سایر منابع:
سایر خبرها
بابا آب داد... بابا نان داد... بابا جان داد
متلک ها آنقدر جمع شده که به دنبالش خیلی ها دیگر از این موضوع حرف نمی زنند ولی من حرف می زنم. لیلا وزینی: ببینید! این موضوع بین آدم های مختلف متفاوت است؛ مثلا من وقتی توی دانشگاه برای بار اول گفتم که فرزند شهیدم تا چند روز صحبت بعضی ها این بود که با سهمیه آمدم دانشگاه و حتی بچه ها تا مدتی از من دوری می کردند و یا سؤال می کردند که چقدر حقوق می گیرم؟ چه وام هایی به من تعلق می گیرد؟ ولی
قصورِ بدون مقصّر/ آیا قرار بود فرماندهان جنگ پس از قطعنامه محاکمه شوند
همکاری قرارگاه نجف اشرف سپاه و قرارگاه کربلای ارتش انجام شد. تغییر جغرافیای جنگ به هور که به همت شناسایی های دقیق قرارگاه سرّی نصرت به فرماندهی شهید علی هاشمی صورت گرفته بود باعث غافلگیری دشمن و پیروزی رزمندگان ایران شد. نتیجه ی عملیات، تصرف جزایر مجنون بود که پیروزی بزرگی برای ایران محسوب می شد. اما در یکی از مراحل عملیات اشتباه یکی از فرماندهان باعث شد یکی از یگان ها یک شب زودتر از موعد مقرر حمله
بابک زنجانی را فربه کردند و حالا قربانی انتخابات می کنند/ تقلب عجیب در تولید سوسیس و کالباس/دیدار چراغ ...
فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو شورای مرکزی حزب برگزار شد. چندی بعد در نشست سخنگوی دولت با خبرنگاران نوبخت در پاسخ به سؤالی درباره ورود زودهنگام دولت به انتخابات یادآور شد: نمی دانم چه اقدامی موجب شد که چنین بحثی پیش بیاید. در گردهمایی شاخه جوانان حزب اعتدال و توسعه، آنها از من دعوت کردند و من با توجه به حجم کاری آخرین سخنران بودم و حدود نیم ساعت راجع به مسائل کشور صحبت کردم. وی
گله های جمعه ایرانی ها از پدر 75 ساله
تصور نشود که من آمدم مسؤول شدم پس حالا باید رادیو را عوض کنم. *** ماجراهای آقای ملون چه شد؟ توکل همچنین با اشاره به آیتم ماجراهای آقای ملون می گوید: وقتی ما در برنامه ای متوجه شویم کاراکتری کم نمک است آن را پایان می دهیم. ما ماجراهای آقای ملونی داشتیم. بنده افتخار همکاری با منوچهر نوذری و آقای شیشه گران و دوستان دیگر را داشتم. بعد از سه سال نوشتن آقای ملون را متوقف کرده بودم
رهبری کودک هفت ساله بر جهان اسلام
جهان به ما خانواده عنایت کرده است. این دانش سرشار تا پایان جهان و بعد از فانی شدن آسمان ها و زمین نیز باقی خواهد ماند. اگر غلبه اهل باطل و حکومت ناحق گمراهان و هجوم اهل شک و تردید نبود، هر آینه سخنی می گفتم که همه اهل جهان از گذشتگان و آیند گان ناباورانه انگشت حیرت به دهان می گرفتند. سپس دست مبارک خود را بر دهان گذاشته و فرمود: یا محمّد اصمت کما صمت آباؤک من قبل؛ ای محمد خاموش
چشمان عقاب خار چشم ضد انقلاب بود
گذشته بود از مأموریت به خانه برمی گردد. با وجود خستگی راه و کم خوابی وقتی به خانه می رسد پس از یک استراحت کوتاه با وجود تمام خستگی اش حدود 5 صبح از خواب بیدار می شود و نماز صبحش را اول وقت می خواند. با وجود خستگی بسیارنمی گذارد نمازش قضا شود. هیچ گاه بعد از نماز صبح نمی خوابید و قرآن می خواند. در تمام روزهای ماه رمضان قرآن را تلاوت می کرد و حداقل یک بار کل قرآن را می خواند. همچنین شب ها یکی، دو ساعت
ماجرای اولین تفحص شهدا در بازی دراز/ بسیاری از پیکرهای شهدا سالم بود
