سایر منابع:
سایر خبرها
آیس پک؛ از تلخی ورشکستگی تا شیرینی بستنی
شریک شدم که بتوانم الباقی هزینه ها را بپردازم. افتتاح رستوران تجربه اولم بود و هنوز خیلی چیزها را تجربه نکرده بودم. دوران خاک خوری رستوران باعث شد که نتوانم آن را اداره کنم و رستوران بدهی بالا آورد. رستوران مثل یک نوزاد بود که باید یک مدت هزینه تبلیغات و سایر هزینه های آن را از جیب می پرداختیم اما ما این هزینه ها را محاسبه نکرده بودیم، بنابراین بعد از یک سال پولی که جمع کرده بودم و تمام
تختی از زبان دوستانش
. تختی ما را تشویق می کرد و می گفت به هم احترام و محبت کنید، از اردو بیرون نروید. در آن زمان کشتی 15 دقیقه بود. در سال 1951 با تیم ملی آزاد رفتیم فنلاند. این اولین حضور ایران در مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان بود. در آنجا من و تختی نقره گرفتیم و یعقوبی و مجتبوی برنز. پس از آن در سال 1952 اولین مدال تاریخ کشتی در المپیک را گرفتم تختی هم در آنجا نقره گرفت. من 16 سال با تختی بودم. من سال 1950 به تیم ملی
گفت وگوی جالب با بانوی پولادین ایران
. چند روزی از عروسی مان نگذشته بود که پختگی و مهربانی حسن آقا، دلم را ربود. با خاطری آسوده از شوهرم، همراه او، راهی تهران شدم. شوهرم اهل کار بود اما نسبت به سیاست هم بی تفاوت نبود. پای منبر وعاظ می نشست و گاه گاه اعلامیه ها را در بازار جابجا می کرد. وقتی می آمد خانه همه اتفاقات را برایم تعریف و من را با مسائل سیاسی و آخرین اخبار روز آشنا می کرد. به او اصرار کردم تا در مبارزاتش من را شریک
برم پیش رضا خانه بسازم
دانستم که رضا خودش می آید، یکدفعه در را زدند. وقتی در را باز کردم دیدم بچه های مسجدند. پرسیدم رضا برگشته؟ گفتند شما از کجا می دانید؟ گفتم پسرم دیشب به خانه اش بازگشت. دیدم همه دارند گریه می کنند. گفتم چرا گریه می کنید؟ پسرم بعد از 12سال به خانه اش برگشته است. رضا از ناحیه کمر و پهلو ترکش خورده بود. وقتی پیکرش را پیدا کرده بودند چفیه را که از کمرش باز کردند بعد از این همه سال هنوز خونش تازه بود. به همه گفتم برای این شهدا گریه نکنید وقتی امام حسین(ع) کمربند شهادتشان را بسته است.
سلام "تختی"!
نکنید، اما این حقیقت محض است که من و امثال من در شرایط بسیار سختی تمرین می کردیم. و این ادعای مرا اهالی خیابان شاهپور که همیشه در ساعت معینی مثلاً دو بعدازظهر مرا مشاهده می کردند، تصدیق می کنند. اما پس از یک سال تمرین کوچکترین موفقیتی به دست نیاوردم و علاوه بر اینکه گل نکردم حتی ضعیف تر هم شدم. در اینجا و در همین موقع بود که باران استهزا بر سرم باریدن گرفت و همه به من می گفتند تو خود را بی سبب
امام شافعی و محبت به اهل بیت (ع)/شعری که شافعی برای اهل بیت(ع) سرود!!!
