سایر منابع:
سایر خبرها
آیا موسیقی سنتی ایران برای فرار از فراموشی به سمت پاپ شدن می رود؟
خوانده می شود و کمانچه و سنتوری که از صداوسیما و مجموعه کلی رسانه ها با تیراژ بسیار دیده می شود، به جایی می رود که من فکر می کنم آخرین روزها و ساعت ها و سال هایی باشد که ما راجع به آن صحبت می کنیم. جالب این جا است که آن چیزی که من و شما خوش مان می آید مشترک است. حتی خیلی خوشحال شدم که کاسه ساز علی بزرگ تر شده و مکتب آقای شهناز را دنبال می کند. ما همه می دانیم جنس درست و موسیقی خوبی که واقعاً نمی
هافبک جدید پرسپولیس را بشناسید
لیگ به بازی با گسترس نرسید، در هفته سوم مسابقات 90 دقیقه مقابل ذوب آهن بازی کرد تا گل اول دیدار را در دقیقه 18 به ثمر برساند. آن روز تراکتور جلالی 4 بر 2 ذوب آهن را شکست داد. با این حال در هفته دوازدهم لیگ اتفاقی که نباید می افتاد، روی داد. یعنی در دقیقه 11 دیدار برابر با راه آهن رباط صلیبی ربیع خواه پاره شد تا تمام فصل را از دست بدهد و البته این پایان کار او در لیگ برتر و تراکتورسازی
گفت و گو با اولین بانوی ایرانی فاتح اورست و لوتسه
است. فقط این را می توانم بگویم که وقتی از دماوند برگشتم دیدگاهم راجع به کوهنوردی عوض شد و تازه فهمیده کوهنوردی چیست." صعود بلند اولم موستاق آتا بود "سال 87 بود که دوستانم پیشنهاد دادند که کوهنوردی را با عضویت در یک باشگاهی ادامه دهم و عضو یک باشگاه شوم تا بتوانم آموزش های کلاسیک را نیز بگذرانم. بنابراین من به باشگاه اسپیلت معرفی شدم و دوره هایی را گذارندم و حکم مربیگری نیز
بازیکنی که به توصیه بگوویچ پرسپولیسی شد
بودم هفته دوازدهم رباط صلیبی پاره کردم و توانستم فقط هشت هفته بازی کنم اما یک گل به ذوب آهن زدم. البته گل زدن وظیفه من نیست. در صنعت نفت هافبک دفاعی بازی می کردم. در تراکتورسازی هافبک چپ و راست و دفاع راست و در پاس همدان هم به جز خط حمله و دروازه در همه خطوط بازی کردم. در ادامه وقتی خبرنگاری درباره کادر فنی پرسپولیس و توقع آنها از بازیکنان ایرانی پرسید، ربیع خواه اینطور پاسخ داد: کادر فنی پرسپولیس آنقدر بزرگ است که فکر نمی کنم بتوانم در مورد آنها اظهارنظر کنم.
ادینیو: می خواهم با تراکتورسازی هم قهرمان شوم هم آقای گل
مهاجم برزیلی تراکتورسازی امیدوار است امسال بتواند با این تیم هم به قهرمانی برسد و هم عنوان آقای گلی رقابت های لیگ برتر را کسب کند. به گزارش ایسنا، لوسیانو ادینیو مهاجم برزیلی که پس از یک سال جدایی از تراکتورسازی بامداد امروز پس از توافق با مصطفی آجرلو بار دیگر به تیم سرخ پوش تبریزی پیوست در نخستین اظهار نظر خود پس از امضای قرارداد گفت: بسیار خوشحالم که می توانم بار دیگر پیراهن
حاشیه نگاری خبرنگار ایرنا از سفر رئیس کمیته امداد کشور به ایلام
ما دادند ولی سال 88 او به علت شدت بیماری فوت کرد. مستاجر بودم و هیچ منبع درآمدی نداشتم، به علت فشار مالی زیاد مجبور شدم دخترهایم را در سن 13 سالگی به خانه بخت بفرستم با درخواست دوباره از کمیته امداد 10 میلیون تومان دیگر وام گرفتم که بتوانم وام اولی را پرداخت کنم ولی سود وامم زیاد شده بود و اکنون به 53 میلیون تومان رسیده و توان پرداختش را ندارم. زن نامه های دستش را که مهر دادگاه خورده
پدیده فوتبال هرمزگان: تمام فکر و ذکرم ذوب آهن اصفهان است
المپیاد ایرانیان در همدان شرکت کرده و در آنجا به مقام پنجم کشوری دست یافتیم که با 15گل عنوان آقای گلی را به دست آوردم و راهی تیم ملی شدم. *پس از درخشش در مسابقات المپیاد ایرانیان زمینه معرفی تو به سطح نخست کشور را به همراه داشت. بله، در تیم ملی زیر 13 سال حضور داشتم که استعداد یاب های تیم ذوب آهن اصفهان پس از انتخابم در خصوص پیوستنم به تیمشان صحبت کرده که با مشورت خانواده
گفتگوی خواندنی با همسر شهید مدافع حرم صادق عدالت اکبری
شعار سال: وقتی قرار است با همسران شهدای مدافع حرم به گفت وگو بنشینم ابتدا تصمیم می گیرم صبوری کنم و حرف ها و دلتنگی ها و بی قراری هایشان را تاب بیاورم و آنها را دلداری بدهم، اما وقتی با محدثه سادات صفوی، همسر شهید صادق عدالت اکبری همکلام شدم، انگار جایمان عوض شد. قلم یاری نمی کرد از تنهایی و دلتنگی و نبود ن های همراه و همسفر زندگی اش بنویسم و میان همکلامی از او خواستم فرصتی بدهد تا به
صادقی رفت و برگشت
دلایل دوری از تیم ملی چنین اظهار نظر می کند متاسفانه من برخی مواقع مصدومیت هایی داشته ام که من را از اهدافم دور کرده است برای مثال زمانی که با سن و سال کم به تیم ملی دعوت شدم رباط صلیبی ام پاره شد و من را از تیم ملی دور کرد. مظاهری جای صادقی را تنگ کرد محمد باقر صادقی در دو فصلی که رقیب مظاهری در ذوب آهن محسوب می شد هرگز نتوانست خودش را از زیر سایه او خارج کند. به عبارت بهتر درخشش مظاهری تا اندازه ای
آزادی یک زندانی از زندان توسط یک خیر / اشتغال زایی برای 70 نفر به صورت مستقیم در استان خراسان شمالی/ ...
