سایر منابع:
سایر خبرها
در این جشن تولد ، دلبری نیافتیم جز یک شهروند کاملا معمولی
فرهنگی سکان سینمای فرامرزی را می سپارند به فیلم اولی ها و مبتدی ها. آخرین بار کی سحر را دیدی؟ (فرزاد موتمن) بدترین فیلم های پلیسی - جنایی از بهترین فیلم های موزیکال، وسترن، رمانس و... همیشه بهترند. کدام منتقدی را دیده اید که از فیلم پلیسی - معمایی متنفر باشد؟! فیلم آخرین بار کی سحر را دیدی (فرزاد موتمن) شاهکار سینمایی نیست، اما فیلم قابل اعتنایی است که از مخاطب دلبری می کند
تنهایی انسان خیلی خیلی خیلی معاصر
علاقه مندان به سینما شده بود. چنانکه به نظر می رسد در سال های اخیر می شود از ژانری سخن گفت به نام ژانر تنهایی انسان معاصر ! ژانری که در آن شخصیت ها حرف نمی زنند، سکوت می کنند، خیره می شوند و در این آثار مخاطب هرچه هم التماس و دعا کند فیلم جلو نمی رود. این مقدمة به نسبت طولانی را نوشتم تا بگویم یک شهروند کاملاً معمولی نمونة مثالی این ژانر است. فیلمی دربارة تنهایی انسان خیلی خیلی خیلی
روزِ کسالت بار
امر این است که روز دوم جشنواره، ناامیدکننده بود؛ فیلم های روز دوم جشنواره چنگی به دل نمی زدند، ولی حداقل موجب شدند حاضران در سینما کمی بخندند؛ مهم ترین فیلم هایی که می شد در روز دوم برج میلاد به تماشایشان فکر کرد، یک شهروند کاملا معمولی ساخته مجید برزگر، دلبری به خاطر حضور هنگامه قاضیانی و آخرین بار کی سحر رو دیدی؟ ساخته فرزاد مؤتمن بودند که هریک، ناامیدکننده تر از دیگری نمایش داده شدند! یک
نگاهی به 3 فیلم روزدوم بخش سود ای سیمرغ
این بار هاله و ابهام بیشتر و غلیظ تری شخصیت ها را احاطه کرده. محال است متوجه شوید که شخصیت اصلی (آقای صفری) گرفتار چه سندرومی است که مدام عاشق می شود و چرا ابزار بیان علاقه اش نان سنگک است.برزگر سعی کرده با کاستن از گفتار شخصیت اصلی به نوعی روایت محوری را از درون تهی کند و ساختاری صرفا متکی بر میزان سن بنا نهد. اما نوع روایت مانع تجسم ایده اصلی برزگر می شود و همچنین رابطه مخاطب با فیلم را مختل می
نگاهی به 3 فیلم روزدوم بخش سود ای سیمرغ
خود جانباز در پس زمینه. عامل بسط دهنده قصه در پاسخ میثم(همسر جانباز طوبی) با چشمک زدن به سوال طوبی نهفته است. مسئله ای که سبب می شود کل موضوع و کنه فیلم به کشف معمای چشمک چهارم میثم تقلیل یابد. یک شهروند کاملا معمولی کارگرد ان :مجید برزگر امتیاز: صفر فیلمی در ادامه پرویز و پریدن از ارتفاع کم . با این تفاوت که این بار هاله و ابهام بیشتر و غلیظ تری شخصیت ها را
بالاخره کدام فیلم چرت میلاد را پاره می کند؟/ وقتی مستندها جور داستانی ها را کشیدند
کارنامه گلستانه جوان یک سکوی پرتاب بلند محسوب می شود و از این منظر سینمای ایران می تواند امیدوار باشد تا کارگردانی جوان و خوش فکر را در ادامه مسیر داشته باشد. اما با وجود اینکه در یکی دو فیلم روز اول شاهد ایده ای اولیه خوبی بودیم که در اجرا هدر رفته بودند نظیر نیمه شب اتفاق افتاد اما روز اول کاملا روز ملال آوری بود. سومین فیلم مجید برزگر که با حمایت قاطع سازمان سینمایی برای اکران داخلی
همچنان فقر شخصیت های خاکستری
