سایر منابع:
سایر خبرها
جزئیات مرگ فجیع یک دختر 5 ساله در تهران
می رفتیم. در کنار من راه می آمد و شعر هم می خواند. ناگهان حس کردم چند ثانیه صدایش نمی آید. وقتی برگشتم دیدم کنارم نیست. مادر فاطمه طوری که انگار این ماجرا را همین الان هم دارد می بیند خیره شد و ادامه داد: یک لحظه دیدم فاطمه نیست ولی کفش هایش روی آب است. ترس دنیا در دلم ریخته شد. خیره به کفش هایش شده بودم و دور آبشار می چرخیدم، نمی فهمیدم اگر داخل آب افتاده پس چرا کفش هایش هست و خبری از
تجربه بسکتبالیست آمریکایی از تهیه مواد مخدر در ایران / اظهار بی اطلاعی از برادر رئیس جمهور/تراژدی خودکشی ...
این خبر را تایید کرد.در این مراسم که با حضور حسین الله کرم برگزار شد، درگیری و زد و خورد پس از آن آغاز شد که یکی از افراد حاضر به خانواده آیت الله هاشمی رفسنجانی توهین کرد.ایلنا این مطلب را منتشر کرده است . تراژدی خودکشی مادر ایرانی در هلند در شهر هورن در هلند، یک زن سی ساله ایرانی درحالی که فرزند دو ساله اش را هم به همراه داشت دست به خودکشی زد.این زن 30 ساله ایرانی که روشنک
برملایی راز قتل زن جوان و دو دخترش/ خودکشی همسر و رهایی مادر، انگیزه ای برای جنایات
تبر را به پشت بام یکی از خانه ها انداختیم. من در ابتدا قصد کشتن مادرم را نداشتم و تبر را برای این خریدم که اگر شوهرش سر رسید بتوانم تهدیدش کنم. حمزه نیز در بازجویی ها اظهار کرد: پس از طلاق آمنه، همسرش با مادر من ازدواج کرد و من برای کمک به برادرخوانده ام مرتکب قتل شدم. ابتدا گلوی دختر سه و نیم ساله را از چهار ناحیه بریدم و سپس سراغ دختر شش ساله رفتم. تصور می کردم دختر شش ساله در همان
هویت جعلی سارق، قاتل از آب در آمد
ماه گرفته تا 2سال زندان بودم؛ یعنی بخش زیادی از سال های عمرم را در زندان بودم. چطور سرقت می کردی؟ کارم کیف قاپی و سرقت منزل بود. البته نه سرقت از داخل خانه چون مهارتی در این خصوص ندارم. بیشتر از راهروهای ساختمان سرقت می کردم. همدست هم داشتی؟ نه. من همیشه تنهایی به سرقت می رفتم. هیچ وقت شریک نداشتم و نخواستم که شریک داشته باشم. این بار هم به
ژاپن هنوز هم در آتش بمب اتمی آمریکا می سوزد + تصاویر
" که با معرفی شوهرش می گوید: "او هم یکی از افرادی است که حادثه انفجار بمب را به خاطر دارد. در همان حادثه، مادر و دو خواهرش را از دست داد." کوابارا آن زمان، یک دختربچه 13 ساله بود، اما می گوید حتی پس از گذشت 70 سال، هنوز هم خاطرات آن روز برایش قابل هضم نیست. کوابارا توضیح می دهد: "هیچ هشدار بمبارانی اعلام نشد، من هم فکر کردم حتماً هواپیماهای ژاپنی هستند. آن زمان بچه بودیم. همین طور ایستادیم
جانباز 70 درصد شهید علیرضا خراسانی از کدام مسئول گلستانی گلایه داشت؟
کارت یکسان سازی را دریافت نکردید؟ و من به ایشان گفتم که این کارت چی هست؟ ما کار را برای رضای خدا انجام دادیم. شهید خراسانی گفت: من سال 1361 مجروح جنگی شدم و از سال 1362 مشغول به کار شدم و روی پای خود ایستادم و هیچ وقت خودم را به دولت وابسته نکردم. وی با بیان اینکه بی توجه ای به جانبازان باعث شده که برخی از جانبازان منزوی شوند و حتی به مواد مخدر روی بیاورند، بیان داشت: مسئولیت
