سایر خبرها
جای پای سست منشور حقوق 13 میلیون دانش آموز در مدارس
است که به عنوان مهمترین عامل دلزدگی دانش آموزان از مدرسه شناخته می شود. سال تحصیلی 95-96 تازه آغاز شده بود که در نخستین ماه آن یعنی مهر، اخبار تنبیه بدنی دانش آموزان در رسانه ها منعکس شد و در برجسته ترین موضوع شاهد تنبیه بدنی دانش آموز روستایی منطقه بمپور سیستان و بلوچستان بودیم که با شلنگ توسط معلم مورد تنبیه قرار گرفت و از ناحیه چشم آسیب دید. طبق اعلام روابط عمومی آموزش و
فیلم اولی هایی که به جشنواره فجر 35 می روند
جشنواره می آید. این اثر که تهیه کنندگی اش را محمود فلاح بر عهده دارد، در فضایی اجتماعی به معضلات زندگی یک زوج جوان می پردازد که پس از سال ها دچار مشکلاتی شده اند و در خلاصه داستان این فیلم آمده: چه مردادی شود بهمن کنار تو، من از غوغای ابر و آسمان می فهمم اینجایی. اسامی کامل بازیگران این فیلم عبارتند از محمدرضا فروتن، رعنا آزادی ور، بهنوش بختیاری، بابک بهشاد، لیلی فرهادپور
جولین ناگلزمن؛ مورینیوی کوچک بوندس لیگا
مانده و بعد از 6 سال، به سمت سرمربیگری این تیم منصوب شود. ناگلزمن در این رابطه گفت: "زمانی که برای این سمت انتخاب شدم، شک و تردید زیادی در مورد سن و سال من وجود داشت. اگر یک نفر در سن 28 سالگی به عنوان ریاست یک بنگاه اقتصادی انتخاب شود، می تواند سرآغاز یک داستان بزرگ باشد. از مبارزه برای رهایی از سقوط تا حضور در بالای جدول زمانی که ناگلزمن به عنوان سرمربی انتخاب شد
سینمای ایران در پلانی دیگر / چه کسانی مشغول کارند؟!
نقش آفرینی می کنند. بهاره کیان افشار در نمایی از فیلم کمدی انسانی محمدحسین فرحبخش نیز بعد از آبنبات چوبی ، سازش را در دست ساخت دارد که تهیه کنندگی این پروژه را عبدالله علیخانی به عهده گرفته است. به گفته ی علیخانی فیلمبرداری با حضور بازیگرانی چون یوسف تیموری، بهنوش بختیاری، سحر قریشی و رضا ناجی انجام شده و تمام لوکیشن های فیلم هم در تهران است. تدوین این اثر نیز به
موج صدای آرش کمانگیری در رادیو ایران
به گزارش جام جم آنلاین از شبکه رادیویی ایران، ریحانه یزدان دوست تهیه کننده این هفته برنامه کافه هنر گفت: در بخش طاقچه قابوسنامه معرفی و چند حکایت از آن خوانش می شود همچنین در بخش یک داستان و یک نویسنده چند داستان کوتاه خوانده می شود. پخش صداهای افرادی که به پویش من کتاب می خوانم پیوستند و کتاب خواندن آنها، آیتم خشت و آیینه و چه بگوییم چه نگوییم از استاد خرمشاهی از دیگر بخش های برنامه امروز است. برنامه کافه هنر امروز ساعت 19:45 از آنتن رادیو ایران پخش می شود.
