سایر منابع:
سایر خبرها
ساختار اندیشه فقهی محقق اردبیلی در زبدةالبیان (1)
و رسول و خویشان او و یتیمان و فقرا و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود محمد (صلی الله علیه و آله) در روز فرمان و روزی که دو سپاه اسلام و کفر (در جنگ بدر) رو برو شدند نازل فرمود ایمان آورده اید، و بدانید که خدا بر هر چیز توانا است. بیان می دارد: از ظاهر آیه وجوب خمس در هر غنیمتی فهمیده می شود و در عرف و علم لغت نیز به معنای فائده است. بعضی اخبار مانند آنچه در تهذیب از امام
حضرت خدیجه(س)؛ هدیه خدا برای تسلی دل پیامبر(ص)
، مگر آنکه که خدیجه را یاد می کرد و بر او به خوبی و نیکی مدح و ثنا می فرمود. انس بن مالک روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بهترین زنان عالم مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستند.(4) از ابن عباس روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آل و سلم چهارخط در زمین کشید و فرمود: آیا می دانید این چیست؟ عرض کردند: خدا
عیسی (علیه السلام) ، آبرومند در دنیا و آخرت
عیسی (علیه السلام) ، آبرومند در دنیا و آخرت إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ (آل عمران /45) [یاد کن] هنگامی [را] که فرشتگان گفتند ای مریم خداوند تو را به کلمه ای از جانب خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می دهد در حالی که [او] در
فضیلت نماز شب در کلام ائمه اطهار (ع)
امام صادق (ع): نماز شب سبب اداء شدن قرض و دین می شود فضیلت نماز شب در کلام ائمه اطهار (ع) قال رسول الله - صلی الله علیه و آله- : صلاة الّلیلِ سلاحٌ علی ا لأعداءِ. رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: نماز شب سلاحی در برابر دشمنان است. بحار الانوار، ج87، ص161 قال الامام الصّادق - علیه السلام - : شرف المؤمِنِ صلاتُهُ بالّلیل. امام صادق
ساختار اندیشه فقهی محقق اردبیلی در زبدةالبیان (2)
قَضَیْتُ فَلاَ عُدْوَانَ عَلَیَّ؛ یعنی هیچ تسلطی بر من نیست اگر ده سال یا هشت سال کار کردم پس موسی گفت: وَاللَّهُ عَلَی مَا نَقُولُ وَکِیلٌ راوی می گوید به أبی عبدالله [امام صادق (علیه السلام)] عرض کردم: کدام یک از دو مدت را انجام داد؟ فرمود: ده سال را تمام کرد، به او عرض کردم: آیا [موسی] با [دختر شعیب] قبل از اتمام مدت آمیزش کرد یا بعد از آن؟ فرمود: قبل [از آن]، بنابراین، مرد می تواند با زن ازدواج کند و
آیا در اسلام نگاهی شبیه اصطلاح جهان وطنی وجود دارد؟
پیامبر اسلام به امپراطور ایران، فرستادن گروهی از مسلمانان به حبشه و دعوت پادشاه آن کشور به اسلام، و... گواه دیگر بر این ادعا است. پیامبر (ص) خود در نامه ای که به کسری (خسرو پرویز) پادشاه ایران می فرستد، خود و رسالتش را چنین معرفی می کند: "فانی رسول الله الی الناس کافة ..."؛ من پیامبر خدا به سوی تمام مردم جهانم. 3. یکی دیگر از دلایلی که می تواند مؤید موضوع مورد نظر باشد، دیدگاه فقها در
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
چرا امام حسین(ع) در آغاز حرکت، از مدینه به مکّه رفتند؟
یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. با فرا رسیدن ایام عزای حسینی (ع) و همچنین برنامه سخت دشمنان اهل بیت (ع) برای شبهه افکنی و کم اثر جلوه دادن قیام عاشورا ، برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم .یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد. ماجرای بیعت یزد از امام حسین در نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری، یزید در نامه خود به ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) خواسته بود که حتماً از چند نفر مخالف خود که یکی از آنها امام حسین(ع) بود، بیعت گرفته شود و بدون بیعت رها نشوند.