ارتفاعات بازی دراز، اولین تیم تفحص شهدا عازم منطقه شد. "مراد بیژنی تنها" یکی از اعضای آن تیم است که به خبرنگار ما می گوید: من از نیروهای گردان 9 سپاه بودم که همراه با محسن وزوایی به این منطقه آمدم و در عملیات بازی دراز شرکت کردم. پس از عملیات و با مجروحیت حضرت آیت الله خامنه ای در حادثه انفجار در مسجد ابوذر به تهران رفتم و محافظ ایشان شدم. وی ادامه داد: پس از آن نیز به دیوان عالی
میم مثل مرد...میم مثل من
کردم و اسمم بچه بود. کسی نمی فهمید تو دل این بچه چیست. گفتم دوران بچگی تمام میشود بزرگ شدم و اسمم شد یک نوجوان سیزده ساله، اما هنوز پدر ندارم. پدر بالای سرم نبود که مثل همه پدران هوایم را داشته باشد اما برادر بزرگترم بود ، یک بزرگتر بود که وقتی دلم می گرفت با او درد دل کنم و برای او گریه کنم تا کمی خالی شوم ، آن روزها برادرم برای من حکم پدر را داشت اما...تقدیر روزگار او را از من گرفت تا خودم
روایتی از حضور سیدحسن خمینی در انتخابات خبرگان
درباره نتایج بررسی هایی که تا الان انجام صورت گرفته هم صحبتی داشتند یا درباره اینکه چرا هنوز به تصمیم قاطعی نرسیده اند؟ به صورت مفصل در این رابطه صحبت نشد. اما اجمالا ایشان می گفتند که در حال ارزیابی و رصد هستم که آیا صلاح هست وارد انتخابات شوم یا نه. هنوز به تصمیمی نرسیده اند اما دغدغه این مسئله را دارند که در حال فکر و سنجش فضا هستند تا به تصمیم نهایی برسند. البته من به خودشان گفتم عقیده
احمدم با تیر پهلو در سالروز شهادت حضرت زهرا(س) گمنام دفن شد
نشیند و صمیمانه شروع به صحبت می کند: "چند وقت پیش، قبل از این که به کربلا بروم، پسرم گفت که ان شاءالله همین روزها خبرهای خوبی به ما می رسد، من گفتم توکل بر خدا اما دیگر صبرم تمام شده بود و از اعماق وجودم میخواستم که امسال فرزندم پیدا شود." مادر شهید می خواست ادامه بدهد که از مسئولین بنیاد شهید به منزل شهید آمدند و چند دقیقه ای را با مادر و برادر شهید صحبت کردند و از جمع ما رفتند.
جدی ترین شوخی شهید انتظاری دلم را فرو ریخت
گروه جهاد و مقاومت مشرق - در این مطلب، خاطره ای از مرضیه اعیان، همسر سردار شهید حسن انتظاری تقدیم شما می شود. سال اول ازدواجمان قول داده بود برای ایام عید نوروز حتما به یزد بیاید تا با هم باشیم. قبل از عید امام خمینی (ره) از رزمندگان درخواست کردند که به علت کمبود نیرویی که در آن ایام با آن مواجه بودیم هرکس می تواند مرخصی نگیرد ودر جبهه بماند. خود من به حضرت امام
متن برکناری بنی صدر از فرماندهی کل قوا را چه کسی نوشت ؟
وقتش نرسیده است اظهار داشت : شبی از شب ها امام مرا خواستند و فرمودند همین حالا برو دوستان را جمع کن و مشورت کنید و مرا خبر کنید ولی این موضوع مسلم است که او باید از فرماندهی کل قوا عزل شود همان شب من رفتم منزل آقای مرحوم شهید بهشتی رضوان الله علیه داستان را برای ایشان گفتم ، آقای هاشمی را هم خواستیم آمد آن جا ، آقای خامنه ای که مریضخانه بود بعد از مشورت متن عزل بنی صدر را نوشتم و برای آن ها خواندم
تصویر/ بر سرِ پیمان با پدر هستم
و در این عملیات من مسئول یکی از گروهان های گردان حبیب بن مظاهر شدم. در عملیات زین العابدین به عنوان یک نیروی آزاد شرکت کردم . پس از عملیات ، همراه برادرم ورامینی و شهید حاج همت در پادگان الله اکبر سپاه 11 قدر را تشکیل دادیم . از اسلام آباد به دهلران رفتیم و قرارگاه سپاه قدر را در چنانه راه انداختیم . و من به عنوان جانشین ستاد سپاه 11 قدر مشغول شدم و برادر ورامینی مسئول ستاد شد . در عملیات
فرزندی، جنایت مادرش را گردن گرفت / نامزدباعث تحریک قتل شد/مخالفت با ازدواج قتل خانواده دختر را رقم زد/ ...