زنده ماندن در شرایط سخت قسمت نهم – استفاده غذایی از گیاهان
لاور ( جنس پورفیرا ) جلبک موجابان ( سارگاسوم فولولوم ) جلبک قهوه ای شیرین ( لامیناریا ساکارانیا ) آماده سازی غذای گیاهی هر چند بعضی از گیاهان بصورت خام خوراکی هستند ، باید سایر انواع آنها را برای خوراکی شدن طبخ کرد . خوراکی بودن به این معنی است که اگر یک گیاه یا غذا مواد مغذی لازم را فراهم آورد ، در حالی که مطبوع و گوارا یعنی این که خوردن آن غذا لذتبخش باشد . بسیاری ازگیاهان
رازهای عطاران،از علت بچه دار نشدن تا ازدواج پدرش
شدن، دو، سه هفته زمان پیدا کردم و ازدواج کردم. در زمان بیکاری با وانت کار می کردم بعد از ازدواج و جریان ممنوعیت کاری پیگیر تامین نان و امرار معاش زندگی شدم. بالاخره باید یک جوری زندگی را می گذراندیم. . . خلاصه با یک آقایی دفتر پخش مواد غذایی زدیم. باورش سخت است اما یک وانت زامیاد آبی داشتیم که با آن به سوپرمارکت ها می رفتیم و می پرسیدیم که چه چیزهایی نیاز دارند و می گفتیم که ما مثلا می
سلطان دارایی
شده بود که آهو ناپدید شده است و چون حمدانی اکنون به نیروی جادویی او اعتماد بسیار پیدا کرده بود، چندان ناراحت نشد. آهو نیز تا دید سرورش به خوشی و خرمی با دختر سلطان عروسی کرد، کاخ را ترک گفت و شتابان از شهر بیرون آمد و به دشت رفت. دو روز و دو شب راه رفت و اندکی بیش نیاسود تا به دره ی کوچکی در دامنه ی کوهی رسید که در آنجا چند خانه ی کوچک در اطراف پرشکوهترین خانه ای که هرگز مانندش در جهان
پرورش گل و گیاه مغفول مانده در چرخه صنعت(گزارش روز)
هر روزه از سال 86 تا 90 طول کشید! سرانجام به هر مشقتی بود با دریافت وام 300 میلیون تومانی گلخانه هیدروپونیک را بنا نهاده و چاه آب را در کنارش زدم. این بانوی کارآفرین نمونه کشوری با ورق زدن دفتر قطور چالش ها و پایداریش در راه توسعه صنعت گل کشور برایمان می گوید: در آن دوران زندگی ام شده بود رفتن به ادارات! هفت صبح می رفتم به استانداری، امور آب و جهاد کشاوزی. بالاخره گلخانه با سرمایه 600
حریم خانواده، آماج دستبرد بیگانگان
یا معاشرت های غیراخلاقی با جنس مخالف و موافق، حضور در میهمانی های امروزی تحت عناوین متفاوت پارتی، استمناء، دیدن فیلم های سکسی و فرار ناشی از فشارهای مدیریت نشده ی خانه و مدرسه، استعمال مشروبات الکلی و مواد مخدر و روانگردان و... از دیگر نکات قابل توجه این موضوع است. نقطه نظرهای برآوردن نیاز جوان و نوجوان حال این پرسش مطرح است که برای برآوردن خواسته های این گروه، به چه چیزهایی
تاثیر برجام بر جشنواره کن؟! - اظهار بی اطلاعی از برادر رئیس جمهور - افشای پشت پرده ساخت تنباکوهای
طلاب حوزه علمیه خرم آباد با برخی افراد، چند تن از طلبه ها با آجر و بیل مصدوم و شیشه های حوزه شکسته شد، امروز خجسته پور فرماندار خرم آباد این خبر را تایید کرد.در این مراسم که با حضور حسین الله کرم برگزار شد، درگیری و زد و خورد پس از آن آغاز شد که یکی از افراد حاضر به خانواده آیت الله هاشمی رفسنجانی توهین کرد.ایلنا این مطلب را منتشر کرده است . تراژدی خودکشی مادر ایرانی در هلند
