سایر منابع:
سایر خبرها
نظری به زندگی بانوی مجتهده سیده نصرت امین
استفاده از وقت به نحو صحیح و نیز به تحصیل علم و معرفت اهمیت بسیاری می دادند. اما همواره می فرمودند علم با عمل، علم با تهذیب. اگر علم بدون تزکیه باشد، برای انسان غرور و حجاب می آورد. بانو امین و معرفت نفس(آثارشان) مرحوم حجه الاسلام صفوی قمی می فرمودند: مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب با آن مقام علمی و معنوی کتاب نفحات را به من دادند و فرمودند، ببینید این زن چه معنویتی دارد
پنج ساعت گفتگو با اصغر بیچاره
، سرگیجه گرفته بودم که من فیلم سپنتا را دیدم. رل اول دختر لر. کارگردان دختر لر حالا آمده کارگاه عکاسی من. -هزینه این عکاسخانه را از کجا آوردید؟ خودم دادم. آن موقع مثل حالا سرقفلی و این حرف ها نداشت. آنجا را که حدود 15 متر بود 45 تومان در ماه اجاره کردم و شروع کردم کپی کردن فیلم های فرنگی با شیشه که الان هم همان شیشه ها را دارم، ضمن اینکه در آنجا بود که با کار تئاتر آشنا شدم. خیلی
وقتی دعا می کنید یقین بدانید اجابت دم در است
تاریک دل نفهمید آقا او را به چه جای خطرناکی بردند. گفت: از حول و قوه خدا بیزار باشم و به حول و قوه خود متکی باشم و قسم یاد می کنم و ظاهراً از پا افتاد. حالا اگر ما بر حول و قوه خود متکی باشیم، اصلاً نمی توانیم درک کنیم که کمک خواستن از خدا یعنی چه و خدا چگونه باید آدم را یاری کند؟ روزی پیغمبر اکرم (ص) امیرالمؤمنین (ع) را موعظه می کردند، گفتند: یا علی، نماز شب را ترک نکن. بعداً هم رو به
شش ویژگی شعر حمید سبزواری از نگاه شاعر افغانستانی
گمان من مؤثرترین و در عین حال ماندگارترین آثار حمید سبزواری در سالهای پیش از انقلاب ، همین هاست . بله ، گفتم ماندگارترین و در کاربرد این صفت عمدی داشتم . حقیقت این است که این شعر، هرچند درباره واگذاری امتیاز نفت سروده شده و تا حدودی جنبه مناسبتی دارد، از آن غزل ِ باز با یاد تو امشب یاد ساغر می کنم ماندگارتر است . چرا؟ چون اکنون در بررسی ریشه های شعر انقلاب اسلامی به این شعر
خندوانه یا ماه عسل ؟
روزه داری، باید یک برنامه شاد تحویل مردم داد تا مغز و بدن و روان استراحت کنند تا بتوانند روز بعد هم دوباره روزه دار باشند و به کار و زندگی خود بپردازند. حالا عده ای از مردم با دیدن برنامه پرهیجانی مثل خندوانه انرژی روانی کسب می کنند و عده ای دیگر با دیدن ماه عسل به آرامش و فضای معنوی می رسند. اصل قضیه کسب آرامش است که ممکن است در هر انسانی به شکل متفاوتی به وجود آید. این موضوع به ذات و شخصیت هر
رابطه شرم آور زن شوهردار با مرد همسایه دخترش را به منجلاب برد
درآورد. دقایقی بعد مادرم در آستانه در ظاهر شد. او از دیدن من و پدر از تعجّب خشکش زد. حسابی گیج شده بودم و نمی دانستم که چه خبر است. پدر بی آنکه منتظر تعارف مادرم باشد، داخل خانه شده و خطاب به من گفت:"بیا داخل تا خودت همسر مادرت رو ببینی!" آنجا بود که همسر مادرم را دیدم؛ همان مرد همسایه! پدر با پوزخندی بر لب گفت: "حالا باورت شد که من حرف مفت نمی زدم؟! این دو تا از همون موقع با هم در ارتباط بودند
نظر ناطق نوری درباره رمز موفقیت روحانیت
رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری ، رمز موفقیت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) را حکومت بر دل های مردم دانست و گفت: رمز موفقیت روحانیت در مردمی بودن آنان است. حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری شامگاه یکشنبه در آیین دهمین سالگرد ارتحال آیت الله سیدمهدی یثربی نماینده ولی فقیه و امام جمعه فقید کاشان در مسجد جامع حبیب ابن موسی (ع) این شهر اظهار کرد: پیامبر اسلام (ص) در مرتجع ترین و عقب
