سایر منابع:
سایر خبرها
دنیای پدر و پسری فرشید نوابی و ارسطو
شان هم سخت است. سعی می کنم در عین حال که بچه بی خبر از تکنولوژی روز نباشد اما حس سنتی که خودم با آن بزرگ شدم را نیز لمس کند. من یک چیز را خوب به ارسطو یاد دادم و چون او نیز این موضوع را درک کرده خیلی نگرانش نیستم؛ من به ارسطو یاد داده ام همه این اشخاص فانتزی، حالا چه خشن و چه آرام غیر واقعی هستند و فقط وسیله ای برای تفریح اند. راستش من خیلی به قانون های کادربندی شده اعتقادندارم
کفاشیان: بدترین اتفاق سال رفتن دوستانم بود
جهانی رخ داد، چه بود؟ حضور ایرانی ها که با چه عشق و علاقه ای از سراسر دنیا به برزیل آمده بودند، تا تیم ملی را حمایت و تشویق کنند، خاطرات خیلی قشنگی را برای من رقم زد. * در روز بازی با آرژانتین چه شرایطی داشتید و پیش بینی شما از نتیجه آن بازی چه بود؟ نگران بودم، آن هم نگران اینکه تیم ملی زیاد گل نخورد. خودم فکر می کردم 3 تا گل می خوریم، اما آن بازی بسیار خوب بود و
مجید آقا شمس و ذکر چند خاطره
در تالار پتروشیمی تبریز دایر بود . از چه رو ما را هم دعوت کرده بودند !! ! من در معیّت نویسنده نام آشنا استاد غلامرضا طباطبایی مجد در آنجا حضور یافته بودم . بزرگان نیز شرف حضور داشتند . یکبار چشمم به مجید آقا شمس افتاد که با خانم مهربانش تشریف آورده بودند. همین که یکدیگر را دیدیم یک سلام علیک گرم نموده و آقای طباطبایی به کمک ایشان شتافتند تا به سالن راهنمائی نمایند. بعد از اینکه مراسم خاتمه یافت
دکتر دانه کار در گفت و گو با شفقنا: اکوتوریست شدن نزدیکتر شدن به خدا و وجود اصلی مان تعبیر می شود
را تفکیک می کنید. پس جایی وجود داشته باشد که اطلاع رسانی کند و چشمان ما را نسبت به واقعیت بشوید. پس بخشی از فعالیت هایی که بر دوش برنامه ریزان، دولتمردان، بخش آموزشی و رسانه هاست بازکردن کریدورهای اطلاعاتی برای مردم است. آن موقع حضور افراد در طبیعت می تواند با اثربخشی متفاوتی همراه باشد. شما ممکن است به یک عرصه طبیعی به تنهایی بروید، یک عرصه طبیعی را با استاد خود بروید و عرصه دیگر را با گروهی که
جزئیات لابی برای اسکار فرهادی و پروژه لاله / وضعیت اقتصادی سینما افتضاح است / آقایان برای از دست ندادن ...
درباره ی خوب یا بد بودنش، تردیدی نکنیم که برای او لقب آقای خاص واقعاً مناسب و با مسمّی است. گفتگوی ما با جواد شمقدری را در ادامه می خوانید: *اگر انقلاب فرهنگی رخ نمی داد هیچ گاه به سینما نمی آمدم - آقای شمقدری از نحوه ی ورودتان به سینما شروع کنیم جرقه ی ورود شما به سینما کی و چگونه زده شد؟ من دانشجوی رشته ی مکانیک دانشگاه علم و صنعت بودم و انقلاب فرهنگی رخ داد، بعد
آیا سیزدهم فروردین نحس است؟!
از چیزهایی که از آن استفاده می کرد مسأله ی سعد و نحس ایام بود یا نه؟ مثلاً آیا می گفت امروز دوشنبه است برای مسافرت خوب نیست؟! یا امروز سیزده عید نوروز است، هر کس بیرون نرود گردنش می شکند آن هم از سیزده جا نه از یک جا؟! آیا چنین حرف هایی هست؟! در سیره ی علی (علیه السلام) چه طور؟ در سیره ی ائمه(علیهم السلام) چه طور؟ ما هرگز نمی بینیم که پیغمبر یا ائمه ی اطهار خودشان در عمل از این حرف ها یک ذره
آیا سیزدهم فروردین نحس است؟!
