سایر منابع:
سایر خبرها
سناریوی دوستانه دختران خوشتیپ برای دستبرد از پسران پولدار+جزییات و تصاویر
به گزارش بلاغ ، در ساعت 20:30 ، بیست و هشتم خرداد ماه از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع یک فقره سرقت خودرو سواری به کلانتری 147 گلبرگ اعلام شد . با حضور مأمورین کلانتری در محل اعلام شده در خیابان گلبرگ ، مالک خودرو در اظهاراتش به مأمورین اعلام کرد که جهت خرید لحظه ای ماشین را به صورتِ موتور روشن !!!! در گوشه خیابان پارک کرده بودم که پس از مراجعه به محل پارک خودرو متوجه سرقت آن شدم
دختران ماشین دزد، پول بنزین هم می گرفتند
پیاده شده بود که 2دختر جوان به سرعت سوار ماشین شدند و فرار کردند. با شکایت این مرد تحقیقات کارآگاهان پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران برای شناسایی و دستگیری دزدان شروع شد تا اینکه روز بعد مالباخته بار دیگر نزد پلیس رفت و مدعی شد که سارقان پول بنزین شان را هم از او اخاذی کرده اند. وی گفت: ساعتی قبل دختر جوانی با موبایلم تماس گرفت و گفت که ماشینم امانت دست اوست. او می گفت که قصد مسافرت به شمال
دور دور ساحل و سارا با خودروی مردان هوسران
ساحل و سارا دو دختر جوان هستند که بعد از سوار شدن به خودروهای گرانقیمت، راننده ها را فریب می دادند و با سرقت ماشین ها چند روزی تفریح می کردند و سرانجام آنها را به صاحبانشان پس می دادند. در حالی که تحقیقات پلیس نشان می دهد آنها به این شیوه مردان پولدار بسیاری را فریب داده اند، اما فقط دو نفر حاضر به طرح شکایت شده است. به گزارش خبرنگار ما، اولین شکایت علیه دو دختر جوان ساعت 20 و 30 دقیقه
زن راننده خودروی شاسی بلند در دام توطئه سه پسر جوان
کلانتری بروم.مطمئن بودم اشتباهی رخ داده است و خیالم راحت بود که زود مشخص می شود خودرویم سرقتی نیست با این وجود به خواسته انها برای بازرسی از خودرویم پیاده شدم و دیدم آن دو پسر به همراه پسر دیگری که وی نیز لباس نظامی پوشیده بود داخل خودرویم نشستند و با بستن درهایش جلوی چشمانم ماشین را دزدیدند. وقتی با این ادعاها ماموران به تحقیقات میدانی دست زدند با توجه به اینکه مشخص بود دزدان خودروی زن
خال صورت قاتل، دست او را رو کرد
فروشگاه، چهره جوانی را به دست آوردند که شباهت زیادی به غلام داشت. دیگر شکی برای پلیس باقی نماند که این جوان افغانی راز جنایت را می داند. مأموران راهی مخفیگاه وی در جنوب تهران شدند اما غلام از تهران گریخته و به ترکیه رفته بود. درحالی که تحقیقات برای دستگیری این مرد ادامه داشت کارآگاهان جنایی پایتخت چند روز پیش متوجه شدند که غلام مجددا به تهران برگشته و در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت می
قتل وحشیانه پدر به دست پسرناخلف
بودیم و بعد سوار ماشین شدیم که به خانه برگردیم. در بین راه، ناگهان فرد ناشناسی که خودش را به صندلی عقب رسانده بود با چاقویی که در دست داشت، به پدرم حمله کرد. وحشت کرده بودم و نمی دانستم که انگیزه اش چیست. چند ضربه به پدرم زد و پس از آن یکی دو ضربه هم به من زد و ساک مرا دزدید و از ماشین پیاده شد و فرار کرد. من که وحشت کرده بودم با برادرم تماس گرفتم و بعد هم به بیمارستان منتقل شدم. جوان