[12] ترجمه: ای پرسشگران از من درباره محبت اهل بیت، آیا آشکارا به محبت ایشان اقرار کنم، یا آن را انکار نمایم. هرگز منکر محبت و عشق آنان نخواهم شد، چون به خون و گوشت من درآمیخته است و عشق ایشان وسیله هدایت و رشد من است. ای خاندان محمد، ای همه چیز من، ای کسانی که من متکی به حب شما هستم. شما در روز قیامت پیش خدا شفیع من هستید پس چگونه بترسم، در حالی که به شما اعتماد و اطمینان دارم. آن که شما
فرماندهی که برای نیروی هوایی پدری کرد
عنوان افسر پدافند به نیروی هوایی منتقل شدند؛ به دلیل اینکه سواد علمی ایشان بالا بود، افسر رادار شدند. بچه های رادار معمولاً مثل خلبان ها از سرعت عمل بسیار بالایی برخوردارند. شهید ستاری و دوستانشان از این جمع بودند. اولین باری که بعد از دانشکده ی افسری ایشان را دیدم، سال 61 یا 62 بود؛ در یک کانکس آبی رنگ در ایستگاه حسینیه ی خوزستان اهواز. یکی از عملیات ها (بدر یا خیبر) می خواست انجام بشود
پالس مثبت عربستان برای سفر کافی نیست/ قطع رابطه با آمریکا برای ما نعمت بود
از شاگردان بسیار مبرز امام بودند؛ از این رو به دلیل استعداد و شجاعت و نوع فعالیت شان، با تعدادی از همفکران خود فصلنامه مکتب تشییع را راه اندازی کردند که این حرکت آن زمان در حوزه یک اقدام شجاعانه و فرهنگی و مبتنی بر مسائل روز به حساب می آمد. حاج آقا روح الله (امام خمینی) احترام خاص و ویژه ای نسبت به این شاگرد خود داشتند. به طوریکه وقتی در سال 1340 پدرمان مرحوم شدند حاج آقا روح الله درس خود را
جواهرساز شوید در حد بین المللی!
وارد بازار بسته بندی شدم. همان سال ها همه تلاشم را انجام می دادم که کاری متفاوت ارائه بدهم. صنعت بسته بندی در سال هایی که ما درگیر جنگ بودیم خیلی جدی گرفته نمی شد، با این حال ما تلاش کردیم تا بسته بندی های خاصی را به وجود بیاوریم که مورد اقبال مشتری ها قرار بگیرد. مثلا یکی از بسته بندی ها مربوط به نوعی آبرنگ بود که ایده خلاقانه اش باعث شد تا فروش آن بالا برود. پس از آن وارد ساخت تیزرهای تبلیغاتی
زندگی ای به آرامی صداقت
می گوید که فرزندانش در کنار همه موفقیت های تحصیلی شان اخلاق خوبی هم دارند؛ خدا را شکر همه اعضای خانواده از نظر مذهبی معتقد هستند. شاید باورتان نشود اما بچه ها از همان ابتدا خودشان به خواندن نماز گرایش داشتند . خدا شاهد است که بچه ها غمخوار ما هستند، پدر و مادرشان را به خوبی درک می کنند و در سختی ها کمک مان می کنند . مهین خانم به اینجای صحبت هایش که می رسد بغض می کند و می زند زیرگریه. البته او اشک
راهی که به اسیری ختم شد
! اتوبوس را روشن کردم و به راه افتادم. در طول راه تانک های عراقی در دو طرف جاده مستقر شده بودند. با رسیدن ما به مواضع عراقی ها، تعدادی از آنها از پشت تانک ها بیرون ریختند و ما را با تندی و خشونت از اتوبوس پایین کشیدند. پس از پیاده شدن به ستون یک به راه افتادیم. آنها جاده راه آهن را هم گرفته بودند. در طول راه من متوجه شدم که در همان روز عراقی ها حدود دو هزار نفر از مردم محلی و بومی خوزستان را
پدرم نیروی دریایی بعث عراق را نابود کرد/ ماجرای گرفتاری من و خواب فرمانده کل ارتش
موفق به اخذ کارنامه خلبانی با هواپیمای فانتوم گردید. مخالفت با واگذاری جنگنده ها به آمریکایی ها / کسی که نیروی دریایی عراق را نابود کرد سال 1357 با اوج گیری حرکت انقلابی مردم، شهید یاسینی هم علیرغم فشارهای همه جانبه رژیم، با پخش اعلامیه در بین پرسنل متعهد دست به افشاگری زد و جزو خلبانانی بود که با انتقال هواپیماهای پایگاه بوشهر به چابهار، مخالفت کرد. زیرا طبق اطلاعاتی که به
