سایر منابع:
سایر خبرها
محسن یگانه: برای ماه عسل توهین زیادی شنیدم
و همان موقع هم نظر می دهند. اگر بخواهم درد و دل کنم باید بگویم که افراد زیادی در ابتدا توهین کردند، ولی من دو سه روز اول گوشی خودم را کنار گذاشتم و اجازه دادم آن چیزی که حدس می زنم اتفاق بیفتد. با خودم می گفتم چطور می شود که من این قطعه رابه همراه همه بچه های سازنده دوست داشته باشیم، اما یک عده ای اصلا دوست ندارند،حتی به آنها برخورده است. برای همین شاید دلیلش از جای دیگری باشد که من نمی دانم و
مهمترین خبرهای ورزشی در ساعات گذشته
حضور داشتند و کشتی گیران را تشویق می کردند. در پایان مسابقات خیلی ها عکس یادگاری می گرفتند و حتی 1000 تماشاگر به داخل محوطه ای که کشتی گیران در آن حضور داشتند آمدند. اینکه افراد حاضر در محوطه اختصاصی کشتی گیران چه کسانی بودند در آن شرایط قابل تفکیک نبود اما مسلما درخواست عکس با شخص مورد اشاره (خواننده لس آنجلسی) از سوی کشتی گیران و مربیان ایران نبوده است. به گزارش خبر آنلاین؛ سال قبل هم
رامبد جوان به تمام پرسش ها پاسخ داد / از توئیت جنجالی تا بدل های مرتضی پاشایی
، خندوانه هم حاشیه های خودش را دارد. همان طور که جناب خان و نیما و مسابقه هایش را دارد. اما در میان تمام المان هایی که خندوانه را موفق کرده اند، شاید سهم رامبد جوان سهم دیگری باشد. او بر روی لبه تیغ تیزی راه می رود که سقوط از هر طرفش می تواند برایش به معنای پایان خیلی چیزها باشد. قرار است خندوانه به کجا برسد یا لااقل خیال دارد ما را با خود به کجا ببرد؟ اگر می خواهید پاسخ این پرسش ها را
شهادت با لبان تشنه و در حال ادای نماز/ دوستانی که همه پر کشیدند/ در مراسم من سفید بپوشید
نمی گذاشت کسی از رفتنش با خبر شود، حتی نمی گذاشت ما برای بدرقه اش به کوچه برویم. در هور الهویزه مجروح شد و پیش از شهادت زمان شهادتش را خودش می دانست روزهای پایانی سال 63 و درست درشب چهارشنبه آخر سال در هوالهویزه و در جریان عملیات بدر به شدت مجروح شد و او را به تهران انتقال دادند. ایام عید نوروز را در بیمارستان بستری بود و در این مدت شب و روز در کنارش بودم. جالب است از همان
مصائبی که بر این محیط بان گذشته است/برخی محیط بانان خیانت می کنند
شکارفروش می گذارم نه محیطبان. او از کم شدن جمعیت حیوانات تاسف می خورد و می گوید آنجایی که تحت حفاظت من بود، بر اساس آمار سال 1377، حدود 1400 حیوان داشت و الان کل روستای میمند 600 حیوان دارد. اول شکارچی بودم/ سه تا از بچه هایم مردند خالدی در ادامه صحبت هایش پرده از رازی شخصی بر می دارد و می گوید: خود من اول شکارچی بودم و بعد به محیط زیست آمدم. سه تا از بچه های من، دو دختر و یک پسرم
آیت الله قرهی: رغبت به دنیا، کلید رنج!
باب الهی و هم در باب دنیوی، این است: هر کسی که رغبت و علاقه در وجودش آمد، به خاطر آن علاقه، تلاش می کند. تا انسان به چیزی علاقه پیدا نکند، تلاش نمی کند. وقتی به چیزی علاقه پیدا کرد، تلاش می کند که به آن برسد. این، یک قاعده و دو دو تا، چهارتاست. حال، این تلاش در دنیا به جایی نمی رسد؛ چون خود دنیا گفته که من به شما کام نمی دهم. کما این که به پیشینیان شما هم کام ندادم. به تعبیر روایات، دنیا
دختر سه ساله ام را "دوست" دارم اما دفاع از ...