هر حکم زندان 3 آسیب اجتماعی می زاید/ اولین و مهم ترین مسأله خانواده زندانیان معیشت است
معرض آسیب قرار می گیرد این آسیب به جامعه تسری پیدا می کند. وقتی امرار معاش نباشد، ممکن است و اتفاق هم می افتد یکی از اعضای خانواده دوباره در معرض آسیب قرار بگیرد. از فقر و نداری کسانی به آنها طمع کنند یا تن به کار پستی بدهند. یا تن به جابه جایی مواد بدهند یا دست به سرقت بزنند. پس هر چقدر زندانی کمتری در کشورمان داشته باشیم جلوی توسعه این سه آسیب را می گیریم. ما این را به دستگاه های
رابطه شرم آور زن با قاتل شوهرش
تاریخ انتشار خبر: 2 July 2016 | 9:54 am مطالب مرتبط پیشنهادی: لطفا به این مطلب امتیاز و نظر دهید: قتل یک زن در زندان ساری! گردآوری شده توسط گروه وب گردی ممتاز نیوز شوهر قاتل هنگام ملاقات با همسرش در زندان ساری او را کشت. بعدازظهردیروز جنازه زنی به نام (م – ن) که روز یکشنبه در زندان ساری توسط شوهرش به قتل رسیده بود،تشییع ... زن زیبا برای پولدار شدن شوهرش را تکه تکه
گفت وگو با محمدعلی نجفی درباره ی سریال سربداران
به خاطر سابقه ی برادرش مخالف بودند؟ بله. مینو ابریشمی چه طور؟ نمی دانم. ولی مقاومت کردیم و مدتی بعد فشارها تمام شد. وقتی سلطان صاحبقران را به یاد می آوریم، تصویر ناصر ملک مطیعی و زری خوشکام به یادمان می آید. افسانه بایگان را به نوعی معادل زری خوشکام در آن سریال به حساب می آوردید؟ قرار بود شمایل اصلی سربداران این دختر جوان و حضور متفاوتش در آن دوران باشد؟ اصلاً. اول
لوئی فردیناند سلین؛ نویسنده ای توانا، سرنوشتی نفرین شده
، از دست مولی دختر آمریکایی مهربان فرار کرد. تنها زنی را که احتمالا دوست داشت الیزابت کریگ بود و این شاید به خاطر استحکام و سلامتی ای بود که از تنش تراوش می کرد . در رابطه با لوست همسرش نیز به نظر می رسد که احساس دوستانه و امنیت بخش غلبه داشت. زندگی کودکی ضربه دیده و صدمه دیده اش از او مردی پر تضاد ساخته بود که به شکلی قادر به دوست داشتن و وابستگی عاطفی عمیق نبود. او با تنها دخترش نیز از سال های
دیدار فرزندان پس از 38 سال انتظار
دنبال نیاز به یک عمل جراحی که توسط آقایان حمیدرضا پزشکپور ، علی گودرزی و ستار گودرزی از نیکوکاران و دوستان نزدیک بنده بوده اند نیاز به کد ملی داشتم. وی با اشاره به اینکه دارای سه فرزند پسر و یک دختر بوده بیان کرد:با مراجعه این دوستان به ثبت احوال و در نتیجه استعلام اداره ثبت احوال و یافتن یک شماره همراه از نوه ام ، موفق به یافتن فرزندانم شدم. حمزه قهرمانی رییس اداره ثبت احوال
سرکار خانم آزاده داننده ( کارآفرین موفق ایرانی )
برخوردتان با موانع چگونه بود؟ من همیشه خیلی سخت کار می کردم و در دورانی که در جاهای مختلف مشغول و کارمند بودم همیشه نسبت به کمیت و کیفیت کارم حساسیت زیادی داشتم. همیشه سعی می کردم خوب، درست و با مسئولیت با کارم برخورد کنم و درنتیجه همیشه آدم پرکاری بودم. کار ما بسیار کار دانش برداری است و اگر مطالعات و اطلاعات تان به روز و کافی نباشد خیلی زود دانش و اطلاعات تان از مد می افتد و دیگر کاربردی
دخترک، عروسکش را رها نکرده بود!