دختران فراری طعمه زورگیران بودند
مرد معتاد که با همدستی داماد خانواده و دختران فراری در پوشش مسافربر دست به سرقت های سریالی زده بودند، سرانجام به دام پلیس افتادند. به گزارش خبرنگار ما، عصر روز یازدهم اردیبهشت ماه امسال دختر جوانی سراسیمه به اداره پلیس رفت و از دو مرد و یک زن زورگیر در پوشش مسافرکشی شکایت کرد. وی گفت: ساعتی قبل از محل کارم خارج شدم و برای رفتن به خانه ام منتظر تاکسی بودم که پراید سفیدرنگی در حالی که
وقتی در یک قدمی مرگ قرار می گیریم/ یک شرط برای زنده ماندن
ندهند و به دیگری می گفت که دستمال را روی شکم حادثه دیده و روی محل زخم فشار دهد. بند کفش را هم گرفت و محکم گره زد به دست حادثه دیده دیگری که از بالای مچ داشت خونریزی می کرد. تا آمدن نیروهای امدادی چند دقیقه ای گذشت، شاید حدود 10 دقیقه و در این مدت معلوم شده بود که نبض سه نفر از حادثه دیدگان نمی زند و دو نفر بیهوش هستند و دو نفر هم خونریزی دارند. نیروهای امدادی که رسیدند، همان آقایی که خونسرد
دفن کردن جسد پسر دایی در باغ خان عمو
شمال رفته است. یک روز بعد برای انجام کاری به تلفن همراه شهریار زنگ زدم، اما تلفنش خاموش بود تا اینکه چند ساعت بعد دوباره تماس گرفتم، باز هم تلفنش خاموش بود به همین دلیل نگرانش شدم و با پسر خواهرم تماس گرفتم تا از حال پسرم باخبر شوم. وقتی با میلاد تماس گرفتم، مدعی شد وقتی با هم وارد شهرستان بهشهر شده اند، پسرم برای انجام کاری از او جدا شده و دیگر او را ندیده است. به خواهرزاده ام مشکوکم
طعنه زنندگان به مدافعان حرم فرقی با تکفیری ها ندارند
شهدا چیزهایی شنیده بودم و فکر نمی کردم که روزی خودم هم همسر شهید شوم. ابتدای آشنایی من و عبدالرحیم کاملاً سنتی بود. عبدالرحیم به دنبال همسری متدین و محجبه بود و من هم ملاکم ابتدا ایمان و اخلاق بود که ایشان دارای این ویژگی های مهم بودند. زمانی که عبدالرحیم به خواستگاری من آمدند در همان ابتدای همکلامی مان از شغلشان به من گفتند. از اینکه پاسدار هستند و از من صبر در مقابل سختی ها را خواستند. عبدالرحیم
دو مادر برای یک دختر
پا گذاشتیم و محله به محله، کوچه به کوچه گشتیم و خانه به خانه پرس وجو کردیم تا این که با گذشت سه ماه محل سکونت این خانم را یافتیم. لحظه ای را که با دخترم روبه رو شدم هرگز فراموشم نخواهم کرد. ساعتی جگر گوشه ام را در آغوش گرفته بودم و با تمام وجود موهایش را می بوییدم و سر و رویش را با اشک هایم خیس می کردم. حالا جناب قاضی من و خانم مهری به دادگاه آمده ایم تا درباره سرنوشت فرزندم داوری کنید
جزئیات تکان دهنده از محاکمه قاتل ستایش
پزشکی قانونی و... متهم به سرقت، آدم ربایی، قتل و تجاوز هستی، قبول داری؟ متهم: بله قبول دارم. قاضی رجایی نیا از او خواست شرح ماجرا را توضیح دهد: آن روز همسرم به خانه مادرش رفته بود . به من زنگ زد و گفت معلم پسرم نیامده و از من خواست دنبال فرزندم بروم. من به مدرسه او رفتم اما نبود. به خانه پدر و برادرم رفتم آنجا هم نبود. به خانه آمدم وبه همسرم زنگ زدم گفتم پسرم نیست . متهم
