سایر منابع:
سایر خبرها
طالبان کنترل منطقه ای در قندوز رابه دست گرفت
کردند. به نظر می رسد که این درگیری چند روز دیگر نیز ادامه داشته باشد. قندوز یکی از متزلزل ترین ولایت های شمال افغانستان است مرکز این ولایت سال گذشته به دست طالبان افتاد اما سپس نیروهای دولت کابل آن را باز پس گرفتند. اما در بخش های بسیاری از این ولایت طالبان حضور شدیدی دارد.
درآمدمیلیاردی پاتوق دارهای تهران ازمعتادان
کند. البته باید به ضعف و خلأهای قانون هم اشاره کنم که گاهی راه فرار را برای ساقی ها باز می گذارد. پاتوق عبدی و پاشا و استخر و حسین لره و محمدشاه هنوز هم فعالند. آدم هایی که آنجا می روند هر روز نزارتر و چند قدمی به مرگ نزدیک تر می شوند و چوبداران و پاتوق دارها هر روز فربه تر و پولدارتر. خدا کند روزی بشود که بادآورده را باد ببرد.
شوهرم زنان غریبه را به خانه می آورد تا من به عنوان میهمان ازآنها پذیرایی کنم!
.... وقتی فرزین حاضر نشد مرا طلاق بدهد من هم با اشتباهی بزرگتر دست به کار احمقانه ای زدم و با جوانی کوچکتر از خودم آشنا شدم. به او گفتم با همسرم مشکل دارم تا مرا برای گرفتن طلاق همراهی کند اما غافل از این بودم که فرزین متوجه ارتباط من و محمود شده بود و مرا تعقیب می کرد. هدف من این بود که فرزین نسبت به من دلسرد شود و با طلاق موافقت کند اما اشتباه می کردم. تا این که وقتی سوار خودروی محمود شده بودم فرزین به اتفاق مأموران انتظامی رسید و من دستگیر شدم. پسرم که این ماجرا را شنیده بود از شدت شرم به شهر دیگری رفته است تا... ...
دستگیری دزدی که در خانه های سرقت شده عکس سلفی می گرفت!
. بعد از این تماس ماموران با حضور در آنجا به تحقیق از او پرداختند که وی به افسر تحقیق گفت: خانواده ام به مهمانی رفته بودند و من هم برای انجام کاری از خانه بیرون رفتم و یک ساعت بعد هنگام بازگشت به خانه، مرد جوانی را دیدم که با گوشی در حال گرفتن عکس سلفی از خودش و خانه ما بود. زمانی که به وی نزدیک شدم، از خانه مان فاصله گرفت و بسرعت فرار کرد. وی ادامه داد: سپس دیدم در ورودی خانه
آخر هفته در تلویزیون چه خبر است؟
قانون احترام می گذارد. مدیر قسمتی که او کار می کند رشوه گرفته ولی کارش به خاطر قانون گراییمان سو خراب می شود و او را اخراج می کند و درست همان روز صبح همسرش به خاطر زندگی ساده و کسالت باری که در کنارمان سو دارد از او درخواست طلاق کرده است.مان سو که عصبانی است.... شبکه کودک انیمیشن سینمایی خانه پدرم ، پنجشنبه 31 تیر ماه ساعت 22 از شبکه کودک پخش خواهد شد. انیمیشن سینمایی
سالگرد ازدواج؛ بهانه ای برای قتل زن جوان
مشابه رسید و ثابت کرد حرف های مهران با واقعیت همخوانی ندارد به همین دلیل او این بار بازداشت شد و تحت بازجویی های تخصصی قرار گرفت. مرد جوان که دست خود را روشده می دید، سرانجام به کشتن مدیرعامل شرکت اعتراف کرد و گفت: من قصد داشتم به مناسبت سالگرد ازدواج با همسرم مراسمی را برگزار کنم برای این کار پول کافی در اختیار نداشتم به همین دلیل روز حادثه هنگام بازگشت از پروژه موضوع را با سمیرا در