(1) اما بعد فخذ حسیناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبیر بالبیعه اخذاً شدیداً لیست فیه رخصه حتی یبایعوا و السلام . ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) وقتی دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود ... یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند. ولید گرچه با خوی مسالمت جویانه خود حاضر به آغشته کردن دست خود به خون امام حسین(ع) نبود؛ (2) اما در مدینه افراد باند اموی به ویژه مروان بن حکم که ولید در موارد سخت و از جمله این مورد با او مشورت می کرد ،- او را به شدّت تحت فشار قرار می دادند تا خون امام(ع) را بریزد؛ چنان که در همان آغاز وصول نامه، وقتی ولید با مروان مشورت کرد، مروان گفت: نظر من آن است که در همین لحظه به دنبال این چند نفر فرستاده و آنان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید کنی و اگر مخالفت کردند، قبل از آنکه از مرگ معاویه مطلع شوند، سرهای آنها را از تن جدا کنی؛ زیرا اگر آنان از مرگ معاویه با خبر شوند، هر کدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت کرده و مردم را به سوی خود دعوت می کنند.(2) وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود : خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است. اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید. و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است . امام حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد . بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت و از آیه ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد، این نکته – که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است – آشکار می شود. فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین قصص (28)، آیه 21٫؛ موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم نجات بده . دلایل انتخاب سفرامام به مکه : هنوز مردم شهرهای مختلف از مرگ معاویه مطلع نشده بودند و تلاش های جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود. هنوز امام حسین(ع) دعوتی از شهرهای دیگر و از جمله کوفه نداشت. امام(ع) باید مکانی را برای هجرت خود انتخاب می کرد که بتواند آزادانه و در کمال امنیّت در آنجا دیدگاه های خود را ابراز کند. طبق آیه صریح قرآن و من دخله کان آمناً آل عمران (3)، آیه 97٫ مکه حرم امن الهی بود. با توجه به سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملکت اسلامی برای انجام اعمال عمره و همچنین نزدیک شدن ایام حج تمتع و حضور مردم برای انجام مناسک حج ، امام حسین(ع) به خوبی می توانست با گروه های مختلف دیدار کرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموی و یزید را برای آنها تبیین کند و نیز گوشه هایی از معارف اسلامی را برای آنها بیان نماید. در ضمن با گروه های مختلف شهرهای اسلامی از جمله کوفه و بصره در ارتباط باشد. و در آخر امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامه اش چنین بیان می کند : ... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم . کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمی شود ... اگر در نوشتن نامه ات خیر مرا آرزو کرده ای، خدا پاداش تو را بدهد . امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مکّه شد و تا هشتم ذی حجه همان سال، در این شهر به فعالیت مشغول بود.(4) ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 75: 2) ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعه الطف، ص 81٫ 3)وقعه الطف، ص 77٫ 4) همان، ص 88: فاقبل اهلها یختلفون الیه و یأتونه و من کان بها من المعتمرین و اهل الآفاق . ...
