سایر منابع:
سایر خبرها
نشستی که به مناظره تبدیل شد
، سال گزینش مدیران از سوی مقتدایی است و نباید نقدی در باب عملکرد وارد شود اما در همان مقطع زمانی متاسفانه برخی از دوستان نقدهای تندی به مدیریت مقتدایی وارد کردند و بنده مخالف بودم چرا که معتقدم بر اساس 12 ماه مدیریت ، نمی توان مدیری را به چالش کشاند. سال دوم مدیریت مقتدایی نقدهایی به وی وارد شد. در آن زمان ، اعتقاد داشتم پایان سال دوم مدیریتی استان ، زمان مناسبی برای نقد عملکرد مدیران است. البته
برای همین تیپ و سر تراشیده ممنوع الکار شدم +عکس
جام جم: تصمیم گرفتیم پس از این همه سال، حق همسایگی را بجا بیاوریم و از جمشید آریای معروف، ستاره سال های دور و بازیگر خوب این سال ها دعوت کنیم تا قدم روی چشم ما بگذارد و به روزنامه بیاید. هاشم پور اما اهل مصاحبه، هیاهو و جنجال نیست و طی سال ها خیلی کم و انگشت شمار تن به گفت وگو داده است. برای همین تیپ و سر تراشیده ممنوع الکار شدم +عکس ما هم به خواسته او احترام گذاشتیم و فقط
زن صیغه ای چک های شوهرش رادزدید
و مادرم نیز از وضعیت مالی خوبی برخوردار بودند و نیاز مالی به من نداشتند. بهترین تفریح و مسافرتم با اعضای خانواده ام بود و اوقات بیکاری ام را نیز در پارک ها می گذراندم. این در حالی بود که به تازگی به فکر داشتن یک همدم در زندگی ام افتاده بودم ولی هنوز کسی را برای یک زندگی مشترک انتخاب نکرده بودم. روزها به همین گونه می گذشت تا این که حدود 2 سال قبل وقتی روی نیمکتی در پارک ملت مشهد نشسته بودم و
توبه نصوح زن قاتل در زندان
: اتهام سرقت را قبول دارم، اما اتهام قتل عمد را قبول نمی کنم. روز حادثه من و دخترم در حال رفتن به خانه بودیم که زنی سالمند از دخترم خواست برای بردن وسایلش به او کمک کند مژگان هم وسایل پیرزن را به داخل خانه اش برد حدود سه دقیقه مقابل در ایستادم تا او بازگشت. بعد هم پیرزن با اصرار از من خواست به خانه اش بروم و به خاطر گرمای هوا آب خنک بنوشم. ابتدا قبول نکردم، اما با اصرارهای پیرزن و مژگان به داخل
قرار میلیونی کلید معمای قتل کارمند بانک
رسیدگی به این پرونده از روز دوم خرداد ماه شروع شد. آن روز مردی به کلانتری136 فرجام رفت و خبر از ناپدید شدن دختر 29ساله اش داد. وی گفت: دخترم کارمند بانک است و در یکی از شعبه های خیابان شریعتی کار می کرد. او دیروز (اول خرداد ماه) طبق روال هر روز برای رفتن به محل کارش از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. معمولا ساعت16 به خانه می آمد اما دیروز هرچه منتظرش نشستیم برنگشت. مادرش که نگران شده بود با موبایلش
ایرانی تبارها در سیاست آمریکا
خانواده ای یهودی در تبریز به دنیا آمده و در تهران بزرگ شده است. در سال های نخست پس از انقلاب اسلامی وقتی که سیزده ساله بوده از ایران به آمریکا می رود و بعد از یک سال، خانواده اش در آمریکا به او ملحق می شوند. خانم مناهمی از حزب دموکرات، در حال گذراندن دومین دور عضویت در شورای شهر نورت همپستد، در ایالت نیویورک است. داستان زندگی خانم مناهمی نه فقط در وبسایت او بلکه در تبلیغ تلویزیونی اش هم گفته
سیاست های پنهانی و هزینه های بی دلیل شورای شهر با چه هدفی بوده است؟