السلام). عبدالملک برادر زراره است و خودش هم از راویان بزرگ و مرد عالمی است. او نجوم خوانده بود و به همین جهت به این چیزها عمل می کرد. کم کم احساس کرد برای خودش مصیبت درست کرده، مثلاً از خانه بیرون می آید، یک وقت می بیند که امروز قمر در عقرب است، اگر بروم چنین خواهد شد، یک روز می بینید فلان ستاره از جلویش در آمد. کم کم خود بیچاره اش احساس کرد که دست و پایش به کلّی بسته شده است. روزی آمد خدمت امام
آداب و رسوم ازدواج در ترکمن های تاتارسفلی رامیان
پسر در دفاتر ازدواج انجام می شود در همان جا نیز صیغه عقد جاری می شود و مراسم قیچی زنی کمتر در عروسی ها انجام می شود. *الدش دیرمک در اولین روز ورود عروس و بعد از پایان مراسم عقد در حضور جمعی از زنان دو طرف دست عروس را در دست داماد می گذارند در ضمن این مراسم، زنی از نزدیکان داماد اشعاری را با صدای بلند و آهنگین می خواند که متضمن مسئولیت های دو طرف (عروس و داماد) در زندگی مشترک است
اینجا را با جان و دل کنده اند! + تصاویر
زیاد غذا می ریزن. میزو واسه مهمون پر می کنن. بی نهایت دست و دلبازن . اما دو نکته پیش از سفر به ایران شنیده بود که حالا یکی را به شدت رد می کند و البته درباره دومی یقین پیدا کرده است: می گفتن فضای ایران خیلی پلیسیه اما من لااقل این چند روزی که اینجا بودم همچین چیزی ندیدم. فقط یکی دو بار توی جاده و خیابون، پلیس راهنمایی و رانندگی به چشمم خورد. اما یه چیزی هست که اصلا خوب نیست. اونم حجم
باهنر: به من می گویند مگر تقواسنج داری؟
بدویم. عموما اصولگراها در این جریانات با هم تفاهم کردند. ولی در مسئله ریاست جمهوری دوستان ما نتوانستند با هم ائتلاف بکنند. شما معروف هستید به مرد پشت صحنه مجلس. شده که تا کنون وزیری را به دولتی بفرستید. یک موردی که یک موقعی مشهور شده بود این بود که آقای زاهدی که کرمانی هم هستند ، از طریق شما به آقای احمدی نژاد معرفی شده است. من تا حالا چندین دفعه به این سوال جواب دادم. شاید
خاطرهٔ آیت الله خامنه ای از 12 فروردین 58
آن جا برای این کار. کرمان رسیده بودم من در راه بلوچستان که روز رأی گیری بود، در فرودگاه بچه های حزب الهی و داغ کرمان آمدند، صندوق را آوردند چند تا صندوق بود، هر کدام می خواستند که بیاورند من تویش رأی بیاندازم. آنها هم من را می شناختند. یعنی سابق که کرمان رفته بودم و مردم کرمان با من آشنا بودند. من هم خیلی به مردم کرمان از قدیم علاقه داشتم مردم خیلی بامحبت و جالب بودند همیشه در چشم من
عباس رضوی: زلاتان در دسته 5 سوئد ساخته شد!
