سایر منابع:
سایر خبرها
هیچوقت در تمرین این تیم تست ندادم
استقلال در آورد! منصوریان اما در آخرین گفت و گویی داشت گفت: یک بار برای همیشه در این باره حرف می زنم تا دیگر بحثی صورت نگیرد. چهره محبوب استقلالی ها، در ادامه توضیح داد: من همیشه رابطه خوبی با هواداران پرسپولیس داشته ام. الان در خیابان هم من را می ببیند لطف می کنند. آنها را دوست دارم. اما چرا این حرف را زدم؟ من 20 سال این حرف ها را جایی نزدم. ولی بارها گفته اند منصوریان به تمرین پرسپولیس رفت تا تست
اصفهانیان: در هیأت رئیسه از ته دل دوباره به کروش رأی دادم
است. چرا در اکثر بازی هایی که امسال حق وردی برای استقلال سوت زده، حرف و حدیث به وجود آمده است؟ ببینید، واقعیت ها را که نمی شود کتمان کرد. حق وردی یکی از بهترین داوران ماست و انتخابش در این بازی هم کاملاً درست بود. به هر حال هر داوری اشتباه می کند اما در این بازی که پنالتی گرفت، نظرش مورد تأیید ما قرار گرفت. ذوبی ها هم گفته اند حق وردی در اکثر بازی هایی که برای ذوب آهن
درخشان: پرسپولیس را صدرنشین تحویل دادم
مطرح شود اما کاپیتان اسبق سرخ ها استاد این کار است و با این گفته اش تمام مناسبات مدیران تیم را به هم می ریزد! درخشان که در پرسپولیس تحت تاثیر نتایج ضعیف در لیگ داخلی بود، بعد از تساوی با راه آهن در هفته گذشته برای استعفا دادن زیر فشار قرار گرفت اما با سه روز تاخیر و در آستانه بازی پرسپولیس برابر النصر عربستان از هدایت تیم کنار رفت. پرسپولیس با احتساب بازی برابر النصر عربستان
خوشحالم پرسپولیس را صدرنشین تحویل دادم
پرسپولیسی ها دوست ندارند از سوی درخشان مطرح شود اما کاپیتان اسبق سرخ ها استاد این کار است و با این گفته اش تمام مناسبات مدیران تیم را به هم می ریزد! درخشان که در پرسپولیس تحت تاثیر نتایج ضعیف در لیگ داخلی بود، بعد از تساوی با راه آهن در هفته گذشته برای استعفا دادن زیر فشار قرار گرفت اما با سه روز تاخیر و در آستانه بازی پرسپولیس برابر النصر عربستان از هدایت تیم کنار رفت. پرسپولیس با
فروزان: هواداران استقلال هر چه بگویند حق دارند
محسن فروزان دروازه بان استقلال معتقد است که هواداران این تیم به خاطر ناراحتی از نتایج هفته های اخیر استقلال کاملا حق دارند و بازیکنان تمام تلاششان را می کنند تا در پایان فصل هواداران راضی باشند. فروزان: هواداران استقلال هر چه بگویند حق دارند فروزان در گفت وگو با خبرنگار "ورزش سه" گفت: من تمام تلاشم را در بازی با ذوب آهن انجام دادم تا دروازه را بسته نگه دارم البته به فکر کلین شیت نبودم
نوری: جای طارمی بودم هرگزچیپ نمی زدم
خوبی داریم و می توان به برد در خوزستان امیدوارتر بود. و حرف پایانی؟ در انتها می خواهم یک خسته نباشید به آقای درخشان بگویم. او با استعفای خود ثابت کرد یک پرسپولیسی واقعی است. به هر حال حمیدخان هم زحمت خود را برای پرسپولیس کشید و همه ما باید قدردان او باشیم. محمد نوری
باشگاه کلی اتاق دارد در یکی ازآنها جلسه می گذاریم
آشتی کنان او و درخشان را دیدم، تازه او را خواستم و در مورد ماجرا صحبت کردیم. برای برگرداندن سوشا حتی با باقری و امامی فر هم صحبت کردم و چون آنها هم با بازگشت سوشا موافق بودند او را برگرداندیم. با تمام این حرف ها تکلیف حسین عبدی چه می شود؟ باشگاه پرسپولیس متعلق به مردم است و شک نکنید کسانی که سال ها خاک این تیم را خورده اند و نسبت به پیراهن و نام پرسپولیس عرق دارند، همیشه حامی پرسپولیس هستند و دل شان با این تیم است. فعلا هم حرفی ندارم تا جلسه ام با باشگاه برگزار شود.
