سایر منابع:
سایر خبرها
کارشکنی آمریکا برای لغو همه تحریم ها
ملت ها و به ویژه در جهان اسلام است. بر این اساس، فعالیت های هسته ای ایران، یک بهانه برای اعمال فشار بوده و در صورت تعطیلی کامل این فعالیت ها، فشارها برداشته نخواهد شد. غربی ها در صورت از دست دادن بهانه هسته ای، با بهانه هایی چون برنامه موشکی ایران، مسائل حقوق بشری و یا تروریسم، فشارها بر ملت و نظام اسلامی ایران را ادامه خواهند داد. بنابراین با تبیین اهداف راهبردی غرب در جامعه، می توان ضمن حفظ انسجام
جبهه ملی برای انقلاب چه کرد؟/ علت ناپدید شدن امام در 12 بهمن چه بود؟/تبریز بود که جسارت قیام را به ...
آقای شما در قلب ماست؛ گفتم کدام آقا را می گویید؟ گفتند مگر چند آقا داریم؟! آیت الله خامنه ای را می گویم. این ها نشانه ی بیداری اسلامی است که به سرعت در حال رشد است. بعد از پیامی که حضرت آقا به جوانان غربی دادند، جوانان نخبه از نقاط مختلف غرب گفتند با این پیام گویی دریچه ای نو به روی ما باز شده و هیچ کدام از رهبرهای دنیا اینگونه با جوانان حرف نزده است و ما رهبر شما را قلبا دوست داریم
الله کرم: می گفتند حزب الهی ها چماق دارند ولی خودشان ماشین آتش می زدند
به ما شرمسار هستند و از کارهایی که انجام داده اند شرمسار هستند. الله کرم اظهار داشت: حرف رهبری این است که غرب دارد تروریست اجاره ای را به اسم اسلام جا می زند، رهبری به جوانان غرب می گویند بروید مطالعه کنید و این مسائل را پیدا کنید. این فعال سیاسی ادامه داد: ظریف وقتی جریان شارلی ابدو اتفاق افتاد و 3 رهبر اروپایی از شارلی ابدو دفاع کردند، باید آنها را به ترک مذاکرات تهدید می کرد. وزیر خارجه ما باید اعتراض می کرد و می گفت شما وقتی یک جریان افراطی را محکوم کردید باید شارلی ابدو را هم محکوم می کردید. ...
زینب و احیای دین؛آیت الله حسین مظاهری
خود قرار دهند. نهضت امام حسین(علیه السلام) درسهای اخلاقی فراوانی دارد و باید علاوه بر عزاداری، به نکات درس آموز نهضت حسینی توجه و عمل نمود. عاشورا فضائلی همچون صبر، ایثار، شجاعت و شهادت طلبی را به بشریت می آموزد. دقت در سیره امام حسین(علیه السلام) و حضرت زینب(سلام الله علیها) و پیروی از آن بزرگواران، سازندگی اخلاقی و معنوی دارد و راه انسان را در سلوک معنوی هموار می سازد. امام حسین(علیه
برگزیده سرمقاله های روزنامه های صبح سه شنبه
ضعیف و فاقد توانایی، خود را درگیر جنگ نکرده و در صورت بروز جنگ سعی می نماید با پذیرش صلح (در واقع پذیرش خواسته های دولت غالب و برتر) خود را از جنگ و نابودی رهایی بخشد. کشور قوی نیز تمایل دارد بدون بروز جنگ، خواسته های خود را تحمیل نماید؛ بنابراین درخواست صلح و سازش طرف ضعیف را در ازای تحمیل شروط خود می پذیرد؛ مگر اینکه سیاست و راهبرد نابودی و تغییر دولت ضعیف را در دستور کار قرار داده باشد که در چنین
نقد چهار دولت بر اساس دو عنصر جهالت و دنیاگرایی/ آیا ما در جنگ پیروز شدیم؟!
برای پیشرفت اقتصادی طرحی در اسلام نداریم؛ باید برویم این را از غرب بگیریم. این سابقه داشت و قبل از اسلام هم مارکسیست ها می گفتند اسلام برای پیروزی در انقلاب طرحی ندارد. طرح، فقط برای چگوارا و مارکسیست هاست(طرح مسلحانه) لذا منافقین که امام فرمودند فرزندان مهندس بازرگانند دنبال جنگ مسلحانه بودند. اوایل هم حتی موتلفه دنبال جنگ مسلحانه بود اما وقتی انقلاب پیروز شد، دست اینها خالی شد. اینها می گفتند
راست های افراطی اروپا علیه مسلمانان
گروه های زیرزمینی تروریستی مانند جبهه رهایی بخش جزیره کرس فرانسه یا گروه چپ شبه نظامیان انقلابی خلق در یونان یا فدراسیون آنارشیست های ایتالیا موارد متعددی از قتل و بمب گذاری انجام داده اند که بازتابی در رسانه ها نداشته است. حوادث اخیر، فضا را برای انجام اقدامات خشونت بار جریان راست افراطی در غرب علیه مسلمانان مهیاتر کرده است. بعداز حوادث 11 سپتامبر و وقایع تروریستی لندن و مادرید
انتقاد شدید آیت الله اراکی از یک جریان مذهبی در قم
مسلمان و شیعه شده است و همین امروز گفته است که می خواهد با شما قمه بزند ، بنده گفتم این حتما عنصر جاسوسی mi6 انگلیس است. مگر اهل بیت(ع) و مراجع تقلید قمه می زدند که برخی این کار را ملاک شیعه بودن می دانند آیت الله اراکی تأکید کرد: قمه زنی را آمریکایی ها و انگلیسی ها بسیار ترویج می کنند و هر کتابی درباره شیعه بنویسند علامت و نماد شیعه گرایی را قمه زنی قرار می دهند، حتی در کتاب دینی رسمی
ضرورت همکاری قم و الازهر
به گزارش پایگاه 598 به نقل از مهر، روابط ایران و مصر متأثر از علل و عوامل مختلفی بوده است. در این روابط باید توجه داشت برخی اهداف سیاست خارجی دو کشور تفاوتهای آشکاری با هم دارند لذا با وجود چنین اهدافی بهبود روابط میان دو کشور کاری سخت و دشوار است. در جایی که سیاست خارجی مصر گرایش به غرب و به ویژه آمریکا، موضوع سازش عربی اسرائیلی، سنخ حکومتی پاتریمونیال(پدرسالار)، مخالفت با قرائت اسلام سیاسی
فلسفه نیچه بهانه ای برای کوبیدن مدرنیته نیست/ برای منتقدان نمی نویسم/ چرا ترانه مهم است؟
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زینب کامرانی: امروز سه شنبه پنجم اسفند 1393 روزنامه های جام جم، آرمان، فرهیختگان، شرق، ایران، اعتماد و شاپرک مطالبی از دنیای کتاب منتشر کرده اند. کتاب در روزنامه جام جم برای منتقدان نمی نویسم روزنامه جام جم در صفحه فرهنگ و هنر با امین فقیری، داستان نویس گفت و گو کرده که می گوید: اگر کسی بخواهد به خاطر محتوای داستان بیمارستانهای من یا
بمناسبت فرارسیدن میلاد باسعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها
میان گریه و زاری بانوان و اطفال شدّت گرفت. 4-مهمترین جایی که بر حضرت زینب علیهاالسّلام بسیار سخت گذشت زمانی بود که امام حسین علیه السّلام از اسب به زمین افتاد و صورت مبارک روی خاک نهاد. حضرت زینب علیهاالسّلام درب خیمه ایستاده بود و این منظرة هولناک را می نگریست .... ناگاه با صدای بلند فرمود: مگر در میان شما یک نفر مسلمان نیست. هیچ کس جوابی نداد. حضرت زینب علیهاالسّلام به بالای تلّ
تحقیق درباره اسلام حقیقی راازکجاشروع کنیم؟
جهت تبلیغی می خواهند افکار عمومی غرب را یکپارچه علیه اسلام تهییج کنند، راه تازه ای را برای دفع تهدید ها و پدیدآوردن شرایط تازه مهیا کردند. من معتقدم، اگر از غصه چیزهایی که در این سال ها به قرآن، به پیامبر اعظم و به اسلام عزیز، و مسلمان ها نسبت دادند دق کنیم اتفاق مهمی رخ نداده است. حال که این فرصت الهی برای نشان دادن چهره درخشان اسلام ناب به مردم دنیا به دست رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی
از ولادت با سعادت حضرت زینب (س) و روز پرستار تا روز مهندسی
عملیات بزرگ والفجر 8 به درخواست عراق و هفت کشور اتحادیه عرب، جلسه شورای امنیت تشکیل شد و شورا در جلسه پنجم اسفند 1364، قطعنامه 582 را تصویب کرد. در این قطعنامه با یادآوری شش سال درگیری شورا با مسأله و با ابراز نگرانی نسبت به طولانی شدن درگیری و تعهد اعضای سازمان ملل به حل و فصل صلح آمیز اختلافات و یادآوری تعهّد اعضا به خودداری از کاربرد گازهای خفه کننده و مسموم در جنگ ها و تاکید بر غیرقابل قبول
یمن؛ رئیس جمهور فراری و آینده ای مبهم
همچنین نوشت که هادی قصد دارد پس از اعلام پایتختی عدن به جای صنعا به صورت موقت دولت کوچکی را در عدن تشکیل دهد. جمال بن عمر نماینده سازمان ملل در امور یمن نیز که اخیرا با هادی در عدن دیدار کرده است در یک نشست مطبوعاتی اعلام کرد که هادی از وی خواسته است که مذاکرات از صنعا به مکان دیگری منتقل شود. ناظران امور یمن گزینه های پیش رو را شامل اعلام جدایی، عدم پایتخت موقت، صنعا پایتخت اشغال
دیدار با یک جانباز افغانستانی مدافع حرم
تاب اسیر شدنش را نداشتم. به دست کفر، اسیر شدن خیلی سخت است. شهادت یا جانبازی اش را برای خودم حل کرده بودم، اما به خاطر سابقه اسارت پدرش، تاب اسارتش را نداشتم. اما الآن که این وضعیت اش را می بینم اعتقادم این است که با هر وضعیتی کنار می آیم اگر برای رضای خدا و در راه دفاع از آرمان های اهل بیت(ع) باشد. وقتی خبر دادند تیر خورده است، حالم دگرگون شد. به زیارت امام رضا(ع) رفتم. در حرم نماز