راز اشک های عارفانه آیت الله شیرازی
بزنند باز هم می خواندم و ایشان گریه می کردند و ایشان یک عارف محض بودند. گمشده ای که یافتم آیت الله علم الهدی از شاگردان آیت الله انصاری شیرازی گفت: آیت الله انصاری شیرازی کیسه ای برای انقلاب ندوخته بودند و تنها برای رضای خدا مبارزه می کردند. ایشان سرآمد انقلابیون بودند. نام شریف ایشان را در سال 53 به بعد در لیست اساتید تبعید شده از قم به دلیل امضای مرجعیت حضرت امام شنیده بودم و
مظفری زاده: شکایتم در فدراسیون گم شد
جوانی که الان هستند پله پله شناسایی و معرفی شدند هر چند دپارتمان هم اشتباهاتی داشت کما این که یکی از بزگترین مشکلاتی که ایجاد کرد اختلافش با کمیته و درگیری هایشان بود که واقعا یک دوره ای همه آن حرف و حدیث ها و مشکلاتی که برای داوری به وجود آمد دقیقا در دوران دعوای کمیته داوران و دپارتمان بود و باعث شد چوبش را داوری بخورد و مشکلاتی به وجود آورد که تا سالهای سال با داوری خواهد بود. *قیمت
پاداش لبخند کودک سرطانی
گفتیم این بار به مناسبت این عید و روز مبارک، شربت و شیرینی را ببریم در بیمارستان علی اصغر و بین بچه های آنجا پخش کنیم. این یک تصمیم ساده بود اما وقتی به مرحله اجرا رسید، سید و دوستانش برای بچه های بیمار هدیه هم بردند؛ این کار ما آنقدر با استقبال بچه های بیمار روبه رو شد که خودمان هم فکرش را نمی کردیم. آن موقع هنوز مثل حالا باب نشده بود که گروه های خیریه در بیمارستان ها برای بچه ها جشن بگیرند و ما
پخت شیرینی از فر ذغالی تا تمایل به گسترش کار
/> عصمت علی اکبری روز یکشنبه در گفت و گو با ایرنا گفت: بیش از 40 سال است که شیرینی می پزم و ابتدا کارم را با سرمایه 100 تومان آغاز کردم. وی ادامه داد: با توجه به اینکه مادر من اصلا در زمینه پخت شیرینی تخصصی نداشت و کار نکرده بود، کار پخت شیرینی را خودم با توجه به علاقه و استعدادی که داشتم یاد گرفتم و شیرینی خوب و با کیفیت را تهیه می کردیم. وی گفت: شیرینی را به صورت سنتی و بدون
هفت سین علی اکبر صادقی بر سفره محمدرضا لطفی
. پدرم خیلی از این موضوع عصبانی بود ولی دیپلم را بدون تجدیدی گرفتم. همه معلم ها می دانستند من نقاش می شوم و دیگر خیلی سخت گیری نمی کردند. حتی نمره هم می دادند. * پس از گرفتن دیپلم و قبولی در دانشکده هنرهای زیبا جدی تر به نقاشی پرداختید؟ - سال 1337 رفتم دانشکده هنرهای زیبا. محمدعلی حیدریان از شاگردان کمال الملک از استادانم در دانشکده بود. روز نخست که برای امتحان رفته بودم مجسمه ای
سوژه یاب احسان علیخانی (+عکس)
ترکیه می رسد. روزنامه های ترکیه از این اتفاق به عنوان بزرگ ترین معجزه سال یاد کرده بودند که منتظر بودند هر لحظه سر بترکد اما در نهایت نجات یافته بود. با اطلاعات اردبیل تماس گرفتم و خواستم که هرچه سیدموسی عیسی زاده دارند را به من معرفی کنند. با اینکه فکر می کردم ممکن است 2، 3 مورد باشند اما 18 شماره به من داد! من در شماره شانزدهم توانستم او را پیدا کنم. واقعا بعضی سوژه ها تنها یک اسم یا یک خبر یک خطی
لزوم تغییر سیاست نسبت به مهاجرین افغان
پیوند این دو است. مشکل نگاه فرهنگی متفاوت اصلی ترین عاملی است که این مشکل را بوجود آورده است. افغانی ها در ایران آنچنان که در خور شان آنهاست، تکریم نمی شوند و این مساله را در همه جای فیلم می توان بوضوح مشاهده کرد. 5- در کشور ما مابین سیاستگزاری های اجتماعی داخلی از یکسو، و سیاستگزاری های منطقه ای و بین المللی از سوی دیگر تناقضی عجیب و شگرف وجود دارد. از یکسو شعار امت واحده و حمایت از