سایر منابع:
سایر خبرها
پرونده سیاه این جنایت پای چوبه دار با رضایت مادر بسته شد
. نمی خواست باور کند به آخر خط رسیده است. همه آن روزها مثل یک فیلم مقابل چشمانش قرار گرفتند. فیلمی که باید با قصاص او پایان می گرفت. همه بدنش می لرزید و پاهایش توان حرکت نداشت. با خود می گفت کاش آن روز به محل قرار نرفته بودم و کاش سلاح سرد همراهم نمی بردم. مأموران زندان او را داخل حیاط بردند. سکوت همه محوطه را فرا گرفته بود. خوب می دانست داغ فرزند کمر یک پدر را خم می کند و دوست نداشت امروز یک پدر دیگر
کمند امیر سلیمانی: خانواده ام از هنر مهم تر است
عرصه تئاتر فعال بود همه چیز با امروز متفاوت بود. به یاد دارم هر وقت حرف از علاقه من به بازیگری به میان می آمد پدرم مخالفت می کرد و می گفت آخرش می خواهد چه بشود؟ بعد هم چند نمونه مثال می زد و می گفت مگر فلانی و فلانی شرایط خوبی دارند که تو هم بروی سراغ این کار. بخصوص که من خیلی درسخوان بودم و دوست داشتند من مسیر دیگری را بروم و از استعدادم در فضای دیگری استفاده کنم. من اما مصر بودم بازیگر بشوم و هر
خون جدید در رگ های خبر تلویزیون
یکسره دنبال آن بودم که چرا یک نیروی خبره اینچنینی را برداشته اند، اخرسر درآن سالهای تاریک دوم خرداد شنیدم که او یکی از نیروهای طرفدار دوم خرداد بوده است، سال 80 و آنهم درتاریک ترین زمان زمامداری دوم خرداد چنین حرفی را وقتی می شنوی دیگر بیشتر ازآن پیگیری نمی کنی ... گذشت تا سال 85 رفتم به لبنان برای ماموریتی یک ماه ونیمه، آنهم در زمان درگیری های داخلی لبنان بعد از جنگ سی وسه روز
گفت و گوی با پزشکی که به خاطر نوجوان سرطانی موهایش را تراشید
موهای سرم را تراشیدم و صبح روز بعد در حالی که کلاه روی سر گذاشته بودم، به بیمارستان رفتم. وقتی وارد بخش شدم، یکی از کودکان بستری در بخش با دیدن من خندید و خواهش کرد تا کلاهم را بردارم. چهره خندان بچه ها را هیچ وقت فراموش نمی کنم. همکارانم با تعجب به من نگاه می کردند، به شوخی گفتم مأموران من را اشتباهی به جای یک سرباز فراری گرفتند و موهای سرم را تراشیدند. وقتی حجت مرا با سر تراشیده دید، از تعجب فقط
ممنوع الکاری به خاطر تراشیدن موی سر!
نیست؛ یعنی شما می توانید قانونی را تصویب کنید که هیچکس نمی تواند در کشور تبلیغ کند اما آیا می توانید مرا مجبور کنید که به ترکیه نروم و کالای ترک تبلیغ نکنم و یا به افغانستان نروم و یا کالایی را برای افغان ها که اقتصادشان روز به روز در حال بالا رفتن است را تبلیغ نکنم؟ فقط می خواهم یک راهکاری پیدا کنید که 36 سال بعد دوباره یکسری افراد دور هم ننشینند و بگویند حالا چه کار کنیم با حرف هایی که 36 سال پیش زده شد.
همکاری مجدد ناصر ملک مطیعی و کیمیایی
بخش های پیدایش سینمای ماست. شیرینی خاطرات قیصر گویا اصلی ترین دلیل این همکاری مجدد است. ناصر ملک مطیعی هنوز هم بعد از سال ها درگیر بازی در نقش فرمان است. او در بخشی از خاطراتش درباره ساخت قیصر گفته: آمریکا که بودم یک روز رفتم به آریزونا پیش جواد قائم مقامی، حسن شاهی آمد (بازیگر نقش یکی از برادران آب منگول که به فرمون چاقو می زند و او را می کشد) به حسن گفتم از امامزاده یحیی اومدم آریزونا
زنان شیشه ای در باشگاه های بدنسازی!