از قول وزیر تا دغدغه ناشران برای قاچاق کتاب
انجمن های صنفی صنعت نشر از دیگر دغدغه های این حوزه به شمار می رود؛ البته باید اعتراف کردم که در 3 سال اخیر دغدغه واگذاری امور به تشکل ها در وزارت ارشاد وجود داشته، البته باید بیش از این شده و به عنوان استراتزی دولت در حوزه فرهنگی محسوب شود؛چرا که ما در همه حوزه های نشر ما تشکل های صنفی داریم و یا در حال تاسیس هستند. عموزاده خلیلی در همین زمینه گفت: باید روند تاسیس این تشکل ها تسهیل شود
نگاهی به فیلم قیچی شب نیمه تمام آقای قاتل
این مسیرهای عجیب وخطرناک پا گذاشته اند، بیاندیشد ودر احوال آنها متحیر ومغموم شود. جذابیت های سینمایی و الاکلنگ ذهن خسته قیچی همان طور که گفته شد، در داستان پردازی ودرام سازی به همه عناصر سازنده درامی رئال ومنطقی پایبند بوده است. با وجود روایت گذشته در حال وشیوه فلاش بک برای اطلاع رسانی از وضعیت کاراکتر اصلی، فیلم یک داستان کلاسیک کامل است واز این جهت و بدون در نظر گرفتن جنبه های
پیشخوان کتابفروشی ها
عنوان موش کور توسط نشر اختران منتشر کرد. ناشری که نخستین رمان مسعود کیمیایی را هم به بازار عرضه کرده بود. سجادی در توضیح چرایی نوشتن این رمان تعریف می کند که از طریق برادرش مصطفی با کسی اهل شیراز عاشق سینما و ادبیات آشنا می شود و این آشنایی به رفاقت می انجامد. این دوست بعدها در مجلات سینمایی به نوشتن نقد می پردازد و... تا اینکه یک روز مصطفی، برادر محمدعلی سجادی، خبر مرگ خود خواسته آن دوست را به این
خفگی در کنار دریا
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، خبرآنلاین نوشت: مهدی فرد قادری که این روزها فیلم سینمایی جاودانگی به کارگردانی او در گروه سینمایی هنر و تجربه در حال اکران است، تا پایان امسال دومین اثر سینمایی اش با نام خفگی را جلوی دوربین می برد. فرد قادری درباره مضمون فیلم جدیدش و شباهت آن با جاودانگی گفت: قصه این فیلم درباره چهار زن است که داستان زندگی شان در کنار هم روایت می شود. این فیلم
افول روند شناخت تاریخ جهان در ایران
و منتشر کرده است و سال گذشته کتاب فرزندان انقلاب نوشته رابرت جیلدیا را توسط انتشارات نگاه به بازار عرضه کرد و هم اکنون کتاب ذهن ارتجاعی به قلم کوری رادین که تاریخ محافظه کاری از ادموند برگ تا سارا پیلین را در بر می گیرد همراه با کتاب جستارهایی درباره توماس مان نوشته جورج لوکاچ را برای چاپ تدارک می بیند. ضمن اینکه ترجمه یک فرهنگ عظیم 0015 صفحه ای دوجلدی به نام فرهنگنامه اندیشه اجتماعی مدرن را تحویل
فراداستانی ناتمام!
، میان ایوان عنوان رمان تازه مهری بهرامی است که مدتی پیش وارد بازار شد و به تازگی جلسه نقد و بررسی آن به همت کانون داستان و بهانه روایت و دفتر ادبیات پایداری حوزه هنری و با حضور نویسنده کتاب، حمید بابایی و جمعی از اهالی ادبیات برگزار شد.بابایی، نویسنده و منتقد جوان حوزه ادبیات در این جلسه درباره نگاه شخصی خود نسبت به این اثر گفت: نگاه من به این اثر خیلی همدلانه است؛ همدلانه به این مفهوم که من واقعا
گفتگوی جالب با آقای شهرام شاه حسینی +عکس
شهرام شاه حسینی با فیلم هایی که بیشتر متعلق به سینمای بدنه بوده، ساخت فیلم بلند را آغاز کرد. در سال های اخیر با حضورش در تلویزیون و ساخت چندین مجموعه تلویزیونی، از جمله مثل یک کابوس ، تاوان و همه چیز آنجا است ، وقت بیشتری برای سریال سازی صرف کرده، دراین میان شاید توقیف آخرین ساخته سینمایی شاه حسینی خانه دختر توجه بسیاری از منتقدان را متوجه کارگردانی کرد که با ساخت این فیلم توانست نوع دیگری از
در موسیقی، کپی برابر اصل نیست!
موسیقی راک نمونه ای استثنایی است؛ گروهی خیالی، که بر اساس تقلید از گروه پرطرفدار بیتلز شکل گرفت، در قالب سریال تلویزیونی به چنان شهرتی رسید که در آمریکا از بیتلز پرفروش تر شد. آنها چندین ترانه جاودان2 خلق کردند اما همواره مورد انتقاد و حتی تمسخر منتقدان بودند و این امر برای آنها بحران هویت به وجود آورده بود. در عین ستاره بودن خود را گروهی واقعی، مثل بیتلز، نمی دانستند. حتی وقتی بیتلز در لندن برایشان
سوژه انتخاباتی؛ از کنسرت تا سخنرانی/ بازارگرمی های اصلاح طلبانه
. اولین هشدارها در این باره همراه با نشانه ها و مستندات دقیق در نشریات دفتر سیاسی سپاه مطرح شد و اگر عناوینی همچون تهاجم و شبیخون فرهنگی به عنوان دلمشغولی های قافله سالار انقلاب در سال های پس از جنگ در سطح گسترده ای پژواک یافت، چه بسا بر بستر آگاهی هایی حاصل شد که دیدبانانی هوشیار از خزیدن نرم و بی سر و صدای آن خبر داده بودند و در این میان نقش یکی از این دیدبانان برجسته تر می نمود.