را می توانیم آنطور دلواپسانه حس کنیم و نه عاشق شدن به یکباره پیرمرد را.بیشتر، بیماری پیرمرد، کمون و بروز پررنگی در فیلم دارد که اتفاقات کم تعداد آن را رقم می زند. حالا در کنار تمامی این نکات عجیب، به شخصیت پردازی هایی می رسیم که هیچ مبنای اخلاقی و عملی را نشان نمی دهند.از پیرمرد که اول شخص داستان است که چیزی عاید مخاطب نمی شود جز اینکه او در سالیان قبل نیز بدین ترتیب عاشق دخترهای دیگر
حسرتی به نام سینما
داشته باشند. پرویز داستان عصیان شخصیتی انزواطلب بود و در نهایت فاجعه ای که دامان اطرافیانش را هم می گیرد. فیلم تازه برزگر هم ، همین شیوه را می رود. با این تغییر که آنقدر کند و با تاخیر پیش می رود و صحنه های تکراری و خنثی به خورد مخاطب می دهد که فینال فیلم و پنج دقیقه انتهایی که قرار است ضربه اصلی را به مخاطب بزند، کارکردش را از دست می دهد. جشن تولد، سوژه ای که حیف می شود بحران سوریه
سبک فیلمسازی برزگر حتی در جشنواره های جهانی مخاطب کمی دارد
هنر و تجربه سی و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نیز اکران شود. نشریه سینمایی ورایتی ، فیلم یک شهروند کاملا معمولی را به فیلم قبلی مجید برزگر ، تحت عنوان پرویز بسیار شبیه دانسته و در این رابطه می نویسد: یک فیلم یک درام شیب دار است که در خلال آن یک تراژدی معمول با ریتمی بسیار کند و آهسته به وقوع می پیوندد. ورایتی در ادامه عنوان می کند: جزئیات مربوط به داستان فیلم به صورت یک
مینی مالیسم شکست خورده/ یادداشت آریان گلصورت نویسنده "کافه سینما" بر "یک شهروند کاملا معمولی" (مجید ...
برانگیزد، بلکه برخلاف فیلم خوبِ پرویز، موفق به خلق شخصیتی چند لایه و قابل درک نیز نمی شود. در این فیلم همه چیز در سطح قرار دارد و ایده های روانشناسانه اثر نیز نمی توانند مخاطب را به اندازه ای درگیر کنند که با روایت تخت فیلم همراه شود. رویکرد مینی مالیستی برزگر در این فیلم به اثری خنثی ختم شده که ضعف اش در درام پردازی را می خواهد با شوکه کردن مخاطب به وسیله اتفاق های غیر قابل پیش بینی کم رنگ کند، اما
روز سوژه های خوب از دست رفته / شما به هر حال قضاوت نکن! / دلسوزی برای یک نمای پی او وی!
کیک تولد بودند پس از بمباران تبدیل به روشنایی خانه تاریک جنگ زده می شود . طراحی صحنه قابل قبول و باور پذیر است و به خوبی جنگ زدگی شهر را القا می کند اما به عکس، نما های هلی شات و جلوه های ویژه رایانه ای اثر پایین تر از حد انتظار اند. این در حالی است که این روز ها قدرت انیمیشن سازی ایران جلوه های جدیدی را پیش روی مخاطب قرار می دهد . با این حال فیلم از نداشتن قصه ای منسجم و
روزهای اول و دوم ،گرم شدن تنور جشنواره
برقرار نمی کند که البته بخشی از آن هم به بازی کاملا متوسط هنگامه قاضیانی برمی گردد. آخرین فیلم روز دوم جشنواره، آخرین بار کی سحر را دیدی ساخته فرزاد موتمن است که بیش از بقیه فیلم های دو روز نخست مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. فیلمی در گونه پلیسی- معمایی که خط اصلی قصه اش را از یک ماجرای واقعی گرفته و سپس با شاخ و برگ دادن به آن به فیلمنامه ای قابل قبول تبدیل کرده است. موتمن در این فیلم به خوبی از برخی
مجید برزگر: ادعایی ندارم!
