکدام از دهیاران را آوردیم که اگر ماشین و بیل مکانیکی هست کاری کنیم که برف روی زمین ننشیند. به هر صورت با کمک همدیگر توانستیم کاری کنیم که هیچیک از جاده
بحث های چالشی دردادگاه علنی قتل طلافروش
که او به شما نزدیک شده و چاقو به او اصابت کرده است؟ متهم پاسخ داد: دست خودم نبود با خوردن قرصی که دوستم داده بود متوجه نبودم چه کار می کنم! من می خواستم ضربه را به دست او بزنم! وی در پاسخ به سوال قاضی بنده ای که پرسید فاصله دست تا محل اصابت چاقو حدود 20 سانتی متر است در حالی که شما در روز روشن که خطای دید هم نبود چاقو را به سینه مقتول زده اید؟ گفت: دوستم او را نگه داشته بود و من فکر
کلهر: بعد از انتخابات 88 من را قال گذاشتند!
معظم رهبری است که پیش از این نیز در جماران بالای سر حضرت امام خمینی (ره) بود و دیگری که کادر افقی با زمینه یشمی و طلایی دارد، در دفتر وزیر آموزش و پرورش است. * آقای احمدی نژاد به عنوان یکی از دانشجوهای برجسته دانشگاه علم و صنعت مطرح بودند و من آن زمان توسط دوستانی مانند جواد شمقدری و نادر شریعتمداری با ایشان آشنا شدم. احمدی نژاد از همان ابتدا که در دانشگاه بود انسان متفاوتی بود و زمانی که
همسرم شغل مادرم را مسخره می کند و می خندد
در میان جمع فامیل به او و کارش می خندد. هر چه بیشتر می شنیدم بیشتر عصبی می شدم. مادرم با این همه سختی کار می کند تا خرج زندگی اش را تامین کند، ولی همسر من به راحتی او را مسخره می کند و در میان جمع به کار او می خندد. مرد جوان ادامه داد: از اینکه به مادرم توهین شده به شدت عصبانی هستم و از آن روز تا الان فکرهایم را کردم و تصمیم گرفتم برای همیشه از همسرم جدا شوم. زندگی در کنار این زن مرا عذاب می دهد و باید به آن پایان دهم. بعد از صحبت های این مرد همسر او به دادگاه خانواده احضار شد تا قاضی صحبت های او را هم بشنود و بعد از آن تصمیم بگیرد. ...
در دیدار آخر به معراج رفتیم/یک افغانستانی عبدالله را بی تاب کرد + تصاویر
بر اینکه نمره کامل را گرفت به برادرهایش هم داد، آنها هم نمره گرفتند بعد هم مدرسه به عنوان یادگاری نگه داشت. *سال 79 وارد سپاه شد سال 79 آمد گفت: مامان می خواهم وارد سپاه شوم. گفتم خیلی خوبه با روحیه مذهبی تو آنجا خوب است. گفت: بروم دیگر متعلق به خودم نیستم ها، گفتم اشکالی نداره مادر برو. از همان وقت هم وارد حوزه مربوط به حفاظت شد. دختر شهید عبدالله باقری
اسیدپاشی روی خود برای رسیدن به معشوق
انگیزه خود از این اقدام به کارآگاهان گفت: چند وقت پیش با وجود میلم، به عقد یکی از بستگانم درآمدم. من به پسر دیگری به نام امید علاقه داشتم برای همین چند بار از همسرم خواستم طلاقم بدهد اما او قبول نکرد. سرانجام تصمیم گرفتم روی خودم اسید بپاشم. موضوع را به امید گفتم. او موافق نبود اما وقتی اصرار من را دید، یک بطری اسید برایم خرید. روز حادثه، شخصا اسید را روی دست و سر خودم ریختم و مدعی شدم مورد
نویسنده باید مثل آواز خوان ها سرحال باشد
هارولد بلوم، منتقد بزرگ آمریکایی می گوید، جاه طلبانه ترین اثر ویلا کاتر است. بلوم، کاتر را همتای نویسندگان هم عصر خود، ارنست همینگوی و اسکات فیتزجرالد می داند. مرگ سراغ اسقف اعظم می آید در نظرسنجی مجله تایم در سال 2005، عنوان بیستمین رمان بزرگ قرن بیستم را به خود اختصاص داد و در نظرسنجی دیگری که موسسه انتشاراتی رندم هاوس در سال 1999 انجام داد، این رمان عنوان شصت ویکمین رمان بزرگ قرن بیستم را از آن
سختی های بچه داری شاهرخ استخری و همسرش!