به پرسپولیس گل بزنم خوشحالی نمی کنم
بازی های بعدی کار می کنیم. باید با یک بازی خوب و منطقی سه امتیاز را بگیریم تا کارمان در ادامه لیگ راحت تر شود. در بازی های بعدی با رقیب مان در انتهای جدول بازی داریم و باید حواس مان را جمع کنیم. او در مورد شرایط خودش گفت: بعد از بازی با صبا که در این بازی گل هم زدم کمر درد داشتم. می خواستم خوب کار کنم اما آنطور که انتظار می رفت نتوانستم بازی کنم و باید در بازی های آینده بهتر باشم.
مؤمنی: این بار می خواهم گل 3 امتیازی بزنم
شنیدیم برای بازی مقابل پرسپولیس خیلی انگیزه داری؟ (می خندد) از خیلی هم بیشتر! از شوخی گذشته همیشه مقابل تیم های بزرگ راحت تر بازی کرده ام و امیدوارم یک شنبه هم روز من باشد. اگر اشتباه نکنیم دور رفت هم به استقلال گل زدی و هم پرسپولیس؟ بله و خدا را شکر می کنم. این فصل خیلی در استقلال خوزستان راحت بودم و توانستم به این دو تیم بزرگ و محبوب گل بزنم. البته این مرتبه دوست دارم گل
شخصیت شناسی با انتخاب میوه
/> پرتقال: شما فردی صبور و مصمم هستید. کارهایتان را آهسته انجام می دهید، اما درعوض تمام جنبه های آن را کامل می کنید و از انجام سخت ترین کارها، کوچک ترین واهمه ای ندارید. شاید کمی خجالتی باشید، اما برای دیگران، مقام یک دوست قابل اعتماد و تکیه گاهی امن را دارید. سلیقه خوبی دارید. دوستان تان را محتاطانه انتخاب می کنید. هنگامی که عاشق شوید، عواطف تمام وجود شما را در بر می گیرد. از جنگ و دعوا
سناریوی جدید داماد در دادگاه قتل مادرزن: خودکشی کرد
رفتم. چرا با مادرزنت درگیر شدی؟ وقتی از رفتارهای زنم گلایه کردم و مادرزنم از دخترش هواداری کرد عصبانی شدم و او را روی زمین هل دادم. مادرزنم از روی زمین بلند شد و از من خواست خانه اش را ترک کنم، اما وقتی به او گفتم قصد دارم زنم را طلاق دهم به گریه افتاد و با کارد آشپزخانه خودزنی کرد. تو در اداره آگاهی گفته بودی وقتی با مادرزنت درگیر شدی او را با چاقو زدی و چون زجر می کشید سرش را
تادو را کلا نمی خواهند
جالب اینکه قرارداد سنگینی هم با باشگاه منعقد کرد. حتی حضور تادو در تمرینات پرسپولیس نیز خبرساز و پرحاشیه بود. از همان روز اول عکاسان از تادو عکس هایی گرفتند که مشخص شد مهاجم جدید سرخ ها شکم دارد و از اضافه وزن رنج می برد. با تمام این حرف ها درخشان پای تادو ایستاد و حتی به او میدان داد. هر چند که تادو هرگز نتوانست از این فرصت ها استفاده کند و با گل زدن او در تمرینات، هواداران برایش صلوات می فرستادند
آی.آر.رحمان:6 ماه طول کشید متوجه شوم مجیدی چه می خواهد/آرزوی کار در سینمای ایران را داشتم