سیدضیاء طباطبایی؛ مردی سرشار از رمز و راز؟
وسایل تبلیغاتی در اجتماعات بین المللی لباس های ملی است. در سازمان ملل متحد آن ها که کراوات می زنند مستمع و بیننده کمتری دارند تا از آفریقایی ها یا آسیایی هایی که لباس های رنگارنگ می پوشند و پشت تریبون قرار می گیرند. سید حرف عجیبی نمی زد او به این نکته پی برده بود که در دنیای تظاهر و رنگ جایی که چشم مردم بر عقلشان حکومت می کند چه بهتر که با لباسی غیر از همه لباس ها و کلاهی غیر از همه کلاه
امام حسین از چهل زاویه دیدنی
/> عن ابی جعفر و ابی عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنه، فلا یدع زیاره المظلوم.(17) از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودند: هر کس که می خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم – امام حسین- را ترک نکند. 18- شهادت و زیارت : قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنه من الخلق و
خاطرات مرحوم سید صادق طباطبایی از دوران انقلاب و همه پرسی
نمی کنند و به همین بهانه به احکام طهارت در اسلام حمله کردند. اینجا جایی بود که انجمن اسلامی باید به میدان می آمد و خیلی زود توانست با بسیج کردن مجموعه واحدها و صدور بیانیه های پی درپی و نامه ، به مراجع حقوقی و سیاسی به جنگ این روزنامه های صهیونیستی برود. در مدت خیلی کوتاهی توانستیم ورق را برگردانیم ، حتی اقامه دعوا در دادگستری کردیم به طوری که سازمان مرکزی اداره کاریابی آلمان
امام خمینی (ره) و دیکتاتوری رضاخان
وقت خوف از این نداشته باشید که مثلًا دولت غاصب عراق حمله کرده است و دارد مثلًا کارهای خلاف می کند. از این ها هیچ وقت خوف نداشته باشید. این ها نمی توانند کاری انجام بدهند. شما از این خوف داشته باشید که همان نقشه هایی که قبل از انقلاب این ها داشتند، در زمان رضاخان و محمدرضاخان داشتند، حالا بیشتر داشته باشند. آن ها قبلًا از باب این که به طور ذهنی و علمی، یافته بودند که اسلام اگر رواج داشته باشد و
مکتب زینب سلام الله علیها
زنانه خود در راه اهداف الهی و معنوی استفاده کنند. ناگهان عبیدالله برآشفت و آتش کینه و انتقام از وجود او زبانه کشید و با لحنی اهانت آمیز گفت: حمد خدای را که شما را رسوا کرد و مردان تان را کشت و دروغ تان را آشکار ساخت. گرچه سخن گفتن برای زینب، عارفه اهل بیت با فردی چون ابن زیاد ناخوشایند بود اما به ناچار یاوه گویی های او را بی پاسخ نگذاشت و نغمه شوم و کفرآمیز او را در گلو خفه کرد و فرمود: حمد
پیش بینی هاشمی از توافق هسته ای
مشخص و خیلی خاص و ویژه است. در این شرایط، همیشه بحث تعامل ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه ای مطرح بوده است. در سال های اخیر و بعد از تحولاتی که در کشورهای عربی بوجود آمده، رابطه ایران و عربستان خیلی ابهام برانگیزتر شده است. مرگ ملک عبدالله و سقوط قیمت نفت هم به آن دامن زده است. الان تحلیل شما از روابط ایران و عربستان و در واقع نحوه تقویت و اصلاح تعاملات چیست؟ وضع الان بدتر از
پاسخ هاشمی به سئوال سرنوشت انقلاب چه می شود؟
مصاحبه مهم و خواندنی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ سرنوشت انقلاب چه می شود؟ آیت الله هاشمی رفسنجانی پاسخ می دهد: اشتباهاتی در عملکرد می بینم ولی اصل نظام و خدمت به نظام را لازم می دانم این نظام با همه مشکلاتی که دارد، بهترین شکل حکومت در نظام های منطقه وحتی جهان است/کسی مناسب تر از آیت الله خامنه ای نبود. الان هم همین است./ممکن است شرایط به گونه ای بود که اگر مدیریت می شد، جنگ نمی شد/اشتباهاتی در عملکرد می بینم /اکثریت مردم این وضع را قبول ندارند. مردم اصول انقلاب را قبول دارند، سیاسی کاری های مجلس را قبول ندارند، ناعدالتی های قوه قضائیه را قبول ندارند. اشکالاتی به دولت داشتند و نسبت به همین دولت هم دارند/الان بعضی از مجلسی ها و دوستانشان نگران شدند. شخصی در قوه قضائیه روزنامه ها را جمع کرده و گفته که حق ندارید اسم فلانی را ببرید. گویا آقای دعایی در آن جلسه عصبانی شده بود. گفتند حق ندارید تصویر و اسم فلانی و آنهایی را که در فتنه محکوم شدند، بیاورید. گفته بودند که اگر این کار را بکنید، می بندیم. آقای دعایی بلند شد و گفت: اولاً نمی توانید این کار را بکنید و ثانیاً چرا این گونه می کنید؟/اگر ما افراطی های کشورمان را مهار نمی کردیم، بعضی ها از تکفیری ها کم نداشتند/نبریک مرگ ملک عبدالله اوج نگاه افراطی است. متاسفانه مصالح نظام و جهان اسلام را فدای کینه های خود می کنند. در آستانه یوم الله 22 بهمن و در سی و هفتمین بهار آزادی، هفته گذشته بخش اول مصاحبه اختصاصی روزنامه جمهوری اسلامی با آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره ضرورت انقلاب و مسیری که تاکنون پیموده است در این روزنامه به چاپ رسید. بخش دوم و پایانی این مصاحبه که در جلسه ای دیگر انجام شد را این روزنامه در شماره روز یک شنبه 26 بهمن منتشر کرده که نظر به اهمیت آن از سوی جماران عینا در پی می آید: اکنون که توفیق ارائه این قسمت از مصاحبه نصیب شده است، لازم میدانیم توجه خوانندگان محترم را به این نکته جلب نمائیم که مطالب مطرح شده در این مصاحبه، انعکاس ابهامات و سئوالاتی است که این روزها در اذهان بسیاری از مردم حتی در حوزه و دانشگاه وجود دارند. در مواجهه با این قبیل سئوالات و ابهامات، یک راه اینست که از کنار آنها عبور کنیم و هیچگونه تلاشی برای پاسخ دادن به آنها و ابهام زدایی از آنها به عمل نیاوریم و راه دیگر اینست که به سراغ کسانی برویم که با تمام وجود برای پا گرفتن انقلاب اسلامی و پیروزی آن تلاش کردند، در معماری نظام حکومتی برخاسته از آن سهم قابل ملاحظه ای داشتند و در نشیب و فرازهای طی شده در بیش از سه دهه و نیم که از عمر این انقلاب و این نظام گذشته است همواره حضوری موثر داشتند. روزنامه جمهوری اسلامی، راه دوم را به این دلیل ترجیح میدهد که اطمینان دارد برای تمام این سئوال ها و ابهامات پاسخ های قانع کننده و توضیحات روشنگری وجود دارد و مسکوت گذاشتن آنها نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه بر سئوالات و ابهامات خواهد افزود. انتخاب آیت الله هاشمی رفسنجانی برای مطرح ساختن این سئوالات و ابهامات با ایشان به این دلیل است که ایشان بطور کامل از ویژگی های لازم برای ابهام زدائی و پاسخ گوئی به سئوالات برخوردارند و با اشرافی که به دلیل حضور در تمام مراحل انقلاب و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و مسیر طی شده تا امروز داشته و دارند می توانند در این زمینه به بهترین وجه اظهارنظر کنند. این واقعیت، در همین مصاحبه کاملاً مشهود است و شما که آن را میخوانید نیز به همین نتیجه خواهید رسید. برخی نکات مهم که در مصاحبه آمده عبارتند از: * این نظام با همه مشکلاتی که دارد، بهترین شکل حکومت در نظام های منطقه وحتی جهان است * بنی صدر، معجونی بود که صد بار مستبدتر از همه کسانی است که در ذهن شماست. اصلاً در مسائل مشورت پذیر نبود. او با واسطه به امام رسانده بود که من 53 درصد رای دارم و رای شما 47 درصد است و نمی توانید به من امر کنید * آنچه من میفهمم اینست که الآن مصلحت اینست که این نظام را حفظ کنیم و راهش انتخابات در محدوده قانون و نظام است * من، عقیده جدی دارم و اگر نداشتم در این نظام کار نمی کردم. ما که اهل بیتی هستیم و ولایت داریم در این مکتب، می توانیم در کشوری مثل ایران برای گسترش دین کار کنیم * همین الآن هم با همه این عیب هائی که در ذهن شماست، در تمام منطقه مستقل ترین کشور هستیم و پیشرفت هم کردیم * نباید ضرورت انقلاب را منکر شویم و نباید موفقیت انقلاب را منکر شویم ولی نباید خود شیفته شویم و باید به عملکرد خود انتقاد داشته باشیم تا بهتر شود * اگر ما افراطی های کشورمان را مهار نمی کردیم، بعضی ها از تکفیری ها کم نداشتند. اینک توجه شما را به متن این مصاحبه جلب می نمائیم. * بسم الله الرحمن الرحیم، از جناب عالی تشکر می کنم که اجازه داده اید باعث زحمت دوباره شویم و مصاحبه را به مناسبت دهه فجر ادامه دهیم، ضمن اینکه دهه فجر را خدمت جناب عالی تبریک عرض می کنم. در جلسه گذشته بحث ها یک مقدار طولانی شد. درباره اصل ماجرای انقلاب و اینکه اصولی و درست بود و پشیمان نیستیم، صحبت شد که بیانات حضرت عالی خیلی مستوفی، مستدل و خوب بود. سوالات همان جلسه را صریح تر مطرح می کنیم. * یکی اینکه اصلاً ضرورتی داشت که ما انقلاب کنیم یا نه؟ سوال دوم اینکه آیا انقلاب مسیرش را درست رفت یا نه؟ - بله، امروز می خواهیم سوالات بیشتری مطرح کنیم و به همین دلیل قاعدتاً اگر جواب ها مختصرتر باشد، به همه سوال ها می رسیم و همه مطالبی که آقایان در نظر دارند، مطرح می شود. * بسم الله الرحمن الرحیم. من هم مجدداً از حضور حضرت عالی تشکر می کنم و به سهم خودم دهه فجر را تبریک عرض می کنم. آنچه در جلسه قبل مطرح شد، چهار محور بود. یکی ناظر به جهات ثبوتی انقلاب و ضرورت آن بود، مرحله دوم از منظر اثباتی بود که آیا شرایط اقتضا می کرد یا نه؟ منظر سوم این بود که آیا راه را درست طی کرده ایم یا نه؟ حضرت عالی هم مستوفی بحث فرمودید. یک محور دیگر مانده که من آن را با توضیحی مطرح می کنم. همان گونه که آن جلسه هم عرض کردم، معنای این سوالات لزوماً این نیست که ما هم چنین اشکالاتی داریم. محور چهارم این است که با توجه به این همه هزینه ای که تاکنون از نظر مادی و معنوی، هم برای بقا و هم برای حصول انقلاب صورت گرفته، واقعاً بین دستاوردها و هزینه هایی که شده، تناسبی برقرار هست یا نه؟ به عبارت دیگر واقعاً صرف می کرد که انقلاب صورت بگیرد؟ مخصوصاً در سال های اخیر، برخی ها با پرسش هایی مواجه شده اند و پس از مقایسه آنچه که قبل از انقلاب بوده و بعد از انقلاب شده و یا مقایسه جامعه ما و دیگر جوامع، این سوال به صورت جدی برایشان مطرح است. از این نظر آیا هزینه ها ی مادی و معنوی که تاکنون شده، در راستای اهداف انقلاب بود؟ وضعی که اینک در آن قرار داریم، وضعی که به فرض اگر انقلاب نمی شد، در ایران بود و وضع آینده در این پرسش نهفته است. چون بعضی ها می گویند: اگر انقلاب نمی شد، به هر حال کشوری بود ولو با یک رژیم نامشروع و رژیم پهلوی هم برای بقای خودش خدماتی ارایه می داد. یعنی این گونه نبود که بایستد و برای آینده کاری نکند. در وضع فعلی و از نظر اقتصاد، معیشت، فرهنگ، فساد اجتماعی و سیاسی هم مسایلی مطرح شده است. به هر حال سیستمی را طراحی کردیم که براساس آن هشت سال سرنوشت یک کشور و فرصت هایی را که خیلی ارزشمند بوده، در اختیار یک جریان یا شخصی قرار گرفت و همه گونه هم حمایت شد. این هشت سال خوب یا بد که خیلی بد بود گذشت. برای مردم مساله جایگاه روحانیت و ارزش های دینی مهم است و این دغدغه ها، در وجود کسانی است که به این انقلاب تعلق خاطر دارند و در این کشور زحمت کشیده اند. حضرت عالی و امثال حضرت عالی مبارزه کردید و زحمت کشیدید، ولی همه مردم این انقلاب را دوست دارند. الان که در یک فضای صمیمی داریم بحث می کنیم، آیا بین دستاوردهایی که داریم و هزینه هایی که شده و ذهنیتی که نسبت به دین، مذهب، حکومت دینی و دیدگاه ها و شخصیت حضرت امام، وجود دارد، تناسبی هست؟ درست است که الان بلندگو دست کسانی هست که ممکن است خودشان مسبب این وضعیت باشند و همیشه از خوبی ها می گویند و انگار هیچ عیبی نداریم. اما اینها واقعیت های اجتماعی نیست. نگرانی اصلی ما این است که اگر این روند ادامه پیدا کند، واقعاً سرنوشت این انقلاب چه می شود؟ اگر یک سرنوشت مبهم جلوی چشمان ما باشد، واقعاً می ارزید چنین انقلابی صورت بگیرد؟ ممکن است بفرمایید که همه اینها را پیش بینی نمی کردیم و بعدها در عمل اتفاق افتاد و باید از انقلاب دفاع کنیم که من این را قبول دارم. ولی اگر واقعاً شرایط مشابهی در یک کشور و در یک جامعه دیگر بوجود بیاید، آیا حضرت عالی انقلابی را که در ایران واقع شد، تجویز می فرمایید؟ هاشمی رفسنجانی - -بسم الله الرحمن الرحیم، اولاً من از کلیت انقلاب و اهداف متعالی آن دفاع می کنم. ثانیاً نمی خواهم از همه اتفاقاتی که افتاده، دفاع کنم. از همان روز اول هم نسبت به بعضی از مسایل انتقاد داشتیم. وقتی انقلاب شروع شد و ما پیروز شدیم، انتقاد داشتیم که مشخص شده و در تاریخ ثبت است. پس من این گونه فکر نمی کنم که همه آنچه را که عمل شده، درست بود. کارهای بدی هم انجام گرفته است. اولین سوال شما این است که با این هزینه هایی که دادیم، آیا می ارزید انقلاب کنیم یا نه؟ جواب این است که اولاً معلوم نیست انسان همیشه فکر کند که این هزینه ها پیش می آید و ثانیاً احتمالش داده می شد. به هر حال هر کس در هر جا انقلاب می کند، اتفاقاتی به دنبال خواهد داشت. حتی وقتی که پیامبر(ص) آمدند و دین اسلام را آوردند، ادیان دیگر بودند و مردم هم دنبال دینشان بودند. معلوم است که از این اتفاقات می افتد و این نمی شود که انسانی بیاید جامعه ای را دگرگون کند و فکر کند که همه دنبالش می آیند. حتماً عده ای مخالفت می کنند و جنگ و دعوا می شود. در تاریخ اسلام می خوانیم که پیامبر(ص) بعد از حضورشان چقدر جنگ کردند و چقدر کشته در آن زمان در آن منطقه کوچک پیش آمد! آیا می ارزید که این کار را بکنند؟ مگر خود حضرت علی(ع) که آمدند و خلافت را قبول کردند علم غیب ایشان را ندیده می گیریم جنگ جمل، جنگ نهروان و جنگ صفین پیش نیامد؟ اتفاقاً همین، سوالی بود که ده نفر از بهترین شخصیت های آن روز شیعه از حضرت علی(ع) که حالت استیضاح هم داشت، کردند و گفتند که چرا این گونه شد و چرا شما این کار را کردید؟ چرا خلافت را به دیگران واگذار کردید و الان آمدید و شرایط این گونه را تحویل گرفتید و این همه خسارت به بار آمد؟ جوابی که حضرت دادند، بسیار عقلانی و با توجه به مجموعه شرایط بود و بنا شد که آن ده نفر به نمازهای جمعه بروند و مسایل را بگویند. در همین انقلاب، ما که نمی خواستیم با کشور همسایه خود بجنگیم، ولی پیش آمد. ممکن است شرایط به گونه ای بود که اگر مدیریت می شد، جنگ نمی شد. البته شواهد و اسناد تاریخی که بعدها دیدیم، تاکید می کنند که تحمیل کردن جنگ بر ایران حتمی بود. به هر حال جنگیدیم و 8 سال خسارت های فراوان دادیم، مخصوصاً بهترین جوانان کشور را از دست دادیم. اما مقدمه ای شد برای اینکه صدام و حزب بعث از منطقه کَنده شوند. صدام و حزب بعث موجود خطرناکی بودند و ممکن بود همه منطقه را به دردسر بیندازند. اینکه الان بگوییم می ارزید یا نه؟ معنایش این است که هر کاری انسان بکند و در مسیر آن مشکلاتی پیش بیاید، این سوال پیش می آید که آیا می ارزید ما این کار را بکنیم؟ در زمان مبارزه محاسباتی می شد که با آن محاسبات، علیه رژیم پهلوی مبارزه می کردیم و به زندان می رفتیم. حتماً در مراحل مختلف، آن هم در کاری به بزرگی انقلاب اشتباهاتی شده که باید با واقع بینی اشتباهات را بگوییم. من در اصل کار و ضرورت اثرات انقلاب شکّی ندارم. نظام شاهنشاهی را برانداختیم. این را همه می پذیرند که اصلاً نظام شاهنشاهی غلط است و بشر نمی تواند با آن نظام زندگی کند. مگر نظم سلطنتی مثل انگلیس که شاه فقط الگویی برای کار و تشریفاتی است. اما حکومت سلطنتی مساله واقعاً خطرناک است و قانون آن در این شرایط دنیا اصلاً معنایی ندارد. بعد از پیروزی نظام را محکم کردیم. یعنی از روز اول درست کار کردیم تا پایه انقلاب محکم شود. در طول این 35 سال اتفاقاتی افتاد که مربوط به عملکرد است. فکر می کنم حرف های شما هم درباره عملکرد باشد. بله اشتباهاتی در عملکرد می بینم و شاید در هیچ موردی هم ساکت نبودم و خودم دنبال آن بودم و راضی هم نبودم. ولی اصل نظام و خدمت به نظام را لازم می دانم و هنوز هم لازم می دانم. این نظام با همه این مشکلاتی که دارد، بهترین شکل حکومت در نظام های منطقه ای و حتی جهان اسلام است. البته جایی مثل ایران و با این ویژگی ها و با عقاید تشیع پیدا نمی کنید. ما شیعه هستیم و نمی خواهیم مذهب خود را ندیده بگیریم. بالاخره توانستیم حکومتی در این زمان و در بهترین جای منطقه که ایران است، شکل دهیم که مردمش از اول علاقه مند به اهل بیت(ع) بودند. روشن است که اساس کار درست است. یکی یکی عملکردها را بگویید تا درباره آنها بحث کنیم. * به هر حال سیستمی درست کردیم که قانون اساسی دارد. اما گاهی گفته می شود قانون اساسی یک اصل بیشتر ندارد و آن اصل چهار است که تفسیر اصل آن را به دست فقهایی که منصوب هستند، سپردیم. فعلاً کاری به جهات شرعی و غیرشرعی آن نداریم، اما الان ضمانت اجرایی کامل این قوانین، به یک جایگاه و یک نفر بر می گردد. بحث سر مشروعیت و عدم مشروعیت نیست. بحث سر این است که بازده این نحوه سیستم و این قانونگذاری در مقایسه با نظامی که قبلاً بود، چگونه است؟ در گذشته هم قانون بود، اما التزام به قانون نبود. می دانیم که بسیاری از قوانین سابق را بعد از انقلاب تجدیدنظر کردیم و دیدیم همان قانون قبلی درست بود و دوباره برگشتیم. هاشمی رفسنجانی - شما می گویید که اگر یک نفر همه اختیارات را داشته باشد و جوابگو هم نباشد، انحراف از قانون است. اما در ساختار ما چنین نیست. سازمان ما خوب طراحی شده است. یعنی طراحی اش این گونه بود که 80 نفر از مجتهدان عادل که دارای همه شرایط هستند و مردم آنها را انتخاب کردند، در خبرگان برای انتخاب و نظارت بر رهبری حضور دارند. اولاً می خواستیم حق مردم را محفوظ نگه داریم که حفظ کردیم. چون مردم نمایندگان خبرگان را انتخاب می کنند. یعنی اینها نماینده افکار مردم هستند و مثل نمایندگان مجلس، باید افکار مردم را منعکس کنند و اگر این کار را نکنند، در مقابل مردم مسوول هستند. سازمان درستی را تنظیم کردیم تا انسانی را با آن شرایط انتخاب کنند. حتی در قانونی که همین خبرگان نوشتند، راه عزل هم آمده است. وظیفه خبرگان مشخص است. کمیسیون تحقیق درست کردند. کمیسیون تحقیق متشکل از ده نفر از فحول علماست که باید دایماً عملکرد رهبری و سازمان های مربوط به ایشان را زیرنظر بگیرند و به خبرگان گزارش بدهند. یا آنها را به خبرگان دعوت کنند که بیایند و جواب بدهند. ما الان یک بند یک صفحه ای در آیین نامه خبرگان داریم و قانون است که چگونه به این موضوع رسیدگی کنیم. اگر می گویید سازماندهی خوب نشده است، من معتقدم سازماندهی، خیلی خوب شده است. اینکه یک نفر این گونه داشته باشیم، این برای ایران و با مبانی تشیع که ما به آنها معتقد هستیم، تازگی ندارد. نظام ولایی نظر همه فقهاست. البته بعضی ها قبول ندارند و محدود به امور حسبیه می دانند. آیت الله منتظری بهترین و مفصل ترین کتاب ها را درباره ولایت فقیه نوشت. قبلاً هم گفتم در پیش نویس قانون نبود و خود آیت الله منتظری آورد. ایشان رئیس خبرگان بود و این را در دستور آورد و دفاع کردند و تصویب شد. من این را قبول دارم و اگر به مقتضیات آنچه که نوشتیم و قانون قطعی است، عمل شود، بسیار خوب است. یعنی جایی باشد که براساس عدالت، تقوا، مدیریت و همان شرط هایی که در قانون آمده، از شرایط رهبری مواظبت کند تا مقبول باشد و مردم هم او را قبول داشته باشند. این است که می گوییم فصل الخطاب و ضامن عدالت و خیلی چیزهاست و اگر انحراف پیدا شود، این مسایل هم می تواند اتفاق بیفتد. * چیزی که خیلی مهم است، این است که این تئوری پردازی ها در عمل هم درست جواب بدهد. اگر چنین تئوری پردازی هایی بشود و نظریه های خیلی خوبی مطرح شود و روی کاغذ هم بیاید و به عنوان قانون هم مطرح شود، ولی در میدان عمل این امکان وجود داشته باشد که به قوانین عمل نشود و آب از آب تکان نخورد و مملکت به یک طرف دیگر، غیر از آن طرفی که قانون در نظر گرفته، برود، در آنجا چه باید کرد؟ هاشمی رفسنجانی - - هرکار مثبتی که در دنیا بشود، احتمال انحراف در آن پیش می آید. همه کارهای اجتماعی بشر این گونه است. حتی دینی که می آید، اتفاقاتی می افتد، ظلم هایی می شود و جنگ هایی اتفاق می افتد. اگر غیر از این بود که خداوند چنین انسانی را خلق نمی کرد. یعنی همان حرف ملائکه می شد که چرا می خواهید انسان خلق کنید؟! در بشر این گونه، هرکاری کنید، این اتفاق می افتد و احتمالش هست. البته پیش بینی حراست آن هم می شود و در اینجا هم پیش بینی هم شده است. یعنی کاملاً با تجربه پیش بینی شده بود و می بایست درست عمل می شد، همان موقع برای غیر از امام(ره)، شورای پنج نفری در قانون اساسی بود. البته شاید مدیریتش ضعیف می شد، ولی اطمینانش بیشتر بود و ما هم که گرداننده بودیم، به شورا رسیدیم و سه نفر را معرفی کردیم. درست هم انتخاب کردیم. آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله مشکینی بودند. گفتیم اینها شورا باشند و به مجلس خبرگان آوردیم، اول موضوع رهبری فردی یا شورایی بودن مطرح شد و آیت الله خامنه ای از رهبری شورایی حمایت کردند و من هم وقت خواسته بودم که نوبت نرسید و رهبری فردی با اکثریت رای آورد. وقتی فردی رای آورد، نوبت به انتخاب فرد رسید. خودم را می گویم و شاید نظر همه کسانی که رای دادند همین باشد، که کسی مناسب تر از آیت الله خامنه ای نبود. الان هم همین است. من همین مقدار جواب سوال شما را می دهم و شما هم جواب سوال مرا بدهید که اگر فردا آیت الله خامنه ای نباشد، چه کسی را دارید که به عهده بگیرد و مثل ایشان سابقه انقلابی، اجتهاد و آشنایی با همه شرایط کشور و جهان داشته باشند، به خصوص نیروهای مسلح را خوب بشناسند. * اشکال ما همین جاست. همه ما برای سلامتی ایشان دعا می کنیم. اشکال ما همین است که خدای نخواسته اگر مشکلی برای ایشان به وجود بیاید، سرنوشت این نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه با این قانون اساسی، می خواهد به دست چه کسی سپرده شود؟ هاشمی رفسنجانی - من می گویم کاری که کردیم، در زمان خودش کار درستی بود. اینکه به دست چه کسی می افتد، یک نگرانی برحق است. امّا اگر اشکالی هست، در عملکرد خبرگان است. اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتماً می توانند شورایی کنند. چون قانون شوراشدن هم باز است. شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می توان امیدوار بود. اتفاق بد در مجلس و هر جای دیگر که مردم بد انتخاب کنند، می افتد. در دنیا هم می افتد. اصلاً شما جایی را پیدا نمی کنید که در عبور از همه گردنه های مشکل، کاملاً درست عمل کرده باشند. * همانطور که می فرمائید نظام های سیاسی مشکلاتی در عمل پیدا می کنند. ولی در برابر مشکلاتی که پیدا می شود، سعی می کنند نظام را بازسازی کنند. الان 25 سال از بازنگری قانون اساسی گذشته است. حتماً این ساختار یک مشکلاتی دارد که در عمل خودش را نشان می دهد. من دو مثال می زنم، در همان شورای بازنگری قانون اساسی، طرحی آورده شد که به طرح توقیت معروف شد که رهبری ده ساله باشد و بعد از ده سال مجلس خبرگان بنشیند و عملکرد را بررسی کند و اگر تایید شد، تمدید کند و اگر نخواست، کس دیگری را انتخاب کند. یا طرح دیگری به نام نظارت بر عملکرد رهبری آورده شد که آن موقع تقریباً جناح چپ مخالفت کردند و به نتیجه نرسید و در قانون اساسی در همین حد تصویب شد که نظارت بر بقای شرایط باشد. یعنی نظارت در حدی باشد که بگویند شرایط در رهبری باقی است. لذا الان استدلال می کنند و می گویند که مجلس خبرگان اصلاً حق نظارت بر عملکرد ندارد و فقط نظارت بر بقای شرایط است. هاشمی رفسنجانی - این حرف ها کم لطفی به نظام و ظلم به قانون اساسی، رهبری و مقام ولایت فقیه است. * لازمه نظارت بر شرایط این است که نظارت بر عملکرد صورت بگیرد. عرضم این است که اگر آن طرح در شورای بازنگری تصویب می شد، الان دیگر کسی نمی توانست استدلال کند که با این قانون اساسی شما نمی توانید بر رهبری نظارت کنید. اگر در ساختارمان مشکلاتی می بینیم، نباید مقاومت کنیم و به دنبال بازسازی ساختار نباشیم. سوال من این است که حضرت عالی همه مشکلات را مربوط به عملکرد می دانید؟ هاشمی رفسنجانی - همه مربوط به عملکرد است. * یعنی در ساختار هیچ مشکلی نمی بینید؟ هاشمی رفسنجانی - همین را که الان شما مثال زدید، یعنی رهبری ده سال باشد، رای نیارود. خود آیت الله خامنه ای از کسانی بود که به من گفتند: من احساس خفقان می کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره ای نداشته باشند. مخالف بودند و خیلی ها هم مخالف بودند و بحث کردیم. اما موقت بودن زمان رهبری رای نیاورد. در جمعی رای نیاورد که نخبه های آن روز بودند و امام آنها را انتخاب کرده بودند که این کار را بکنند. * در واقع جامعه مدرسین آن نامه را نوشت و بحث شورا تحت تاثیر قرار گرفت. هاشمی رفسنجانی - بالاخره امام آن کار را کردند. بهترین فرد هم بود که ایشان انتخاب کنند. اگر به خودمان واگذار می شد که خیلی مشکل بود. ما جایگزین امام را خوب و درست کردیم. آن را درست کردیم که مجلس خبرگان این کار را بکند و مجلس خبرگان هم کرد و قانون شد. یعنی الان قانون داریم. آیین نامه را بخوانید. اولین اشکالی که هیات تحقیق در شرایط رهبری ببیند، باید گزارش دهد. اینکه چگونه جلسه تشکیل می دهد و چکار می کند، به طور مفصل آمده است. اینهایی که این حرف را می زنند، از روی عدم آگاهی می زنند. اگر به قوانین خبرگان عمل کنیم، هیچ مشکلی نداریم و بن بستی در کار نیست. خبرگان قانونی گذراندند که هر یک سازمان های زیر نظر رهبری که از آنها خواسته شده باید در هر اجلاس گزارش بدهند و ده سوال از آنها بشود و جواب بدهند. رهبری هم اشکالی به آن نگرفتند. بعد ها دعوت کردیم که بیایند. مثلاً گفتیم که رئیس سازمان صداوسیما بیاید. بعد از مدتی گفتند که ما نمی آییم. به همه گفتیم که بیایند که هیچ کدام نیامدند. در آخر یک مورد آسان پیدا کردیم و گفتیم که رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه بیاید. در ابتدا همه خوشحال می شدند، اما وقتی موعد می شد، نمی آمدند. رئیس شورای ائمه جمعه هم نیامد. خودم رئیس مجمع بودم و رفتم گزارش مجمع را دادم و گفتم که سوالات خود را مطرح کنند تا قانون اجرا شود. وقتی که اجرا شد، به آیت الله طبسی که قبلاً خوشحال شده بود و می گفت که ما هم می آییم و گزارش می دهیم، گفتیم که دفعه بعد شما بیایید. ایشان هم خواست بیاید که یک دفعه گفت: من نمی آیم و راضی نیستم. رهبری هم گفته بودند هرکسی که خودش داوطلب باشد، می تواند بیاید. * وقتی مشکل انتخابات پیش آمده بود، حضرت عالی فرمودید افغانستان یک لویی جرگه دارد که مشکلش را حل می کند. اما در داخل کشور ما هر مشکلی که پیش آمد، پیچیدگی اش بیشتر شد. نتیجه این شد که چند نفر حضرت عالی را ردّ صلاحیت کنند. یک مملکت را به دست شخصی بدهند که برای شهرداری یک شهر کوچک هم مناسب نیست. او را تایید صلاحیت و حضرت عالی را ردّ صلاحیت می کنند. هاشمی رفسنجانی - من از درستی ساختار می گویم و شما به عملکرد اشکال می گیرید. مگر قوانین قرآن آسمانی نیست؟ آیا همین الان در عمل به آنهایی که مسلم هستند، تخلف نمی شود؟ آیا در دین خودمان و بین معتقدین همه یکسان هستند؟ حرف ملائکه را به یاد آورید که به خدا می زدند. خداوند بشری ساخته که به او عقل داده و شیطان را هم در وجودش گذاشته که گاهی شیطان و گاهی عقل غلبه می کند. * فرمایش شما کاملاً درست است، ولی نکته این است که اگر به اشتباهات و سوءتدبیر ها رسیدیم، رفع کنیم و اگر بناست نظارت تقویت شود، نظارت را تقویت کنیم. هاشمی رفسنجانی - پیش بینی ها، خوب بود. ممکن است ما هم اشتباهاتی داشته باشیم. در بین روحانیون بهتر از امام نداشتیم که انقلاب کردیم. حدود 14 سال نبودند و مردم و شاگردانش مبارزه را حفظ کردند و نگه داشتند. امام که آمدند و انقلاب پیروز شد، بعد از مدتی خواستیم رئیس جمهور انتخاب کنیم. نظر ما این بود که در کنار بنی صدر، آقای بهشتی هم در انتخابات باشد. اما امام نگذاشتند و جلویمان را گرفتند. شخص امام با مصلحت بینی خودشان جلو ما را گرفتند. می خواهم بگویم شما جایی را پیدا نمی کنید که بشر اشتباه نکند و جایی هم پیدا نمی کنید که بی قانونی نشود. این اتفاق می افتد. فکر می کنم ساختار را خوب طراحی کردیم که براساس آن خوب پیش رفتیم، خوب سازماندهی کردیم و خوب از مشکلات عبور کردیم. * به مناسبت مطلبی که درباره آقای بهشتی و بنی صدر فرموده اید، موضوعی بود که امام معتقد بودند روحانیون در کار اجرایی نیایند و آن وقت می فرمودند که رئیس جمهور نشوند. وقتی بحث آیت الله خامنه ای برای ریاست جمهوری مطرح شد، خدمت شما عرض کردیم که شما با امام صحبت کنید، بلکه امام قبول کنند. شما صحبت کردید و امام از نظرشان برگشتند. سوالی که به این مناسبت می خواهم خدمت شما عرض کنم، این است که الان بعد از 35 سال که از انقلاب و این جریانات و این ریاست جمهوری ها گذشته، به نظر شما آن نظر امام که می گفتند روحانیون وارد کار اجرایی نشوند، درست بود یا کار درست همان بود که برگشتند و روحانیون وارد کار اجرایی شدند؟ کدام درست بود؟ هاشمی رفسنجانی - دومی درست بود. البته باید شرایط تبلیغات قبل از انتخابات عادلانه و مبتنی بر واقعیت ها باشد. آقای بنی صدر به خاطر مخالفتی که با نهضت آزادی و همه مبارزین و ما داشت، یکی، دو سال به همه جای کشور می رفت و سخنرانی می کرد و هر چه می خواست، می گفت و وعده می داد. مردم مشکلاتی در اقتصاد و زندگی داشتند و می دیدند او همان مشکلات را می گوید که به او رای دادند. ولی او معجونی بود که صد بار مستبدتر از همه کسانی است که در ذهن شماست. اصلاً در مسائل مشورت پذیر نبود. امام هم فهمیدند و کار به جایی رسید که او با واسطه به امام رساند که رای من در بین مردم از شما بیشتر است. رای من53 درصد و رای شما 47 درصد است. شما نمی توانید به من امر کنید. تا این مقدار جلو رفت. در جنگ وارد شد و اجازه نمی داد که نیروهای مردمی بیایند. ارتش ما تقریباً دست نخورده بود و معلوم بود که می تواند در مقابل عراق دفاع کند، اما به ارتش هم میدان نمی داد. بنی صدر اشتباهات زیادی داشت که امام به مرور متوجه شدند و فهمیدند. ما قبلاً این گونه آدم ها را بیشتر می شناختیم و با اینها سروکار داشتیم. * آن واسطه چه کسی بود؟ بنی صدر صحبت خود را چگونه به امام رساند که من 53 درصد و شما 47 درصد رای دارید؟ هاشمی رفسنجانی - این را در جلسه ای گفته بود و از آن جلسه به امام گفتند. از آقایانی که بودند، آمدند به من گفتند. فکر می کنم آقای عمید زنجانی گفته بود. دقیقاً یادم نیست. * اگر از همان نقطه ای که جناب عالی مطلب را قطع کردید، دنبال کنیم، بهتر می شود. معمولاً در نظام های سیاسی یا از قبل پیش بینی می کنند و یا اگر پیش بینی نکردند، امکان ترمیم را باز می گذارند. مثلاً در بعضی کشورها دادگاه قانون اساسی دارند که راجع به خود قانون اساسی یا راجع به عملکرد، به آن دادگاه مراجعه می کنند و می توان حتی راجع به اصل قانون اساسی یعنی اصلی که منجر به چنین مسئله ای شده، تجدیدنظر کرد. ما این را به خود مجلس خبرگان واگذار کردیم. به خصوص که مجلس خبرگان کار عجیبی هم انجام داده و آن، این است که برای صلاحیت، کاندیدهای خودش را به نهادی واگذار کرده که مجلس خبرگان باید بر آن نظارت کند. موضوع دوم این است که به نظر می رسد گذشته از خاستگاه مشروعیت نظام که ممکن است درباره آن گفت وگوهای مختلفی وجود داشته باشد، در اندیشه کسانی که در شکل گیری انقلاب مشارکت کرده اند، مسئله رضایت مردم به عنوان عنصر مقوّم انقلاب، حکومت و نظام اسلامی مطرح بود. به این معنا که اگر جامعه در نقطه ای به این رسید که با این سیستم رضایت عمومی تامین نمی شود، باید راهکاری باشد که بتواند با تصمیم گیری خود را ترمیم کند و اگر در جایی گیر کرده است، خود را از بن بست خارج نماید. نگاه شما نسبت به این مسئله چگونه است؟ آیا عنصر رضایت مردم که هم علت موجبه و هم علت مبقیه نظام لااقل در آغاز نهضت و حرکت تلقی می شد، چنان نقش تعیین کننده ای ندارد که به مردم مجال بدهد تا درباره سیستمی که نمی تواند خودش را ترسیم کند، تصمیم بگیرند؟ همچنان که خود امام در بهشت زهرا راجع به تصمیمات گذشتگان برخورد کردند. هاشمی رفسنجانی - شما سه، چهار سوال را مطرح کردید. در مورد مجلس خبرگان که این تصمیم را گرفتیم، اولاً همان موقع بحث زیادی شد که ما برای صلاحیت نامزدها چه کسی را درنظر بگیریم؟ بعضی ها گفتند که مراجع و حوزه باشند. بحث شد که مراجع چه تکلیفی دارند؟ شاید اگر ما به آنها تکلیف کنیم، آنها بگویند که انجام نمی دهیم. ثانیاً آنها چقدر می توانند در این مسائل که وارد نیستند، نظر بدهند؟ این مورد رای نیاورد. بعضی ها گفتند که اگر خودمان انتخاب کنیم، بدتر می شود و می گویند که شما خودتان صلاحیت های خودتان را تایید می کنید. هر جا به ذهن ما رسید، جواب نداد. آخرش به خود شورای نگهبان رسیدیم. گروهی مکلّف بودند که اگر حکمی صادر شود، باید انجام بدهند. این مورد رای آورد. ثانیاً ما همین حالا می توانیم این را عوض کنیم و هیچ مشکلی ندارد. یعنی همه قوانین مربوط به خبرگان مال خودش است و می تواند قانون بگذراند. بنابراین راه خروج همیشه هست. حتی راه خروج قانون اساسی را که قبلاً ننوشته بودند، نوشتیم. الان راه خروج قانون اساسی هم هست و می توانیم همه اصولی را که مردم فکر می کنند مزاحم است، حذف کنیم. یعنی این هست و راهش هم خیلی روشن است که از این راه می توانیم، انجام بدهیم. مسئله رضایت مردم، همیشه جدّی بود که رفراندوم گذاشتیم. دو، سه اصل راجع به رفراندوم هست و می توانیم مسائل مهم را با رفراندوم بگذرانیم. الان در هیچ جا بن بست نداریم. از همه اینها که بگذریم، امام(ره) مجمع تشخیص مصلحت را طراحی کردند که بتواند بر خلاف قانون اساسی و فتواهایی که علما می دهند، مصلحت را تامین کند. اصلاً در ساختار بن بست نداریم. درباره عمل، از ملائکه که بگذرید، احتمال بدی در مورد همه ممکن است. یعنی الان معصوم نداریم. چند روز بعد از پیروزی حضرت موسی(ع)، پیروانش گوساله پرست شدند که خداوند همه را قتل عام کردند. حضرت موسی(ع) با آن همه معجزات و با عبور از نیل، پیامبر مردمی بود که یک دفعه گوساله پرست شدند. حضرت عیسی پیامبری به آن خوبی، آرامی و نجیبی بود که آن روزگار را بر سرش آوردند، با حضرت ابراهیم(ع) چکار کردند؟! اصلاً کجا سراغ دارید که بشر برای یک مدت طولانی در جاده حقیقت مانده باشد؟ * اگر عملکرد افراد می تواند جوری باشد که دور قانونی را در جایی سد کند، یعنی چرخش کار قانون را در جایی سد کند، منجر به ناکارآمدی یک نظام می شود. علی القائده عملکرد بد را باید در قانون پیش بینی کرد، یعنی باید در قانون گذاری پیش بینی کرد. هاشمی رفسنجانی - ما در همه جا پیش بینی کردیم. شما بگویید که در کجا پیش بینی نشده است؟ در مورد رهبری که شخص اول مملکت است، صراحت قانونی داریم که اگر عدالتش مخدوش شود، معزول است و خودش هم حق ندارد دیگر دخالت کند. * اگر در مقام اجرا به جاهایی برخورد کند که دیگر نتواند عملی شود و روح قانونی را تحقق نبخشد، باید برای آن فکری شود. هاشمی رفسنجانی - همه اینها راه حل دارند. مثلاً سیاست های کلی که در مجمع تصویب می شوند و رهبری هم طبق قانون تایید و اعلام می کنند، اگر اجرا نشود، ما ناظر هستیم و ناظر باید جلوی این را بگیرد و متوقفش کند و اگر مجلس یا قوه قضائیه و یا دولت خطا کردند، باید جلوی آن گرفته شود. * حالا می خواهیم از طرف مثبت حرکت کنیم، به این معنا که چنین وقایعی را پشت سر داریم که برای کشور مشکل زا شده است و حتی ارکان و پایه های مقبولیت و قابل دفاع بودن نظام را مورد تزلزل قرار داده است. این دفعه به عنوان یک فرد از شما می پرسیم، فردی که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب دنبال اهداف انقلاب بوده است. یعنی داریم با آقای هاشمی رفسنجانی صحبت می کنیم و نه با آقای هاشمی، رئیس مجلس و نه عضو شورای انقلاب و نه رئیس جمهور و نه رئیس مجمع تشخیص. در چنین وضعیتی با توجه به اینکه جناب عالی راهکارهای پیش بینی شده در سیستم را به هر دلیلی ناکافی می دانید، به عنوان یک فرد فکر می کنید آیا زمان اینکه یک فکر جدّی درباره مسیری که کشور طی می کند بشود، فرا نرسیده است؟ هاشمی رفسنجانی - همیشه باید برای بهتر کردن آینده تلاش کرد. خود من اگر به آینده کشور امیدوار نبودم، نمی آمدم نامزد شوم. در سن 80 سالگی معلوم است که میل به این کار ندارم. می خواستم بن بست را بشکنم. حدس می زدم و استخاره هم کرده بودم که نشان می داد پیش نمی روم، ولی خوب آمده بود. فکر می کنم الان وقتش فرا رسیده، چون اکثریت مردم این وضع را قبول ندارند. مردم اصول انقلاب را قبول دارند، سیاسی کاری های مجلس را قبول ندارند، ناعدالتی های قوه قضائیه را قبول ندارند. اشکالاتی به دولت داشتند و نسبت به همین دولت هم دارند. من می گویم وقت آن است که مردم اقدام کنند تا انتخابات درستی انجام شود. البته الان خیلی از شخصیت های مورد قبول مردم وارد انتخابات نمی شوند، چون احساس خطر می کنند. ولی اگر این تفکر عامه وارد میدان شود، این کار انجام می شود. منتها این گونه نخواهد بود که انسان بگوید با یک انتخابات به طرف بهشت رفتیم. چون همان ها دوباره به یک معضل جدید تبدیل می شوند. همان گونه که در اصلاح طلب ها اتفاق افتاد. ما اواخر دولت احساس کردیم که دارند کار می کنند برای اینکه یک دولت تحمیلی بیاورند. به گونه ای عمل کردیم که مردم احساس نکنند رای آنها بی تاثیر است. دولت دیگر که آمد، چه کار کرد، غیر از اینکه پایه های خودش را زد؟ یعنی به گونه ای رفتار کرد که پایه خودش را زد. فرض کنید زمان آقای روحانی را می گویم، همین امروز و پیش از شما یکی از کارخانه دارهای کشور پیش من آمد و گفت که در یکی از استان ها استانداری آوردند که به جرم اینکه من به ستاد شما کمک کردم، کارخانه ذوب آهن مرا تعطیل کرده است. یعنی تا این حد و این گونه استانداری را گذاشتند. می گفت: این شخص تا آخر دوره دولت قبل رئیس یک مجتمع صنعتی در جنوب بود و از آنجا برداشتند و اینجا گذاشتند. هر دولتی بیاید، مشکلات با شدت و ضعف خواهد بود. دوباره افرادی از دغل ها سر بر می آورند. الان این مشکل در جامعه ما هست. آنچه من می فهمم، این است که الان مصلحت است که این نظام را حفظ کنیم که راهش انتخابات در محدوده قانون و نظام است. یعنی مثل آن دفعه مردم وارد شوند. بالاخره ما فداکاری کردیم. من مطمئن شده بودم که نمی توانم. براساس استخاره می گفتم: یا رهبری به من می گوید که نرو، یا شورای نگهبان رد می کند و یا در انتخابات خراب می کنند. ولی خوب شد که این وسط ماندم. مردم هم آماده هستند. یعنی تا گفتیم، مردم آن گونه جمع شدند. افکار عمومی الان مناسب است و این می طلبد که افراد آزاده بیشتر تلاش کنند. الان بعضی از مجلسی ها و دوستانشان نگران شدند. شخصی در قوه قضائیه روزنامه ها را جمع کرده و گفته که حق ندارید اسم فلانی را ببرید. گویا آقای دعایی در آن جلسه عصبانی شده بود. گفتند حق ندارید تصویر و اسم فلانی و آنهایی را که در فتنه محکوم شدند، بیاورید. گفته بودند که اگر این کار را بکنید، می بندیم. آقای دعایی بلند شد و گفت: اولاً نمی توانید این کار را بکنید و ثانیاً چرا این گونه می کنید؟ البته این حالت را منحصر به خودمان نمی دانم. به هر جای دنیا بروید، از این چیزها هست. افغانستانی ها بعد از این همه، به اینجا رسیدند که پنج ماه برای انتخاب افرادشان گرفتار شدند. * در آنجا به نام دین عمل نمی شود. هاشمی رفسنجانی - اتفاقاً در افغانستان هم قانون اساسی اسلامی تصویب کردند. * به عنوان دین و حکومت دینی که نیست. هاشمی رفسنجانی - آنها که حکومت اسلامی شدند. الان عراقی ها چه وضعی دارند؟ آنهایی که مجاهده می کردند، به جان هم افتادند. هر جا بروید، همین است. امام موسی صدر در لبنان خیلی فعال بود. آخرش گفت: من به این نتیجه رسیدم که السّیاسیون تُجّار الدّم ، یعنی سیاسیون تجار خون هستند و از مسائل کنار کشید. * اتفاقاً نکته ای که می خواستم عرض کنم، همین است. یکی از دوستان بسیار عزیز که حضرت عالی هم می شناسید، کتابی در باب حکومت دینی نوشتند که کتاب سال جمهوری اسلامی شد. زمانی که در دبیرخانه خبرگان، مسئول مرکز تحقیقات و مجله بودم، با اعضا خدمت آیت الله خامنه ای رفتیم. من ایشان را که معرفی کردم، آیت الله خامنه ای اشاره کردند که کتابتان را گذاشتم تا بخوانم. ایشان الان مدتی است که از مدرسین حوزه هستند. همین هفته جلسه ای در قم داشتند. چون قبلاً با هم بحث کرده بودیم، اختلاف نظرهایی در این جهت داریم. به هر حال کل فقه شیعه هیچ گاه جز حرکت امام خمینی(ره) روی خوشی به انقلاب و حرکت های انقلابیون نشان نداده است. معنای تلویحی این سخن این است که این هم نتیجه نداده و اشتباه بود. این همان سوال اولی است که در آن جلسه عرض کردم که حضرت عالی می فرمایید در داخل و خارج همیشه همین طور است. بنی عباس 502 یا 503 سال حکومت کردند. کسی هم به فکر انقلاب نبوده و فقهای شیعه هم به فکر نبودند. این بحث به سوال اول برمی گردد که آیا باز هم انقلاب را به کشورهای دیگر توصیه می فرمایید؟ هاشمی رفسنجانی - درباره تکرار انقلاب، این مربوط به مردم آن کشورهاست. در مورد بخش اول صحبت های شما اوّلاً این گونه که این گفته، نیست. مگر قبل از ما علمای نجف انقلاب مشروطه را بپا نکردند؟ چطور ایشان می گوید که علمای شیعه کاری نکردند؟ فاطمی ها در مصر، ادارسه در غرب آفریقا، علویان در گیلان و مراعشه در طبرستان حکومت های محلی داشتند. * به هر حال یک آدم صاحب نظر به این نتیجه رسیده، این حرف ها برای من طلبه گران است. هاشمی رفسنجانی - این حرف انکار بدیهیات است. برای اینکه علمای نجف بودند و علمای تهران هم به آنها کمک می کردند. قاجار را مجبور کردند تا مجلس را تصویب کنند و اجازه شکل گیری مجلس را دادند. مگر اینطور نبود؟ حتی علمای بعدی که مبارزه می کردند، وقتی که پهلوی آمد، به کرمانشاه مهاجرت کردند و دیدند که در آنجا نمی شود و به ترکیه رفتند و مبارزه می کردند. چون می خواستند حکومت را درست کنند یا برگردانند. مگر قبلش جمال الدین اسدآبادی و امثال ایشان چه کار می کردند؟ اگر به گذشته برگردید، در خیلی جاها می بینید که این گونه بوده است. بعضی ها این حرف را بدون سند می گویند. * حضرت عالی دوست دارید همیشه نسبت به آینده امید بدهید. هاشمی رفسنجانی - من عقیده جدی دارم و اگر نداشتم، در این نظام کار نمی کردم. ما که اهل بیتی هستیم و ولایت داریم، در این مکتب می توانیم در کشوری مثل ایران برای گسترش دین کار کنیم. اگر درست عمل کنیم و حکومت موفقی داشته باشیم، می توانیم. همین الان هم با همه این عیب هایی که در ذهن شماست، در تمام منطقه، مستقل ترین و امن ترین کشور هستیم و پیشرفت هم کردیم. مشکل اقتصادی داریم و یا مشکل مجلس و مسائل آنها را نبینید. همین ماهواره ای که الان در مدار زمین می گردد و پیام مخابره هم می کند، دستاورد انقلاب است. کار آن را از اواخر جنگ شروع کردیم. گروهی در جهاد سازندگی کار خود را روی موشک شروع کردند. برای اینکه بتوانند پرتاب کنند. موشک 140 کیلومتری را در اواخر جنگ آزمایش کردند و خودم به آنجا رفتم و آزمایش کردم. در اینجا کسی به ما کمک نکرده است. ماهواره را ساختیم و موشک پرتاب کننده اش را هم ساختیم و دیروز هم اولین پرتاب آزمایشی را انجام دادیم. آن موقع محسن ما در کانادا بود و هنوز دکترایش تمام نشده بود. چون رشته اش به درد اینها و بدنه موشک می خورد، گفتیم که بیاید و در آنجا نماند. جوانان ما زحمت کشیدند که کارهای سوخت جامد به نتیجه رسید و کار را به اینجا رساندند. ما در موشک این همه پیشرفت کردیم که الان به راحتی می توانیم موشک های قاره پیما بسازیم. اگر مشکلات تحریم را درست نکرده بودند، با قدرت خودمان به خیلی جاها می رسیدیم. منتها فعلاً سیاسی شده است. در اکثر صنایع جای خودمان را باز کردیم. در سلول های بنیادین، در نانو و در خیلی چیزها که به ما نمی دادند، راه پیدا کردیم. خرابی های کشور را ساختیم. عراق همان گونه مانده و ما کشور را خوب ساختیم. آب ها را مهار کردیم و کارهای زیادی کردیم و نمی توانیم بگوییم که ایران یک کشور عقب افتاده به آن صورت است. اینها در همین نظام و با همین شکل پیش آمده است. اگر عاقلانه تر رفتار کنیم، بهتر می شویم. ما که با کشورهای دیگر دعوا نداریم. ما که نمی خواهیم از آنها دستور بگیریم، می خواهیم با هم تعامل کنیم، اگر تعامل کنیم و دعوا نکنیم، می توانیم. شرطش رفتار اعتدالی و معقول است. نباید افراط کنیم. از اشتباهات ما این بود که زمانی افراط کردیم. نمی گویم اشتباه نداریم. ولی این دستاوردها هم بود. البته از این اشتباهات را هر انقلابی هم خواهد داشت. برای اینکه انقلابیون بی تجربه و کم تجربه هستند و این کارها را می کنند. من فکر می کنم مجموعاً ما نباید ضرورت انقلاب را منکر شویم و نباید موفقیت انقلاب را منکر شویم. ولی نباید خودشیفته شویم و باید به عملکرد خود انتقاد داشته باشیم تا بهتر شود. * یکی از امتیازات نظام جمهوری اسلامی که ریشه در تفکر تشیع و اهل بیت دارد، این است که تفکر افراطی موجود در دنیای اسلام امروز را که الان در قالب تکفیری سر در آورده، ندارد و یک تفکر اعتدالی دارد. در انتخابات پارسال هم که اعتدال رای آورد، در واقع همان مغز اصلی تفکر تشیع و نظام جمهوری اسلامی رای آورده است. آن چیزی که الان در دنیای اسلام می گذرد، تفکر داعش و النصره و مجموعه تکفیری هاست که همه جا را تهدید می کنند. اما اهل سنت ایران اصلاً با آنان نسبتی ندارند. یکی از مسئولین امنیتی کشور به من می گفت که بیش از 90 درصد سنی ها با ما و با این تفکر هستند. این در میدان عمل است و در غیر عمل شاید جور دیگری هم باشد. می خواستم نظر جناب عالی را از نظر ریشه ای بدانم که چرا در دنیای اسلام این مسایل پیش آمده که الان دارد آبروی اسلام را می برد و مشکلات زیادی درست کرده است؟ آیا خطری از ناحیه آنها نظام جمهوری اسلامی را تهدید می کند؟ در عین حال این کارهای آنها امتیازی برای ماست و شاید دنیا الان متوجه شده باشد که آن نگاهی که به تشیع و انقلاب اسلامی داشت، غلط بوده است. خواستم جناب عالی در این باره یک مقدار توضیح بفرمایید. هاشمی رفسنجانی - یک مقدار همین گونه است که شما می گویید، اما همین هم ارزان به دست نیامد. اگر ما افراطی های کشورمان را مهار نمی کردیم، بعضی ها از تکفیری ها کم نداشتند. چون داعیه حکومت جهانی داشتیم، بعضی ها برای خودشان رسالت می دانستند که کارهای افراطی کنند. خداوند رحم کرد و جنگ آن گونه تمام شد. بعد از جنگ اعتدال را سیاست کشور قرار دادیم و ارتباطمان را با دنیا طبیعی کردیم و کشورمان را ساختیم. افکارمان را متوجه مشکلات اقتصادی ناشی از انقلاب و جنگ کردیم. البته می دانیم کسانی که مخلص هستند، خیلی چیزها را نمی پسندیدند. همان موقع هم مقالاتی را علیه سیاست خارجی می نوشتند، اما مخلصانه می نوشتند و ما هم تحمل می کردیم. من فکر می کنم دلیلی نداریم که با همه دعوا کنیم. اگر ما واقعاً به صورت یک کشور معتدل، عاقل و با همان عقلانیتی که ائمه(ع) ما گفتند، در میدان بودیم، الان با همه این کشورها ارتباط داشتیم و کار می کردیم و اینها برای ما بازار و طرف بودند. ایران این ظرفیت را دارد که به خاطر مردم، خاک و مکتب اسلام و اهل بیت(ع) است. به هر حال ما هم گرفتار افراطی ها بودیم. الان تکفیری ها بیشتر به شیعه می تازند. منتها اکثریت سنی ها با آنها همراه نمی شوند. افراطی های سنی، شیعه را واجب القتل و مهدورالدم می دانند. می توانیم با عمل به اینها نشان بدهیم که این گونه نیستیم که واقعاً هم نیستیم. * نمونه جدید کارهای افراطی آنها پیام تبریک در مرگ ملک عبدالله است. گویا ملاک آنها مخالفت با شماست. چون وقتی حضرت عالی در فوت ملک عبدالله تسلیت گفتید، آنها در نماز جمعه تبریک گفتند. هاشمی رفسنجانی - این کار اوج نگاه افراطی است. متاسفانه مصالح نظام و جهان اسلام را فدای کینه های خود می کنند. * وقتی داعشی ها و تکفیری ها احکام خودشان را اجرا می کنند و گردن می زنند و آدم می سوزانند و کارهای دیگری می کنند، استناداتی به بعضی از کتب فقهی علمای خودشان دارند. متاسفانه درست می گویند، چون چنین فتواهایی هم وجود دارد و این گونه نیست که بدون ماخذ باشد. هاشمی رفسنجانی - بله، متاسفانه در دو طرف افراطیون کارهایی می کنند که احساسات مردم را جریحه دار می کنند. * نکته اصلی این است که بالاخره روحانیت چه سنی و چه شیعه قاعدتاً باید یک غربالگری نسبت به این مسایل انجام بدهد. یعنی در فقه شیعه و سنی افکار و فتواهایی هست