سایر منابع:
سایر خبرها
هنرمندی که سرایدار ساختمان است +عکس
. این دوستی مدتها ادامه داشت تا اینکه یک روز به اوستا حسن گفتم بیا مجسمه سازی کنم و همین حرف باعث شد تا به کمک هم با هر وسلیه ای که به ذهنمان می رسید مجسمه بسازیم. مدتی مجسمه سازی را با خمیر بین نان باگت و گچ تجربه کردیم که برای مردم این کار جذاب بود و آن زمان یکی از مجسمه های اوستا حسن را در نشر ثالث 3 هزار تومان فروختیم. اما خمیر و گچ برای کارمان خوب نبود. مدتی بعد سراغ چسب کاشی رفتیم
20 اعتراض به جا و نابجا به سریال های تلویزیونی در ایران
اعتراضات به آنجا رسید که سریال 15 قسمتی در 13 قسمت خلاصه شد و نکته عجیب تر ماجرا آنجایی بود که وقتی مرد دو هزار چهره با همین کاراک تر پخش شد، هیچ صدا و اعتراضی از سوی اداره ثبت و احوال فسا و استان فارس بلند نشد؛ یعنی دو میلیارد تومان به حساب آن اداره واریز شده بود؟!!! مرد دو هزار چهره حاشیه ایجاد شده برای این سریال، کاملا فرهنگی بود. جایی که لوریس چکناواریان موزیسین توانمند
"دادزن" هایی که نان صدایشان را می خورند / فریاد های بی عدالتی که حنجره میخشکاند
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ائل پرس؛ شما که این گزارش را مطالعه می کنید غریبه نیستید، پس بگذارید از همین ابتدا راحت مطلب را بیان کنیم. این روزها همه مردم از پیر و جوان گرفته تا مرد و زن به دنبال کارند ، بعضی ها هنوز کار پیدا نکرده اند. بعضی ها در جستجوی شغل دوم هستند. واقعیت این است که اقدامات انجام شده در سال های اخیر برای کاهش نرخ بیکاری و اشتغال فارغ التحصیلان
از مشابه سازی تاسیسات اتمی ایران درامریکا و اظهارات عجیب مشاور ارشد رییس جمهور تا نگارش قرآن داعشی با ...
پس از افشای روابطش با "پائولا برادول" در سال 2012 از ریاست سازمان سیا استعفا کرد. به نوشته سایت بی بی سی، بنا به حکم دادگاهی در شهر شارولت ایالت کارولینای شمالی که مسئول رسیدگی به این پرونده بود پترائوس به پرداخت 100 هزار دلار جریمه محکوم شده است و به مدت دو سال زیر نظر خواهد بود. این ژنرال چهار ستاره آمریکایی که پیش تر مرد شماره یک نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان
گفتگو با مردی که از عابر بانک دزدی می کرد
پای بچه ام خوب شود. چطور دستگیر شدید؟ اول همدستم را گرفتند، او هم اسم من را داد. به خاطر همین می گویند نباید با بچه کار کنی. پول شاکیان را از چطور می خواهی پس بدهی؟ بیشتر پول شاکی ها را داده ام. ماشینم را فروختم و از پدرم قرض کردم. فقط هفت میلیون تومان مانده که آن را هم ندارم بدهم. تو که ماشین داشتی چرا نمی رفتی آژانس یا مسافرکشی؟ چون ماشینم حیف بود. می خواستم تمیز بماند. ساعت 24
4 جنایت برای به دست آوردن چک سفیدامضا
کسی جز امیر نیست. به این ترتیب دستور بازداشت او صادر شد و مأموران توانستند وی را در یکی از خیابان ها دستگیر کنند. مرد جوان تصور می کرد این بار هم پلیس قصد تحقیق از او را دارد اما وقتی با شواهد و مدارک به دست آمده علیه خودش روبه رو شد لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت برداشت. بدهی 5.1 میلیون تومانی امیر گفت: مدت ها قبل با سعید، پسر بزرگ خانواده در کار خرید و فروش عتیقه جات
طبقاتی شدن مدارس، افتخارات پی در پی و نتایج آن!!