صدام به افسرانش دستور خودکشی داد
مرتکب شده بودند. سرتیپ خمیس الدلیمی به سه زن عرب تجاوز کرد و افسران دیگر نیز همچون او دست به اعمال شنیعی زده بودند. برای همین، از عاقبت خود سخت می ترسیدند و می دانستند سرنوشتی جز مرگی فجیع در انتظارشان نیست. مقاومت این گروه چند دلیل داشت: فرار از اسارت، فرار از مرگ، ترس از خشم صدام . صبح روز 24 اردیبهشت از سوی فرماندهی خرمشهر دستور حمله به نیروهای اسلامی صادر شد که باید در ساعت هفت همان
اسم حزب الله لبنان را متوسلیان پیشنهاد داد
این فیلم، از من برای صحبت درباره حاج احمد دعوت کردند. هنگام اکران فیلم من چون همرزم حاج احمد بودم به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم و به گریه افتادم، به طوری که نمی توانستم خودم را کنترل کنم، در همین حال هم مجری اعلام می کرد به پشت تریبون بروم، اما گریه به من امان نمی داد، به هر حال رفتم بالا، دانشجوها 400 نفر بودند، 200 دختر و 200 پسر. آن ها چند دقیقه بعد از تماشای فیلم همچنان به طور ممتد تشویق می کردند
سفر به ایران برای انتقام گیری خونین
سری بزنم به خانه دوستم رفتم و موضوع را برایش تعریف کردم او هم موضوع را به پلیس گزارش داد و من را در انباری خانه اش زندانی کرد. با توجه به اعترافاتی که این مرد کرده بود، مأموران پلیس به باغی که عبدالعلی ادعا می کرد، رفتند و بعد از جست وجوی استخر، جسد آقاتاجیک را پیدا کردند. با انتقال جسد به پزشکی قانونی متخصصان اعلام کردند آثار جراحتی نیز روی بدن و صورت مقتول وجود دارد که قبل از مرگ ایجاد شده
تشکیل باند سرقت پس از فرار از زندان
بار با آنها به سرقت منزل در خیابان های شمالی شهر رفتم و چون بی تجربه بودم، فقط کشیک می دادم تا اینکه امروز دستگیر شدم. پس از اعتراف متهم، مأموران به دستور قاضی نصرتی، بازپرس شعبه اول دادسرای ناحیه 34 تحقیقات را برای دستگیری متهمان آغاز کردند تا اینکه چند روز بعد از حادثه مأموران مخفیگاه متهمان فراری را در یکی از محلات جنوبی تهران شناسایی کردند. مأموران وقتی برای دستگیری متهمان وارد
افشای شیوه های جدید فرار مالیاتی
. وی گفته است: پرونده یک مؤدی، 5 سال دست یک ممیز است؛ اصلاً بعضیها خانه زاد هستند، با هم رفت و آمد خانوادگی پیدا کرده اند؛ با هم پیک نیک می روند و به این ترتیب از پرداخت مالیات دقیق فرار می کنند. از سوی دیگر تعداد زیادی از مودیان نسبت به اخذ مالیاتهای نامتناسب و بیشتر از سطح درآمدی خود در مقایسه با سایرین اعتراض دارند و با اشاره به رکود حاکم بر اقتصاد کشور از فشارها برای دریافت مالیات از
تعامل مولانا با نهادهای قدرت و سیاست در قونیه
، اما خود نیز در 676ق، چهار سال بعد از مرگ مولانا، کشته شد. او حدود 30 سال در کانون قدرت بود. در مجالس مولانا فراوان حاضر می شد، در خانه اش مجلس سماع برای مولانا فراهم می کرده حتی مولانا به دربار او می رفته و توجیه رفتن علما به خدمت سلطان را در مقدمه ی فیه مافیه آورده است. مولانا 25 نامه به این سیاستمدار چند چهره نوشته و با القاب کریمانه ای مانند نماینده ی خدا، عامر ارکان اسلام، امیر اجل و سلطان