دختر ثروتمند، طلافروشی ام را راه انداخته ام باید اول این را اصلاح کنم که اگر همسر من ثروتمند بود درواقع ایشان مرا گرفته بودند نه من ایشان را (باخنده). به این اعتقاد دارم که در زمینه ازدواج یکسری مسائل اصلا شوخی بردار نیست. معتقدم که آدم ها باید هم کفو هم باشند. پدر من فرد متمولی نبود، ایشان کارمند پتروشیمی بودند که سالیان سال در جزیره خارک، عسلویه، ماهشهر و. . . کار کردند. بازیگری هم
اسیدپاشی ساختگی برای طلاق
، اصرارهای او تمامی نداشت تا اینکه به من گفت قصدش از این کار این است که همسرش او را طلاق بدهد و با من ازدواج کند. همین باعث شد تا هشتم آذرماه مقداری اسید بخرم و در اختیار او قرار دهم. پس از آن دیگر خبری از او نداشتم تا اینکه شامگاه 15آذر ماه یعنی چند ساعت پس از اسیدپاشی از طریق تماس یکی از دوستانش به نام میترا متوجه شدم که او دست به اسیدپاشی زده است. ماموران در ادامه و برای تکمیل تحقیقات به
سرودهایی برای امام مهربانی ها
بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است سؤال می کند از خود هنوز آهویی که بین دام و نگاهت کدام صیّاد است؟ دلم که دست خودم نیست این دل غمگین همان دلی است که جامانده در گهرشاد است بدون فنّ غزل بی کنایه می گویم دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است حمید رضا برقعی
چگونه یک رسانه نابود می شود؟
درست است که آن را فرستاده باشد. در نوشته های رد و بدل شده میان ما دو نفر، قدری هم این پذیرایی را نقد کردیم و دوست مان آن را انعکاسی از فرهنگی نوکیسگی دانست و من نیز ساده انگاری ذهن پذیرایی کنندگان. راستش را بخواهید قدری هم از ساده بودن ذهن تشریفات ریاست جمهوری ایران و به شکلی نیز عقب افتاده بودن این کارها در ایران شرمنده شدم. ولی چند ساعت بعد از طریق دیگری متوجه شدم که کل قضیه دروغ است و اینکه این
پذیرایی از زائران امام رضا(ع) نعمت است
است و حضرت فرمودند: امشب را نزد ما بمان و صبح به یاری خدا حرکت کن. آن گاه به یکی از خدمتکارانشان فرمودند: بستر خواب مرا برای میهمان پهن کن و ملحفه ام را که زیر آن می خوابم، بر بستر بینداز و بالش من را نیز برای زیر سر ایشان بگذار. در همین شرایط با خودم گفتم: کیست که این اندازه مقام و منزلتی که نصیب من شده، نصیبش شده باشد؟ خداوند نزد حضرت مقامی به من عطا فرموده که به احدی از اصحاب و شیعیان ما عطا
پستچی ؛ تحولی نو در فضای مجازی
پاورقی اینستاگرام، بدون پول، به خاطر مردم که در یک روز رکورد بورس را شکست. من همه گونه ژانر داستان نویسی، نمایشنامه نویسی و شعر را تجربه کرده بودم. حدود 87 کتاب دارم. قیصر امین پور به من می گفت: تو شاعری . مخاطبان تئاتر به من می گفتند تئاتری هستی! اما آقای اکبررادی می گفت: تو قصه نویسی! او با وجود اینکه نمایش های مرا دوست داشت ولی می گفت تصویر این نمایش ها قصه گونه است.می گفت من اول قصه
گفتگوی خواندنی فارس با استاد کابلی خوانساری
دیوار زده می شد، اشتیاق نگاه جدید شادروان فرامرز پیل آرام در من زنده شد و در اولین تلاش خودم در ایام شهادت حضرت مولای متقیان علی (ع)، نام مبارک ایشان را در ابعاد 100 در 100 به روی کاغذ طراحی و اجرا و رنگ آمیزی کردم که در سال 1354 به عنوان کاری برگزیده در جشنواره جهانی لندن ارائه شد و هنوز هم در این روزگار حرفی برای گفتن دارد. * ریشه های پیدایش این کار چه بوده؟ من در همان زمان های
هرآنچه دیشب در برنامه نود اتفاق افتاد!