خاطرات یک زائر حسینی از زیارت اربعین
پایگاه خبری یزدفردا "اربعین آمد دلم را غم گرفت بهر زینب عالمی ماتم گرفت سوز اهل آسمان آید به گوش نالۀ صاحب زمان آید به گوش اربعین سالار شهیدان جایگاه ویژه ای در فرهنگ شیعی دارد. نقل است که چهل روز پس از شهادت امام حسین (ع) و یارانش، جابربن عبد الله انصاری، صحابی رسول خدا (ص)، به زیارت قبر مطهر امام حسین رفت. عطیه بن سعد بن جناده عوفی کوفی، که شاگرد ابن عباس و از مفسران قرآن بود، همراه
شرح مختصری از زندگی امام رضا (ع) / از ولادت تا شهادت
امام رضا (ع) روایتی نقل می کند که خواندنی است. با توجه به این روایت تو هم می توانی بفهمی که این لقب حضرت از کجا آمده است. او می گوید: امام موسی بن جعفر(ع) به فرزندانش می فرمود: برادرتان، علی بن موسی (یعنی امام رضا)، عالم آل محمد است... نیازهای دینی خود را از وی فرا بگیرید و آن چه را به شما آموزش می دهد، به یاد داشته باشید، زیرا پدرم امام صادق(ع) بارها به من می فرمود: عالم آل محمد در نسل توست
دانلود نوحه های یزدی " سینه زنی با نوحه ای متفاوت در یزد. محرم 1394
همچون مردم سایر مناطق ایران، آداب و رسوم ویژه ای برای سوگواری حسین بن ... ها و برگزاری مراسم نوحه، مصیبت خوانی، سینه و زنجیرزنی با آیین های ویژه خود یک ... در این مراسم عزاداران حسینی با تشکیل دستجات سینه زنی و با در دست ... 56 . آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب www.khabaronline.ir/tags/1064/آیت الله-خامنه ای-رهبر-معظم-انقلاب جمعه 1 آبان 1394 - 21:08:40 ... گفت
دلیلی قاطع بر زنده بودن امام زمان(عج)
شارح قرآن نباشد! لذا در خود روایات اهل تسنن، الی ماشاءالله، مواردی را ملاحظه می کنید که در مورد آیه شریفه قرآن یا در مورد احکامی که آنان صادر کرده اند، حضرات معصوم خصوصا حضرت امیر (علیه السلام )، آن ها را توضیح و تبیین کرده اند، به طوری که اهل سنت نقل کرده اند که خلیفه دوم در هفتاد موضع گفته است: لو علی لهلک عمر(5) یا مثلا زمانی که وجود مقدس رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم
اتمام حجّت خداوند بر حقّانیت امیرالمؤمنین (ع) در سوره بقره
کُنْتُمْ صَادِقِینَ [16] سپس علم اسماء ( علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات) را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید ، اسامی اینها را به من خبر دهید امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: به خدا سوگند ما اسماء الحسنی و نامهای نیک خدای متعال هستیم و خدای متعال هیچ عملی را از بندگان خود نمی پذیرد مگر با معرفت و ولایت ما . [17]
تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)
خوشحال شدیم و عرض کردیم: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله! بنابراین، ما تمام علوم و معانی قرآن را فراخواهیم گرفت؟ امام علیه السلام فرمود: تمام علوم را نه ، پس نخستین مطلبی که به ما املا فرمود، روایاتی در فضل قرآن و اهل آن بود، سپس تفسیر برخی از آیات را به ما املا فرمود و ما در مدّت اقامت خود در خدمت حضرت [که هفت سال طول کشید] هر روز مقداری از تفسیر را می نوشتیم.3 شیوة تفسیر عسکری
مزد رسول خدا چیست | معنای ذی القربی در حدیث نبوی
به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در مراسم محفل انس با قرآن کریم و تجدید بیعت طلاب حوزه های علمیه با امام زمان (عج) که در مسجد مقدس جمکران برگزار شد، با اشاره به حقانیت و اثبات وجود امام عصر (عج) عنوان کرد: خداوند در آیه 101 سوره آل عمران می فرماید: چگونه کافر می شوید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده می شود و پیامبر او در میان شماست ؛ این آیه نشان می دهد که اگر در طول تاریخ فردی
فرهنگ در رسانه