درباره این مورد بودند که چه تیپ و مدل جدیدی از لباس و مو به روز شده است. کمی آن طرف تر هم بوفه کوچکی تعبیه شده بود که ظاهرا برای فروش لوازم ضروری ورزشی است ولی بیشتر از همه این کمربندهای رقص عربی است که در آنجا طبقه بندی شده و اثری از لباس ورزشی نیست. البته محلی برای خوردن آبمیوه و غذا هم وجود دارد. وقتی برای گرفتن آبمیوه رفتم متوجه شدم آبمیوه ای وجود ندارد و وقتی آب هم خواستم، تمام شده
درد دل های ملکه رنجبر
بنیانگذار تئاتر بوده است حالا کسی نیست که جنازه او را بلند کند. دخترش به من گفت متشکرم خانم رنجبر حرفی را که پدرم می خواست به مردم بگوید تو بیان کردی و مرا زنده کردی عکسی از سریال زیر آسمان شهر نشانم می دهد. می گویم بیشترین خاطره ای که هم نسل های من از شما دارند همین کار است. توضیح می دهد که زیر آسمان شهر آخرین کار کمدی او بود و بعد از آن دیگر فقط فیلم سایه روشن را بازی کرده است. می
ظریف: تا 15 سالگی سینما نرفتم
آن خانه برای مادرم مشکل شد. در شش سالگی، چند ماهی به اصفهان رفتیم و من در دبستان کار مشغول شدم اما خیلی زود به تهران بازگشتیم و با آغاز سال تحصیلی بعد من به دبستان علوی رفتم. فکر می کنم کلاس دوم دبستان بودم که اولین سخنرانی ام را در روز عید غدیر انجام دادم. این شد که از همان ابتدا به نوشتن متن و سخنرانی عادت کردم. پدرتان در چه سالی به رحمت خدا رفت؟ پدرم در سال
مرتضی احمدی: پرسپولیس چیز دیگری است
می گفتند سبزی کاری امین الملک که بعدها شد گمرک امیریه و چهارراه مختاری و بعد هم که راه آهن احداث شد، اسمش را گذاشتند راه آهن . من بچه آنجا هستم. همان جا قد کشیدم، دبستان رفتم. البته اول مکتب می رفتیم، بعد شد دبستان. در دبیرستان شرف و روشن هم درس خواندم. 1315 سال آخر دبستان بودم، برای اولین بار برابر دستور وزارت فرهنگ قرار شد در مدرسه ما یک نمایشنامه کوتاه به صورت آزمایشی اجرا
داستان های خواندنی؛ کباب غاز (1)
آید. این بدبخت ها سال آزگار یک بار برایشان چنین پایی می افتد و شکم ها را مدتی است صابون زده اند که کباب غاز بخورند و ساعت شماری می کنند. اگر از زیرش در بروم چشمم را در خواهند آورد و حالا که خودمانیم، حق هم دارند. چطور است از منزل یکی از دوستان و آشنایان یک دست دیگر ظرف و لوازم عاریه بگیریم؟ با اوقات تلخ گت این خیال را از سرت بیرون کن که محال است در میهمانی اول بعد از عروسی بگذارم از کسی
بغض کشتی گیر روستایی شکست: می خواستم قهرمان شوم نه چوپان
خانواده ام باشم. البته اگر پدرم نبود به جای چوپانی باید گدایی می کردم. واقعا از او تشکر می کنم او خیلی برای بچه هایش زحمت می کشد. اما خب زمانه سخت شده است. * پس کشتی چه می شود؟ دو سال خیلی راحت محرومم کردند چرا که نمی خواستند یک روستایی مطرح شود. وقتی دیدند همه حریفانم را در همدان شکست می دهم خیلی برایشان گران تمام می شد. کشتی وقت و پول می خواهد و به درد امثال من نمی خورد. امروز
وضعیت باشگاه های بدنسازی زنان در ایران
