سایر منابع:
سایر خبرها
صدام به افسرانش دستور خودکشی داد
نابود می شویم. یک ساعت بعد که به قرارگاه رسیدم، با جسد او مواجه شدم. می گفتند که او خودکشی کرده، تیری به سرش اصابت کرده بود، باور نکردم. ستوان خالد الدلیمی هم گفت: یکی از سربازها او را کشت؛ چون نمی خواست خود را تسلیم کند. نزدیک ساعت یک، تانک های نیروهای اسلامی به سوی مناطق استقرار ما پیشروی کردند که با آتش سلاح های ما مواجه شدند. آن ها هم نیروهای محاصره شده ما را هدف آتش قرار دادند. در
پایان تلخ دوستی در تلگرام
آگاهی فراخواندند. او در بازجویی ها همچنان مدعی بود که از سرنوشت دوستش خبری ندارد اما در ادامه تحقیقات بناچار قفل سکوت را شکست و گفت: دوستم از خانه فرار کرده و همراه مردی که با او در تلگرام دوست شده تهران را ترک کرده و نمی داند به کجا رفته اند . دو روز بعد شاکی همراه دختر نوجوان به پایگاه هشتم پلیس آگاهی آمده و اطلاع دادندکه او به خانه بازگشته است. دختر 15 ساله به افسر بازجو گفت: دو ماهی
دعوای خانوادگی با قتل زن 23ساله توسط همسرش به پایان رسید
به گزارش ایران ؛سرهنگ علی الهامی اظهار کرد: در ساعت 18 یکشنبه در روستای اسلام آباد از توابع بخش چغامیش دزفول درگیری و کتک کاری بین یک زن و شوهر منجر به حادثه شد. وی افزود: در این درگیری، زن 23 ساله خانواده متاسفانه بر اثر ضرب و شتم و ضربات وارده با چوب توسط همسرش به شدت مجروح و کشته شد. فرمانده انتظامی دزفول گفت: قاتل که مرد جوانی است پس از وقوع این حادثه و در کمتر از یک ساعت از سوی نیروی انتظامی شناسایی، دستگیر و تحویل مقام قضایی شد. الهامی یادآور شد: قطعا علت این قتل درگیری خانوادگی بوده که در اسرع وقت محکومیت فرد قاتل به اجرا در خواهد آمد. ...
باید شهدا بخواهند تا ازآنها بنویسی
این است که چون نویسندگی شغلی است که در منزل انجام می شود ، نویسندگان زن به دلیل وظایف منزل و همسرداری و مادری، نمی توانند با فراغت و بدون دغدغه به این کار در منزل بپردازند و مجبورند در میان کوه عظیم مسئولیت های درون خانه این هنر را خلق کنند و از این نظر کاری به مراتب دشوارتر از نویسندگان مرد دارند. از سوی دیگر شرایط سفر و انجام تحقیقات برای مردها بیشتر فراهم است و به راحتی می توانند با
سفر به ایران برای آدمکشی
اعتراف کرد و گفت: مقتول به نام بیک، حدود یک سال قبل وقتی همسر برادرم در خانه تنها بود، وارد خانه شد. او با تهدید و اجبار زن جوان را مورد تجاوز قرار داد و بعد به ایران گریخت. وقتی از ماجرا مطلع شدم، تصمیم به انتقام گرفتم. ابتدا سراغ خانواده بیک رفتم که آنها اعلام کردند، یا بیک را بکش یا به افغانستان بازگردان. وی ادامه داد: دو ماه قبل به صورت غیرقانونی به ایران آمدم و جستجو برای یافتن بیک
پایان زندگی مشترک 25ساله داماد سرخانه
. نه جایی در آپارتمان پدرم برای ما وجود داشت و نه خودمان اندوخته ای داشتیم برای رهن یک جای مناسب. هر چه هم داشتیم خرج راهی کردن دو پسرمان به خانه بخت شده است. هر چه هم به شوهرم می گفتم چاره ای پیدا کند، اصرار می کرد که برویم با پدر و مادرش مشترکاً زندگی کنیم. این هم شد کار؟ بعد از 25 سال زندگی مشترک فردا نوه دارشویم اما هنوز یک سقف مستقل بالای سرمان نداریم. مرد بالاخره حرف زد و گفت: چه