کار سخت است و من در بحث طرح تفصیلی و بحث بلوار امام علی حرف های زیادی برای گفتن داشتم و در این بلوار هیچ اقدامی نتوانستیم انجام دهیم و واقعا تفکراتی که در ذهن مان بود ایجاد نشد و من به نوعی بیخیال شدم و خوشبختانه طرح تفضیلی تصویب شد و الان اساسی ترین معضل مرودشت رینگ شرقی و غربی شهر است و من خودم دغدغه این کار را داشتم و جزء اهدافم هم بود ولی بعد از سه سال است که ما استارت آن را زدیم و الان دو ماه
دلسوزی مادر برای فرزند ناخلفش
بیماری روانی مبتلا شده است و همواره دارو مصرف می کند. ساعتی قبل شروع به پرخاشگری کرد به خاطر همین به دخترم که نزدیکی خانه مان زندگی می کند، زنگ زدم و از او کمک خواستم. وقتی دخترم وارد خانه شد، شاهرخ چاقو را برداشت و ابتدا او و بعد من را هدف قرار داد. بعد از انجام اولین بررسی ها و از آنجا که احتمال می رفت شاهرخ راهی باغ بومهن شده باشد، کارآگاهان راهی آنجا شدند، اما پدر خانواده گفت که از شاهرخ خبر ندارد. در شاخه دیگری از بررسی ها کارآگاهان مخفیگاه شاهرخ را شناسایی و صبح دیروز او را بازداشت کردند. بررسی ها به دستور بازپرس در جریان است. ...
حقایقی عجیب و غریب درباره اشک ریختن
بیس بال، را برمی گرداند، اما آخر سر با جوانی های پدرش ملاقات می کند. فیلم که تمام می شود، اشک از چشمان من جاری می شود. خب فیلم سرزمین رویاها کمی احساسی است، بنابراین می توان آن را توجیه کرد! اما من سر فیلم جنگ ستارگان: نیرو برمی خیزد هم گریه کردم. با دخترم به تماشای این فیلم نشستیم و اشک از چشمان جفتمان سرازیر شده بود. البته او 10 سال سن دارد و دختر است. با توجه به عقل و عرف، کار او
والت ویتمن، پدیدآورنده شعر آزاد آمریکا
وب سایت یک پزشک - علیرضا مجیدی: والت ویتمن به سال 1819 در یک خانه روستایی کوچک و ساده در لانگ آیلند واقع در جنوب هانینگنن فعلی دیده به جهان گشود. این شاعر آینده 4 سال اول عمرش را در همین مکان سپری کرد. والت ویتمن پدر، چون نمی توانست از طریق بنایی زندگی مناسبی را برای خانواده مهیا کند، برای مراقبت بهتر از فرزندان در حال رشدش این شهر را همراه خانواده ترک گفت و به بروکلین رفت. آن هنگام که
چند نکته درباره یک قاتل استثنایی
کردیم. من شب قبل از حادثه با برادرم تماس گرفته بودم که ماشینش را به من بدهد تا بتوانم به بهشهر بروم و پدرم را چند روزی به تهران بیاورم. بعد از این که مقتول فهمید می خواهم به بهشهر بروم، او نیز بدون اطلاع دادن به پدر و مادرش خودروی پژو 206 خود را مقابل خانه شان پارک کرد و با من آمد. در میان راه شروع به نصیحت مقتول کردم و به بهانه این که آب وهوایی عوض کنیم، او را به باغ عمویم در شهرستان
همه چیز درباره چهره شاخص این روزهای فضای مجازی
اراذل اوباش معروف ایران دستگیر شده است، من تکذیب کردم و این شایعات تمام شد. بعد از این ماجرا عکس من را در کنار جلاد داعش قرار دادند و این موجب شد تا برخی خیال کنن من جلاد داعش هستم. این درحالی است که من در پست های اینستاگرام خود نیز گفته بودم اصلاً به هیچ وجه چنین شایعاتی را باور نکنید. *شایعات بیشتر شود شکایت می کنم/سرباز کشورم هستم وی ادامه داد: در حال حاضر اگر موج شایعات را
داستان نوجوانی که 4بار تا دم اعدام رفت!
