سایر منابع:
سایر خبرها
دردهایی عمیق در پس خنده های نوجوانی
کمیته امداد نیستید؟ می گوید: قبلا یک بار در کمیته امداد ثبت نام کردیم که از ما حمایت می کردند اما بعدا چون پدر داشتیم گفتند اینها سرپرست دارند و مستمری ما را قطع کردند و حالا هیچ منبع درآمدی نداریم؛ من علاوه بر رماتیسم افسردگی و کم خونی هم دارم اما پول درمان نداریم؛ مادرم هم از چند سال پیش دیگر اجازه نداد ادامه تحصیل دهم؛ چون نمی توانست هزینه تحصیلم را هم تامین کند. از شنیدن صحبت های
گفت وگوی جالب با هادی فکور از کفشداری حرم امام رضا(ع) تا مداحی اهل بیت در عمره و عتبات
سالی خودتان شروع به مجلس داری کردید؟ من از سال 71 شروع به یادگرفتن کردم و از سال 75 نیز شروع به مجلس داری کردم و از آن زمان به بعد به مجالس دعوت شدم. هیئت های زیادی دعوت می شویم اما هیچ وقت خودم را پایبند به یک هیئت رسمی نکردم و خدا را شکر در همه جا می خوانم. الان هم خادم و هم کفشدار حرم امام رئوف هستم * در حرم امام رضا (ع) هم برنامه مداحی دارید؟ به صورت مستمر هست
پرده برداری از ناگفته های زندگی نادر طالب زاده
موسسان این شبکه است. افق یک شبکه ی پیشتاز است که با هزینه ی بچه حزب اللهی ها راه افتاده و علی رغم مشکلاتی که بود، فکر می کنم شبکه ی موفقی باشد و تأثیرات وضعی فراوانی روی شبکه های دیگر بگذارد. - آرزوی شما برای سینما و تلویزیون در سال 94 چیست؟ امیدوارم همه چیز رو به بهبود برود و ارتقا پیدا کند. خوشبختانه این روزها شفاف سازی ها و صراحت بیشتر شده است که من این موضوع را به فال نیک می بینم. امیدوارم در سال جدید محدودیت هایی که راه ابتکار را می بندد، کم شود و صراحت و صداقت همه بیشتر شود. - حرف پایانی؟ برای شما آرزوی موفقیت و پیروزی دارم. ...
کودک تان را با 5 بازی کتاب خوان کنید
بسیاری از ما فارغ از این که زیاد اهل مطالعه باشیم یا کم، در یک نکته تفاهم داریم و آن، این است که دوست داریم فرزندانی اهل مطالعه و کتاب خوان داشته باشیم. در خانه های امروزی با این همه سرگرمی های جور واجور و متفاوت، از گوشی های تلفن همراه و بازی هایشان گرفته، تا انواع و اقسام شبکه های تلویزیونی، اینترنت و کنسول های پیشرفته بازی، دیدن کودکی که کتابی را در دست بگیرد و مشغول مطالعه شود از آن صحنه هایی
کمال تبریزی: بی آرمانی، آرمان ما شده
نداری چون یک شئ لوکس است و آدم را تنبل بار می آورد و استدلالش این بود که همه در جامعه ماشین لباسشویی ندارند و من چرا باید داشته باشم. حالا شما ببینید که ما از آن نقطه به کجا رسیده ایم؟ اگرچه آن هم تفکر متعادلی نبود اما الان تندروی ها به جایی رسیده است که تبدیل به یک جامعه مصرفی شدیم و دائم به آسایش بیش از حد خودمان فکر می کنیم و این زیاده خواهی انتها ندارد . عذاب بر همه ما واجب شده است
گزارشی از مجموعه برنامه های سیما در ایام نوروز
اشاره شده بود. در بخشی از کامنت های کاربران خبرآنلاین درباره این برنامه آمده بود: قصه که شنگول و منگول بود و قهرمان داستان مامان بزی/ بعد هم بارانا گفت:" من مامان بچه ی فامیلم"/ بعد هم اون لالایی... انگار امشب همش درباره ی مامان بود و چه دردناک بود. ولی یه چیز جالب دیگه هم, خیلی روون بودن همه بود. رابطه ی بنامین و عروسکها و مجری در تقابل اینها, خیلی خیلی عادی و خوب بود. اصلا فیلم بازی نمیکردند