حمله محل سقوط هواپیما در 4 مایلی ساحل و در عمق 25 متری آب بود. محل سقوط هواپیما جلوی شهرستان شیب دراز قشم- که آن سال ها یک روستا بود- قرار داشت. شیب دراز در قسمت جنوبی به سمت تنگه هرمز به طرف عمان و محل اتصال تنگه هرمز است. هواپیمای مسافربری ایرباس ایران در حال اوج گیری از فرودگاه بندرعباس بود. این هواپیما ابتدا از تهران به بندرعباس پرواز کرد و پس از سوار کردن مسافران دبی به طرف کشور
جنایت نیمه شب در شاسی بلند
جوان خون آلود تأکید کرد که مورد حمله دزد نقابدار قرار گرفته اند و کیف محتوی مدارک و مقداری وجه نقد او نیز به سرقت رفته است. وی در تشریح ماجرا گفت: به همراه پدرم به خانه عمه ام رفته بودیم تا پدرم بخیه های دندان عمه ام را بکشد. حدود ساعت 23 شب از آن جا خارج شدیم اما ناگهان دزدی که از قبل وارد خودرو شده بود، بیرون آمد و با چاقو ضرباتی را به پدرم زد. من هم که مقاومت کردم زخمی شدم. او سپس کیف دستی مرا
خاطره جالب از شهید صدوقی در برخورد با بنی صدر/مجتهدی مبرز و مدیری مدبر بودند
شدند. در سال 57 وقتی ایشان برای همکاری با کمیته استقبال از امام به تهران آمدند، با اینکه در منازل مریدان یزدی خود افامت داشتند، ولی بیشتر وقت خود را در مدرسه رفاه که محلّ اقامت عده ای از علما بود، می گذراندند. برای استقبال از امام قرار شد آیت الله شهید مطهری و شهید بهشتی به فرودگاه بروند و من نیز به همراه آیت الله صدوقی و شهید مفتح به بهشت زهرا برویم. به خاطر دارم شهید مطهری از فرودگاه
سونیا پوریامین:همسرم استاد من بود
بود. یک روز بعد از کلاس من را خواست و پیشنهاد ازدواج را مطرح کرد. من آن زمان خواستگاران متعددی داشتم و به همین دلیل از او فرصت خواستم. ماجرا را به والدینم گفتم و آنها هم خواستند که او را ببینند. بعد از چندمرتبه رفت و آمد، پدرومادرم که او را شناخته بودند تائیدش کردند. پدرم که اصرارداشت ما ادامه تحصیل بدهیم و کارکنیم به من گفت این فرد در مقام یک همسر به تو کمک می کند رشد کنی. این تاکید پدر مرا مجاب
زنم مرا از خانه بیرون کرد و به خانه شهلا رفتم
. الف" ابتدا ادعای بی گناهی کرد نا اینکه 6 روز بعد لب به اعتراف گشود . وی گفت: " از طریق یکی از دوستانم با شهلا آشنا شده بودم؛ از آنجائیکه مکان مطمئنی برای نگهداری موادمخدر نداشتم ، مواد را در خانه این زن نگهداری کرده و در ازای آن هزینه ای پرداخت می کردم . شب جنایت، با همسرم درگیر شده بودم و وی مرا از خانه بیرون انداخته بود. جایی برای ماندن نداشتم ؛ تنها جایی که به نظرم رسید تا شب را
ادبیات پهلوی
خاص روحانیان و دبیران متمایز بوده است . مورد دیگر مشابه با اظهارات این غلامک خیالی ، از زندگی واقعی مهرام گشنسب از بزرگان پارسی ، گزارش شده که مسیحی شد و به گفته ی قدیس گیورگیوس ، به سال 614 م در زمان خسروپرویز به شهادت رسید . مهرام گشنسب از سوی پدر با خانواده ی سلطنتی ساسانی خویشاوندی داشت و مادر او هم دختر یکی از روحانیان بلندپایه بود . وی که در جوانی یتیم شده بود ، به دست پدربزرگ پدری اش
نقش مؤثر وسایل ارتباطی جدید در ترویج خودکشیهای اخیر/ لزوم مقابله رسانه ها با افراد فاقد صلاحیت فعالیت ...