لاغری موضعی در ساعات به خصوص هم از دیگر تبلیغاتی بود که به چشم می آمد. با دنبال کردن صدای موسیقی سرانجام به سالن اصلی رسیدم ولی در همان نگاه اول آرایش های به نسبت عجیب و لباس های ورزشی ای که تناسب چندانی با سالن بانوان نداشت کمی شور و شعف اولیه ام را از بین برد. نکته ای که در آن باشگاه خاص بیشتر توجه ام را جلب کرده بود این بود که بیشتر آنهایی که برای ورزش کردن آمده بو
چهره های سینمایی با فیلم کوتاه بر پرده سینماها
متن و کلیت کار! تا اینکه ایده ای که پس ذهنم از مدت ها قبل شکل گرفته بود، جدی تر شد. دو روز بعد نسخه اولیه همین "نوار ویدئو" نوشته و کامل شد و دو ماه بعد، به همراه بازیگرانی دیگر از نو ساخته شد... جدول نمایش این فیلمها تا قبل از آغاز جشنواره فیلم فجر ساعت 16 خانه هنرمندان روز 19 دی، شنبه 20 دی ساعت 18 پردیس کوروش و در همین روز ساعت 17 در پردیس هویزه، هفته بعد در روز 27 دی ماه در ساعت 16 در خانه هنرمندان همچنین در روز 3 بهمن ساعت 14 و در روز 7 بهمن ساعت 16 این فیلمها در خانه هنرمندان به نمایش در می آید. انتهای پیام ...
مردی زن 17ساله اش را به خاطر سوختن غذا کشت
اثر برخورد سر با جسمی سخت است. متهم گفت: من و بهار یک سال ونیم بود که با هم ازدواج کرده بودیم. بهار حدود 15سال داشت که به خانه من آمد. ازدواج ما عاشقانه بود و زنم را دوست داشتم اما به خاطر اعتیاد عصبی می شدم و نمی توانستم خودم را کنترل کنم. آن روز هم بعد از اینکه زنم را کتک زدم و سوزاندم، آرام شدم. او می خواست دوباره با من آشتی کند که هلش دادم من سرش را به زمین نکوبیدم. گفته های قبلی
مثل حاج منصور نداریم، او از عرفاست
/> بنده یک پسر و یک دختر دارم. پسرم سرپرست بخش بیهوشی بیمارستان بوعلی است. از هر دوشان هم راضی هستم، خدا را شکر... * حاج آقا شما در جبهه جنگ هم حضور داشتید؟ بله، دو بار جبهه رفتم. هم می خواندم و هم ماشین یخ در اختیارم بود. به رزمندگان یخ می رساندم. آن موقع هیات منا الذله را می خواندیم و حالا که صحبت از اربعین حسینی می شود باید بگویم که مردم ما به خاطر همین هیهات منا
شکار پلنگ ایرانی توسط یک اسپانیایی با رشوه 500 میلیون تومانی/ فتوای عجیب و غیر اخلاقی یک شیخ سعودی
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، هر روز شاهد تولید حجم گسترده ای از اخبار و گزارشات مختلف و متنوع در خبرگزاری ها و پایگاه های خبری هستیم که رصد تمام این اخبار برای مخاطبان در گرو صرف وقت بالایی است و البته از حوصله آنها نیز خارج؛ برای تسهیل در مرور این اخبار، تلاش داریم گزیده ای از اخبار سیاسی سال 93 را در قالب یک بسته خبری در اختیار مخاطبان قرار دهیم. کشف جسد جلاد داعش با سر
ادبیات24 ؛ مجلۀ خبری روزانۀ ادبیات و نشر (17 دی)
چندم...، سانتورینی، کلید را به ...، گل های شمع دانی را...، بندرگاه، مثل هر روز، در سرزمینی دوردست، از راه رسیده باشی، این سوی شیشه، قطار، وقتی که آب...، صدا، تاک، This Is For Grandpa، شبانه، ایستگاه، دنیا بمیرد از...، بر پنجه ی پا، بعدازظهر روزی...، بلیت برگشتش...، خانه ی ما کجاست...، دیروز در صف نانوایی...، رقاصه دورش را آخر شد...، دهان مان که چفت شد...، گوشی را بردارم...، مودنگی میراث گران
ناشنیده هایی از زندگی ظریف درروز تولدش
