سایر منابع:
سایر خبرها
سرنوشت شوم خانم نابغه ریاضی کشور
کند: 16 ساله بودم، دختری چادری، درس خوان و مودب! سال اول دوران دبیرستان نفر دوم المپیاد ریاضی کشوری شدم! زندگی خوب و خوشی را کنار پدر و مادرم سپری می کردیم تا اون نامه سرنوشت ساز به دستم رسید و روزگارم را یک شبه از این رو به آن رو کرد. نامه را سه خواهر جوان از یکی از شهرستان های همجوار سمنان برایم نوشته بودند. آنها مرا خواهر خود می دانستند!
کودکان خطرناک دنیا را بشناسید
. کودکان خطرناک دنیا را بشناسید جاشوا فیلیپس جاشوا اهل فلوریداست و زمانی که 14 سال داشت، در سال 1998 همسایه 8 ساله شان به نام مَدی را قتل رسانده بود. مدی که گم شده بود، همه به همسایه دیگر آن ها که سابقه زندان داشت شک کرده بودند و در این راه حتی جاشوا مشغول کمک به پلیس و خانواده مدی شده بود. در روزهایی که همه دنبال مدی می گشتند، مادر جاشوا وقتی خانه را تمیز
روزهای نوزادی در پیچ و خم اعتیاد
می کرده؟ زهرا هر بار درباره رؤیا با من حرف می زند، بغض راه گلویش را می بندد. چشمان سیاهش پر از اشک می شود: پنجشنبه بود. آه چه پنجشنبه سیاهی. ساعت ها کنارش بودم. رؤیا که همیشه ناله می کرد، آن روز خوابیده بود. چند ساعت خواب بود. مدام بالای سرش می رفتم. من و پدر هم اتاقی اش تعجب کرده بودیم. رؤیا هیچوقت این همه نمی خوابید. همیشه بیدار بود و مدام ناله می کرد. آنقدر حالش بد بود که نمی تواست شیر
گفت وگو با چند فحاش فضای مجازی
لیونل مسی؛ اولین نام بود. همه چیز با مسی آغاز شد و کار آنقدر بالا گرفت که جمشید مشایخی بازیگر کهنه کار ایرانی را وارد ماجرا کرد و تا بوسیدن کتف های مردانه مسی پیش رفت. به گزارش اعتدال، روزنامه قانون در ادامه می نویسد: ماجرا از گلی آغاز شد که پس از بیش از 90 دقیقه مقاومت تیم ملی ایران در جام جهانی 2014 در دروازه تیم وارد شد و زننده گل ستاره تیم آرژانتین، لیونل مسی بود. دقایقی بیشتر از
بازتاب کشتی در سینمای ایران
علی حاتمی، هدایت فیلم که تهیه کننده جهان پهلوان تختی بود، اگرچه دوست داشت فیلم را سریع تر تمام کند اما هیچ کارگردانی حاضر به ادامه راه حاتمی نشد، چرا که گفته می شود فیلمنامه ی کاملی در اختیار نبوده و ضمن آنکه صحنه های فیلمبرداری شده توسط علی حاتمی خیلی کم بوده است. نهایتا قرار شد بهروز افخمی جهان پهلوان تختی را بسازد؛ فیلمی که فضایی کاملا متفاوت با آنچه علی حاتمی مدنظر داشت را دنبال می کرد و اگرچه
روش عجیب وناجوانمردانه برای گرفتن رضایت از پدر برای ازدواج با دخترش
علاقه زیادی به آن دختر پیدا کرده بودم کوتاه نیامدم و بر خواسته ام پافشاری کردم. وقتی دیدم خانواده دختر همچنان مخالف ازدواج ما هستند با طرح نقشه ای و به صورت پنهانی دختر مورد علاقه ام را به منزل خودمان بردم و در آن جا مخفی کردم. این ماجرا حدود 4 روز به طول انجامید تا این که وقتی پدر دختر آبرویش را در معرض خطر دید با این ازدواج موافقت کرد و حدود 2 سال قبل با برگزاری مراسم خواستگاری آن دختر را به
دزدی می کنم اما بازیچه مردان هوسران نمی شوم
