سایر خبرها
دیدار مولاوردی با قربانی اسیدپاشی اصفهان / تمام حرف های او در دو کلمه خلاصه می شود؛ امید و ترس
زندگی توام با رنج و آرزو دست و پا می زند. 23 مهر ماه ساعت 7 شب؛ خیابان مهرداد اصفهان، احساس نیاز یک راننده زن به اندکی هوای تازه و بعد مایعی سوزنده و گزنده که زندگی، روحیه، آینده و فرصت های شغلی مرضیه 25 ساله، همسر و خانواده او را یک جا نابود کرده است؛ از 13 عمل جراحی صورت گرفته بر روی او تا امیدهای بر باد رفته اش می گوید. همسرش با کمی فاصله از مهمانان آن طرف تر نشسته اما هنوز
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (7 اسفند)
/> ایوبی با بیان اینکه برآورد کلی بنده این هست که این دوره از جشن سینمای ایران که همزمان با ایام فجر انقلاب اسلامی برگزار شد، باشکوه و خوب بود، گفت: البته شاید در مواردی کاستی ها و نقص هایی وجود داشت که قطعاً با دیده اغماض از آنها عبور خواهید کرد، اما ما تمام تلاش خود را می کنیم تا برای دوره های آینده این اشکالات را مرتفع کنیم. قانون بر سر نیزه کردند در حالی که در سوابقشان نشان از قانون
شهیدی که "کادوی عروسی اش" را به خانواده شهدا داد+عکس
. در ادامه 10 خاطره از زندگی این شهید بزرگوار را با هم می خوانیم: هنرستان یک گوشه ی هنرستان کتابخانه راه انداخته بود؛ کتاب خانه که نه! یک جایی که بشود کتاب رد و بدل کرد، بیشتر هم کتابهای انقلابی و مذهبی. بعد هم نماز جماعت راه انداخت، گاهی هم بین نمازها حرف می زد. خبرش بعد مدتی به ساواک هم رسید. اعلامیه ها و عکس های امام مادر نشسته بود وسط حیاط
مرزبانی از حریم و هویت زبان پارسی/ 95 درصد جهان برای ما ناشناخته است/مساله تیراژ 150 تایی کتاب و بهره ...
هنوز نتوانسته خود منشأ را توضیح دهد. کتاب در روزنامه شرق اسناد منحصر به فرد در کتاب خاطرات دکتر طباطبایی روزنامه شرق در صفحه اول یادداشتی درباره زنده یاد دکتر صادق طباطبایی منتشر کرده که در آن می خوانیم: مرحوم دکتر صادق طباطبایی در سال های اخیر به تاریخ هم نیم نگاهی کرد و سه جلد کتاب خاطره نوشت که موسسه اطلاعات آن را منتشر کرد. مرحوم دکتر طباطبایی قصد داشت خاطرات خود را
انتخاب های سخت (9)
150 آهسته در حال بهبود او گزارش داد که مردم سراسر پاکستان برای همسرش دعا می کنند. صبح روز بعد، ریچارد هنوز در کش و قوس حیات بود. پزشکان تصمیم گرفتند که عمل جراحی ضروری دیگری برای تلاش به منظور توقف خونریزی، انجام دهند. تمام ما در حال دعا کردن بودیم. من نزدیک بیمارستان مانده بودم، همانطور که بسیاری دیگر از کسانی که عاشق ریچارد بودند نیز در آنجا مانده بودند. حدود ساعت 11 صبح، رئیس
2 هزار تخت برای بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران ساخته می شود
را تعقیب می کردم، متوجه شدم این سه نفر به دنبال دستور امام به سربازان ارتش، از پادگان فرار کردند و هر یک سلاح ژ-3 خود را همراه با تعداد زیادی خشاب فشنگ اضافه با خود آوردند. آنها با اینکه کاملاً مضطرب بودند و نگران دستگیری توسط نیروهای گارد حکومت بودند اما خود را موظف به اجرای دستور امام می دانستند. خوب به یاد دارم که پدر و عموی من به آنان آرامش دادند و بعد آنها سلاح ها را باز کرده و همراه با فشنگ