سفر به ایران برای انتقام گیری خونین
مرد، پلیس به خانه او رفت و عبدالعلی را بازداشت کرد. او بدون اینکه موضوع را انکار کند، اتهام قتل را قبول کرد و گفت: چند سال پیش در افغانستان متوجه شدم آقاتاجیک به همسر برادرم نظر داشته و به او تجاوز کرده است. این اتفاق زندگی برادرم را تحت تأثیر قرار داده بود و من هم فکر کردم باید کاری بکنم. به سراغ خانواده آقاتاجیک رفتم و به آنها گفتم پسرتان به همسر برادر من تجاوز کرده است. به من گفتند
سالگرد ازدواج؛ بهانه ای برای قتل زن جوان
است به همین دلیل او را از ماشین بیرون انداختم و فرار کردم ولی چند دقیقه بعد برای اینکه بفهمم چه اتفاقی برای او افتاده است دوباره به همان محل برگشتم و این دفعه مطمئن شدم سمیرا فوت شده است به همین دلیل به سرعت صحنه را ترک کردم و به خانه رفتم. درباره اتفاقی که افتاده بود حرفی به همسرم نزدم و صبح روز بعد طبق روال معمول به محل کارم رفتم. وقتی خواهر سمیرا به آنجا آمد از او سراغ مدیرعامل را
سهم من از جهاد همسرم حفظ حجابم است
کردید؟ ما در یک روستا زندگی می کردیم؛ روستای قراچه محمد شهرستان مرند آذربایجان شرقی. از آنجایی که محل زندگی مان کوچک بود، همدیگر را از قبل می شناختیم. واسطه و معرف ما شوهر دختردایی ام بود. من متولد اول مهر ماه سال 1360 هستم و همسرم متولد 3اردیبهشت 1356. من و محرم در سال 1380عقد کردیم، آن زمان محرم پاسدار بود و در تیپ امام زمان(عج) شبستر مشغول خدمت، قرار شد بعد از اتمام دوره های خدمتی اش
جنایت؛ مأموریت جوان افغان برای سفر به ایران
خوابیدیم. اما صبح من در اتاق را به رویش قفل کردم و تصمیم گرفتم این ماجرا را به پلیس خبر دهم. دقایقی از این تماس تلفنی می گذشت که گروهی از مأموران به باغ رفتند و جوان افغان را بازداشت کردند. او در بازجویی های مقدماتی به اتهام قتل اعتراف و ادعا کرد که چون مقتول به همسر برادرش تعرض کرده بود، از افغانستان به ایران آمده تا او را بکشد. به این ترتیب مأموران با راهنمایی متهم جسد مقتول را کشف کردند
به طور ناگهانی وارد اتاق همسرم شدم و ازدیدن دختر جوان شوکه شدم
او ارتباط داشتم، اما نمی توانستم این گونه رفتارهای او را تحمل کنم و به همین خاطر چند ماه پس از ازدواج از او طلاق گرفتم و خانه نشین شدم . چندین سال از این ماجرا گذشت و من که دیگر احساس تنهایی می کردم در پی یافتن شغلی برآمدم تا این که روزی با دیدن یک آگهی تبلیغاتی به دفتر شرکت فرامرز رفتم چون کارشناس نقشه کشی بودم با دیدن مدارکی که به در و دیوار شرکت نصب شده بود فکر کردم فرامرز دوره های
عمل بسیار وقیحانه و خشن پسر جوان با دوست دخترش
از گویال کوچک تر بوده و یک سال پیش به این خانه اجاره ای نقل مکان کرده بوده که گویال نیز با وی همخانه می شود. پرونده این زن با شکایت برادرش در دست بررسی است." 110 این اخبار را از دست ندهید: به طور ناگهانی وارد اتاق همسرم شدم و ازدیدن دختر جوان شوکه شدم عمل بسیار وقیحانه و خشن پسر جوان با دوست دخترش هجوم 100 مرد چماق به دست به اورژانس اصفهان عاقبت مرد افغان که قصد آزار و اذیت شیطانی پسرجوان را داشت اقدام بسیار زشت و وحشیانه یک مردبا مادر ودختر در نزدیکی یک استخر +عکس ...