، تصمیم گرفتم وسایل داخل خودرو را نیز سرقت کنم که از سوی ماموران کلانتری دستگیر شدم. نغمه آهی کشید و افزود: به مواد مخدر معتاد هستم و سه بچه دارم. چند سال قبل در پی یک عشق و عاشقی خیابانی خاطر خواه شدم و به خاطر او از خانواده ام و همه کس و کارم و شهر و دیارمان گذشتم . با اصرار من بالاخره ازدواجمان سرگرفت و راهی دیار غربت شدم. در حالی به خانه شوهرم رفتم که خانواده ام مرا طرد کردند
کشتار 11 عضو خانواده به خاطر تجاوز جنسی +عکس
شناسایی شده اند و تحت تعقیب هستند. مظنون اصلی مردی است که 9 سال قبل به یک عضو این خانواده تجاوز کرده بود. او تهدید کرده بود که اگر آن تجاوز گزارش شود همه اعضای خانواده سانچر هرناندز را خواهد کشت. خانواده هرناندز با نادیده گرفتن این تهدید به پلیس مراجعه کرد. دادستانی می گوید که آن مرد نهایتا دستگیر شد و به زندان رفت، اما پس از آزادی برای انتقام سراغ این
پسر 15 ساله ای دختر جوان را از مرگ نجات داد
دوم را از آن خود کنیم. قلاوند با بیان اینکه آموزش فعالیت های امدادی و بشردوستانه به دانش آموزان به ارتقای ایمنی خانواده ها و جامعه در برابر حوادث کمک می کند، می گوید: در جلسات مختلف با مسئولان آموزش و پرورش سعی شده است ظرفیت بیشتری از مدارس در زمینه آموزش به دانش آموزان فعال شود که همه مسئولان به این امر آگاهند که این آموزش ها برای تمام خانواده ها و کل جامعه مفید است. ایجاد
اگر هدفش شهادت بود گوشه هیئت می نشست و کاری با موسیقی و جشنواره فیلم نداشت
تهران می ماند و روز به روز ترفیع می گرفت. در 8 سال دفاع مقدس حضور داشت. در جنگ وظایف خود را انجام داد و موقعِ به دنیا آمدن دو تا از فرزندان خودش یعنی محمدحسین و عباس حضور نداشته است. من خوش شانس بودم که بعد از جنگ به دنیا آمدم و پدر بالای سرم بود. جنگ که تمام شد سلاحش را زمین می گذارد و در اهواز پاسدار می شود. چند سال بعد از جنگ به لبنان می رود. او دغدغه و دیدگاه جهانی داشت
آمریکا با فاصله 9 هزار کیلومتری در عراق حضور دارد تا امنیت کشورش تامین شود
مرقومه در ادامه پرونده ویژه روی خط مقاومت داستان زندگی شهید رحیم کابلی به روایت همسر و پسرش است: روایت اول؛ همسر: سمیه اصلانی متولد 1350 شهرستان علی آباد کتول همراه و همقدم 29 سال گذشته رحیم کابلی است. 16 ساله بود که پا به خانه رحیم گذاشت؛ یادآوری خاطرات آن روز چهره غمگین اما صبورش را شادمان می کند: آقا رحیم و داماد خانواده ما با هم در جبهه دوست بودند، به دامادم گفته بود من
مصاحبه با پسر 17 ساله ای که هنگام زورگیری، نوجوان هندی را در تهران با چاقو زد و سپس خودزنی کرد
. او در گفت وگو با همشهری از جزئیات سرقت می گوید. چه شد که در این سن کم تصمیم به زورگیری گرفتی؟ من تنها یک هفته بود که از یکی از شهرستان های غرب کشور به تهران آمده بودم اما ناخواسته وارد بازی شدم. همدستم که تنها چند ساعتی از آشنایی مان می گذشت مرا اغفال کرد که چند گوشی سرقت کنم و بعد به شهرستان برگردم. من هم وسوسه شدم که با او همکاری کنم. چرا او را با چاقو زخمی
