سایر منابع:
سایر خبرها
عیددیدنی مرگبار پدر و پسر
سرانجام راز جنایت را پیش روی تیم تحقیق قرار دهد. پدرم از بچگی مرا تحقیر می کرد، روز اول عید وقتی برای عید دیدنی به کارخانه رفتم با او درگیر شدم و دست به جنایت زدم . این اعترافات را پسر جوان پیش روی افسر بازجو مطرح کرد. وی گفت: من پسرکوچک خانواده هستم برای همین همیشه پدرم مرا تحقیر می کرد و بین من و فرزندان دیگر تبعیض قائل بود. همیشه این موضوع مرا آزار می داد و مدتی بود که من و پدرم بر سر
اعتراف عامل جنایت خیابان ایتالیا
او به قتل پدر و خواهرش اقرار کرد. او گفت وقتی برای تماشای تکرار سریال در حاشیه به اتاق رفتم دیدم خواهرم مشغول تماشای کانال دیگری است. بر سر تغییر کانال با هم درگیر شدیم و او را به قتل رساندم. بعد از آن بود که پدرم وارد خانه شد. از آنجا که ترسیده بودم با چاقو به پدرم حمله کردم و او را هم به قتل رساند. بعد با صحنه سازی قصد فریب داشتم که گرفتار شدم. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون
جزییات قتل مرموز خیابان ایتالیا
کردم و به همین خاطر با حالت قهر از خانه مان بیرون رفتم. شب هم به خانه برنگشتم و با دوستم شهاب که نسبت فامیلی دوری با هم داریم به سینما رفتیم. شب را هم در خانه شهاب گذراندم و امروز عصر که برای برداشتن وسایلم به خانه برگشتم با جسد پدر و خواهرم روبه رو شدم. روایت دوم از جنایت خیابان ایتالیا در یکی از اتاق های این خانه دختری جوان درحالی که طنابی زرد رنگ دور گردنش را پوشانده بود کف اتاق
وقت آن رسیده طرحی نو دراندازیم
! داشتن سلیقه و طراحی دکور زیبا برای خانه، بسیار خوب است، اما به دنبال تجمل و خریدهای لوکس و گرانقیمت بودن، امری پسندیده و شایسته نیست. در فضای خانه قرار است ساعاتی را در کنار عزیزانتان بخوبی بگذرانید، بگویید و بخندید، نه این که تمام مدت حواستان را به حرکت خود و فرزندانتان معطوف کنید، یا برای طراحی آن نقشه بکشید و مدام ژورنال های جدید و قدیم داخل و خارج از کشور را از نظر بگذرانید تا
عامل قتل بی رحمانه متخصص طب سوزنی و دخترش شناسایی شد
در حالی که با ابراز ناراحتی از قتل پدر و خواهرش با خونسردی سعی داشت مسیر تحقیقات را گمراه کند، چاره ای جز اعتراف ندید.هوتن گفت: ساعت 6 عصر بود، وقتی خواهرم با چاقو به من حمله کرد، خیلی عصبانی شدم، سراغش در اتاق رفته و خفه اش کردم. قصد داشتم برای صحنه سازی خواهرم را حلق آویز کنم اما موفق به این کار نشدم. همزمان پدرم وارد خانه شد و به آشپزخانه رفت. چراغ آشپزخانه هنوز خاموش بود و پدرم از قتل خواهرم
من قضیه حسین را تکرار نمی کنم که زینب زنده بماند
...، ومانند دیوانگان درحالی که فحش وناسزا می گفت از اتاق خارج شد... روزها گذشت تا اینکه 23 سال بعد در همان روز یعنی نهم آوریل 2003 مجسمه صدام در آن تصویر معروف وتاریخی در میدان فردوس بغداد از اوج به زمین افکنده شد... گفتنی است، زندگی و افکار شهید صدر، ترجمه حسن طارمی، و "بنت الهدی در آیینه خاطرات" منتشر نشده خانواده شهید صدر، ترجمه: عبدالکریم زنجانی، آمنه صدر ، زن محجبه ای که یک جنبش شد؛ جهت مطالعه بیشتر در این زمینه پیشنهاد می شود. پایان پیام/ پایان پیام/ 80 ...