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد در شماره 406 آیینه در این ستون به تفصیل مطالبی پیرامون وظیفه دولتمردان در امر رسیدگی به وضع معیشتی معلمان تحت عنوان معلمان حق اعتراض دارند اما... درج و از جمله به اطلاع خوانندگان آیینه رسید: آنچه باعث بهبود زندگی و رفاه نسبی مردم می گردد برگزاری جلسات سخنرانی، همایش، موعظه، نصیحت، وعظ و خطابه نیست چون این امور به تنهایی شکم گرسنه ای را سیر نخواهد کرد، وسایل تحصیلی فرزندان را فراهم نمی نماید، امکانات و وسایل ازدواج آماده نمی کند و سر پناهی برای افراد بی خانمان نمی سازد. اما رعایت حقوق عامه از سوی مسئولان و دولتمردان، برنامه ریزی دقیق اقتصادی و اجرای صحیح قانون اساسی از جمله توجه به بند 9 اصل سوم که دولتمردان را موظف نموده است در رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی کوشا باشند و بتوانند اختلاف طبقاتی و تبعیض را محو و یا کم نمایند و سازمان ها و دستگاه های نظارتی وظایف قانونی خود را انجام دهند تا با اقدامات عملی قوای مقننه، مجریه و قضاییه جلوی رانت خواری ها و رشوه خواری ها، اختلاس ها، ظلم های اقتصادی قارون صفتان زراندوز و تجمل پرستان و کاخ نشینان گرچه تعدادی از آنان هم در لباس دینداری باشند گرفته شود... معلم جایگاه رفیع و با عظمتی دارد. در اسلام مقام ارزشمند معلم ستوده شده است. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) به خلائق اعلام می فرماید: من به عنوان راهنما و معلم مبعوث شده ام. همیشه رفتار و کردار این گروه از جامعه برای دانش آموزان و دانش پژوهان الگو و اسوه بوده و مورد احترام مردم قرار گرفته اند چه بسیار آموزگارانی که با بیان یک جمله و یا درج یک عبارت در دفتر دانش آموزی او را به سوی سعادت و خوشبختی رهنمون شده و سرنوشتش را تغییر داده اند. در هر دوره و زمان دیده و یا خوانده ایم گفتار و عمل آموزگاران سرمشق و راهنمای شاگردانشان بوده و توانسته اند آنان را به سوی کمال و در مسیر هدایت و رستگاری راهنما باشند. استاد عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند مصری و مولف کتاب های متعدد از جمله دوره 8 جلدی کتاب الامام علی بن ابی طالب (ع) می نویسد: نخستین کلمات قدردانی و تشویقی که به من گفته شد و تاکنون در حافظه و خاطره ام عمیقاً مانده است عبارتی بود که آموزگار مدرسه ابتدایی به عنوان توضیح در زیر انشایی که نوشته بودم در دفترم نوشت، شگفتا! آن عبارت چنین بود: می بینم که بلاغت و رسایی بیان و مهارت در گفتار از آینده خوب تو مژده می دهد و از آن شگفتر این که در آن روز از سن دهسالگی فراتر نرفته بودم. در آن روز خیلی خوشحال شدم. رگ های گردنم از به خود بالیدن و تفاخر باد کرد و معنی آن مدال لفظی را که استادم به سینه من نصب کرده بود نمی دانستم، آنچه می دانستم سخن ستایشگرانه او بود. در سال چهارم معلم زبان عربی تصمیم گرفت موضوعی را که من درباره (کشتی در حال سوختن) نوشته بودم تکثیر کند و نسخه های آن را برای شاگردان کلاس های مختلف به عنوان نمونه و سرمشق پخش کند، بدون شک موقعیت بسیار خوبی بهره من ساخت. 1 چندین سال است که تست، آزمون، معلم