گاهی به سبک زندگی شهید حمید باکری / از تحصیل در دانشگاه کلن تا شهادت بر اثر اصابت آر.پی.جی+ تصاویر
به آلمان رفت و برای ادامه تحصیل در دانشگاه کلن اسم نویسی کرد که به علت هجرت امام خمینی(ره) به پاریس، فقط یک هفته در کلاس درس حاضر و پس از آن عازم پاریس شد. حمید با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران برگشت و برای پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی در مراکز نظامی مشغول فعالیت شد. او با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال 57 به عضویت سپاه درآمد و به عنوان فرمانده عملیات با عناصر دشمن که بلافاصله
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (6 اسفند)
/> دیزل و همسرش در انتظار سومین فرزندشان هستند و این بازیگر 47 ساله که دارای یک دختر و یک پسر است، اکنون برای سومین بار پدر می شود. با این حال این خبر تاکنون هیچ جا به صورت رسمی اعلام نشده و البته عجیب هم نیست چون دیزل به شدت از حریم خصوصی خانواده اش حفاظت می کند و تولد دو فرزند قبلی اش هم هرگز با جار و جنجال مطبوعاتی همراه نبود. در هر حال فرزند سوم دیزل تقریبا همان زمانی به دنیا
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر (6 اسفند)
گروه تئاتر ، درحالی که خبر درگذشت بهرام ریحانی بازیگر و هنرمند پانتومیم جوان کشورمان، همچنان با واکنش های تاثربرانگیز اهالی تئاتر و فرهنگ روبروست، مهدی شفیعی ، مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی و همچنین پریسا مقتدی رئیس مجموعه تئاتر شهر نیز با انتشار یادداشتی هایی جداگانه نسبت به این اتفاق ناگوار واکنش نشان دادند. به گزارش بولتن نیوز ، انتشار یادداشت های تسلیت بهرام ریحانی و پریسا مقتدی در واکنش به خبر ناگوار درگذشت بهرام ریحانی ، برگزار
آتش نشانی اصفهان مثل دانشگاه است/برخی حریق را که می بینند موبایل هایشان را روشن می کنند!
معابر تنگ و کم عرض با مجهز کردن معابر به شیرهای هیدرانت، میزان رشد سرانه تعداد آتش نشانان به نسبت جمعیت، ارتقاء پوشش سرانه ایستگاه آتش نشانی به نسبت جمعیت و متناسب سازی ایستگاهها هم صورت گرفته است. این دوران حتما گویای بهترین و بدترین خاطره هاست. اول بهترین را بگویید و بعد از آن بدترین خاطرات سه دهه کار و تلاش و جنگ با حادثه را. خیلی خاطرات خوب و خوشی داریم گاهی می توانیم جان 100 نفر
شهیدی که برای شهادت لحظه شماری می کرد
به گزارش دفاع پرس ، همزمان با تحصیل در مدرسه در مغازه خشکشویی برادرش واقع در خیابان ولی عصر(عج) مشغول به کار شد. حدودا 19 ساله بود که ازدواج کرد و صاحب دو فرزند دختر شد. دوران جوانی اش مصادف با اوج گیری فعالیت های انقلاب بود و در طول مبارزات مردم علیه حاکم جور حضوری فعال داشت به طوری که در پخش اعلامیه ها و عکسهای امام خمینی(ره) نقش بسزایی داشت. او بعد از انقلاب اسلامی و چند ماه قبل از
ناشناخته هایی از صادق انقلاب
تهران- ایرنا- روزنامه اطلاعات امروز -چهارشنبه- در یادداشتی به قلم حبیب الله معظمی با عنوان ناشناخته هایی از صادق انقلاب نوشته است: مرحوم دکتر محمدصادق طباطبایی را پنج شنبه 15 آبان امسال در منزلشان در تهران دیدار کردم و سه روز بعد برای ادامه معالجه، عازم آلمان شد؛ سفری بدون بازگشت. هدف از آن دیدار، مشورت و نظرخواهی از ایشان برای تحقیق و تهیه کتابی دربارۀ پدر کم نظیرشان حضرت آیت الله العظمی