سال های 1368 تا 1392 در شب های شعر نیمه ماه رمضان در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی خوانده شده است و در 390 صفحه توسط انتشارات نسیم انقلاب وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است . حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، یکی از شخصیت هایی بود که در این مراسم به سخنرانی پرداخت . وی با تسلیت گویی شهادت امام حسن عسگری ( ع ) و ذکر روایتی درباره ایشان، به
بیا که نوای دل انگیز توحیدت را با گوش جان شنواییم/ جانها، شورانگیز از یاد دلربای توست
چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت این بود که خلیفه های عباسی تصمیم به کشتن او داشتند. در روایتی از کتاب غیبت، از عدّه ای از اصحاب امام عسکری نقل شده است که گفتند: "نزد امام عسکری علیه السلام گرد آمده بودیم و از وی در باره حجّت و پیشوای پس از او پرسش می کردیم. در مجلس او چهل مرد حضورداشتند. عثمان بن سعید بن عمر عمری در برابر آن حضرت بر پا خاست و گفت: فرزند رسول خدا! می خواهم در
اعتبارسنجی منابع و اسناد ادعیه رضوی
؛ برترین عبادت امت من بعد از قرائت قرآن کریم، دعا است. (راوندی، 1407 ق، ص19) سپس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ... (غافر: 60)؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. امام علی (علیه السلام) نیز دعا را محبوب ترین عمل در نزد خدا می دانست و مردم را بدان ترغیب می کرد و خود نیز آن چنان با دعا مأنوس بود که امام صادق (علیه السلام) فرمود: کان أمیر المؤمنین رجلاً دعاءً امیرالمؤمنین
ولایت فقیه از دیدگاه استاد پرورش
/> قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین استاد پرورش در کتاب نبرد نور ونار اولین برخورد آدم و ابلیس و سپس برخورد هابیل و قابیل را سرآغاز تقابل تاریخی حق و باطل وتقابل جبهه نور با جبهه نار دانسته با استناد به آیات قرآنی، این رودررویی را اصل ثابت و دائمی حاکم بر تاریخ بشر معرفی می کند. ایشان وجود امام نار در برابر امام نور و وجود حزب شیطان در برابر حزب خدا را مشیتی حکیمانه و بستری رشد آفرین برای نوع
پایان شب سیه
امام زمان(عج) و زمان انتظار آن حضرت، آداب و اخلاقی از سوی قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام تعیین شده است که رعایت آنها باعث می شود تا بتوانیم از بحران های این دوران به سلامت عبور کرده و نام مان به عنوان منتظر حقیقی آن حضرت ثبت شود. حجت الاسلام مهدی نیلی پور به نمونه هایی از این ویژگی های اخلاقی اشاره می کند: رعایت محاسن اخلاقی: امام صادق(ع) فرمودند: هر کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، پس
تحلیل محتوای ادعیه رضویه
ذهنی خویش، گونه ای از قالب های بیانی را اخذ نموده و از آنها برای وصول به مطلوب ذهنی خود در کلام استفاده می کند. استفاده از قالب های بیانی یک امر کاملاً طبیعی است و در حقیقت همچون بافت متن، در زمینه هر جمله ای وجود داشته و محتوای اصلی آن جمله را بیان می کند. در این مقاله به منظور تحلیل محتوای ادعیه امام رضا (علیه السلام) ابتدا به تحلیل و استخراج قالب های بیانی به کار رفته در این ادعیه پرداخته
صحیفه سجادیه و صحیفه رضویه در آیینه تطبیق
: خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما! فرمود: آیا هرگز به خاطر من کسی را دوست داشته ای و به خاطر من کسی را دشمن داشته ای؟ (در این بود که) موسی (علیه السلام) دانست برترین اعمال، دوستی برای خدا و دشمنی برای اوست. (مجلسی ، 1403ق، ج66، ص 252، ح33) (24) کلیه مطالبی که عرض شد ساختار کلی ادعیه حضرت را به ما نشان داده و فضای حاکم بر روایات دعایی امام هشتم را برای ما آشکار می نماید. استناد و تأکید بر
فرد و دولت در فرهنگ سیاسی اسلام