بعد همه لباس ها و هرچه را در این 13 سال جمع شده بود به دست محمد دادند و آن درهای بزرگ آهنی باز شد و زندان برای همیشه تمام شد. دقیقا کی آزاد شدی؟ 11 /11 / 94؛ یعنی چهار ماه پیش. شبی که از رجایی شهر آزاد شدم هم برای خودش ماجرایی داشت. خانواده ام آن طرف خیابان ایستاده بودند و باید از جاده رد می شدم. من 13 سال جاده ندیده بودم، چه می دانستم باید چطور از جاده رد شد. دیدم پدر و مادرم آن
8 تا بچه دارم!/ می گویند خودشیرینی می کنم!
... رفته ایم و همچنین از بچه های بی سرپرست و بدسرپرست هم حمایت کرده ایم. هنرمندان و ورزشکاران این بچه ها را به برنامه هایشان دعوت می کنند، با آنها دیدار می کنند و ورزشکاران هم با آنها ورزش می کنند. خلاصه من همه سعی ام را می کنم آرزوهایشان را برآورده کنم. اگر پولدار بودم من که آدم خیلی پولداری نیستم بنابراین مجبور بودم از همه مردم کمک بخواهم. خیلی ها این کار مرا گذاشته اند پای ریا و
در گیری خواهر و برادری رنگ خون گرفت
. وی ادامه داد: ساعتی پیش خواهرم از خانه ای که مادرم در آن زندگی می کند با من تماس گرفت و اعلام کرد برادرم که حالت روانی درستی هم ندارد با مادرم درگیر شده است. من به سرعت خودم را به اینجا رساندم، به محض ورود به خانه با جسد خونین خواهرم و مجروحیت مادرم مواجه شدم که با پلیس تماس گرفتم. تحقیقات از مادر مجروح نیز در بیمارستان انجام شد و وی به بازپرس گفت: ساعت هشت شب پسر 55 ساله ام
ماجرای مسلمان شدن پروفسور جکی یینگ از زبان خودش + تصاویر
های پژوهشی با کارکنان و دانشجویان و جلسات با شرکتها و... ادامه می یابد. برای من رفتن به آزمایشگاه و صحبت کردن با کارکنان در مورد آزمایشات و چگونگی پیشرفت تحقیقات لذت بخش است. ورزش و کمک به انجام تکالیف دختر 12 ساله ام از کارهای من در خانه است. روند تحقیقات برای شما چگونه است؟ در تحقیقات، هیچ مسیر سریعی وجود ندارد. در این راه نیاز به داشتن شور و اشتیاق برای مقابله با یک مشکل
قلب کافر را بخور!
به گزارش بلاغ ، درگیری های خشونت بار این گروهک سلفی با دولت نیجریه، تاکنون هزاران نفر را به کام مرگ فرستاده و حداقل یک و نیم میلیون نفر را آواره کرده است. اندرو واکر نویسندۀ کتاب قلب کافر را بخور بعد از ده سال قلم زدن دربارۀ نیجریه، در نوشتار حاضر داستان تولد بوکوحرام را روایت می کند. در ماه فوریۀ سال 2009، در پایانۀ مسافربری در شهرک مارابا1 ایستاده بودم و به موتورسیکلت سوارانی نگاه می
ازدواجی از نوع عجیب غریب
به گزارش پیک نکا ،تازه ازدواج کرده ام ولی با همسرم مشکل دارم. من 23 سالمه و حدود 4 ماهه عروسی کردم، شوهرم هم 25 سالشه. فاصله بین خواستگاری و نامزدی ما دو ماه بود و ما با اطلاع خانواده فقط تلفنی حق حرف زدن داشتیم. یکی دو بار هم اومدن خونمون چند دقیقه ای با هم حرف زدیم. تو این دوماه فوق العاده بود هم از لحاظ اخلاق هم برخورد هم تیپ و ... . بعد که نامزد کردیم بعضی چیزا عوض شد؛ فهمیدم
شهادت سید راه را برای دیگر رزمندگان جنوب باز کرد