افتخاری که با چادر نصیب زن غربی شد
روی گوش کند اما نوار مذهبی با نوار موسیقی اشتباه شده بوده و آنجا بود که سهیلا، آیه ای از قرآن را می شنود و دگرگون می شود. وی می گوید: بعد از انتخاب حجاب حس کردم صاحب دارم، دوست دارم در مقابل این همه نعمت هایی که خداوند به من داده، بندگی او را بکنم چون واقعا تا آن لحظه که من حجاب را انتخاب نکرده بودم فهمیدم که زندگی نکردم، زندگی نکردم چون بندگی نکردم. من با انتخاب حجاب، هیچ احساس
" اتل متل متکا.."( سروده آرش)
میشینه بعد یه گوشه زنگ میزنه به دافش میبنده هی به نافش که من دوست میدارم تاج سرم میذارم صورت رو کردی میک آپ بیا بریم کافی شاپ تو کافی شاپ،می خنده همش خالی میبنده بهم میگن خدایی! چقدر بابا بلائی! همه رو من حریفم میذارم توی کیفم هزارتا داف فدامن منتظر یه نامن ولی تویی نگارم! برات برنامه دارم اگه مشکل
پای صحبت همسران شاهدان عرش نشین
سراغ کارهای لشکر و اعزام نیرو رفت. شب هم خسته و کوفته آمد و رفت استراحت کند ولی خیلی تو فکر بود. گفتم: محمود تو فکر چی هستی؟ گفت: تو فکر بچه ها! خوشحال شدم و گفتم: تو فکر بچه ها؟ کدوم بچه ها؟ هنوز که بچه ای در کار نیست. گفت: ای بابا، بچه های لشکر را می گویم. انگار آب سرد روی بدنم ریختند. با ناراحتی رفتم خوابیدم و آرام آرام گریه کردم. فاطمه خوابیدی؟ دارم
90/ هر وقت تو تحویل بگیری عید است!
امید مافی هزار سال گذشته اما من هنوز خواب توپ پلاستیکی دولایه و تیله و ماشین کوکی و خروس قندی را می بینم.هنوز لابه لای خرت و پرت ها دنبال دفتر مشق اول دبستان می گردم تا آن کلمات و آن کاغذ کاهی را در بوسه و اشک غرقه کنم.من هنوز با شعر صد دانه یاقوت شیدا می شوم و برای تصمیم کبری جان می دهم.هزار سال گذشته اما من در میان آن همه کفش ها هنوز همان کفش سرمه ای را دوست دارم که شب عید پا می کردم و
90/ پروین: حوصله خرید شب عید را ندارم
بهتر شود. واقعاً این گرانی ها فشار زیادی را به مردم وارد کرده است و زندگی برای خیلی ها سخت می گذرد. دعا می کنم سال جدید برای همه پربرکت باشد. 90: سال 94 چه رنگی خواهد بود؟ قطعاً قرمز! البته همیشه قرمزته اما امیدوارم سال جدید قرمز تر از همیشه باشد! 90: نوروز شما را یاد چه چیزی می اندازد؟ نوروز را خیلی دوست دارم. نوروز مرا به یاد دوران کودکی ام می اندازد و آن زمان که اخوی بزرگتر
وصیت نامه خواندنی شهید مدافع حرم
زهرا رعایت بکنند نه مثل حجاب های روز چون این حجاب ها بوی حضرت زهرا(س) را نمی دهد. امام زمان را تنها نگذارید از برادرانم می خواهم که غیر حرف آقا حرف کس دیگری را گوش ندهند جهان در حال تحول است دنیا دیگر طبیعی نیست الان دو جهاد در پیش داریم اول جهاد نفس که واجب تر است زیرا همه چیز لحظه آخر معلوم می شود که اهل جهنم هستیم یا بهشت، حتی در جهاد با دشمن ها احتمال می رود که طرف کشته شود