پیش، دخترم نمره پایین گرفت و مدرسه مرا خواست؛ زمانیکه از ماجرا باخبر شدم، به شدت با دخترم برخورد کردم، روز حادثه دخترم وسیله ای را که نباید به مدرسه ببرد، برده بود که مسئولان مدرسه از این موضوع باخبر شده و با من تماس گرفته بودند، من به مدرسه رفتم و آنها یک هفته دخترم را از مدرسه اخراج کردند، دخترم در راه خانه، دست نوشته را نوشته بود و به خاطر ترس از من و تنبیه مجدد، دست به خودکشی زد.
قتل زن ایرانی توسط جوان افغان به خاطر صدای بلند تلویزیون
به گزارش گیل خبر، ساعت14 روز بیستم شهریور سال گذشته و از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع یک فقره جنایت در منطقه علی آباد – خیابان شهید همدانی، به کلانتری 160 خزانه اعلام شد. با حضور ماموران کلانتری در محل جنایت و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که خانمی 41 ساله به نام شهلا بر اثار اصابت ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده و پسر 9 ساله اش پس از بیدار شدن از خواب، با جسد مادرش روبرو شده است
باز هم در برابر "مواد مخدر" زانو زدم و ...!؟
به مدت 4سال زندانی شدم و در همین زمان همسرم طلاق گرفت و با دخترم به دنبال سرنوشت خودش رفت. این بار وقتی از زندان آزاد شدم، پدرم مرا به سفر تایلند فرستاد تا زندگی جدیدی را شروع کنم، ولی من دست از خلافکاری هایم برنداشتم و همواره بین آزادی و زندان سرگردان بودم. دوباره به پاتوق های خلافکاران بازگشتم تا این که سال گذشته در حالی که به شدت خمار بودم، با یک خودرو تصادف کردم و 11میلیون تومان دیه گرفتم. پس
اسلام آباد با وجود کد شناسایی باز هم زیر پونز نقشه ایران مانده + تصاویر
روستا، یادآور شد: شب اول که به این روستا آمدیم با دیدن این همه تنگدستی، فقر آموزش و فرهنگ و مظلومیت مردم در جایی درست بیخ گوش دومین شهر مهم استان هر کدام از ما یک گوشه نشستیم و گریه کردیم. محمد قاسمی در ادامه عنوان کرد: ما در این چند روز هرچه که شما فکر بکنید یکجا دیدیم، زنی که کارتن خواب بود، دختر نوجوانی که تزریق مواد می کرد،رواج فساد و فحشاء،برپایی خانه های تیمی و مبادله و قاچاق مواد
مرد دندانپزشک قربانی جنایت خونین شبانه
دفاع کرده او را با ضربات چاقو کشته اند و بدون سرقت پا به فرار گذاشته اند. کارآگاهان با مقایسه ادعاهای این پسر با صحنه قتل پی به دروغ پردازی های وی بردند و بهزاد را تحت بازجویی ویژه قرار گرفتند. پسرجنایتکار که می دید رازش فاش شده است در اعترافات تلخی گفت:از مدت ها پیش با پدرم اختلاف مالی داشتم تا اینکه نقشه قتل وی را طراحی کردم و شب جنایت وقتی با هم بودیم به بهانه زدن بنزین
کارگردان بدون مرز از فیلمش می گوید/ روایت ارزش های انسانی در بستر جنگ
، شش سال پیش با یکی از دوستانم که خارج از گردونه سینما بود، تصمیم گرفتیم بدون مرز را بسازیم. او قرار بود سرمایه اندکی فراهم کند و فیلم بدون مرز را با پروانه ساخت ویدئویی بسازیم. با هزار بدبختی موفق شد بودجه محدودی آماده کند. نوبت به دریافت مجوز و پروانه ساخت از نوع ویدئویی آن فرارسید. تقریبا سه ماه و 12 روز - که شامل تقریبا 15 جلسه گفت وگو می شد - طول کشید تا شورای پروانه ساخت مجوز بدهد! اما دیر شده
بازگشت از ترکیه و افشای قتل زن جوان
تا بتوانم استراحت کنم اما ناراحت شد وضربه ای به صورتم زد من هم زدمش او نیز به آشپزخانه رفت و چاقویی برداشت و به سمت من حمله کرد. بلافاصله چاقو را از دستش گرفتم و چندین ضربه به شکمش زدم و بسرعت فرارکردم. پس از چند روز به ترکیه فرار کردم اما چند ماه بعد به تصوراینکه پلیس ازتعقیبم دست کشیده، برای کار و زندگی به تهران برگشتم اما خیلی زود دستگیر شدم.سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، دراین باره گفت: متهم با قرار بازداشت موقت و برای انجام تحقیقات پلیسی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قراردارد. /روزنامه ایران ...