سرخانه، رفتن به کلاس درس.. .. ثبت نام در فلان آموزشگاه علمی یا تخصصی و تهیه کلیه امکانات زندگی تا دادن لیوان آب به دست فرزند دلبند و.. ... همه اینها دغدغه های فکری و ذهنی عده ای از خانواده ها و دانش آموزان دارالعباده و حتی بعضی از مسئولین فرهنگی استان می باشد چرا که نکند خدای ناکرده ما از افتخار سال بعد در مقایسه با سایر استان ها چند پله عقب گرد نمائیم. بدیهی است همه اینها میسر نمی شود مگر با قیمت از دست دادن سلامت روحی و روانی تعدادی دانش آموز و عدم تقویت روحیه اعتماد به نفس، شادابی و سر زندگی و ادامه تبعیضات تحصیلی برای عده ای از دانش آموزان استان و منطقه. متاسفانه عده ای دانش آموز یزدی به صورت کلیشه ای با صرف مخارج گزاف و پرداخت وجه به دبیران متعدد سرخانه و به اصطلاح تابلودار و یا تامین شهریه آموزشگاه های خصوصی که گاه موسسان آن از افرادی هستند که یک یا چند نفر از دانش آموزان مدرسه تحت نفوذ و یا مدیریتشان مثلاً رتبه زیر 100 یا کمتر از 1000 کنکور را کسب کرده و یا در فلان رشته دانشگاهی پذیرفته شده اند. اما عده ای از آنها به محض ثبت نام و حضور در اجتماع دیگری فراتر از محل تحصیل و زندگی آنگونه که باید قدرت بیان عواطف و احساسات و دفاع از حقوق شخصی و بیان مسایل و مشکلات خود را ندارند. این در حالی است که همکلاسی او که با چند رتبه پایین تر در همان رشته و دانشگاه قبول شده و از سایر استان هایی که افتخارها را یدک نمی کشند آمده است به مراتب از وی شاداب تر و دارای قدرت بیان بالاتر می باشد. و چه بسا دانش آموزانی که شهر و دیارشان بیش از20 بار افتخار را کسب کرده اند با خمودی و در خود فرو رفتگی نمی توانند خواسته های خود را در قالب چند جمله در جمع بیان کنند. گاه دیده و شنیده می شود معلمی در کلاس درس خود، فلان آموزشگاه علمی را به دانش آموزان معرفی می کند و می گوید بچه ها من عصرها در آنجا تدریس می کنم هر کس می خواهد در کنکور رتبه خوبی کسب نماید و یا در امتحانات نهایی معدل کتبی دیپلم وی رشد داشته باشد بیاید و از آن کلاس درس بعد از ظهرها استفاده نماید. زمانی که از وی سئوال می شود چرا فلان آموزشگاه علمی را در کلاس درس و مدرسه معرفی و تبلیغ کرده ای؟ در جواب می گوید مگر نمی دانید در حال ساختمان سازی هستم و برای تامین مخارج چاره ای جز کار کردن در بعدازظهرها ندارم. عده ای هم دفتر و اتاق و دم دستگاهی به هم زده و دقیقه ای به دانش آموزان وقت می دهند. باید ولی دانش آموز مثلاً در ازای 41 دقیقه چهل و یک هزار تومان به حساب مربوط واریز نماید تا مدیر ذی ربط بگوید در چه ساعتی و چه لحظه ای چه جزوه و کتابی را در حال نشستن، دراز کشیدن بر پهلو و یا بر پشت خوابیده مطالعه کند تا اثر بیشتری داشته باشد و در رشته دلخواه قبول شود!!. گرچه بدون شک برای پدر ومادر و مسئولان افتخار است که دانش آموزان در کنکور و رشته دلخواه خود پذیرفته شده و به تحصیلات عالیه ادامه دهند اما با چه قیمتی؟ آیا مناسب نیست مسئولین هنگام دادن مجوز جهت تاسیس آن گونه مدارس و کلاس ها که تعدادی از آنها هدفی جز کسب منافع اقتصادی ندارند و به آموزش و پرورش طبقاتی و تبعیض در امور تحصیلی دامن می زنند دقت بیشتری نموده و یا نظارت کامل بنمایند؟ چه بسا افرادی که با راه انداختن موسسه و مدرسه ای خواستار ترویج علم و آگاه نمودن بیشتر دانش پژوهان هستند باید به کار آنها ارج گذاشت و موفقیت همگان را خواستار بود. در این مقال روی سخن با آن عده است که تنها به منظور اندوختن مال و در آمد بیشتر در این مسیر گام برداشته اند. آیا وقت آن نرسیده است نظام آموزشی از حالت طبقاتی بیرون آمده و بیشتر به فکر یکسان سازی مدارس برآید؟ آیا در زمان های گذشته که مدارس را طبقه بندی نکرده بودند کسی به مدارج بالای علمی نمی رسید؟ افرادی که مقامات عالی علمی را کسب نمودند و به درجات بالای مدیریتی در اوایل انقلاب رسیدند در کدام مدرسه خاصی تحصیل نموده بودند؟ آیا درست است که گفته اند امروز کشورهایی که از نظام آموزشی هدفمند و قوی برخوردار هستند در خصوص جدا نمودن دانش آموزان عقب مانده مالی و ذهنی و جسمی و استثنایی به این نتیجه رسیده اند که می بایست در مدارس عادی ادامه تحصیل بدهند ولی در نظام آموزشی ما هنوز هم به سیستم آموزش و پرورش طبقاتی و تبعیض آمیز ادامه می دهیم؟ به امید روزی که این گونه مدارس از نظام آموزش ما نیز برچیده شده و مجدداً با معیارهای اصولی تر و منطقی تر، دانش آموزان در کنار هم به تحصیلا ت پرداخته و استعدادهای آنها نیز با تربیت صحیح رشد نموده و شکوفاتر شود. آیا نباید اذعان کرد امروزه در تعدادی از محیط های آموزشی، با تشکیل کلاس های فوق برنامه و روش تست زنی به شکل فعلی، نظام آموزشی ما را آماج تیرهای سهمگین خود قرار داده است؟ آیا شرکت دادن دانش آموز در چندین کلاس در روزهای تعطیل و بعداز ظهرها و در نهایت رویکرد غلط حفظ مطالب و بی توجهی به درک و مفهوم مطلب توسط دانش آموز، موجب رونق بازار دلالان آموزشی و ایجاد اشتغال کاذب برای عده ای نشده است که از طرق مختلف برگزاری کلاس ها برای مهارت تست زنی تهیه کتابهای دو، سه، چهار هزار سئوالی و چاپ و فروش کتاب های گوناگون کمک آموزشی، برگزاری دوره های متعدد و گاه انتخاب رشته های کاذب و در نهایت با آلودگی فضای معنوی کسب در آمد می کنند؟ امروز مدارس ما جایی شده– مخصوصاً در یزد خیلی پررنگ دیده می شود – فقط برای آماده شدن ورود به آموزش عالی. خطری که امروز آموزش و پرورش را تهدید می کند این مساله است که متاسفانه وارد پارادایمی شده ایم که فقط بچه ها را آماده کنیم تا به دانشگاه بروند؛ که چی ؟! در حالی که آن پختگی ای که در دوره مدرسه باید به دست آورند – در دوره ابتدایی ویژگی های خاص خودش دوره متوسطه اول و دوم نیز با ویژگی های خاص خودشان – حاصل نمی شود خوشبختانه الان روبروی من سند تحول بنیادین اموزش و پرورش است که تعریف می کند مدرسه، تربیت انسانی را با چه ویژگی هایی بر عهده دارد؛ مومن، معتقد، منتظر، تلاشگر، انتخابگر، متخلق به اخلاق، کار آفرین، با نشاط ، قانون مدار، نظم پذیر، آماده ورود به زندگی شایسته فردی، خانوادگی، اجتماعی بر اساس نظام معیار اسلامی. بچه ها کجا می خواهند این ها را یاد بگیرند؟ این یادگیری نیازمند بستری است و بسترش هم مدرسه است؛ همان زیستگاهی که اشاره شد. ولی اگر مدرسه فقط گرفتار این شود که درس بدهد و آزمون های تست بگیرد جایگاهش را به گذر گاه تقلیل داده است. 2 معلمی که تمام وقتش را صرف این امر می کند که دانش آموز به خواست اولیائش در مدارس خاص قبول شود و در نهایت رتبه دلخواه را در کنکور به دست آورد چه ساعاتی از روز می خواهد وی را متخلق به اخلاق کند و او را کارآفرین، با نشاط، تلاشگر، انتخابگر و... تربیت نموده و به اجتماع تحویل دهد در این صورت داستانش همانند فردی است که در نماز توجه به ظاهر کلمات و عبارات و معانی و مفهوم آنها دارد نه به اصل نماز. در سفری هم که مرحوم مطهری به أعتاب عالیات مشرّف شدند، نشانی منزل آقا حاج سید هاشم را بنده به ایشان دادم ، و در کربلا دوبار به محضرشان مشرّف شده اند، یکبار ساعتی خدمتشان میرسند، و بار دوم روز دیگر صبحانه را در آنجا صرف می نمایند. مرحوم مطهری در مراجعت از این ملاقاتها بسیار مشعوف بودند، و می فرمودند: در یکبار که خدمتشان بودم از من پرسیدند: نماز را چگونه می خوانی ؟ عرض کردم : کاملا توجه به معانی کلمات و جملات آن دارم ! فرمودند: پس کِیْ نماز میخوانی ؟! در نماز توجه ات به خدا باشد و بس ! توجّه به معانی مکن ! انصافا این جمله ایشان حاوی اسرار و دقائقی است ، و حق مطلب همینطور است که افاده فرموده اند... .3 عدم امکانات لازم در بیشتر مدارس دولتی، اختلافات طبقاتی موجود، هزینه هایی که عده ای برای تحصیل فرزندان خود صرف می کنند و در برابر، ناتوانی اولیای بسیاری از دانش آموزان برای فراهم نمودن حداقل وسیله خوراک و تحصیل فرزندانشان، مشکلات تحصیلی دانش آموزان یتیم، بی بضاعت، بی سرپرست و بد سرپرست و ناهنجاری های جامعه و عوامل دیگر حکایت از قصه های واقعی پر از درد و رنج و غصه ای است که در سه دهه اخیر مسئولان و دولتمردان جامعه به هر دلیل نتوانسته اند حتی درحد نیاز آن را رفع نمایند و می طلبد که در مقالی دیگر بدان پرداخت به امید آن روز که علاقه مندان و فرهنگ دوستان هر یک به سهم خود تلاش نمایند تا تبعیضات موجود را کم کنند و ناهنجاری های رایج در امور آموزشی را به مراتب بیش از گذشته سامان دهی نمایند. مدیر مسئول پی نوشت ها : 1- الامام علی بن ابی طالب (ع) ، عبدالفتاح عبدالمقصود، صفحه 20 2- گفتارمحمدرضا حشمتی، سر دبیر رشد آموزش راهنمایی دفتر آموزش و برنامه ریزی آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی به نقل از فصلنامه مدرسه ما ، زمستان 1393، صاحب امتیاز مجتمع آموزشی حضرت جوادالائمه(ع) یزد 3- روح مجرد ، حضرت آیت ا... حاج سیدمحمدحسین حسینی طهرانی(ره)، صفحه 161و 162، چاپ 1423هجری قمری ...
مظفر هاشمی رفسنجانی چگونه مهدی شد؟!
به گزارش پارسینه ، عفت مرعشی همسر آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطراتش نوشت: آخر شهریور ماه سال 1348 بود. پانزده روز بعد مهدی در منزل جدید چشم به جهان گشود. خوابی که در حرم حضرت علی(ع) دیده بودم ، تعبیر شده بود. محسن که آرزوی داشتن برادر داشت، به آرزوی خود رسید. مهدی ، خیلی بچه سالم و عزیز و دوست داشتنی بود. خانم دکتر منصوریان ، پزشک زنان و زایمان ، سه شرطی را که من از ایشان
پیش بینی بازار مسکن پس از لغو تحریم ها