ماجرای ترور بیولوژیکی نادر طالب زاده
و دقت کرده بودید که از آن رو به بعد حالتان بد شده است؟ طالب زاده: نه اصلا. همه اطلاعات لپ تاپ من را خالی کرده بودند. ساعت 3:00 نصفه شب دو مامور از حراست یکی از حرم ها آمدند آن هم در خانه ای که مهمان بودم. آدرسی دادند که به فلان جا برو و چمدانت را تحویل بگیر. من هم اصلا فکر نمی کردم چمدانم چیزی شده باشد یا آن آلوده کرده باشند. لپ تاپ خود را به بچه های سپاه دادم و گفتند که دیگر به آن دست
حجت الاسلام علی پناه: شیطان انسان را دعوت به فرصت سوزی می کند+ گزارش تصویری
کرد و حال عجیبی داشت، وقتی طلبه ها این حال متفاوت استادشان را دیدند، با تعجب عرض کردند که امشب چه خبر شده است؟ به آرامی فرمودند امشب شب پرواز است، شب وصال است. طلبه ها منظور ایشان را نفهمیدند، اما من فهمیدم که در حقیقت این عبد صالح و این ولی خدا می خواهد با زبان، بی زبانی به ما بگوید که ما امشب رفتنی هستیم. لذا بعد از اتمام آن جلسه به خدمت ایشان رفتم و گفتم حضرت استاد حالا که در کمال تاسف داریم از
از طلا فروشی تا غسالی /پدر و مادرم تا یک سال با من حرف نمی زدند!
وای می دانی شغلش چیست؟ به او دست نده، با او غذا نخور. این نجواهای یواشکی همیشه در گوشش می پیچد. گرچه برایش عادی شده، اما همیشه در تلاش است تا دیگران را متقاعد کند که برای صواب این کار، در این شغل مانده است. این بار حرف از شغل غسالی است. شاید تاثیر این ضرب المثلی که می گوید: عقل مردم به چشمشان است در اینجا کاملا پیداست. انگار هر چه شغلت از سطح بالایی برخوردار باشد و محل کارت شیک تر باشد، بهتر است و مردم به تو در نهایت عزت و احترام می گذارند، اما
نگران خطر تحریف امام و انقلاب اسلامی بود
محله ی تو و من حاوی خاطراتی از شهدا بود که دارای پیام خاص بود. متناسب با هر خاطره، حدیث یا آیه ای از قرآن انتخاب کرده بود تا مخاطب پیام دینی را با یک نمونه عینی و عملی ببیند. وقتی رهبر معظم انقلاب اسلامی مباحث جنبش نرم افرازی و تولید علم را مطرح کردند، مهدی با دفتر جنبش نرم افزاری مدرسه معصومیه ارتباط جدی گرفت. همه دوره ها را شرکت کرد. حتی بعد از مدتی جزو حلقه ی اصلی دفتر شد. برگزاری
روایت تازه از جان باختن حجاج در منا
نیست. گفتند نه، اینجا حریم است (و تو نامحرمی). گفتم من دارم می میرم، شما بروید کنار تا من بخوابم. اجازه دادند که بخوابم. البته خواب نبودم چون گوشم می شنید، فقط باد پنکه با آب به من می خورد و خیس شده بودم. حولة بالا تنم افتاده و عینکم گم شده بود. پا برهنه هم بودم. حدود 40 دقیقه ای خوابیدم. صدای زنگ تلفنم را مکرر می شنیدم و دوستان نگران بودند و من فکر نمی کردم کسی اطلاع داشته باشد. رئیس
طنز روز: بیکاری کریم، کرنر های کین و واج آرایی حرف کاف
؟ الانم با این هیکل نشستی خونه که چی کره خر؟ تا کی باید خرج تورو بدم من؟ - پدر من میلیونرم! + هستی که هستی! میلیاردر هم باشی باز هم بچه منی. بچه موسیو ژاک را آدم می بیند کیف می کند. بچه همسایه را می گویم. نصف توئه ولی هشت صبح می زند بیرون، پنج بعد از ظهر می رسد خانه. بس که زحمت کش است این آدم. مودب است. تو چی؟ الان سه هفته است یک گلدان آوردی خانه هی می گویی این دسیما اون
سه کامیون طلا و جواهرات، هدیه ملک عبدالله به مسعود رجوی!
