سایر منابع:
سایر خبرها
خلاصه ای از زندگانی حضرت امام هادی علیه السلام
از جریان جلب او، اضطراب و ناراحتی عجیبی در شهر به وجود آمد و چنان فریاد و شیون برآوردند که تا آن روز مانند آن را ندیده بودم. ابتداءا با قسم و سوگند تلاش کردم که آنان را آرام سازم، گفتم: هیچ قصد سوئی در کار نیست و من ماءمور اذیت و آزار او نیستم. آنگاه مشغول بازدید و جستجوی خانه و اثاثیه آن شدم. در اطاق مخصوص او جز تعدادی قرآن و کتاب دعا چیز دیگری نیافتم. چند نفر ماءمور، او را از منزل خارج
پایان نامه کیلوئی چند ؟پایان نامه و مقاله در خیابان!تولید علم با "کپی برداری" عملی نمی شود
. یا اینکه رساله علمی معرف شخصیت فرد تلقی می شود، نه علم و دانشی که خود شخص دارد. در پایان نامه فروشی با سه دسته از افراد سر و کار داریم؛ یک عده از دانشجویان که به هر دلیلی قادر به نوشتن پایان نامه خود نیستند و توانایی این کار را ندارند، پس برای خرید پایان نامه به پایان نامه فروش ها مراجعه می کنند. سیستم شب امتحانی و جزوه خواندن استادان سر کلاس ها و در حقیقت دیکته گویی که در بسیاری از
گربه وشاطراسدا...(10نظر)
مادرشون ببینه پنگولمون میکشه. – عجب گیری کردیم بابا! – غلوم گوش کون . صدا ی قارقارک شاطره نیس که داره میا؟ – اوخ اوخ اوخ خاک توسرمون شد خودشه ،لعنتی الانه که بیا بگه بیشرفا اینا رو بندازین بیرون تا بیچارتون نکردم.هاهاها – هاهاها درهمین موقع صدای موتور شاطر فضای نانوایی را از کرکرش پر کرد ولحظه ای بعد شاطر وارد نانوایی شدودید بچه ها درحالی که رنگ از رخسارشان پریده کنار
مراسم گرامیداشت استاد دکتر عبدالحسین جلالیان
حسین معلم، معلم و نویسنده درود بر منتقد سرشناس یزدی، آقای محمدرضا شوق الشعرا! به دلیل وجدان معلمی و باورهای معلمی ناگزیرم چند کلامی در رابطه با گرامیداشت استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" به آگاهیتان برسانم: در جریان تالیف کتاب "حافظ به زبان ساده" برای جوانان و صحبت های پیاپی با استاد دکتر "جلالیان" و نشست های پیاپی در جمع شاعران (انجمن شعر حافظ) که پایه گذارش خود دکتر است... و نیز مطالعه، بررسی و وارسی بسیاری از آثار (از جمله آثار استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر محمد معین، دکتر قاسم غنی، دکتر محمد استعلامی، دکتر سعید حمیدیان و...) و نیز آثار متعدد دکتر "جلالیان" (از جمله آخرین اطلاعات ناب و منحصر به فردشان در مورد فرخی یزدی و وحشی بافقی...) متوجه شدم که ایشان برجسته ترین و سرآمد شاعران معاصر فارسی زبان جهان است! (اینجا منظورم از معاصر در قید حیات است) و حتی از نامدارانی که به دلیل پرهیز از اصطکاک معذورم نامشان راببرم بزرگ تر، برتر و در سرودن و شناخت شعر به ویژه غزل چیره تر و قوی تر است. توضیح: 1-...ایشان به هیچ وجه حاضر نبوده و نیست که کسی برایش مراسم گرامیداشت بگیرد (حال چه طور شده که به او قبولانده اند! خودم هم نمی دانم؟! و این که چرا سرانجام پذیرفته است بسیار شگِفت زده ام؟!) 2- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" از آن یزدی های اصیل (میبدی) است که ذاتا دل در گرو بالندگی فرهنگ و ارتقای انسان ها دارد و با زحمات طاقت فرسا و مغزسوز خود به باورش جامه عمل هم پوشانده است... . 3- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" بدون آن که به قول خودت اَدا درآورد و بخواهد فقط نمایشش را بدهد، خیرخواه، دلسوز، دل بزرگ و لوتی صفت است (به طوری که مثلا اگر کوچکی چون این جانب هم به سراغش برود و هر بار وقتش را بگیرد تا چیزی یاد بگیرد، کتابی هم هدیه می گیرد) منظورم این است که هم برای یادگیرنده احترام قایل می شود، هم برای امر مقدس یاددهی- یادگیری ارزش قایل است. رفتارش هم آن چنان که پیش از این اشاره کردم ساختگی، باسمه ای و تصنّعی نیست... . (تنها موردی که می ماند برخی- و اگر دقیق تر بگویم؛ تعداد بسیار اندکی مصراع - از شعرهای کتاب "پله های سنگی" است که قضاوت پیرامون آن ها وقت، گفتار و نوشتار گسترده می طلبد... و فعلا به هیچ وجه نمی توان تلگرافی و پیامکی در موردش قضاوت نمود و حکم صادر کرد.) اما! الف- تا آن جا که این کوچک آگاه هستم در حال پالایش، بازنویسی و نیز کامل کردن اشعار همین کتاب بحث برانگیز است... . ب- چنانچه حکم هم صادر کنیم و فرض کنیم این چند مصراع بدِ بدِ بد هم هست! خب! حتی در این صورت هم خردمندان و منطقیون می گویند: اصلاح باید شود، نه تخریب!؟ به سخن ساده تر: نادیده گرفتن تمام زحمات و تخریب کل آثار و به تبَع آن تخریب یک شخصیت زحمت کش، شریف، مستقل، آزاده و دانشمند که افتخار دیار است کار عاقلان نیست . 4- ایشان انسانی بسیار سالم و درستکار است: نه سیگاری است، نه تریاکی! (نه صیغه ای، نه دوده ای...) نه بیکاره و مفتخور. کوچک ترین ناهنجاری و بزهکاری نه داشته، نه اکنون که بیش از 80 سال دارد، دارد. همیشه در این دیار نجیب و سرفراز، زحمت کشیده و برادرانه و پدرانه، گمنام و فروتنانه دلسوزانه در خدمت پزشکی و درمان دردمندان بوده است و هیچ چشم داشت مادی یا غیرمادی از کسی نداشته است. و آن چنان که اشاره کردم هرگز در پی مراسم و گرامی داشت و خودنشان دادن و خودنمایی و... نبوده، تا چه رسد به آن که بخواهد الگو برای کسی شود (و این در حالی ست که شوربختانه کسانی در این دیار زحمتکش الگوی مردم عامی، جاهل و بی سواد شده اند- حتی الگوی برخی به اصطلاح باسوادها و مدرک ستانده ها- که در تمام عمرِ دروغ و فریبِ خود، حتی یک روز قصابی، بقالی، نجاری، کارگری... نکردند و شوربختانه تر این که؛ الگو هم شده اند و برایشان گرامیداشت ها هم برگزار شده است!؟ 