7 گام ساخت محتوای بازاریابی میخکوب کننده
و در ادامه به تشریح نمونه خود بپردازید. در اصلاح فارسی به این تکنیک استعاره می گویند. همواره از جملات کوتاه استفاده کرده ( از نوشتن یک جمله چند خطی اجتناب کنید) و همواره از تکنیک پاراگراف بندی برای شکستن مطالب بلند استفاده کنید. خلاصه، چکیده ای از تمامی مطالب در پایان مطلب خود بخش خلاصه را فراموش نکنید. در این بخش به تمامی مواردی که در مطلب خود آن ها را مورد بررسی قرار دادید
نمی دانم رستگاری وجود دارد یا نه، اما تلاش برای درستی وجود دارد / ...بالاخره نخستین اطلاعات و گفتگوی ...
. انگار این رمان با او صحبت می کرد و ناگهان، تمام داستان را به شکل تصویری دید که دوست دارد آن را بسازد. آن رمان "سکوت" نوشته شوسوکا اندو بود که در سال 1966 در ژاپن منتشر شده و بیش از 800 هزار نسخه از آن به فروش رفته بود که برای ژاپن رقم قابل ملاحظه ای است. به اندو لقب "گراهام گرین ژاپنی" دادند. او از جمله نویسندگانی بود که برای جایزه نوبل هم مورد بررسی قرار گرفت. گرین درباره "سکوت" گفته: یکی از
ساعت ها به نقش غفور فکر کردم
در دو فیلم اخیر نرگس آبیار، ایفاگر دو نقش از متفاوت ترین نقش های کارنامه تان بودید. میان سیدعلی بمون شیار 143 و غفور نوروزی نفس، چه تفاوت ها و شباهت هایی وجود دارد؟ تفاوت این دو نقش که زیاد است و در دو گروه جدا دسته بندی می شود. این دو نقش به لحاظ جغرافیا، شغل و شخصیت پردازی، فرق هایی اساسی با هم دارند. در ضمن تغییراتی که در فیزیک، آرایش مو و لباس غفور می بینیم، در سیدعلی بمون دیده نمی شود. البته این مساله ناشی از تغییرات اجتماعی است که در زندگی این آدم و اجتماع پیرامونش اتفاق می افتد که او را هم دستخوش تغییراتی می کند. اما شباهت هایی هم وجود دارد. هر دو از قشر کارگر هستند و یک بازه سنی را در فیلم طی می کنند. در شخصیت سیدعلی بمون این مساله بیشتر دیده می شود و حدود 30 سال زندگی و تغییرات این آدم را می بینیم و درباره غفور این بازه زمانی و تغییر سنی حدود هشت سال است. از دیگر شباهت ها این است که هر دو پدر هستند و فرزندانی دارند که عاشقانه آنها را دوست دارند، اما جنس عشق و دوست داشتن این دو مرد با همدیگر فرق می کند. از دیگر شباهت های این دو نقش می توان به عطوفت و مهربانی ذاتی آنها اشاره کرد. بله، همین طور است. مهربانی این دو فرد، شکل متفاوتی دارد. یکی مهربانی از جنس سیدعلی بمونِ کرمانی که کارگر معدن است و یکی از جنس غفور نوروزی، راننده خاور کفش بلا. هر دو آدم بااحساسی هستند، ولی شیوه بروز احساساتشان متفاوت است. در این دو فیلم، گریم های متفاوتی داشتید که مکمل خوبی برای بازی شما بود. بدون این که بخواهم ارزش کار گریمورها را کم کنم، به نظر می رسد بدون این گریم ها هم شما همین کیفیت و تفاوت بازی را ارائه می کردید. انگار شما از آن بازیگرانِ متکی به گریم نیستید. درست است؟ بله، متکی به گریم نیستم، ولی تابع نظر کارگردان و عقل جمعی هستم. منظورم از عقل جمعی این است که کارگردان، گریمور و بازیگر باید در گریم یک شخصیت به اجماعی برسند؛ اجماعی که باید منطقی و قابل باور باشد. من فقط یک عضو از این گروه سه نفره هستم و یک رای دارم. البته این را هم بدانید که اگر قانع نشوم، هیچ گاه قبول نمی کنم. خود من هم معتقدم آن روح شخصیت باید قابل باور باشد و آن چیزی که تماشاگر از درون شخصیت درمی یابد و حس می کند، مهم ترین وجه کاراکتر است. گریم به اقناع مخاطب و قابل باورشدن شخصیت کمک می کند. ما برای غفور و مقاطع مختلف حضور او در قصه، سه نوع گریم داشتیم که تابع شرایط سیاسی، اجتماعی، سیاسی و روان شناختی آدم هایی بود که از سال 56 تا سال 63 مسیری را طی کردند؛ یعنی دورانی که اتفاقات مهمی در این مملکت افتاد. همه کسانی که سنشان به آن دوران قد می دهد، یادشان می آید که روحیه آدم ها، لباس و آرایش آنها، دستخوش چه تغییرات عمده ای شد. اتفاقا می خواهم بگویم از منظری، گریم های این دو نقش بشدت حساس بود و اگر با بازی های ضعیف همراه می شد، نقش ها از دست می رفت و خوب درنمی آمد. درست است.