دو بازنشسته فرهنگی هستند که در یک مدرسه غیر انتفاعی مشغول به کار بودند، مدیر مدرسه واسطه شد و پدرم که خانواده آقاسید را کاملاً می شناختند (از نظر طایفه ای) ایشان را به من معرفی کردند. البته خود سید هم چند سال قبلش در همان مدرسه مربی قرآن بود. جریان خواستگاری کمی طولانی است. در هر حال من و سیدمهدی به هم معرفی شدیم. شغل شان چه بود؟ وقتی ازدواج کردید حرفی ازشهادت به میان آمد؟ سید کارمند
واکنش شهاب حسینی به یک اظهارنظر یک رسانه عربستانی
اما او مرا نمی شناخت ولی من همیشه طرفدارش بودم. آن زمان یک کار عروسکی به نام تو را من چشم در راهم، سیه گربه به کارگردانی خانم بخت آور انجام می شد و بعد هم سر سریالی که می ساختند با نیما رئیسی در صحنه حضور داشتم اما ایشان سرشان خیلی شلوغ بود و مرا ندیدند تا اینکه در فیلم "درباره الی" با ایشان از نزدیک آشنا شدم. منبع: خبرگزاری ایسنا
شهاب حسینی جایزه فیلم کن را به امام زمان(عج) تقدیم کرد
مراسم آماده نباشد. فرهادی در ادامه این جلسه درباره احتمال حضور دوباره اش در تئاتر توضیح داد: امیدوارم دوباره تئاتر کار کنم چون گاهی لازم است صحنه را تجربه کنیم. تئاتر همه سنسورهای عاطفی مان را بالانس می دهد، اما من برای هر تئاتر یک سال وقت می گذارم و امیدوارم بتوانم یک سال را برای تئاتر وقت داشته باشم. اگر فرهادی می خواست حرف سیاسی بزند، می رفت مثلاً نماینده مجلس می شد
کاپیتان واقعی از نگاه کاظمیان/سلفی شجاعی در اردوی تیم ملی/دلایل جدایی امیر مهدی ژوله از دورهمی
ساعت خیلی سخت گذشت.از دیشب که بازی تمام شد خدا می داند بر تک تک اعضای تیم چه گذشت.از مربی تا بازیکن.حال هوادار را می دانم چون خودم سال هاست هوادارم.به عنوان کوچک ترین سرباز خانواده بزرگ آبی از هواداران میلیونی اش عذرخواهی می کنم.امید که فرصت جبران باشد. حسین سلیمانی نوشت: حاج حسین یاریار، مدیر مشتی تیم ملی هنرمندان، جات خیلی خالیه مسکو، امروز آرژانتین رو سه بر صفر شکست دادیم و کاش بودی و
مخالفان "فتنه" در تبریز کلید واژه آنان را تکرار می کنند
بود که مشکل بسیاری از دانشجویان که برای دادن شهریه نیاز مالی دارند ، مشکل شان را رفع کنم چون خودم هم بخشی از تحصیل ام در دانشگاه آزاد بوده ، می دانم شهریه دادن چقدر سخت و دشوار است. وی اضافه کرد: بنابراین از دستم این برمی آمد که آن میزان مبلغی که سال ها بود از دانشگاه دریافت نکرده بودم را طی نامه ای مستند به دانشجویان بی بضاعت اهدا کنم و آن را طی مراسم تودیع ام در دانشگاه آزاد با نامه
در نشست خبری فروشنده چه گذشت؟ + تصاویر
" به کمال و اوج خود رسید. این بازیگر همچنین در میان صحبت های خود به روزهایی که اولین بار اصغر فرهادی را دیده اما او شهاب حسینی را نمی شناخته است اشاره کرد و یادآور شد: من از سال 71 آقای فرهادی را می شناختم اما او مرا نمی شناخت ولی من همیشه طرفدارش بودم. آن زمان یک کار عروسکی به نام تو را من چشم در راهم، سیه گربه به کارگردانی خانم بخت آور انجام می شد و بعد هم سر سریالی که می ساختند با
