سایر منابع:
سایر خبرها
سناریوی عجیب فروش کودک از سوی پدر شیشه ای
توانستم پیدا کنم. دار قالی را جفت و جور کردم و صبح تا شب گره های رنگی پشت سر هم می کوبیدم و قالی می بافتم تا به سختی هزینه های مان را در بیاورم. افسوس که محمود قدردان نبود. سال اول زندگی مان باردار شدم. با هزار امید و آرزو پسرم را به دنیا آوردم. اسمش را رضا گذاشتم. او همه دنیایم بود و در کنارش احساس خوشبختی می کردم. یک سالی گذشت. پدرم نیز خدا بیامرز شد. بعد از مرگ او ارتباط من و عاطفه خانم
این روزهای زندگی قلقلی، هنرمندی که خبر مرگ خود رادریک میهمانی شنید/گفتند بگذار قلقلی شخصیت ملی بماند
هستیم به داد هم برسیم. شما فرض کنید شخصیتی که سال ها با بچه ها و نسلی از مردم ارتباط برقرار کرده است تنها بعد از چنین اتفاقاتی مورد توجه مسئولان قرار بگیرد. باید مسئولان به فکر هنرمندان باشند هر چند هنرمندان فعلا جایگاهی ندارند، مگر اینکه چنین اخباری از آنها شنیده شود. به هر حال این اتفاق برای خود من هم تلنگری شد و همان طور که گفتم با بسیاری از افرادی که ارتباطم قطع شده بود، ارتباط دوباره ای
قلعه نویی: جای مرا بگیرند و به آرزویشان برسند
من در خانه نشسته بودم و دیدم پژمان منتظری رفته قطر. اگر آن سال منتظری و جباری از ما جدا نمی شدند قهرمان آسیا می شدیم. اما متاسفانه این دو ساله اتفاقاتی افتاده که نه در اردو به 18 نفر می رسیم و نه در بازی ها. امیدوارم بیایند و به آرزویشان برسند مگر من در استقلال مربیگری کرده ام؟ مگر فقط در استقلال قهرمان شده ام؟ این تیم ارث پدری من نیست. اینهایی که الان مصاحبه می کنند آن وقت ها که
عصای سحرآمیز ایران / احمدی نژاد در مراسم یک مداح مشهور / سقوط نفت، غرب را در مذاکره با ایران نجات داد!
فهرست یارانه ها، فقدان چاره جویی برای کاهش بیکاری و کم توجهی به مدیریت واردات لوکس که باعث خروج از کشور می شود و حذف طرح مسکن مهر از جمله محورهایی است که به نظر شبکه دانا در عملکرد دولت به چشم می خورد و در عین حال خبر کاهش تورم که برای مردم ملموس نیست. این شبکه پیوند زدن همه مشکلات اقتصادی با تحریم ها و بی تدبیری در قبال مشکلات را علت عملی نشدن وعده های دولت ارزیابی کرده است. *ایران
آیا امام موسی صدر از فقه عبور کرده بود؟ / خواننده ای که دیگر آواز نخواند و روز ولادت پیامبر محجبه شد
بار به موسسه می آمد و به دختران جوان درس می داد. آن زمان کسی را مجبور نمی کردیم که حجاب بگذارد فقط می خواستیم که آنها بیایند، تا با هم دوست شویم خودشان بشناسند و بعد کم کم حجاب هم می گذاشتند. اخوی هم اصرار داشت که کسی را از خودمان طرد نکنیم و همه را نگاه داریم. البته امروز وضعیت موسسه فرق کرده و حجاب یکی از اصول ماست. توانمند سازی زنان را از همه جهات انجام می دادیم، چه از جهت خانه داری و
چرا طلاق در گذشته کمتر بود؟