تجار به نام اصفهان بود. * در کدام محله تهران زندگی می کردید؟ خانه ما بین خیابان کاشان و خیابان کمالی، پشت باغ شاه سابق بود؛ خانه ای بزرگ و قدیمی که تا بعد از فوت پدرم آن را داشتیم. بعد از ایشان نگهداری آن خانه برای مادرم مشکل شد. در شش سالگی، چند ماهی به اصفهان رفتیم و من در دبستان کار مشغول شدم اما خیلی زود به تهران بازگشتیم و با آغاز سال تحصیلی بعد من به دبستان علوی رفتم
هفت کتاب کودک با موضوع مهارت های زندگی منتشر شد
می دارد و کودک را یاری می کند تا بتواند از عهده اندوه فقدان عزیزانش برآید. این کتاب به خوبی راه های درست و قابل اطمینان برای رشد و برخورد با غم و اندوه را ارائه می کند. در کتاب خدانگهدار خانه قدیمی! سلام خانه جدید آمده است: تقریباً برای همگی ما پیش آمده که مجبور شویم محل زندگی مان را تغییر دهیم. همه ما حال و هوایی را که آن موقع داشتیم، به یاد داریم. زمانی که همراه با کودکان قصد جا به
باید اسلام را با زبان امروزی و به شکلی علمی ارائه کرد
که پیداست، به معنای راه است، زیرا اسم مکان از ذهاب (رفتن) است. معنای مذاهب اسلامی این است که این ها راه هایی هستند برای رسیدن به اسلام و درک ابعاد آن و انجام شعایر آن و اجتهاد برای پیاده کردن احکام آن به شکلی دایمی و مترقی. بر این اساس، اوج متعهد بودن به مذهب در این است که بُعد و حد واقعی مذهب را برای آن قایل باشیم و در آن زیاده روی نکنیم، چرا که هدف، اسلام است و مذاهب، تنها وسیله و راه هستند و
فیلم های 10 شبکه تلویزیونی برای آخر هفته
کرده و به روستا برمی گردانند، بچه پلنگ دلش برای مینا تنگ شده و ... - فیلم سینمایی آرزوی کوچک به کارگردانی راجش ماپوسکار و تهیه کنندگی ویدو وینود چوپرا، پنج شنبه 18دی ماه ساعت 23:30 از شبکه دو سیما روی آنتن می رود. رستم مرد جوان و بسیار درستکاری است که بعد از فوت همسرش با کایو پسرش و پدرش زندگی می کند. همه دنیای او کایو می باشد و تمام تلاشش را می کند تا به آرزوی او برای انتخاب
داستان چادری شدن یک دختر
ها به من لبخند زدند. لبخند شیرین و محبت آمیز برای اینکه تغییر کرده بودم. دوستی که باعث چادری شدنم شده بود، با این جمله به من تبریک گفت: تو خوب بودی، با چادر بهتر شدی . بعد از مدتی، مادرم اتفاقی مرا از روی تراس خانه دید که در کوچه چادر سر می کنم و از چادر پوشیدنم با اطلاع شد. (پوشش من دقیقاً برخلاف بقیه بود) بعد از کلی صحبت و اعتراض، من استوارتر از قبل، چادر بر سر به مدرسه می رفتم. سال
سینما24 ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (17 دی)
آخرین اظهارنظر طباطبایی نژاد درخصوص علکرد مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، انتخاب لوک بسون به عنوان رییس جشنواره بین المللی فیلم پکن، احتمال حضور استراحت مطلق در جشنواره فجر، نگاهی به فیلمی سینمایی ورزشی فاکس کچر ، برادران شولتز و کشتی گیران ایرانی، جزئیات کتاب سرگذشت لابراتوارها در سینمای ایران در فجر، آغاز به کار سکوت اسکورسیزی، حضور خانواده علی حاتمی در جشنواره ی فیلم فجر، پشست سرگذاشتن مراحل میکس و مونتاز فیلم دوران عاشقی ، برگزاری اولین نشست مطبوعاتی فیلم محمد(ص) و بلاخره حضور دو فیلم ایرانی در فهرست بهترین فیلم های پنج سال اخیر سرخط مهمترین اخبار سینمایی ایران و جهان را تشکیل داد. ...