5- شرح دیوان حافظ را که استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" نوشته اند، بارها خوانده و با بسیاری از شرح های دیگر که پیشتر اشاره ای کردم مقایسة تطبیقی کرده ام. و خدا را گواه می گیرم که راست می گویم: شرح ایشان اگر نگویم از تمام شرح ها بهتر است، که قطعاً کامل تر است. مثلاً در مورد بیتِ: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرّس شد حتّی برجسته ترین و مشهورترین حافظ شناس و حافظ پژوه؛ استاد بهاءالدّین خرمشاهی در موردش سکوت کرده اند!؟ ولی استاد جلالیان ضمن توجّه به فرمایش تمام صاحب نظران پیش از خود، قاطعانه در موردش اظهار نظر کرده و تکلیف همه را روشن نموده است. *آشکار است که اشاره ام به سرور ارجمندم استاد بهاءالدّین خرمشاهی و حافظ نامه ی ایشان اصلا و ابدا زبانم لال کوچک کردن آن فرهیختة دین باور نیست و صرفاً خواستم شاهد مثال آورده باشم (وگرنه استاد بهاءالدّین خرمشاهی حق پدری و معلّمی بر این کوچک دارند و حتّی رفت و آمد خانوادگی داریم و همه می دانند که حرف اوّل و آخر را در مورد حافظ ایشان می زنند...). برادر فاضل، هوشیار و منتقد دردمند، جناب شوق الشعرا! تردید ندارم که بهتر از این کوچک(معلّم) می دانید؛ در دیاری که مثلاً به جای گرامیداشت علّامه دهخدا و فردوسیِ بزرگ مراسم گرامیداشت برای دیگرانی بسیار بسیار ناچیزتر برگزار می شود، نه افتخار که مایه ی افسوس و شوربختی ست. ...در دیار نجیب یزد هم باید دست کم نام مراکز درمانی اش نام"ابوعلی سینا" یا "زکریای رازی ، یا مجیبیان ، هراتی ، و مرتاض باشد که بحمدلله برخی هست یا باید به نام دکتر"عبدالحسین جلالیان" باشد... . جناب شوق(عزیز دل!) آهنگم از نوشتن این چند سخن چیزی جز پروردگار و در دیدگاه پروردگاربودن، نبود(بر این باورم که اگر نمی گفتم و نمی نوشتم به روز رستاخیز برای سکوت خود پاسخی نداشتم). ختم کلام! جناب محمدرضا شوق الشعرا! بارها در حضورتان و در غیابتان گفته و نوشته ام که؛ دست کم بخشی از ارزش ها و خوبی های یزد مدیون جرأت، جسارت، همّت، دقّت و قلم پرتوان شماست (خدای شما هم شاهدم بوده است که هر از گاهی به مسوولان خُرد و کلان شهر از جمله فرماندار گفته ام که باید از شما تجلیل و قدردانی نمایند). اکنون هم به عنوان برادری کوچک از شما درخواست دارم با قلم خود به یکی، دو نفر که نادانسته(و صرفاً به خاطر چند مصراع) به انتقاد نه که سرزنشِ استاد جلالیان می پردازند چند نکته را یادآور شوید: مرحوم علامه دهخدا در امثال و حکم ضرب المثلی دارد که می گوید: اومد لب بوم قالی تکون داد، قالی خاک نداشت خودشو نشون داد! به سخن ساده تر؛ به این یکی دو نفر بفرمایید درست نیست که نود و نه درصد خوبی ها را نادیده بگیرید و سبکسرانه یک درصد کاستی را بزرگنمایی کنید و با همین مستمسک به یکی از خدمتگزاران سالم، آزاده، مستقل و اندیشمند دیار بتازید(اگر این یک درصد کاستی این قدر شما را برآشفته، چرا آن نود و نه درصد تکانتان نداده است؟!) خوب به یاد دارم که روزی یکی از دانش آموزانم پیامکی برایم فرستاده بود، نزدیک به این مضمون: اگر آجری در دیواری شکسته است، باید با دقت و ظرافت آن آجر را تعویض کرد. تخریب کلّ دیوار ابلهی ست! اگر کسانی دوست دارند در رسانه های امروزی که به برکت تکنولوژی کافرها!! به دیار ما هم رسیده است، به انتقاد بپردازند، اوّلاً یادآور شوید که؛ انتقاد به معنی تخریب و سرزنش نیست، به معنی بیان خوبی ها و بدی هاست...، ثانیاً؛ در همین روز و روزگار و در همین دیار کم دردهای آزاردهنده است که می توان از آن انتقاد کرد؟! چه طور شده که همه را رها کرده و بر موج سوار شده و یقة یکی از افتخارات دیار را چسبیده اند؟! (مثلاً شورای شهر که از صدر تا ذیلش انتقاد دارد، یعنی از زمانی که حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی از میان دیگر اصل های معطّل ماندة قانون اساسی این اصل را صرفاً برای پیشبرد مسائل سیاسی و حزبی خودش بیرون کشید و آش شله قلم کاری پخت که چند وجب روغن روی ان است...، یا عملکرد معاون سیاسی امنیتی استاندار در بیرون راندن افغانستانی ها...، یا شناسایی و دستگیری دزدان و ادمکشان همچون قاتل پزشک نجیب، زحمت کش و برجستة یزدی دکتر محمّد بامشاد که سال ها، بله سال ها! از قتلش می گذرد و به قول معروف دَمش را در نمی آورند؟؟...) جناب شوق! عزیزم! آزادی بیان و انتقاد، حتی انتقاد از استاد جلالیان اشکالی ندارد و دست کم خود شما خوب می دانید که خود من هم 20 سال پیش از برخی کاستی های ایشان انتقاد کرده ام(روزنامه اش هنوز موجود است) امّا! این هم خیلی بد است که ندانسته و نا آگاهانه صرفاً از روی توهّم و یا حداکثر از روی برخی کاستی های جزئی کل را زیر پرسش ببریم. آیا کل را به خاطر جزء زیر پرسش بردن در شآن انسان(بما هو انسان) است؟! آرزو دارم پروردگار بخشاینده و مهربان تک تک ما را یک آن به خود وامگذارد. و به تک تکمان (و از جمله این کوچک) ادب، تربیت، انصاف، منطق، بزرگواری، گذشت، جنبه، ظرفیت، جوانمردی، راز داری و عیب پوشی، قدردانی، چشم و رو داشتن، احترام بزرگتر و کوچکتر نگه داشتن و همشهری دوستی هدیه کند . دلخش باشی عزیزم(غزلی از حافظ هم برای پایان خوش): منم که شُهره شَهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راهِ نجات؟! بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن ز خط یار بیاموز مِهر با رخ خوب که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن ...
گفته ها و ناگفته های شنیدنی فیلم محمد(ص)-ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) و خبرهای مرتبط با فیلم ...
ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) آی.آر. رحمان ،آهنگساز هندی فیلم سینمایی محمد رسول الله به کارگردانی مجیدی مجیدی ، همکاری با مجیدی را پرچالش ترین پروژه کاری خود دانسته و در این باره گفت: فقط 6 ماه طول کشید تا متوجه شوم که مجیدی از من چه می خواهد. به گزارش مشرق، آی. آر. رحمان ، آهنگساز برنده اسکار و گرمی سینمای هند که فیلم های موفقی چون میلیونر زاغه نشین ، 127 ساعت و الیزابت: دوران طلایی را در کارنامه کاری خود دارد، همکاری با مجید مجیدی در پروژه محمد رسول الله را یکی از خاطره انگیزترین، پرچالش ترین و سخت ترین پروژه کاری خود می داند. رحمان در این باره گفت: تمام کارگردانانی که من تاکنون با آنها کار کرده ام با سبک کاری من آشنا هستند و حدود 25-20 سال از آشنایی ماها می گذرد...ولی مجیدی آنچه را که انجام می دادم را متوجه نمی شد و در واقع هیچ چیز راجب به من نمی دانست. وی افزود: به همین خاطر اگر چیزی می نواختم، این سؤال برایش پیش می آمد که این دیگر چیست؟ این مسئله حدود دو فصل طول کشید تا اینکه من بالاخره متوجه شوم که او چه انتظاری از من دارد. سپس از او پرسیدم که دیگر چه دوست دارد، به همین خاطر از او خواستم که به آثار دیگران گوش دهد و بر همین اساس یک فهرست از اولویت های مورد نظر او برای خود ساخت و اینگونه شد که سرانجام پس از 6 ماه توانستم به ذائقه او و آنچه که خواسته اوست پی ببرم. وی متذکر شد: عاشق کار با مجیدی هستم و کار با او رویای من برای کار در سینمای ایران را محقق کرد. همیشه شیفته سینمای ایران بودم، در حقیقت این علاقه را نسبت به هر سینما دیگری خارج از مرزهای هند هم دارم چون آنها علی رغم محدودیت های موجود، چنین آثار زیبایی را خلق می کنند. همیشه می خواستم که در ایران کار کنم ولی خوب متاسفانه مشغله کاری اجازه چنین کاری را به من نمی داد. رحمان در ادامه این مصاحبه درباره موسیقی مجبوبش در میان نامزدهای اسکار امسال گفت: موسیقی متن فیلم ضربه شلاق را خیلی دوست داشتم، چون موسیقی آن یک موسیقی جاز بود، نوعی از موسیقی که تعداد اندکی از مردم با آن در ارتباطند. به گزارش فارس، این آهنگساز 48 ساله در مصاحبه چند هفته پیش خود با روزنامه تایمز آف ایندیا، نیز عنوان کرده بود که استاندارهای فیلم محمد (ص) بسیار بالاست و همکاری با مجیدی برای او تجربه فوق العاده ای بوده است. وی در این مصاحبه گفت: علی رغم استرس های زیادی که داشتم، در نهایت مجیدی از موسیقی فیلم راضی و خوشحال بود، رضایت او به حدی بود که مرا در آغوش کشید و به من تبریک گفت. حقیقتا تجربه بسیار تکان دهنده ای بود. بنا بر این گزارش، آی.آر. رحمن با نام دیلیپ کومار در خانواده ای هندو متولد شد ولی در سنین جوانی به دین مبین اسلام گروید و نام خود را به الله راخا رحمان تغییر داد. رحمن از 16 سالگی وارد عرصه موسیقی شد و پس از چند سال در سال 1990 ساخت آهنگ برای فیلم را آغاز کرد. نتیجهٔ بیش از ده سال فعالیت مداوم در صنعت فیلم سازی هند و جهان برای ای. آر. رحمان فروش بیش از صد میلیون نسخه موسیقی فیلم و بیش از دویست میلیون آلبوم از آثار او است که او را در زمره پرفروش ترین هنرمندان موسیقی جهان قرار می دهد. مجلهٔ تایم در سال 2009 رحمان را در لیست تایم 100 به عنوان یکی از صد فرد تأثیرگذار در جهان معرفی کرده است. او تاکنون برنده جوایز بسیاری چون چهار جایزه ملی فیلم هند، یک جایزه بفتا، یک جایزه گلدن گلوب و دو جایزه اسکار شده است. جلیل رسولی توضیح داد: جلیل رسولی توضیح داد: مجید مجیدی فیلم محمد(ص) را به امام رضا(ع) تقدیم کرد غبطه سید محمود رضوی به عوامل فیلم محمد رسول الله(ص) هفت دلیل برای رکورد شکنی فروش فیلم محمد کمبود آثار هنری پیرامون زندگی پیامبر (ص)، نیاز مخاطبین به دانستن بیشتر در این رابطه را بیش از پیش دامن زده است؛ چه آنکه سال ها از تولید و نمایش فیلم محمد رسوال الله ساخته ی مصطفی عقاد به عنوان تنها اثر سینمایی پیرامون زندگی رسول خاتم می گذرد و این حس نیاز دانستن درباره ی زندگی ایشان، به افزایش مخاطب این فیلم کمک خواهد کرد. به ویژه که مجیدی دست روی مقطعی گذاشته که در فیلم عقاد اصلاً به آن اشاره نمی شود. به گزارش مشرق، با اکران پنج فیلم نوروزی از چهارشنبه هفته گذشته، اکران سینمایی سال 94 رسماً آغاز شد. اکرانی که به نظر اکثر صاحب نظران، با توجه به تعدد آثار ضدمخاطب و بی قصه در جشنواره ی سی و سوم، چندان افق روشنی ندارد؛ اما در این میان، یک فیلم هست که می تواند معادلات سینمای ایران در سال 94 را تغییر دهد. چند روزی است که زمزمه ها حکایت از تکاپوی مدیران سینمایی و عوامل فیلم محمد مجید مجیدی (ص) برای اکران این فیلم دارد. چه آنکه عده ای از قطعی شدن اکران عظیم ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در عید فطر خبر داده اند و برخی نیز، از تلاش بنیاد مستضعفان برای تجهیز سینماها جهت اکران فیلم محمد با سیستم پخش D خبر داده اند. زمزمه هایی که گمانه زنی پیرامون میزان فروش این فیلم را داغ تر از همیشه کرده است و باعث طرح یک سوال مهم شده است: آیا فیلم محمد می تواند رکوردهای فروش سینمای ایران را جابجا کند؟ از همین رو، گرچه هنوز کمی زود به نظر می رسد، اما بر آن شدیم تا در واپسین روزهای سال 93، این گمانه را که آیا اکران فیلم مجیدی می تواند مهم ترین اتفاق سال 94 را رقم بزند، بررسی کنیم. چه آنکه به نظر می رسد آخرین دستاورد سینمای مجیدی به دلایل زیر قابلیت فروش بسیار بالا و جذب مخاطب در حد رکوردشکنی را داراست: محمد بر خلاف غالب فیلم ها و سریال های تاریخی، روایتگر یک داستان بکر و کمتر شنیده شده است. چرا که مقطع کودکی رسول الله (ص) از آن برهه های تاریخی مهمی است که معمولاً در روایت های تاریخی جا می افتند. حکایت گروهی از اهل کتاب که زودتر از تولد پیامبر آخر مطلع می شوند و در صدد تدبیر و چاره جویی برمی آیند در کنار همه ی فراز و نشیب های زندگی پیامبر خاتم (ص) در کودکی. به خصوص که این بخش دوم با سکانس های درخشانی چون سکانس رم کردن شتر در بازار و نحوه ی آشنایی حلیمه (دایه ی پیامبر) با آمنه (مادر پیامبر) همراه شده است که چه از حیث حسی و چه از حیث تکنیکی، یکی از نقاط عطف فیلم به شمار می رود. فارغ از این، کمبود آثار هنری پیرامون زندگی پیامبر (ص)، نیاز مخاطبین به دانستن بیشتر در این رابطه را بیش از پیش دامن زده است؛ چه آنکه سال ها از تولید و نمایش فیلم محمد رسوال الله ساخته ی مصطفی عقاد به عنوان تنها اثر سینمایی پیرامون زندگی رسول خاتم می گذرد و این حس نیاز دانستن درباره ی زندگی ایشان، به افزایش مخاطب این فیلم کمک خواهد کرد. به ویژه که مجیدی دست روی مقطعی گذاشته که در فیلم عقاد اصلاً به آن اشاره نمی شود. 2-آخرین فیلم مجیدی ، از حیث بصری و تکنیکی، جذابیت های فوق العاده ای دارد و استانداردهای سینمای ایران را از هر حیث ارتقا داده است؛ چه آنکه به جز سکانس های بخش ابرهه و ماجرای اصحاب فیل ، جلوه های ویژه ی فیلم، دیدنی و جذاب از آب درآمده است و به طور مثال، در سکانس هایی مثل شهر ساحلی ، فیلم از حیث تکنیکی چیزی از فیلم های روز هالیوود کمتر ندارد. علاوه بر این، قاب بندی های مجیدی در فیلم، در قامت سینمای ایران بی نظیر است. تک تک سکانس های این فیلم به یک قاب نقاشی می مانند که انگار کارگردان همچون نقاشی چیره دست، آن ها را طراحی کرده است. از همین رو، فیلم با هیچ فیلم دیگری در سینمای ایران قابل مقایسه نیست و به فیلم های درجه یک هالیوودی پهلو می زند. شاعرانگی فیلم نیز که تناسب درستی با نقطه نظر کودکانه ی پیامبر در داستان برقرار کرده است، تا حدی محصول همین قاب بندی های زیبا و واجد حس است. 3-فیلم قابلیت آن را دارد که بسیاری از اقشار قهر کرده با سینما و مخاطبین خاموش سینمای ایران را چه به واسطه ی عظمت ساختاری و تکنیکی و چه از حیث ارزش های مضمونی، به سینما بیاورد که البته این دومی، قطعاً مهم تر از اولی است. فیلم مجیدی در صورت اکران درست و تبلیغات صحیح، به راحتی قادر است مردمی را که سال هاست به دلیل بیراهه رفتن آثار داخلی از ارزش های دینی و مضمونی، به سینما نرفته اند، دوباره با سالن های سینمای وطنی آشتی دهد. به خصوص خانواده های ایرانی که حالا کمتر از هر وقت دیگری، سینما رفتن را به عنوان یک تفریح پیش روی خود می بینند. تاثیر این خیزش مخاطبین خاموش را در همین اکران سال 93، در مورد فیلمی مثل شیار 143 به وضح می توان دید؛ فیلمی که با وجود اکران در آبان ماه، توانست 4 میلیارد تومان فروش کند و با وجود مولفه های روستایی و غیرکمیک و عدم بهره گیری از ستاره های بفروش، از بسیاری از آثار پرمدعای سینمای ایران در گیشه موفق تر ظاهر شود. 4-فیلم مجیدی به معنای حقیقی کلمه سینماست. از آن دست فیلم هایی که دیدن آنها روی پرده به شدت با دیدن شان در پلیرهای خانگی توفیر می کنند. آن هم در میانه ی اکران فیلم های سال 94 که غالباً آنها رامی توان با سه ویژگی مینی مال، آپارتمانی و شخصی توصیف کرد و احتمالاً دیدن آنها روی پرده تفاوت چندانی با تماشای آنها در خانه ندارد. اما قاب بندی های فکر شده و چشم نواز فیلم مجیدی ، عظمت سپاه وحوش انسان نمای ابرهه، حس هیجان سکانس شهر ساحلی و زیبایی حیرت انگیز فصل سفر به یثرب این فیلم را جز در سینما نمی توان درک کرد. به همین دلیل، احتمالاً این عامل باعث حضور جمع بیشتری از مخاطبین در سینماها خواهد شد. 5- محمد بر خلاف ظاهر عظیم و صرفاً تکنیکی اش، فیلمی مملو از حس است؛ تا جایی که بسیاری از سکانس های فیلم قابلیت آنکه احساس مخاطب را تحریک کند و او را به گریستن وادارد، داراست. عاملی که در جوامع احساسی چون ایران، همیشه موجب فروش بالای فیلم ها شده است. 6- زمانه ی وقوع رویدادهای فیلم محمد گرچه مربوط به زمانه ی جاهلیت عربی در صدر اسلام است، اما با این حال، کارگردان نسبت درستی با زمانه ی حال و وضعیت حاضر جهان اسلام و به خصوص ایران برقرار می کند و با پیوند زدن تاریخ اسلام به عصرحاضر، فیلم را از تاریخ محض شدن نجات می دهد؛ به خصوص که آغاز و پایان فیلم با فرازهای مربوط به شعب ابی طالب و تحریم کفار و نیز نقش تقابلی صهیونیست های موعودگرا در وقایع دوران کودکی پیامبر (ص) (که به درستی در فیلم از یهودیان راستین تفکیک شده اند)، در زمانه ی تحریم ایران و اوج تقابل ایران و رژیم صهیونیستی در صحنه ی بین الملل، باعث شده تا فیلم امکان تأویل و تفسیرهای فرامتنی برای مخاطب خاص را