خماری پدر؛ زخم های عمیق بر تن نوزاد پسر / قاضی گفت اشتباه کردم! +عکس
شود و مدام باید در رفت و آمد باشم. او این روز ها دائم در حال رفت و آمد است؛ از بیمارستان و مطب دکتر گرفته تا کلانتری و دادگستری. کف پا هایش تاول زده و از کاغذبازی های اداره ها و دادگاه شکایت دارد اما حاضر نیست به هیچ عنوان کوتاه بیاید. می پرسد: بالاخره قانون با پدری که این بلا را سر بچه اش آورده چه برخوردی می کند، یعنی زندانی اش می کنند؟ یعنی...؟ هزار سئوال بی جواب در ذهن زن جوان رژه می
عاقبت مرد افغان که قصد آزار و اذیت شیطانی پسرجوان را داشت
جنایت با مقتول بوده اند. عبدالله- 18 ساله- و یوسف – 17 ساله- که دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران برای محاکمه در برابر قضات قرار گرفتند به تشریح جنایت پرداختند. ابتدا عبدالله گفت: دو هفته قبل از روز حادثه برادرم یوسف به من گفت که مقتول قصد آزار و اذیت شیطانی اش را داشته است. با شنیدن این حرف بسیار عصبانی شدم و چند روز بعد نقشه قتل او را کشیدم.
هویتم را عوض کردم تا پسرانم به سوریه بروند!
داشتم به همین دلیل همین اسم را روی پسرم گذاشتم. مصطفی با تولدش برکات زیادی برایمان آورد. من سه روز در بیمارستان رازی نزدیک حرم بستری بود. وقتی خواستم مرخص شوم هر چه منتظر ماندم همسرم نیامد، خیلی نگران شدم. بعد از دو سه ساعت پیدایش شد. با ناراحتی گفتم: معلومه شما کجایی؟ یکدفعه با خوشحالی قولنامه خانه ای را نشانم داد و گفت: خانم دیر کردن من به خاطر این بود، ببین ما خانه دار شدیم. از طرف شرکت
پیدا شدن دو شاهد یک قتل بعد از دو سال
پرسیدیم موضوع چیست که گفت او مرده است، ما هم گفتیم که شاهد ماجرا بودیم؛ بعد او اولیای دم را خبر کرد و آنها به ما گفتند که دنبال شاهد می گردند و از ما خواستند چیزی را که دیده ایم توضیح دهیم. ما هم قبول کردیم و به دادگاه آمدیم. دو مرد شاهد گفتند: ما در جریان ماجرا نبودیم و نیستیم؛ اما مرد متهم را دیدیم که دو سنگ به سمت مقتول پرتاب کرد. وقتی مرد متهم در جایگاه قرار گرفت، گفته های دو شاهد
ندانسته زن هشتم شوهرم شدم
ولی فرزین هم مردی خشن و عصیانگر بود به طوری که هر روز پسرم را به بهانه های واهی کتک می زد. تازه فهمیدم که من هشتمین همسر او هستم و 7 زن قبلی او به خاطر همین رفتارهایش از وی طلاق گرفته اند، اما بدتر از همه این رفتارهایش ماجرای ارتباط او با زنان غریبه بود. او با بی شرمی و در حضور پسرم زن غریبه ای را به خانه می آورد و از من می خواست تا به عنوان میهمان از او پذیرایی کنم. وقتی فرزین حاضر نشد
روایت تلخ یک قربانی خشونت خانگی
اما وقتی خشونت به خودمان برسد، دردی می شود که با هیچ فریادی به گوش دیگران نمی رسد، زخمی که با هیچ چشمی دیده نمی شود و حسی که با هیچ دستی لمس نمی شود. اینها را هدی می گوید؛ زن خانه داری که ماه گذشته در یکی از اتوبان های تهران مورد ضرب و شتم همسرش قرار گرفت . او که دل پردردی از شنیده نشدن فریاد قربانیان خشونت خانگی از سوی مردم و مسئولان دارد، می گوید: در این دعوا که ساعت 1 بعد از نیمه شب
رجوی عکس خود را به گردن زنها می انداخت و به آنها تجاوز می کرد!
