سایر منابع:
سایر خبرها
کدام حرف ها را نباید به شوهرتان بگویید
بحث های زن و شوهری به زبان بیاورید این است که بگویید تو هم مثل اونایی! همسرتان دوست دارد در ذهن شما اسطوره ای باشد که هیچ کدام از اشتباه های دیگران را در رفتارهایش نشان نمی دهد. تنها خانواده همسرتان نیست که نباید رفتارهای شان را به شریک زندگی تان نسبت دهید، حتی اگر رفتارهای اشتباه مردهای دیگر، نامزد سابق تان یا اشتباه های همسران دوستان تان را هم به او نسبت دهید، به همین اندازه می توانید دردسر درست
شهباززاده؛ اردبیلی که عاشق دشمنان دایی است!
/> حتما هم مثل همه اردبیلی ها عشق این را داشتی تا علی دایی بشوی؟ - اتفاقا من از بچگی خداداد را دوست داشتم و می خواستم خداداد شوم نه علی دایی. البته علی دایی قابل احترام است و الگوی خیلی هاست اما من خداداد را دوست داشتم. پس از همان بچگی میانه خوبی با شهریار نداشتی؟ - من حتی در مسابقات زیر 12 سال شماره 11 خداداد را می پوشیدم و عشق خداداد بودم. من دایی را دوست دارم
هنرمندان از موج سرطان آدم های مشهور می گویند
می شوند حتی اگر درباره آن صحبت کنند. با این همه از میان نام های زیادی سه نفر با جسارت پاسخ مان را گفتند که در ادامه می خوانید. بهنوش بختیاری: مدتی است لب به فست فود نزدم این اتفاقات و پدیده سرطان هشدار مهمی به دولت می دهد که مراقب باشید. برای جوانان فکری کنید. برای سلامت مردم فکر بیشتری کنید. لااقل برای نسل آینده فکری کنید. این همه فشار و مشکلات روحی فقط به خاطر چاله های
نقش "نهضت آزادی" در لو رفتن عملیات کربلای 4
/> بعد از این جلسه ما فرماندهان آمدیم با فرمانده کل سپاه تا وقت اذان صبح در رابطه با منطقه عملیاتی صحبت و بحث کردیم. بیشترین شهید و زخمی جنگ مربوط به عملیات کربلای 5 است دفاع پرس: سردار غلامپور می گفتند بعد از عملیات کربلای 4 آقامحسن من را خواستند و گفتند بروید به منطقه عملیاتی شلمچه و کار شناسایی تان را آغاز کنید و هرکس چیزی گفت توجه نکنید. کوثری: بله درست است
تختی از زبان دوستانش
مجتبوی برنز. پس از آن در سال 1952 اولین مدال تاریخ کشتی در المپیک را گرفتم تختی هم در آنجا نقره گرفت. من 16 سال با تختی بودم. من سال 1950 به تیم ملی آمدم، تختی در سال 51. در خیلی مسابقات مانند ژاپن، رم و هلسینکی با هم بودیم. وی به ذکر خاطره ای از تختی پرداخت و گفت:موقعی که در آمریکا بودیم تختی را معاینه کردند و گفتند باید بستری شود. پزشکان احساس کردند او سرطان دارد. همه تیم به ایران
اهالی سینما و تئاتر در این خانه را نمی زنند
بودم، کارمندان شهرداری به دیدنم آمدند با اینکه تنها یک کارمند بازنشسته در شهرداری بودم اما این همه سال در سینما و هنر ایران کار کردم و یک نفر از سینما و تئاتر حالم را نپرسید. آیا به اندازه یک نفر که چایی می ریزد ارزشی نداشتم. پول های زیادی می گیرند و خانه و ماشین می خرند و به دیگران حتی فکر هم نمی کنند *قبل ترها به چه شکل بود؟ از زمان پدرتان خاطرتان هست؟ آن زمان ارتباط میان هنرمندان
بازگشت فریماه فرجامی پس از سالها/تصاویر