دسر و... اما در کشور ما چنان تقلیدی از رفتارهای دیگران شده که همه چیز در اثر مدیریت ناصحیح از بین رفته. الان مردم ما قهوه خوردن را دوست دارند، البته این بد نیست. ولی چرا باید چای خوردن که یکی از سنت های ما بوده بد باشد و از بین برود؟ به هر حال شهرنشینی یک اثر منفی در روابط بین افراد دارد٬ اما باید این مساله مدیریت شود. البته باید برخی از ذاتیات هم پذیرفته شود. چنانچه باز در غرب برخی از ذاتیات
ناشنیده هایی از زندگی خصوصی ظریف
و انقلابی، برای ازدواج معرفی کرد. * و این اولین مراسم خواستگاری برای شما بود؟ - بله؛ اولین و آخرین. اقامت بنده در ایران سه هفته به طول انجامید. در ماه مبارک رمضان بود که روزی خواهرم آنها را به خانه خود دعوت کرد. دو خانم جوان آمدند، اما من دقت نکردم و حتی متوجه نشدم منظورشان کدام یک از آنهاست. مادر و پدرم هنوز در تهران بودند. بنابراین با اجازه آنها همراه خواهر و شوهر خواهرم به
مجری طرح گردشگری آشوراده: فقط 3سال زمان می خواهم/فعالان محیط زیست: آشوراده باید دست نخورده بماند
سازمان محیط زیست انجام می دهند و با اندازه و ابعاد بررسی می کنند. شما می گویید که اگر قسمتی از آشوراده نیز خراب شود امکان بازیابی آن وجود دارد، با توجه به اینکه تنها 10درصد این جزیره قابل واگذاری است پس می توانیم بگوییم دوباره به حالت اول خود باز می گردد و جای نگرانی نیست؟ درودیان: این تخریبی که تا الان آنجا انجام شده، به دلیل سکونت مردم در آن ناحیه بوده است. بعضی از دوستان می
راکی ایران ویلچرنشین شد
بود. من در زندگی دست خیلی ها را گرفته ام و هیچ دستی را رد نکردم، اما ببینید که الان به کجا رسیده ام. در این روزهای بسیار سخت هیچ کس حالم را نمی پرسد، حتی یک نفر زنگ نمی زند که تلفنی با من صحبت کند. تنها مونس من دخترم است و زمانی که او در خانه نیست من می مانم و مشکلاتم، تنهایی این خانه و تلویزیون. وقتی تلویزیون را روشن می کنم و شرایط را می بینم واقعا تاسف می خورم. در این سال ها چندین بار از این
از ماجرای بی اخلاقی مربی تا نشناختن مسئول پارک ملت
جواب گفته های محسن برغمدی که عنوان کرده بود من شهیدی را به تیم ملی آوردم بیان کرد: تمام این صحبت ها کذب محض است من 10 سال بازیکن تیم ملی بودم آن زمان شما کجا بودید که مرا وارد تیم ملی کنید؟ برغمدی براساس چه مدرکی این صحبت ها را انجام می دهد؟ محسن برغمدی اولین سال است که رئیس هیأت شده و تنها یک مسابقه را حضور داشته است. مربی تیم ملی سرکل کبدی در ادامه تصریح کرد: من یک سوال از برغمدی دارم
داستان چادری شدن یک دختر
آموزش و پرورش به حج مشرف شدم. از آن به بعد، به بهانه اینکه حاجیه خانم باید چادری باشد، همه جا چادر می پوشیدم. بعد از گذشت مدتی، پوششم در خانواده عادی شده بود دیگر حداقل با خانواده ام در رابطه با حجابم مشکلی نداشتم؛ اما اطرافیانم به خاطر این مسئله از صحبت کردن با من اجتناب می کردند و علاوه بر این، پاره ای از اوقات مرا مورد تمسخر قرار می دادند. حجاب, چادر به تدریج مادرم را هم
ممنوع الکاری به خاطر تراشیدن موی سر!