از مخالفان خود را ترور کردند و حتی به شهروندان بی گناه هم در اوایل انقلاب اسلامی رحم نکردند. بعد از این همه جنایت هم به عراق رفتند و با حمایت صدام به فعالیت خود ادامه دادند. مسعود رجوی، در تمام طول زندگی به اصطلاح سیاسی و مبارزاتی اش، حتی یکبار هم در یک عملیات نظامی شرکت نکرد و هر وقت که در نزدیکی مبارزه قرار گرفته، از صحنه مبارزه فرار کرد، مثل فرار به پاریس در سال 1360 و فرار و مخفی شدن
می گفتند سیدحکیم ماهی 100 میلیون می گیرد و به سوریه می رود!
، گفتم باشد، رضایت دادم و ایشان رفت. بعد از رفتن همسرم از فامیل خیلی کنایه شنیدم. برایم مهم نبود که چه می گویند چون ایشان، حرف های قشنگی زده بود و همیشه وقتی به حرف هایش فکر می کردم اصلا برایم حرف های دیگران مهم نبود. آن موقع مثل الان نبود که با ایشان ارتباط داشته و از حالشان جویا باشیم. تا یک سال بعد که برگشت، من به هیچ عنوان خبری از ایشان نداشتم. دو ماه بعد از بازگشتش مراسم ازدواجمان را برگزار
موفقیت یعنی عبور از ترس و خطر
بازی می کنم؛ این نقش است که مرا با خودش می برد و قطعا تاثیرش روی زندگی من دیده می شود. برای منی که تحت تاثیر نقش قرار می گیرم، بازیگری پیامدهایی دارد. مثلا ممکن است یک روز نقش یک عاشق پیشه را بازی کنم و هر روز برای همسرم گل بخرم و روزی دیگر هم نقش یک آدم عصبی را بازی کنم و تحت تاثیر آن، بدخلق شوم. همین چند روز پیش سر صحنه یک موقعیت دشوار و عصبی را بازی کردم. وقتی به خانه برگشتم
علیرضا حقیقی: هیچ کس دروازه بان ها را دوست ندارد
. امیدوارم از اینجا به بعد هم به اهدافم برسم. مطمئنم سختی ها بیشتر می شود و کارم هر روز سخت تر و سخت تر خواهد شد اما اگر قرار است به قله موفقیت برسی، باید سختی های بیشتری تحمل کنی، امیدوارم خداوند در این راه سخت به من قدرت دهد تا باز هم سختی ها را تحمل کنم. تیم ملی برای رسیدن به جام جهانی 2018 روسیه تلاش می کند و هدفی که کی روش تعیین کرده، صعود از مرحله گروهی در جام جهانی است. به عنوان
دیدگاه شهید بهشتی در مورد حجاب به روایت فرزندان
مطرح کردند که مربوط به قبل از سال 1340 بود. بهشتی اظهار کرد: شهید بهشتی همواره در مورد جایگاه زنان روشنفکر و پیشگام بود؛ چه قبل از رفتن به اروپا و چه بعد از بازگشت از اروپا. وی افزود: مادر من در تمامی فعالیت ها، در قم، در تهران و در اروپا در کنار شهید بهشتی بودند و پدرم شرایط را برای حضور مادرم فراهم می کردند. ایشان در همه جا ثابت کردند که زن برابر مرد است. شهید بهشتی در قم، خانواده را
پولدار شدن احمقانه ترین انگیزه برای پزشک شدن است
دوست داشتید؟ راستش را بخواهید ابتدا می خواستم کشاورزی بخوانم، کشاورزی را خیلی دوست دارم اما متاسفانه چون آدم خیلی به افراد دیگر وابسته است کار در زمینه کشاورزی مشکلاتی را به دنبال دارد برای همین صرف نظر کردم. بعد می خواستم وکیل شوم و دیدم در این رشته گاهی اوقات آدم باید زیاد صحبت کند و مشکلاتش زیاد است و از چیزهایی باید دفاع کند که برخی مواقع مورد علاقه خودش نباشد. وقتی پزشکی را شروع کردم در