حبس و خدمت در خانه سالمندان مجازات قاتل بخشیده شده
نزدیک نشود، قبول نکرد. او به سمتم حمله کرد و من هم در یک لحظه اصلا متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و ضربه را بر بدنش وارد کردم. درحالی که پسر جوان به دلیل اعتیاد نمی توانست به درستی صحبت کند، پدرش مورد بازجویی قرار گرفت. این مرد گفت: پسرم چند سالی می شود که به مواد مخدر اعتیاد دارد. کارهای او همه ما را کلافه کرده بود. روز حادثه من با کمپ ترک اعتیادی که می شناختم تماس گرفتم و خواستم برای بردن
مجازات کسی که ریشش را در حکومت طالبان کوتاه کند چیست؟
یافتن کسی که مواد مخدر را از او گرفته ادامه خواهد یافت و فروشنده هم مجازات خواهد شد و مغازه اش تعطیل خواهد گردید. 7-بازی با بادبادک یا شرط بندی روی آنها ممنوع است؛ به دلیل مشکلاتی که برای بچه ها ایجاد می کند و آنها را از درسشان می اندازد. و مغازه هایی که این بادبادک ها را می فروشند باید تبلیغ آن را متوقف کنند. 8-ساختن بت: مغازه دارها و هتل دارها و رانندگان ماشین باید هرگونه
هوو ی قاتل
وارد خانه نشوم تا او خودش نوزاد را آرام کند ولی وقتی دیدم نوزاد همچنان گریه می کند دیگر طاقتم تمام شد به خانه هوویم رفتم و ناگهان با پیکر بی جان او روبه رو شدم و بلافاصله با پلیس تماس گرفتم. زن جوان از ظن خود به قاتل بودن همسرش به پلیس خبر داد. او حس می کرد که همسرش ممکن است که هووی جوانش را به قتل رسانده باشد چرا که آنها از مدت ها قبل بر سر خریدن مبل های جدید اختلاف داشتند. هوویش دلش می
چه کنیم تا تکفیر نشویم؟
مقدمه تاکنون چندین متن در باره کفریات زبانی از دید فقیهان حنفی تصحیح و منتشر کرده ام. (بنگرید: مقالات و رسالات تاریخی، دفتردوم، تهران، علم، 1391، صص 527 - 598) متن حاضر در ادامه همان متون و در واقع بابی از یک کتاب گویا با عنوان کنز العبرات است که نسخه ای از آن در مجموعه 17814 کتابخانه مجلس (ص 57 - 82) وجود دارد. مقصود از کفریات زبانی، کلماتی است که گاه روزانه بکار برده شده اما از نظر فقهای
جنایت تلخ پس از پیامک های ناشناس - دو برادر در دادگاه کیفری محاکمه شدند
/> صبح دیروز هر سه متهم در مقابل هیأت قضائی این شعبه ایستادند. در ابتدای این جلسه پس از قرائت کیفرخواست، خانواده اولیای دم تقاضای قصاص کردند. مادر مقتول به هیأت قضائی گفت: پسر من بیگناه بود و با کسی ارتباط نداشت. به او تهمت زدند و این قاتلان پسرم را از مغازه اش بیرون کشاندند و بی رحمانه کشتند. برای همین از قصاص گذشت نمی کنم. در ادامه متهم اصلی در جایگاه ایستاد. او به هیأت قضائی گفت: من
قتل پسر دایی 50 ساله پس از مصرف قرص روانگردان
/> متهم در اعترافات اولیه با انکار همراه داشتن هرگونه اسلحه کمری، با طرح ادعای مصرف قرص های روانگردان در شب جنایت، به کارآگاهان گفت :با معرفی مقتول در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شده و در آنجا کار می کردم اما پس از گذشت تنها چند روز، مدیر شرکت با من تسویه حساب کرد و من مجددا بیکار شدم . به اصرار پسر دایی ام کاظم چند روزی در منزل آنها بودم تا اینکه روز جمعه مقتول و همسرش به عروسی دعوت شدند.