درد بی درمان کودکان خمار در تهران
، بوشهر، هرمزگان، گلستان، زنجان و کرمان، مشخص شد که 116 نفر از این تعداد (27 درصد دختر و 73 درصد پسر) معتاد بودند، بیشترین تعداد کودکان معتاد مورد مطالعه در گروه سنی 7 تا 13 سال قرار داشتند، 54 درصد به اجبار معتاد شده بودند، 42 درصد کودکان بر اثر مصرف شیر مادر و 35 درصد در خانواده معتاد شده بودند، 29 درصد کودکان به علت اعتیاد ترک تحصیل کرده بودند، پدر 80 درصد کودکان و مادر 62 درصد کودکان معتاد
عکس/ غیرمسلمانان بر سر سفره افطار مسلمانان کانادا
نبودیم. وی سپس یادآور شد: از زمان آغاز به کار کمپین همسایه خود را ملاقات کن ، تغییر عقیده دادم و در مدت چهار سال گذشته، در بسیاری از شب های ماه رمضان میزبان همسایگان غیرمسلمان خود بودم. این مسلمان کانادایی همچنین خاطر نشان کرد: در طول شش، هفت روزی که از آغاز این ماه مبارک می گذرد، 15 تن از همسایگانم را برای افطار دعوت کرده و آنان نیز قبول کرده اند و بر سر سفره افطارمان حاضر
الان 20 سال مسیر انقلاب را عقب انداختند
شود همه این زحمات را بتن کند. ما بعدها خواهیم فهمید که از کجا خورده ایم، اما چه فایده دیگر، احمدی روشن ها رفته اند. * به من می گویند ما را سوریه بفرست پول هم می دهیم پرورش یافته این مکتب جماعتی هستند که من خودم تا 5-4 سال پیش بریده بودم و احساس می کردم دیگر تمام است و فکر کردم انحراف آن قدر ریشه گرفته که دیگر نمی توانیم مسیر را ادامه دهیم، ولی جریانات جدید و مدل رویشی ها را
سکوت کمپ 11 پس از شنیدن یک خبر
انتخاب می شدند در پوست خود نمی گنجیدند و بالعکس آنهایی که انتخاب نمی شدند ناراحت می شدند. برادر شهیدم سید رمضان هادیان با وجود اینکه من در خدمت سربازی بودم و سرپرست خانواده بعد از فوت پدر و برادر بزرگترم او بود، داوطلبانه رفت خودش را معرفی کرد تا به خدمت سربازی بیاید، نه اینکه احساس مسؤولیت نمی کرد، خیر! برعکس به این موضوعات توجه خاصی داشت. بعد از مرگ یکی از برادرانم آن قدر در کارهای خانه
گزارشی از اشتغال زنان در تاکسیرانی
آقایان رانندگی می کنند. شما در آمار تصادفات ببینید که چند درصد بانوان بوده اند و چند درصد آقایان. این راننده زن می گوید: شغل اصلی من پس از اینکه سرپرست خانواده شدم خیاطی بود و از این راه درآمد کسب می کردم و خرج خانواده را تامین می کردم و پس انداز اندکی نیز داشتم. در سال 86 برای خرید تاکسی بانوان ثبت نام کردم. در ابتدا به شکل گذری مسافرکشی می کردم. با وجود اینکه تاکسیرانی از 10 سال پیش تحویل تاکسی
چرا به حوزه آمده ایم؟/ بعضی ها را خدا انتخاب می کند
ندارم. این طور می شود. مواظبت هستم خب حالا این ها را عرض کردم یک جمله هم از مرحوم حاج آقا مهدی مسائلی عرض بکنم که منزلشان که می رفتیم یک صندلی بود که می نشستیم روی آن روضه می خواندیم. یک روز که رفته بودم جلویشان گفتند که من خواب حضرت ولی عصر (عج) را دیده ام؛ حضرت آمده بودند روی همین صندلی نشسته بودند و من هم پایین صندلی مثل بچه هایی که خودشان را پیش پدر و مادرشان لوس می کنند