شده بود و من به عنوان بازیگر، آن را تبلیغ می کردم. دی ماه 85 بود که از کنار پل سیدخندان به سمت شرق عبور می کردم و مشاهده کردم که چندین نفر در حال کندن تبلیغات من هستند طی تماس ها و پرس و جوهایی که داشتم اعلام شد که گفته اند همه تصاویر جمع شود که من آن زمان فکر می کردم طی چند هفته آینده مجددا تبلیغات نصب می شود. در طی این مدت اتفاقاتی افتاد و من خدمت وزیر آن وقت، محمد حسین
ظریف: تا 15 سالگی سینما نرفتم
1363 مرحوم شدند. همسرم دو ماهه باردار بود که ایشان از دنیا رفتند. آن زمان من در آمریکا بودم و متأسفانه نتوانستم برای مراسم پدرم به ایران بازگردم. دوران کودکی شما مصادف با کدام تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران بود؟ من در خانه تنها فرزند بودم و هیچ هم بازی ای نداشتم. از طرفی خانواده ما به شدت محافظه کار بودند. به لحاظ سیاسی؟ از همه لحاظ. ما در منزلمان تلویزیون
امپراتور کوچک
مادر می گوید که دوستش کیف زیبایی را با خود به همراه داشت و از مادر می خواهد تا کیفی را که به او قول داده بود، بخرد. مادر با لبخندی به دخترش می گوید که الان زمان مناسبی برای بیرون رفتن نیست و روز دیگری به خرید خواهند رفت. کودک اخم و دوباره خواسته اش را بیان می کند. باز هم مادر برایش توضیح می دهد که الان نمی تواند این کار را انجام دهد، این بار اخم های دخترک با گریه همراه می شود و پاهایش را نیز به
چرا مهناز افشار تبلیغ شرکت اماراتی را نپذیرفت؟
عکس های مجلات را نگاه می کردند و از آن ها عبور می کردند. اما به نظر من در حال حاضر جامعه ما یک چیزی را از دست داده است و یک جایی در بخش فرهنگی پاس شده است که من امیدوارم بتوانیم جامعه را تربیت کنیم، چشم هایمان عادی شود و کمی راحت تر از همه مسائل بگذریم. مهناز افشار در پایان اعلام کرد که درخصوص بحث حضور هنرمندان و ورزشکاران در مقوله تبلیغات و بحث در این زمینه می توانید روی شخص من حساب کنید و من در این موضوع حتما کنار شما خواهم ماند.
برشی از زندگی مرحوم آیت الله انصاری شیرازی
یکی از جلدهای اسفار را دادیم که ایشان گفتند: این جلد را الآن آیت الله انصاری شیرازی تدریس می کنند و مادامی که ایشان مشغول به تدریس هستند ما تدریس نمی کنیم. یعنی ادب اقتضا می کند شما به درس ایشان بروید. همین نکته نشانه عظمت مقام علمی آیت الله انصاری در نزد بزرگان دیگری مثل آیت الله جوادی آملی است. می فرمود: خانواده ما ده سال نتوانست روز بیاید داخل حیاط، چون یا این طرف، ساختمان می ساختند
تعادل زمامداری آیت الله رفسنجانی از نگاه محمدرضا لطفی+عکس های منتشر نشده
... - من اصلا زمانی برای همیشه به ایران آمدم که هنوز انتخابات نشده بود. بعد هم اصلا چه ربطی دارد؟ من همه ی این سال ها می خواستم به ایران بیایم. اولین بار هم سال های 72-73 بود؛ اما پاسپورت نداشتم. آن زمان می خواستم پاسپورت بگیرم که به آلمان بیایم و پسرم امید که با گروه کامکارها به آنجا آمده بود را ببینم. به سفارت ایران رفتم که پاسپورتم را بگیرم. گفتند که شما اقامت ندارید و نمی
علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی + تصاویر
تختی بیشتر پهلوان بود تا قهرمان. برای مردمی که قهرمانانشان از پرده های سینما می آمدند تختی واقعی تر از واقعیت بود و همین موضوع باعث شد تختی هیچ وقت مُرده نباشد. شاید 47 سال زمان زیادی باشد برای اینکه از این نفر تعریف کرد، اما در مورد تختی این قضیه صدق نمی کند. انگار هرچقدر از فُوت تختی می گذرد مردم بیشتر او را نمی شناسند و هنوز برای همه این سوال وجود دارد که چرا؟ . تختی فقط یک
چه کسانی برای اولین بار کشف حجاب کردند
مؤسسه وعظ و خطابه، مبارزه با این قشر شتاب بیشتری یافت و حتی تعداد آنها را کاهش داد. رضا شاه، بعد از اجرای طرح اتحاد شکل البسه، هنگامی که با اعلام کشف حجاب علناً به مبارزه همه جانبه با سنتهای اجتماعی و مذهبی مردم برخاست، روحانیت را به عنوان سازمان دهنده مقاومت اجتماعی رویاروی خود دید. در این هنگام، اکثر روحانیون با اجرای طرح مزبور مخالف بودند و از آن میان، برخی مخالفت خود را در سطح علنی
تختی به چه چیزی افتخار می کرد/ شاه به تختی گفت: دیگر نباید کشتی بگیری!