دوست دارم هدیه تولد بازی کامپیوتری بگیرم/ زندگی را سخت نگیرید
/> *منظورتان بازی کامپیوتری است؟ - بله. بازی کردن را دوست دارم. گاهی برای خودم چیزهایی می بافم. گاهی چیزی می نویسم... *چقدر اهل مهمانی رفتن هستید؟ - زیاد نه. بیشتر با خواهرهایم در ارتباطم. یکی دو دوست هم داشتم اما اکثرا زمان کار من با استراحت آنها و برعکس همزمان می شد و بیشتر تلفنی در ارتباطیم. *فرزندانتان هم با توجه به شغل پدر و مادرشان به سمت هنر
تفسیر نسیم حیات را با عنایت حضرت زهرا(س) نوشتم/ خاطراتی ناگفته از شهید بهشتی
/> بافت فکری ام، بافت فکری مرحوم مطهری است *راجع به دیدارتان با آیت الله فاضل لنکرانی توضیح می دهید؟ -دو سه بار خدمت جواد لنکرانی در حیات آیت الله لنکرانی رفتم، جوادآقا مرا نزد پدر بزرگوارشان برد و آقای لنکرانی به پدر بزرگوارشان مرا معرفی کرد و گفت: کار قرآنی می کند، دیدم چشمان مبارکشان اشک آلود شد و خطاب به من گفت: من می دانم اگر گره ای در زندگی داری، خدا باز می کند، چون من می
دل نگاریهای یک خبرنگار از مبدا تا مقصد
از دور به گوش می رسد.راوی می گوید:” من بچه آبادانم ، جنگ یعنی پدر و ماردم یعنی همه چیزم اما برای خیلی ها این روزها جنگ شده پاورقی وتنها می گویند روزی در ایران جنگ شد و نقطه سر خط...” احساس می کنم این جمله خطاب به من گفته شد تا قلمم همواره به یاد داشته باشد جنگ فقط یک جنگ ساده نبود. یادمانهای رمضان و شلمچه مقصد بعدی ماست این مکان ها هم مانند همیشه حال و هوای خود را داشتند و
اشک های ام البنین کرمان برای ام البنین کربلا
در منزل این مادر بزرگوار حضور دارند. کم کم تعداد دیگری از مهمانان از راه می رسند و با نثار شاخه های گل سرخ به جلیله السادات خانم ادای احترام می کنند، مادر شهیدان سیف الدینی وقتی یک شاخه گل سرخ را از دست یکی از جانبازان ویلچری می گیرد با مهربانی به وی می گوید: شما از گل بهتر هستید. دیوارهای خانه پر از قاب های عکس است، عکس های شهیدان محمدحسن، محمدحسین و محمدعباس سیف الدینی و پدر و مادر
تنها استادم در زندگی خدا بود/ گرافیک را وارد صحافی کردم/غیرمستقیم شاگرد آیت الله جوادی آملی هستم
راه قدس داشت از خیابان رد می شد و افسر هم به او تذکر داد که برگرد و آن دختر هم توجه نکرد و دختر نیز دستش را بالا برده و پشت بر افسر ایستاد، او نیز به آن دختر شلیک و جا در جا فوت کرد. از این قبیل صحنه ها در آن زمان زیاد وجود داشت. پدرم کارگر شرکت نفت بود اما چند سال آخر عمرش پیش نماز مسجد دوست علیخان معیر المالک بود و مردم محل نیز او را می شناختند تا سه سال بعد از انقلاب هم بودند چون داشت
احوال پرسی بهاری از پروین بهمنی هنرمند پیشکسوت قشقایی
آداب و سنن قشقایی را بصورت کتاب و یا به شکل های دیگر ضبط و ثبت و مکتوب کنم، چرا که قسمت اعظم فرهنگ های نواحی همواره به شکل شفاهی بوده که گذر زمان به تدریج آن ها را نابود می کند. در مورد علاقه ام به موسیقی قشقایی هم باید بگویم که این علاقه ذاتی است زیرا زندگی قشقایی ها از تولد تا مرگ با موسیقی عجین است. الان سال ها از زندگی من در ایل می گذرد، اما من همچنان عاشق هستم. من در تهران هم می توانم یک
