سایر منابع:
سایر خبرها
برم پیش رضا خانه بسازم
چشمان نمناکش نشان از سال ها انتظار دارد. بانو بتول دوست محمد، مادر شهید محمدرضا بصیریان است که از سال62 تا 74 چشم انتظار فرزندش بود و اینک بیش از 30سال است که تنها زندگی می کند. شهید محمدرضا بصیریان، در عملیات والفجر یک (سال 62) در منطقه عملیاتی شرهانی، درحالی که 17 بهار از زندگی اش می گذشت به شهادت رسید اما پیکر پاکش 12سال بعد به خانه بازگشت. عزیزم میل رفتن دارد امشب از جگر گوشه اش که یا
فرماندهی که برای نیروی هوایی پدری کرد
بود. ما را مثل بچه های خودش دوست داشت. نحوه ی ارتباط شهید ستاری با دیگران از سرباز وظیفه گرفته تا مقامات بالا نمونه بود. مثلاً یک جایی می رفت دستش را روی گردن سرباز می انداخت و سرش را نوازش می کرد. با سربازان روبوسی می کرد و آنان را در آغوش می گرفت. این صحنه ها خیلی زیبا بود. شهید ستاری یک انسان معنوی همه بُعدی بود. متعالی بود. پدر خانواده ی نیروی هوایی بود. پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی
سینما24 نگاهی 360درجه ای به سینما (15 دی)
امکان پذیر نیست. زمانی که چرایی کم کاری در سینما مطرح شد؟ گفتم که باید این سینما به سمت کم خطر شدن برود و به جای ادوات جنگی با ادوات نمایشی کار کرد. او با بیان اینکه در فیلم های گذشته اش مانند اخراجی های1 و 2 چندین بار نزدیک بود اتفاقی برایش بیفتد اما معتقد است کار برای شهدا هزینه دارد ادامه داد: مظلومیت حوزه فرهنگ در این است که اگر کسی برای مبارزه با قاچاق چی کشته شود، شهید محسوب می
گفت وگوی منتشرنشده شهید تقوی
این راحتی می خواندیم. به هر حال زین الدین به ما معرفی شد. حالا نمی دانم تلفنی بوده یا حضوری. تردید از حافظه بنده هست. با ایشان یکسری تجاربی داشتم. محورها را نشانش دادم. همکاران و همراهان که در مجموعه داشتیم را معرفی کرده و اسامی و مشخصات رو دادم. کسانی از جمله خضیر حلیه چی که بر اثر گلوله خمپاره 60 در همان محل کار و استراحتمان به درجه رفیع شهادت نائل شد و جبار سلیطی که به شهادت رسید. آقای فرحان
آزاده نامداری: خدا را شکر که چادری ام
نظرم پاپیولار قابل احترام است) زرد به معنای تخریب چی. یک مقدمه و مؤخره ای درست کردند، شاخ و برگی دادند و همه جا منتشر کردند. ناگهان به خودم آمدم و دیدم همه جا دارند در این باره صحبت می کنند. من با خودم گفتم واقعا چرا تا این حد این موضوع برایشان مهم است؟ نمی دانم گفتن این حرف تا چه حد درست است اما متأسفانه احساس می کنم این جریان مدیریت می شود، اگرنه چیز عجیبی رخ نداده بود. بله! برای زندگی ما اتفاقات
کریستین بیل: هیچ وقت حس نکردم که یک ستاره ام!
." البته نه خودش به شخصه، من اوقات خیلی خوبی رو با اون داشتم. اما تجربه کار در اون سن چیزی نیست که به بقیه پیشنهادش کنم. تو یک نوجوانی. باید کاملا بی نام و نشان باشی. فکر می کنم که واقعا برای بچه ها مناسب نیست که در سنین پایین وارد همچین کار بزرگسالانه ای بشن. فرقی نمی کنه که چقدر به عنوان یک خوشگذرونی بهش نگاه کنید، آخرش مسئولیت هایی رو به گردنتون می ندازه که طبیعتا نباید در اون سن باهاشون
شهید اسودی، استاد انهدام اهداف در حال حرکت
به دلایلی عصبانی می شد، صمد دست و پای او را می بوسید و از او طلب رضایت و بخشش می کرد، ضمن این که همه درآمد خود از محل مکانیکی را نیز به خانواده تقدیم می کرد. * حضور فعال در مبارزات مردمی قبل از پیروزی انقلاب شهید صمد اسودی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در جلسات مخفی علیه رژیم شاه و نیز پخش اعلامیه های امام خمینی (ره) حضور فعال داشت و با شروع انقلاب اسلامی در همه راهپیمایی ها و
از جنبه های دراماتیک تاریخ تئاتر انقلاب تا نشانه شناسی دیوار
. اینها با یک شیوه های طنزآمیزی که اگر الآن اینجا بگویم، شاید همه شما خنده تان بگیرد، به طراحی گریم و حتی تهیه وسایل ابتدایی گریم دست پیدا می کردند. ولی این را شما باید ببرید در سال 53 و 54 و در کنار جریان خانه تئاتر در کشور بگذارید تا بتوانید اوج پیش روی هنر انقلاب را، مخصوصاً تئاتر را در مسجد ببینید. ایشان می گفتند، من در بازار کاشان قدم می زدم و دغدغه این را داشتم که از کجا ریش برای گریم
پدرم نیروی دریایی بعث عراق را نابود کرد/ ماجرای گرفتاری من و خواب فرمانده کل ارتش