نجواهایی از تاریخ؛ سخنرانی های تاریخی (3)
استالین، در خانه مردم کار می کرد و لباس می شست و یکی از مشتریانش یکی از یهودیان گوری به نام دیوید پاپسیمدوف بود. پاپسیمدوف به ژوزف (که به همراه مادرش به کمک می رفت) پول و کتاب می داد و مشوق او بود.(دهه ها بعد پاپسیمدوف به کرملین رفت تا ببیند سوسو ی کوچولو به کجا رسیده است. استالین نه تنها به گرمی از او استقبال کرد که با لبخند در اماکن عمومی به گفتگو با او می پرداخت) همسر اول استالین
خبرنگار جانباز و آزاده ای که 8 سال از عمر خود را در اسارت به سر برد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ، به نقل از ندای ارومیه ، یوسف رحیمی متولد سال 1342 از خبرنگاران پیشکسوت آذربایجان غربی است که در عملیات والفجر 2 در بیستم فروردین ماه سال 62 به اسارت نیروهای صدام ملعون درآمده و 8 سال در اردوگاه های موصل کشور عراق با بدترین شکنجه ها روزگار گذراند، وی در 31 شهریور سال 69 همراه با جمعی از اسرای کشور آزاد شده و در سال 70 ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند دختر و پسر
آب در خوابگه مورچگان/ نامه های نیما پس از بیست و شش سال دوباره به مقصد رسید
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در ادبیات کهن سخن پردازان ما در نظم و نثر و شعر و ادب کمتر رسم نامه نگاری داشته اند؛ اگر اصلاً داشته اند. جدا از آثار رسمی شان در حوزه های مختلف ادبی از حکایت و نقل و نقد هم، مکتوباتی اگر دارند – که فراوان هم دارند- باز مربوط به حوزه موضوع های عمومی می شود و نه مسائل شخصی و خصوصی. استاد سخن، سخن را کوتاه می کند و در فصل هشتم گلستان می گوید: خامشی به که
گفتگو با نرگس آبیار، کارگردان فیلم شیار 143
دختر در آن بخش مصاحبه دارد فکر می کند و بعد کات می زنم به تصاویر آرشیوی تلویزیونی. انگار یاد تلویزیون می افتد. خیلی هم برای این تصاویر وقت گذاشتم تا چیزی پیدا کنم که تکراری نباشد. صحنه ای که حبیب تعریف می کند از عملیات والفجر مقدماتی، صحنه واقعی عملیات است که از تلویزیون عراق به دست آورده ایم. یک صحنه واقعی است که دوربین افتاده روی زمین و بعد به دست عراقی ها افتاده و از آرشیو تلویزیون عراق گرفتیمش
هنرمندان از بنیامین و نسیم می گویند
خانواده اش دعوت کردیم و ارتباط خانوادگی ما از طریق همسر من و همسر مرحوم بنیامین شکل گرفت. رفت و آمدهای زیادی با همدیگر داشتیم و خانواده بهادری یکی از نزدیک ترین دوستان من و همسرم خانم مستانه مهاجر بودند و هستند. در این بین ارتباط دختر من و بارانا هم بسیار صمیمی است. باورکردنی نبود آن شب در راه برگشت به منزل بودم که همسرم با من تماس گرفت و گفت بنیامین و همسرش تصادف کرده اند
دنیای پرخاطره کریم باوی؛ از مستطیل سبز تا جبهه های جنگ
ارتباط هستم. از زندگی شخصی تان هم بگویید. سال 69 ازدواج کردم و پس از چند سال زندگی مشترک اواخر سال 72 زمانی که یک هفته در این جا نبودم، همسرم همراه با برادرش کارهایش را بدون این که به من بگوید انجام داده بود تا به آمریکا برود. او ریحانه، دختر سه ماه ام را برداشت و از ایران رفت و پس از آن هم از هم جدا شدیم. با توجه به وضعیتی که داشتم نمی توانستم به دنبال دخترم بروم و اکنون هم به
