سایر منابع:
سایر خبرها
مدیرعامل پدیده: مشکل حل شد!
/> چند شرکت زیر مجموعه شماست؟ نمی دانم. الان در ذهنم نیست. برای من کمی دور از ذهن است که کسی تعداد شرکت هایش را دقیق نداند. شرکت های ما متعدد هستند، از بازرگانی و ساختمانی گرفته تا هایپر، زیر مجموعه داریم. البته الان می ترسم حرفی بزنم و بعد حرف و حدیث درست شود والا مطمئن باشید من کار خودم را بلدم. فرزندان تان هم نزد خودتان کار می کنند؟ من سه
وقتی لج و لج بازی های آقای وزیر جان دانش آموزان را به خطر می اندازد
مدرسه تماس گرفتند که حال پسرم بد است و او را به خانه ببرم. در حال رفتن به منزل بودیم که این اتفاق افتاد. در طول مسیر بازگشت به منزل خودم را جای این مادر تصور می کردم که اگر این پسر من بود چه می کردم؟! منی که بسیار به بیماری فرزندانم حساس هستم و تحمل درد و ناراحتی شان را ندارم. همانطور که در حال برگشت بودم،ساعت 12:30 شد و وقت تعطیلی مدرسه پسر 9 ساله خودم
داستان روزنامه نگاری که دوبار سرطان را شکست داد
دارد. حالا که مادرم سرحال است و در آشپزخانه زیر لب ترانه ای زمزمه می کند و پدرم از سر کار که به خانه می آید، فرزند خود را دوباره سلامت می بیند و لبخند می زند، پس این زندگی ارزش مبارزه کردن را دارد. شرایط سخت، انسان را دوچندان مدیون محبت و صبوری اطرافیان می کند و حالا بزرگترین دارایی زندگی من همین اطرافیان هستند. همین کسانی که یک لحظه از من و حال و روزگارم غافل نشدند و به من این احساس را
راکی ایران ویلچرنشین شد
باشگاه رزمی مشغول تماشای ورزشکاران بودم که آن مربی انگلیسی اشاره کرد داخل بیا. من هم انگلیسی بلد نبودم، اما اشاره او را متوجه شدم و به داخل رفتم. به من گفت گاردگیری کن. من هم مانند بچه ها گارد مبارزه گرفتم که او خوشش آمد و گفت خوب است. بعد از آن بود که وارد این رشته شدم. مسجد سلیمان سالن بوکس نداشت و من برای انجام دادن این رشته هفته ای یک بار به جای دیگری می رفتم.از سال 1343 بود که وارد مسابقات استانی
پرونده سیاه این جنایت پای چوبه دار با رضایت مادر بسته شد
: وقتی او به پای من افتاد یک لحظه احساس کردم محمد خودم اشک می ریزد. من مادر هستم و نمی توانم داغ مادر دیگری را ببینم. در آن لحظه از خدا کمک خواستم به من توان بدهد تا بتوانم او را ببخشم. به او گفتم تو را بخشیدم و به خدا التماس کن تا تو را ببخشد. خورشید صبح روز پنجشنبه از بالای زندان در حال طلوع بود. مرد و زن در حالی که لبخند رضایتی بر لب داشتند عکس محمد را در آغوش گرفته و از زندان خارج شدند./
خون جدید در رگ های خبر تلویزیون
یکسره دنبال آن بودم که چرا یک نیروی خبره اینچنینی را برداشته اند، اخرسر درآن سالهای تاریک دوم خرداد شنیدم که او یکی از نیروهای طرفدار دوم خرداد بوده است، سال 80 و آنهم درتاریک ترین زمان زمامداری دوم خرداد چنین حرفی را وقتی می شنوی دیگر بیشتر ازآن پیگیری نمی کنی ... گذشت تا سال 85 رفتم به لبنان برای ماموریتی یک ماه ونیمه، آنهم در زمان درگیری های داخلی لبنان بعد از جنگ سی وسه روز
