کجاست؟ رضا بختیاری متولد اردیبهشت ماه سال 1367، از نیرو های هوافضا و تک پسر خانواده بود. اما برای خانواده اش، قبل از هر عنوانی، تکیه گاه خانه بود. سمیرا که سه سال از او بزرگ تر است، می گوید: در خانه پدری اگر کاری پیش می آمد، همه یک اسم را صدا می زدند: رضا از کار بانکی، خرید گرفته تا رسیدگی به پدر و مادر یا حتی تصمیم های خانوادگی، به طوری که پدر و مادرش اگر کاری داشتند می گفتند رضا انجام می دهد . خواهر ها اگر مشکلی داشتند می گفتند باید با داداش مشورت کنیم . خیلی قبولش داشتند. هم پدر و مادرم، هم ما. اگر کاری گیر می کرد، می گفتیم رضا درستش می کند. منتها در کنار ...
را در کنار خانواده بگذرانید. فهرست بهترین فیلم های کمدی ایرانی برای اینکه یک فیلم طنز بتواند تماشاگر را به خنده وادار می کند، عوامل زیادی مانند توانمندی بازیگران، تجربه و عملکرد کارگردان و از همه مهمتر فیلمنامه قوی فیلمنامه نویس است. در کنار هم قرار گرفتن تک تک این عوامل باعث محبوبیت و فروش بالای هر فیلمی می شود. اگر تصمیم به انتخاب یک فیلم سینمایی ایرانی کمدی گرفته اید، پیشنهاد می کنیم به مطالعه مقاله معرفی بهترین فیلم های کمدی ایرانی ادامه دهید. 1. فسیل | بهترین فیلم ایرانی کمدی سال 1402 کارگردان: کریم امینی نویسنده: حمزه صالحی بازیگران: بهرام افشاری، الناز ...
نزنید و با هیچ بهانه ای قانع نکنید. دشمنی که منتظر رسیدنش بودید بیمارستان می زند، منزل مسکونی می زند و از آن بی رحمانه تر دبستان دخترانه را با 170 دختربچه مظلوم مورد اصابت موشک های پیشرفته خود قرار می دهد. دوستی که با آب و تاب تعریف می کردی فلان ناوش نزدیک ایران شده، تو احیانا کودک بیمار در خانه نداری که وقتی صدای انفجار را می شنود به خاطر شرایط خاص بیماری اش جانش به خطر می افتد یا بیمار سرطانی نداری که در این روزهای جنگی دنبال دارو بگردی یا زن باردار در خانه نداری که ببینی با هر صدای انفجار، مادر و جنینش تا مرز مرگ می روند و برمی گردند یا طفل خردسال یا پدر و مادر پیر یا پدربزرگ و مادربزرگ هم ...
هایی بودند که برای خرید لباس و اجناس داده اند. چون فروش نرفته، می ترسند چک ها برگشت بخورد . به گفته او، اجاره مغازه ها در آن منطقه بسیار بالاست. می گفتند اجاره بعضی مغازه ها بالای صد میلیون تومان است و حالا با این شرایط واقعا نمی دانند باید چه کار کنند . به گفته او، فضای شهر حتی در مکان های عمومی هم خلوت و سرد شده است. پریسا می گوید بیش از هر چیز دلش از این خلوتی گرفته است. شهر به آدم هایش زنده است. وقتی آدم ها نباشند یا حالشان گرفته باشد، شهر دیگر معنی ندارد . جایی که مردم می گفتند پا روی تکه های بدن نگذارید او از تجربه تلخ دیگری هم در همین روز ها می گوید؛ وقتی برای دیدن محل اصابت یک ...