وخانه دارشدن مردم بی خانمان فقط از 2 راه امکان پذیر است اول افزایش قدرت خرید از طریق افزایش مبلغ وام کم بهره و دوم کاهش واقعی! وهمه جانبه تورم است بطوریکه مثلا دلار دوباره برگرده به 1000 تومان ! نه کاهش تورم دستوری ! اما آقایان میخواهند از راه سوم بی خانمانها را خانه دار کنند وانهم زدن توی سر ملک و انجام تبلیغات منفی وبازیهای روانی برعلیه بازارمسکن و مجبورکردن مالکین به فروش زیر قیمت ملکهایشان که
شهدا، خون جاری اسلام در رگ های انقلاب/کرامات زیادی از شهدا دیدم
دامغان زندگی می کردیم و بچه ها باید به دبیرستان دامغان می رفتند. چند بار مجید و محسن را چون بر علیه شاه شعار می دادند از اتوبوس مدرسه پیاده کرده بودند و آن ها مجبور بودند از سر جاده دامغان تا خانه که حدود هشت تا 9 کیلومتر راه بود را پیاده بیایند. برای رفتن به تهران یک قطار چوبی هشت صندلی بود و یک اتوبوس قدیمی وی خاطر نشان کرد: اعلام کردند امام تشریف می آورند، مردم به خیابان ها می
20 میلیون تومان کف هزینه های یک ازدواج حداقلی/وام ازدواج باید چقدر باشد؟
این روز ها ازدواج کردن چقدر سخت است! حتی با خودت فکرش را هم که می کنی ذهنت خسته می شود، چه برسد به آنکه آستین هایت را بالا بزنی و برای تشکیل یک زندگی متاهلی اقدام کنی. پیدا کردن و انتخاب کردن شریک زندگی که از نظرمان ایده آل باشد فقط نصف مسیر است! باقی مسیر، دست و پا کردن یک شرایط حداقلی برای شروع زندگی مشترک است؛ دست و پا کردن یک خانه برای زندگی (در هر کجا که باشد، قناعت می کنیم)، تهیه وسایل
تابلوی نقاشی بر روی تختخواب
. مردی جا افتاده و سن و سال داری بود و از بس سیگار می کشید، لب هایش تیره شده بودند و پوست آفتاب سوخته اش نشان از کار زیاد زیر آفتاب داشت. معمولاً نزدیک های عید به خانه مان می آمد و مادرم با یک استکان چای از او پذیرایی می کرد، همیشه هم وسط حیاط مینشست. تمامی عکس ها تزئینی است بعد از خوردن چای شروع به کار می کرد و لحاف ها را یک به یک پاره می کرد و با کمانی که آن زمان ها شکل و
گزارش کنسول آلمان در تبریز از نسل کشی ارامنه
درشکه چی از دست من یک کتک مفصلی می خورد و از آن به بعد مرا به جای افندی بیگ صدا می کند. 12:45 بعدازظهر: یک واگن شش گاوه با خانواده ارمنی و اسباب و اثاثیه و چندین نفر پیاده نزدیک می شوند. در کنارۀ سمت راست جاده دو اردوی چادر، در مجموع 600 چادر، 6 هزار نفر. در دو اردو در حال جمع و جور کردن هستند، بچه و زن، مرده و مریض درهم برهم. وسطشان آشغال. مستراحی هم نیست. چند مرد در حال گشت به هر کسی
کمبود “زن” چه بلایی بر سرِ چین و هند خواهد آورد؟
هند، همواره شرط لازمی برای پذیرفته شدن در جامعه بوده است. هیچکس نمی داند، وقتی ازدواج در این کشورها از هیبت مسئله ای همگانی خارج شود، چه پیش خواهد آمد. اما احتمال روی دادن پیامدهای ناخوشایند وجود دارد. در هر جامعه ای، تعداد زیادِ مرد جوان، مجرد و دور از خانواده، یکی از فاکتورهای رقم زنندۀ میزان غیرعادی جرم و خشونت محسوب می شود. دختران گمشده، عروسان گمشده ریشه های قحطی عروس به یک
حکایت عاشقانه پدر و مادری با 3 فرزند معلول/ هرگز اجازه جدایی فرزندانم را نمیدهم!