. مردم تا چند روز عزاداری می کردند. خود من تحقیقی درباره این قضیه که آیا مسئله خودکشی یا چیز دیگری بود نکردم. الان هم نظر قطعی و خاصی در این زمینه ندارم. تعصب خاصی روی تختی خدا بیامرز داشتم و مرگ او تأثیر عمیقی رویم گذاشت. *آخرین بار کی ایشان را دیدید؟ سر چهار راه پهلوی، جلوی گل فروشی بزرگی که آنجا بود. بعد از مسابقات 1966 آمریکا. مدتی بیمار و از کشتی دور بودم. پرسید: چه می
کجا می ری حاج آقا؟
نشانه تأیید سرش را تکان داد و گفت: بله! مهدی درسش را خوانده است . ویراستار مجله که چند صندلی آن طرف تر نشسته بود روبه دبیر مجله کرد و با لحن طنزی گفت: واقعا فکر می کردی که یک روز روحانی را با اسم کوچکش صدا کنی؟ و بعد از چند لحظه مکث، آقای دبیر جواب داد: واقعا نه! . یکی از بچه های نویسنده گفت: یعنی الان جایگاه تو با فلانی، یکی است و من در جواب گفتم: نمی دونم. شاید! آره، یکیه . همه تبریک می گفتند
به سراغ من بیا
شود که مرد هنگام خروج از منزل نه اطلاعی می دهد، نه درباره اینکه در منزل چیزی مورد نیاز هست یا خیر سؤالی می پرسد، بلکه وقتی زن درخواست خرید چیزی از او می کند اینگونه جواب می دهد: من خیلی کار دارم و گرفتارم خودت تهیه کن. درواقع با این برخورد به طرف مقابل مان اینگونه القا می کنیم که وقتی من در حال خروج از خانه هستم دوست ندارم کسی کاری به کارم داشته باشد حتی بخشی از وظایف و مسئولیت هایی که به عهده دارم
بهرام رادان: جمشید هاشمپور را ممنوع الفعالیت کردند چون موهایش را تراشید/صفارهرندی گفت تبلیغات ممنوع!
عنوان بازیگر، آن را تبلیغ می کردم. دی ماه 85 بود که از کنار پل سیدخندان به سمت شرق عبور می کردم و مشاهده کردم که چندین نفر در حال کندن تبلیغات من هستند طی تماس ها و پرس و جوهایی که داشتم اعلام شد که گفته اند همه تصاویر جمع شود که من آن زمان فکر می کردم طی چند هفته آینده مجددا تبلیغات نصب می شود. در طی این مدت اتفاقاتی افتاد و من خدمت وزیر آن وقت، محمد حسین صفارهرندی رفتم و
سلام تختی !
... جوانی مأیوس و دل شکسته بودم، دیگر هیچ کس وجود نداشت که قلب مرا از آن همه استهزا پاک کند. هیچ کس حاضر نبود مرا به کارم تشویق کند. همه مرا با دیده ترحم می نگریستند و می گفتند: " اینو ببین که لخت میشه و تمرین می کند." اما روزگار بازی دیگری را برای تختی رقم می زند او بعد از یک سال وقفه در زمان خدمت سربازی تمریناتش را از سر می گیرد. او در این باره می گوید: " من در آن زمان هیچ چیز نداشتم
ملکه رنجبر: نمی خواهم غریبانه بمیرم!
دارند اما معرفت نعمت خداست اگر الان یک تلفن بکنند و حالم را بپرسند چه اتفاقی می افتد. پسرم به من می گوید که مادر اینقدر گله نکن اما باید گله کنم تا حداقل فردا غریبانه نمیرم. رنجبر گفت: زمانی که در بیمارستان بودم، کارمندان شهرداری به دیدنم آمدند با اینکه تنها یک کارمند بازنشسته در شهرداری بودم اما این همه سال در سینما و هنر ایران کار کردم و یک نفر از سینما و تئاتر حالم را نپرسید. این بازیگر گفت: پسرم مرا پیش چند دکتر برده است همه گفته اند هیچ مشکلی ندارم فقط افسردگی گرفته ام. ...