/> - برای چه این همه کنجکاو شده ای ؟ - خیلی دوست دارم تاهدفتان را از انجام این کار بدانم . تأملی کرد و گفت : - حال که دوست داری بدانی اشکالی نداره برایت می گویم . - بفرمایید. سراپا گوشم . - سید! به یاد داری که در جلسات متعدد می گفتم دستان بچه های مخلص را می بوسم و... - بله . همیشه این کلام شما در ذهنم بوده . - پس همه
موسیقی24 ؛ نگاهی 360 درجه ای به موسیقی (14 دی)
انسانی است که وضعیت طبیعی یک مادر را در جنگ در مواجهه با مسایل بیان می کند و این نگاه در همه پدیده ها هم به نوعی وجود دارد. به طور مثال ما در عاشورا هم جمله و ما رایت الا جمیلا را داریم و هم جمله انکسر ظهری را داریم. بهرحال این واقعیتی است که اتفاق جنگ عده ای را خرد کرد و عده ای در اندوه عمیق فرو رفتند. خود من بچه منطقه جنگی بودم و هم در جنگ حضور داشتم و از نزدیک این مسایل را دیده ام. این
کاریکاتور صدام به خوابم می آید
که خیلی سخت گذشت، حوادث زیادی برایم اتفاق افتاد، اما نتیجه بد نبود. در عملیات کربلای یک _آزادسازی شهر مهران_ من به عنوان عکاس حضور داشتم. در مرحله سوم عملیات که بچه ها عراقی ها را تارانده و تا پشت قلاویزان پس رانده بودند، من شروع کردم به عکاسی. صحنه های تلخی دیدم که همه شان را ثبت کردم و تبدیل شد به کتابی به اسم قاب های ماندگار . از شهدا و مجروحان عکس می گرفتم که رزمنده ای آمد
روایت خانواده شهید ریچارد ابراهیم از دیدار با رهبر انقلاب: جلسه آن شب از قند شیرین تر بود
دانند که من روی درسشان حساسم و به جز علاقه خودشان، برای شاد کردن دل من هم که شده، خوب درس می خوانند. روزی که واروژان پزشکی قبول شد، تمام خستگی چند سال کار و زندگی بدون همسرم، از تنم بیرون رفت. اول هم رفتم سر مزار او، سرم را بالا گرفتم و تبریک گفتم. واروژان با سهمیه فرزندان شهدا در رشته پزشکی قبول شد؛ اصرار هم دارد که این را همه جا بگوید؛ با غرور می گوید که پدرم شهید شده و جمهوری اسلامی، فرقی بین من و
شکوه انعکاس 13 سال فراز و فرودهای جامعه است/ نگاه انسانی به جنگ
. تاثری که پدر در ان لحظه در چشمانش بود از هیچ رسمیتی برخوردار نبود. من شکستن کامل یک مرد را دیدم که تجلی آن در این شعر در یک زن پیدا شد و حتی در شعر بعدی که مکمل قاب است که بدین گونه آغاز می شود و ادامه پیدا می کند مادر کنار باغچه تنها نشسته است/ سرشار از سکوت و مدارا نشسته است مادر فرشته ای است که من فکر می کنم بر روی خاک معجزه آسا نشسته است مادر پرنده ای است که با بال های خیس
سرداری که با یک پا می جنگید +عکس
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، در این گزارش به مطالعه قسمتی از زندگی نامه سردار شهید "محمد صادق انبار لویی " می پردازیم . پدر شهید انبارلویی ، مرد باایمان و زحمت کشی بود. بعد از ازدواج خانه کوچکی تهیه و از راه کارگری مخارج زندگی را تأمین می کرد. محمدصادق چهارمین فرزند خانواده بود، که 20 مهر 1334 در قزوین به دنیا آمد. دو- سه سال بیشتر نداشت که به شدت بیمار شد. یک هفته کار مادر
شهید اسودی، داداشی پدر و استاد انهدام اهداف، در حال حرکت
خواهرش می گوید: اگر پدر به دلایلی عصبانی می شد، صمد دست و پای او را می بوسید و از او طلب رضایت و بخشش می کرد، ضمن اینکه همه درآمد خود از محل مکانیکی را نیز به خانواده تقدیم می کرد. *حضور فعال درمبارزات مردمی قبل از پیروزی انقلاب شهید صمد اسودی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی درجلسات مخفی علیه رژیم شاه و نیز پخش اعلامیه های امام خمینی (ره) حضور فعال داشت و با شروع انقلاب اسلامی درهمه
سوژه یاب احسان علیخانی (+عکس)
را باید بگویم یا نه؛ با او تماس گرفتم و حالش خوب نبود. به یکی از بچه های بازار گفتم حال او را خوب کن و یک دست بلوز و شلوار بر تنش کن و او را بفرست. آدمی که پول چای خوردن را ندارد اما صدمیلیون را برگردانده است خیلی مهم است. نمی دانم اوج این داستان را همه به اندازه ما می فهمند یا نه؟ من او را خیلی دوست داشتم. وقتی آقای علیخانی با او حرف زد، به من گفت حذفش کن، او اصلا نمی تواند حرف بزند! به
شکوه انعکاس پستی و همواری های 13 سال گذشته است
گرفته است، یکی از آن نگاه ها بازماندگان جنگ و مادران شهدا هستند که هر یک به گونه ای فرزندان خود را از دست داده و در سوگ آنها نشسته اند. این ترانه سرا ادامه داد: البته که کج سلیقه گی و کم آگاهی مسئولان در این چند سال نسبت به حوزه شعر جنگ، تبعاتی را همراه داشته و موجب شده که بعضی از ادبیات شعر جنگ، پایین شمردن ارزش جنگ تلقی شود. وی عنوان کرد: در حال حاضر در حوزه موسیقی این حرکت