اخبار دست چین شده تلویزیون سازمان می بایست نگاه می کردیم که آنهم اجباری بود. دریکی از این هفته ها درهمان پنجشنبه شب من در حد یک جمله به نفر کنار دستی ام گفتم کاش این فیلم مرگ و میر و تکان دهنده را اقلا پنجشنبه شب ها پخش نمی کردند که شام هم کوفت ما نمی شد. فردای آن روز در جلسات سازمانی در حضور 50 نفر بشدت مورد مواخذه و ناسزا قرار گرفتم که چرا به پخش این فیلم اعتراض کردم و از
خداوند دعای دسته جمعی در دل شب را دوست دارد
قدر، حداقل بعدازظهر را یکی دو ساعت استراحت کنید تا از غروب شب جمعه دیگر پلک هایتان روی هم نرود. حالا این چه سرّی است که می گویند حتّی پلک هایتان هم بر روی هم نرود! وجود مقدّس امام حسن مجتبی(ع)، راجع به لیالی قدر می فرمودند: ما طفل بودیم، مادرمان، بی بی دوعالم، ما را بعدازظهرها می خواباند و می فرمود: دیگر از غروب به بعد نخوابید - حتّی بچّه ها را هم باید این طور عادت داد -حالا غیر از این
اخلاق و مردمداری رمز محبوبیت و ماندگاری آیت الله یثربی است
سالگرد ارتحال آیت الله سید مهدی یثربی با حضور باشکوه و گسترده قشرهای مختلف مردمی، علما، طلاب، روحانیون و مسوولان برگزار شد. آیت الله سیدمهدی یثربی نماینده ولی فقیه و امام جمعه فقید کاشان و همچنین نماینده مردم استان اصفهان در مجلس خبرگان رهبری در سال 1304 شمسی در کاشان چشم به جهان گشود. وی از محضر مدرسان و استادانی چون مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ محمود نجفی و آیات عظام سلطانی طباطبایی
باهنر چگونه " لابی من" مجلس شد؟ / توصیه های محمدرضا باهنر برای آینده جناح های سیاسی ایران
جمهوری شدند، بنده رئیس کمسیون تلفیق بودجه بودم. بودجه مهم ترین لایحه دولت است و مستقیم دست کسی افتاده بود که مخالف دولت است. بعد از بررسی و ابلاغ بودجه، اتفاق جالبی افتاد. اول اینکه رئیس جمهوری وقت از بودجه ای که در مجلس تصویب شد تعریف کرد و بنده خدا آنقدر تواضع کرد که گفت بودجه ای که مجلس تصویب کرده خیلی بهتر از لایحه ای بود که دولت به مجلس فرستاد. من شب در منزل نشسته بودم و از تلویزیون خبر گوش می
یک جریانی در کار است که می خواهد این کشور را باز هل بدهد طرف امریکا
. بعضی چیزهاست که اگر انسان احتمالش را بدهد، یک احتمال صحیحی بدهد، باید دنبال کند او را و به آن اعتراض کند. به گزارش خبرنگار خبرنامه دانشجویان ایران ؛ این روزها با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی کشور و طرح ادعاهایی از سوی جریان های مختلف سیاسی مبنی بر پیروی از خط امام(ره)، بازخوانی صحیفه امام خمینی(ره) از اهمیت فراوانی برخوردار است، چرا که اتفاقات روی داده در آن زمان بی شباهت به مسائل جاری
گفت بعد از شهادتم زینب وار بایست