شوهرم متوجه شدم که اتفاقی افتاده است. با این حال سؤالی نکردم و شروع کردم به فرستادن صلوات. نزدیکی های خانه با دیدن جمعیتی که نزدیک خانه بودند، بهتم زد. نمیخواستم باور کنم که برای همسرم اتفاقی افتاده است. لحظات سخت و نفس گیری بود. گیج شده بودم. فقط می گفتم اشتباه شده، مجتبی زنده است. او به من قول داده که برمی گردد. وقتی شهادتش را باور کردم، در نبودن های مجتبی بسیار اشک ریختم و گریه کردم. اما مدتی بعد
اشتباه ما برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود، وزارت کشور خاتمی نباید انتخابات را برگزار می کرد
ایستاد. یک جایی باید بایستیم دیگر! من خیلی انتقاد به خاتمی داشتم، من که مشاورش بودم آشکارا به خاتمی انتقاد می کردم. مثلاً سر قضیه ی قتل های زنجیره ای باید پیگیری می کرد و نکرد، اصلاً معلوم نشد چه شد. 18 تیر را باید پیگیری می کرد، انتهای قضیه نباید برسد به یک سرباز و ریش تراش! در قضیه ی مطبوعات و لوایح دوقلو باید مقاومت می کرد. ما در انتخابات ریاست جمهوری نهم هم اشتباه داشتیم و به اشتباه رأی ها بین معین
همه تلاشم این بود که فیلم جذابی بسازم
جشنواره فیلم فجر سال گذشته در بخش داستانی پذیرفته شد. در این فیلم یک فریم تصویر مستند استفاده نشده و همه تصاویر ساخته شده است. فیلمنامه ایستاده در غبار بر اساس پژوهش ها و مصاحبه هایی که گرفته شد، نوشته شده است. یعنی در روند پژوهش و گفتگوها طرح داستان در ذهنم شکل گرفت. من بر اساس تصور و قضاوتی که نسبت به این شخصیت پیدا کرده بودم، به دنبال تحقیق های بیشتر و منابع بیشتر رفتم. زمانی که فیلمنامه
نقش زمان در تطور - فقه -
جهان شمولی قلمداد کرده ایم. زیرا اگر بنا باشد، حرامی به عنوان ثانوی حلال شود- یا بالعکس- و این عنوان ثانوی هم عنوانی باشد که بتواند ده ها و صدها سال به همان عنوان ثانوی معنون بماند، در این صورت حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه به قدری تخصیص خواهد خورد که دیگر نمی توان حلال و حرام دین را تا دامنه ی قیامت حلال و حرام دانست. مگر آنکه حلال و بالاخص حرام خدا را منحصر در همان
گفتگو با فحاشان شبکه های مجازی
ای از این فرد الگو برداری می کنم انتظار فحاشی نکردن را نباید داشت. عجیب اما این بود که این زن با وجود این که نگران نسل آینده و فرزند خودبود و این فضارا برای او و افراد کم سن و سال ناامن می دانست اما به بهانه دفاع از ناموس و زن ایرانی و کشور خود دست به قضاوت می زد و حکم صادر می کرد.رفتار این کاربر شاید دقیقا مصداق همان چیزی بود که خود برای اینکه روزی کودکش وارد شبکه های مجازی شود از آن هراس داشت
خانواده شهید مومنی در قلب تهران مفقودالاثرند
می دادم. این اواخر از پیرمردها و پیرزن ها نگه داری می کردم. آقا؛ هرکاری که فکرش را بکنید انجام دادم اما نان حرام نیاوردم به خانه ام. با این که 10 سال بیشتر نداشته ولی می گوید همه چیز از انقلاب را به یاد دارد. کاش بشود رهبری عزیز را ببینم. او با همه مسئولان فرق دارد. تنها تکیه گاه و امید مردم است. امام را خیلی دوست داشتم. به مردم قدرت داد. آن زمان با یک فرمان امام (ره) نصف مردهای فامیل
کاوه آفاق: در کنار استاد - ناصر پلنگی - تجربه جدیدی از هنر را دارم