دستگیری قاتل بعد از بازگشت از ترکیه
برداشت و به سمت من حمله ور شد. چاقو را از دستش گرفتم و چندین ضربه به شکم او زدم سپس از خانه خارج و به سرعت از محل متواری شدم. پس از گذشت چند روز، به صورت غیرقانونی به ترکیه رفتم تا اینکه پس از گذشت چند ماه تصمیم گرفتم به تهران بازگردم، اما پس از گذشت چند روز از زمان بازگشتم به تهران، دستگیر شدم . سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید این خبر گفت: متهم با قرار بازداشت موقت و برای انجام تحقیقات پلیسی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است . ...
متن کامل کتاب أسرار الصلاة میرزا جواد ملکی تبریزی
چشم من زیبا نمود و سفیدی و فربهی بدن او را در نظرم مجسم ساخت و از این وسوسه دست بر نداشت تا اینکه دوباره بازگشتم و با آن دختر هم بستر شدم و پس از عمل او را بهمان حال گذاشته و بازگشتم هنوز از آن مکان دور نشده بودم که از أسرار الصلاة (ملکی تبریزی)، ص: 94 پشت سر آوازی شنیدم که میگوید ای جوان وای بر تو از آن کس که در روز حساب بین من و تو داوری کند، تو مرا از گور در آوردی و کفن مرا از من باز
حدیث سبعه احرف و حجیّت قرائات سبع
قرآن، زیرا مردم بدوی نمی توانند مانند مردم شهری قرآن را تلفظ کنند. تعبیر و ادای کلمات به وسیله ی مردم بی سواد، غیر از تعبیر و ادای آنها به وسیله ی مردم باسواد و درس خوانده است. هم چنین در این زمینه بین کوچک و بزرگ، پیر و جوان تفاوت است. علاوه بر وجود اختلاف لهجه بین قبائل در تعبیر و تلفظ یک کلمه، به نحوی که هر قبیله ای از تلفظ به غیر آنچه عادت کرده عاجز است. هم چنین اقوام غیر عرب از امت اسلامی که
بازرسی بدنی از زوج سوئیسی دردسر ساز شد
خاطر بیماری اعصابم تحت نظر دکتر قرص اعصاب می خورم و از سال 94 شروع به سرقت کردم. این متهم که همه طعمه هایش اتباع بیگانه و توریست های خارجی بودند، افزود: روزهای آخر سال 94 فقط 2 جوان افغان را در بالای شهر هدف سرقتم قرار دادم و با توجه به اینکه با لباس نظامی عکس گرفته بودم اقدام به جعل و طراحی کارت پلیس کرده بودم و خیلی راحت در نقش پلیس طعمه هایم را هدف قرار می دادم و بیشتر سرقتهایم در
برای مسئل? فلسطین چه کرده ایم؟
خرید و فروش مشغول بودند، بیرون کرد و بساط صراف ها و کبوتر فروش ها را جمع کرد و به آنان گفت: خداوند خان? مرا برای نماز قرار داده، ولی شما آن را به محل غارت و چپاول دزد ها تبدیل کرده اید . اگر امروز مسیح داخل قدس شود و ببیند که مرکز سیاست نژادپرستی و توطئه ها بر ضد صلح جهانی و آواره کردن مردم و به فساد کشاندن اخلاق و احتکار های جهانی است، چه می گوید؟ آیا همان گونه که با پدران آن ها رفتار