این قدر درباره این گریم به من حرف زدند که فکر کنم برای نقش های بعدی، هیچ پروگ (موی مصنوعی) بلند دیگری را روی سرم نپذیرم. به هرصورت تماشاگر با یک زمینه ذهنی تصویری از مهران احمدی به دیدن این فیلم می آید و ممکن است در وهله اول، چنین موی بلندی او را پس بزند و متوجه مصنوعی بودن آن شود. من در این تجربه فهمیدم شاید تا جاهایی مخاطب، چنین چیزی را برنتابد که کار مرا به عنوان بازیگر سخت تر می کند. برای این که من مدام باید تلاش کنم این شخصیت قابل باور و قانع کننده باشد. به هرحال برای گریم نقش غفور من، خانم آبیار و آقای میرکیانی (طراح چهره پردازی) به یک توافق دسته جمعی رسیدیم. خانم آبیار عکسی از پدرشان با ویژگی هایی مشابه با نقش غفور از جمله همین مو داشت و می خواست چهره پدرشان تداعی شود. همان طور که اول فیلم هم آمده، خانم آبیار این اثر را تقدیم به پدرشان کرده اند. ظاهرا پدر خانم آبیار هم راننده بود؟ بله، همین طور است. به هرحال خانم آبیار در جاهایی، ویژگی ها و نشانه هایی از پدر خودشان را وارد نقش غفور کردند و اتفاقا این مساله به حس کارگردان و در نهایت حال و هوای خوب صحنه ها هم کمک می کرد و باعث می شد لحظه ها قابل باور شود. در هر صورت خوشبختانه مثل این که تماشاگر پس از حدود ده پانزده دقیقه فیلم، همراه شخصیت غفور می شود و او را با همین شکل و شمایل می پذیرد. ضمن این که حتما همه عوامل باعث می شوند یک فیلم برای مخاطب قابل درک و باور شود. شما بدون هیچ گریم خاصی، تفاوت ها را در بازی و نقش های مختلف نشان داده اید. مثلا در آلزایمر ، هیچ و روز روشن ، گریم خاصی ندارید و یک شکل هستید، اما اتفاقا جنس شخصیت ها بسیار از هم دور و متفاوت است. بله، سعی می کنم در همه نقش ها این طور باشم. اما الان پس از گذشت این چند سال حضورم در بازیگری، به این نتیجه رسیده ام که فکر می کنم شاید اصلا اشتباه به این عرصه آمده ام. من در بازیگری دنبال این هستم نقش هایی متفاوت از آدم هایی متفاوت را قابل باور بازی کنم، اما مثل این که برخی، بازیگری را طور دیگری تعریف می کنند و نمی گذارند هیچ تغییر عمده ای نه در روح و نه در فیزیک و نه در قیافه شان ایجاد شود. آنها سال ها یک نقش را فقط با تغییراتی جزئی بازی می کنند که آن تغییرات هم در حد اسم و فامیل و شغل نقش است! جالب اینجاست که خیلی محکم هم می گویند اصلا بازیگری یعنی همین. وقتی استاد شریفی نیا می گوید بازیگری یعنی این که خودتان را بازی کنید، من به خودم شک می کنم. چون ایشان الان جاهایی بازیگری را تدریس هم می کند. برنامه هفت، ایشان را همراه یک آدم کمتر دیده شده ای دعوت می کند تا میزگردی را درباره نقد بازیگری برگزار کنند. من فکر می کنم همه اینها یک برنامه ریزی است که بازیگری، خیلی ساده و راحت جلوه کند. شاید برای همین چیزهاست که وقتی آدم ها در خیابان مرا می بینند، می گویند چون ما خوب گریه می کنیم، خوب جوک می گوییم و خوب ادا درمی آوریم، پس می توانیم بازیگر شویم. به نظرم اینها مقصر نیستند. آنها احتمالا چون آن برنامه هفت را با حضور آقای شریفی نیا دیده اند، فکر بازیگری به سرشان زده است! بازیگران از بازی در نقش های متفاوت حرف می زنند، اما همیشه و شاید هیچ وقت این تفاوت واقعی نقش ها در عمل برای بسیاری اتفاق نیفتد. بازیگران چطور می توانند فرصت بازی در نقش های متفاوت را برای خود ایجاد کنند؟ این را نه بر مبنای توانمندی می گویم و نه براساس تلاشی که خودم برای بازی خوب و متفاوت می کنم. بحث به هیچ وجه شخصی نیست و می خواهم باتوجه به درسی ...
