سایر منابع:
سایر خبرها
دفن جسد زن رهگذر در ساختمان نیمه کاره
وقتی مورد تحقیق قرار گرفت مدعی شد باقر بعد از قتل این زن به سوی مرز افغانستان گریخته است. کارفرمای ساختمان که مردی میانسال بود به مأموران گفت: مدتی است باقر و بشیر در این ساختمان کار می کنند و شب ها هم در این محل می خوابند. چند شب قبل بود که باقر تماس گرفت و از من خواست حقوقش را پرداخت کنم. او گفت پدرش فوت کرده و قصد دارد به افغانستان برود اما به او گفتم که برای پرداخت حقوقش باید چند روز مهلت
شکست شبکه تجارت حج در لاپوشانی فاجعه جده/ تحلیل بیانیه لوزان توسط جلیلی/ ناگفته های کرباسچی از زندان و ...
تحولات در گذر است و خبر هیچ گاه متوقف نخواهد شد. خبرهایی رسمی و گاه غیر رسمی؛ خبرهای که مورد توجه قرار می گیرد یا ممکن است همه به راحتی از کنار آن بگذرند. رسانه های خبری هر یک به فراخور وابستگی جناحی خود، خبرهایی را برجسته می کنند و در مواردی هم از کنار آن می گذرند. اگر خبر به ما هو خبر موضوعیت داشته باشد، وابستگی جناحی نباید در کم رنگ و پر رنگ منتقل کردن آن تأثیری داش
استیون سیگال؛ مردی که دست غول برره را شکست/ بادی گاردی که آلبوم موسیقی بیرون داد!
التحصیلی از مدرسه برای یافتن شغل به هر کجا سر زد تا بالاخره در رستوران کینگ برگر کاری پیدا کرد و در حین کار به دانشگاه رفت و در رشته تاریخ به تحصیل پرداخت. سرآشپز ژاپنی رستوران حرکات سریعی داشت که حاصل تبحر وی در ورزشی به نام آیکیدو بود و سیگال تحت تاثیر آموختن این ورزش و بعد از پایان تحصیلاتش راهی ژاپن شد. در آنجا با دختری به نام آیاکو فوجیتانی آشنا شد که پدرش مدرسه تعلیم هنرهای رزمی داشت و سیگال
آدمکش اجیر کرد م
ماه بود که از مریم خبر نداشتم. وقتی به محل کارش رفتم، همکارانش گفتند که مدتی است سر کار نمی رود. سجاد هم حاضر نبود در این باره حرف بزند. پس از طرح این شکایت، پرونده به دستور قاضی احمد بیگی، بازپرس ویژه قتل از دادسرای جنایی پایتخت در اختیار تیم زبده ای از کارآگاهان مبارزه با آدم ربایی قرار گرفت. مأموران در نخستین گام از سجاد تحقیق کردند. وی مدعی شد همسرش از او جدا شده و خبری از او ندارد
تماس تلفنی راز رابطه را برملا کرد
ها مأموران یکی از دوستان بهاره را شناسایی و از او تحقیق کردند. این زن گفت چند سال قبل بود که با بهاره آشنا شدم. هر دو در کارگاه تولیدی کار می کردیم. در همان زمان بود که حامد و بهاره با هم آشنا شدند و بعد با هم ازدواج کردند. این زن ادامه داد: روز حادثه بهاره با من تماس گرفت و گفت شوهرش رفتار عجیبی دارد و از من خواست به خانه آنها بروم. گفت که شوهرش او را در خانه حبس کرده و از او می ترسد
ماجرای عید دیدنی مرگبار پدر و پسر
هرچند او سعی داشت با دروغ پردازی خود را بی گناه نشان دهد اما شهادت یک آشنا و آثار درگیری روی دستان وی، معمای جنایت خاموش را فاش کرد.10فروردین ماه سال جاری پسرجوانی به اداره پلیس پاکدشت رفت و از ناپدید شدن پدرش خبر داد. وی به مأموران گفت: پدرم نگهبان کارخانه ای در شهرک صنعتی عباس آباد است. او تعطیلات نوروز در شیفت کاری اش بود. برای همین مادر و خواهرانم به سفر نوروزی رفتند. وی ادامه داد
تاثیرشبکه من وتودرکشتن خواهروپدر
حمله کرد اما من چاقو را از او گرفتم و دستم زخمی شد تا اینکه پدرم وارد خانه شد و من از خانه خارج شدم و بعد پیش دوستم سعید رفتم و با هم به سینما رفتیم و شب را هم خانه آنها خوابیدم تا اینکه امروز عصر به خانه آمدم و دیدم خواهرم در اتاق خواب حلق آویز است و پدرم هم در آشپزخانه با چاقو به قتل رسیده است و احتمال دادم آرزو پدرم را کشته و بعد خودکشی کرده است. بنابراین طناب دار را پاره کردم و جسد را به کف اتاق
روزنه امید برای عفو نوعروس قاتل
شد. تحقیقات بیشتر ماموران نشان داد مائده پس از ازدواج با همسرش از شمال کشور به تهران آمده بود. او مدتی بعد از این ازدواج با شوهرش به نام احمد اختلاف پیدا کرد و آنها درگیری های زیادی با هم داشتند. همچنین مشخص شد فیلمی از دختری شبیه به مائده به شوهر او نشان داده شده که باعث درگیری های شدیدی بین او و شوهرش شده بود . به این ترتیب ماموران انگشت اتهام را به سمت مائده گرفته و این
جزییات قتل مرموز خیابان ایتالیا
خانه حکمفرما بود. با آغاز تجسس های جنایی، کارآگاهان با صحنه هولناکی روبه رو شدند. مردی میانسال در آشپزخانه روی زمین افتاده بود و آثار 3 ضربه چاقو روی بدنش نشان می داد او به طرز فجیعی به قتل رسیده است. تنها پسر این خانواده به بازپرس ویژه قتل گفت: مادرم چند سال پیش به علت سرطان فوت کرد، من با پدر و تنها خواهرم در این خانه ساکن هستیم. پدرم پزشک متخصص طب سوزنی بود. دیروز بعد از ظهر با خواهرم مشاجره
زن در دادگاه: من شوهرم را نکشته ام
محکوم می شوند. پرونده مائده بعد از نقض رأی صادره، دوباره به دادگاه فرستاده شد. روز گذشته مائده، که حالا زنی جوان است، برای محاکمه به شعبه71 دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد و بعد از اینکه نماینده دادستان برای او درخواست مجازات کرد، برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت. او اتهام قتل شوهرش را رد کرد و گفت: من و احمد به خاطر فیلم مستهجنی که برادرزاده اش به او نشان داده بود، باهم
اصرار بر بی گناهی تازه داماد در قتل نوعروس
شوهرش نیست! بدین ترتیب احمد تحت تعقیب قضایی قرار گرفت و از همان ابتدا اصرار بر بی گناهی کرد اما چون تحقیقات قضایی و پلیسی نشان می داد وی انگیزه زیادی برای قتل داشت، این مرد روانه زندان شد. در دادگاه صبح دیروز احمد به خاطر قتل همسرش در شعبه 113 به ریاست قاضی باقری و چهار قاضی مستشار تحت محاکمه قرار گرفت. احمد وقتی پشت تریبون دفاع ایستاد، گفت: چند سال پیش خیلی اتفاقی با معصومه آشنا