شهرک رضویه مشهد شد و راز قتل پدرش را فاش کرد. او به افسر نگهبان گفت: حدود 3ماه قبل و در یک شب سرد زمستانی که برف نیز به آرامی می بارید، مشغول کبوتر بازی بودم که ناگهان چوب دستی که با آن کبوترانم را می پراندم از دستم رها شد و به سر پدرم اصابت کرد و جان خود را از دست داد. آن شب من و مادرم خیلی ترسیده بودیم و برادر 2.5 ساله ام نیز گریه می کرد. تا این که به پیشنهاد مادرم دهانه چاه فاضلاب داخل حیاط
بمناسبت 8 اردیبهشت سالروز شهادت سرلشکر شهید شفیع زاده
سادگی و بی آلایشی را مشی خود قرار داده بود. در ایام پیروزی انقلاب اسلامی شب و روز نمی شناخت و بعد از آن، در طول جنگ تحمیلی، مخلصانه انجام وظیفه می کرد و هرگز راحت در بستر نخفت. برادر این فرمانده نقل می کند: دوبار او را در جبهه دیدم. بار اول زمانی بود که برای دیدنش به پادگان شهید حبیب اللهی اهواز رفتم و سراغ او را گرفتم. دوستانش خندیدند و گفتند اگر او را پیدا کردی سلام ما را هم به او برسان
نقوی: هرکس ذره ای از آرمان های رهبری منحرف شود، سرنوشتش سطل زباله تاریخ است
دیگری اصابت نمی کرد. اما ما می گوییم کسانی مورد اصابت واقع می شدند که خدا انتخابشان کرده بود. وی در ادامه سخنانش افزود: ساعت دو بامداد بود که بیدار شدم احساس کردم در چادر کسی نیست. تردید کردم نمی دانستم ایران کدام طرف و عراق کدام سو است دیدم در چادر صدای نفسی نمی آید خیلی ترسیدم گفتم شاید عقب نشینی کرده اند و ما را جا گذاشته اند. از چادر بیرون آمدم دیدم در اردوگاه چراغ چادری روشن بود
ماجرای دروغ شاخ دار یک رزمنده!
وقتی پای غذا به میان می آمد، سخت گیری اش گل می کرد. به خاطر شرایط منطقه و کمبودها، آن طور که دل مان می خواست، نمی توانستیم دل سیر غذا بخوریم، برای همین بیشتر وقت ها حسرت غذای باکیفیت و میوه های تر و تازه تو دل ما باقی می ماند، من در قسمت مخابرات گردان بودم و ارتباط صاحب را با گردان های دیگر برقرار می کردم، به خاطر موقعیت کاری مان و دادن گزارش شنود عراقی ها، هر چند روز یک بار، فرمانده
حمله مایلی کهن به کی روش، نژادفلاح و برانکو
خداداد این حرف را زده اشکال ندارد چون من و خداداد به خوبی همدیگر را می شناسیم. در ضمن از کدام پست صحبت می کنید؟ **: شما مدیر فنی تیم امید هستید. کدام پست؟ کدام ابلاغ؟ ما هیچ ابلاغی برای کار در تیم امید نداشتیم ضمن اینکه کار تیم امید هم تمام شد. **: اما حبیب کاشانی بعد از جلسه با کمیته فنی فدراسیون گفت که محمد خاکپور و شما به عنوان کادر فنی تیم امید کارتان را ادامه می
شهید مدافع حرمی که شهادتش را پیش بینی کرد / مدافعین حرم گنج هایی هستند که بعد از شهادت شناخته می شنود