بهتر بود اما اینها باعث نشد تا مردم ایران را تشویق نکنند. یک سوئدی به من می گفت که از بأخت ایران متاثر شده. او هم می خواست تیمش ببرد و هم نمی خواست. حتی پلیس سوئد می گفت برأی اولین بار حتی یک درگیری در ورزشگاه پیش نیامده. آن هم اینجا که بازیهای نه چندان حساس باشگاهی اش سرشار از درگیری است. برای من حضور إیرانی ها خیلی جالب بود. زن، بچه و حتی مردهایی که هرگز به ورزشگاه نیامده بودند به ورزشگاه آمدند
چهره ها در شبکه های اجتماعی
با دادن پول و اسپانسرینگ برای آن مجموعه به حضور خود در ان مراسم جامه عمل میپوشاند. به همان دلیل است که غیر ممکن است مراسمی باشد و محسن جان در ان حضور نداشته باشند! مگر انکه مشکلی از نوع پدیده زمان - مکان رخ دهد! فریبا کوثری با این عکس یاد و خاطره زنده یاد مهری ودادیان را زنده کرد. سلفی رضا شفیعی جم با دوستان جدیدش. بهنوش بختیاری اولین شخص ایرانی ای است که رکورد یک
سردار سلیمانی ؛ افسانه زنده ایرانیان با چکمه های نظامی /از قلب آمریکا و اروپا تا خاورمیانه جنگ زده مبهوت ...
مردی کاریزماتیک است که از حضور در جبهه ها و فرماندهی جنگ ها ترسی ندارد. بسیاری از ایرانیان شاید قاسم سلیمانی را در گذشته نمی شناختند، اما با اتفاقات اخیر، محبوبیت او روز به روز در میان ایرانیان در حال افزایش است. فارغ از هرگرایش سیاسی و مذهبی، سردار امروز فاتح قلب های ایرانیان است و قهرمان لالایی مادران برای بچه ها. حتی می شود به جرات می توان گفت مادران عراقی از دلاوری های او در مقابل داعش برای فرزندان خود افسانه ها ساخته اند، افسانه ای به نام ژنرال سلیمانی .
دفتر ساواک، ساختمان سپاه شد
وزیر در امور انقلاب بود - رفتم. به او گفتم: حالا که سپاه زیرنظر دولت موقت تشکیل شده، ساختمان اداره مرکزی ساواک را به ما بدهید . گفت: نه، نمی شود . گفتم: پس کجا برویم؟ آقایی به نام شادنوش - که بعدها از دوستان ما شد - به عنوان نماینده آقای یزدی حضور داشت و بالاخره ساختمان اداره چهارم ساواک را به ما دادند. ساواک از این ساختمان چندان استفاده نکرده بود و قرار بود مرکز
داستان آموزنده پاداش نیکوکاری
پیش بچه ها کوچیک بشیم، فوقش به بچه ها عیدی نمی دیم، قرآن خدا که غلط نمی شه اما بابام گفت: خانم نوه هامون تو تهران بزرگ شدند و از ما انتظار دارند، نباید فکر کنند که ما … حالا دیگه ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های بابام رو از مادرم بپرسم، دست کردم توی جیبم، 100 تومان بود، کل پولی که از مدرسه گرفته بودم، گذاشتم روی گیوه های پدرم و خم شدم و گیوه های پر از خاک و خلی که هر روز
واکنش عزت الله انتظامی، شکیبایی و اکبر عبدی به گریم های متفاوت/ بخش آخر گفت و گو با عبدالله اسکندری
مختلف همراه او باشم. از او خواستم یکی دو روز فکر کنم و در این مدت به این نتیجه رسیدم که این شکل از کار برای من دوست داشتنی نیست. در آن شرایط مجبور بودم به حضور در هر فیلمی تن دهم. ترجیح دادم همان 900 تومان را بگیرم و به بهروز گفتم نه، اما گفتم هر وقت کاری بود حاضرم مرخصی بگیرم و با او همراه شوم. در این زمان بود که کار گله پیش آمد و با وجود همه سختی هایی که می دانستم حفظ راکورد گریم آن
راهکاری برای برهنه نشدن در هیئت ها
جبهه و جنگ و آن جو خاصی که زمان جبهه و جنگ بود، ما هم به تبع بقیه دوستان، با علاقه ای که از قبل داشتیم به این وادی کشیده شدیم. شما در جبهه هم مداحی می کردید؟ بله، من در گردان میثم و حبیب در لشکر 27 محمد رسول الله(ص) بودم. -بعد از جنگ چه کردید؟ بعد از جنگ در مدرسه آیت الله مجتهدی رحمت الله علیه به فراگیری دروس حوزوی پرداختم و الان در درس خارج حضرت آقا و
این 10 نفر به روایت علی پروین: خودم ، مامان نصرت ، کروش ، محمدمون، امیر قلعه ، محمد مایلی و دیگران!