چرا فرزندم خجالتی است؟
نقاشی فرستاد و او را برای آنچه می کشد، تشویق کرد. به این ترتیب کودک در رشته ورزشی یا کلاس هنری مورد علاقه اش، ناخودآگاه با اعضای تیم، یا گروه هنری روابط دوستانه برقرار می کند و به راحتی وارد گروه های مورد علاقه اش می شود. به کودکان برچسب خجالتی بودن نزنید هرگز به کودکان برچسب خجالتی، کمرو، بی زبان، یا بی دست و پا نزنید. چون در آن صورت شما به عنوان پدر، مادر یا مربی کودک را با این
چشم های زیبایی که در شلمچه ماندگار شد
امام و حفظ حجاب، امر به معروف و نهی از منکر را سفارش کرده بود، فرزند کوچکم سیدحسین هم در خواندن نهج البلاغه بسیار تاکید داشت. عفت میردامادی می افزاید: فرزند بزرگم تازه داماد بود که شهید شد. خبری از او نداشتیم و چون احتمال اسارتش هم وجود داشت خیلی نگران بودم و یک شب در عالم رویا حضرت امام (ره) را دیدم که به منزل ما آمد و به من گفت صبور باشید همه چیز درست می شود و همان شد که بعد از 13 سال
کاوه، از یک کلمه حرف هم نمی گذشت
کاوه جدا بودم. بعد از ازدواج، در میان دوستان هنگامه کاوه بودم. در روستاها که می رفتیم، خانم کاوه بودم. آقا کاوه خانم کاوه. یک بار از کوه بالا می رفتیم، همه گفتند کاوه! خانمت چه خوب پابه پات میاد و او می گفت خانم کاوه است دیگر. یعنی برای خود ما و بچه ما، اینطوری بود که از هم جدا نبودیم. مثل این است که شما در روزنامه کار می کنی، بعد بروی کناری بنشینی و ببینی دیگران در موردت چه می گویند. این خیلی فرق می
عبدالرضا کاهانی: همه آدم ها ضعف دارند
ممنوع. نظرتان درباره این نکته چیست؟ اگرچه سازمان سینمایی هم اصرار داشت این ممنوعیت برای زیر 14سال اعمال شود، ولی دست کم خودم در این بخش موافق بوده و هستم. نکته عجیبی نیست. در دنیا مرسوم است. بالاخره بعضی فیلم ها مناسب برخی افراد نیستند. من هم دوست ندارم کودکان و نوجوانان زیر 14سال با فیلمی مواجه شوند که بعضی از صحنه های آن مطابق شرایط سنی شان نیست. با این کار خواستید به معذوریات اخلاقی و
از سوریه تا عراق؛ بافتن زندگی
دوهوک، عراق: یک روز معمولی از زندگی دختر نوجوانی در کمپ پناهندگان دومیز، شامل نصفه روز مدرسه و بقیه روز انجام تکالیف و کارِ خانه است. این شیوه معمول تنوع اندکی دارد و بی هیجان است. اما هرروز بعدازظهر از ساعت دو تا سه برای لاوای 13ساله لحظاتی سرشار از خوشی محض است زیرا او به کلاس بافتنی می رود. لاوا با کلاس بافتنی در مرکز دوستداران کودک در کمپ آشنا و از همان لحظه نخست عاشقش شد. با وجود اینکه هنوز
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (38)
باز می کردن و می پرسیدن: خوب دیگه چه خبر؟! خوشبختانه اون بزرگواران اهل گذشت هستند! 21- سینمای ایران اینقدر کمبود بازیگر داره که از وقتی حمیده خیرآبادی فوت کرده، همه نقش های پیرزن رو میدن به اکبر عبدی! 22- خیلی دوست دارم وسط دعوا به طرفم بگم: گستاخ فرومایه! لامصب خیلی کلاس داره ولی همش هول میشم میگم کره خر عوضی! منبع : bartarinha.ir