خودش را رج می زند و برای اینکه یک حرکت و شکوفایی اتفاق بیفتد، دیالوگ است که این را رقم می زند. این نمایشگاه یک دیالوگ است و دیالوگ صلح دیالوگی است که ما در دو نسل از هم یاد می گیریم. واقعاً من وقتی جوان ها و نسل جوان تر از خودم را می بینم از آن ها یاد می گیرم. فرصت این نمایشگاه جوری شده که هرشب با خواننده ها و نقاش ها و شعرا به دیدار این جمع می آییم و پرفورمنس می کنیم و باهم کنار تابلوها عکس می
همه آنچه که یک ناشناس را برنده کرد/ جادوی صدا به دنبال پخش زنده
. این افراد از همان روز اول وقتی فراخوانده می شدند قبل از اینکه برنامه تمام شود هوای رفتن می کردند و مدام می پرسیدند پس کی کار تمام می شود؟ ولی فتوحی چنین برخوردی نداشت و همیشه پای ثابت کار بود. یا فیلم می دید یا متن می خواند یا با داوران و عوامل تبادل نظر می کرد و همه جوره پیگیر بود تا کوچکترین فرصت ها را هم از دست ندهد در صورتی که بعد از هر ضبط بلیت داشت و باید به اصفهان برمی گشت ولی رفتارش اصلا
بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران
همان زمان که برای بازی در فیلم بی پولی حمید نعمت الله قرارداد بسته بودم، از کارگردان برجسته دیگری پیشنهاد بازی داشتم که همان تقدیر یا سرنوشت در محقق نشدن این همکاری نقش داشت. بعضی مواقع با دوستان درباره این تغییر مسیر بحث می کنیم. به نظرم اگر تقدیری خاص برای فردی تعیین شده باشد، تمام درها برایش باز می شود ولو اینکه دیگران نخواهند یا مانع شوند. من به عنوان یک بازیگر دوست دارم برای کار و
مادر اسلام؛ گذری بر زندگی امّ المؤمنین خدیجۀ کبری (سلام الله علیها)
، زنی پاکدامن بود و تباهی های دوران جاهلیت نتوانسته بود دامان حضرتش را فرا گیرد. از این رو، در میان قوم و قبیلۀ خود، جایگاهی والا پیدا کرد و به طاهره شهرت یافت.( 8) او در صورت (به پانوشت 43 رجوع کنید) و سیرت از زنان برجستۀ زمان خود بود و نیز شخصیت خدیجه در همان عصر آن چنان چشمگیر و مورد احترام خاص و عام بود که او را سیدۀ نسوان [سرور زنان] می خواندند. (9) فضایل اخلاقی خدیجه (علیها السلام)، بسیاری از
نه بلند به یک تفاوت! / "ما متفاوت نیستیم!"
بازجویی اینجا هستم. از مدیر خانه شنیده بودم که دختران میل و رغبتی برای گزارش گیری ندارند، اما من باید کارم را انجام می دادم.دخترانی از هفت سال پیش تا الان در این خانه مانند خواهر با هم زندگی خوب و راحتی داشتند و حالا در این مدت یک نفر آمده است تا از آنها بپرسد چه مشکلاتی دارید. برایشان غیر قابل هضم بود که من برای پرسشگری در کنار آنها باشم. نام آنها را نپرسیدم و این برای آنها هم بهتر بود
محدثی: تأکید رهبری بر این است که موضع شاعر گفتمان انقلاب باشد/ نانی زاد: طیب الله رهبری انگیزه بخش است
در اعتراض به فاصله طبقاتی و عافیت طلبی خواند. من نیز غزلی در آن زمان گفته بودم که با همین مضمون اعتراض بود و آن را در جلسه دیدار با آیت الله خامنه ای خواندم: بیا با آینه قرآن به آب برگردیم به اسب، حماسه، رکاب برگردیم... تا آن بیت: به دست های پر از پینه سفره های تهی به حرف اول این انقلاب برگردیم بیت تند آن: کنون که موعظه در کاخ ها
گزارش کارگاه تاریخ شفاهی آزادگان/ قسمت اول
کارها از پاورقی استفاده بکنید زیرا برای معرفی یک شخص، یک آثار، یک منطقه، یک عملیات، حتماً به خواننده کمک می کند تا بتواند با متن شما ارتباط برقرار کند. حتماً این دوستان در کنار خودشان یک مشاوره و متخصص داشته باشند که بتوانند به نوعی از تجربیاتشان کمک بگیرند. حتماً کتاب های دفاع مقدس را بخوانید... سوال: استاد ببخشید کسی که خودش خاطرات را می نویسد این جز کدام اسناد است؟ اول، دوم یا سوم؟
متولد شد ،خماری کشید، مُرد!