به مراجع و نهادهای مختلفی برای حمایت مراجعه کرده، می افزاید: از مسئولین انتظار دارم ولی به توقعات بنده تا به امروز بی توجهی شده است، هیچکس نیست که درد من را بشنود. 38 سال است که زجر می کشم ولی به روی خود نیاورده و تحمل کرده ام. با بغضی در گلو می گوید: برای یک مرد هیچ چیز سخت تر از آن نیست که 3 معلول را در جلوی چشمان خود ببیند، من یک پدرم و آرزو داشتم عروسی دختر و ازدواج پسرانم را ببینم
فروش نوزاد برای آزادی همسر زندانی
به گزارش شهدای ایران به نقل از جام جم، راز این نوزاد فروشی هفته گذشته همزمان با تماس مرد ناشناسی با پلیس مشهد فاش شد. این مرد به ماموران گفت: مرد پزشکی نوزادی را از زنی گرفته و آن را به مبلغ سه میلیون تومان به زوجی که بچه دار نمی شوند فروخته است. می توانید این موضوع را از بیمارستان بررسی کنید. پس از این تماس ماموران تحقیقات خود را آغاز کرده و دریافتند، ادعای این مرد درباره
ردپای زنان در جرایم سنگین
شوند و خیلی صبور و خونسرد در کمین می نشینند. زمانی که اطمینان قربانیان را جلب کردند، کلید خانه آنها را در فرصتی مناسب به دست آورده و بعد از آن که صاحبخانه مکان را ترک می کند، سرقت را انجام می دهند. درست مانند خبری که چند روز پیش در رسانه ها به چاپ رسید. زن جوانی چند ماه در نقش مستاجر راهی خانه ای شد و بعد از به دست آوردن کلید خانه در فرصتی مناسب 200 میلیون تومان طلا سرقت کرد. او سپس به آرایشگاه زنانه
رونمایی از ابرقهرمان همجنسگرا، شبکه نمایش خانگی در نگاه منتقدان سینما و بررسی جدول فروش سینمای ایران
مجموع فروش 4 فیلم در حال اکران حدود یک میلیارد و 250 میلیون تومان بود. در دومین ماه سال 94 همچنان پرده های سینما در حال اکران 4 فیلم اکران اول نوروزی هستند. در این میان ایران برگر سفت وسخت رکورد خود را در صدر جدول حفظ کرده و رتبه نخست فروش را در انحصار خود گرفته. فروش هفتگی فیلم جعفری جوزانی در این هفته حدود 620 میلیون تومان بود و توانست در 38 روز فروش مرز 3 میلیارد تومان را رد کند.
بنی آدم گاهی اعضای یکدیگرند
شوهرم، مجبور به نگهداری از برادرم هم هستم. او سال گذشته هنگام کار از روی پل سقوط کرد و الان با اینکه قطع نخاع نیست، به خاطر نداشتن دوا و درمان درست، تمام استخوان هایش کج جوش خورده اند و قادر به حرکت نیست. اگر خانه من را ببینی خنده ات می گیرد؛ مثل بیمارستان است. باید هرروز دو نفر را پوشک کنم و یک خروار دارو بهشان بدهم. برادرم بعد از اینکه معلول شد، زن و بچه هایش رهایش کردند. چون کسی را جز من نداشت، با
ماجرای لو رفتن یک جاسوس قدیمی اسرائیل
فلسطینی بودند. ولی الان یهودی اند. بلکه می شود گفت اصلا دین ندارند. -و همین ها بودند که جابه جایی های فدائی ها [چریک های فلسطینی ] را به اسرائیل گزارش می دادند؟ -از این بالاتر، بگو هرچه در خانه های ما می گذرد را گزارش می دهند! تا جایی که اسرائیل می داند بین مرد با همسرش چه می گذرد. گفتم که 400 خانوار . یعنی مرد و زنش و بچه ها همه مزدور و جاسوس بودند. -ماجد، این حرف
نقشه زن جوان برای ربودن نوزاد فاش شد
بی خبر بود. وی در اظهاراتش گفت: ماحصل ازدواج من و شوهرم یک دختر هفت ساله است. بعد از آن چند بار باردار شدم اما هر بار جنین سقط می شد. سال گذشته دوباره باردار شدم و دوست داشتم این بار فرزند پسری به دنیا بیاورم اما دو ماه پیش جنین سقط شد. با از دست دادن فرزندم بسیار شوکه شدم و ماجرا را از همه مخفی کردم و از آن موقع دچار افسردگی شدم. نمی توانستم باور کنم که این بار هم فرزندم را از دست داده