گره مشکلات بر تار و پود فرش شاهرود/ حضور پر رنگ دلالان غیر بومی
تواند در طول روز 10 الی 15رج ببافد که در نهایت درآمدی اندک برایمان به همراه دارد در ضمن به همه این موارد بیماری، خانواده، همسر، مشکلات اقتصادی، دامداری و ... را نیز برای زنان شاغل بیافزائید. لازم است مدیران عالی استان تنها 30دقیق، پای یک دار قالی بنشیند تا شاهد سختی کار باشند یک بانوی بافنده طرودی با اشاره به سختی کار بافندگی می گوید: خیلی دوست دارم یکی از مدیران عالی استان و
اول کتاب، بعد عروسی
نقطه -دهه شصت و زمان حال- فاصله کمتری پیدا می کنند تا اینکه سرانجام به هم می رسند و پاندول از حرکت باز می ایستد. به همین منوال، راوی دختر نوجوان شهرستانی جنگ زده، از ترس های تاریخی اش به ملال زن میان سال تهران گذار می کند، تا مگر با ثبت ماوقع در روایت خود، پناهی پیدا کند، بنابراین در مسیر رفت با وحشت سروکار داریم و در مسیر بازگشت با ملال و حسرت. در یک فصل ترس جنگ را شاهدیم و در فصل بعد، سرخوردگی
زنان داستان نویس کرمانشاهی و نیم نگاهی به چند نام و اثر / مرتضی حاتمی
-1274) اولین رمان تاریخی ادبیات داستانی ایران توسط محمد باقر میرزا خسروی کرمانشاهی (1298-1226) از نوادگان محمدعلی شاه قاجار و جدمادری استاد غلامرضارشید یاسمی(1330-1275)در سه جلد منتشر شد و تاکنون این عنوان رشک برانگیز بر پیشانی ادبیات داستانی ایران زمین می درخشد. بعد از این اتفاق تاریخی، می بایست به حضور جدی و تاثیر گذار زنان داستان نویس کرمانشاهی در این عصر و نگارش و انتشار آثار در این
چهره ها در شبکه های اجتماعی
/> این شماره را شروع میکنیم با سردار آزمون و پسر خوشگل اش آقا سِریک که دارد از دست بابا هویج می خورد! خدا پدر و پسر را برای هم حفظ کند! مطمئناً جذاب ترین سوژه بازی خیریه چند روز پیش پیشکسوتان، هیما خانم کریمی، دختر توپولوی علی آقا بود که برخلاف سلایق خانوادگی آبی پوشیده بود! سلفی بدون توضیح عمو پورنگ و مازیار فلاحی. حامد میرباقری بعد از 15 سال به دیدار دبیرستانی که
چهار رکعت عشق
همسر سابق مهدی ازدواج کرد اما دست تقدیر آن دسته گل را خیلی زود پرپر کرد. دختر برادرم بعد از دو سال زندگی با حسن، بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت و داغ بزرگی بر دل حسن گذاشت اما او با وجود این غم سنگین باز هم دست از جبهه نکشید. فقط برای برگزاری مراسم چهلم همسرش آمد و دوباره قصد رفتن داشت که گفتم سه روز دیگر سالگرد امیررضاست. حرف دلم را خواند و مهربانانه گفت باشد می مانم. فقط تا
وعده صادق حاج قاسم
فروند هلی کوپتر نظامی از حومه شهر حَلَب به استان لاذقیه و از آنجا با پرواز یک هواپیمای باربری C130 به دمشق رسیدیم. شب را به همراه برادران نازنینم سیدسلیم غفوری که بعدها بیشتر از او خواهم گفت و حسین افشار در همان فرودگاه خاموش و سوت و کور دمشق خوابیدیم. قبل از خواب، ابورضا یکی از برادران حفاظت اطلاعات – که در طول سفر زحمت فراوانی برایش خلق کردیم و کمتر از 2 هفته بعد از بازگشتمان خبر شهادت