ساز خوش تلویزیون در شب های پاییز
قرائن و شواهد حاکی از این واقعیت است که با شروع فصل پاییز، تلویزیون کمربندش را محکم بسته و ساز خوش نوایی را کوک کرده برای سرگرمی سازی و رنگ و لعاب بخشیدن به ساعت های فراغت و آسودن مخاطبانش. در این شب های بلند پاییزی، بینندگان و دوستداران قاب جادویی ساعات خوشی را دارند با رسانه محبوب خود؛ از ساعات آغازین گرفته تا پاسی از شب. شبانگاه با ماه و پلنگ شبکه 3 آغاز می شود، با هشت و نیم دقیقه شبکه 2 ادامه پیدا می کند و با معمای شاه شبکه یک به سر می شود و پایان می گیرد. هم مخاطب وفادار و پیگیر تلویزیون می تواند اوقات فراغتش را در کنار خانواده با این مجموعه ها بگذراند و هم بیننده سختگیر و گزیده کار قادر است از میان این سه سریال که دارای فضا و تم متفاوت است، آن اثر را که مطلوب است و دلخواسته اش، برگزیند و به تماشایش بنشیند. علاقه مندان آثار تاریخی با معمای شاه سرگرم می شوند و دوستداران درام های خانوادگی با ماه و پلنگ و هشت و نیم دقیقه. هر سه مجموعه هم مالامال هستند از بازیگران محبوب و مشهور در رده های سنی مختلف؛ از داریوش ارجمند و سعید نیکپور و گوهر خیراندیش گرفته تا سام درخشانی و شبنم قلی خانی و بیتا سحرخیز. همه عوامل و لوازم دست به دست هم داده اند تا قدرت انتخاب مخاطب را ارتقا دهند و او را مخیر سازند تا به تماشای اثر مورد علاقه و بازیگران محبوبش بنشیند و نظاره گر هنرنمایی آنها باشد. این چیدمان متنوع و خلاقانه آثار نمایشی است که بیننده را قوت و توان می دهد که با فراغ بال و طیب خاطر و به دور از دلزدگی و ملالت، تلویزیون را برای گذراندن اوقات برگزیند و دیگر دل در گرو آثار سطحی و بعضا مبتذل پخش شده از دایره زنگی نگذارد. مخاطب ایرانی تا به تماشای سریال های جذاب و پرتعلیق وطنی بنشیند، شب به پایان رسیده و دیگر مجالی نمی ماند برای خودنمایی آثار اغواگر آن ور آبی با فرسنگ ها فاصله از فرهنگ و مناسبات خانواده های ایرانی. حدیث تنگناها و عسرت های مالی که گریبان رسانه ملی را در سال های اخیر گرفته، اسرار مگویی نیست که دیگران از آن مطلع نباشند. مدیران سازمان صداوسیما اما کوشیده اند با مدیریت بهتر بودجه و منابع به رغم این به طور مستمر و لاینقطع آثار نمایشی را تولید و روانه آنتن پخش کنند، به نیت پرکردن و غنی سازی اوقات فراغت بینندگان میلیونی خود. حاصل این کنش های ریاضت گونه حالا و در شب های بلند پاییزی بخوبی به بار نشسته و نمایان شده است. پخش متوالی سه سریال درخور توجه و تامل و قابل دفاع، حاصل این تلاش است که لبخند رضایت را بر لبان مخاطبان قاب کوچک نشانده است. می توان امیدوار بود که این رویه میمون و مبارک همچنان استمرار داشته و مخاطبان تلویزیون تا آخر سال شاهد پخش مجموعه های نمایشی جذاب، پرتعلیق و دراماتیک باشند. سریال های جدید در راه است؛ همسایه ها، لیسانسه ها، پرستاران، روشنایی روز تاریکی شب و... و ... . محسن محمدی ...