اطلاعات کاملی درباره برنامه نود شب گذشته را در زیر بخوانید برنامه نود شانزده آذر در حالی آغاز شد که فردوسی پور با توجه روز دانشجو با تبریک به این قشر آن را روی آنتن شبکه سه برد و از مسوولان خواست به صدای دانشجویان بیش از پیش گوش فرا دهند. عادل فردوسی پور در این برنامه با حضور حبیب کاشانی و وعده های او برای المپیکی شدن فوتبال ایران بعد از 40 سال، مرتضی پورعلی گنجی و راز پیراهن
چه کسی پای زنجانی را به نفت باز کرد؟
بین المللی معرفی کرده و گفته اید او می تواند پول نفت را نقدا پرداخت کند. متهم در پاسخ به اظهارات رئیس دادگاه بار دیگر معرفی زنجانی به مجموعه نفت به عنوان بانکدار حرفه ای را تکذیب کرد و گفت: بحثی که آنجا مطرح شد ارتباطی به موضوع صندوق بازنشستگی نداشت و قبلا نیز چند بار از بازپرس خواسته ام مرا با آقای الف.و.د یا آقای س.ج روبرو کند. متهم ردیف دوم پرونده نفتی تاکید کرد: ورود آقای زنجانی به
بابک زنجانی حتی نمی دانست میعانات گازی چیست +مشروح کامل جلسه دادگاه
: به بازپرس قول داده بودم ظرف 3 ماه املاک فال را توقیف کنم اما سر 2 ماه مرا بازداشت کردند. یک سال و نیم تلاش کردم و پرونده حقوقی و کیفری علیه فال باز کردیم. علاوه بر منافع ملی خودم در این قضیه انگیزه شخصی داشتم چرا که مالک فال مرا از دفترش بیرون کرده بود. متهم ردیف دوم پرونده ادامه داد: وظیفه آقای الف.و.د و آقای س.ج این بود که امکان سنجی کنند اگر قرار بود همه کارها به حرف من باشد سنگ روی
موسیقی در ذهن هانس مایر جان می گیرد
گوش می دادیم و آن ها را طور دیگری دوباره بیان می کردیم. نتیجه نهایی مجموعه از صداها بود که با نگرش هانس زیمر برای موسیقی متن فیلم همخوانی داشت. بعداً او از من خواست که هر نتی که بخش ویولن و ویولا زده بودند را دوبار تکرار کنم. حجم کار زیاد بود. یک یک ارکستر حرفه ای نیز همه آن ها را نواخت. من یک هفته با خودم فکر می کردم که هانس مرا به دنبال نخود سیاه فرستاده است. وقتی
ناهید ، یک زن معمولی واقعی
داشته ام. چیزی قریب 17 سال! از روز اول دانشکده سینما- تئاتر همکلاس بودیم و بعد در ساخت نخستین فیلم های کوتاهم، همکاری داشتیم و بعد تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. همیشه با هم فیلم نامه نوشته ایم و ارسلان تدوینگر فیلم هایم بوده. بهترین مشاورم، همراهم و همفکرم است. اگر نبود، قطعا مسیر کاری من، چیزی جز این بود. همیشه می گویند، پشتِ سر هر مرد موفقی، یک زن بزرگ است. فراموش نکنیم که پشت سر یک زن موفق
وقتی روزمرگی های یک آبدارچی در اینستاگرام هزاران مخاطب دارد/ پدیده ی جدید شبکه های اجتماعی در ایران
شدم و تا زمان خدمتم در خیاطی ماندم. بعد که از خدمت برگشتم، باز به خیاط خانه رفتم اما به دنبال کار بهتری بودم، تا اینکه 7 سال پیش به شرکتی که الان در آن مشغول کارم، رفتم و کارم را به عنوان یک آبدارچی، آغاز کردم.چهار سال پیش سرطان، خواهر 34 ساله ام را از ما گرفت. این اتفاق زندگی من را زیر و رو کرد. او 5 سال بیماری اش را از من مخفی کرده بود و تا زمان مرگش من هرگز حتی حدس هم نزده بودم که سرطان دارد ذره
اصول استخراج شده در تبلیغ و رسالت پیامبر (ص)
خورشید گرفتگی، به خاطر درگذشت فرزند رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است، همین که این خبر به گوش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید، به مسجد آمدند و بالای منبر رفتند و پس از حمد و ثنای الهی فرمودند: ای مردم، همانا خورشید و ماه دو آیه و نشانه، از آیات الهی هستند که به امر او در جریان می باشند و مطیع اوامر اویند، لذا هیچ گاه به خاطر مرگ یا زندگی کسی، کسوف یا خسوف اتفاق نمی افتد، هرگاه خسوف یا