ما اینجا بخوابیم تا سرمان را ببرند؟
برای حضرت زینب(س) می روند. آنجا دختران سادات را اذیت می کنند، ما غیرت داریم، ما اینجا بخوابیم تا سرمان را نبُرند؟ خیلی بحث کردیم. بعد از شنیدن خبر شهادت سید حکیم، همه درد و داغ گذشته را فراموش کردم. قبل از شهادت سید حکیم، 3 فرزند خود را در اثر تصادف و بیماری از دست داده بودم. از فعالیت های سید حکیم در سوریه خبر داشتید؟ نه خبر نداشتم. از یکی از آشنایان که خود او هم مدت 4 ماه
دستگیری آدم ربای خطرناک
خانواده ام هم خوب نبود به تهدیدهایش توجه نکردند.مرد جوان درخصوص نحوه آزادی اش از دست آدم ربایان نیز گفت: روز سوم اسارتم زمانی که ساسان در خانه نبود و نوچه های او یا بهتر بگویم نگهبانان من خواب بودند، از فرصت استفاده کردم و پا به فرار گذاشتم. دستگیری مرد هزار چهره بدین ترتیب با شکایت مرد جوان، پرونده ای در شعبه 4 بازپرسی دادسرای جنایی پایتخت تشکیل شد.کارآگاهان اداره یازدهم
پایان تلخ دوستی در تلگرام
آگاهی فراخواندند. او در بازجویی ها همچنان مدعی بود که از سرنوشت دوستش خبری ندارد اما در ادامه تحقیقات بناچار قفل سکوت را شکست و گفت: دوستم از خانه فرار کرده و همراه مردی که با او در تلگرام دوست شده تهران را ترک کرده و نمی داند به کجا رفته اند . دو روز بعد شاکی همراه دختر نوجوان به پایگاه هشتم پلیس آگاهی آمده و اطلاع دادندکه او به خانه بازگشته است. دختر 15 ساله به افسر بازجو گفت: دو ماهی
سحرگاه مرگ برای قاتل 2 موتورسوار
راکبان موتورسیکلت را زیر گرفته و پس از مصدوم کردن این دو نفر بسرعت محل را ترک کرده و موفق نشدند راه فرار را بر او سد کنند. ماموران با مشخصاتی که از راننده فراری به دست آوردند، به تحقیقات ادامه دادند تا این که ساعاتی بعد از انتقال دو مصدوم حادثه به بیمارستان آنها به دلیل شدت صدمات تسلیم مرگ شدند. دو روز بعد متهم فراری به پلیس آگاهی آمد و تسلیم شد. او مدعی شد که با راکبان موتورسیکلت در
جنایت؛ مأموریت جوان افغان برای سفر به ایران
به گزارش " جوان ایرانی "، ماجرای این جنایت به اسفند ماه سال 92 بر می گردد. در آن روز مردی با پلیس دماوند تماس گرفت و گفت دوستش مرتکب جنایت شده است. این مرد که نگهبان یک باغ است، به مأموران گفت: شب گذشته یکی از دوستان به باغ آمد تا مهمانم باشد. او شروع به درد دل کرد و گفت چند روز قبل مرد افغانی را در استخر باغی در سرخده دماوند به قتل رسانده است. من فقط به حرف هایش گوش می کردم و بعد از آن هر دو
روایت جام جم از خانه ای روی آب
این روزنامه با انتشار عنوان موفقیت یعنی عبور از ترس و خطر، می نویسد: سام درخشانی بازیگر متولد 31 تیر 1354 است. بر اساس حساب و کتاب ما امسال 41 ساله شده است اما خودش عقیده دارد 40 سالگی اش تمام شده و از فردا وارد 41 سالگی می شود. او و همسرش مهمان روزنامه جام جم بودند وی گفت: رای خیلی ها موفقیت با پول داشتن هم معنی است، اما برای من موفقیت یعنی عبور از ترس و خطر. تا وقتی از ترس هایمان عبور نکنیم