خیلی زود به فرودگاه برسم. آن لحظه یاد حرف صادقم افتادم که گفت:جمعه به استقبالم می آیی، مطمئن باش. از مسئولان خواهش کردیم که پیکر نفسم را به خانه بیاورند. اما چون ازدحام جمعیت زیاد بود، به گلزار شهدا بردند و ساعت 10 شب به خانه آوردند. گفتم او را ببرند داخل گلخانه اش. خواستیم که تابوت را باز کنند، دست به کار شدند تا در تابوت را باز کنند. باز کردند ولی در تابوت را طوری نگه داشتند که من نبینم. اعتراض
ماه رمضان در دل شب های زیبای بشرویه در قدیم
خاصی بر بام مسجد تاریخی میان ده و حسینیه تاریخی حاج علی اشرف رفته و طی 3 نوبت مشخص شروع به نواختن طبل و شیپور می کردند به این ترتیب که 2 ساعت مانده به اذان صبح "طبل اول " نواخته می شد که با آهنگ خاصی و استفاده از واژگانی همچون " بیدار شو " بیدار شو" اعلام می کردند که هنگام سحر است و خانم خانه جهت مهیا کردن سحری بیدار می شد و 40 دقیقه بعد از طبل اول ، "طبل دوم " برای سحری کردن و مناجات نواخته می شد و
اشرافیت دولتی و خیانت به اصل عدالت
العوام خانه ای در بصره بنا کرد که اکنون در سال 332 (زمان خود مسعودی است) هنوز باقی است و معروف است خانه هایی در مصر، کوفه و اسکندریه بنا کرد. ثروت زبیر بعد از وفات پنجاه هزار دینار پول نقد و هزار اسب و هزارها چیز دیگر بود. خانه ای که طلحه بن عبدالله در کوفه با گچ و آجر و ساج ساخت هنوز (در زمان مسعودی) باقی است و به دار الطلحتین معروف است. عایدات روزانه طلحه از املاکش در عراق هزار دینار بود. در سر
تعبیر خواب سیدآزادگان در اسارت
بودیم. همه مشتاقانه در انتظار شنیدن کلامش بودند. هنگامی که حضرت امام سخن گفتن را شروع کردند، گریه به بچه ها امان نداد و اگر بعثی ها به سرعت صدای امام را قطع نمی کردند، شاید سیلاب شور بچه ها، فضای اردوگاه را در برمی گرفت. یک روز صبح، به عنوان مسئول، رفتم صبحانه بگیرم. متوجه شدم شور و حال عجیبی بین بچه ها موج می زند. می گفتند: “اجرای قطعنامه بعد از مدت ها مسکوت ماندن، به جریان افتاده.”
ما از وزارت خارجه درخواست جهیزیه داریم
تهیه جهیزیه هستند؟ گفتم: واقعاً درست گفتند. فکر کرده اند که تحریم ها را برداشته اند همه چیز تمام شده در صورتی که کار وزیر خارجه این چیزها نیست. دلواپیش خوشحال شد و گفت: پس تو هم با این حرف ها موافقی؟ گفتم: صد البته! کجا در دوره های قبل این گونه بود؟ درسته این دولت یادش رفته ولی ما که اقدامات وزرای خارجه دولت قبل رو یادمون نمیره. حالا گفتنش خوب نیست ولی همین آقای
سینما فقط ابزار گذران اوقات فراغت نیست/ وظیفه ما آگاهی بخشی است
/> *و برای پایان بندی این گفتگو اگر نکته ای دارید بفرمایید. معصومی: من درباره تابو و اکران آن در برنامه هفت به صورت یک برنامه ضبطی صحبت کردم و گفتم پخش در سینمای ما براساس مافیاست. درست بعد از اتمام صحبت های من دو نفر در استودیو در قالب یک برنامه زنده، گفتند معصومی چه انتظاراتی دارد! فیلمی که در سینمای کورش 4 تماشاگر بیشتر ندارد چه می خواهد بشود؟ به نظرم این ها حرف های ناپسندی است
احتمال نفوذ بیگانه ها در گروه های خودسر/ حوادث تلخ 88 جریان های تند را تقویت کرد