وی در مورد نقشش توضیح داد: نقش زنی به نام طلعت را بازی می کنم که همسرش او را رها کرده و به کردستان عراق رفته و قول داده که برگردد. حالا سال ها گذشته و او هنوز بازنگشته است، اما طلعت همچنان منتظر بازگشت همسرش است. او که در خوابگاهی با شخصیت اول داستان (با بازی هستی مهدوی فر) هم اتاق است، با ماجراها و اتفاقاتی که برای این دختر جوان می افتد، همراه می شود. وی در پاسخ به این پرسش که بازگشت به عرصه بازیگری سینما بعد از سال ها دوری چگونه است، توضیح داد: من
گفت وگوی جالب با بانوی پولادین ایران
خبرنگار ایسنا در ادامه نوشت: حالا بانویی مقابل ما نشسته که هرگز نخست وزیر نبوده، هرگز برایش فیلمی ساخته نشده و هرگز عنوان و لقب ژورنالیستی دهن پرکنی از کسی دریافت نکرده اما محکم و نستوه در مدار سیاست بر سر آرمان ها و اصولی که به آن اعتقاد داشته، جانانه ایستاده و حالا بعد از سال ها می توان با افتخار به او عنوان بانوی پولادین را داد. قرار بود فقط خواندن یاد بگیرد، نوشتن هم نه؛ اما سفیر ایران شد در ابلاغ نامه امام (ره) به گورباچف. مکتب رفتن برایش ممنوع بود و گفتند روی بقیه دخترها را باز می کند و ...
میزگردی با بازیگران درجه یک سال/ باید یاد بگیری به شهرت عادت کنی
مشترک بسیاری را نیز در میان یکدیگر پیدا کردند. * بندیکت نقش هاوکینگ را در فیلم 2004 هاوکینگ بازی کرده بود. قبل از بازی کردن نقش آن فیلم را دیدی؟ ردمین: من باید تصمیم سختی درباره تماشا کردن یا نکردن آن فیلم می گرفتم. بن یک دوست قدیمی است و شنیده بودم که آن فیلم فوق العاده است. خیلی درباره اش فکر کردم و سرانجام تصمیم گرفتم که این کار را نکنم چون می دانستم سعی می کنم بهترین بخش
وقتی تخیل نویسنده، علت مرگ استالین را می سازد!
رسانه ای خود را تأسیس کرد که بسیار موفق شد. در پایان سال 2005، او که به سبب سال ها کار سخت در صنعت رسانه دچار چندین بیماری شده بود، باوجود درمان طولانی، مجبور شد سبک زندگی و شغلش را عوض کند؛ بنابراین همه چیز را واگذار کرد و راهی روستایی در سوئیس شد. آنجا بود که روی داستانی که سال ها در ذهن می پروراند کار کرد. جالب است که یوناسن می گوید اول عنوان داستان به ذهنش رسیده! بعد با خودش فکر کرده داستانی که
سرمقاله روزنامه های 16دی؛ پیشنهاد رفراندومی رئیس جمهور
گذاری کردیم و بیش از 5 هزار نفر را آموزش دادیم. این طیف همان ها هستند که آقای روحانی در سال 78 اوباش و مزدور خارجی خطاب شان کرد و در نهم دی ماه 92 گفت مردم با هدف دفاع از اهل بیت و اسلام و انقلاب اسلامی به حرکت درآمدند چون احساس کردند به فرهنگ عاشورا اهانت شده و بیگانگان زمینه را برای مداخله مناسب یافته اند یا اظهارات امسال که حماسه 9 دی بیعت مردم با رهبری و اصل ولایت فقیه بود. 4- چهره
سیاستگذاران، سینما را سیاسی می بینند
بود. چون خودم در جاها و انجمن های مختلف برای صلح کار می کنم و سعی می کنم نفرتی را که از جنگ دارم منتقل کنم. این فیلم هم فرصت خوبی بود. چیزی که در این کار برای من جذاب بود اول از همه ضدجنگ بودن آن است و اینکه به قول خود کارگردان با صدای خیلی آهسته از جنگ صحبت کرده و بعد وجه مادرانه این کار است که به شکل نمادین از دیدگاه کارگردان در این کار وجود داشت. این زن فقط مادر یک پسر یا مادر یک منطقه نیست