لطیفی: نمی خواستیم به هر قیمتی مخاطب را بخندانیم
، پیش رفتیم. وی ادامه داد: برای شروع سریال پادری تعدادی کاراکتر اضافه شده و تعدادی نیز حذف شدند و ما بر طبق پیشنهادی که داشتیم سریالی نوروزی را شروع کردیم. در ادامه سازمان صداوسیما تصمیم بر این گرفت تا در مناسبت عید نوروز پادری را پخش نکند و ما نیز 15 روز عید را تعطیل اعلام کردیم و بعد از آن شروع به کار کردیم. همان موقع هم از پخش دقیق سریال اطلاعی نداشتیم اما در لابه لای کار خرده داستان
روایت تلخ یک قربانی خشونت خانگی
کرد! اما همیشه و با هر سختی هم که باشد، صبح روز بعدی در کار است: صبح که به شرقی ترین منطقه تهران برای معاینه در پزشکی قانونی رفتیم، با خودم فکر می کردم بعد از این معاینه همه کارها توسط ماموران قانون انجام می گیرد و کافیست صبر کنم تا حق مرا از شوهر پرخاشگرم بگیرند. اما دیدم اینطور نیست و تازه اول راه است. در ساختمان پزشکی قانونی اینطرف و آنطرف می رفتیم تا ببینیم باید چه کار
ربودن پسر 14 ساله برای انتقامجویی
که از آن روز به بعد چندین بار همراه خانواده ام نزد روانشناس رفته ام. انتقام متهم در بازجویی ها چنین گفت: چند روز قبل از حادثه وقتی از سرکار به خانه آمدم متوجه شدم که همسرم به شدت ناراحت است.وقتی علتش را پرسیدم گفت زمانی که پسر 4 ساله مان در کوچه مشغول بازی بوده، پسر نوجوانی با چوب او را کتک زده است. این را که شنیدم خیلی به هم ریختم. از طریق بچه های محل، پسر14ساله
درس های یک جنایت
ایران آنلاین /همیشه اعتقاد داشتم ما به عنوان پلیس جنایی، نماینده قربانی جنایت هستیم پس باید حق و حقوق ضایع شده اش را به او و خانواده اش بازگردانیم. با همین نگاه هم از روزی که پس از یک وقفه چند ساله پشت میز ریاست اداره قتل نشستم در اغلب صحنه قتل ها خودم حاضر می شدم. بیشتر مواقع نیز قاتل را در محل قتل شناسایی می کردم یا سرنخ های مهم را به دست می آوردم. حالا اگر قاتل فرار نکرده و تهران بود خیلی زود
اقدام بسیار زشت زوج جوان با زن تنها در خانه اش
از مادر 80 ساله ام از طریق یک شرکت خدماتی یک زن استخدام کرده بودم. برای اطلاع از حال مادرم تماس گرفتم اما او گفت امشب به علت مشغله زندگی نتوانسته پیش مادرم بماند من هم شبانه به منزل مادرم رفتم تا از او مراقبت کنم اما پس از ورود به خانه در کمال تعجب متوجه شدم مادرم بیهوش روی زمین افتاده و گاوصندوق نیز نیست. بعد از آن چند بار با شماره تلفن همراه مستخدم خانه مادرم تماس گرفتم اما تلفن
پسران هوس باز دختر جوان را در شب ربودند و اذیت وآزار کردند
به گزارش سرویس حوادث “ جام نیوز”،21 آبانماه سال گذشته دختر 20 ساله ای همراه با خانواده اش پای در پلیس آگاهی تهران گذاشت و از تراژدی یک آدم ربایی نافرجام پرده برداشت.سحر که پرستار یک بیمارستان خصوصی در غرب تهران است به ماموران گفت: ساعت 8 شب بود که در خیابان منتظر تاکسی بودم تا به سمت خانه بروم که یک تاکسی سمند زرد رنگ با یک مسافر مرد جلوی پایم توقف کردند و چون دیدم تاکسی است سوار بر آن شدم.