مستقیما از طرف خداوند به امام عطا شده است و به هیچ نحوی از جانب امت محدود نمی شود. در اندیشه ماوردی با توجه به شرایط امام یا خلیفه، اختیار اهل حل و عقد جنبه طریقی داشته و در کنار نصب خلیفه، صرفا محدود به کشف مصداق امام است. (66) در توضیحات ابویوسف، نویسنده کتاب فقه الکبیر، مفهوم حاکم به مثابه چوپان مردم و رعیت، به طور فزاینده ای با مفهوم سلطان ظل الله که از تئوریهای ایران پیش از اسلام اخذ شده و حاکمیت
سالروز آغاز امامت مهدی موعود(عج) مبارک باد + کلیپ و پیامک
. نهم ربیع الاول، مبارک باد. رسول خدا فرمود: در دولت او (امام زمان) مردم آنچنان در رفاه وآسایش به سر می برند که هرگز نظیر آن دیده نشده است. سالروز آغاز امامت آخرین مرد نجات و مایه ی نزول برکات مبارک باد . . . خداوندا رسان از ما سلامش / به گوش ما رسان یارب کلامش بسوز سینه ی مجروح زهرا / نما تعجیل در امر قیامش نهم
امامی که در طول دوران امامتش، زندانی و منع از معاشرت بود
نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلی گندمگون و پیچیده موی، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم. رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن. من جواب نامه را به آن
داستان ازدواج امام عسکری با شاهزاده روم
محمد صلی الله علیه و آله . آنگاه فاطمه زهرا علیها السلام مرا به آغوش محبتش گرفت و نوازش داد و فرمود: خوشحال باش! به تو مژده می دهم که از این به بعد امام حسن عسکری علیه السلام به دیدارت خواهد آمد و تو به زیات او موفّق می شوی! از خواب بیدار شدم بسیار خوشحال بودم و همواره شهادت به یکتایی خدا و پیامبری محمد(ص) را به زبان می گفتم، و در انتظار دیدار امام حسن عسکری(ع) بودم تا شب بعد
انقلاب اسلامی گامی بلند در راستای عملیاتی شدن دیدگاه های عبادی- سیاسی امام حسن عسکری علیه السلام
کلینی، روضه الکافی، ص264) *امام صادق (ع) به یکی از شاگردانش به نام سدیر فرمود: الزم بیتک و کن حلسا من احلاسه، واسکن ما سکن اللیل والنهار فاذا بلغک ان السفیانی قد خرج فارحل الینا ولو علی رجلک ملازم خانه ات باش، و همانند فرشی از فرش های خانه ات در خانه بمان، و مادامی که شب و روز ساکن است (و صیحه مخصوص آسمانی را نشنیده ای) ساکن باش، ولی هنگامی که خبر به تو رسد که سفیانی خروج نموده، به سوی ما
عالمان ربانی، عالمان دینی
وَاقٍ ؛ (رعد، 37) و اگر از هوسهای آنان بعد از آن که از آگاهی و علم برخوردار شدی پیروی کنی هیچ کس در برابر خدا از تو حمایت و مواظبت نخواهد کرد. یعنی مردم نمیتوانند تو را از عذاب خداوند نجات دهند. 2. علاقه به مال دنیا: یکی از بزرگ ترین آفت ها برای عالمان ونخبگان یک جامعه، مال اندوزی وتوجه مفرط به مظاهر دنیوی است. خداوند در دو فراز از قرآن به این ویژگی عالمان دنیایی اشاره میکند. فراز اول به مال
بهار ماه های قمری یا ربیع الاول (3)
سرزمین خدا وسیع نبود که بدان مهاجرت نمایید. امام علی علیه السلام فرمود، هیچ شهری برای سکونت بر شهر دیگری برتری ندارد و بهترین شهر آن شهری است که شما را به خود بپذیرد لیس بلد باحق بک من بلد، خیرالبلاد ما حملک و زمینه رشد و تعالی را برای تو فراهم آورد. 4) بد نیست به مناسبت هجرت این را نیز بشنویم که التعرب بعدالهجره را بدانیم، که پس از زیستن در مکان آبرومند و هجرت بدان را رها نماییم و
تحریف تاریخی در مورد محتوای نهم ربیع الاول
نگاه داشتن وجهه و ابهت امت اسلام است، چنانکه قرآن علت توجه دادن امت اسلام به اتحاد را تبیین کرده است، در سوره مبارکه انفال اطاعت از خدا و رسول و دوری از نزاع را به مسلمانان امر می کند: وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَ سُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ یحُکُمْ وَاصْبِرُ وا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِ ینَ﴿46﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَ جُوا مِنْ دِیَارِ هِمْ بَطَرً ا وَرِ ئَاءَ