علم الهدی الگوی مقاومت لبنان بود
برنامه دقیق وجود نداشت، این اتفاق نیفتاد. این که گفته می شود ارتش از پشت سر پشتیبانی نکرد، حقیقت دارد؟ اصلاً اینطور نیست. در جنگ با وسعت زیاد همه که صحنه جنگ را کامل نمی توانند ببینند؛ ارتش و بچه ها با هم بودند ولی بنی صدر قضیه اش جداست. آن روز حدود 140 نفر شهید شدند. نیروهای پیاده ی مردمی حدودا 150 نفر بودند که یک گروه این ها محاصره می شوند. گروه علم الهدی و یک گروه دیگر بیرون
امام موسی صدر هیچ گاه کسی را طرد نمی کرد
سال دوم بودنش در مدرسه خودش در روز میلاد پیامبر اکرم(ص) گفت که تصمیم گرفته محجبه شود. وی در ادامه با تاکید بر اینکه موسسات امام صدر در لبنان تنها مختص خانواده های فقیر مسلمان لبنانی است گفت: الان در موسسه ما هم شیعیان حضور دارند هم اهل تسنن. مسیحیان نیز ابتدا بودند اما بعد از آغاز جنگ از ما جدا شدند و دیگر باز نگشتند. کار به جایی رسیده که خانواده اغنیای لبنان از ما خواهش می کنند که
معاون اسبق ابتکار علیه ابتکار/ اگر شاخص تغییر نمی کرد سال 92 یک روز آلوده هم نداشتیم
؛ اما آن موقع کسی به عنوان آلودگی به آن نگاه نمی کرده است. حتی ده، پانزده سال پیش هم که معاون آموزش سازمان حفاظت محیط زیست بودم، سعی داشتیم مردم را نسبت به آلودگی حساس بکنیم؛ ولی الان همه زیادی حساس شده اند و از آن طرف پشت بام افتادند و این قدر حساس شده اند که حالا آن پدیده ی بومی، که سابقه ی چند ده ساله و چند صدساله در جامعه، شهر و کشور ما دارد، را آلودگی هوا می بینند. این شاخص های اصلی
برم پیش رضا خانه بسازم
چشمان نمناکش نشان از سال ها انتظار دارد. بانو بتول دوست محمد، مادر شهید محمدرضا بصیریان است که از سال62 تا 74 چشم انتظار فرزندش بود و اینک بیش از 30سال است که تنها زندگی می کند. شهید محمدرضا بصیریان، در عملیات والفجر یک (سال 62) در منطقه عملیاتی شرهانی، درحالی که 17 بهار از زندگی اش می گذشت به شهادت رسید اما پیکر پاکش 12سال بعد به خانه بازگشت. عزیزم میل رفتن دارد امشب از جگر گوشه اش که یا
سلام "تختی"!
شکنجه می دهی، برو دنبال کارت تو اصلاً به درد کشتی نمی خوری ... جوانی مأیوس و دل شکسته بودم، دیگر هیچ کس وجود نداشت که قلب مرا از آن همه استهزا پاک کند. هیچ کس حاضر نبود مرا به کارم تشویق کند. همه مرا با دیده ترحم می نگریستند و می گفتند: " اینو ببین که لخت میشه و تمرین می کند." اما روزگار بازی دیگری را برای تختی رقم می زند او بعد از یک سال وقفه در زمان خدمت سربازی تمریناتش را از سر می گیرد
رامبد جوان: دوست ندارم درباره زندگی خصوصی ام حرف بزنم
آبله رو بود. ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم، خدا رحمتش کند. آن زمان پدر و مادرم سرکار بودند و ننه مریم از صبح تا شب می زد و من بالا و پایین می پریدم! همه چیز خیلی لذت بخش بود. شاید نتیجه همان روزها بود که از جایی به بعد شاد شدن انتخاب من شد. وی افزود: من همواره سعی کردم این فضا را حفظ کنم و حتی آن را منتقل کنم. جوان در پاسخ به اینکه آیا این فضای شاد باعث نشده بعضی وقت ها جدی گرفته
ثروتمندان 30 برابر بیشتر از فقرا از یارانه سود می برند!
