سایر منابع:
سایر خبرها
به گزارش نوید شاهد سمنان ، شهید حسن عباسی دهم مهرماه 1335 در شهرستان سمنان به دنیا آمد. پدرش غضنفر، کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و دوم اسفندماه 1363 با سمت فرمانده دسته در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای روستای اَراء از توابع زادگاهش به خاک سپردند. فرازهایی از نامه شهید به دوستش: عالمی دیگر سید عسکر! نکند دنیای پَست شما را بفریبد. شهر مثل زندان است. توی شهر نمانید. بیایید و ببینید چه خبر است. شب هایش عاشورا و روزهایش نینواست. اینجا عالم دیگری است. انتهای متن/ ...
رسیده بود. او با یکی از اعضای منافق در حالی که رو در روی هم قرار می گیرند همزمان به هم شلیک می کنند. داوود به مغز منافق شلیک می کند و خودش نیز تیر به قلبش اصابت می کند. حالا در روزهای ابتدایی اسفند 1404 تاریخ برای خانواده عجب گل دوباره تکرار شده بود. این بار مهدی که کودکی و نوجوانی اش را در مسجد سپری کرده بود و از نخبگان کشور بود توسط شقی ترین آدم ها شهید شده بود در حالی که مثل عموی پدرش 19 سال داشت. مادرش آنقدر جوان بود که اسم مادر شهید هنوز برایش زود به نظر می رسید. از او خواستم کمی از پسرش بگوید. با آرامشی که داشت می گفت پسرم مسجدی بود و درس خوان. او عاقبت بخیر شد. پدرش هم می گفت: درست ده دقیقه قبل از اینکه پسرم به شهادت برسد با من تماس گرفت و گفت: بابا دعا کن من هم شهید شوم. پیکر مهدی عجب گل در قطعه 42 گلزار شهدای بهشت زهرا برای همیشه به خاک سپرده شد تا خون به نا حق ریخته اش گواهی باشد در تاریخ. انتهای پیام/ ...
به گزارش نوید شاهد سمنان ، شهید حسن عباسی دهم مهرماه 1335 در شهرستان سمنان به دنیا آمد. پدرش غضنفر، کشاورز بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و دوم اسفندماه 1363 با سمت فرمانده دسته در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای روستای اراء از توابع زادگاهش به خاک سپردند. شیفته خودش و نقشش شدم وقتی توی حیاط خانه مان دیدمش، از خوشحالی نمی دانستم چکار می کنم. تا آن روز ندیده بودمش. توی میدان روستا اشک همه را درآورده بود. آن قدر نقشش را ...
آسمان شهادت پرداخت و گفت: در این جنایت ناجوانمردانه، دیار آذربایجان سه گوهر گران بها را تقدیم پیشگاه الهی کرد. شهیده والامقام، ندا امینی آذر ، از معلمان پرتلاش، دلسوز و آینده ساز تبریزی که بر اثر اصابت پرتابه های کینه توزان دشمن در اتوبان شهید کسایی مجروح شده بود، پس از تحمل روزها جراحت در بیمارستان، با لبخندی از رضایت به فیض عظیم شهادت نائل آمد و درس ایثار را در مکتب عاشورا به کمال رساند. سلمانی افزود: همچنین شهید گرانقدر، اتابک نسیمی ، دانشجوی جوان، برومند و آگاهی که نماینده قشر بیدار و مردمی بود، به همراه شهید سرافراز، خلیل باستان ، از زحمتکشان غیور و کارگران خدوم کارگاه امانی ...
چرا این قدر دیر میای؟ دشمن حمله کرده... رفتن طرف زهرا خانم که نرگس کوچولو رو با عروسک پشمی قرمزش بغل کرده بود. نرگس کوچولو همین که صدا رو شنید،شروع کرد به گریه کردن و رفت بغل باباش. سفره افطار تو خونه هنوز دست نخوره پهن بود. چند تا کاسه سفالی حلیم تو سینی، چیده بودن که نذر علی آقا بود برای سلامتی پدرش. سریع سینی رو برداشت که ببره برای همسایه ها. آقا مهدی و زهرا خانم نشستن که سوره فتح رو بخونند. نرگس کوچولو هم خوابید کنارشون. نیم ساعتی گذشت و علی آقا اومد،نشستن کنار سفره افطاری. کسی سوالی نکرد فقط نرگس کوچولو گفت : بابا فردا بریم اونجا که تو عکس بود و کار میکنی. آقا مهدی ...
هرمزی مقدم درس وطن صبح شنبه که فرم مدرسه را به تنش کرد، داشت می خندید توی چشمان خود در آیینه برقی از اشتیاق را می دید با خودش زیر لب چنین می گفت: که ریاضی ست زنگ اول ما زنگ دوم که فارسی داریم می چکد عشق توی دفتر ها درس آزاد را نوشتم من عاشق خاک پاک ایرانم درس آزاد را خودم امروز با صدای بلند می خوانم نمره ام بیست می شود حتماً چون که مادر مرا دعا کرده بار ها مادرم به لطف دعا هر دری بسته بود، وا کرده ...
باطن دارایی و آرامش شما را از بین می برند. عجول بودن باعث می شود فرصت ها را بسوزانید و حتی اطرافیانی که به شما امید دارند، ناامید شوند. این روزها لازم است در هر تصمیم، چند لحظه درنگ کنید و همه جوانب را بسنجید. کسانی در اطرافتان هستند که با نیت خیر چشم به شما دوخته اند، پس انصاف نیست دلشان را بشکنید. نشانه هایی از برآورده شدن آرزوهایتان در حال آشکار شدن است؛ فقط کافی است با ایمان و آرامش صبر کنید تا وعده خداوند کامل گردد. هرگاه از سر صدق دعا کنید و از روی صداقت به درگاه الهی پناه ببرید، درهای بسته یکی یکی گشوده می شوند. در مسیر خود از خیرخواهی و نیکی دست نکشید، چرا که آنچه امروز می کارید، فردا به ...