نیز فراهم کند. 7-دلیل هفتم یک دلیل فرامتنی است؛ زیرا هیچ فیلم ایرانی تا همین امروز از نخستین مراحل تولید تا مراحل پخش و ساخت، به اندازه ی فیلم محمد در جوامع بین المللی حساسیت برانگیز نبوده اند و مورد بحث و بررسی رسانه ای به خصوص از جانب کشورهای عربی قرار نگرفته اند. به ویژه که از همین حالا، علمای الازهر تحت تأثیر فضاسازی رسانه ای و خبرهایی مبنی بر نمایش تصویر پیامبر در این فیلم، فتاوایی در حرمت تماشای این فیلم صادر کرده اند. علاوه بر این، پیش بینی می شود که با آغاز اکران احتمالی این فیلم در جشنواره های بین المللی و دیده شدن اثر، حواشی پیرامونی عظیم ترین فیلم تاریخ سینمای ایران دوچندان گردد. حواشی و حرف و حدیث هایی که معمولاً در ایران به فروش فیلم ها کمک می کنند. از طرفی در ایران نیز، بعد از چند نمایش محدود فیلم، محمد حامیان و مخالفان جدی و دوآتشه ای پیدا کرده است که بدیهی است با نزدیک تر شدن به تایم نمایش فیلم، این جبهه بندی گسترده تر شود و فضای رسانه ای پیرامون این فیلم را داغ تر خواهد کرد. به خصوص که احتمالاً جدال رسانه ای پیرامون هزینه های فیلم و کیفیت فیلمنامه، همین حالا هم به بستر بحث های جدی درباره ی این فیلم تبدیل شده است و این امکانی است که هر فیلمی از آن بهره مند نخواهد شد. اما با همه ی این ها باید صبر کرد و منتظر شد؛ به ویژه که نوع مواجهه ی مسئولان با این دستاورد ملی سینمای ایران در مهیا کردن امکان اکران آن، در تحقق فروش بالای این فیلم ارزشمند تاثیرگذار خواهد بود. کمیته اکران فیلم محمد رسول الله تشکیل میشود کمیته اکران فیلم محمد رسول الله در شرکت سینمایی نور تابان تشکیل می شود تا بهترین شرایط را برای نمایش این اثر فراهم کند. آنها اظهار امیدواری کردند با توجه به عزم وی در تکمیل حرکت قبلی بنیاد مستضعفان مبنی بر استمرار توجه فرهنگی به حوزه سینما که با دستور سعیدی کیا برای اکران مناسب فیلم سینمایی محمد رسول الله (ص) صورت گرفته از کمک های بنیاد مستضعفان به حوزه زیرساخت فرهنگ و مخصوصاً سالن های سینما که قرار است به زودی انجام شود، قدردانی کردند. آنان همچنین از تلاش برای اکران مناسب داخل و خارج فیلم که همچنان با پشتیبانی صادقیان معاون هماهنگی بنیاد سیاستگذاری و برنامه ریزی بنیاد صورت خواهد گرفت، خبر دادند و اضافه کردند بناست کمیته اکران این فیلم در شرکت سینمایی نور تابان که علاوه بر مالکیت و تهیه کنندگی، پخش فیلم را هم به عهده دارد تشکیل و پیش بینی های لازم را انجام دهند. کارگردان و مدیر پروژه فیلم محمد رسول الله (ص) در پایان سال فرصت را مغتنم دانستند تا از مجموعه بنیاد مستضعفان و فروزنده و سعیدی کیا و صادقیان به جهت تلاش ها و کمک هایشان تشکر کنند. این خبر در حالی به دست رسانه ها رسید که ایمیلی از شرکت نور تابان نیز به رسید که در آن تاکید شده بود منبع رسمی همه اخبار مربوط به پروژه سینمایی محمد رسول الله این شرکت است. در ایمیل رسیده آمده است: نظر به مصاحبه جناب آقای حیدریان مدیر محترم پروژه فیلم سینمایی محمد(ص) در خصوص اکران این فیلم در عید سعید فطر و ضرورت اطلاع یافتن اصحاب محترم رسانه و افکار عمومی از زمان دقیق اکران این فیلم سینمایی فاخر، به اطلاع می رساند همان گونه که سابقا بعرض رسید مرجع انتشار کلیه اخبار رسمی و موثق این فیلم شرکت سینمایی نور تابان بعنوان تهیه کننده رسمی این فیلم سینمایی است و هرگونه انتشار و نشر اخبار توسط سایر دست اندرکاران عزیز این فیلم فاقد اعتبار است. سنگ تمام سیدمهدی شجاعی برای فیلم محمد(ص) سید مهدی شجاعی یادداشتی بر فیلم محمد(ص) ساخته مجید مجیدی نگاشته است، او در یادداشت خود مجیدی را آغازگر یک حرکت یا تحول در سینمای دینی می داند و می نویسد: فیلم پیامبر، بدون شک، کاری سترگ، تأثیرگذار و ماندگار است. فیلم پیامبر، بدون شک، کاری سترگ، تأثیرگذار و ماندگار است. مجیدی و تیم همراهش برای این کار، تمام دقت، خلاقیت، تجربه و توان خود را در طبق اخلاص نهاده اند و این ظرف اخلاص است که به همه عناصر فیلم، هویت و برکت بخشیده است. مهمترین هنر این فیلم پاسخ گفتن به یک نیاز یا خلاء تاریخی است. و آن خلاء در یکی – دو جمله این است: یک روایت صحیح و صادقانه از پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم، روایتی که از اغراض و امراض و تحریف ها به دور باشد و با حقیقت نسبتی درست برقرار کرده باشد. روایتی که در عین پای بندی اش به مستندات، از زبان و بیانی بلیغ و هنرمندانه بهره برده باشد. جای چنین نگاه و روایتی در مورد پیامبر خاتم، در تاریخ سینمای ایران و جهان خالی بوده است. در ساختمان هنر در همه رشته ها و شاخه های آن هر آجر تازه ای، بر آجرهای قبلی قرار می گیرد و استوار می شود و هیچ اثر هنری را نمی توان معلق میان زمین و آسمان تصور کرد. یا ارتباط و اتصالش با تجربه های پیشین را منکر شد. ولی برخی از آثار هنری در مسیر تکوین خود به نحو متداول و مرسوم قدم برنمی دارند، انگار که چند پله را با یک جهش پشت سر می گذارند. و فیلم محمد (ص) به گمان من اثری از این دست است. فیلم هایی که سینمای جهان با محتوای تاریخ و سیره پیامبران، در آرشیو خود دارد، عموماً آمیخته به تحریف یا لااقل برداشت