دیدن فیلم بعد از قتل پدر و خواهر
پدرم میانه خوبی داشتم و بعد از این که مادرم سال 87 بر اثر سرطان فوت کرد و از اراک به تهران آمدیم ارتباطم با پدرم نزدیک تر شد. اما با خواهرم رابطه خوبی نداشتم. او مدام با من جر و بحث می کرد و همیشه اختلاف رفتاری و سلیقه ای با هم داشتیم. عاقبت هم همین درگیری های میان من و خواهرم باعث شد که من دست به این جنایت تلخ بزنم. از شب حادثه بگو. آن شب من و خواهرم در خانه تنها بودیم. از او
دعوا بر سر تماشای تلویزیون انگیزه جنایت خیابان فلسطین
/> دستگیری نخستین مظنون در شرایطی که بررسی صحنه جنایت ادامه داشت اظهارات ضد و نقیض پسر خانواده انگشت اتهام را به سوی او نشانه گرفت. هوتن در اظهارات اولیه اش گفت: من شب گذشته در خانه دوستم اشکان بودم اما امروز عصر وقتی او من را به خانه رساند دیدم پدرم کشته شده است. در اتاق خواب هم خواهرم خودش را حلق آویز کرده بود که من فورا طناب را با قیچی بریدم ولی فایده ای نداشت و او جانش را از دست
افشاگری عامل جنایت خیابان ایتالیا
تماشای تلویزیون با خواهرم درگیر شدم که او را داخل اتاق حبس کردم و به تماشای تلویزیون پرداختم ؛ خواهرم از اتاق خارج شد و اینبار با چاقوی آشپزخانه به سمت من حمله کرد و دستان من آسیب دید ؛ دوباره خواهرم را ، اینبار داخل اتاق خودم حبس کرده و در اتاق را قفل کردم . با پدرم تماس گرفتم تا سریع به خانه بیاید و زمانیکه پدرم وارد خانه شد من از خانه خارج شدم . در حالیکه هوتن سعی داشت با دروغ
کشف پرونده جنایت خیابان ایتالیا
اینکه امروز به خانه آمدم وقتی در خانه را باز کردم ، با جسد پدرم روبرو شدم که در داخل آشپزخانه افتاده بود به داخل اتاق رفتم که خواهرم را دیدم روی زمین افتاده و طناب پاره ای دور گردنش است. با توجه به اظهارات هوتن کارآگاهان دوست او اشکان را را هم مورد تحقیق قرار دادند او در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : ظهر شنبه پانزدهم فروردین از ساعت 15 تا 18 من و هوتن با هم بودیم بعد هم از یکدیگر جدا شدیم
بخشش سبز پشت خاکریز زندگی
پدر دعا کردیم و از خدا خواستیم تا سایه او را برای سال ها بر سر ما حفظ کند. بر دستان پدر بوسه زدم و از او خواستم برای دل من و خواهرم با بیماری مبارزه کند . direction:rtl;unicode-bidi:embed" نعیم از روزی که پدر برای همیشه پر کشید، گفت و ادامه داد: چند روز قبل پدرم در خانه دچار خونریزی مغزی شد. بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کردیم و پزشکان با عمل جراحی لخته خون را از سر او خارج کردند
داستان عاطفی و تلخ زندگی شقایق
. مریم هیچ وقت دوستانش را به خانه نمی آورد و من آنها را نمی شناختم. آن شب شور و نشاط خاصی در خانه ما حاکم بود. از سال قبل که پدرم فوت کرده بود، کمتر در خانه اینقدر پر سر و صدا می خندیدیم و حرف می زدیم، اما حضور شقایق انگار به خانه ما روح تازه ای داده بود. ساده ترین ماجراها را با چنان آب و تابی تعریف می کرد که همه را به وجد می آورد. همان شب احساس کردم به این دختر علاقه مند شده ام. اما به خودم تشر
عامل جنایت داعش گونه در تهران گیر افتاد +عکس
