شلیک پلیس مشهد برای دستگیری موبایل قاپ سابقه دار + عکس
سایر منابع:
سایر خبرها
انهدام باند بزرگ مال خری و قاچاق تلفن همراه توسط پلیس مشهد
به گزارش شهرآرانیوز ؛ اواخر تیرماه سال گذشته بود که یکی از مأموران کلانتری سناباد هنگام گشت زنی در خیابان، دید که سه جوان که راکب یک موتورسیکلت بودند، با خشونت تلفن همراه زنی جوان را سرقت کردند. این مأمور وظیفه شناس در واکنش به این سرقت، خود را در مسیر حرکت موتورسیکلت سارقان قرار داد و با زدن یک لگد محکم به موتورسیکلت، هر سه نفر را زمین گیر و با کمک سایر مأموران دستگیر کرد، ویدئوی این دستگیری در
ماجرای جوان دهه هشتادی که جان فدای ایران شد
جوان را به بیمارستان منتقل می کنند. فرید هرچه سریعتر باید بستری شود. اوضاع خوبی ندارد. چهره اش در خون گم شده است. قبادلو هم پس از دستگیری توسط افسر کشیک تفهیم اتهام می شود. بعد هم او را به زندان منتقل می کنند. پرونده او را به بازپرس ارجاع می دهند. خود قبادلو در جریان این انتقال، ماجرا را برای افسر کشیک توضیح می دهد. می گوید که در برخورد با یگان موتور سوار یکی از ماموران به روی ماشین پرت
شلیک پلیس برای دستگیری سارق موتورسوار پس از قاپیدن گوشی دختر دانشجو
شتاب از محل دور شد. در این زمان، دوستان مال باخته به کمک خواستن از دیگران پرداختند و از آنان درخواست کمک کردند. مأموران گشت که این سرقت را به عینه مشاهده کرده بودند، بلافاصله به تعقیب دزد پرداختند. سارق به منظور جلوگیری از دستگیری، گوشی سرقتی را به زمین انداخت، اما تلاش برای فرار او ادامه داشت. تعقیب و گریز به بولوار فارغ التحصیلان و سپس به بولوار وکیل آباد کشیده شد. سارق با
پیام پلیس ایران به کانادا برای دستگیری خاوری
بزرگ این طرح را به صورت آزمایشی انجام دادیم و تعدادی از سارقین که بیش از 4 فقره محکومیت داشتند را پابند های الکترونیکی را برای آنها انجام دادیم و آنها را کنترل کردیم. وی ادامه داد: زمانی که شروع به انجام طرح پابند کردیم سرقت 19 درصد نسبت به سال قبل افزایش پیدا کرده بود و همینطور در حال افزایش بود. سردار رادان بیان کرد: خوشبختانه با انجام طرح پابند و موضوع عملیات روانی که به
پایان زورگیری های وحشتناک باند عقاب های خون آلود در مشهد + عکس
/> این فرمانده حافظان امنیت خاطرنشان کرد: درحالی که ردزنی های اطلاعاتی ادامه داشت، ساعت 2 بامداد یک شنبه گذشته یکی از گشت های انتظامی در بولوار ابوریحان مشهد به پرایدی با مشخصات مذکور مشکوک شد و این گونه ماجرای تعقیب پرایدسواران شکل گرفت. وی تاکید کرد: عملیات به گونه ای با حضور گشت های نامحسوس ادامه یافت که عوامل انتظامی منطقه را به محاصره درآوردند و پرایدسواران را با شگردی خاص به داخل
مهدی سهیلی که بود و چه کرد؟!
وقایع اسفند 1331، سهیلی را به بهانه و جرم اهانت به دربار سلطنتی، به زندان شهربانی بردند. در زندان با شعبان بی مخ و دار و دسته اش روبه رو شد اما به سلامت از میان شان گذشت. پس از آزادی، روزنامه حکیم باشی را که امتیازش را بعد از لغو نوشخند (که در برخی شماره ها با نام های قهرمان و رستاخیز خلق نیز منتشر می شد) گرفته بود، به سرعت منتشر کرد و همچنان با انتشار کاریکاتورهای هجوآلود از شاه و اطرافیانش تلافی
امنیت نی ریز در دوره قاجار و تأسیس امنیه در نی ریز
- سیرجان جانب راستِ جاده و در منطقه چاه سبز تک بنای ویرانی بر دامنه کوه ایستاده و از پنجره کهنه اش هنوز، روز امروز جاده و رهگذران را می پاید. سال های سال از این مسیر و از مقابل این بنای محقّر فرسوده گذشته بودم، اما هیچگاه به دلم خطور نکرده بود که به سراغ این پیر فراموش شده بروم و سرگذشتش را بپرسم. تا اینکه در هجوم دلتنگی ها، روزی به این پاسگاه وارد شدم و از طبقات سه گانه آن دیدن کردم. بعد ها با دوستم
95 فیلم از بهترین فیلم های هندی
از پرفروش ترین فیلم های هندوستان شد. داستان فیلم درمورد چند جوان است که برای نجات دوست دیگرشان سفر می کنند و در راه با مشکلاتی مواجه می شوند. در دهکده ای آرام در منطق گودواری غربی ، گروهی از دوستان نزدیک به اختلافی عمیق و تلخ بر می خورند. این اختلاف نه تنها زندگی آن ها بلکه آرامش جامعه شان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. ماده 370 یک فیلم هندی 2024 بوده که به کارگردانی آدیتیا
زندگی و زمانه سیداشرف، شهاب نی ریزی
/> مصدق شعر شهاب نی ریزی شاعری، از برجسته ترین هنر های شیخ الاسلام سیداشرف نی ریزی است. وی بخش عمده ای از عمر هفتاد ساله ی خود را صرف و وقف سرایش نموده است. درباره ی تاریخ نخستین سروده ی شاعر، سخن استوار و مستندی نمی توان گفت، اما می توان گفت که تا واپسین ماه ها یا روز های عمر، از ذهن و زبان شهاب، همچنان شعر می جوشیده است؛ زیرا در دیوان وی قطعه ای هست که به مناسبت بنای
داستان شنیدنی نی ریز
(کاروانسرای میرزا مسیح واقع در تقاطع جانبازان و ولیعصر) بود که روز ها گندم آرد می کرد و شب ها هم برق می داد. کنار کوچه ها یک چوب کار گذاشته بودند و یک لامپ هم بالای آن نصب بود که اندازه ی یک کبریت نور می داد. حالا می گویند مردم امشب پلو می خورند رفت تا فردا شب؛ ولی قبلاً می گفتند این عید تا آن عید. مردم فقط عیدها پلو می خوردند قبل از آن چراغ نفتی بود. شهرداری چند مأمور داشت از جمله عباس آشپز یا