های نادرست، از اندیشه و سیره و سلوک انبیاست. مقصود من بخش های تخیلی نیست، دخالت های هنری سناریست و کارگردان نیست، دراماتیزه کردن روایت های تاریخی هم نیست. مقصودم اساس اندیشه و بنیان جهان بینی در این آثار است. مقصودم فقدان درک صحیح از جهان بینی توحیدی و رسالت انبیاست. بروز اشکال محتوایی در فیلم ها و سریال های ایرانی به گونه دیگری است. شاید تعبیر سطحی نگری و سهل انگاری بر آنچه تا امروز اتفاق افتاده انطباق داشته باشد. متاسفانه این دو خصیصه یا نقطه ضعف در همه شئون آثار خودش را نشان می دهد. در تحقیق و پژوهش، در تألیف و نگارش، در کارگردانی، در طراحی صحنه، در گریم، در فیلمبرداری، در موسیقی و حتی در تدوین و صداگذاری، آنچه فیلم محمد (ص) را نسبت به آثار پیشین متمایز می کند، تأمل و دقت بر تمامی این وجوه و عناصر است. در تمام این موارد، ممکن است کسانی اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه داشته باشند ولی کسی نمی تواند منکر تأملات و دقت های وسواس آمیز در مورد تک تک این وجوه و عناصر بشود. به عبارتی در این فیلم، هیچ حرکتی را نمی شود گفت که بی فکر و فلسفه صورت گرفته. جدی ترین اشکالی که تا به حال در مورد این فیلم مطرح شده، گران تمام شدن آن است، یعنی هزینه زیادی که صرف تولید آن شده. این اشکال تا چه حد وارد است؟ اولاً باید دید که این کم و زیاد یا گران و ارزان بودن، بر چه اساسی و با چه قیاسی مطرح می شود؟ اگر گفته شود که در قیاس با دیگر تولیدات داخلی سینما در ژانر تاریخی مذهبی، عرض می کنم که کدام وجه از این فیلم، قابل قیاس با تولیدات داخلی است که این وجه آن قابل قیاس باشد!؟ نمی شود که شما عزمتان را برای یک سفر خارجی جزم کنید ولی برآورد هزینه ها و تدارکاتتان را برمبنای سفر داخلی داشته باشید. اگر گفته شود که در قیاس با دیگر فیلم های تاریخی در عرصه های جهان و بین الملل عرض می کنم که فقط یک فیلم را در این سطح، نام ببرند که با کمتر از چند برابر هزینه این فیلم، ساخته شده باشد. و اگر گفته شود که در قیاس با مجموعه بودجه فرهنگی و هنری کشور، عرض می کنم که با آنچه فقط در سال های اخیر از بودجه فرهنگی و هنری نفله و حیف و میل شده، ده فیلم دیگر با همین اشل و هزینه می توانسته ساخته شود و نشده، پولهایی که ردّشان را در هر کجای عالم می توان گرفت جز عالم فرهنگ و هنر و سینما. و اگر گفته شود که در قیاس با بودجه هایی که صرف دیگر افتخارات ملی می شود، مثل فوتبال و... عرض می کنم که ... از شدت شرمساری چیزی نمی توانم عرض کنم. بگذریم. ثانیاً: سخیف ترین نوع برخورد با یک اثر هنری فاخر، بخصوص در ساحت دینی، ارزیابی سمسارگری یا بساز و بفروشی نسبت به آن است. درست مثل این است که شما بخواهید مسجد شیخ لطف الله یا مسجد گوهرشاد را با محاسبه قیمت مصالح و گچ و سیمان، ارزیابی کنید یا هزینه و منفعت آن را با مدل آپارتمان سازی بسنجید. در مواجه با آثار فاخر دینی، تنها مسأله ای که باید مورد ارزیابی قرار بگیرد، این است که آیا اثر در انجام رسالت خود موفق بوده یا نه. اگر اثر چنان که باید و شاید از کار در آمده باشد و مأموریتش را درست به سرانجام رسانده باشد و به ارتباط مطلوبش با مخاطب رسیده باشد، مسأله کم و زیادی هزینه یا ارزانی و گرانی، جایی برای طرح ندارد. ولی اگر کار به اهلش سپرده نشده باشد، اگر خالق اثر، اهلیت لازم برای خلق اثر را نداشته باشد و اگر به هردلیل اثر در انجام مأموریتش موفق نشده باشدء هر مقدار بودجه ای که صرف شده- ولو کمترین مقدار ممکن- هدر رفته و تباه شده. اشتباه نشود. اسراف و تبذیر یعنی صرف هزینه در غیر جای خود، همیشه و در هرکاری مذموم است. ولی هزینه ای که به اعتلای اثر کمک می کند، بر شکوه و فخامت اثر می افزاید، هزینه ای که تأثیرش در کار به چشم می آید، هرچقدر که باشد قابل نکوهش نیست. ثالثاً و فارغ از بحث هنر و سینما و متعلقات آن، صرفاً در فضای معرفتی و عقیدتی بعضی از حرکات و اتفاقات هست که با هیچ معیار مادی قابل سنجش نیست. به عنوان مثال زدودن گرد و غبار تحریف از چهره ملکوتی حضرت ابوطالب علیه السلام- مطلبی نیست که بشود ...
پاسخ به کسانی که بر این تصورند که خداوند "حجاب" را واجب نکرده است؟
بین عراب ، در محیطی که قرآن نازل شده است ، معمول نبوده که کسی برای ورود در منزل دیگران اذن بخواهد . در خانه ها باز بوده . همان طور که الان هم دهات دیده می شود هیچ وقت رسم نبوده است ، چه شب و چه روز ، که درها را ببندند ، زیرا بستن درها از ترس دزد است و در آنجاها چنین ترسی وجود نداشته است . اولین کسی که دستور داد برای خانه های مکه مصراعین یعنی دولنگه در قرار دهند معاویه بود و هم او دستور داد که درها
هوش مصنوعی چیست؟ کارآیی هوش مصنوعی ؟+تصاویر
تخصصی مانند شطرنج، اثبات قضیه های ریاضی، نوشتن شعر و تشخیص بیماری ها از آن جمله هستند. اغلب، دانشمندان رشته های دیگر به تدریج به سمت هوش مصنوعی می آیند تا بتوانند از این طریق مباحث هوشی رشته خود را مکانیزه و قاعده مند کنند. دانشمندان حوزه هوش مصنوعی نیز به همین شکل به سراغ رشته های دیگر می روند تا ایده ها و روش های خود را در آن اعمال کنند. از این رو، رشته هوش مصنوعی به واقع یک رشته جهانی است.