کاری من آشنا هستند و حدود 25-20 سال از آشنایی ماها می گذرد...ولی مجیدی آنچه را که انجام می دادم را متوجه نمی شد و در واقع هیچ چیز راجب به من نمی دانست. وی افزود: به همین خاطر اگر چیزی می نواختم، این سؤال برایش پیش می آمد که این دیگر چیست؟ این مسئله حدود دو فصل طول کشید تا اینکه من بالاخره متوجه شوم که او چه انتظاری از من دارد. سپس از او پرسیدم که دیگر چه دوست دارد، به همین خاطر از او خواستم
افشارزاده: درِ باشگاه استقلال روی مظلومی باز است
/> - این محرومیت مربوط به دو سال بعد است. وقتی حکم این بازیکن اعلام شد، کرار به باشگاه آمد و با او مفصل حرف زدم. * درباره این حکم مصاحبه جنجالی نکند! - به کرار گفتم تو بازیکن خوبی هستی و کاری به حاشیه ها نداشته باش. او پذیرفت و تعهد داد که دیگر کوچک ترین حاشیه و مشکلی برای استقلال درست نکند. کرار انسان خوبی است فقط زود عصبانی می شود که قول داد دیگر عصبانی هم نشود.
عبدی: نه، به اهواز نمی روم
شنبه به تهران می آید. کاش کمی تأمل می کردید تا مرد کروات به تهران برسد و ... باور کنید من حتی نمی دانستم برانکو به کرواسی برگشته است! بعد از تمرین پنج شنبه با ماشین خودم داشتم رضا چلنگر و دستیاران برانکو را می رساندم که متوجه ماجرا شدم. به هر حال ناراحت هم نیستم. پرسپولیس الان سرمربی جدید با افکار جدید دارد و من هم هر کاری از دستم برمی آمد، انجام دادم. ظاهراً دیگر کاری با من ندارند!
اسماعیلی فر: گلم هدیه روز مادر بود
/> گلم را به مادرم تقدیم می کنم قبل از بازی اگر بگویم که به گل زدن فکر می کردم، دروغ است. اما قبل از بازی که هدیه تولد مادرم را دادم. به من گفت امیدوارم خوب بازی کنی و گل بزنی. برای همین هم دوست داشتم که بتوانم در این دیدار گل بزنم و آن را به عنوان هدیه به مادرم تقدیم کنم. دیدار با نفت ربطی به فینال حذفی ندارد ما هفته آینده باید مقابل نفت به میدان برویم. من با این حرف
شیمی درمانی معلم کهنوجی با نفس های دانش آموزان
تنها به خدا توکل کردم. با آنکه می توانستم به دلیل بیماری ام از مدرسه مرخصی بگیرم ولی این کار را نکردم. خواستم با وجود دانش آموزانم خودم را تسلی بدهم من دانش آموزانم را دوست دارم و نفس هایشان را بهتر از هر شیمی درمانی می دانم. وی می گوید: تاکنون دو مرتبه مورد عمل جراحی قرا گرفته ام اما نتوانسته از انگیزه و توانم بکاهد. روح انگیز کریمی گفت: بعد از عمل جراحی اول، امیدوارانه و با
توپ را برداشتم گفتم "مادر"دعایم کن | شانس آوردیم در زمان درگیری ها محسن بنگر نبود! | قبل از دربی به یک ...