شده و جایگاه خود را از دست داده است. استدلال شما چیست و شما برای جدی بودن تهدید جنگ در پیش از 24 خرداد، چه مصداقی دارید؟ حاشیه ای به سخنان آقای هاشمی بزنم. به نظرم آقای هاشمی کم گفته است. در زمان جنگ جمعیت ما نزدیک به 40 میلیون نفر بود، کل کشور بسیج شده بود و مردم به کمترین، قانع بودند. اما حالا نه تنها جمعیت دو برابر شده، بلکه خواسته ها و مطالبات مردم نیز بشدت افزایش یافته است. دیگر
حجت الاسلام اکبرنژاد: اولین مکر شیطان این است که کاری کند تا وجود خودش انکار شود+ گزارش تصویری
است ولی فرض اینجا کسی که این حرف را می زند و می گوید شیطان سمبلیک است باید دلیل بیاورد. خدا در اینجا شوخی که نمی کند. خدا فرمود: من انس و جن را مگر برای عبادت کردن نیافریدم. امام حسین علیه السلام در تفسیر این آیه می فرمایند: الّا لیعرفون . یعنی من انس و جن برای این آفریدم که خدای خودش را اول درست بشناسد تا بعد بفهمد چگونه باید او را عبادت کند. اصلا انبیاء علیهم السلام کارشان این بود که
صالحی امیری: دولت روحانی ، زمینی است/دولت قبل، توهم اداره ماورایی کشور را داشت
و نحله های فکری هم در زمان حیات حضرت امام(ره) و هم بعد از آن با منطق اصل رقابت و گردش قدرت در کنار هم زیست می کردند. این تفاوت فکری در سیاست با عنوان چپ و راست و بعد اصلاح طلب و اصولگرا، در حوزه با عنوان روحانیت و روحانیون، در دانشگاه با عنوان جامعه اسلامی و تحکیم وحدت زیر چتر انقلاب اسلامی فعالیت می کردند و هر دو طیف نیز به مرزهای انقلاب اسلامی و اخلاق، وفادار بودند. بر این اساس دیدیم اولین کسی
گزارش خواندنی نشریه آمریکایی از مدافعان حرم
عباس را به عقب بازگرداند. اما یک روز بعد، وقتی در حال نوشتن پیام در گوشی خود بود، سهوا تماس اصغر را پاسخ داد. اصغر به حاج مهدی گفت: فکر می کنی که برای پیکر پسرم زنگ زدم؟ من با خدا عهد بستم که سراغ آن را نگیرم. فقط می خواستم به تو بگویم حالا که عباس پسرم دیگر در واحد تو نیست، من می توانم به سوریه بروم؟!
فریب ساواک بدون آموزش
اکثر زن ها و بچه هایی که جزء اقوام و آشنایان حاج صادق بودند همه را به شهربانی آورده بودند. اعمال وحشیانه ای در آنجا انجام می دادند. [...] مثلامادر ما را؛ که ناراحتی قلبی هم دارد؛ نگه داشته و بعد شروع کرده بودند به سیلی زدن من. چون مادر ناراحتی قلبی داشت، قلبش می گیرد، و در کریدور می افتد. ناراحتی قلبی ایشان کمک کار زیادی شد، چون ماموران دست وپاچه شده؛ با آن حجم کار زیاد؛ به فکر آزادی ایشان می افتند.
بُعد دوم شخصیت آقای حمید
نداند یا نشنیده باشد. پای ثابت محفل شعری حسینیه ی امام خمینی سال 62، یکی از روزها، سبزواری به دیدار آیت الله خامنه ای، دوست قدیمی و یار گعده های شعری اش که حالا شده بود رئیس جمهور کشور رفت. در میانه ی دیدار، بحث به شعری و شاعری رسید. سبزواری ماجرای آن روز را اینطور تعریف می کند: یک روز در خدمت حاج آقا بودم که فرمودند: آقا حمید چرا شما کارهایتان را چاپ نمی کنید؟ من به شوخی گفتم: آقا