بودم و به صورت اتفاقی برای خرید به فروشگاه رفاه رفته بودم در افتتاحیه شرکت کردم. وی عنوان کرد: تصمیم گرفتم نامه ای بنویسم و مشکلم را با آقای گل زاده در میان بگذارم بنده در حدود 3 سال بود که به علت بدهی در زندانی بودم و با کمک این فروشگاه اکنون آزاد شدم. بنده متاهل هستم و چون زندانی بودم نمی توانستم سرکار بروم و تامین هزینه زندگی برای من و همسرم بسیار سخت بود اگر بتوانم کار
رحمانی:خداراشکر می کنم که انتخاب خوبی داشتم
به گزارش خبرگزاری "دی اسپورت":بدون شک یکی از هافبک های موفق لیگ برتر کشورمان بازیکن جدید آبی پوشان تهرانی است که با وجود مصدومیت شدیدی که پشت سر گذاشته، توانست خیلی سریع خودش را به شرایط آرمانی برگرداند.با بختیار رحمانی که لیگ شانزدهم را با پیراهن استقلال به میدان خواهد رفت در خصوص دلایل آمدنش به جمع شاگردان علی منصوریان و شرایط اردوی پیش روی تیم ملی گفت و گویی را ترتیب دادیم که در ادامه می
قید پول را زدم و در استقلال می مانم
بازیکنان برتر باشم. * با آمدن بختیار رحمانی فکر می کنی بتوانی جزو بازیکن ثابت باشی؟ فصل گذشته با توجه به پستی که داشتم و نیاز تیم در دو گوشه چپ و راست بازی کردم. خودم از عملکردم در این منطقه از بازی راضی نبودم و کل توانم همین بود. من با هرکسی رقابت می کنم تا باز هم بتوانم در استقلال فیکس بازی کنم. * از استقلال چقدر طلب داری؟ مثل سایر بازیکنان که در این تیم
استارت مانشافت برای قهرمانی چهارم
دیدار نخست کسب کردند و از دور رقابت ها کنار رفتند. حالا تیمی یک دست دارند و با توجه به صعود چهار تیم از تیم های سوم برتر شانس خواهند داشت از گروه C صعود کنند. اولین گام برای شان سخت خواهد بود اما اگر این خوان اول را به خوبی سپری کنند قطعاً شانس صعود خواهند داشت. شاگردان فومنکو با وجود اینکه در مرحله انتخابی در گروه شان سوم شدند تنها 4 گل خوردند و شرایط خوبی در خط دفاعی دارند. حتی اسپانیا هم به
یاران یکدل
شکارافکنان آسوده خواهی بود. خرگوش کوچکه بسیار خوشحال شد و دعوت لاما را پذیرفت و روی خزه ها جای گرفت و از آن پس دمی از رهاننده ی خود دور نشد. مدتی نگذشت که زخم های پایش نیز التیام پذیرفت و چالاکی خود را بازیافت. گاه به بازی می پرداخت و معلق می زد و دوست سال خورده اش را به خنده می انداخت و سرگرم می کرد. هفته ها گذشت و لاما و خرگوش کوچکه به خوشی و خرمی در کنار هم به سر می بردند. روزی لاما در
سه نادانی
دل و مهربان، بیا و مرا آزاد کن. در اینجا جز من و تو کسی نیست و کسی از گرفتار شدن من خبر ندارد. هرگاه تو رشته های این دام را با خنجر خود پاره کنی، من آزاد می شوم و به جنگل محبوب خود، به حیاط معبد قدیمی و آب گیری که در پرتو آفتاب چون آیینه ای زرین می درخشد و پیش یاران زیبا و آشتی جوی خود بازمی گردم... کماندار سخن او را برید و گفت: به، به به، ای مرغ زیبا پر و بال، پنداشتی که من این همه رنج و
فوتبالیست پول نگیرد، کی بگیرد؟!
تشویق می کنند، آرزوی هر بازیکنی است اما من از فوتبال ایران رفتم که پیشرفت کنم و فعلاً هم قصد برگشتن به فوتبال ایران را ندارم. * تو در پست هافبک دفاعی بازی می کردی، از کجا فوتبالت را شروع کردی و بعد چگونه مدافع شدی؟ من فوتبالم را از مدارس شهر بابل شروع کردم. در ابتدا فوروارد و هافبک نفوذی بودم و اتفاقاً در این پست ها گل هم زیاد زدم، بعد به تیم پاس تهران آمدم و در تیم ملی نوجوانان زیر