که باید به مقتضای شرایط، به روز شوند. مثلاً الان بعضی از انواع اعدام ها را در کشور خودمان اجرا نمی کنیم و می گوییم درست نیست. دلیل آن اقتضائات زمان و مکان است. شاید لازم باشد علمای شیعه و سنی کنار هم بنشینند و در این مساله فکر کنند و مجال را از دست تندروها بگیرند. یعنی این گونه مسایل را ابطال کنند تا دیگر این کارها را نکنند. همزمان با کنگره تکفیری ها در قم، در جلسه ای که با حضور 100 تا 150 نفراز روحانیون و به صورت همزمان برگزار شده بود، گفتم: بحث سر مناسبات انسانی با دنیاست. الان علیه تکفیری ها کنگره تشکیل می دهیم. ولی دو، سه سال قبل در 200 متر آن طرف تر از دفتر ما فتوا و نظر دادند که یک حسینیه شیعیان 12 امامی را که درویش بودند، تخریب کردند. هاشمی رفسنجانی - من قبول دارم و بارها گفتم که هر کاری را خارج از مدار عقل انجام دهیم، بازخورد خواهد داشت. پس من دو بحث با شما داشتم. یک بحث این بود که اصلاً به فکر نباشید که کسی بتواند مدینه فاضله ای درست کند و انسانی که فرشته و جن در وجودش هست، بتواند مدینه فاضله درست کند. این نمی شود. اصلاً خداوند ما را این گونه قرار داده که آزمایش بشویم و خودمان راه را پیدا کنیم. باید تلاش بکنیم و ما واقعاً تلاشمان را کردیم. الان 60 سال است که داریم تلاش می کنیم، برای اینکه به جایی که می توانیم، برسیم. خیلی ها مثل من هستند که این کار را کردند و باز هم می کنند و انتظار آن نتیجه مطلق را هم نداریم. کما اینکه قبل از ما هم هیچ وقت نشده است. کسی را بهتر از حضرت علی(ع) در تاریخ بشر می شناسیم؟ چگونه با ایشان رفتار کردند؟ به تعبیر خودشان، مردم مثل یال اسب به صورت انبوه در خانه ایشان گرفتند که نزدیک بود امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در بین مردم پایمال شوند. به این صورت ایشان را آوردند، اما چند روز بعد دیدیم که همیشه جنگ بود و آدم های متقلب و دنیا طلب آن کارها را کردند. به هر حال اگر ما نقش خود را ایفا کنیم، به جایی می رسیم و اگر کار خوب کرده باشیم، خداوند به ما نتیجه می دهد و اگر هم بد کرده باشیم، باید جزایش را ببینیم. این وضع همه ما و همه تاریخ است. من مایوس نیستم که بتوانیم از این تجربه هایی که جامعه دارد، به یک حالت اعتدال برگردیم که در کشور بوجود بیاوریم. * درباره فقه حکومتی چه می فرمایید؟ هاشمی رفسنجانی - من همان موقع ها به قم رفتم و سخنرانی کردم و گفتم که حوزه این گونه نمی تواند فتوا بدهد و شما بیایید در کنار این حوزه یک حوزه دیگر درست کنید تا طلبه هایی که به سطح اجتهاد رسیدند، وارد این مدرسه شوند و هر کسی در رشته ای خاص درس بخواند. همه رشته های علوم انسانی و رشته های طبیعی و دیگر رشته ها را داشته باشیم تا احکام حکومت اسلامی از آن حوزه در بیاید. الان در حوزه ها از رموز حکومت در همه ابعادش اطلاعات ندارند که بخواهند این کار را بکنند. آدم های خوبی هستند و در کارشان زحمت کشیده اند. ببینید از عروه تا به حال چقدر در موضوعات رساله ها از آنچه که عروه را آقا سید محمدکاظم نوشت، پیشرفت کردیم؟ از این حوزه نمی توان انتظار آن گونه داشت. باید مواد درسی حوزه درست و براساس نیازهای امروز تنظیم شود. این حوزه برای همین کارهایی که می کند، خوب است. ولی باید در کنار این، یک جور دیگر به مسایل بپردازیم. اگر توقع داریم که تمام رفتار نظام، اسلامی باشد، لازم است فقه حکومتی مثل بحث های صلات، خمس، زکات، طهارت و حج توسعه داشته باشد. * از جناب عالی تشکر می کنیم که وقتتان را به روزنامه دادید و امروز هم یک مقدار با سوال های ما اذیت شدید. هاشمی رفسنجانی - نه، مسایل اساسی کشور را باید بررسی کرد و مطمئنم شما دلسوز هستید. از اینکه شما مشکلات را با هدف رفع آنها و بهتر کردن اوضاع کشور می گویید، حقیقتاً لذت می برم. ...
روایت هاشمی از لزوم نامگذاری روز قدس
تنها به تعهدات صلح حتی ادعایی خود هیچ پایبند نیست، بلکه به قطعنامه های بین المللی نیز توجهی ندارد. تاریخ سراغ ندارد که اسرائیل حتی برای ظاهرفریبی هم که شده، به قطعنامه های سازمان های جهانی، مخصوصاً سازمان ملل متحد که سیاست هایش توسط حامیانش چیده می شود، عمل نماید. پس راه مقابله با چنین رژیمی، تداوم مبارزات مردمی است. مبارزاتی که در داخل، وحدت همه گروه های فلسطینی را بدون تکیه بر حس
عباس زریاب خویی و شیخ قاسم مهاجر + تصاویر
تطبیق به دستورات کمّلین اسلام خواهد شد. مادامی که گنجینه معارف و منابع علوم معنوی در دست مسلمین است و در حقیقت کتب علمی و مدارک تاریخیه اسلامیه به قول هوواس نام محرّر فرانسوی سبب سعادت وحشیان عالم غرب شده و فعلاً نظر به بعضی ملاحظات سیاسیه در پایتخت اسپانیه پنهان و مخفی توقیف شده، لازم است که خود مسلمین از آن معدن معارف استفاده، و در اطراف آن بحث نمایند و دوره غفلت منقضی و زمان عیاشی و
آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است
سبکبالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سروده اند. سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و برای قوم و ملت خود مُنذران صادقی شدند که بند بند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پیکرشان گواهی کرده است و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمی رود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه مردم، خود اولین قربانیها را بدهد و مُهر ختام دفترش شهادت
اعتراف به تروریسم پروری برای مقابله با حزب الله
به گزارش شیعه نیوز ، جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز نوشت: فرمانده آمریکایی اسبق نیروهای ناتو در مصاحبه با شبکه خبری سی. ان. ان ضمن اعتراف به نقش متحدان آمریکا در شکل گیری گروه تروریستی داعش با صراحت گفت: این اقدام با هدف مبارزه با حزب الله لبنان صورت گرفته است. وسلی کلارک، که اکنون بازنشسته شده و به همین علت می تواند بخش هایی از واقعیت هائی را که قبلاً اجازه سخن گفتن از آنرا
پیش بینی هاشمی از توافق هسته ای
/> شرایط منطقه ای ما مشخص و خیلی خاص و ویژه است. در این شرایط، همیشه بحث تعامل ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه ای مطرح بوده است. در سال های اخیر و بعد از تحولاتی که در کشورهای عربی بوجود آمده، رابطه ایران و عربستان خیلی ابهام برانگیزتر شده است. مرگ ملک عبدالله و سقوط قیمت نفت هم به آن دامن زده است. الان تحلیل شما از روابط ایران و عربستان و در واقع نحوه تقویت و اصلاح تعاملات چیست؟
امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه ی بسیار بزرگ
بولتن نیوز ، در قرآن کریم آمده است : کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ( آل عمران ، آیه. 110) شما بهترین امتی بودید که به سود انسان ها آفریده شده اند امر به معروف و نهی از منکر می کنید. امام علی( ع) نیز فرموده اند: کسی که منکَر را با قلب و دست و زبانش انکار نکند، مرده ای است میان زندگان؛ مَن تَرَکَ إنکارَ الْمُنکَرٍ
روحانی:تلاش مردم و حمایت رهبری عامل موفقیت دولت است
نشست و این کار بسیار پر افتخاری است.وی تصریح کرد: تردید نداریم مردم بهتر از دولت در بسیاری زمینه ها کار می کنند. ** مهندسان ایرانی در پروژه های عمرانی خارج از کشور سرآمد مهندسان جهان هستند رییس جمهوری خطاب به مهندسان و متخصصان ایرانی تصریح کرد: مگر می توانیم بدون تلاش شما به رشد و توسعه کشور دست یابیم، امروز همه تلاش می کنند و ما قدردانی می کنیم. روحانی ادامه داد: برای
رابطه ایران و عربستان فقط با وقوع بیداری اسلامی در این کشور ترمیم می شود
ظهور و بروز پیدا کنیم. نگاه ها چیز دیگری است، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و کشور ایران حتی از نظر اعتقادی به دنبال اسلامی است که قدر مسلم عربستان به دنبال اسلام دیگری است یعنی از نظر اعتقادی این صف بندی ها صورت گرفته است. امریکایی ها از کدام اسلام حمایت می کنند؟ از اسلام سعودی، اسلامی که به یک جبهه سازش متعلق است و این اسلام متفاوت از اسلام نابی است که امروز ایران پرچمدار آن است. لذا مسئله، مسئله