مرتضی احمدی: پرسپولیس چیز دیگری است
شود. من هم به عنوان بازیگر انتخاب شدم. آخر من دور از چشم و گوش مدیر و ناظم و معلم ها در فرصت های مناسب چند نفر از بچه ها را در یک گوشه دنج مدرسه جمع می کردم و برایشان ترانه های را که یاد گرفته بودم می خواندم... در پایان سال تحصیلی نمایشنامه زیرگذر که نویسنده آن آقای جلالی ناظم مدرسه بود با حضور عده زیادی در گوشه حیاط مدرسه اجرا شد. تنها بازیگر نقش کمدی آن من بودم. از آنجا که دیدن نمایش های حوضی
بغض کشتی گیر روستایی شکست: می خواستم قهرمان شوم نه چوپان
را به روستا بیاورد. با هزار سختی و گاهی اوقات پیاده سرما را تحمل می کردم و خود را به خانه می رساندم که ساعت 9 شب شده بود. بعد برای اینکه از درسم عقب نمانم سه چهار ساعت درس می خواندم تا حداقل نمره قبولی را بگیرم. با روزی دو ساعت استراحت باز می آمدم و همه کشتی گیران را در وزن خودم شکست می دادم. این همه سختی کشیدم به این امید که روزی در کشتی چهره شوم و همه کاستی های خود و خانواده ام را جبران کنم
مثل حاج منصور نداریم، او از عرفاست
کرج هیئتی با آقای کازرونی و آیت الله مدرسی داریم. در تهران هم چهارشنبه ها با حاج منصور ارضی در مهدیه تهران برنامه داریم به صورت مرتب... * با حاج منصور ارضی رفاقت دیرینه دارید؟ بله، بیش از 40 سال است که در خدمت ایشان هستم و او را معلم خودم می دانم. حاج منصور ارضی از عرفاست و به بنده لطف زیادی دارد. مثل ایشان نداریم. * حاج آقا شما اصالتا بچه کدام محله تهران هستید
شکار پلنگ ایرانی توسط یک اسپانیایی با رشوه 500 میلیون تومانی/ فتوای عجیب و غیر اخلاقی یک شیخ سعودی
ها را تقویت می کند، اقدام نادرستی که نتایج نامناسبی برای ورزش کشور به خصوص این فدراسیون دارد. عکس/ علی دایی در گالری جواهری اش علی دایی را در جواهری نور می بینید. دختر و پسر سوری در استانبول/عکس شمار قابل توجهی از سوری ها پس از آغاز بحران در این کشور به دلیل اقدامات گروه های تروریستی مجبور به ترک خانه خود شده و در کشورهای همسایه مانند ترکیه آواره شده اند.هر از گاهی
تعادل زمامداری آیت الله رفسنجانی از نگاه محمدرضا لطفی+عکس های منتشر نشده
، درگیر نبودم؛ البته همواره مسایل مربوط به ایران را دنبال می کردم. در یک لحظه احساس کردم، موسیقی ایرانی در فرم موسیقی دستگاهی و موسیقی هنری اش تقریبا در حال از بین رفتن است. فکر کردم با تجربه ای که در این 25 سال کسب کردم، به همراه تجربیات گذشته ام، شاید بتوانم کاری برای این نوع موسیقی کنم. به خصوص اینکه من از حضور اساتید بسیار بزرگی استفاده کرده بودم و وظیفه ی خودم می دانستم تا آن را به دیگران، به
علت اصلی مرگِ رازآلودِ جهان پهلوان تختی + تصاویر