به زندگی اش که می خواهد شرایط رفتن او به کانادا برای دیدن پسرش را مهیا کند، دستخوش تغییر می شود. آقاص صفری با ورود دختر به او علاقه مند می شود و همین علاقه به همراه بیماری که دارد مشکلات زیادی را برای دختر و خود آقای صفری به وجود می آورد. برزگر درباره این داستان جالب و تنهایی آدم های قصه اش حرف های جالبی دارد. فکر می کنید فیلم تا چه اندازه توانست نظر مخاطبان را جلب کند؟ راستش را بخواهید
موتمن: فیلمم یک درام سه پرده ای است/ سعید عصمتی: تمامی چک های مربوط به فیلم پاس شده است
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست مطبوعاتی فیلم آخرین بار سحر را کی دیدی با حضور عوامل و بازیگران فیلم دقایقی پیش به کار خود پایان داد. از جمله حواشی این نشست عدم حضور فریبرز عرب نیا و ژاله صامتی در این نشست بود که به نظر می رسید عدم حضور این دو در ادامه اعتراض هایی باشد که به خاطر پرداخت نشدن دستمزدهایشان صورت گرفته است. در آغاز نشست مطبوعاتی فیلم آخرین بار سحر را کی دیدی مازیار
10 سال بعد کسی یک شهروند کاملاً معمولی را به خاطر خواهد آورد؟
خبرگزاری تسنیم : رضا محرری مجید برزگر علاقه خاصی به فیلم های خلوت و با شخصیت هایی عجیب و غریب و تک افتاده دارد. این علاقه او را می توان به وضوح در فیلم پرویز محصول سال 1391 مشاهده کرد که برزگر علاوه بر کارگردانی، نویسندگی آن را نیز به عهده داشت. حال در این جشنواره هم برزگر با فیلم یک شهروند کاملاً معمولی حضور دارد که دقیقاً همان حال و هوای فیلم پرویز را تداعی می کند. داستان فیلم داستان
مؤتمن: من فقط فیلم می سازم و قرار نیست این فیلم ها خیلی مهم باشند/اشکذری: نوشتن ایده و فیلمنامه دلبری ...
جهت زیباست: یکی اینکه روایت قهرمان داستان ما از دید همسر شهید است، و دوم اینکه از میثم هیچ تصویری از او نمی بینیم و جسارت اینکه همسرش ما را مخاطب قرار می داد و با ما حرف می زد و همدردی می کرد زیبا بود. وی در پایان صحبت های خود بیان داشت: اتفاق خوب دیگر مربوط به فیلم سوم دیشب است که یک ژانر پلیسی – جنایی داشتیم و فیلم ساختن در این حوزه یکبار دیگر به ما تنوع ژانرها را می دهد، هرچند از نقطه مضمون قانون گریز است که مامور قانون هم قانون شکنی می کند و دیالوگ های جدی این فیلم این است که هرکس قانون خودش را دارد. انتهای پیام/ ...
آغاز روز دوم جشنواره به امید انتهای شب!
برگزاری نخستین نشست های نقد و بررسی همراه شد؛ گیتا نخستین تجربه کارگردانی مسعود مددی، نقطه کور ساخته مهدی گلستانه و نیمه شب اتفاق افتاد اثر تینا پاکروان سه فیلم به نمایش درآمده در عصر روز نخست هستند که در صبح روز دوم مورد نقد قرار می گیرند. پس از نقد این سه فیلم، با فاصله ای اندک نمایش فیلم های روز دوم آغاز خواهد شد و بر اساس برنامه قبلی، نمایش های روز دوم با فیلم مستند مجتبی به
آخرین بار کی سحر را دیدی؟ و بحث ها آغاز خواهد شد
خبرگزاری تسنیم : رضا محرری هنوز هم که هنوز است، مخاطبان فرزاد موتمن را با شب های روشن به یاد می آورند. هرچند اگر فیلم هایی مانند پوپک و مش ماشاالله را از کارنامه او حذف کنیم، فیلم هایی که او تا کنون ساخته است را می توان در مقیاس سینمای ایران فیلم های قابل قبولی به حساب آورد. آخرین فیلم او، آخرین بار کی سحر را دیدی؟ را نیز باید از همین دست فیلم ها به حساب آورد. فیلمی نسبتاً کم خرج با
دومین روز سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر
دومین روز سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر بعد از ظهر سه شنبه سیزدهم بهمن ماه با حضور هنرمندان سینما در مرکز همایشهای بین المللی برج میلاد تهران برگزار شد.در دومین روز فیلم های مجتبی به کارگردانی محمد حسین دامن زن، یک شهروند کاملا معمولی به کارگردانی محمد برزگر، جشن تولد به کارگردانی عباس لاجوردی، دلبری به کارگردانی سیدجلال دهقانی اشکذری و آخرین بار که سحر را دیدی به کارگردانی فرزاد موئتمن در برج میلاد نمایش داده شد.