بازگشت از دنیای مردگان
خیابانها شروع شد و کم کم به قهوه خانه رفتن و قلیان کشیدن و سیگار گوشه لب گذاشتن و... تا اینکه روز چهارم خرداد 1385 برای نخستین مرتبه لب به وافور زدم. راستش را بخواهید فردای آن روز از کار خود شرمنده شدم و تصمیم گرفتم دیگر همراه رفقایم نروم، اما اراده ضعیفی داشتم و نتوانستم به آنها نه بگویم! مخصوصاً که آنها نیاز به پول داشتند و به همین خاطر آنقدر وسوسه ام کردند تا سرانجام حدود ساعت چهار
گپی با ابراهیم تهامی درباره زندگی شخصی و حرفه ای اش
خیلی اذیت شد. فر کنم این بدترین روز زندگی اش بود. می دانید سال جدید چه سالی است؟ نمی دانستم ولی برایم اس ام اس آمد و متوجه شدم سال میمون است. فکر می کنید سال میمون چه ویژگی هایی دارد؟ میمون موجود بامزه و باوفایی است، من فکر می کنم اوضاع مالی مان هم خوب شود. یعنی شنیده ام که اوضاع مالی در این سال بهتر می شود. به تیم ملی سال 98 برسیم، فکر می
پاتوق هایی برای دودکردن زندگی
ممنوع است زیرا عنوان می کنند تزریق مرگ را به همراه دارد. کسی هم که جلوی ورودی پاتوق ایستاده اگر چیز مشکوکی ببیند بقیه را باخبر می کند تا فرار کنند. حرف های جمشید را یکی از مصرف کننده ها که برای پانسمان زخم دستش آمده تأیید می کند و ادامه حرف را می گیرد: وقتی مأمور می آید نظم پاتوق به هم می ریزد. همه پا به فرار می گذارند. مأمورها با ما با خشونت رفتار می کنند. به خدا ما جانی و خلافکار
جوان اندیمشکی پای چوبه دار بخشیده شد+عکس
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اندیمشک جوان :در نشست صلح و سازش که با حضور فرمانده ناحیه مقاومت بسیج اندیمشک،مسئولان،بزرگان طوایف و خانواده مقتول و قاتل در مسجد امام خمینی (ره) اندیمشک بین دو خانواده صلح و سازش صورت گرفت. سرهنگ پاسدار غلامرضا قربانی در حاشیه این مراسم به خبرنگار ما گفت: در ماه مبارک رمضان این عمل خیر اثرات خوبی در جامعه خواهد داشت. وی در ادامه
ماجرای خونین خواهر وبرادری که به طور اتفاقی همدیگر را در پارتی شبانه دیدند
در خانه، دریافتم که در آن میهمانی خانمان سوز، فرهام بر اثر ضربات چاقوی دانیال از پا درآمده و در دم فوت کرده و دانیال نیز توسط پلیس دستگیر و تا اجرای حکم قصاص، روانه زندان شده است. گرچه برادرم همواره، بسیار با من رفتار بدی داشت و پیوسته مورد آزار واذیتش قرار گرفته بودم ولی نمی دانم که چرا با شنیدن خبر مرگش، ناباورانه بغض راه گلویم را گرفته و اشک از خانه چشمانم به سوی یک عذاب ابدی، سرازیر
برنامه فرهنگی تبلیغی محله شهید با محوریت شهید " جانعلی سالیکندی " + تصاویر
باید به خانواده ام، به پدر و مادرم مخصوصا به همسرم، صبر و استقامت عنایت فرمایی، تا در اثر این پشتکار، خونم اثر مثبت در جامعه داشته باشد. خدایا! در این لحظه های آخر از تو عاجزانه می خواهم که در مقابل شهادتم برای پدر و مادرم و بر صبر و پایداری همسرم بیافزایی! روحش شاد، راهش پر رهرو باد انتهای پیام/
علی مصفا از کم رویی بودنش می گوید! گاهی بخاطر پول بازی میکنم!