شهادت سردار بادپا مطمئن شدم از یک طرف خوشحال شدم که به آرزوی خودش رسیده است و از طرفی از اینکه این مرد بزرگ را از دست دادیم، ناراحت شدم. همرزم شهید بادپا با اشاره به پیگیری های مکرر خود برای دیدار با شهید، عنوان کرد: آخرین بار قبل از شهادتش وقتی شنیدم که در کرمان است به دنبالش بودم که با او دیداری داشته باشم و موفق شدم قبل از ماموریت آخرش او را ببینم، در این دیدار به من گفت به دنبال راضی
سعید آقاخانی: بازی در نقش کارگر برایم خوش یمن بود / تقدیر وزارت کار از اهالی سینما و مطبوعات
تالار 17 شهریور وزارت کار دوشنبه شب هفتم اردیبهشت ماه میزبان اهالی سینما و مطوبعات بود. در این برنامه که به عنوان دومین جشنواره وزارت کار برگزار شد، فیلم های سینمایی که در آن موضوع کارگران مورد توجه قرار گرفته، تقدیر شدند. براساس گزارش ایسنا ، حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی با قدردانی از وزیر کار به دلیل حمایت هایش از سینما گفت: از اینکه از زبان سینما برای بیان مفاهیم اجتماعی
حقایقی درباره لیلا حاتمی به بهانه اکران آشنایی با لیلا
نقشی به آدم بیاید. خیلی اوقات هم اشتباه کرده ام و با آدم هایی کار کرده ام که احساس کرده ام آن نقشی که به من نمی آید را می توانم بازی کنم، ولی بعد دیده ام که آن ها اصلاً قضیه را جور دیگری می بینند. مدلی که او می بیند به من نمی آید، ولی مدلی که من نقش را می دیدم به من می آمده. به عبارتی نگاه مان با هم منطبق نبوده. بیشتر اوقات هم که اصلاً ماجرا سَمبَل کاری است. یک کاری انجام می دهیم، چون حرفه مان است
معجزات و کرامات امام جواد(ع)
حکیمه خاتون، دختر امام موسی کاظم(علیه السلام) و خواهر امام رضا(علیه السلام) درباره ولادت برادرزاده اش می گوید: پس از آن که نوزاد را در جامه های مطهر پیچیده بودیم و حضرت رضا(علیه السلام) او را از ما گرفت، در گهواره گذاشت و به من سپرد و فرمود: از این گهواره جدا مشو! چون روز سوم ولادت فرا رسید، امام جواد(علیه السلام) دیده حقیقت بین خویش را به آسمان گشود و به سوی راست و چپ نظر کرد و به زبان فصیح ندا داد: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ
تقدیر از برگزیدگان جشنواره کارگر ایرانی ، عدم ارائه قرارداد اکران خانه دختر و نهنگ عنبر وبازگشت راکی
در آوردم. وی ادامه داد: کار کردن با امیرحسین ثقفی به لحاظ حساسیت و دقت بالایی که در کار داشت بسیار سخت و البته لذت بخش بود. ناگفته نماند که ثقفی کارگردان سخت گیری است و به دلیل همین ویژگی ذاتی که دارد به ساخت یک فیلم خوب در مرحله فیلمنامه، خوب فکر می کند. نظرعلیان در ادامه صحبت های خود با اشاره به بازی در فیلم آفتاب پرست گفت: بعد از بازی در فیلم مردی که اسب شد ، در فیلم
وقتی احسان علیخانی از تعجب شاخ درآورد!!