حاشیه های روز دوم جشنواره فیلم فجر؛ گشت ارشاد آمد، دلبری دلبری نکرد!
مخاطبان همراه بود، زیرا همه این فیلم را با ساخته قبلی برزگر پرویز مقایسه می کردند و انتظار بیشتری داشتند. فیلم دلبری اما اصلا رضایتبخش نبود و بسیاری از اهالی رسانه در نیمه فیلم سالن را ترک کردند. فیلم آخرین بار کی سحر را دیدی؟ فرزاد موتمن شلوغ ترین سانس در دو روز اول جشنواره بود و سالن کاملا پر شده بود و رضایت نسبی مخاطبان را به همراه داشت. یکی از مهم ترین اتفاقات روز دوم حضور حجت الله ایوبی در کاخ رسانه ها، همزمان با اکران فیلم موتمن بود.
نگاهی به کفش هایم کو ، آبنبات چوبی و آخرین بار کی سحر را دیدی
بازی درخشان رضا کیانیان که در حال صحبت کردن با خود و تکرار دیالوگ هایی با خود است شروع می شود و به آهستگی مخاطب را با شخصیت این فرد که یک انسان دچار فراموشی و مبتلا به آلزایمر است. اما مشکل از حدود دقیقه 20 به بعد فیلم پیش می آید که دیگر مخاطب با شخصیت اصلی فیلم و رفتارهای او به خوبی آشنا شده است و منتظر ادامه داستان است ولی تعمد نویسنده داستان و بالطبع کارگردان در به نمایش کشیدن اغراق شده و بیش از
یک شهروند کاملا معمولی را فانتزی تمام کردم/ خشونت را نشان ندادم
...> برزگر در پایان با اشاره به پایان بندی متفاوت یک شهروند کاملا معمولی گفت: در طول ساخت این فیلم تصمیم گرفتم تا یک پایان فانتزی برای آن در نظر بگیرم، یعنی درست از جایی که پلیس وارد صحنه می شود و دیالوگ های عجیبی که درباره نان سنگک می گویند، نشان می دهد که فضای داستان فانتزی شده است. این فانتزی مورد نظر در نهایت به تصادفی منجر می شود که هیچ اتفاقی برای آقای صفری رخ نمی دهد و او دوباره با دو تا نان سنگک خود از ماشین خارج می شود و دوباره در کوچه هایی که سال ها قدم زده است قدم می زند، انگار نه انگار که اتفاقی رخ داده است. ...
یکنواخت شدن در سینما ماندگار نیست
کاملاً منطقی، کند و آهسته ای را دارد، حضور پروین خانم و کارمند جوان آژانس هواپیمایی، رنگ شاد و پرحرکتی را به ریتم کند فیلم می دهد و آن را جذاب کرده است؛ به عبارت دیگر، این نگاه های مختلف، روح تازه ای را در داستان فیلم دمیده و آن را از یکنواختی در آورده است. بازیگر نقش پروین در فیلم یک شهروند کاملاً معمولی با بیان اینکه به عنوان یک مخاطب از میان فیلم های برزگر فیلم این فیلم را بیشتر دوست دارد
دستمایه هیجان انگیزی که از تشتت ایده ها ضربه می خورد/ یادداشت سید آریا قریشی، نویسنده "کافه سینما" در ...