من با تلویزیون به شهرت رسیدم
قوت هرچه تمام تر مخاطب را جذب می کنند. ضمن اینکه مردم به خاطر اینکه زمان استراحت و در خانه ماندن شان است، فرصت بیشتری برای دیدن آثار همه شبکه ها دارند و می توانند کارها را با هم مقایسه کنند. مردم باید حق انتخاب داشته باشند و این در صورت تولید متنوع و پخش چند مجموعه از شبکه های مختلف فراهم می شود، نه اینکه دو سریال پخش و سپس نظرسنجی کنند که کدام بهتر است. سعادت با اشاره به اینکه گاهی شرایط و
افشاگری مظلومی: پس از داربی می خواستند مجیدی را سرمربی کنند
وقت قبل با منصوریان برای هدایت استقلال صحبت کرده اند و به خانه فرهاد مجیدی هم رفته اند. این همه اتفاقات باعث ایجاد حواشی در تیم ما شد. مدیران استقلال قرارداد مرا 2 ساله بستند و به تمام اهدافی که در نظر داشتیم رسیدیم. من هیچ وقت نگفتم جام می گیریم. از همان اول هم گفته بودم هدف ما کسب سهمیه است. من می گویم شما اگر استقلالی هستید نباید برایتان فرقی بکند چه کسی سرمربی است، بلکه باید موفقیت تیم در
شب عروسی، شبی برای حرف مردم
مراسم سنجیده می شود. دقیقا همین طور است. امروز نگرش بخشی از جامعه سرمایه داری شده و به همه چیز نگاه کالایی دارد. همان طور که گفتم این افراد از مراسم هویت می گیرند و به خاطر همین دنبال تشریفات هستند. بعضی ها هم می خواهند با نشان دادن ثروتی که دارند همه را لال کنند، مثلا هزینه مراسمی در دو سال قبل، چهار میلیارد تومان شده بود. عروس برای پرو لباسش چند بار رفت فرانسه و برگشت. تمام مبلمان
عکاسی اشتباهی از خانواده معارضان سوری
بود که بعد از جنگ ایران و عراق عکاسی کردم. در انتخاب عکس های این کتاب سعی شد نمایی عمومی از جنگ سوریه نشان داده شود و تمام عکس های خودم از این جنگ را منتشر نکردم. *عکاسی از خانواده کشتگان جبهه النصره به صورت اتفاقی عکاس کتاب روایت سفر سوریه در ادامه گفت: در طول این مدت حدود 8 روز با سردار همدانی تنها بودم و او به خاطر اینکه من بتوانم عکاسی کنم حتی دست از نماز جماعت خواندن
چرا ازدواج در نسل های قبل پایدارتر بود؟
/> - این دلیل بر این نیست که ترس وجود ندارد. همین قاچاق بودن این کارها دلیل ترس است. این یک استعاره است چون در خانواده هم این نگاه پلیسی هست. ما به صورت ناخودآگاه این ترس را داریم. ضمن این که تبعیض جنسیتی هم هست. روابط اجتماعی یک پسر خیلی پذیرفته تر از روابط اجتماعی یک دختر است. حالا اگر از همه این مسائل بسیار مهم مرحله بلوغ هم گذشتیم و فاکتور گرفتیم، می رسیم به پروسه تشکیل خانواده. در
فرهنگ در رسانه
پردازد؛ دورانی که طرفداران سینمای جشنواره ای و روشنفکری این روزها، با عنوان ایامی باشکوه از آن یاد می کنند. جمشید هاشم پور در بخشی از مصاحبه اخیرش گفته است: آقایان ارشاد فکر می کردند خودم عمدا می گویم در فیلم ها سر مرا بتراشید تا بیشتر به چشم بیایم. این ضرورت فیلمنامه و شخصیت بود که چنین شمایلی را می طلبید. برای همین تیپ و سرتراشیده، چند سال مرا ممنوع الکار کردند . قابل تامل آنکه، اگر کمی به عقب