تعجب مادر شهید از اطلاعات رهبر انقلاب درباره اعیاد ویژه ارامنه
) آقا سر برمی گردانند سمت مادر و می پرسند: شما همین یک فرزند را دارید، خانم؟! سه تا پسر داشتم. یکی همین بود که شهید شد. دو تا پسر دیگر هم دارم. پسر بزرگم ازدواج کرده و از ما جدا زندگی می کند. البته تا یک سال پیش همین جا پیش ما زندگی می کردند، منتها نوه ام بزرگ شده بود و جایمان تنگ بود. این بود که از پیش ما رفتند. الان من هستم و پسرم. وقتی مادر شهید از کوچکیِ خانه حرف
تاثیرپذیری از فرهادی چیز عجیبی نیست/ از عیاری نافرمانی کردم!
بچه کوچکی داشتند. یکی از روزها، همه به پیاده روی رفتند اما من حوصله نداشتم، ماندم و از بچه که خواب بود، نگهداری کردم. اما بعد از چند ساعت نگران شدم که چرا این بچه بیدار نمی شود. سر و صدا کردم و خوشبختانه بیدار شد، اما این نگرانی و تجربه از آن زمان در ذهنم بود و رهایم نمی کرد و در ناخودآگاه من ثبت شده بود و خلاصه اینکه ایده اولیه از آنجا آمد. به نمادسازی در سینما اعتقادی ندارم
وقتی آیت الله انصاری شیرازی کاری کرد که قرائتی را تحویل نگرفتند
اجتماعی دارند، بعضی شاخصه سیاسی در آنها قوی تر است، و بعضی هم حضورهای سیاسی دارند اما حضرت استاد در همه زمینه ها و همه ابعاد حضور مؤثر، کارآمد و سازنده ای در طول عمرشان داشته اند. مشکلاتی که در تحصیل فلسفه و عرفان بود در ارتباط با زندگی علمی بعد از اینکه ایشان از نوادگان داراب برای تحصیل به حوزه علمیه شیراز می آیند، با توجه به جوّ حاکم بر حوزه های شیراز در آن زمان که با علوم عقلی
تحصیلکرده اما پرمشغله و کم حوصله
به گزارش پارسینه، اکثر ماد ران امروز د اغون و بی اعصاب هستند مریم، ماد ر د و پسر د وقلو است که تقریبا 2 سال و نیمه هستند . او می گوید : متاسفانه تربیت بچه اولویت چند م ماد ران این د وره است نه اولویت اول. شاید امروز کارکرد ن، د رس خواند ن و خیلی کارهای د یگر اولویت اول زنان باشد و اکثرا وقت و انرژی زیاد ی برای تربیت کود ک نمی گذارند . به نظر من تربیت یعنی توجه و محبت پد ر و ماد ر که کود کان این د وره صد د رصد از آن برخورد ار نیستند . قبول د ارم که اقتضای شرایط زند گی امروز طوری شد ه که خیلی از زنان هم مجبورند پا به پای همسرشان کار کنند ولی مهم ترین موضوع برای یک ماد ر تربیت د رست بچه است که این تربیت صحیح هم نیازمند وقت گذاشتن و تمرکز است که ماد ران امروز ند ارند . ماد ران امروز د ر مواجهه با کود ک و رفتارهای بچگانه بی حوصله اند و خیلی زود عصبانی می شوند و پر ...
آیس پک؛ از تلخی ورشکستگی تا شیرینی بستنی
رها کردم و به کار خرید و فروش لوازم دسته دوم اداری ادامه دادم. بعد از آن بود که به فکر تاسیس یک مرکز میزهای کامپیوتری روبروی پارک ساعی تهران افتادم، چون در آن زمان مردم دنبال میز کامپیوتر بودند و من در مرکز میزهای کامپیوتری از هر کارخانه ای یک میز کامپیوتر گذاشتم، بنابراین ایده راه اندازی آن مرکز نیز ایده من بود. در ابتدا برای راه اندازی این مرکز سرمایه اولیه را نداشتم