این مرد در خواب 2 هزار نفر آمده + عکس
فراموش شد تا اینکه چند روز بعد، بیماری دیگر آن تصویر را تشخیص میدهد و میگوید که آن مرد را اغلب درخواب میبیند. همچنین او ادعا میکند که او را هرگز درزمان بیداری ندیده است. آن روانپزشک تصمیم میگیرد تا آن تصویر را برای برخی از همکارانش که بیمارانی با خوابهایی تکراری دارند، بفرستد. درطی چند ماه، چهار بیمار این مرد را که چندین بار در خوابهایشان دیده بودند، شناسایی کردند. همه این بیماران به آن تصویر این مرد
موسیقی24 ؛ مجلۀخبری روزانۀ موسیقی(17 دی)
فارغ از حواشی برگزاری جشنواره استاد شهناز، رونمایی از ویدئوی لبیک با صدای حامد زمانی، گلایه های غلامشاه قنبری، خواننده و حماسه سرای نواحی منطقه خوزستان، انتشار پائیز، تنهایی با صدای احسان خواجه امیری، برگزاری کنسرت شاگردان محمدرضا لطفی، آغاز دومین هفته موسیقی تلفیقی در نیاوران و نگاهی به برگزاری کنسرت های بین المللی و حواشی صدور مجوز در سال اخیر در یادداشتی تحت عنوان سالن گران؛ مجوز دشوار و حمایت مبهم است مهمترین رویدادهای دنیای موسیقی بود.
برشی از زندگی مرحوم آیت الله انصاری شیرازی
بعضاً می شد سر درس در حسینیه ارک هنوز درس شروع نشده بود فقیری وارد می شد اظهار فقر می کرد و تقاضایی داشت. روزی هنوز درس شروع نشده بود، یک وقت این اتفاق افتاد من دیدم استاد دست کردند در جیبشان یک جوری هم که کسی متوجه نشود بعد یک اشاره ای کردند فقیر آمد جلو، بعد در دست آن فقیر، گذاشتند، و خم شدند دست فقیر را بوسیدند.
تئاتر24 ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر (17دی)
تاکید دبیر جشنوارۀ تئاتر فجر بر جدی گرفتن بخش زیر 30 ساله، واکنش کانون کارگردانان خانه تئاتر به تغییرات مجله تئاتر، اعلام موجودیت انجمن صنفی هنرمندان تئاتر شهر تهران ، افتتاح پردیس تئاتر خاوران همزمان با برگزاری سی وسومین جشنواره تئاتر فجر، تخفیف ویژۀ مرکز تئاتر مولوی به دانشجویان، آماده شدن تئاتر وُو برای فجر، به صحنه رفتن نمایش اقدام علیه لعنت دهم در یاسوج، اعلام زمان پایان دو نمایش تئاتر شهر و بلاخره آتش سوزی در تئاتر لندن و به خیابان ریختن بینوایان سرخط مهمترین اخبار و رویدادهای تئاتری ایران و جهان بود. ...
دخترم بی تابی نکن
/> عصر یکشنبه بود، در مراسمی که در مسجد جامع امام حسن مجتبی (ع) واقع در شهرک بروجردی برگزار شد، همسر شهید تقوی را دیدم، با او گفت وگو کردم و چگونگی اطلاع از خبر شهادت همسرش را جویا شدم. همسر شهید تقوی گفت: آن روز بعدازظهر در حوزه شهرک شهید بروجردی به دنبال آماده سازی همایش 9 دی بودم، خسته به خانه برگشتم، به اندازه ای خسته بودم که حتی به گوشی همراه نگاه نکردم. پروین مرادی ادامه
300 هزار مسکن مهر، آب و برق ندارند
مسکن، ضمن تشکر از همکاری سایر وزارتخانه ها در این پروژه ادامه داد: سایر وزارتخانه ها در حد توان شان با وزارت راه همکاری داشته اند اما برای ادامه کار با مشکل کمبود اعتبار مواجه اند. لذا وزارت راه برای کمک در این زمینه به عنوان مثال از منابع اعتباری خود وزارت اکنون در حال ساخت 300 باب مدرسه و 300 باب مسجد و کلانتری است که البته نیاز بیش از این تعداد است. وی با اشاره به برگزاری جلسات