مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ کسی که دانشی از کتاب [ لوح محفوظ ]نزد او بود گفت : من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد ، نزد تو می آورم . [ و آن را در همان لحظه آورد ] . پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید ، گفت : این از فضل و
. مسافر حالش خوبست و جای نگرانی نمی باشد. ازدواج سر می گیرد. فرزند متولد می شود. سفر انجام می گیرد. خرید و فروش سودمند خواهد بود. از طریق موبایل و اینترنت پیامی زیبا دریافت می کنید. فرزندتان یا یکی از قوام موفقیت بزرگی کسب می کند. 5- وقتی با دیگران درد دل می کنی، آنها نیز خاطرات و غم هایی مشابه غم تو را مطرح می کنند یعنی در لحظه گفتن تو، آنها درگیر خویشتن هستند. غم خود را مرور می کنند و می
آغوش رایگان برای شما باز است. یکی آغوش خدا و دومی آغوش شیطان است. آغوش خدا می گوید: دخترم، دختر خوب، بنشین، حیا و حجاب داشته باش. این آقا پسری که تو را می خواهد، بزرگان خانواده اش را جمع کند، همه ردیف شوند. بزرگان خانواده و فامیل شما هم ردیف شوند. همه منتظر یک کلمه هستند که تو بگویی بله. در این صورت چقدر عزیزی و ارزش داری؟ اما شیطان آغوش دیگری برای تو باز می کند. تو را آرایش می کند و به خیابان می
پیشرفته به کشوری غیر همسو با دین و مذهب خود می رود، اما در تمام دوران زندگی در آن سرزمین، لحظه ای از یاد خدا غافل نمی شود. او دانشمند جوانی بود صادقانه و از صمیم قلب، کشور را دوست داشت و تسلیم وسوسه زندگی در جغرافیایی دیگر نمی شد. من مادرم، فرید ، عاشقانه ای مادرانه است که زندگی سید فریدالدین معصومی را از تولد تا شهادت در حرم شاهچراغ (ع)، پیشِ روی نگاه خواننده می گذارد. می خوانیم: وقتی
نخودکی اصفهانی شیخ حسنعلی اصفهانی از عارفانی است که شیوه او همان روش امامان، معصوم علیهم السلام بوده است. وجود او سرشار از عشق به ولایت بود و هیچ گاه از مسیر آنها جدا نشد. او بیشتر عمر خویش را در نجف اشرف و بعد، از آن در کنار حرم شریف رضوی گذراند و تا آخرین لحظات عمر خود، ذکر علی بر لب داشت؛ چنانکه در هنگام مرگ، زبانش به نام مقدس مولی گویا بود. وی شرط ورود به مباحث عرفانی و
صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت ... اردیبهشت ماهی عزیز... این دنیا فانی است و همه ما دیر یا زود رفتنی هستیم. افسوس خوردن فایده ای ندارد. چرا آن موقع که او را داشتی قدرش را ندانستی؟ چرا خوب رفتار نکردی تا او از دست تو آزرده خاطر نشود؟ غرورت را کنار بگذار و قدم اول را تو بردار تا به وصلش برسی. اگر دلت با خدا باشد لطف پروردگار باز هم