پروین. حالا برو تو کار و کاسبی. من هیچ وقت کار برام عار نبود. از بچگی کار کردم. هرچی که بشه فروخت یا خرید رو امتحان کردم. الان بگو ملک بلدم زمین خوب رو از بد تشخیص بدم. بگو غذا بهت می گم بهترین قیمه تهران رو کی می پزه . بگو ماشین ، من خودم آخر ماشین شناس بودم. سال 53 بی ام و زیر پام داشتم . می رفتم از آلمان ماشین می آوردم. اتو سورتمه و کار ماشین رو که همه می دونن . الان هم سال هاست که کار فرش رو
خاطرات امامعلی حبیبی از تختی تا محمدرضا پهلوی
تختی مابقی بزرگان کشتی تهران حضور داشتند. حریف من هم کسی بود بنام شیرانی که فقط به توفیق می باخت. درآن روز همه کشتی گیران مازندران باختند. تنها کسی که از مازندران برنده شده بود من بودم. در همین حین که برنده شدم و داور داشت دست من را بالا می برد. یکی از تماشاچیان فریاد زد، زنده باد قهرمان بی کار. درهمان لحظه شهردار قائمشهر هم در سالن حضور داشت . من را صدا زد و گفت شما از فردا کارمند شهرداری هستی و در
12 فروردین 58 چه خبر بود؟+تصاویر
کردم، گفتند شما حرکت بکنید، مردم هم مردم نجیبی هستند، کمک خواهند کردند و زیاد نگران تحریکات ضد انقلاب نباشید. در جواب ایشان گفتم گاهی ناهماهنگی ها مربوط به روحانیون شهرستان هاست. گفتند هر جا با اشکال مواجه شدید به من اطلاع بدهید. بدین ترتیب مقدمات برگزاری رفراندوم فراهم شد و در اولین ساعات روز دهم فروردین رفراندوم با شکوه هر چه تمام تر آغاز شد. حضور مشتاقانه مردم از همان ساعات اولیه
طبیعت برای همه مردم
خصوص مناطق کمتر برخوردار شهرها - تذکر داده اند و از توصیه های پرتکرار ایشان در روز درختکاری همین موضوع بوده است. مردم تهران حضور ایشان در مراسم افتتاح بوستان ولایت در جنوب شهر تهران را هنوز به خوبی به یاد دارند: به خصوص آن چیزی که بنده را تشویق کرد که امروز در این جلسه با حضور شما دوستان شرکت کنم، این بود که اینجا متعلق به بخش کم برخوردارترِ از شهر تهران است؛ بخش محروم تهران. وجود یک چنین
یک عمر فوتبال نکو و تنها دو غلط!