فضای مجازی بود. من مثل خیلی ها این بلوتوث را سال ها قبل دیده بودم و نزدیک های عید آیتم گزارش خبری بیست و سی را دیدم و احساس کردم می توانم با دعوت از این بچه یعنی بیژن، کاری کنم که دلش را شاد کنیم. وقتی که گفت مسخره کردن آدم ها زندگی من را عوض کرد و منزوی و تنها و سرشکسته شدم، من احساس کردم که می توانیم شب عید کمی باعث تسکین دردهای این بچه بشویم. اتفاقا موضوع اصلی و رویکرد اصلی ما بحث
از شایعه بازگشت برادر محسن به سپاه تا واقعیت!!!محسن رضایی در بازگشت به سپاه دنبال چیست؟
، پس تو زمان حمله افغان ها کجا بودی که جلوی آن ها را بگیری آن جنگجو می گوید، من بودم ولی نادر نبود قبل از آمدن محسن رضایی من بودم آقا رحیم بود، حسن باقری، عزیز جعفری بود، همت بود، متوسلیان بود، باکری بود، بقایی بود و بقیه ولی محسن رضایی نبود. در عملیات حصر آبادان برای سازماندهی و فراهم کردن دو گردان نیرو مستأصل بودیم محسن رضایی آمده بود می گفت عملیات طریق القدس بزودی باید با چند تیپ نیروی سپاه
سخنرانی تاریخی آیت الله مهدوی کنی در خصوص شهید مطهری، باند مهدی هاشمی و قضایای دوران اصلاحات/ انحراف ...
، همان موضع گیری های شهید مطهری است. اگر مرحوم مطهری آن شبِ کمیته فرمودند این آقا نباشد، نمی گفتند که این آقا آدم بدی است. آن آقا از مبارزین و انقلابیون بود که سال ها در شکنجه بود، وقتی که ما در زندان با هم بودیم، سال ها شکنجه دیده بود. خود من با ایشان بودم، با آقای هاشمی هم پرونده بودیم. اما آن آقا در شناخت افراد، دید صحیحی نداشت، او قبل از انقلاب هم با منافقین نزدیک بود و احیاناً کمک می کرد. هر چه به
روزنامه را بیشتر از پزشکی دوست داشتم
بگیرند. در یک دوره یک سال و نیم هم در اطلاعات کودکان مشغول کار بودم و تمام حواسم به آن مجله بودم. بنی احمد در پایان صحبت هایش بیان کرد: بعد از سال ها کار روزنامه نگاری در روزنامه های مختلف وقتی در روزنامه اطلاعات مشغول کار بودم زمانی رسید که حوصله ام سر رفته بود و همه کارهایم را کرده بودم و می خواستم از روزنامه اطلاعات هم بروم که اصرار کردند که بمانم و من هم گفتم پس من می خواهم به سرویس
نذر کرده بودم اگر شهید شد، پایش را ببوسم/ به ما نگفته بود محافظ شهید رجایی است
رفتن به مدرسه بودم که شوهرخواهرم به منزلمان آمد. همان لحظه متوجه شدم که خبر شهادت محسن را آورده است. گفتم "محسن شهید شده؟" گفت: "نه مجروح شده." گفتم: "نه! من می دانم که محسن شهید شده، دیشب خواب شهادتش را دیدم." شب قبل از شهادتش خواب دیدم که در اتاقی هستم که پنجره اش رو به آسمان باز می شود. اتاق پر بود از پارچه های رنگارنگ. به من دو تکه پارچه دادند که یک تکه کوچک و یک تکه بزرگ
موسیقی عرفانی نداریم
مرجان صائبی: می گوید ریتم قبل از تولد و از صدای قلب مادر سرچشمه می گیرد. با شنیدن کارهایش وفاداری به این جمله را حس می کنیم. با تمام اتودهایی که از موسیقی های مختلف در کارش به گوش می خورد، اما ریتم، همچنان موسیقی او را دربر گرفته. بهرام پورمند، معروف به بهرام جی متولد سال 1331 در کرمانشاه است و با اینکه نوازندگی سنتور را از دوره نوجوانی شروع کرده، اما بعد از اتمام دوره دبیرستان به هند مهاجرت کرده
ناگفته هایی از شهید مطهری/ از خواسته حضرت زهرا(س) تا نمازخواندن های کودکانه
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، با وجود اینکه 12 سال تفاوت سنی دارند، خاطرات زیادی را از برادرش به یاد دارد، خاطراتی که همه گویای بزرگ مردی از مردان نیک این سرزمین است به همین دلیل خود را کوچک تر از آن می داند که درباره برادر فیلسوفش حرف بزند، برادری از جنس صلابت و اقتدار. او صحبت هایش را با بیان خاطراتی از تولد برادرش آغاز می کند، آن زمان که قبل از تولدش مادرش