غلامحسین مصدق فرزند دکتر محمد مصدق سه فرزند به نام های محمود، حمید و معصومه داشت که با توجه به دوری خاندان مصدق از سیاست، اما محمود از همه افراد این خاندان بیشتر شناخته شده بود. محمود در سال 1313 متولد شد و در پنج سالگی همراه با پدربزرگش که با رضاشاه پهلوی مبارزه می کرد به تبعید رفت و ماه ها در پیش او ماند و از همان کودکی انس زیادی با پدربزرگش گرفت به طوری که در مصاحبه ای گفت که من نوه
مستوفی الممالکی صدراعظم های دوران قاجار (حاجی میرزا آقاسی، میرزاآقاخان نوری، محمدخان سپهسالار و میرزا حسین خان سپهسالار) را عهده دار بود در محدوده چال حصار محله سنگلج سکونت داشت. دکتر محمد مصدق: نخست وزیر معروف ایران که بانی ملی شدن صنعت نفت شد، در خانه پدری (باغ وزیردفتری) متولد شد. محمد مصدق تا دوره جوانی و زمانی که وارد مناصب سیاسی شود ساکن همین باغ در محله سنگلج (شهید مقدسی فعلی) بود
سردار شهید حاج داوود کریمی ، فرزند محمد، در روز 27 بهمن 1326 در محله سلسبیل تهران به دنیا آمد. پدرش مازندرانی و مادرش اهل قزوین بود. داوود اولین فرزند خانواده بود و پس از طی دوران طفولیت در سن 6 سالگی به مدرسه رفت. هشت سال داشت که پدرش درگذشت. مدتی بعد خانواده کریمی به محله نازی آباد نقل مکان کردند. داوود همزمان با درس در یک کارگاه تراشکاری کار می کرد. او از سنین نوجوانی نان آور خانه
پدیدار شد. اولین فرزند فرمانروای وقت نومنور دختری به نام سیلمارین بود، اما قوانین پادشاهی عمیقاً جنسیت زده نومنور جانشینی زنان را ممنوع می کرد، بنابراین پادشاهی به برادر کوچکترش رسید. اگرچه پادشاهی از او دریغ شد، اما سیلمارین و همسرش یک سلسله انشعابی را آغاز کردند که به عنوان اربابان آندونیه شناخته می شد – که عملاً نوادگان غیر حاکم الروس بودند. دودمان سیلمارین در نهایت الندیل، ایزیلدور و آراگورنِ
مشهور باشد او می افزاید مأمون اندیشید که خاندان امیرمؤمنان علی بن ابیطالب از بیم منصور و پادشاهان بنی عباس واهمه کرده و مخفی می شوند و مردم عوام نیز کارهای آن ها را پنهان نگه می دارند، از این رو تصوراتی در مورد آنها پیدا کردند که درباره پیامبران پیدا می کنند و در توصیف آن ها چنان می گویند که از شریعت خارج و به اغراق افتادند. پس خواست مردم عوام را به خاطر این کار مجازات کند اما اندیشید اگر چنین کند
معروف ترین آنها نقاشی تالار آینه است. شاعر منتقد قاجاری از خاندان شیبانی از نام یک شاعر و نویسنده مشهور دوره قاجار، به عنوان اثرگذارترین عضو خاندان شیبانی یاد می کنند. فتح الله خان بونصر شیبانی که اشعارش مورد توجه سه پادشاه عصر قاجار یعنی محمد شاه، ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بود. لقب شاعر انتقادی برای این بود که بونصر شیبانی از اوضاع نابسامان زمان خودش در اشعار به نقد
یا به نام نیکوکاران نام گذاری می شد. اگر در گذری دباغخانه ای بود بیشتر مشاغل مربوط به آن آنجا شکل می گرفت و به یک بازارچه تبدیل می شد. برای مثال در بازارچه صندوق خانه سنگلج به دلیل وجود دکان های ساخت صندوقچه چوبی کم کم بازارچه صندوقخانه پدید آمد، هرچند دیگر اثری از این بازارچه نیست. نصرالله حدادی، تهران پژوه درباره بازارچه های سنگلج می گوید: در هر گذر و کوچه ای از هر شغلی