مریز کار نکنیم. سمیه دختری که با اعتیاد به دنیا آمد سمیه معتاد به دنیا آمد. الان 17 ساله است. چند سالی کارتن خواب بوده. تریاک، شیشه و هروئین و به قول خودش همه موادمخدرهای عالم را تجربه کرده. خواهر کوچک ترش نرگس به خاطر اعتیاد در شش ماهگی مرده. می گوید جان سخت بوده که نمرده. ولی زمان کارتن خوابی اش بارها آرزو می کرده که کاش مثل نرگس مرده بود و این روزها را نمی دید. آن روزهایی که در
حجاب زنان بیشتر از تفنگ مردان دشمن را می ترساند
بوسیدم و گفتم راضیم به رضای خدا . رفت و سه روز بعد شهید شد . به او گفتم نحوه و زمان شهادت هادی چطور بود ؟ هادی در جبهه کمک تیرانداز بود و در عملیات فاو 65/6/26 براثر برخورد ترکش و قطع دست به شهادت رسید . پرسیدم بعد از شنیدن خبر شهادت هادی چه کردید ؟ همان لحظه تا خبر را شنیدم گفتم خدایا من راضی شدم به شهادت هادی تو هم از من راضی باش . گفتم نمی
10 دقیقه تا ابد/آرزویی که به دل دخترها ماند
و حنانه) و همسر شهید مرتضی کریمی شالی *فرصتی که نبود وقتی رفت به این فکر می کردم که طی 13-14 سال بعد از ازدواج شاید یک روز هم زندگی سیر نداشتیم... مرتضی تماماً خودش را وقت انقلاب کرده بود. آموزش، مانور، مأموریت، رزمایش و ... آنقدر از او زمان می گرفت که زمان بسیار بسیار کمی برایش باقی می گذاشت. *رضایت تلفنی تا قبل از پرواز، چند مرتبه از فرودگاه تماس گرفت
آنها که می گویند مدافعان حرم برای پول به سوریه می روند چرا نشسته اند، بسم الله!
صورتی رقم خورد؟ اسماعیلم مدت 18 روز در جبهه حضور داشت. در روند یکی از عملیات ها در منطقه رهبه سوریه با اصابت گلوله تک تیراندازهای تکفیری به شهادت رسید. وقتی خبر شهادتش رسید، من در خانه پدرم بودم که خواهرم زنگ زد و گفت همان جا بمان تا من بیایم. وقتی آمد خاله ام همراهش بود. گفتند شوهر خاله مان که پاسدار بازنشسته است گفته آقا اسماعیل مجروح شده است. ابتدا باور نکردم چون همیشه آقا اسماعیل به من می
از نظم قرآن تا نظم تاریخ ایران
. رستم کوشان، با وجود آنکه از حدود سال 1340 متوجه می شود می تواند دست به قلم شود، سال های سال این ذوق را در وجود خودش نادیده می گیرد؛ در همان زمان ها که دبیر بودم نخستین کتابم را به نام جاذبه خون نوشتم. در آن دوران چندان پیگیر چاپ کتاب نبودم، تا زمانی که بازنشسته شدم. سال 73 آن را بازنویسی کردم و سال 74 با عنوان من و پروانه به چاپ رساندم. بعد از انتشار نخستین کتابم بود که به این باور رسیدم که می
الگوی صبر و استقامتم همسر شهید بابایی است
دوری محل زندگی مان مخالف بود ولی پدر شهید گفت بگذارید پسرم بیاید و دخترتان را ببیند بعد تصمیم گیری کنید، شاید نظرتان عوض شود. سال 1379 پدرشان گفتند عید به خانه تان می آییم و پسرم را هم می آورم و هر جور صلاح دانستید صحبت می کنیم. عید آمدند و من هم اصلاً از چیزی خبر نداشتم. آن زمان 19 ساله بودم و شهید 32 سال سن داشت. بعد از مهمانی ایشان من را پسندیده بودند و بعداً برای خواستگاری آمدند