رفتیم دفتر باشگاه. اتفاقاً احمدرضا عابدزاده هم بود. حرف ها را زدیم و مدارک را دادیم و قرار شد انجام شود. بازهم می دانم نامه تا اتاق امام وردی رفت و بعد نتیجه ای نگرفتیم. واقعاً معنی این را نمی فهمم. انگار از باشگاه دلخوری؟ بحث دلخوری نیست. قرارداد من رقم بالایی نیست. من دارم اینجا تنها زندگی می کنم و ناچارم غذا از بیرون بگیرم. ماشین هم ندارم و همه رفت و آمدم با آژانس است. دوست دارم
کتک خوردن به خاطر شهدا در دانشگاه علمی کاربردی
هابه انجام پذیرفت. در روز سه شنبه 18/1/94 خواستم بارئیس دانشگاه درمیان بگذارم. رفتم قسمت آموزش که رئیس دانشگاه و پسرش درآنجا بودند. البته با شناخت دقیق رئیس دانشگاه نسبت به روحیٌات من و دارابودن عوارض اعصاب و روان، آن رئیس با برخوردی تندبه من گفتند برو بیرون واین حرف راچندبار تکرارکردند. برخورد ایشان موجب بروزشوک عصبی من شد وکنترل ازدستم خارج شد و لیوانی که درآنجابود زدم زمین که
معرفت را از هندوانه آموختم...
مورد داشتیم که: یک نفر با 5تا سیم با 5تا اسم با یک نفر دوست بوده.. تازشم تو هر 5 تا هم مخاطب خاص طرف بوده!! ********** اس ام اس خنده دار و جوک ********** دعای یک مرد هنگام نماز خدایا کودکی ام را دادی و گرفتی جوانی ام را دادی و گرفتی چند ساله که زن دادی خواستم یاد اوری کرده باشم!! ********** اس ام اس خنده دار و
یارانه ام را می دهم تا برای استقلال بازی کنم/ می روم و فوتبالم را در خارج ادامه می دهم
می خواستم دربی را بیایم اما ترجیح دادم بگذارم برای این بازی که ماموران کمتری دارد. برنامه ای برای ادامه فوتبال نداری؟ من تازه 22 ساله ام. هرچند فوتبال من را پیر کرده اما حاضرم جانم را برای فوتبال بدهم. آن قدر استقلال را دوست دارم که بگویند 100 میلیارد هم می دهیم، من نمی خواهم. من بازی در استقلال را می خواهم. حاضرم یارانه ام را بدهم تا برای استقلال بازی کنم. هدف من کمک به کشورم است
پول خانه و مغازه را مواد کشیدیم
قبل از حادثه بود که با سیمین آشنا شدم. یک روز به مغازه من آمد و گفت تازه از حبس آزاد شده و می خواهد تلفن کند. گوشی تلفن همراهم را به او دادم که زنگ زد و آن جا را ترک کرد. سیمین دو بار دیگر به مغازه ام آمد و تلفن کرد، بار سوم به او پیشنهاد دوستی دادم که قبول کرد. بعد از آن رابطه ما صمیمی شد و مغازه ام را فروختم و خرج او کردم. وقتی پول ها تمام شد، خانه ام را هم فروختم و تمام آن را تفریح کردیم
میزبانی 25 ساله یک مادر از زائران قطعه 53 بهشت زهرا(س)
میزبان زائران قطعه 53 بهشت زهرا می شود، او می گوید: من ابتدا که می آمدم کمی برای غلامرضا خیرات می آوردم و کنارش می نشستم و حرف می زدم. یک بار خواب دیدم، به خوابم آمد و گفت هر چی می آوری خیلی خوشمزه است اما مامان چرا با خودت غذا نمی آوری. آخر من از صبح تا ساعت 10 شب اینجا می ماندم. گفت تو که غذا نمی خوری من هم نمی خورم و گشنه می مانم. از آن روز به بعد، از صبح به بهشت زهرا می روم و صبحانه آماده می کنم
خاطره گویی جالب عابدزاده بر سر مزار هم تیمی سابقش
. مهدی فنونی زاده شوت می زد، بدجور. پسر کوچکی در حد 13، 14 ساله ایستاده بود کنار زمین. یکی از شوت ها رفت و خورد کنار این بچه. اینقدر ترسیده بود که نفسش بالا نمی آمد. سریع رفتم بالای سرش. به او آب دادم و گفتم حالت خوب است؟ این اتفاق تمام شد و رفت. 22 سال بعد یک بار جایی بودم، یک آقایی آمد کنارم و گفت من همان پسر بچه هستم که دستم را گرفتی و بلندم کردی. گفت هنوز رفتارت در یادم هست. کاری که کردی در دلم مانده. من کاری نکردم ولی آدم ها این چیزها در ذهن شان می ماند.