درس های یک جنایت
من کرد و قبل از اینکه سؤالی کند به او گفتم اگر ایشان در گزارش آورده که به من زنگ زده من قبول دارم. اما... دیگر نمی دانم چه برخوردی با ایشان شد اما من به اتاقم برگشتم و پس از اینکه شرح پرونده را کامل کردم به خانه رفتم. سرهنگ بازنشسته نصرالله شفیقی/کارآگاه اداره قتل پلیس آگاهی /ایران
سلف سرویس پاشا به صرف شیشه و تریاک
دوربرگردان مدرس به صحنه دیگری برخوردم؛ 5 موتور در حاشیه بزرگراه پارک کرده بودند و آدم بود که از لای شمشاد ها بیرون می پریدند و به سمت شان می رفتند. نمی دانم چه خبر بود. آخر این موقع شب این آدم ها کی هستند و چه می کنند؟ اصلاً امشب چه خبر است؟ روز بعد به پاتوق استخر در کنار پل مدیریت رفتم. همان جایی که شب گذشته تیراندازی شده بود. تا چشم کار می کرد آدم های جور واجور از دور و اطراف به طرف
با میل شدید همسرم به چک کردن موبایل، چه کنم؟
بوجود می آورد. به عبارت دیگر به زن و شوهر کمک می کند تا مرزهای یکدیگر را رعایت کنند. *توجه به جنبه های منفی چک کردن حال از خود سئوال کنید، از این طریق می خواهید بسیاری از فعالیتهای و گفتگوهای او را زیر نظر داشته باشید. به نظرتان این روش به بهتر شدن ارتباط شما کمک می کند؟ گاهی بدبینی ، نگرانی و شنیده ها باعث چک کردن می شود و شاید هیچ گونه شواهدی مبنی بر خیانت همسرتان نیست
زندگی مشترک خیلی فراتر از حرفه و شغل بازیگری است
داریم و از طریق عزیزی که از بزرگان سینما و تلویزیون ما هست ( و چون شاید دوست نداشته باشد اسم شان را نمی آورم.)، به هم معرفی شدیم. بعد از اینکه به هم معرفی شدیم مدتی ارتباط خانوادگی داشتیم و بعد ازدواج کردیم. *شغل زن و شوهر با هم یکی باشد بهتر است یا اینکه شغل شان با هم فرق کند؟ گلاره: خیلی فرق ندارد. مهم این است که همدیگر را درک کنند. یعنی آدم می تواند با همکارش ازدواج کند و
ازدواج مایه آرامش یا مایه دردسر؟!
حتم او را زنده می گردانیم به حیات طیبه؛ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ...(نحل 97) درمانی برای بیماری های بشر قرآن با آیات ارزشمند خود، جهالتی را درمان می کند که آن روز بوده و متاسفانه هنوز هم هست؛ و چون نگاه زن به پدرش و شوهرش و فرزندش هیچ گاه غلط نبوده نیازی به تذکر دادن این مطلب نبوده که قرآن متذکرش شود.
اقدام بسیار زشت زوج جوان با زن تنها در خانه اش
منصوره ابتدا با تهیه آبمیوه مسموم اقدام به بیهوش کردن زن سالخورده کرده و بعد هم مرد جوانی وارد خانه شده و با هم گاوصندوق را از داخل خانه به سرقت برده اند. با توجه به تصاویر به دست آمده از دوربین های مداربسته، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که دزدان از محل گاوصندوق و محتویات باارزش داخل آن اطلاع دقیق داشته اند. در تحقیق از زن سالخورده مشخص شد وی چندین بار در حضور مستخدم خانه گاوصندوق را باز و بسته کرده