آیا موسیقی سنتی ایران برای فرار از فراموشی به سمت پاپ شدن می رود؟
از موزیسین ها کم شده است. از این جهت که موسیقی ای که ارائه می کنند، به واسطه خواننده ای که آن موسیقی را می خواند ژانربندی می کنند. نه به واسطه صداقت و محتوایی که موسیقی شان دارد. اگر این اتفاق نیفتد، موسیقی ایرانی بسیار می تواند جای درست خودش را در مخاطب پیدا بکند. سیامک آقایی : به نظرم تقریباً از همان اول هم مشخص بود در فضای موسیقی ایرانی یکی از بزرگ ترین مشکلات مان بحث کردن راجع به
برای اینکه گفته بودم استقلالی هستم به پرسپولیس نرفتم
وقت جایی نمی روم که سرمربی تیم روی من نظر نداشته باشد چون می خواهم بازی کنم. مهاجم جدید تیم فوتبال صبا تصریح کرد: اگر به استقلال می رفتم شرایطم مثل سال قبل می شد که در نفت بازی نکردم. آنجا همه چیز را به تیم امید ربط دادند و گفتند تو چون درگیر تیم امید هستی جای تو را در ترکیب می گیرند و بازی به تو نخواهد رسید. همه چیز را به تیم امید ربط دادند و من اصلاً دلیل این مسئله را نمی فهمیدم.
جلالی هم عربده می کشید اما منعکس نمی شد!
. یعنی یک وقت آدم مشهور می شود به خاطر اینکه عین مواضعش انعکاس می شود و یک موقع کاملاً برعکس پوشش می دهند. فکر می کنم سهم قسمت دوم برای من خیلی بیشتر بود. اجازه دهید من از جامعه همکاران خودم هم دفاع کنم. معمولاً وقتی مسئولان در اعلام مواضعشان اصطلاحاً گاف می دهند یا حرفی را اشتباه می زنند، خبرنگاران را مقصر جلوه می دهند و می گویند حرف های من را بد منعکس دادند. شخص شما را فقط نمی گویم
آغاز سرفه های خونی با یک سفر/ طالب زاده: تا مدت ها هم نمی دانستم علت حال بدم چیست
حال بدم تشدید می شود. انشاءالله اگر این موضوع رفع شود تنفس ما هم باز می شود. منزل هستم و بیمارستان دیگر اثری ندارد. باید در منزل و فضای در بسته باشم. چندی پیش در بیمارستان بستری بودم که حالم کمی متعادل شد تا اواخر هفته گذشته که خاک از سمت کشور عراق به کشور ما آمد حال ما را هم خراب کرد. _به دلیل اخلاقی که از شما سراغ دارم مبنی بر اینکه علاقه ندارید برخی از ناراحتی های جسمی و بیماری که
زخمی فتنه88و جاویدالاثر مدافع حرم
جذاب بود؟ اول از همه اخلاق ایشان بود که همه را مجذوب می کرد اصلا اهل قهر و کینه از کسی نبود. یا حرفی نمی زد که کسی از دستشان ناراحت شود و به دل بگیرد خودش هم به دل نمی گرفت در این مدت ندیده بودم بگویید مثلا فلانی این حرف را زد. نه دیده و نه شنیده بودم که کسی با ایشان قهر باشد یا از کسی حرفی را به دل بگیرد و ناراحت شود. من هم اگر از کسی حرفی می زدم مدام می گفت اینطور نیست، حتما نیت بدی