سرگذشت نوزاد یک روزه مبتلا به ایدز
بیامرز پدرم همان روز خواستگاری پس از اینکه رامین را دید،گفت: دخترم این پسره به دردت نمی خوره. این مرد زندگی نیست. همه فکر و ذکرش، دوست و رفیق است. تازه پدرم هیچ اطلاعی از اعتیاد رامین نداشت و من این موضوع را از خانواده ام مخفی کرده بودم چرا که اگر پدرم متوجه می شد دیگر باید قید او را می زدم اما من واقعاً عاشق او بودم و حاضر نبودم به هیچ قیمتی او را از دست بدهم. البته رامین قول
ترابیان: مگر مردک فحش است؟!
گفتم چقدر طول می کشد بروی و بیایی؟ گفت دو ساعت. گفتم ایرادی ندارد من از کی روش عذرخواهی می کنم. مجیدی هم رفت و هنوز هم برنگشته! چه بحثی با کی روش پیش آمد؟ کی روش خیلی ناراحت شد. می دانست که من واقعیت را می گویم. بعد گاسپار هم گفته بود. بعد با فتح الله زاده حرف زدم و گفت فرهاد نیامده است؟ گفتم نه. گفت نگران نباشید، فرهاد مجیدی از این کارها زیاد می کند! هفته بعدش فرهاد مجیدی را
چه کسی مواظب گوسفندها خواهد بود؟
حال تردد بودند. همیشه به این فکر می کردم که آنها از کجا می آیند و به کجا می روند. یک روز در ماه قبل، وقتی که سوار بر ماشین به سمت خانه می رفتم، گروهی از آنها را دیدم. این بار نمی خواستم بگذارم از دستم در بروند. یکشنبه بود و در نتیجه می توانستم توقف کنم و چندتایی عکس بگیرم. با آنها سلام و احوالپرسی کردم و آنها هم پاسخم را دادند. وقتی که عکسها را گرفتم، مشغول گپ زدن شدیم و به من گفتند که
تست روانشناسی شوهر خوب
خوشحال می شوم. 2- من دوست های زیادی دارم اما علاقه من به خانمم بسیار بیشتر است و قابل مقایسه با آن ها نیست. 3- این روز ها دقیقا می دانم که خانمم با چه مشکلاتی رو به رو است و چه مسائلی باعث ایجاد اضطراب و استرس در او شده است. 4- اسم بعضی افرادی را که این اواخر باعث ناراحتی همسرم شده اند، می دانم و از دلایل ناراحتی همسرم از آن ها آگاه هستم. 5- می توانم چندتا
پاراگراف کتاب (31)
دنبال من برویم ته مزرعه و نزدیک غروب آفتاب حرف هایی از دهان من بشنوی که نه من آنها را می فهمیدم و نه تو عقلت می رسید که آنها را بفهمی و ما فقط تحت تاثیر باد! گول خورده بودیم. حالا من، گاو پیر چروکیده پلاسیده احمق، تو را فریب دادم و دم پرچین ها و غروب و کلا هرچی بهت گفتم احمقانه بود. لذا تو ای گوساله ... دیگر حرف های من را باور نکن و مثل یک گاو اصیل برو و هرچه خرها می گویند گوش بده...!
خرمگاه: پرسپولیس منصوریان را خواست اما او نرفت،جرات دارید جلوی خودش از پرسپولیس حرف بزنید/پر شدن آزادی ...
بود و خودش را یک استقلالی متعصب می دانست نخواست برای این تیم بازی کند. خرمگاه در این باره که گفته شده درخشان او را نخواسته و عابدینی صراحتا به این مسأله پرداخته است توضیح داد: نمی دانم چرا این بحث به این شکل مطرح شده است اما باید بگویم که شاید عابدینی نظر شخصی اش را گفته است ولی از شناختی که از علیرضا دارم می دانم که اگر بازهم زمان به عقب بازگردد باز هم علیرضا به استقلال می آید گرچه من