داند اما نشانه ای از عصبیت و تمایل او به خودکشی ندارد: ظاهر او چیزی را که حاکی از فکر خودکشی بود، نشان نمی داد. و حتی ظاهراً بیشتر از همیشه شاد و خندان بود. جوادزاده که از جریان قهر او از خانه خبر داشته به او اصرار می کند که دوتایی با هم بروند منزل و او آشتی کند و تختی با خنده می گوید من خودم تنها می روم و حتماً هم به منزل می روم. چون دلم برای بابک و شهلا تنگ شده و باید آن ها را ببینم و بعد خیلی
کجا می ری حاج آقا؟
درآمده ام و دیگر یک مرد مرموز نیستم یا با قشری دیگر اشتباه گرفته نمی شوم و این روی خوش مسئله است. ور چالش برانگیزش این است که دیگر به من به چشم خودم نگاه نمی کنند و من را یک روحانی می دانند؛ نگاهی که کار را برایم سخت می کند اما من این چالش را قبول کرده ام و تمام سعی خود را می کنم تا نگاه هایشان را به دین و مبلغانش خدشه دار نکنم. بعد از تلبس بالاخره بعد از چند سالی، شک و دودلی را
مردانی ایستاده پول جمع می کنند! +عکس
، یعنی در بخش رسمی اقتصاد کشور جایگاه تعریف شده ای ندارد. داستان تراکت پخش کن ها؛ آدم هایی که شغلشان سرما و گرما و آفتاب و باد ندارد. فلاسک چای و سرویس بهداشتی هم ندارد، اما حداقل ساعتی سه هزار و 500 تومان، و حداکثر ساعتی پنج هزار تومان درآمد به دستتان می دهد و ظرف پنج دقیقه هم می شود استخدام شد. در تمام شهر می شود گروه هایشان را دید؛ اطراف میدان ونک، نرسیده به پل سیدخندان و از همه جا
سلام تختی !
سال های پایانی دوران غلامرضا تختی همزمان بود. در حالی که مدوید، جوان، نیرومند، سراسر انگیزه و جویای نام بود. تختی از دیرپاترین قهرمانان عصر به حساب می آمد و کم کم به آخر دوران قهرمانیش نزدیک می شد. با این حال این فاصله باعث نشد تا بین آنها جدا از رقابت بر روی تشک، دوستی عمیق خارج از آن شکل نگیرد. مدوید در مورد تختی می گوید: " آشنایی با تختی برای من افتخار بزرگی به حساب می آید
روایتی متفاوت از لحظه شهادت علم الهدی
. تعجب کردم و گفتم محمد تو خودت ان را آتش زدی. گفت آن کار من یک وظیفه بود خاموش کردن این عراقی هم وظیفه من است. قرار نیست ما هم مثل عراقی ها باشیم. ما نیامده ایم اینجا آدم بکشیم، آمده ایم اینجا که آدم شویم وگرنه بین ما و آنها فرقی نیست. ساعت 2 بعدازظهر 16 دی بعد از روزی که 800 اسیر گرفتیم و پیروزی خوبی داشتیم ما، 15 نفر از بچه های دانشجو در محاصره قرار گرفتیم. قرارمان بود تا با نیروی پیاده
17 ربیع و 17 مشخصه از مشخصه های پیامبر اسلام (ص)
) همین منظره را با بردباری تحمل کرده بود. یا وقتی که ابی جهل اهانت سختی به محمد(ص) کرد، او سکوت کرد و بردباری نشان داد. یک نفر رفت به حمزه خبر داد که ابی جهل این طور با برادر زاده تو رفتار کرد، حمزه بی تاب شد و رفت با کمان بر سر ابی جهل زد و سر او را خونین کرد، بعد هم آمد تحت تأثیر این حادثه، اسلام آورد. بعد از اسلام، گاهی مسلمانان سر مسئله ای، از روی غفلت و یا جهالت، جمله اهانت آمیزی به محمد(ص) می
تاثیرپذیری از فرهادی چیز عجیبی نیست/ از عیاری نافرمانی کردم!