برگزاری دومین جلسه رسیدگی به پرونده تعرض کنندگان به سفارت عربستان؛
آن دست زد. قاضی دهقانی پرسید: در مورد تهیه مواد آتش زا چه دفاعی داری؟ متهم گفت : من چند نفر از افراد را دیدم که مقداری مواد آتش زا به سمت سفارت پرتاب می کردند. ساعت دو بعد از ظهر همان روز چنین تجمعی در مقابل کنسولگری مشهد صورت گرفته بود و برای ما جای سوال دارد که چرا به آن اشاره نشده است. چرا در مورد این تجمع ممانعتی نشد که مشابه آن در مشهد هم رخ داده بود. پلیس به راحتی می توانست با دو باتوم
سرقت 7 میلیارد ریالی زن 32 ساله از پیرزن 80 ساله؛
سکونت "منصوره" در شهریار کرده و در تحقیقات اطلاع پیدا کردند که منصوره چند روز پیش از سرقت ، به همراه همسرش از این محل متواری شده است ؛ در ادامه ، با شناسایی "وحید . الف" ( 28 ساله ) بعنوان همسر منصوره و انجام چهره نگاری ( بررسی تصاویر دوربین های مداربسته ) ، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که منصوره با مشارکت همسرش نسبت به طراحی و اجرای سرقت بیش از 750 میلیون تومان طلا و جواهرات اقدام کرده
دوست دارم ایران را بشناسم
فردی موثر در جامعه کاستاریکا که باعث شد کشورش به رنگ سبز صلح بماند؛ لوئیس روبرتو زامورا کوچک ترین فرزند یک خانواده از طبقه متوسط جامعه کاستاریکاست. مادرش خیاطی می کرده و پدرش، در یک کارگاه کاشی سازی و یک شرکت آرشیتکت دو شیفت کار می کرده است. وقتی پیش دبستانی ثبت نام می کند، بعد از چند روز می فهمند که خیلی بیشتر از همسن های خود می فهمد، زیرا در خانواده خواندن و نوشتن را آموخته بود، برای همین او را
دلایل استعفای مصدق را باید در خود او جست
در دستش نبود. در مجلسی که خودش به راه انداخته بود، عده ای مخالفش بودند. از یک طرف شاه با آن کارهائی که می کرد و به خصوص برادرش علی رضا و خواهر و مادرش، همه اینها دست به دست هم داده و شرایط را برای دکتر مصدق، بسیار دشوار کرده بودند. بعد هم باید به این نکته اشاره کنم که رجال ما دو نوع هستند. عده ای که منافع ملی برایشان مهم است و برایشان فرقی نمی کند که دیگران از آنها تعریف یا تنقید کنند، افرادی مثل
سرم درد می کند برای خطر!
برنامه هایمان درباره ی هواپیماهای جنگی بود. شغلی بود که جایگاه اجتماعی خیلی خوبی دارد، اما ما نشان دادیم که چه قدر این شغل سخت است. خود من عاشق این شغل بودم. رفتم امتحان دادم و چند مرحله را هم پشت سر گذاشتم. اما در مرحله ی چهارم گفتند که چشم من برای این کار مناسب نیست. تأکید ما این است که باباجان، توانایی های خودت را هم در نظر بگیر! میزان علاقه به تنهایی کافی نیست. من عاشق خلبانی بودم و حالا فهمیدم
دستبرد به خانه ها پس از فرار از دست مأمور بدرقه
جریان عملیات تعقیب و گریز دستگیرش کردند. در بازرسی از داخل خودروی وی انواع وسایل برای تخریب خانه ها و مقداری پول و طلای مسروقه کشف شد. نقشه فرار متهم وقتی به دادسرای ویژه سرقت تهران منتقل شد، تنها به 2فقره سرقت منزل اقرار کرد و مدعی شد که هیچ سابقه کیفری ندارد. اما وقتی سوابق وی به دست آمد مشخص شد که او یکی از دزدان حرفه ای خانه هاست که چند روز پیش در کرج با ضرب و شتم مأمور بدرقه