چون دوست نداشت بدون رسیدن به رویایش از این تیم و فوتبال برود. حالا او با 151 بازی ملی 39 گل زده که بیشترش را به تیم های خوب و بزرگ زده ، از فوتبال ایران می رود تا با رفتنش برگی جدید در فوتبال ملی ایران باز شود. حالا آنهایی که مدام می نوشتند نکونام باید برود ، طولی نخواهد کشید که دوباره با حسرت بنویسند با رفتن نکو جای خالی اش را فوتبال ایران پر نکرده! همان هایی که برای دایی از این ها می
مواجهه زود هنگام علی رهبری با حواشی
نیستند و نوازنده های زهی خوب هستند یا نوازندگان زهی دردسر کمتری دارند. با همین بد و خوب گفتن ها، در شرف تخریب رابطه بچه ها بودند. روز به روز این شرایط بدتر شد. کار به جایی رسید که به آقای محمدیان گفتند که دیگر نباید سر تمرین حاضر شود. قضیه هم از این قرار بوده که رهبر ارکستر به ایشان نکته ای را متذکر می شود و آقای محمدیان هم می گوید که من همین کار را انجام می دهم.” واقعیت این است که
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (106)
: شما ماشینتون چیه؟ یارو گفته: کیا. دختره گفته: شما! الان سه ماهه طرف میگه کیا، دختره میگه شما دیگه. 17- خواهشا اگه چهارشنبه سوری آتیش گرفتید اول خودتونو خاموش کنید بعد سلفی بگیرید 18- می خوام یه چیزی به این شرکت های عطر و ادکلن بگم، برین یه کم از شرکت سیگارسازی یاد بگیرید، طرف یه نخ سیگار می کشه تا دو روز بو می ده،حالا ما خدا تومن پول ادکلن می دیم باهاش دوش می
روزت مبارک پیرمرد؛ روز جمهوری اسلامی
و در دفتر نشسته بودیم که یک جوان محلی همان کشور وارد شد. نه بچه های رایزنی زبان او را می فهمیدند و نه او زبان ما را. دور و اطراف را خوب گشت و بالاخره پیداش کرد. قاب عکسی را که بالای میز بزرگ رایزن نصب شده بود نشان شان داد و به زبان بی زبانی حالیمان کرد که این را می خواهد و بچه های رایزنی سرتا بالای دفتر را گشتند و یک عکس امام هم نداشتند، سری به دفترشان زدیم، پر بود از عکس های طبیعت و تخت جمشید و
فرماندهی که همه عاشقش بودند
دفعه ضربه محکمی به پنجره خورد و یکی از شیشه های اتاق شکست و ... ماجرای پوتین های شهید همت کربلایی، رو به حاج همت می کند و با لبخند می گوید: "پدر باشم و نفهم تو دل پسرم چی می گذرد؟! حالا برای اینکه راحتت کنم، می گویم وظیفه من تا همین جا بود که انجام دادم. از تو هم ممنونم که حرفم را زمین نزدی و به خاطر احترام به من، مقام خودت را زیرپا گذاشتی. از حالا به بعد، تصمیم با خودت است. هرکاری
مروری بر آثار برجسته هاینریش بل
، هانس اشنایر (Hans Schneier) دلقکی است که با ورودش به بُن، خاطرات گذشته را مرور می کند و به یاد محبوبش ماری می افتد که او را ترک کرده است. هانس به یک خانوادۀ ثروتمند آلمانی تعلق دارد. پدرش پزشک است و یک خواهر و یک برادر دارد. دکتر اشنایر شخصی است که نان را به نرخ روز می خورد. برای همین در زمان نازی ها به آن ها خدمت می کند. دخترش را تشویق می کند که به نیروهای هیتلر بپیوندد. او سرانجام
افشای جزئیات دستمزد بازیگران از زبان سمانه پاکدل!
بابت ایفای نقششان پولی نگیرند، بازی نکنند، بهتر است. به نظر من بازیگران ایرانی بسیار عجیب و اهل سازش هستند؛ اگر توجه کنید بیشتر هنرمندان ما مستاجر هستند در صورتی که هنرمندان در همه جای دنیا جزو مرفه ترین مردم هستند. نظر شما در خصوص بیمه هنرمندان چیست؟ به عقیده من هنرمندان به عنوان اعضای تاثیر گذار جامعه باید بیمه داشته باشند اکنون تحت بیمه پدرم هستم و اگر این بچه نباشد، معلوم نیست
حسین پاکدل؛ مجری خوش بیان و خوش تیپ دهه 60
به بازیگری از کجا می آید؟ کار نمایش، کار تلویزیون و تئاتر در راستای هم هستند. در تلویزیون حکم تهیه کنندگی داشتم و چندین سریال تولید کردم و پیش از آنکه کارگردانی کنم، می نوشتم و بعد هم به واسطه علاقه به کارهای نمایشی به مرکز هنرهای نمایشی و بعدها تئاتر شهر وارد شدم. هرجا رفتید از شما یک خاطره خوب به جا مانده، بهترین دوره مدیریت تئاتر شهر، مربوط به شما می شود. دلیل این امر