بچه کوچکی داشتند. یکی از روزها، همه به پیاده روی رفتند اما من حوصله نداشتم، ماندم و از بچه که خواب بود، نگهداری کردم. اما بعد از چند ساعت نگران شدم که چرا این بچه بیدار نمی شود. سر و صدا کردم و خوشبختانه بیدار شد، اما این نگرانی و تجربه از آن زمان در ذهنم بود و رهایم نمی کرد و در ناخودآگاه من ثبت شده بود و خلاصه اینکه ایده اولیه از آنجا آمد. به نمادسازی در سینما اعتقادی ندارم
اقرار زن و مرد خیانتکار به جنایت
بکشم. آن شب طبق قرار شراره در خانه را باز کرد و من به بالین سر بهمن رفتم اما پشیمان شدم و برگشتم. متهم در توضیح حادثه گفت: سحرگاه هفتم تیرماه بر بالین بهمن حاضر شدم و از شراره خواستم به داخل راه پله ها برود و خودم با چاقو بهمن را به قتل رساندم. پس از حادثه جسد مقتول را داخل صندوق عقب خودرو مقتول گذاشتم و در اطراف رباط کریم داخل رودخانه ای انداختم و خودرواش را چند کیلومتر آن طرف تر آتش
فرمانده بسیج در زمان جنگ: امام هشدارداده بودند مواظب باشیدجنگی بین ما و عراق در نگیرد/جنگ چگونه آغازشد؟
احمد آقا پرسیدم؛ آقا چه چیزی گفتند. احمد آقا توضیح دادند: امام شاید بیش از بیست دقیقه با آن نماینده صحبت کرد و به ایشان گفت مطالب من را مو به مو برای اعضای دولت و شورای انقلاب عنوان می کنید؛ اینکه شما صدام را نمی شناسید. من 14 سال در عراق بودم این حزب را می شناسم و به عملکرد آنها واقف هستم. بعثی ها عاملی هستند برای انهدام دین و دیانت. شما نمی دانید که حزب بعث و صدام چه خبیث هایی هستند و هیچ بویی از
سیستان و بلوچستان در روند توسعه
مجبور به تعیین حق آبه ای برای این تالاب شود، این در حالی است که 800 میلیون مترمکعب حق آبه سالانه سیستان از رودخانه هیرمند و سد کجکی جدای از حق آبه هامون باشد. جلوگیری از ساخت سد 'کمال خان' برروی رودخانه هیرمند در ولایت نیمروز افغانستان با دیپلماسی قوی، گفته می شود این سد که ساخت آن حدود 40 سال پیش از سوی آمریکایی ها پایه ریزی و عملیات ساخت آن نیز در همان سالها آغاز شده و بعد از مدتی به
صفویه: تکرار کهن یا طلوع نو؟
امیر شده بود ابراز داشت: در ایران امروز در برابر هر نفر سپاهی یک صد نفر سرسپرده وجود دارد. آنچه که پایه های محبوبیت شیخ را استوارتر می ساخت، جدا از گرایش غالب به تصوف، رابطه نزدیکی بود که شیخ صفی با پادشاهان مغول از سویی و با علما و فقها از سویی دیگر برقرار ساخته بود. شیخ مریدان را به اجرای فرایض و رعایت ظواهر شریعت امر می نمود و این امر باعث می شد در رابطه وی و علما اصطکاک چندانی حادث نگردد. از رشید
آیس پک؛ از تلخی ورشکستگی تا شیرینی بستنی
هم می دانستم که قرار نیست تا آخر عمر مسافرکش بمانم بلکه می دانستم می خواهم کسب و کار بزرگی را شروع کنم و دنبال سرمایه اولیه آن بودم. پدرم پیش از ورود من به دانشگاه ورشکسته شده بود. وی که کارش ساختمان سازی بود، زمانی با جوازهای شهرداری دچار مشکل شد و باعث شد ورشکسته شود. بچه که بودم وضع مالی خوبی داشتیم اما بعد همه چیز را از دست دادیم. این امر به من انگیزه داد که دوباره همه چیزهای از
میزگردی با بهترین بازیگران سال(+عکس)