سردار نقدی از تولد در خیابان شاپور تا مبارزه در بوسنی
خودمان را آماده می کردیم، هم اینکه پولدار بودند؛ حالا از هر جایی که می رسید، بالاخره پول می رسید. مثلا می توانستند اعلامیه و کتاب زیادی منتشر کنند و دستشان به لحاظ مالی پُر بود. ما امکاناتمان مردمی بود . سال 58 شما همچنان در گیلان بودید؟ من بر اثر یک حادثه، سپاهی شدم. منافقین قصد داشتند در رشت به سپاه حمله کنند . منافقین یا گروه های کمونیست؟ سال 58 ما در دانشگاه به بچه
یک هفته پس از ازدواج خبر شهادت همسرم را آوردند/ تمام زندگی همسرم وقف جهاد شد
خوانندگان با شما خودتان را به طور کامل معرفی فرمایید؟ کبری جمال زاده هستم . متولد 1344 در شهرستان بندر انزلی. دارای مدرک تحصیلی کارشناسی در رشته امور تربیتی، پژوهشگر و نویسنده دو کتاب تحت عنوان محرم و نامحرم از دیدگاه قرآن و روایات و در مقام فهم کبریا بودم که آخرین سمتم در طی سی سال خدمت در آموزش و پرورش به عنوان مدیر دبیرستانهای دخترانه شاهد رشت بود که بازنشسته شدم . دارای چهار فرزند دختر به
تلویزیون مخاطبان شگفت انگیزی دارد
شما بازیگر کم سن وسال تری به نسبت دیگر هنرپیشگان حاضر در سریال هشت و نیم دقیقه محسوب می شوید؛ با این حال نگاهی گذرا به کارنامه کاری تان کافی است تا دریابیم طی این مدت در آثار سینمایی کارگردانان زیادی حضور پیدا کرده اید. شروع کار بازیگری برایتان به چه صورت بوده و چطور به اینجا رسیدید؟ من تقریبا از همان 18 سالگی وارد سینما شدم و از آنجا که به کلاس های بازیگری می رفتم، با اتمام کلاس ها خدا کمکم کرد و اتفاق خوشایند ورود به سینما برایم رخ داد. البته همان طور که می دانید در اوایل راه هنرپیشگی، بازیگر خودش خیلی حق گزینش ندارد بلکه انتخاب می شود؛ با این حال خدا را شکر می کنم که پروژه های خوبی به من پیشنهاد و شروع کارم با اتفاقات خوبی همراه شد. در همین مدت کوتاه بازیگری تان به قالب خاصی هم محدود نمانده اید و از سینما تا شبکه نمایش خانگی و این روزها هم که تلویزیون را تجربه کرده اید. این قضیه هم شانسی و اتفاقی بود؟ هر پروژه ای برای من مثل یک هندوانه در بسته است و آدم واقعا نمی داند کاری که به او پیشنهاد شده در نهایت منجر به اتفاق خوبی خواهد شد یا نه. البته قصه و متن کار برایم خیلی مهم است و این طور نبوده که مثلا با خودم بگویم الان حتما می خواهم این قالب را هم تجربه کنم. البته در این میان تلویزیون قالب متفاوتی محسوب می شود و احتمالا خودتان هم به این قضیه اذعان دارید که حضور در هشت و نیم دقیقه موجب شده بسیار بیشتر از قبل دیده و شناخته شوید. درست است؟ بله، خوشحالم که این را می گویید. در این چند سال خیلی دوست داشتم موقعیتی ایجاد شود که حضور در تلویزیون را هم تجربه کنم. تلویزیون رسانه ای بسیار مقدس و جذاب است، چرا که مخاطبان زیادی دارد و این مخاطبان واقعا شگفت انگیزند! با این حال نقشی که قرار بود با آن برای نخستین بار در تلویزیون دیده شوم هم برایم خیلی مهم بود. مدت ها بود به دنبال نقشی خوب و جذاب بودم و با خواندن فیلمنامه هشت و نیم دقیقه و شخصیت یلدا احساس کردم همان نقشی است که منتظرش بودم. در کنار این مساله، حضور گروه بازیگران خوب و کارگردان و تهیه کننده باعث شد برای قبول کار مصمم تر از قبل باشم. از ویژگی های نقشتان (یلدا) برایمان بگویید. او چه خصوصیات و ویژگی هایی دارد؟ تعریف خودتان از او چیست؟ یلدا را خیلی دوست دارم چون نقشی است که نوسان ها و بالا و پایین های زیادی دارد. او در تصمیماتش جدی است و دختری است که مدت ها بود به این شکل در تلویزیون مورد توجه قرار نگرفته و به آن پرداخته نشده بود. یلدا دختری ساده و پاک و زلال است که با همه وجودش عاشق شده و شخصیتی بکر و دست نخورده دارد. یلدا تا حدودی هم سن و سال خودتان است. چقدر تلاش کردید به لحاظ شخصیتی به وی نزدیک شوید؟ آیا خود او و اقدامات و تصمیماتش را درک می کردید و با آنها موافق بودید؟ یلدا دختری 18 ساله است و از این لحاظ کمی با من تفاوت دارد. با این حال خیلی با او ارتباط برقرار کردم. دخترهایی که به این سن وسال می رسند، اصولا همه به طور ناخودآگاه به دنبال کوه و پشتوانه ای می گردند تا بتوانند به او تکیه کنند و از آن احساس حمایت و امنیت دریافت کنند. احتمالا این عشق و علاقه بی حد یلدا به فرزین هم از همین جا ناشی می شود. دلیل دیگر رفتارهایش را در همان بکر بودن شخصیت و رفتار او می دانم و این که در اوج سادگی مدام جذب رفتارهای فرزین می شود. پس به عقیده شما یلدا آدم منفعلی نیست و فقط تصمیم گیری های اشتباهی دارد. درست است؟ دقیقا. اگر منفعل بود به حرف همه آدم های اطرافش گوش می کرد و هرچه آنها می گفتند می گفت باشد. اما الان می بینیم که این طور نیست و به حرف تنها کسی که گوش می کند فرزین است. شما از چهره های فعال در شبکه مجازی و بخصوص اینستاگرام هم هستید. بعد از دیده شدن در این مجموعه تغییری هم در صفحه تان به وجود آمد؟ تعداد دنبال کنندگان تان بیشتر نشد؟ خیلی! ناگهان دیدم فالوئرهایم بسیار بیشتر از قبل شدند و عده زیادی که تازه با مجموعه هشت و نیم دقیقه مرا دیده بودند به دنبال صفحه شخصی ام در اینترنت آمدند. و بازخوردهای این افراد به چه صورت است؟ بیشتر نظراتی که برایتان می گذارند چیست؟ قبل از هر چیز خدا را شکر می کنم که از همان یکی دو قسمت اول، کار گرفت و مجموعه دیده شد. دلیل این استقبال و دنبال شدن در صفحه ام هم به خاطر همین است. نکته دوم این که من جزو آن دسته از بازیگرانی هستم که خوشبختانه صفحه ام جو آرامی دارد و خیلی پر از نظرات توهین آمیز یا کلماتی که مجبور به حذف کردنشان باشم نیست. الان که مجموعه دارد پخش می شود مردم درخصوص نقش یلدا هم با من صحبت می کنند و خیلی هایشان به هم تاکید می کنند که زن فرزین نشو و گولش را نخور! از این نوع نظرات جالب و جذاب زیاد دارم و از این بابت خوشحالم. زهرا غفاری ...
وضعیت زبان فارسی در آستانه ی انقلاب مشروطیت
نخستین کوشش برای نوشتن رُمانی به فارسی به سبک اروپایی بود. کتاب در سه جلد است و هنگامی که جلد اول بدون ذکر نام نویسنده در سال های پیش از انقلاب مشروطه منتشر شد هیجان بزرگی در مملکت برانگیخت. محتوای کتاب انتقادی کینه توزانه از اوضاع جاری ایران بود، از این رو سعی شد جلو توزیع آن گرفته شود و حکومت مستبد وقت خوانندگان کتاب را جریمه و افرادی را به ظن نگارش آن دستگیر کرد. (2) اما این اقدامات سودی نبخشید
راوی ایران عصر مشروطه
سفرنامه اش دارای جنبه های تخصصی و علمی است. وی همچنین انجمن سیاست فرهنگی آلمان و انستیتوی مطالعات خارجی را در شهرهای لایپزیک و برلین پایه گذاری کرده است و مدیریت بنیاد پژوهش درباره مهاجرت و جغرافیای فرهنگی فردریش راتسل را نیز برعهده داشته و مجله تمدن آلمان در جهان را نیز به مدت 30 سال در این کشور منتشر می کرد. اصلی ترین آثار گروته عبارتند از: خط آهن بغداد و دهقانان شوبیایی در ماورای قفقاز و فلسطین
ممکن است متهم به بازاری نویسی شوم/ با انگ مذهبی نویسی برخی طلبه ها آثار خنثی منتشر می کنند