پر پیچ و خم و پر تعلیق جنایی روایت شود، نکته امیدوارکننده و قابل ستایشی است. آخرین بار کی سحر را دیدی؟ فیلم خوش ریتمی است که تلاش می کند به نیازِ تماشاگر برای دیدن یک فیلم پرمایه و هیجان انگیز پاسخ دهد. اما هر چه بیشتر جلو می رویم، اوضاع بیشتر به هم می ریزد. اول این که در همان اوایل فیلم دو طرح داستانی را پیش می کشد که به نظر می رسد با یکدیگر ارتباط دارند. اما عملاً هیچ ارتباط قابل پذیرشی
نگاهی بر فیلم های روز دوم کاخ جشنواه
فرآیند مرموز که سعی هم می شد محترمانه باشه شخص مورد نظر در پایان فیلم تا بیرون همراهی کردن؛ اینجوری دیدن این فیلم نمیدونم رو ما تأثیر خوب گذاشت یا بد ولی قطعا تجربه عجیبی بود. آخرین بار کی سحر را دیدی؟/فرزاد مؤتمن فرزاد مؤتمن، امیر عربی و بازیگرای خوب تئاتری؛ پس چرا نتیجه هیچ چیز خاصی از یه مینی سریال کارآگاهی نداره؟ ظاهرا همه مقصرند؛ به خصوص فیلمنامه که مشکلات کاملا تو چشمی
حاشیه نگاری دومین روز کاخ جشنواره
دیدی؟ اختصاص داشت که بیشترین میزان مخاطب طی این دو روز به تماشای این فیلم نشستند و سالن اصلی کاملا پر شد. این فیلم پلیسی هم در صحنه هایی از تشویق تماشاگران بی بهره نماند. در همه فیلم های داستانی روز دوم شاهد کشته شدن یک یا چند شخصیت فیلم بودیم. از نکات فیلم های روز دوم باز هم صحنه کشیدن سیگار در دو فیلم یک شهروند کاملا معمولی و آخرین بار کی سحر را دیدی؟ بود که تعداد این فیلم
دلبری تماشاگران را دلزده کرد
به گزارش خبرنگار فرهنگی پانا، فیلم های دومین روز از جشنواره فیلم فجر در برج میلاد(کاخ جشنواره) با نمایش مستند مجتبی به کارگردانی محمدحسن دامن زن و فیلم های یک شهروند کاملا معمولی ساخته مجید برزگر، جشن تولد عباس لاجوردی، دلبری سید جلال دهقانی اشکذری و آخرین بار کی سحر را دیدی؟ فرزاد موتمن سپری شد و به جرات می توان گفت که هیچ یک از آن ها در نگاه تماشاگران و مخاطبان خاصی که به سالن اصلی برج میلاد
نقد فیلم های روز دوم جشنواره فجر؛ سینمای کافی نِتی!
به گزارش خبرگزاری بسیج، در روز دوم جشنواره، فیلم ها چندان تفاوتی با روز نخست نداشتند؛ همه بی شخصیت، بی قصه، بی کشش و خسته کننده. تنها چیزی که در روز دوم پررنگ تر بود، استفاده ی تعداد قابل توجهی از تماشاگران داخل سالن برج میلاد- که همگی اهالی فن هستند و در شمار فرهیختگان به حساب می آیند- از تلفن همراه در حین پخش فیلم ها بود. امروز آن قدر تعداد صفحات نورانی تلفن های همراه به هنگام ورق زدن صفحات
"یک شهروند معمولی"، یک فیلم کاملا معمولی
...> به هرحال، آزادی قاتل چند دقیقه ای بیش تر طول نخواهد کشید و این را هر انسان منطقی باور دارد،حتی اگر، بیننده ی فیلم، مخاطب خارجی باشد! مگر این که بیننده به خاطر ریتم کند فیلم، دچار خواب آلودگی شده و قدرت استنتاج و درک موقعیتی خود را در لحظه پایانی از دست داده باشد و ناگهان با دست زدن های جمع، برای خالی نبودن عریضه کفی بزند و چون من، در خارج از محیط سینما، اصل داستان را از دیگران بپرسد! سخن کوتاه که، فیلم با پایان غیر منطقی اش، به رغم بازی های زیبا و ساختار شنیداری و دیداری بالا، به فیلمی کاملا معمولی این روزها تبدیل شده است. هومن ظریف ...
حاشیه های روز دوم فجر 34
کاخ مردمی نمایش داده شد، به گونه ای که چهار سالن پردیس سینمایی ملت با ظرفیت صندلی یک هزار نفر که همزمان این فیلم را نمایش می داد، پر شده بود. امکان مینا پر مخاطب ترین فیلمی بود که در روز دوم جشنواره فیلم فجر در کاخ مردمی نمایش داده شد، به گونه ای که چهار سالن پردیس سینمایی ملت با ظرفیت صندلی یک هزار نفر که همزمان این فیلم را نمایش می داد، پر شده بود *هرچند در روز اول جشنواره