نمایندگان مردم در مجلس، نمایندگان محرومان هم هستند
هر 3 ماه برای شیمی درمانی راهی شهرهای تهران و مشهد می شود. خواستم درد بی صدایش را فریاد بزنم، سوال کردم: روزگارت چگونه است؟ اشک های بی صدایش پاسخ سوالم را داد ، هر چه بگویم درد است... چه فرقی می کند!! درد را از هر طرفی بخوانی "درد " است!گویا سایه غم بر زندگی ایش افکنده بود. سفره دل باز کرد :شوهرم 58 سال سن دارد و 15 سال از خودم بزرگ تر است و بخاطر معلولیت بالا و
علت رشد قیمت مسکن از زبان آخوندی
..... فکری برای کاهش قیمت زمین کنید. احدی نمیتونه دستوری قیمت مسکن راپایین بیاره راست میگه . قیمت واقعی زمین با وضعیت فعلی نباید از 100 هزار تومان بیشتر باشد . رفع مشکل مسکن وخانه دارشدن مردم بی خانمان فقط از 2 راه امکان پذیر است اول افزایش قدرت خرید از طریق افزایش مبلغ وام کم بهره و دوم کاهش واقعی! وهمه جانبه تورم است بطوریکه مثلا دلار دوباره برگرده به 1000 تومان ! نه
متاهلین، بخوانند
زنان و 60-50 درصد از مردان طی دوران ازدواج خود مرتکب خیانت می شوند. خیانت به دلایل مختلف اتفاق می افتد که اینها مهم ترین دلایلی هستند که می شنویم: • نیازهای احساسی و جنسی من در زندگی زناشویی ام برآورده نمی شود. • از ازدواجم خسته شدم، احساس می کنم که زنم/شوهرم من را دوست ندارد. • سعی کردم با او صحبت کنم اما هیچ تغییری در رابطه مان ایجاد نشد. • احساس ناامیدی می کردم و از تلاش
رضاشاه از تولد تا 16 سالگی
خانم و سرتیپ ابوالحسن خان در این راه گامی بر نمی داشتند، شاید روابط آن ها به کلّی گسسته می شد، زیرا نوش آفرین به خاطر همزمانی فوت همسر و تولد پسرش (رضا) وی را بدقدم می دانست. رضاخان در تمام دوران زندگیش فقط یک بار به الاشت آمده است و آن هم زمانی که وی وزیر جنگ بود و با تعدادی سرباز نزد سلطان خانم همسر عبدالله خان، برادر مرحوم خود، رفته بود و سپس در همان خانه ای که پیش از آن عباسعلی خان
می گویند دخترت را از خانه بیرون کن؟!
مطلب دریافتی- سال 1367 با همسرم ازدواج کردیم و اهل تهران هستیم و تهران زندگی می کنیم، دو سال بعد تصمیم گرفتیم بچه دار شویم، اما همسرم خارج از رحم باردار شد و بعد از آن دیگر نتوانستیم بچه از خودمان داشته باشیم. پزشک های زیادی مراجعه کردیم، اما گفتند امکان بچه دار شدن همسرم وجود ندارد، من همسرم را دوست داشتم و به همین علت توافق کردیم تا از پرورشگاه بچه بیاوریم. آن زمان هلال
میدان را خالی نکردم
هایش را جبران کند. او از هیچ شروع کرد، به همه جا رسید، دوباره هیچ شد و دوباره به همه جا رسید. وام ازدواج سرمایه ام شد سال 73 ازدواج کردم. آن زمان دانشجو بودم و چند ماه قبل از ازدواجم با دوستانی که کار تجارت انجام می دادند وارد بازار کار شدم. بعد از ازدواج تنها سرمایه ای که می توانستم برای خودم داشته باشم، وام ازدواج بود که آن موقع به هر زوج 100هزار تومان می رسید. پدر همسرم که
نگاهی به روزنامه های اصفهان در 2 اردیبهشت
اند، اما درباره سرنوشت ناگوار به نظرم تفاوتی بین بازیگر زن و مرد وجود ندارد. در حرفه ما بی رحمی زیادی وجود دارد. خیلی اوقات افرادی که در اوج هستند، فراموش می کنند برای آینده خود برنامه ریزی کنند. در سال های اخیر بازیگران خانمی را دیده ام که پس از ازدواج به مرور از بازیگری فاصله گرفته اند. چه شد که وارد دنیای بازیگری شدید؟ ستاره: به خاطر حضور عمو حسین در تلویزیون، زیاد با این فضا غریبه نبودیم و