یک ضرب و تقسیم ساده عاجز است. فکر کنید که تصور اعضای خانواده تان از حقوق شما، ده برابر بیشتر از میزان واقعی آن باشد، چه کسی می تواند پاسخ مطالبات آن ها را بدهد؟ وی خاطرنشان کرد: برخی از مردم، دولت را به تساهل در قبال ملت متهم می کنند و می گویند: ایران یکی از کشورهای ثروتمند در زمینه استخراج نفت و گاز است پس چرا ما از این درآمدهای هنگفت، چیزی نمی بینیم؟ یکی از دوستانم ابراز داشت: 20 سال
16 دی ماه سالگرد شهادت شهدای هویزه
شیرین جنگ بهره برداری کردند. استراتژی جنگ مردمی با تکیه بر ایمان و تعهد نیروهای داوطلب به بن بست کمبود تجهیزات و جنگ منظم زرهی غلبه کرد. نیروهای سپاهی راه خود را یافته و هر روز با کوله باری از تجربه سازمان خود را گسترش داده و در تکوین آن کوشیدند، نخستین تجربه آنها دو ماه بعد با انجام یک عملیات محدود با نام مبارک حضرت مهدی (عج) در منطقه سوسنگرد بدست آمد. نیروهای سپاهی به صورت جداگانه این عملیات را
برگزیده سرمقاله های روزنامه های صبح امروز
گفت چه ربطی بین زدن پک به قلیان با آرمان و دین ما دارد آیا مسموع بود؟! اکنون غرب به رهبری آمریکا بیش از یک دهه است که با اعلام جنگ مستقیم اقتصادی تحت عنوان تشدید تحریم ها به مقابله با ملت ایران آمده است. آنها به این هم اکتفا نکرده و دانشمندان هسته ای ما را ترور کردند و پول های ما را بلوکه نمودند. این اقدامات اعلام جنگ مستقیم با ملت برای اخلال در استقلال علمی کشور است. حالا پس از 10 سال
پیکر شهیدی که شبانه با وانت بدون چراغ به سردخانه بیمارستان رسید
هوایی و پس از آن با فریاد مجروح دارم، می خواهم او را به بیمارستان برسانم و ایرانی هستم خودرو یی را متوقف کرد. چند نفر با کشیدن گلن گدن اسلحه خود به طرف ما آمدند و به حسن گفتند، کار خطرناکی کردی زیرا ما قصد داشتیم پاسخ تیراندازی شما را بدهیم. حسن گفت: ناچار بودم، نگاه کنید این دوستم از ماشین پرت شده و ماجرا را برای آنها تعریف کرد. حسن پس از تحویل من به آنها به مقر
صادقی: دایی و قلعه نویی به تیم ملی دعوتم کردند
در 12 دیدار بازیکن ثابت 90 دقیقه ای بودم و در 80 درصد بازی ها بازیکن اصلی تیم بودم. 11-10 مربی مختلف در این سال ها داشتم که با همگی آنها ارتباط خوبی داشتم. اکنون چند سال تان است؟ من 36 سال دارم. البته یک ماه دیگر 36 سالگی ام هم تمام می شود و وارد سی و هفتمین سال زندگیم می شوم. چطور در همه این سال ها از حاشیه ها دوری کردید؟ همواره سعی کردم حد و حدود خودم
فرماندهی که برای نیروی هوایی پدری کرد
پدرش صحبت می کند. این بود که ما ایشان را دوست داشتیم و همیشه عزت و احترامی در حد تکریم بی نهایت برای ایشان قائل بودیم. خدا رحمت کند شهید عباس بابایی هم این تأکید را داشتند. ایشان یک چنین شخصیتی برای همه ی ما بودند. شهید بابایی و شهید ستاری تقریباً در کنار هم بودند. بیشتر ارتباط این دو بزرگوار از سال 1362 و 1363 در قرارگاه رعد برقرار شد. از همان جا اینها با هم می رفتند و می آمدند
بوسه پدر یک شهید بر دست اسیر عراقی