اسکوچیچ:با جانفشانی بازیکنان باخت را با برد عوض کردیم/چنین حمایتی را پیش از این درهیچ کجا ندیده بودم
نتیجه لازم را بگیریم. اسکوچیچ ادامه داد: مشکل من تغییر ذهنیت بازیکنان است که دوست دارند همیشه با انگیزه باشند. با تمام احترامی که برای همه تیم ها قائل هستم اما بازیکنان فولاد مقابل تیم های ضعیف بی انگیزه بودند و نتیجه را واگذار کردیم. وی در مورد عملکرد محمد قاضی و انگیزه وی در بازی مقابل استقلال گفت: قاضی بازیکن بزرگ و خوبی است. در مورد انگیزه باید گفت که قاضی باید همیشه با انگیزه باشد نه
اسکوچیچ: با جانفشانی بازیکنان فولاد شکست را با پیروزی عوض کردیم
ما در تعداد زیادی از بازی ها نتوانیم نتیجه لازم را بگیریم. اسکوچیچ ادامه داد: مشکل من تغییر ذهنیت بازیکنان است که دوست دارند همیشه با انگیزه باشند. با تمام احترامی که برای همه تیم ها قائل هستم اما بازیکنان فولاد مقابل تیم های ضعیف بی انگیزه بودند و نتیجه را واگذار کردیم. وی در مورد عملکرد محمد قاضی و انگیزه وی در بازی مقابل استقلال گفت: قاضی بازیکن بزرگ و خوبی است. در مورد
بیوگرافی کامل وارن بافِت,ثروتمندترین مرد جهان (عکس)
دهید. همیشه می دانستم که ثروتمند می شوم، حتی یک لحظه هم به آن شک نکردم. اکثر مردم جذب سهام هایی می شوند که دیگران آنرا می خواهند اما باید به دنبال سهامی باشید که کسی آن را نمی خواهد. نمی توانید چیزی را که همه به دنبال آن هستند، بخرید و بخواهید تا خوب عمل کند. بازار کوتاه مدت مانند زندان است و مکان امنی ندارد و کار دراین بازار کودکانه است. همانطور که
خنده نوروزی به تفاهم لوزان
تا ابد ابدی و ازلی خواهد شد/گویند نمی شود، ولی خواهد شد/ملی شده نفت با مصدق، اما/لبخند شما بین المللی خواهد شد!/ ایران به داشتن شما افتخار می کنه. پرند زاهدی بازیگر و کارگردان سینما هم با انتشار تصویری از پرچم ایران نوشته است: از سیاست بدم می آد، اما کشورم رو دوست دارم. سیاست را نمی خواهم اما صداقت را چرا... سیاست را نمی شناسم ولی شهامت را می ستایم... جناب ظریف، فارغ از هر سخن در عرصه
طعنه تند بیژن بیرنگ به مهناز افشار و گلزار!
که در آن جنس کار هم یکسری خنده به کار اضافه می شود و حتی در زمان اجرا هم اگر تماشاگر در صحنه هست، خنده های آنها توسط عده ای کنترل می شود. یعنی آدم هایی هستند با پرچم های رنگی مختلف که مقابل تماشاگر می ایستند و با بالابردن پرچم ها به تماشاگران می گویند در چه لحظاتی بخندند یا غمگین شوند. حتی در تاک شوهای اپرا نیز این قانون صدق می کند. این نوع ادبیات نمایشی را که اساس آن گگ است، دوست دارم
زوج هایی که لباس اند، زوج هایی که سمباده
متمرکز می شود و تمام وجود سیب را در آن لک کوچک خلاصه می کنید؟ گاهی این خصلت در ما به چشم می آید که وجود کسی را فقط در کاستی هایش خلاصه می کنیم و به خاطر یک لک کوچک، یک سیب قرمز را دور می اندازیم. همچنان که این رفتار در برخی از زوج ها هم دیده می شود. بعضی از ما به جای اینکه عیوب هم را تا حد امکان نادیده بگیریم، عیب را مثل یک بادکنک دست مان می گیریم و تا آنجا که می توانیم زیر جلد عیب می دمیم و آن قدر