چهارشنبه ۲۷ خردادساعت ۱۰:۲۱Jun 2026 17
جستجوی پیشرفته
مشرق نیوز ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ - ۲۲:۳۸

شعری که پدرم با آن مصدق را به بازی گرفت/ خاطره شهید ستاری از رادیو نفتی/ ...

پدرم شیخ و بزرگ منطقه بود و همه کارها را ایشان می کرد. فقط برایشان منبر نمی رفت. عروسی شان را می گرفت، خانه شان را می ساخت. به آنها زن می داد، برایشان زندگی درست می کرد. نوحه شان را می خواند، ماه رمضان و ماه محرمشان با پدرم بود. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)

برچسب خبرهای مرتبط