گونه اختلافی با ساکنان مجتمع نداشته اند و نمی دانند قاتل کیست. آغاز تحقیقات همزمان با شروع تحقیقات، ماموران کلانتری به تحقیق از پسر خانواده پرداختند که وی در اظهاراتش گفت: شامگاه شنبه زمانی که به خانه آمدم، خواهرم با من مشاجره کرد و حتی با برداشتن چاقو می خواست مرا بترساند. وقتی پدرم به خانه آمد، از خواهرم طرفداری کرد و من به حالت قهر خانه را ترک کرده و به خانه دوستم رفتم
دوقلوهایی که برای ازدواج ایده خاصی داشتند
عمویش را دلیل اصلی انتخاب دو خواهربرای ازدواج می داند. او با بیان اینکه پدر و عمویم باهم باجناق هستند و ما شاهد مهر و محبت بین آنها و فرزندان هردو خانواده بودیم گفت: 22 خرداد سال 62 من و سلمان به دنیا آمدیم. سلمان 5 دقیقه زودتر از من به دنیا آمد. ما فرزندان پنجم و ششم خانواده بودیم و در روستای نصرت آباد از توابع ملکان زندگی می کردیم. پدرم پاسدار بود و دوست داشت به کشور خدمت کند. وقتی چشم
قتل مرموز پدر و دختر
هر دو به طرز فجیعی کشته شده بودند. جسد مرد میان سال در حالی که غرق در خون بود، در آشپرخانه رها شده بود و بررسی های مقدماتی نشان داد او هدف چندین ضربه چاقو قرار گرفته است. پیکر دختر این مرد نیز در اتاق خوابش افتاده و طنابی دور گردنش بود. کارآگاهان در همان بررسی ابتدایی فهمیدند سر دیگر طناب به لوستر وصل بوده و این دختر بر اثر خفگی جان باخته است. پسر خانواده وقتی تحت بازجویی قرار گرفت از
رفتن به سینما پس از دیدن اجساد پدر و خواهر!
مظنون پرونده در گام بعدی معاینات اولیه پزشکی قانونی نشان داد از مرگ دختر و پدر حدود 24 ساعت گذشته است. بنابراین مأموران پلیس پی به تناقض گویی های فرید بردند و وی را دوباره بازجویی کردند. فرید این بار ادعای دیگری را مطرح کرد و گفت: عصر روز شنبه بعد از درگیری با خواهرم و زخمی شدن دستم خواهرم را داخل اتاق زندانی کردم و همان لحظه پدرم رسید و من از خانه بیرون رفتم. ساعتی را داخل پارکی چرخیدم تا
صحبت های تکان دهنده دختری که پدرش را با اره برقی مثله کرد!
برای قتل یک پدر توسط دخترش وجود ندارد، دیگر تحمل آن زندگی را نداشتم. تحمل رفتار پدرم و حوادث تلخی که از کودکی تا آن روز تجربه کرده بودم. اما قبول دارم که راه اشتباهی را انتخاب کردم. ای کاش در این مدت با فردی آشنا می شدم که مرا بهتر راهنمایی می کرد یا می دانستم سازمان یا مرکزی وجود دارد که دخترانی مانند من می توانند به آنجا پناه ببرند. داستان زندگی الهام را می شنوی هم از زبان خودش و هم
رد پای آشنا در جنایت هولناک خیابان فلسطین
از صحنه جنایت بودند کارآگاهان مشغول بازجویی از هوتن شدند. او نخستین نفری بود که اجساد پدر و خواهرش را دیده بود. او در این باره گفت: من شب قبل در خانه نبودم اما عصر که برگشتم دیدم پدرم کشته شده است. در اتاق خواب هم خواهرم خودش را حلق آویز کرده بود که من فورا طناب را با قیچی بریدم ولی فایده ای نداشت و او جانش را از دست داده بود. با وجود این اظهارات، بررسی ها نشان می داد هوتن از مدتی قبل با
سرنوشت شوم یک دختر در آستانه ازدواج اجباری
دانست اجازه نمی داد یک کلمه درباره ازدواج مینا و پسر خاله اش حرفی در خانه رد و بدل شود. البته پول و ثروت پدر جلال چشم های مادرم را نیز روی واقعیت های زندگی بسته بود. خواهرم در شرایط بسیار بدی قرار داشت، من هم گرفتار کارهای خودم بودم و به او توجهی نمی کردم. یک شب، ساعت 10 بود که مرا به داخل اتاق صدا زد. گریه می کرد و کمک می خواست. مسخره اش می کردم و حرف هایش را جدی نمی گرفتم. جلو آمد و