از مجلات دفتر تبلیغات اسلامی داشتم. اما علاقه ام به سینما باعث شد به سمت فیلمنامه نویسی گرایش پیدا کنم و سال ها روی این موضوع تمرکز کنم. سال ها شاگرد آقایان رحمت الله امیدوار و استاد منصور براهیمی بوده و هستم. لذا بین دوستانی که من را می شناسند بیشتر به عنوان یک فیلمنامه نویس شناخته می شوم تا یک داستان نویس. در زمیه فیلمنامه نویسی هم بیشتر در حوزه فیلمنامه انیمیشن ورود کرده بودم و در
نگاهی به سوابق خالق - نیمه پنهان -
، برادر معاون سابق وزارت اطلاعات و وزیر دادگستری فعلی، منتشر می شد، سال 91 گزارشی با عنوان نیمه پنهان کیهان درباره حسین شریعتمداری و حسن شایان فر منتشر کرد. در این گزارش، آمده بود: اواسط دهه 60 گروهی از کارشناسان سپاه و معاونت اجتماعی وزارت اطلاعات به زندان اوین رفتند تا با زندانیان سیاسی چپ به ویژه آنها که به دلیل کم تجربگی، گرفتار عضویت در گروه های مخالف شده بودند، مباحثه کنند. گروهی که برخی از
تجلیل استادان رسانه و اندیشه از یک کتاب
انجام داده و هنر او نیز همین است که سخنرانی های خود را به متن تبدیل کرده است. ایده شکل نمی گیرد مگر اینکه فرد قدرت گفت وگو پیدا کند و پس از آن، خواندن فعال به عنوان فرآیند دوم آورده شده است. اینکه واکنش فعال نسبت به متن به جای خواندن انفعالی داشته باشد. ما در شروع آموزش، به خواندن انفعالی بیشتر عادت داریم تا خواندن فعال. سپس، با توجه به ویژگی جامعه ما بر نوشتن برای خلق و پروراندن ایده، به عنوان
سرگذشت زبان فارسی در انقلاب مشروطیت
] امام رضا در مشهد در 29 مارس 1912 [9 فروردین 1291]، که در آن حادثه بسیاری از مردم بی گناه، اعم از محلی و زائر، کشته شدند اوج این فجایع بود و اثر دردناک توصیف ناپذیری در سراسر جهان اسلام برجا نهاد. (3) مجلس دوم نیز، زیر فشار خارجی، در 1330 ه .ق منحل شد. طی حدود سه سال فترت بعدی، به گفته ی براون، وزیران کابینه ی ایران نمی توانستند بدون تصویب سفارتخانه های روس و انگلیس مقام خود را حفظ کنند، تا چه
ریل بینبریج؛ داستان نویسی به سبک چارلز دیکنز
بینبریج، گفت که هر دو کتاب من را خوانده است و کتاب های خیلی افتضاحی بوده اند و پرسید که اثر دیگری هم دارم یا نه. این خانم آنا هیکرافت بود، همسر کالین هیکرافت که بعدها در انتشارات دوکورث به مدت شش سال ویراستار کارهای من بود. بدون آنا فکر نمی کنم اصلا کالین من را جدی می گرفت، چون او ناشری کاملا دانشگاهی بود و علاقه ای به رمان نداشت. اینها برمی گردد به سال 1971. بعدها خود آنا هم مشغول نوشتن شد و با
برگزاری 12 نمایشگاه هنری درفرهنگسراهای تهران
گفته مهناز انصاف پور مسئول نگارخانه کلک خیال فراخوان مسابقه طراحی، نقاشی، نگارگری، نقاشیخط و تصویرسازی سوگواره رنگ ها با موضوع عاشورا از 12 مهرماه در هنرستان ها و مراکز فرهنگی منطقه چهارده منتشر شد. وی افزود: از بین آثار رسیده به دبیرخانه سوگواره رنگ ها، هیات داوران بر اساس شاخص های خلاقیت و نوآوری، مطابقت موضوع با اثر و میزان تاثیرگذاری 32 اثر را به عنوان آثار منتخب برای نمایشگاه انتخاب
رُمان تاریخی در دوران پس از مشروطه
کرمانشاه منتشر شد. نویسنده، محمدباقر خسروی، از خانواده ای زمیندار بود که رفته رفته تهیدست شده و به طبقه ی متوسط پیوسته بود. در دوره ی کشت و کشتار محمدعلی شاه و قیام مشروطه خواهان، خسروی بارها به زندان افتاد و از شهر زادگاهش رانده شد. کتاب حجیم او در سه جلد در سال های 1327-1328 ه .ق که کشور دستخوش جنگ داخلی بود نوشته شد (جلد دوم را ماری و نیسی و جلد سوم را طغرل و همای نامید)؛ ولی هر جلد در واقع داستان