آنچه منتقدان گفتند و مذاکره کنندگان پاسخ دادند
دوران قطعنامه ها را کاغذ پاره پنداشتند. اکنون نیز همانند آن روز برخی فکر می کنند که تحریم ها برطرف می شود. او ادامه داد: ما بارها در گذشته اعلام کردیم که فردو خط قرمز ماست و درباره این تاسیسات هیچ انعطاف پذیری نشان نمی دهیم اما امروز فردو را تبدیل به یک آزمایشگاه فیزیک هسته ای می کنیم که به هیچ وجه مواد شکافت پذیر در آن وارد نمی شود. پس این چه طور آزمایشگاهی است؟ به نظر بنده تنها در این
چرا محسن رضایی به لباس پاسداری بازگشته است؟
لیدرهای گروه صف می باشد مبارزینی که در سال های آخر رژیم شاهنشاهی مبارزه فرهنگی و مسلحانه در کشور دارند و مدت ها است راه شان را از گروه مجاهدین خلق بدلیل بدلیل انحرافات اعتقادی آن ها جدا کرده اند و تحت هدایت روحانیت اصیل و مبارز شیعه و پیروی از خط امام (ره) به مبارزه مشغول هستند مهم ترین مسأله آن روز حفاظت از جان امام به عنوان قلب تپنده انقلاب است حکومت در دست بختیار و ازتش شاهنشاهی است حکومت نظامی
مربیانی برای نوزایی
نگاهی به مردانی که یک رشته ورزشی را متحول کردند وقتی رسول خادم هدایت مشترک فدراسیون و تیم ملی کشتی را در دست گرفت، ناگهان گروهی بی توجه و بدون آن که بخواهند مصادیق این مدیریت را مورد توجه قرار دهند، به واژگان دهان پرکن کلیشه ای رو آورده و از معایب این مدیریت حرف زدند، آنها از یاد برده بودند که این مرد، این قهرمان قدیمی المپیک یک ابرمرد ورزشی است که خارق عادت در تاریخ ورزش ایران و دنیا
مذاکرات هسته ای ازدیدگاه علوم سیاسی / تیم مذاکره کننده پاسخ گوی سئوالات اساتید و دانشجویان علامه
به گزارش خبرآنلاین،در این همایش منتقدانی چون محمد جمشیدی عضو هیات علمی دانشگاه تهران، منوچهر محمدی عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، فؤاد ایزدی استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و ابراهیم متقی عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، حضور یافتند.همچنین در این نشست، موافقانی همچون مجتبی مقصودی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، قاسم افتخاری عضو هیات علمی دانشگاه تهران و غلامعلی چگینی زاده
23 عادتی که شما را باهوش و دقیق میکند
. Google Docs یک راه مناسب برای پیگیری فهرست شما است. برای کلیه موارد لیست تان تصمیم گیری کنید منابع آموزشی و محدودیت ها را شناسایی کنید. به عنوان مثال اگر در زمینه علوم کامپیوتر مشغول به کار هستید لیست اول شما می تواند شامل یادگیری تازه های Python در یک روز و یا استفاده از MongoDB در روز دیگر باشد و اهداف بلند مدت شما مثل بازاریابی پیشرفته به کمک کامپیوتر و یا یادگیری نرم افزارهای تخصصی معماری در
پاچه خاری چگونه متولد شد
می دونید هیچ جور نمیشه استفاده کرد. می گفت کاش می شد یه ترکیب هم وزن پیدا کنیم که هم حس درستش رو برسونه، هم اشکال پخش نداشته باشه. منم همونطور که مشغول کار خودم بودم درجا گفتم پاچه خاری ... پیمان یه کم فکر کرد و گفت خوبه. همینو می نویسم. این شد که ما اون روز موفق شدیم واژه جدیدی رو وارد ادبیاتمون بکنیم و ملتی رو راحت کنیم و از نگرانی برهانیم. حالا پدر و مادرهای دیگه افتخار می کنن که بچه هاشون واکسن کشف می کنن و ماهواره هوا می کنن و دکتر و مهندس میشن، پدر و مادر ما هم می تونن افتخار کنن که بچه هاشون موفق شدن برگی زرین به دفتر ادبیات پارسی اضافه کنن...! منبع : کافه سینما ...
شهدای ما ابتدا انسان هایی معمولی بودند که به تدریج متحول شدند
مخاطبین رو به رو وبه چاپ های متعدد نیز رسید.انگیزه تالیف این کتاب از کجا آغاز شد؟ بسم الله الرحمن الرحیم.مسبب اصلی این کار، حجت الاسلام و المسلمین، حاج آقای غلامرضا صفایی بودند. استحضار دارید که ایشان بیش از 10 سال بعد از انقلاب تا پایان جنگ و حتی چند سال بعد از جنگ، مسئول سازمان عقیدتی سیاسی ارتش بودند و در حال حاضر هم به عنوان رئیس دفتر عقیدتی مقام معظم رهبری در ستاد مسلح مشغول انجام
رمان هایی به رنگ فیلم و آپارات
نوشتن دغدغه ی اصلی کارگردان صاحب نام ایرانی است که مرزهای آن از ساحت فیلم و سینما فراتر رفته و در قالب ادبیات به صورت رمان و شعر خودنمایی می کند؛ هر چند که رمان هایش هم بوی فیلم می دهد و زبان تصویری دارد. سرودهای مخالف، ارکستر بزرگ ندارند سومین اثر ادبی کیمیایی در قالب رمان بعد از جسدهای شیشه ای و حسد است که به تازگی در3جلد منتشر شده و عصر روز یکشنبه سی ام فروردین با حضور جمع زیادی از علاقه
موج جدید و هراس آور اینترنت
همراه و رایانه مان (و فیس بوک و شرکت بیمه و مدیرمان) ارسال کند. برای نمونه، سیکو سیستمز که در حال حاضر به شدت مشغول فناوری پوششی است، روی نرم افزاری کار می کند که ورزشکار متصل نام دارد و بدن ورزشکار را به سیستمی غیرمتمرکز از حسگرها و هوش شبکه ای تبدیل می کند... (بنابراین) ورزشکار دیگر بیش از یک رقابت کنندۀ معمولی است- او به یک شبکۀ بی سیم محدودۀ بدن بدل شده. انتظار می رود فناوری پوششی که
اسامی داوران و جزییات بخش بین الملل جشنواره فجر، فیلم جدید پرویز شهبازی و درگذشت بازیگر آن شرلی
رقیب درسی هم بودند سرانجام با هم ازدواج کردند. به گفته خواهرش، او همیشه به این که در این نقش بازی کرده بود افتخار می کرد و همیشه به سوال هایی که درباره این سریال از او می شد پاسخ می داد. مگان فالوز که بازیگر نقش آن شرلی بود فقدان این بازیگر را یک شوک بزرگ خواند و گفت: او به طرز باورنکردنی بامزه بود و همیشه حس عجیبی از طنز در وجودش داشت. فقط می توانم زمان هایی را به خاطر بیاورم
مردم از جنگ و جدل خسته اند;بکارگیری مدیران درجایگاه مناسب از اوجب واجبات است
برنده ی غصب ، تجاوز و آلودگی به شماره افتاده است. شهری که رد دشنه ی جهل ، عافیت طلبی ،فقدان عقلانیت ، منفعت طلبی ، تضییع حق الناس ، سوء مدیریت و متاسفانه بعضاً فساد در برخی از ادوار مدیریتی اش هنوز بر تن رنجور آسفالت معابرش باقی مانده است. شهری که شهروندان خود را به دوستی نمی خواند و فاصله شمال و جنوبش در فقدان برنامه ریزی شهری انسان محور هر روز در حال افزایش است. شهری که سالمندان
با شهرام شکوهی، مردی که مثل خودش می خواند
می کنند، مثلا صف بانک، دوست دارند به آدم کمک کنند و اینها همه عالی است. حس خیلی خوبی است که همه گرم کار و زندگی خودشان هستند و تو هم مشغول کار خودت. اما وقتی آدم را می بینند احترام می گذارند و این لذتبخش است. شما خیلی خودمانی هستید. واقعا با مردم هم همین طور هستید و شهرت باعث نشده به قول معروف خودتان را بگیرید؟ پیش آمده که دو سانس کنسرت پشت هم داشته ام و تا جایی که توان داشته
پشت پرده رسوایی لوینسکی در کاخ سفید
جمهور و خانواده هایشان، و پرسنل و کارکنان کاخ سفید تا به امروز داشته ام و ماحصل آنها کتابی است به نام "اقامتگاه" که نگاهی است بی سابقه به زندگی کسی که قرار است خود را به عنوان پدر یا مادر فدای خانواده اول آمریکا نماید". البته هیچوقت آنها همه چیز را برای من رو نمی کردند. الان هم، تمامی حاضرین کاخ سفید طبق قانون اخلاقیات، موظف به رعایت موازین ارزشی و حفظ حرمت خانواده هستند. اما خیلی از اوقات پس از صرف
ما مجموعه ای از متونِ خوانده شده ایم..