آمد تو و گفت: آخرین خبر را نشنیده اید. یک نفر آب را آلوده کرده است. من گفتم داری درباره چی حرف می زنی؟ قبل از اینکه تماشاچی ها وارد سالن بشوند من باید داخل آن دراز بکشم! من رفتم پیش مسئول در صحنه که زن فوق العاده ای بود که سال ها آنجا کار می کرد و گفتم که نمی توانی حدس بزنی من الان چه چیزی شنیدم. آن پری هایی که همه شان دارند می پرند داخل آب را می شناسی؟ یک نفر آب را کثیف کرده و او هم گفت که ما سال
آشنایی با عملیات هویزه
این عملیات با وجود اینکه ما بی سیم داشتیم خبرعقب نشینی به ما نرسید. من خودم چندین بار معرف لشکر را صدا زدم که جریان چیست ؟ گفت : به گوش باش چند بار دیگر صدا زدم گفت : تیپ 1 دارد تغییر موضع می دهد . بعد از چند دقیقه دیگر ارتباط ما قطع شده بود تا اینکه محاصره شدیم . همه بچه ها مقاومت کردند. چنانکه در کانال کوچکی کنار جاده بیش از 50 نفر شهید شدند. برادر، عبیات یکی دیگر از بازماندگان این
مناظره بذرپاش و کواکبیان درباره پرونده هسته ای
نگیرد تا این تحریم ها انجام نشود. البته عمده تحریم ها زورمندانه بوده و هست که به ایران تحمیل کردند و رئیس دولت دهم هم اواخر کارش متوجه شده بود که تحریم ها اثر دارد. بذرپاش نیز در ارزیابی از عملکرد سیاست خارجی دولت یازدهم گفت: سیاست خارجی دولت یازدهم بر مبنای تحریم ها رقم خورده بود؛ آن هم تحریم هایی که دوستان این دولت در سال 88 باعث ایجاد آن شده بودند. ما بعد از انقلاب، سه نسل تحریم داشتیم
شهباززاده؛ اردبیلی که عاشق دشمنان دایی است!
/> مثل همین تست هایی که اول فصل از همه می گیرند؟ - نه اتفاقا من از لیگ دو به مدت دو هفته بر سر تمرینات سایپا آمدم و مایلی کهن در یک فضای سالم اجازه داد کار کنم و خودم را نشان دهم. برای همین می گویم مایلی کهن کار بزرگی در حق من انجام داد. آن روزی که فوتبال را حرفه ای دنبال کردی چقدر به پول فوتبال فکر می کردی و درآمد فوتبالیست ها باعث شد تا دنبال این شغل بروی؟
نوحه های بدون سانسور آهنگران چاپ شد
اتفاق حاج صادق هم یکی از شخصیت های آن به شمار می رود. تعمیرگاه تانک نوحه جدید که می آمد طولی نمی کشید بچه ها می آمدند سراغ ما برای شنیدن نسخه اصلی؛ به قول امروزی ها زبان اصلی بدون سانسور، ولی عامه پسند. همیشه که نباید گریه کرد خنده باعث روحیه گرفتن بچه هایی می شود که ماه ها از خانه و کاشانه خود دور بودند. این تز ما بود و بر همین مبنا در نوحه ها دست می بردیم بالا و
گفت وگوی جالب با بانوی پولادین ایران
خانه فرستادند تا پیش زنی به نام آجی ملا، خواندن یاد بگیرم. یک روز آجی ملا جلوی چند تا از بچه ها کاغذ سفیدی گذاشت و به من کاغذی نداد. بعد وقتی قیافه مات و متعجب من را دید گفت "پدرت سپرده تا به تو فقط خواندن یاد بدهم! فقط خواندن!" وقتی فهمیدم اجازه یادگیری نوشتن را ندارم، آتش به دلم زدند. پُر شدم از سوال. با چشم اشکی آمدم خانه. رو به پدر و مادرم کردم و گفتم شما گفتید آجی ملا به من نوشتن
حس روزهای پایانی حفظ کل قرآن/ حفظ 128 آیه در یک روز
/> انگیزه و پشتکار در حفظ قرآن باعث موفقیت افراد می شود برخی معتقدند حفظ یک ساله نتیجه بخش نیست، نظر شما در این رابطه چیست؟ درست است به نظر من هم حفظ یک ساله بسیار فشرده است و نباید کسانی که تاکنون سوره هایی از قرآن را حفظ نکرده اند در یک سال حافظ کل قرآن شوند. من زمانی که به جامعةالقرآن رفتم تا کل قرآن را حفظ کنم تقریبا 10 تا 12 جزء از آیات الهی را حفظ بودم اما با این وجود