اگر در خانواده ای هنری به دنیا نمی آمدید باز هم سمت هنر می رفتید؟ شاید این طوری برایم بهتر هم بود و هنر را جدی تر دنبال می کردم. پیگیرتر بودم و به نتیجه مناسب تری می رسیدم. من در فعالیت های هنری خیلی آدم تنبلی بودم و اگر کاری کردم به خاطر شرایطی بوده که مجبورم کرده آن کار را انجام دهم. کم پیش آمده که خودم بخواهم کاری بکنم و اگر هم این اتفاق افتاده، پروسه انجام آن کار خیلی طول کشیده است
هشتمین قاب ماه عسل، روحانی شب آخر محکومان به اعدام
کار دیگری را انتخاب کنید، اما روحانی داستان، گفت: درسته اما زمانی که من زندانی را می بینم به نظرم آنها اهل برزخ هستند. من وارد زندان شدم برای ساختن زندانیان و برگرداندن آنها به زندگی سالم. شاید اگر من در شرایط خاصی زندگی می کردم بدون نظارت، مادر، پدر و اجتماع شاید من خودم الان جای آن زندانی ها بودم. روحانی داستان در ادامه گفت: من هرروز در بند خودم هستم. علیخانی به مزاح گفت: اینطوری می
نبود درک صحیح از فضای مجازی عامل اصلی تغییر سبک زندگی
شکل بود که حریم خانواده ظرف تنها یکی دوسال در جامعه ما چنان آسیبی دید که در طول صد سال از مدرنیته چنین آسیبی ندیده بود. وی افزود: این مساله در بین متاهلین به طلاقهای عاطفی و طلاق های واقعی منجر می شود و برخلاف تصور عموم باید گفت طلاق های ثبت شده بسیار بهتر از طلاق های عاطفی هستند زیرا در طلاق رسمی حضانت بچه ها بعد از جدایی حداقل با پدر یا مادر خواهد بود اما در طلاق عاطفی در حالی که هردو
درباره عامل کشتار باشگاه شبانه ارولاندو
تنها چهار ماه با او زندگی کرده در مورد عمر به خبرگزاری رویترز گفته است: من چهار ماه با او زندگی کردم تا زمانی که خانواده ام من را از اسارت او در آوردند و مراحل طلاق را آغاز کردیم. او خیلی کم تحمل بود و خیلی زود با پدر و مادرش درگیر می شد اما چون من تنها فرد زندگی او بودم بیشتر خشونتش علیه من بود. ستاره می گوید که در هشت سال گذشته هیچ ارتباطی با عمر صدیق نداشته است. در مورد همسر دوم عمر
پنج ساعت گفتگو با اصغر بیچاره
نمایشگاه نگذاشتید؟ چرا، یک دفعه گذاشتم البته نه همه این عکس ها، نه. تعدادی از این عکس ها را در نشر ثالث گذاشتم. -نشر ثالث جای کوچکی برای چنین نمایشگاهی نبود؟ آن موقع اولین بار بود که گذاشتم که در افتتاحیه اش آقای انوشیروان روحانی - که من با پدرش خیلی رفیق بودم - همراه خانمش تشریف آوردند. آقای دولت آبادی آمدند. محمود دولت آبادی معروف، (خنده) توی دنیا معروف... آمدند
از حضرت زینب(س) می خواهم در حق برادرم خواهری کند
در حق برادرم خواهری کند. دفاع در سوریه دفاع از شخص نیست دفاع از اسلام است رسول پدر مهدی است و خود نیز در صف مدافعان حرم. قبل از گفت و گو اعلام کرد که عازم سوریه است. قلب انسان فشرده می شود از عزم این و اراده این خانواده. آنقدر با اراده و مستحکم است که در دل تحسینش می کنی. مدافعان حرم بی بی چنین شیرمردانی هستند. پدر شهید می گوید: شب و روز فکر و ذکرم سوریه و حرم حضرت زینب(س