. در بین راه به من اطلاع داد که آنها دو تن از برادران ایرانی هستند و به خاطر اطلاعاتی که چند ماه قبل در مورد آن خلبان شهید به سپاه پاسداران ارائه کردی اینجا آمده اند. و اضافه کرد: آنها نگران به نظر می رسند و باور نمی کنند یک اسیر جنگی آنها را از سرنوشت فرزندشان مطلع سازد. لحظه ای بعد وارد دفتر مسئول امنیتی شدم و دو فرد میان سال را روبه روی خود دیدم. سلام کردم وبا آنها دست دادم. اولی
پروردگارا! چابکسوار من محمد (ص) را برگردان... تو خود او را محمّد نامیدی
ازدواج عبدالله با آمنه عبدالله در میان فرزندان عبدالمطلب کوچکترین اما عزیزترین فرزندان بزرگمرد قریش بود. مادرش فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم است . تعداد زیادی زن با نام فاطمه در میان اجداد مادری حضرت محمد (ص ) وجود دارد که ابن سعد در طبقات به نقل از هشام کلبی نامشان را آورده است . بر اساس این نقل ، در جده های شناخته شده پیامبر، ده نفر با نام عاتکه (به معنای طاهره ) و ده نفر به عنوان فاطمه هستند. [1] شرف خا
هدیه ای که از ایتالیا برای رهبری فرستاده شد
علاقه زیاد به من داشت، بعد از شهادتش برادرش با من ارتباط پیدا کرد و وصیت نامه اش را می خواستند. ما وصیت نامه را آوردیم، یک نواری هم داشت. چون فرمانده بود، قبل از حمله بچه ها با او صحبت کرده بودند. پنج شنبه ها که قبرستان شلوغ بود، گاهی دو نفر و گاهی سه نفر می رفتیم و فاتحه می خواندیم. کسانی که در قبرستان بودند، همه اهل ایمان و تقوا بودند و واجبات و مستحبات را ترک نمی کردند و به خاطر خدا
نواب نصیرشلال: مسیر را اشتباه رفتم
حفاری مرتب اصرار می کنند به تمرین ها برگردم. فصل امتحانات که تمام شود به صورت جدی به این موضوع که به وزنه برداری برگردم یا خیر، فکر خواهم کرد. نصیرشلال در پاسخ به این پرسش که آیا او هم مانند کیانوش رستمی به دلیل مسایل مادی و بی توجهی، انگیزه اش را از دست داده است؟ گفت: شرایط برای ما در حد یک قهرمان نیست، توجهات کم است، همه به فکر خودشان هستند. من که عمر و جوانی ام را در ورزش گذاشته ام
شعری که پدرم با آن مصدق را به بازی گرفت/ خاطره شهید ستاری از رادیو نفتی/ وقتی نام آقای خمینی را برای ...
اینها به من برسند کار دوچرخه را ساختم. تکه تکه اش کردم و ماجرا حل شد. تا اینها خودشان را به من برسانند اثری از دوچرخه نماند و واقعاً راحت شدم. سال های سختی بود. سرماهای سخت، برف و بوران و یادم می آید یک بار از ماشین پیاده شدم. آن موقع به دبیرستان می رفتم. بعد از همین پل باقرآباد از جلوی ژاندارم ها رد شدم. حال و احوالی کردم و پیرمرد قدیمی که شاید گروهبان یک یا دو بود و مرا خیلی دوست داشت، به
رابطه بنده با مرحوم امام(ره) رابطه عاشق و معشوق بود/ امام فرموده بودند تا آقایان بهجت و انصاری دعاگوی ...
لطف فرمودند. من کار مهمی برای ایشان نکرده بودم. راجع به بنده، امام به دو نفر از آقایان نکته ای را فرموده بودند. یکی از آنها مرحوم آقای طاهر شمس گلپایگانی بود. بنده شایسته این سخن نبودم و از آن آقا شنیدم. از لطف ایشان شرمنده شدم. آن نکته چه بود؟ - پناه می برم به خدا. آن آقا گفته بود : من می ترسم این انقلاب لطمه بخورد . امام فرموده بودند: نترسید. تا امثال آقای بهجت و آقای انصاری