بگیرد عناصر مختلفی در آن نقش دارند، ملزومات زندگی مدرن و مدرنیته، باز بودن دست نویسنده در بیان دغدغه هایش و حتی حرفه ای بودن نویسنده از جمله عواملی است که در خصوص رمان و نوشتن داستان بلند اثرگذار هستند. به عبارت دیگر امروزه چند نویسنده را می توانید نام ببرید که به شکلی حرفه ای به داستان نویسی مشغول باشند و شغل دومی نداشته باشند؟ برای همین در خصوص رمان، نظر خاصی ندارم، فقط می گویم برخلاف داستان کوتاه آن را در مسیری رو به رشد نمی بینم.
حسین علیزاده بودن...
مردمی که دل می دهند، می سازند و می پرورانند هنرمندشان را. هنر فراتر از هر مرزی حکایتی است آشنا برای هر انسان. پیام آور عشق، صلح، دوستی، برادری و برابری. نقشی است تا ابد برای هر دلی که می تپد در دیار من و دیاری دگر. هنرمند در دیار خود ساخته می شود تا بپروراند جهانی را. موسیقی کهن ایران، طنین تاریخ مردمی است باشکوه. عشق، شجاعت و ایثار از تک تک نغمه هایش جاری است و افتخار واژه ای ست که مردم به هنرمند
10 هزار کلمه گفت و گوی اختصاصی با 'عبدالمحمد زاهدی' استاندار کردستان
برادرانم هر کدام در رشته های مختلفی مشغول هستند. به عنوان معاون دانشگاه، به عنوان قاضی و ... سال ورودم به دانشگاه رو یادم میاد ولی سال ورودم به دبیرستان را یادم نیست، البته من به دلایلی دو سال آخر دبیرستان را متفرقه خواندم. رفتم سربازی و بعد برگشتم و بعد از طی دوران سربازی دیپلم گرفتم. ولی سال ورودم به دانشگاه سال 55 بود. همانطور که گفتم دوران دبستان و دبیرستان را در بروجرد گذارندم و محله ای که
کتاب "درد" هموفیلی ها
های خود به خودی بدنشون رو از بین برده، استخوان های کتف یکی شون از بین رفته، یکی هم معلول شده و نمی تونه راه بره، بچه کوچیکم هم وضع جسمانیش بد نیست ولی هر روز تشنج می کنه. هر سه تا بچه دارن و خدا رو شکر بچه هاشون سالمه. کلا ما خانوادگی خدای دردیم، علاوه بر بیماری، بی پولی هم امانمونو بریده. ممنون. ببخشید که خستتون کردم. دستت درد نکنه شرمنده دیرم شده. داشتم کاغذهام و
ترندگذاری برنامه ششم پیشرفت در افق طرح ریزی استراتژیک 1414 + دانلود
فرانسه کاملاً از جایگاه آن واقف بودند. مسئولان موتورهای جستجوی گوگل و یاهو نیز از موقعیت ممتاز دائره المعارف اینترنتی در مدیریت معرفت و دروازه بانی ذهن عمومی مطلع هستند. از این رو ویکی پدیا با یک روش ظریف، به کنترل فرهنگ از طریق مدیریت معرفت مشغول است. در ویکی پدیا، تیم ویرایش به گونه ای حرفه ای دو اقدام موذیانه انجام می دهند: 1- در مورد هر موضوع، همه ی حقیقت (یا حداقل محورهای اصلی آن) را
همه چیز درباره مجید مجیدی
مجید .در تیم فوتبال محله ،مجیدهمیشه در تیم مقابل من بازی می کرد ..ومن دروازه بان تیم مقابل او بودم .به من می گفت تو از من گل بخور ،شب دعوتت می کنم بیایی خانه ماو تلویزیون تماشا کنی .راست اش من هن اعلب این کار را می کردم !اما یک روز بازی ما عیرتی شد و هرچه مجید خورشید خانوم اصرار کرد، من گل نخوردم ...شب عده ای از بچه ها را دعوت کرد به خانه شان تا سریال تلویزیونی کهکشانها را تماشا کنند من هرچه التماس
رو در رو با شهرام جزایری (4)
چرا این طور برخورد می کنید. می گم من یک دانش و تخصص منحصر به فرد دارم. اون هم پول ساختنه. من اصلا به خود پول علاقه ای ندارم اما با کاری که بلدم می تونم خیلی ها رو به پول برسونم. جرم من این بود که سرعتم خیلی زیاد بود و جوان بود. حس می کردم با این شکل قوانین نمی شه کاری از پیش برد، تلاش کردم راه های قانونی رو برای استفاده همه ملت عزیز میانبر کنم، و خیلی وقت ها هم موفق بودم. نه پولی از مملکت خارج کردم
علاقه آباد به انتقال تجربه ثبت خاطراتش با حاج قاسم
است و مردم به دانستن این خاطرات همچنان علاقه نشان می دهند، نشان از ظرفیت بالای دفاع مقدس دارد که همچنان حرف های نگفته باقی مانده است. *دلم می خواهد تجربه ثبت خاطراتم را با حاج قاسم در میان بگذارم آباد با اشاره به نامه قاسم سلیمانی برای وی در ارتباط با کتاب من زنده ام گفت: به نوشتن نامه برای سردار سلیمانی فکر می کردم ولی به متن آن تا کنون فکر نکرده ام اما دلم می خواهد که تجربه خودم در مورد ثبت خاطرات را با سردار سلیمانی در میان بگذارم. ولی به خاطر اینکه ایشان درگیر یک ماموریت خطیر است ترجیح می دهم که وقت ایشان را با این کار نگیرم. ...
7 فیلم بد تاریخ سینمای ایران که دوست شان داریم
چونان تمام زمزمه های در خفا مانده، به زبان درنیامده و در زندان دل پژمرده شده؛ "غریبانه". چشمهایش / فرامرز قریبیان - 1378 احسان میرحسینی: دیدن چشمهایش فرامرز قریبیان در 14،15 سالگی (اولین تجربه های تنهایی سینما رفتن)، عصر یک روز سرد زمستانی، تو یکی از سالن های فکسنی دور میدان انقلاب و مواجه شدن با اندوه منصور (قریبیان) کافی بود که تجربه ی این دیدار رو توی ذهن ماندنی کنه. زمان
فرسودگی جسم، سرزندگی جان
اکثر طرح های نوسازی بافت فرسوده تنها بر تعریض کوچه ها و خیابان ها تمرکز می کنند. همین امر بسیاری از کارکردهای اجتماعی کوچه و خیابان از جمله روابط همسایگی، امکان بازی کردن بچه ها و مشارکت های اجتماعی موجود در این بافت ها را از بین خواهد برد.