خانواده شهدا از مردم هیچ توقعی ندارند،جز اینکه احترامشان حفظ شود
عبدالرحیم حبشی زاده جلب می نمایم . ***مادر جان ابتدا کمی از خودتون صحبت کنید؟ ما اهوازی هستیم . دوازده ساله بودم که ازدواج کردم . شش تا دختر و پنج تا پسر دارم که یکی از پسرهام در راه خدا شهید شد . ***پسر شهیدت بچه چندمت بود ؟ بچه چهارم *** زمان شهادت پسرت دقیقا یادتونه ؟ بله . آخرهای جنگ در سال 67 که قطعنامه پذیرفته شد . اون موقع پسرم
امیر را به خاطر ارتباط پنهانی با زن برادرم در بیابان کشتم
ایستاد و در تشریح جزییات ماجرا گفت: در خانه پدرم نشسته بودم که پیامک ناشناسی به دستم رسید که در آن نوشته شده بود در بام خانه یک کفتر نشسته است.همان موقع به بام خانه رفتم اما کفتری آنجا نبود. چون دو برادر دیگرم هم در طبقات بالای خانه پدری ام ساکن بودند موقع پایین آمدن از پله ها تصمیم گرفتم به خانه برادر بزرگم بروم و سری به زن برادر بزنم. اما وقتی در زدم زن برادرم هراسان در را باز کرد و
یل یاتار طوفان یاتار، یاتماز بهارین پرچمی ...
دوستان باعث دلسردیم بشود .... روز سفر شماست ... خوشحالم اما دلهره هم دارم ... صبح اول مطالب مربوط به روز 2 خرداد 1388 تا 1392 رو تو کانالم می ذارم بعد خودم را می رسانم جلسه ای که مثلا برا هماهنگی اصحاب رسانه تشکیل شده است .... جلسه جو جالبی ندارد .... همه مدعی اند و معتقد به طرفداری شما از انحراف و حضور خودشان و پوشش دادن سفر شما را موکول می کنند به شرط وشروطی... داد می زنم و دفاع می کنم
روایتی تلخ از تأخیر در عمل جراحی دانش آموز یاسوجی +عکس
خیال امتحاناتم باشم. اما روز سه شنبه نیز از راه می رسد و در حالی که کوروش به امید بهبودی و عمل جراحی دستش دوباره به بیمارستان شهدای گمنام مراجعه می کند این بار نیز پاسخی ناامیدکننده می شنود. این دانش آموز یاسوجی بیان می کند: سه شنبه که رسید مجددا به بیمارستان مراجعه کردم و این بار گفتند مواد و تجهیزات لازم از جمله پلاتین، پلاک و غیره نداریم و باز هم عمل صورت نگرفت و مجبور شدم
گفت وگوی مادر و دختری با ژاله صامتی
وقتی یاس را باردار بودم سونوگرافی تا به آخر جنسیت بچه را نشان نداد و من همیشه با خودم می گفتم خدایا بچه ام سالم باشد اما دختر هم باشد. (می خندد) راستش من اصلا روحیه پسر داشتن ندارم و در دوران بارداری ام هم اول اسم یاس را انتخاب کردم. با اینکه دوست داشتم تنها یک فرزند داشته باشم اما بعد از گذشت چند سال یاس مرتب به ما می گفت تنهاست و دوست دارد خواهر یا برادر داشته باشد. تصمیم
هجوم زوج ها به وام 10 میلیون تومانی ازدواج
/> او برای وام 3 میلیون تومانی ثبت نام کرده بود که حالا از وام 10 میلیون تومانی باخبر می شود: چند ماه پیش که برای وام ازدواج اقدام کرده بودیم و اسم مان هم درآمد، مدیر بانک از ما خواست تا دست نگه داریم، چراکه وام ها درحال افزایش است، امروز که شنیدم وام 10 میلیون تومان شده، خیلی خوشحال شدم، فردا هم برای پیگیری ماجرا به بانک مراجعه می کنم. او حرف های دیگری هم می زند: 20 میلیون تومان